ميفرموديد خداوند، فرزندي به من عطا خواهد كرد. حال كه خداوند آن پسر را عطا كرده، اگر اتفاقي بيفتد و شما از دنيا برويد - خداوند آن روز را نياورد - به چه كسي مراجعه كنيم ؟ امام رضا(ع) با دست خود به امام جواد(ع) اشاره كرد. صفوان به امام گفت : قربانت گردم اين پسر بچه هنوز سه ساله است ! امام (ع) جواب داد: "اشكال ندارد و از اين جهت نقصي به او نيست . عيسي (ع) حجت خدا بر مردم بود در حالي كه سه ساله بود."[1]در نقل ديگري آمده است كه به امام جواد(ع) گفته شد: بعضي نسبت به امامت شما با اين سن كم حرف دارند، حضرت با اشاره به قصه سليمان (ع) و داود(ع) فرمود: "خداوند به داود وحي كرد تا سليمان را در حالي كه كودك بود و گوسفند ميچرانيد به جانشيني خود انتخاب كند."[2]
آخرين حجت خدا
عقيده به يك منجي و اميد به ظهور يك دولت جهاني و برپا كننده عدالت، كم و بيش در همه اديان وجود دارد. در دين يهود، مسيحيت و حتي در مذاهب هندو، زرتشت و بودا، بشارت به مصلح آسماني آمده است . در مزامير داود - كه امروزه جزء عهد قديم (تورات) است - آمده : "و اما نسل شرير منقطع ميشوند و صالحان وارث زمين خواهند شد و در آن هميشه سكونت خواهند كرد."[3]و در جاي ديگري از آن آمده است : "متبركان خدا وارث زمين خواهند شد، اما ملعونان وي منقطع خواهند شد."[4]همين عقيده سبب شده كه انسانها با همه سختي ها، تلخي ها و ستم هايي كه بر آنها روا ميشود، هيچ گاه نا اميد و سرخورده نشوند و به تداوم زندگي اميدوار باشند.
[1]همان، ص 383، حديث 2 .
[2]همان، حديث 3 .
[3]مزامير، مزمور 37، آيه 22 و 23 .
[4]همان، آيه 29 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :256
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
در قرآن نيز به اين مطلب تصريح شده كه خدا اين وعده را در كتابهاي انبياي گذشته به صالحان داده است كه وارث زمين خواهند شد: (و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر أن الارض يرثها عبادي الصالحون )[1]"ما در زبور نوشتيم - پس از آن كه در تورات [يا لوح محفوظ] نوشته بوديم - كه بندگان شايسته من وارث زمين خواهند شد." در آيه ديگري كه به حكومت صالحان و جانشيني آنان در روي زمين مربوط است، چنين آمده است : "خدا به كساني از شما كه ايمان آورده و اعمال شايسته انجام داده اند وعده كرده است كه آنان را در زمين جانشين گرداند، چنان كه پيشينيان آنان را جانشين گردانيد; و حتما دينشان را كه براي آنان پسنديده استقرار دهد و به دنبال ترسشان به آنان امنيت عنايت كند." از امام باقر(ع) و امام صادق (ع) نقل شده كه منظور از بندگان صالح، امام مهدي (عج) و ياران او هستند.[2]در روايات زيادي از منجي عالم و آخرين وصي ، با لقب هاي مهدي، قائم آل محمد6و حجت خدا ياد شده است . در كتابهاي حديثي از جمله كتابهاي اهل سنت، روايات زيادي درباره حضرت مهدي (عج) وجود دارد كه برخي ادعاي متواتر بودن آنها را كرده اند.[3]در روايتي آمده كه از نسل پيامبر6شخصي به نام مهدي در آخرالزمان ظهور ميكند. "لاتذهب الدنيا حتي يلي امتي رجل من اهل بيتي يقال له المهدي"[4]"دنيا به پايان نمي رسد، مگر اين كه مردي از اهل بيت من - كه مهدي نام دارد - زعامت امتم را عهده دار شود."
[1]سوره انبياء (21)، آيه 105) .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 47، حديث 6 .
[3]علامه شوكاني كتابي در اين زمينه دارد به نام : "التوضيح في تواتر ما جاء في المنتظر و الدجال و المسيح".
