عوض شود. و اگر عوارضي همانند بيماري و... براي انسان پيش نيايد اين امكان وجود دارد كه فردي هزاران سال زنده باشد. به اين جهت نمي توان تنها به اين دليل كه عمر طولاني برخلاف عمر متعارف مردم معمولي است، آن را محال و ناشدني دانست .
انتظار فرج و فلسفه آن
انتظار فرج از عبادات شمرده شده است . پيامبر6انتظار رسيدن فرج از نزد خداي عزوجل را افضل اعمال امت دانسته است .[1]امام سجاد(ع) فرموده است : "منتظران امام زمان (ع) بافضيلت ترين اهل هر زمانند."[2]اميرمؤمنان (ع) فرمود: "بهترين عبادت مؤمن، چشم به راه فرج خدايي داشتن است ."[3]و در كلام ديگري فرمود: "منتظران امر ما، همانند كساني اند كه در راه خدا به خون خود غلتيده اند."[4]امام صادق (ع) فرمود: "هر كس از شما منتظر او باشد، گويا در خيمه قائم قرار دارد."[5]و در سخن ديگري فرمود: "منتظر امام دوازدهم، همانند مجاهدي است كه شمشيرش را كشيده و در زير پرچم پيامبر است و از او دفاع ميكند."[6]معناي اين انتظار چيست ؟ انتظار به اين معنا نيست كه كناري بنشينيم و احساس مسؤوليتي نكنيم و ايجاد آمادگي براي جامعه اي معنوي و عدالت مند فراهم نكنيم . انتظار، بي مفهوم و بي مقصد نيست ; و آنچه در اين روايات بر آن تأكيد شده بر اساس فلسفه اي تشويق شده است . رهبران برجسته و صاحبان نبوغ در عرصه پيشوايي، به منزله نيروي محركه اي هستند كه ميتوانند ملتي را از خمودي و ركود بيرون آورده و به آنان نشاط و تحرك
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 122، حديث 2 .
[2]همان، ج 52، ص 122) .
[3]همان، ج 52، ص 123) .
[4]همان، ج 52، ص 123، حديث 7 .
[5]همان، ج 52، ص 125) .
[6]همان، ج 52، ص 129) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :266
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
ببخشند. اين دسته از رهبران نه تنها در زمان حيات خود بلكه داستان زندگي آنان نيز تأثيري فوق العاده بر مردم و آيندگان دارد. از چهره هاي واقعي كه بگذريم، قهرمانان افسانه اي كه كم و بيش در ميان تمامي ملت ها وجود دارند نيز بر فرهنگ ملت ها تأثيرگذار هستند. احساس هر ملتي اين است كه تمام هويت آنان در آن شخصيت تاريخي يا افسانه اي متبلور است . او را سمبل هويت جمعي و تاريخي خود ميدانند. رهبران الهي نقشي به مراتب برتر و بالاتر از چهره هاي ملي و قهرمانان افسانه اي دارند. رهبران الهي افزون بر قابليت هاي ذاتي، از چهره اي ملكوتي و معنوي برخوردارند كه به آنها جاذبه اي فوق العاده ميبخشد و دلهاي مشتاقان و پيروان را به سمت خود جذب ميكنند. رابطه پيروان رهبران الهي با پيشوايان خود بسي محكم تر و فراتر از رابطه اي است كه ساير پيروان با رهبران خود دارند. در مكاتب الهي، مردم امام و پيشواي خود را تجسم مكتب و سمبل به تمام معناي تمام ارزشهاي مورد قبول خود ميدانند. در مكتب ديني آنچه مهم است شخصيت معنوي پيشواست . به جرأت ميتوان ادعا كرد كه تنها مكتبي كه داراي چهره اي واقعي در عرصه پيشوايي آن هم به تناسب زمان و شرايط مختلف است، دين اسلام ميباشد. مسلمانان عصر پيامبر6با اقتدا به رسول خدا6و تماشاي سيماي ملكوتي او شيفته معنويت و كرامت او ميشدند. روح آن اعراب بدوي و خشن، در پرتو ملاطفت و مداراي رسول رحمت صيقل خورد و لطافتي آسماني پيدا كرد. هر شيعه اي با اعتقاد به وجود امام زمان (ع) و با عقيده به اشراف آن حضرت بر شيعيانش، خواه ناخواه تحت تأثير اين عقيده قرار ميگيرد و درصدد كسب رضايت او با انجام وظايف خود و دوري جستن از كارهاي خلاف است . فراق و غيبت پيشواي محبوب، سبب ايجاد حالت انتظار شده و ذهن و دل مريدان خويش را به خود مشغول ميكند. در اين حالت امام غايب نقش تربيتي و سازنده اي دارد. در دوران جدايي و انتظار است كه قدرت تخيل اوج ميگيرد، شور و اشتياق و سوز و گداز نمودار ميشود، حالت شيدايي و محبت حاصل ميشود; و به انتظار
عزيزي نشستن كه غايب است و هر آن اميد ميرود كه او از پس پرده غيبت به درآيد، حالتي اسرارآميز و قدسي به وجود ميآورد. همين وضعيت باعث تلطيف احساسات شده و عواطف وي ساخته و پرداخته ميشود. اين در بعد روحي و تربيتي قضيه است ; اما از بعد اجتماعي، انتظار فرج روحيه ظلم ستيزي و مبارزه با ستمگران را - به منظور آماده كردن زمينه براي قيام مهدي (عج) - در انسان تقويت كرده و به طور دائم حالت آماده باش و تحرك را در منتظران فراهم ميكند. خداوندا ما را از منتظران امام عصر (عج) قرار بده و از زمره ياران آن بزرگوار به حساب آور كه در ركابش به فيض شهادت نايل ميآيند. آمين يا رب العالمين .
آخرت
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
آخرت
جز عالمي كه اكنون در آن زندگي ميكنيم، عالم ديگري نيز وجود دارد كه از آن به عالم آخرت تعبير ميشود. توجه دادن به عالم آخرت و ايمان به آن، از برنامه هاي اصلي پيامبران الهي است و همه پيامبران مردم را به آن دعوت ميكرده اند. عالم آخرت عالمي است در ادامه حيات دنيا. انسانها پس از مرگ به آن عالم منتقل ميشوند و عقيده و عمل و خصلت هايشان در معرض قضاوت الهي قرار ميگيرد. عالم آخرت از جمله عوالمي است كه خداوند در راستاي آفريدن نظام احسن آفريده است . انسانها سرانجام، چه به صورت فردي و چه جمعي، به آن عالم منتقل خواهند شد. دنيايي كه در آن زندگي ميكنيم، مدت تعيين شده اي دارد و روزي عمرش به سر خواهد آمد و همه به جهان ديگري منتقل ميشوند. (ما خلق الله السموات والارض و ما بينهما الا بالحق و أجل مسمي )[1]"خدا آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است جز به حق و براي سررسيدي معين نيافريده است ." موضوع عالم آخرت از چنان اهميتي برخوردار است كه ايمان به آن جزئي از اعتقادات ديني است . يكي از اركان اساسي اصول دين اعتقاد به عالم آخرت است و بدون آن عقيده به دين كامل نيست .(و من يكفر بالله و ملائكته و كتبه و رسله و اليوم الاخر فقد ضل ضلالا بعيدا)[2]"هر كس كه به خدا و ملائكه اش و كتابهايش و پيامبرانش و روز بازپسين كافر شود، به تحقيق در گمراهي دور و درازي گرفتار آمده
[1]سوره روم (30)، آيه 8 .
[2]سوره نساء (4)، آيه 136) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :271
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
است ."(الهكم اله واحد فالذين لايؤمنون بالاخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون )[1]"معبود شما معبودي است يگانه ; پس آنان كه به آخرت ايمان نمي آورند دلهايشان انكاركننده [ي حق ] است و مستكبرند." در قرآن كريم در آيات بسياري ايمان به آخرت را قرين ايمان به خدا آورده است : (ليس البر أن تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب و لكن البر من آمن بالله و اليوم الاخر...)[2]"نيكوكاري آن نيست كه روي خود را به سوي مشرق و يا مغرب بگردانيد، بلكه نيكي آن است كه كسي به خدا و روز واپسين و... ايمان آورد." گويا وجود عالمي ديگر به جز آنچه اكنون در آن زندگي ميكنيم، از خواست هاي فطري انسانهاست . براي انسان پذيرفته نيست كه سالياني محدود در دنيا زندگي كند و سپس نابود گردد و طومار زندگي اش براي هميشه در هم بپيچد. براي انسانها همواره اين سؤال مطرح بوده و هست كه سرانجامشان چه خواهد شد، و اين سؤال گوياي اين حقيقت است كه حيات بايد ادامه داشته باشد; و اگر نه، آفرينش عالم لغو تلقي ميشود. نسبت دنيا به عالم آخرت، نسبت كشتزار به منزل است . "الدنيا مزرعة الاخرة".[3]دنيا كشتزاري است كه در آن ميكاريم و در منزلگاه اصلي كه همانا آخرت است برداشت ميكنيم . دنيا فرصتي است كه براي انسان فراهم شده تا براي راه طولاني اي كه در پيش دارد زاد و توشه به دست آورد. ميتوان گفت : دنيا مقطعي از حيات طولاني انسان است و جزء ضروري حيات، تا با آن هر كسي بر اساس استعداد و توانايي اش ذخيره بيندوزد، تا آن ذخيره همانند بالي براي پرواز در سفر آخرت شود. متقابلا آخرت در برابر دنيا از چنان حقيقتي برخوردار است كه خداوند دنيا را بازيچه شمرده است .[4]و چه شايسته است كه انسان آن خانه ابدي را به بازيچه و لهو نفروشد و اگر نه بي پناه خواهد شد.[5]
[1]سوره نحل (16)، آيه 22 .
[2]سوره بقره (2)، آيه 177) .
[3]ورام بن ابي فراس، مجموعه ورام، ج 1، ص 183; ابن ابي جمهور، عوالي اللئالي، ج 1، ص 267، حديث 66 .
[4]سوره انعام (6)، آيه 32 ; سوره عنكبوت (29)، آيه 64 .
[5]سوره بقره (2)، آيه 86 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :272
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
در قرآن كريم به صراحت از اين كه آخرت عالمي بهتر از دنياست ياد گرديده، و اين حقيقت از تورات و صحف ابراهيم (ع) هم نقل شده است .[1]حيات آخرت ابدي است و حاكميت و ولايت در آن از آن خداوند است و تنها اوست كه فرمانروايي ميكند. براي احدي - بدون اجازه خداوند - امكان رياست و امر و نهي نيست . وجود عالم آخرت علاوه بر اين كه خواست زندگي جاويد از سوي انسانها را برآورده ميكند، در دنيا نيز اين تأثير تعيين كننده را دارد كه انسان را از درون كنترل ميكند و او را از فساد و تبهكاري باز ميدارد و اميد زندگي و حيات را در انسان زنده نگه ميدارد. نبود آن انسان را بي انگيزه ميكند و او را به سمت پوچي سوق ميدهد. نيكوكاران با اميد به آن تشويق خواهند شد، و ستم ديدگان به اين كه روزي حقوقشان احقاق شود اميدوار خواهند بود. و ظالمان و مجرمان از ترس آن هراسناك و نگران . نبود آن و حتي احساس اين كه چنين عالمي وجود ندارد، دست قدرتمندان و زورگويان را براي چپاول و زورگويي و اجحاف باز خواهد گذاشت و آنان را به طمع خواهد انداخت تا بيشتر ستم كنند. از طرف ديگر ضعيفان و مظلومان و ستم ديدگان را نا اميد و بي انگيزه خواهد كرد. جهاني پر از ستم، زورگويي، حق كشي و خالي از معنويت، حاصل چنين احساسي است .
اجل انسان
انسانها همچون ساير موجودات مادي عالم، در دنيا مدت تعيين شده اي دارند كه از آن به "اجل" تعبير ميشود. وقتي اجل هر موجودي فرا برسد، هيچ امان و مهلتي به وي نمي دهد و او را در كام مرگ ميكشد. انسانها دو نوع اجل دارند: اجل مسمي و اجل معلق . (هو الذي خلقكم من طين ثم قضي أجلا و أجل مسمي عنده ثم أنتم تمترون )[2]"او كسي است كه شما را از گل
[1]سوره اعلي (87)، آيات 17) - 19) .
[2]سوره انعام (6)، آيه 2 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :273
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست