بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 261

و صدقه داد و خبر ولادت او را به برخي از شيعيان اعلام نمود[1]و به بعضي نيز او را نشان داد، عده اي نيز براي عرض تبريك به خدمت آن حضرت شرفياب شدند.[2]و فرمود: "اين امام شما پس از من است ... و همان قائمي است كه گردنها به انتظارش كشيده شده است . او همان است كه هنگامي كه زمين پر از جور و ستم شده به پا مي‌خيزد و آن را پر از عدل و داد مي‌كند."[3]

غيبت امام زمان (عج)

پس از شهادت امام حسن عسكري (ع) عده اي از شيعيان، امام زمان (عج) را ديده و در دوره اي واسطه ميان آن حضرت و شيعيانش بوده اند كه از آن جمله نواب اربعه مي‌باشند. و اين افراد را امام حسن عسكري (ع) افرادي امين و عادل معرفي كرده اند. مثل ابوعمرو عثمان بن سعيد، پسرش محمد بن عثمان و سفيران ديگري كه مدتها واسطه ميان او و شيعيان بوده اند.[4]اين دوره را اصطلاحا غيبت صغرا مي‌گويند كه از سال 260 ه' . ق شروع شده و تا سال 329 ه' . ق ادامه يافت، و از اين سال دوره غيبت كبرا آغاز شده و تا زماني كه خداوند اذن ظهور بدهد ادامه دارد. اصطلاح غيبت صغرا و كبرا، پيش از ولادت امام زمان (عج) در سخنان ائمه (ع) آمده است . از امام صادق (ع) نقل شده : "ان لصاحب هذا الامر غيبتين : احداهما تطول ..."[5]"همانا براي صاحب اين امر دو غيبت است كه يكي از آن دو طولاني است ." غيبت امام زمان (عج) به اين معنا نيست كه آن حضرت در جايي مخفي شده باشد، بلكه منظور اين است كه مردم او را نمي شناسند. امام صادق (ع) فرمود:
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 5، حديث 9 و 11) ; صدوق، اكمال الدين، باب 42، ص 430 و 431، حديث 6 .
[2]شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص 251 .
[3]مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 5، حديث 11) .
[4]شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص 108) و 109) ; مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 343 تا 366، باب 16) .
[5]مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 153، حديث 5 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :261

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 262

"مهدي همانند يوسف است . چگونه يوسف در ميان برادرانش بود ولي او را نمي شناختند، مهدي نيز در ميان مردم است ولي او را نمي شناسند. همان گونه كه خداوند در وقت مناسب، اجازه داد برادران يوسف او را بشناسند آنجا كه اظهار داشت : (هل علمتم ما فعلتم بيوسف )[1]در وقت مناسب هم اجازه خواهد داد مردم امام زمانشان را بشناسند."[2]غايب شدن امام و پيشواي هر امتي امري غير طبيعي و باور كردن آن براي عموم مشكل است . درباره غيبت حضرت مهدي (عج)، پيامبر6و ائمه (ع) با طرح اين موضوع به تدريج زمينه پذيرش آن را آماده مي‌كردند. اين تلاش در عصر امام هادي (ع) و امام عسكري (ع) به خاطر نزديك شدن به عصر غيبت محسوستر بود. در عصر امام حسن عسكري (ع) ارتباط مستقيم شيعيان با آن حضرت كمتر بود و مسائل را بيشتر از طريق نمايندگان خويش بيان مي‌فرمود. آن حضرت ضمن زمينه سازي و آماده كردن شيعيان براي دوران غيبت، فرزندش مهدي (عج) را به برخي از شيعيان نشان مي‌داد تا آنان مطمئن شوند حجت خدا در زمين وجود دارد و به وسيله آنان به اطلاع ساير شيعيان برسد. يك بار امام حسن عسكري (ع) در مجلسي كه محمد بن عثمان بن سعيد - دومين نايب خاص امام زمان (عج) - به همراه چهل نفر از شيعيان حاضر بودند فرمود: مي‌خواهيد بگويم براي چه به اينجا آمده ايد؟ عرض كردند آري ! فرمود: براي اين به اينجا آمده ايد كه از امام پس از من بپرسيد. گفتند: آري ! در اين هنگام پسري نوراني همچون پاره ماه كه شبيه ترين مردم به امام حسن عسكري (ع) بود وارد مجلس شد. حضرت با اشاره به او فرمود: "هذا امامكم من بعدي و خليفتي عليكم ... ألا و انكم لا ترونه بعد يومكم هذا" "اين امام شما
[1]سوره يوسف (12)، آيه 89 .
[2]صدوق، اكمال الدين، باب 5، ص 144) و 145، حديث 11) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :262

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 263

پس از من و جانشين من در ميان شماست . فرمان او را اطاعت كنيد و پس از من اختلاف نكنيد كه در اين صورت هلاك مي‌شويد و دينتان تباه مي‌گردد. و بدانيد كه پس از اين ديگر او را نخواهيد ديد."[1]

فلسفه غيبت امام زمان (عج)

اعتقاد به حضرت مهدي (عج) و غيبت آن حضرت يك امر ديني است . وجود امام معصوم، مظهر تجلي لطف الهي و بر اساس سنت الهي مي‌باشد; تا در همه زمانها حجت الهي بر مردم وجود داشته باشد. "اللهم بلي لاتخلو الارض من قائم لله بحجة اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج الله و بيناته"[2]"خدايا آري ! زمين از كسي كه به حجت و دليل، دين خدا را برپا دارد خالي نمي شود. او يا آشكار و مشهود است و يا ترسان و پنهان ; تا حجت ها و دليل هاي روشن خدا از بين نرود." غايب بودن او باعث نمي شود كه در ضرورت وجود و لطف بودن او اشكالي وارد شود. همان گونه كه اگر كافري به تكاليف الهي معرفت پيدا نكند، نمي توان گفت تكاليف الهي از لطف بودن در حق مكلفان خارج شده اند.[3]مبسوط اليد نبودن امام زمان و محروم شدن مردم از فيض حضور او موضوعي است كه به خود مكلفان مربوط است . چه بسا امام زنده و حاضر باشد، اما او قدرتي نداشته باشد و يا مردم خود را از پرتو وجود و تعاليم او محروم كنند.[4]چنان كه در زمان امام علي (ع) و امام حسن (ع) و همچنين ساير ائمه (ع) مردم آن گونه كه شايسته و سزاوار بود از آن بزرگواران بهره نگرفتند، نفس وجود يك امام و پيشواي معنوي
[1]شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص 357 ; صدوق، اكمال الدين، باب 43، ص 435، حديث 2 ; مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 346 و 347 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 147، ص 497 ; مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 92، حديث 6 .
[3]شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص 7 و 8.
[4]همان .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :263

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 264

زنده، هر چند در دسترس مردم نباشد، بسيار مهم است و پيروان به او دلبسته اند و با اين دلبستگي زندگي خود را سامان مي‌دهند و سعي مي‌كنند كاري كنند كه خود را شبيه او كنند. چنين امري در ميان همه ملتها از معتقدان به اديان و كتابهاي آسماني و جز آنها وجود دارد. گويا مردم با همين انديشه مي‌زيسته اند. وجود امام هر چند در پرده غيبت، از آن جهت كه او واجد مقام ولايت الهي است، در هدايت انسانهاي طالب سعادت و حق تأثير عميق دارد. چه اين كه همه هدايت ارائه راه نيست بلكه تصرفات باطني و رساندن به مطلوب نيز هست . به هر حال ولايت معنوي امام حائز اهميت زياد است و چنين امر نياز به حضور در ميان جمع ندارد; مانند ولايت ائمه در زمان حيات دنيايي شان بر كساني كه در دوردست بودند و هرگز آنها را نديدند. تداوم حضور ظاهري امام (ع) در ميان مردم شرايطي دارد، و تا آن شرايط كاملا آماده نشود، حضور مستمر او شدني نخواهد بود. درباره امام زمان (عج) نيز چنين است . آنچه باعث غيبت ولي عصر (عج) است، نبود زمينه مناسب براي امامت ظاهري آن حضرت است . اگر آمادگي عمومي حاصل شود آن حضرت ظاهر خواهد شد.[1]از آنجايي كه امام زمان (ع) آخرين ذخيره الهي است و پس از او ديگر حجتي نخواهد بود، بديهي است وقتي او ظهور مي‌كند كه شرايط اجراي احكام الهي در تمام عرصه گيتي فراهم شود. اگر قرار بود دولت مهدي (عج) مانند ساير حكومت ها در گوشه اي از جهان برپا شود، تحقق آن امر ساده اي بود; ولي حكومت عدل گستر آن حضرت جهاني است و با آن ريشه هاي فساد اجتماعي و اخلاقي و تباهي فردي و جمعي و بن مايه هاي شرك و بت پرستي از بين مي‌رود و توحيد در سراسر عالم گسترده مي‌شود. (ليظهره علي الدين كله و لو كره المشركون )[2]"تا اين دين را بر
[1]همان .
[2]سوره توبه (9)، آيه 33 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :264

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 265

هرچه دين است پيروز گرداند، هرچند مشركان خوش نداشته باشند." براي اين هدف مهم بايد شرايط و زمينه هاي مناسب فراهم شود. بايد وجدان عمومي مردم دنيا آماده پذيرش يك تحول مهم جهاني شود. جهان تشنه عدالت گردد و در يك كلمه منتظر فرج باشند تا آنگاه عدالت گستر جهاني و دادگستر حقيقي از پس پرده غيبت به درآيد و جهان را پر از عدل و داد كند. ان شاءالله .

طول عمر امام زمان (عج)

از جمله مسائلي كه درباره حضرت مهدي (عج) وجود دارد طول عمر آن حضرت است . از عمر امام زمان (ع) قريب به دوازده قرن مي‌گذرد و چه بسا بيش از اينها هم ادامه داشته باشد. با توجه به ميانگين عمر مردم در سطح جهان، اين سؤال پيش مي‌آيد كه چگونه ممكن است شخصي چنين عمر طولاني داشته باشد؟ به رغم بعيد بودن و غيرعادي بودن اين موضوع، قرآن تصريح كرده است كه حضرت نوح (ع) فقط نهصد و پنجاه سال در ميان قوم خود درنگ كرد.[1]از امام صادق (ع) نقل شده كه حضرت نوح (ع) 2500 سال زنده بود.[2]اصحاب كهف سيصد و نه سال در خواب زنده بوده اند.[3]در كتب سيره و تاريخ از افرادي نام برده شده كه عمرهاي طولاني داشته اند. از رسول خدا6نقل شده كه ابراهيم (ع) 175 سال عمر كرد و آدم (ع) 930 سال .[4]هود(ع) 670 سال دوران رسالتش بوده، و عمر افراد قوم او 400 سال ذكر شده است .[5]از اين گذشته از نظر پزشكي هر سلولي استعداد دارد هزاران سال زنده باشد و
[1]سوره عنكبوت (29)، آيه 14) .
[2]صدوق، اكمال الدين، باب 46، ص 523، حديث 1) .
[3]سوره كهف (18)، آيه 25 .
[4]صدوق، اكمال الدين، ص 523، حديث 3 .
[5]مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 108) ; قطب الدين الراوندي، قصص الانبياء، باب 3، ص 90 ; جزائري، قصص الانبياء، ص 69 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :265

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 266

عوض شود. و اگر عوارضي همانند بيماري و... براي انسان پيش نيايد اين امكان وجود دارد كه فردي هزاران سال زنده باشد. به اين جهت نمي توان تنها به اين دليل كه عمر طولاني برخلاف عمر متعارف مردم معمولي است، آن را محال و ناشدني دانست .

انتظار فرج و فلسفه آن

انتظار فرج از عبادات شمرده شده است . پيامبر6انتظار رسيدن فرج از نزد خداي عزوجل را افضل اعمال امت دانسته است .[1]امام سجاد(ع) فرموده است : "منتظران امام زمان (ع) بافضيلت ترين اهل هر زمانند."[2]اميرمؤمنان (ع) فرمود: "بهترين عبادت مؤمن، چشم به راه فرج خدايي داشتن است ."[3]و در كلام ديگري فرمود: "منتظران امر ما، همانند كساني اند كه در راه خدا به خون خود غلتيده اند."[4]امام صادق (ع) فرمود: "هر كس از شما منتظر او باشد، گويا در خيمه قائم قرار دارد."[5]و در سخن ديگري فرمود: "منتظر امام دوازدهم، همانند مجاهدي است كه شمشيرش را كشيده و در زير پرچم پيامبر است و از او دفاع مي‌كند."[6]معناي اين انتظار چيست ؟ انتظار به اين معنا نيست كه كناري بنشينيم و احساس مسؤوليتي نكنيم و ايجاد آمادگي براي جامعه اي معنوي و عدالت مند فراهم نكنيم . انتظار، بي مفهوم و بي مقصد نيست ; و آنچه در اين روايات بر آن تأكيد شده بر اساس فلسفه اي تشويق شده است . رهبران برجسته و صاحبان نبوغ در عرصه پيشوايي، به منزله نيروي محركه اي هستند كه مي‌توانند ملتي را از خمودي و ركود بيرون آورده و به آنان نشاط و تحرك
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 122، حديث 2 .
[2]همان، ج 52، ص 122) .
[3]همان، ج 52، ص 123) .
[4]همان، ج 52، ص 123، حديث 7 .
[5]همان، ج 52، ص 125) .
[6]همان، ج 52، ص 129) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :266

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 267

ببخشند. اين دسته از رهبران نه تنها در زمان حيات خود بلكه داستان زندگي آنان نيز تأثيري فوق العاده بر مردم و آيندگان دارد. از چهره هاي واقعي كه بگذريم، قهرمانان افسانه اي كه كم و بيش در ميان تمامي ملت ها وجود دارند نيز بر فرهنگ ملت ها تأثيرگذار هستند. احساس هر ملتي اين است كه تمام هويت آنان در آن شخصيت تاريخي يا افسانه اي متبلور است . او را سمبل هويت جمعي و تاريخي خود مي‌دانند. رهبران الهي نقشي به مراتب برتر و بالاتر از چهره هاي ملي و قهرمانان افسانه اي دارند. رهبران الهي افزون بر قابليت هاي ذاتي، از چهره اي ملكوتي و معنوي برخوردارند كه به آنها جاذبه اي فوق العاده مي‌بخشد و دلهاي مشتاقان و پيروان را به سمت خود جذب مي‌كنند. رابطه پيروان رهبران الهي با پيشوايان خود بسي محكم تر و فراتر از رابطه اي است كه ساير پيروان با رهبران خود دارند. در مكاتب الهي، مردم امام و پيشواي خود را تجسم مكتب و سمبل به تمام معناي تمام ارزشهاي مورد قبول خود مي‌دانند. در مكتب ديني آنچه مهم است شخصيت معنوي پيشواست . به جرأت مي‌توان ادعا كرد كه تنها مكتبي كه داراي چهره اي واقعي در عرصه پيشوايي آن هم به تناسب زمان و شرايط مختلف است، دين اسلام مي‌باشد. مسلمانان عصر پيامبر6با اقتدا به رسول خدا6و تماشاي سيماي ملكوتي او شيفته معنويت و كرامت او مي‌شدند. روح آن اعراب بدوي و خشن، در پرتو ملاطفت و مداراي رسول رحمت صيقل خورد و لطافتي آسماني پيدا كرد. هر شيعه اي با اعتقاد به وجود امام زمان (ع) و با عقيده به اشراف آن حضرت بر شيعيانش، خواه ناخواه تحت تأثير اين عقيده قرار مي‌گيرد و درصدد كسب رضايت او با انجام وظايف خود و دوري جستن از كارهاي خلاف است . فراق و غيبت پيشواي محبوب، سبب ايجاد حالت انتظار شده و ذهن و دل مريدان خويش را به خود مشغول مي‌كند. در اين حالت امام غايب نقش تربيتي و سازنده اي دارد. در دوران جدايي و انتظار است كه قدرت تخيل اوج مي‌گيرد، شور و اشتياق و سوز و گداز نمودار مي‌شود، حالت شيدايي و محبت حاصل مي‌شود; و به انتظار


صفحه 268

عزيزي نشستن كه غايب است و هر آن اميد مي‌رود كه او از پس پرده غيبت به درآيد، حالتي اسرارآميز و قدسي به وجود مي‌آورد. همين وضعيت باعث تلطيف احساسات شده و عواطف وي ساخته و پرداخته مي‌شود. اين در بعد روحي و تربيتي قضيه است ; اما از بعد اجتماعي، انتظار فرج روحيه ظلم ستيزي و مبارزه با ستمگران را - به منظور آماده كردن زمينه براي قيام مهدي (عج) - در انسان تقويت كرده و به طور دائم حالت آماده باش و تحرك را در منتظران فراهم مي‌كند. خداوندا ما را از منتظران امام عصر (عج) قرار بده و از زمره ياران آن بزرگوار به حساب آور كه در ركابش به فيض شهادت نايل مي‌آيند. آمين يا رب العالمين .