[4]طوسي، كتاب الغيبة، ص 182; حمويني، فرائد السمطين، ج 2، ص 328; مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 79 و 81 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :257
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
ظهور حضرت مهدي (عج)
ابن ابي الحديد در شرح اين كلام امام علي (ع) كه ميفرمايد: "خلف فينا راية الحق" (همانا پيامبر6پرچم حق را براي پس از خود در ميان ما گذاشت)، ميگويد: اين سخن اشاره به قرآن و عترت دارد;[1]و درباره جمله "حتي يطلع الله لكم من يجمعكم و يضم نشركم" (تا وقتي كه خداوند آن [امامي ] كه به بركت او همه را گرد آورد ظاهر گرداند)، مينويسد: اين جمله اشاره به حضرت مهدي (عج) است كه در آخر الزمان ظهور ميكند.[2]در روايات ائمه (ع) علاوه بر اين كه آن حضرت از ذريه پيامبر6شمرده شده، پدران او نيز به ترتيب مشخص شده اند. در بعضي از روايات، حضرت مهدي (عج) از فرزندان امام حسين (ع) شمرده شده است . از رسول خدا6نقل است : امامان پس از من دوازده نفرند كه نه نفر آنان از نسل حسين (ع) هستند، و مهدي (عج) از اين نه نفر است .[3]از امير المؤمنين (ع) درباره اين حديث نبوي : "اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي" پرسيده شد كه "عترت" چه كساني هستند؟ آن حضرت فرمود: "من، حسن، حسين و امامان نه گانه از فرزندان حسين (ع); كه نهمين آنان مهدي (عج) و قائم آنان است ."[4]از امام حسن (ع) نيز نقل است كه با ياد از حضرت مهدي (عج) فرمود: "او نهمين فرزند برادرم حسين (ع) است ."[5]
[1]ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 7، ص 85، شرح خطبه 99 .
[2]همان، ص 94 .
[3]طوسي، كتاب الغيبة، ص 188) و 189) و 191) ; مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 35 و 66 و 133) .
[4]صدوق، اكمال الدين، ج 1، ص 351 .
[5]مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 132، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :258
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
در روايات ديگري امام مهدي (عج) از نسل حضرت زهرا(س) معرفي شده است . از رسول خدا6نقل است كه خطاب به حضرت فاطمه (س) فرمود: "بهترين انبيا از ما ميباشد و او پدر تو است، و بهترين اوصيا از ما ميباشد كه شوهر تو باشد، و از ما ميباشد مهدي و او از فرزندان تو است ."[1]احاديث مربوط به حضرت مهدي (عج) در مسند احمد بن حنبل و صحيح بخاري كه در قرن سوم هجري، قرن ولادت امام مهدي (عج) تأليف شده اند آمده است .[2]اين دو كتاب از كتابهاي معتبر اهل سنت به شمار ميآيند. از جمله احاديثي كه احمدبن حنبل در مسند خود آورده اين است : "لو لم يبق من الدنيا الا يوم بعث الله عزوجل رجلا منا يملاها عدلا كما ملئت جورا"[3]"اگر از عمر جهان جز يك روز باقي نمانده باشد، خداوند به طور حتم در آن روز شخصي از ما را برمي انگيزد و او جهان را پر از عدل و داد ميكند، همان گونه كه پر از ظلم شده است ." وهابي ها نيز با اين كه به پيروي از ابن تيميه به داشتن عقايد خاصي برخلاف تمامي فرقه ها معروف شده اند، احاديث مربوط به مهدي (عج) را پذيرفته اند و در بيانيه اي كه رابطة العالم الاسلامي - مستقر در مكه - در سال 1976 م صادر كرد ضمن پاسخ به پرسش شخصي درباره حضرت مهدي (عج) با يادآوري اين نكته كه ابن تيميه نيز احاديث مربوط به مهدي را پذيرفته است اعلام كرد: او (مهدي (عج" آخرين خليفه از خلفاي راشدين دوازده گانه است كه در كتب صحاح از قول پيامبر6نقل شده است، و احاديث مربوط به مهدي (عج) را بسياري از صحابه پيامبر نقل كرده اند. در اين بيانيه به كتابهاي تأليف شده در اين موضوع اشاره كرده و تصريح دارد كه احاديث مربوط به مهدي (عج) متواتر است .
[1]همان، ج 51، ص 67، حديث 6 ; و ج 36، ص 369 و 370 .
[2]احمدبن حنبل، المسند، ج 1، ص 84 و 99 و 448 ; و ج 5، ص 277، چاپ دارالفكر.
[3]همان، ج 1، ص 99 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :259
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
ابن خلدون با تشكيك در پاره اي از اين احاديث، اعتراف ميكند كه در ميان تمام مسلمانان در طول قرون و اعصار مشهور بوده و هست كه در آخرالزمان مردي از خاندان پيامبر6ظهور ميكند... وي آنگاه اقرار ميكند كه بعضي از احاديث قابل خدشه نيستند.[1]
انتظار ظهور مهدي (عج) پيش از ولادت او
بشارت به قيام حضرت حجت (عج) در روايات نقل شده از رسول خدا6و ائمه (ع) به حدي است كه در زمان ائمه معصومين (ع) اصحاب آنان انتظار ظهور و قيام شخصي به نام قائم آل محمد6را داشتند. گاهي از ائمه (ع) ميپرسيدند آيا شما قائم آل محمد6هستيد؟ يونس بن عبدالرحمان ميگويد: بر امام كاظم (ع) وارد شدم و عرض كردم : اي پسر رسول خدا! آيا شما قائم به حق هستيد؟ حضرت فرمود: "من قائم به حق هستم، ولي آن قائمي كه زمين را از وجود دشمنان خدا پاك خواهد كرد پنجمين نفر از فرزندان (نسل) من است ."[2]
تولد امام زمان (عج)
مشهور اين است كه تاريخ ولادت حضرت مهدي (عج) در نيمه شعبان سال 255 هجري قمري بوده است . دوازدهمين وصي پيامبر كه نام و كنيه او نام و كنيه رسول خداست، از امام حسن عسكري (ع) و همسرش نرجس در شهر سرمن رأي (سامرا) به دنيا آمد.[3]پس از ولادت حضرت مهدي (عج)، امام حسن عسكري (ع) عقيقه كرد
[1]مقدمه ابن خلدون، ص 322 به بعد.
[2]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 31 از ابواب امر به معروف، ج 12، ص 282، حديث 6 .
[3]مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 23 و 24 و 25 ; شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص 234 ; صدوق، اكمال الدين، باب 42، ص 424 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :260
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
و صدقه داد و خبر ولادت او را به برخي از شيعيان اعلام نمود[1]و به بعضي نيز او را نشان داد، عده اي نيز براي عرض تبريك به خدمت آن حضرت شرفياب شدند.[2]و فرمود: "اين امام شما پس از من است ... و همان قائمي است كه گردنها به انتظارش كشيده شده است . او همان است كه هنگامي كه زمين پر از جور و ستم شده به پا ميخيزد و آن را پر از عدل و داد ميكند."[3]
غيبت امام زمان (عج)
پس از شهادت امام حسن عسكري (ع) عده اي از شيعيان، امام زمان (عج) را ديده و در دوره اي واسطه ميان آن حضرت و شيعيانش بوده اند كه از آن جمله نواب اربعه ميباشند. و اين افراد را امام حسن عسكري (ع) افرادي امين و عادل معرفي كرده اند. مثل ابوعمرو عثمان بن سعيد، پسرش محمد بن عثمان و سفيران ديگري كه مدتها واسطه ميان او و شيعيان بوده اند.[4]اين دوره را اصطلاحا غيبت صغرا ميگويند كه از سال 260 ه' . ق شروع شده و تا سال 329 ه' . ق ادامه يافت، و از اين سال دوره غيبت كبرا آغاز شده و تا زماني كه خداوند اذن ظهور بدهد ادامه دارد. اصطلاح غيبت صغرا و كبرا، پيش از ولادت امام زمان (عج) در سخنان ائمه (ع) آمده است . از امام صادق (ع) نقل شده : "ان لصاحب هذا الامر غيبتين : احداهما تطول ..."[5]"همانا براي صاحب اين امر دو غيبت است كه يكي از آن دو طولاني است ." غيبت امام زمان (عج) به اين معنا نيست كه آن حضرت در جايي مخفي شده باشد، بلكه منظور اين است كه مردم او را نمي شناسند. امام صادق (ع) فرمود:
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 5، حديث 9 و 11) ; صدوق، اكمال الدين، باب 42، ص 430 و 431، حديث 6 .
[2]شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص 251 .
[3]مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 5، حديث 11) .
[4]شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص 108) و 109) ; مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 343 تا 366، باب 16) .
[5]مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 153، حديث 5 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :261
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
"مهدي همانند يوسف است . چگونه يوسف در ميان برادرانش بود ولي او را نمي شناختند، مهدي نيز در ميان مردم است ولي او را نمي شناسند. همان گونه كه خداوند در وقت مناسب، اجازه داد برادران يوسف او را بشناسند آنجا كه اظهار داشت : (هل علمتم ما فعلتم بيوسف )[1]در وقت مناسب هم اجازه خواهد داد مردم امام زمانشان را بشناسند."[2]غايب شدن امام و پيشواي هر امتي امري غير طبيعي و باور كردن آن براي عموم مشكل است . درباره غيبت حضرت مهدي (عج)، پيامبر6و ائمه (ع) با طرح اين موضوع به تدريج زمينه پذيرش آن را آماده ميكردند. اين تلاش در عصر امام هادي (ع) و امام عسكري (ع) به خاطر نزديك شدن به عصر غيبت محسوستر بود. در عصر امام حسن عسكري (ع) ارتباط مستقيم شيعيان با آن حضرت كمتر بود و مسائل را بيشتر از طريق نمايندگان خويش بيان ميفرمود. آن حضرت ضمن زمينه سازي و آماده كردن شيعيان براي دوران غيبت، فرزندش مهدي (عج) را به برخي از شيعيان نشان ميداد تا آنان مطمئن شوند حجت خدا در زمين وجود دارد و به وسيله آنان به اطلاع ساير شيعيان برسد. يك بار امام حسن عسكري (ع) در مجلسي كه محمد بن عثمان بن سعيد - دومين نايب خاص امام زمان (عج) - به همراه چهل نفر از شيعيان حاضر بودند فرمود: ميخواهيد بگويم براي چه به اينجا آمده ايد؟ عرض كردند آري ! فرمود: براي اين به اينجا آمده ايد كه از امام پس از من بپرسيد. گفتند: آري ! در اين هنگام پسري نوراني همچون پاره ماه كه شبيه ترين مردم به امام حسن عسكري (ع) بود وارد مجلس شد. حضرت با اشاره به او فرمود: "هذا امامكم من بعدي و خليفتي عليكم ... ألا و انكم لا ترونه بعد يومكم هذا" "اين امام شما
[1]سوره يوسف (12)، آيه 89 .
[2]صدوق، اكمال الدين، باب 5، ص 144) و 145، حديث 11) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :262
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
پس از من و جانشين من در ميان شماست . فرمان او را اطاعت كنيد و پس از من اختلاف نكنيد كه در اين صورت هلاك ميشويد و دينتان تباه ميگردد. و بدانيد كه پس از اين ديگر او را نخواهيد ديد."[1]
فلسفه غيبت امام زمان (عج)
اعتقاد به حضرت مهدي (عج) و غيبت آن حضرت يك امر ديني است . وجود امام معصوم، مظهر تجلي لطف الهي و بر اساس سنت الهي ميباشد; تا در همه زمانها حجت الهي بر مردم وجود داشته باشد. "اللهم بلي لاتخلو الارض من قائم لله بحجة اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج الله و بيناته"[2]"خدايا آري ! زمين از كسي كه به حجت و دليل، دين خدا را برپا دارد خالي نمي شود. او يا آشكار و مشهود است و يا ترسان و پنهان ; تا حجت ها و دليل هاي روشن خدا از بين نرود." غايب بودن او باعث نمي شود كه در ضرورت وجود و لطف بودن او اشكالي وارد شود. همان گونه كه اگر كافري به تكاليف الهي معرفت پيدا نكند، نمي توان گفت تكاليف الهي از لطف بودن در حق مكلفان خارج شده اند.[3]مبسوط اليد نبودن امام زمان و محروم شدن مردم از فيض حضور او موضوعي است كه به خود مكلفان مربوط است . چه بسا امام زنده و حاضر باشد، اما او قدرتي نداشته باشد و يا مردم خود را از پرتو وجود و تعاليم او محروم كنند.[4]چنان كه در زمان امام علي (ع) و امام حسن (ع) و همچنين ساير ائمه (ع) مردم آن گونه كه شايسته و سزاوار بود از آن بزرگواران بهره نگرفتند، نفس وجود يك امام و پيشواي معنوي
[1]شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص 357 ; صدوق، اكمال الدين، باب 43، ص 435، حديث 2 ; مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 346 و 347 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 147، ص 497 ; مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 92، حديث 6 .
[3]شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص 7 و 8.
[4]همان .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :263
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست