تناسب عالمي كه در آن استقرار مييابد، توان درك مسائلي را دارد. و چه بسا به دليل انفصال از عالم ماده قويتر بشود. از پيامبر گرامي6نقل شده كه : "الناس نيام ، فاذا ماتوا انتبهوا"[1]"مردم در خوابند و چون بميرند هشيار ميشوند." بنابراين اشكالي ندارد كه روح پس از جدا شدن از بدن مورد بازخواست قرار بگيرد و يا تحت فشار باشد. فشار قبر و امثال آن نيز به روح انسان مربوط است كه حقيقت آدمي به اوست ; و اگر نه، ممكن است كساني باشند كه جنازه شان در قبر گذاشته نشود; مثلا در آب بيفتند و طعمه ماهيان بشوند و يا در خشكي درندگان بدن او را بخورند و يا در آتش سوزانده شود و از آنها چيزي نماند. آسودگي و سختي در قبر براي مرده، بستگي به ظرفيت روح و ملكات و اخلاقيات او دارد. وقتي انسان از دنيا ميرود و لذات مادي قطع ميشود و روح از آنها فارغ ميگردد، موانع ادراك دقيق برطرف ميشود و انسان واقعيات را آن چنان كه هست درمي يابد و احساس واقعي پيدا ميكند. برحسب اعمال بدش زجر ميكشد، و يا به خاطر لذات معنوي كه به دست آورده لذت ميبرد. چنين چيزي در عالم برزخ شدني است . احساس رنج و عذاب روحي، پيامد عملكرد انسان است . نه تنها در برزخ، كه گاه در همين دنيا نيز انسان بدكار، رنج روحي پيدا ميكند و زجر ميكشد; و انسان نيكو سيرت، نشاط و شادابي روحي پيدا ميكند.
در آستانه قيامت
عالمي كه ما در آن زندگي ميكنيم اجل و مدتي تعيين شده دارد; آنگاه كه اجل جهان فرا رسيد، در هم ميريزد; و چنين حادثه اي بسيار شگفت و شكننده خواهد بود. خورشيد و ستارگان در هم پيچيده و تيره ميشوند،[2]و ماه و خورشيد با خارج شدن از مدار به هم ميپيوندند.[3]زلزله عظيمي كره زمين را چنان ميلرزاند
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 4، ص 43، باب 5، حديث 18.
[2]سوره تكوير (81)، آيات 1) - 2 .
[3]سوره قيامت (75)، آيات 9 - 10) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :280
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
كه همه چيز در هم كوبيده خواهد شد.[1]تمامي پستي و بلندي هاي زمين يكسان و صاف ميشود.[3]آنچه زمين در درون خود دارد بيرون خواهد ريخت .[2]درياها شكافته و جاري ميشوند،[5]و آبهاي مواج به شعله هاي آتش تبديل ميگردد.[4]كوهها از جاي خود كنده ميشوند،[7]و همچون پنبه زده شده در هم ميريزند،[6]و مانند ريگ هاي روان ميشوند،[9]و چون گرد و غبار در فضا پراكنده ميگردند.[8]آسمان متزلزل و سست شده و از هم ميگسلد،[11]و همچون فلز گداخته ميشود،[10]و طومارش در هم ميپيچد.[13]جو مملو از دود ميشود.[12]ستارگان بي فروغ شده،[15]و فرو ميريزند.[14]از چگونگي آينده جهان با محاسبات علمي چندان نمي توان خبر داد. منبع اين دگرگوني وحي و قرآن است كه به گوشه هايي از آن اشاره شد، اما اين كه چگونه و با چه نحوه اي رخ خواهد داد، روشن نيست . تنها چيزي كه از اين شرايط ميتوان به دست آورد، اين است كه در چنين شرايطي وحشت و هراس همه را فرا ميگيرد، جز كساني كه قلبي مالامال از ايمان و محبت به خداوند دارند. در اين هنگام شيپور مرگ همگان دميده ميشود و همه جز آنهايي را كه خداوند بخواهد ميميرند.[16]درهم ريخته شدن عالم از حادثه اي عظيم خبر ميدهد. چنين حوادث هولناكي نشانه وقوع قيامت و به پايان رسيدن دنياست، كه از آن به "اشراط الساعة" تعبير ميشود. زمان اتفاق افتادن اين حادثه عظيم چندان دور نيست . به هوش باشيم و فرصت را غنيمت بشماريم .
[1]سوره زلزله (99)، آيه 1) .
[2]سوره طه (20)، آيات 105) - 107) .
[3]سوره زلزله (99)، آيه 2 .
[4]سوره انفطار (82)، آيه 3 .
[5]سوره تكوير (81)، آيه 6 .
[6]سوره حاقه (69)، آيه 14) .
[7]سوره معارج (70)، آيه 9 .
[8]سوره مزمل (73)، آيه 14) .
[9]سوره واقعه (56)، آيات 5 و 6.
[10]سوره رحمان (55)، آيه 37 .
[11]سوره معارج (70)، آيه 8 .
[12]سوره انبياء (21)، آيه 104) .
[13]سوره دخان (44)، آيه 10) .
[14]سوره تكوير (81)، آيه 2 .
[15]سوره انفطار (82)، آيه 2 .
[16]سوره زمر (39)، آيه 68 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :281
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
زمان قيامت
روزي قيامت برپا خواهد شد، ولي كسي از زمان دقيق آن خبر ندارد. خداوند علم به زمان وقوع قيامت را جزء علوم اختصاصي (اسماء مستأثره) خود قرار داده و كسي را از آن خبردار نكرده است . مشركان مكه در عصر پيامبر6از آن حضرت درباره زمان قيامت ميپرسيدند. خداوند به آن بزرگوار وحي كرد كه به مشركان بگو: "آگاهي از آن تنها در اختيار خداوند است ."[1]دليل و رمز و راز پنهان ماندن وقت قيامت اين است كه همانند برخي امور ديگر، گاهي جهل به چيزي براي انسان سودمندتر و مفيدتر از علم به آن است . اگر انسانها به همه حوادث آينده كه سرنوشت آنها را دگرگون و زير و رو ميكند آگاهي داشته باشند، اقدام به هيچ كاري نمي كنند. نگراني از رخدادهاي سخت و تلخ و شكننده آينده، آنها را به سرعت از پا در ميآورد. اگر بدانند كه در چه وقت خواهند مرد، زندگي برايشان سخت و غير قابل تحمل خواهد شد; تن به كاري نخواهند داد و نا اميد و سرخورده خواهند شد و نظام زندگي از هم فرو خواهد ريخت . بنابراين بهتر است اين راز سر به مهر براي هميشه بماند تا انسانها بتوانند زندگي روزمره شان را با رعايت اصول و توجه به وظايف به راحتي دنبال كنند. اگر چنين نبود، براي خداوند مانند همه حقايق ديگر فاش كردن آن هزينه و يا ضرري نداشت .
نزديكي قيامت
وقوع هنگامه دشوار قيامت نه تنها قطعي است كه نزديك هم هست .[2]حادثه بزرگ قيامت به قدري قريب الوقوع است كه خداوند از آن با فعل ماضي كه دلالت بر زمان گذشته دارد خبر داده است . (اقتربت الساعة وانشق القمر)[3]"قيامت
[1]سوره اعراف (7)، آيه 187) .
[2]سوره انبياء (21)، آيه 1) .
[3]سوره قمر (54)، آيه 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :282
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
نزديك شد و قرص ماه دونيم گشت ." زمان با سرعت تمام در حال گذر است و عمر جهان و انسان رو به پايان ميرود. خدايي كه بر همه عالم اشراف كامل دارد و از جايگاه برتر و بالاتر ناظر امور است، به خوبي شاهد گذران سريع عمر جهان است و پايان خط آن را ميبيند و به انسانها هشدار ميدهد كه از خواب گران بيدار شويد! اما انسانها در حالي كه سرمايه عمرشان در حال تمام شدن است، همچنان به بازيگري مشغولند و از بر باد رفتن سرمايه شان غافل . (ما يأتيهم من ذكر من ربهم محدث الا استمعوه و هم يلعبون لا هية قلوبهم ...)[1]"هيچ پند تازه اي از پروردگارشان نيامد مگر اين كه آن را شنيدند، در حالي كه بازي ميكردند; و دلهايشان مشغول است ." آري ! دل را غرق در لذات دنيا كردن و از واقعيات عالم بي خبر نگه داشتن، نه تنها موجب ميشود كه نزديكي قيامت را جدي نگيريم كه گاه آن را به مسخره ميگيريم و ناشدني ... .[2]اما بايد به هوش باشيم و بدانيم ما چه بخواهيم و چه نخواهيم، چه دوست داشته باشيم و چه نداشته باشيم، چه دل در گرو جاي ديگري داشته باشيم و چه نداشته باشيم، قيامت واقع شدني است و وقوع آن چنان هراسناك است كه هيچ كسي را در آن لحظه توان چاره انديشي نيست و از صحنه آن امكان فرار وجود ندارد. وقوع آن به قدري نزديك و نزد پروردگار آسان است كه همانند يك چشم بر هم زدن ميباشد. (و ما أمر الساعة الا كلمح البصر أو هو أقرب )[3]"و كار قيامت جز مانند يك چشم بر هم زدن يا نزديك تر از آن نيست ."
اهوال قيامت
وقتي كه همه موجودات زنده جز ذات مقدس پروردگار و هر كسي را كه او بخواهد ميميرند،[4]در اين حال خداوند ندا ميدهد: (لمن الملك اليوم لله
[1]سوره انبياء (21)، آيات 2 - 3 .
[2]سوره يونس (10)، آيه 48 .
[3]سوره نحل (16)، آيه 77 .
[4]سوره زمر (39)، آيه 68 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :283
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
الواحد القهار)[1]"امروز فرمانروايي از آن كيست ؟ از آن خداوند يكتاي قهار است ." در اين روز اسباب و علل و رابطه ها قطع ميشود. بار ديگر در صور دميده ميشود. اين بار بانگ بيدار باش و زنده شدن است . با اين نفخ همه از قبرها و از حالت بي هوشي و مرگ خارج ميشوند.[2]همه فوج فوج در صحراي محشر جمع ميشوند.[3]مردم از شدت سختي آن همانند افراد مست، كنترلي بر قواي خود ندارند.[4]توان خود را براي ايستادن از كف ميدهند. قلب هاي گنهكار از ترس به شدت ميتپد.[6]خردسالان از سختي آن روز پير ميشوند.[5]نزديك ترين خويشاوندان از يكديگر فرار ميكنند.[7]گنهكار دوست دارد هر چه دارد فدا كند تا نجات پيدا كند.[9]روزي است كه مقدار آن پنجاه هزار سال است ;[8]در حدي كه زيانكاران ميپندارند تنها ساعتي از روز را در دنيا زندگي كرده اند.[10]زمين قيامت زميني ديگر، و آسمان آن آسمان ديگري خواهد بود;[11]و همه چيز ناآشنا و غريب . كافران وقتي به سرعت سر از قبر و از دل خاك بيرون ميآورند، به سوي عرصه محشر روان ميشوند در حالي كه چشم هايشان خاشع و چهره هايشان را غبار ذلت گرفته است .[12]در آن روز انسانها حسرت و افسوس ميخورند.[13]و دستان خود را از فرط ناراحتي گاز ميگيرند و اظهار ميدارند: اي كاش راه پيامبر خدا را برگزيده بودم و اي كاش فلان شخص را به عنوان دوست خود
[1]سوره غافر (40)، آيه 16) .
[2]سوره زمر (39)، آيه 68 .
[3]سوره نباء (78)، آيه 18) .
[4]سوره حج (22)، آيات 1) - 2 .
[5]سوره نازعات (79)، آيه 8 .
[6]سوره مزمل (73)، آيه 17) .
[7]سوره عبس (80)، آيات 33 - 37 .
[8]سوره يونس (10)، آيه 54 ; سوره آل عمران (3)، آيه 91 .
[9]سوره معارج (70)، آيه 4 .
[10]سوره يونس (10)، آيه 45 .
[11]سوره ابراهيم (14)، آيه 48 .
[12]سوره معارج (70)، آيات 43 - 44 .
[13]سوره مريم (19)، آيه 39 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :284
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
انتخاب نكرده بودم .[1]صداها به صورت همس و آهسته و در گلو است : (... و خشعت الاصوات للرحمن فلا تسمع الا همسا)[2]"و صداها در آن روز در برابر خداي رحمان خاشع ميگردد و جز صداي آهسته چيزي نمي شنوي ." دوستان با يكديگر به كشمكش ميپردازند و همديگر را متهم ميكنند; و البته مؤمنان و باتقوايان از جنجال ها و سختي هاي آن روز بركنارند و هراس انگيزي قيامت در آنها تأثيري ندارد. بت پرستان از معبودان خود اعلام بيزاري مينمايند.[3]مردمي كه از رهبران فاسد و منحرف خود فريب خورده اند، شكوه ميكنند و تقصير گمراهي را به گردن آنان مياندازند.[4]در روز قيامت حقايق روشن ميشود و هيچ امري پنهان نمي ماند. منحرفاني كه حقيقت را مشاهده كردند ولي براي خوشگذراني و يا عناد از آن چشم پوشيدند، به فضاحت و رسوايي كشيده ميشوند. رياكاران و دغل بازاني كه مدعي صلاح و درستي بوده اند رسوا و شرمسارند. چهره هايي غمگين و هراسناك هستند و در پي يافتن مفري براي نجات خويش اند. و هيهات كه بتوان از آن صحنه سخت فرار كرد. انسانها در قيامت برحسب ملكات و اعمالشان، به گروههاي گوناگون محشور ميشوند. متقين در آن روز به صورت جمعي ميآيند. (يوم نحشر المتقين الي الرحمن وفدا).[5]در روايتي امام صادق (ع) فرمود: "مردم برحسب نيات و مقاصدشان محشور خواهند شد."[6]مردم در قيامت برحسب عملكردشان روسياه و يا روسفيدند. (يوم تبيض وجوه و تسود وجوه ...).[7]و به طور كلي به سه دسته تقسيم ميشوند: "پيشگامان در ايمان"، "اصحاب يمين"، كه اين دو دسته در بهشت جاي ميگيرند; و "اصحاب
[1]سوره فرقان (25)، آيات 27 - 28 .
[2]سوره طه (20)، آيه 108) .
[3]سوره بقره (2)، آيه 167) .
[4]سوره سباء (34)، آيات 31 - 33 .
[5]سوره مريم (19)، آيه 85 .
[6]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 5 از ابواب مقدمة العبادات، ج 1، ص 48، حديث 5 .
[7]سوره آل عمران (3)، آيه 106) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :285
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
شمال" و يا شقاوتمندان كه در عذاب خواهند بود.[1]مردم بر اساس رهبر و راهشان گروه بندي ميشوند و به نام پيشوايشان صدا زده ميشوند. (يوم ندعوا كل أناس بامامهم ...).[2]و اين نيست مگر براي اين كه پذيرفتن رهبري كسي و يا قرار گرفتن در زير پرچم يك فرد و يا يك گروه باعث ميشود انسان به تدريج با او خو بگيرد و دين و ايده او را بپذيرد تا جايي كه وقتي نام رهبر و يا گروه او برده ميشود از فرط عادت به او و احساس بسيار نزديكي كه با او دارد جواب ميدهد. و سخن آخر اين كه خداوند چنين روزي را براي حسابرسي بندگان قرار داده است تا نسبت به ستم رفتگان و مظلومان و كساني كه حقشان پايمال شده است اعاده حق شود. ارائه چنين تصويري ترسناك و عبوس از قيامت، براي هشدار به انسانهاست كه خود را براي چنين روزي آماده نمايند. چنين هشدارهايي نه صرفا براي قدرت نمايي خدا و ايجاد رعب و وحشت در دل بندگان، كه براي بيدارباش آنان و اعلام زنگ خطر است . طبيعت انسانها چنين است كه معمولا از خطر بيشتر هراس دارند و از آن بيشتر تأثير ميپذيرند. مشقت و رنج و دشواريهاي قيامت براي كساني خواهد بود كه ظرفيت و استعداد لازم را براي خود كسب نكرده باشند و دلشان در گرو خدا نباشد. هراسناكي قيامت براي انسانها، همانند رخدادهاي كوچك براي كودكان است كه افراد بزرگسال از آنها هراسي ندارند و يا آن را اصلا قابل ترس نمي دانند. كساني كه در دنيا براي خود ذخيره اندوختند و با خداي خود معامله كردند و همواره خدا را ناظر بر همه رفتارها و كردارها دانستند، مقصدي درست را براي خود انتخاب مينمايند و در نتيجه ايمان به او و ذخيره هاي اندوخته خود از حوادث هولناك واهمه به خود راه نخواهند داد. از سوي ديگر خبر دارند آن روز برايشان سخت نخواهد بود، قلبي آرام خواهند داشت و به آساني وارد عرصه قيامت خواهند شد.
[1]سوره واقعه (56)، آيات 7 - 48 .
[2]سوره اسراء (17)، آيه 71 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :286
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
حشر و معاد
انسانها پس از مرگ نابود نمي شوند. روزي فرا ميرسد كه بار ديگر زنده ميشوند و حياتشان را به طريق ديگري ادامه ميدهند. تجديد حيات انسان، در ميان تعاليم ديني از جهتي و نيز در ميان مردم از جهتي ديگر، از اهميت بالايي برخوردار است . براي انسان معاد و مرگ و حيات هميشه امري رازآلود بوده است . انسانها همواره از خود ميپرسند: چرا به دنيا آمده اند و چرا بايد بميرند؟ و پس از مرگ چه به روزگار آنها خواهد آمد؟ اگر حاصل زندگي مرگ است، چرا بايد زنده ميشدند؟ آيا بهتر نبود به وجود نمي آمدند تا با همه سختي ها دست و پنجه نرم نمي كردند و آنگاه مجبور نبودند تا بميرند؟ يكي از رسالت هاي انبيا كشف اين راز و رمز براي بشر بوده است . پيامبران اين راز را براي مردم كشف كردند و اعلام نمودند كه انسانها پس از مرگ نابود نمي شوند و بلكه از جايي به جايي منتقل ميگردند. اين انتقال از طريق مرگ و جدا شدن روح از بدن ممكن ميشود. روح ميماند و بدن به خاك باز ميگردد. ممكن است پس از آگاهي انسانها از واقعيت فوق، سؤال ديگري ذهن ها را به خود مشغول كند. چگونه ممكن است موجود زنده پيچيده اي مانند انسان بميرد و به حسب ظاهر نابود شود و آنگاه مجددا به شكل سابق برگردد؟ آيا ممكن است انساني پس از مرگ به خاك تبديل شود و با اشياي ديگري مخلوط گردد، و بار ديگر زنده شود؟ چه بسا مردگاني را طوفان و سيل نابود نمايد و يا هر ذره اي از آنها را به منطقه اي دوردست ببرد و يا درندگان و پرندگان و حشرات آن را طعمه خود كنند و هر كدام نيز خود طعمه حيوان ديگري شوند و يا خاك گردند و به گياه و سپس ميوه تبديل شوند و مواد غذايي شوند و انسانهايي آنها را بخورند و جزء بدنشان گردد; در اين صورت چگونه ممكن است اعضاي پراكنده دوباره در يك جا جمع آوري شده و انسان سابق ساخته شود؟ و اگر هم ممكن باشد، جزء كدام بدن به حساب