بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 283

نزديك شد و قرص ماه دونيم گشت ." زمان با سرعت تمام در حال گذر است و عمر جهان و انسان رو به پايان مي‌رود. خدايي كه بر همه عالم اشراف كامل دارد و از جايگاه برتر و بالاتر ناظر امور است، به خوبي شاهد گذران سريع عمر جهان است و پايان خط آن را مي‌بيند و به انسانها هشدار مي‌دهد كه از خواب گران بيدار شويد! اما انسانها در حالي كه سرمايه عمرشان در حال تمام شدن است، همچنان به بازيگري مشغولند و از بر باد رفتن سرمايه شان غافل . (ما يأتيهم من ذكر من ربهم محدث الا استمعوه و هم يلعبون ‌ لا هية قلوبهم ...)[1]"هيچ پند تازه اي از پروردگارشان نيامد مگر اين كه آن را شنيدند، در حالي كه بازي مي‌كردند; و دلهايشان مشغول است ." آري ! دل را غرق در لذات دنيا كردن و از واقعيات عالم بي خبر نگه داشتن، نه تنها موجب مي‌شود كه نزديكي قيامت را جدي نگيريم كه گاه آن را به مسخره مي‌گيريم و ناشدني ... .[2]اما بايد به هوش باشيم و بدانيم ما چه بخواهيم و چه نخواهيم، چه دوست داشته باشيم و چه نداشته باشيم، چه دل در گرو جاي ديگري داشته باشيم و چه نداشته باشيم، قيامت واقع شدني است و وقوع آن چنان هراسناك است كه هيچ كسي را در آن لحظه توان چاره انديشي نيست و از صحنه آن امكان فرار وجود ندارد. وقوع آن به قدري نزديك و نزد پروردگار آسان است كه همانند يك چشم بر هم زدن مي‌باشد. (و ما أمر الساعة الا كلمح البصر أو هو أقرب )[3]"و كار قيامت جز مانند يك چشم بر هم زدن يا نزديك تر از آن نيست ."

اهوال قيامت

وقتي كه همه موجودات زنده جز ذات مقدس پروردگار و هر كسي را كه او بخواهد مي‌ميرند،[4]در اين حال خداوند ندا مي‌دهد: (لمن الملك اليوم لله
[1]سوره انبياء (21)، آيات 2 - 3 .
[2]سوره يونس (10)، آيه 48 .
[3]سوره نحل (16)، آيه 77 .
[4]سوره زمر (39)، آيه 68 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :283

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 284

الواحد القهار)[1]"امروز فرمانروايي از آن كيست ؟ از آن خداوند يكتاي قهار است ." در اين روز اسباب و علل و رابطه ها قطع مي‌شود. بار ديگر در صور دميده مي‌شود. اين بار بانگ بيدار باش و زنده شدن است . با اين نفخ همه از قبرها و از حالت بي هوشي و مرگ خارج مي‌شوند.[2]همه فوج فوج در صحراي محشر جمع مي‌شوند.[3]مردم از شدت سختي آن همانند افراد مست، كنترلي بر قواي خود ندارند.[4]توان خود را براي ايستادن از كف مي‌دهند. قلب هاي گنهكار از ترس به شدت مي‌تپد.[6]خردسالان از سختي آن روز پير مي‌شوند.[5]نزديك ترين خويشاوندان از يكديگر فرار مي‌كنند.[7]گنهكار دوست دارد هر چه دارد فدا كند تا نجات پيدا كند.[9]روزي است كه مقدار آن پنجاه هزار سال است ;[8]در حدي كه زيانكاران مي‌پندارند تنها ساعتي از روز را در دنيا زندگي كرده اند.[10]زمين قيامت زميني ديگر، و آسمان آن آسمان ديگري خواهد بود;[11]و همه چيز ناآشنا و غريب . كافران وقتي به سرعت سر از قبر و از دل خاك بيرون مي‌آورند، به سوي عرصه محشر روان مي‌شوند در حالي كه چشم هايشان خاشع و چهره هايشان را غبار ذلت گرفته است .[12]در آن روز انسانها حسرت و افسوس مي‌خورند.[13]و دستان خود را از فرط ناراحتي گاز مي‌گيرند و اظهار مي‌دارند: اي كاش راه پيامبر خدا را برگزيده بودم و اي كاش فلان شخص را به عنوان دوست خود
[1]سوره غافر (40)، آيه 16) .
[2]سوره زمر (39)، آيه 68 .
[3]سوره نباء (78)، آيه 18) .
[4]سوره حج (22)، آيات 1) - 2 .
[5]سوره نازعات (79)، آيه 8 .
[6]سوره مزمل (73)، آيه 17) .
[7]سوره عبس (80)، آيات 33 - 37 .
[8]سوره يونس (10)، آيه 54 ; سوره آل عمران (3)، آيه 91 .
[9]سوره معارج (70)، آيه 4 .
[10]سوره يونس (10)، آيه 45 .
[11]سوره ابراهيم (14)، آيه 48 .
[12]سوره معارج (70)، آيات 43 - 44 .
[13]سوره مريم (19)، آيه 39 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :284

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 285

انتخاب نكرده بودم .[1]صداها به صورت همس و آهسته و در گلو است : (... و خشعت الاصوات للرحمن فلا تسمع الا همسا)[2]"و صداها در آن روز در برابر خداي رحمان خاشع مي‌گردد و جز صداي آهسته چيزي نمي شنوي ." دوستان با يكديگر به كشمكش مي‌پردازند و همديگر را متهم مي‌كنند; و البته مؤمنان و باتقوايان از جنجال ها و سختي هاي آن روز بركنارند و هراس انگيزي قيامت در آنها تأثيري ندارد. بت پرستان از معبودان خود اعلام بيزاري مي‌نمايند.[3]مردمي كه از رهبران فاسد و منحرف خود فريب خورده اند، شكوه مي‌كنند و تقصير گمراهي را به گردن آنان مي‌اندازند.[4]در روز قيامت حقايق روشن مي‌شود و هيچ امري پنهان نمي ماند. منحرفاني كه حقيقت را مشاهده كردند ولي براي خوشگذراني و يا عناد از آن چشم پوشيدند، به فضاحت و رسوايي كشيده مي‌شوند. رياكاران و دغل بازاني كه مدعي صلاح و درستي بوده اند رسوا و شرمسارند. چهره هايي غمگين و هراسناك هستند و در پي يافتن مفري براي نجات خويش اند. و هيهات كه بتوان از آن صحنه سخت فرار كرد. انسانها در قيامت برحسب ملكات و اعمالشان، به گروههاي گوناگون محشور مي‌شوند. متقين در آن روز به صورت جمعي مي‌آيند. (يوم نحشر المتقين الي الرحمن وفدا).[5]در روايتي امام صادق (ع) فرمود: "مردم برحسب نيات و مقاصدشان محشور خواهند شد."[6]مردم در قيامت برحسب عملكردشان روسياه و يا روسفيدند. (يوم تبيض وجوه و تسود وجوه ...).[7]و به طور كلي به سه دسته تقسيم مي‌شوند: "پيشگامان در ايمان"، "اصحاب يمين"، كه اين دو دسته در بهشت جاي مي‌گيرند; و "اصحاب
[1]سوره فرقان (25)، آيات 27 - 28 .
[2]سوره طه (20)، آيه 108) .
[3]سوره بقره (2)، آيه 167) .
[4]سوره سباء (34)، آيات 31 - 33 .
[5]سوره مريم (19)، آيه 85 .
[6]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 5 از ابواب مقدمة العبادات، ج 1، ص 48، حديث 5 .
[7]سوره آل عمران (3)، آيه 106) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :285

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 286

شمال" و يا شقاوتمندان كه در عذاب خواهند بود.[1]مردم بر اساس رهبر و راهشان گروه بندي مي‌شوند و به نام پيشوايشان صدا زده مي‌شوند. (يوم ندعوا كل أناس بامامهم ...).[2]و اين نيست مگر براي اين كه پذيرفتن رهبري كسي و يا قرار گرفتن در زير پرچم يك فرد و يا يك گروه باعث مي‌شود انسان به تدريج با او خو بگيرد و دين و ايده او را بپذيرد تا جايي كه وقتي نام رهبر و يا گروه او برده مي‌شود از فرط عادت به او و احساس بسيار نزديكي كه با او دارد جواب مي‌دهد. و سخن آخر اين كه خداوند چنين روزي را براي حسابرسي بندگان قرار داده است تا نسبت به ستم رفتگان و مظلومان و كساني كه حقشان پايمال شده است اعاده حق شود. ارائه چنين تصويري ترسناك و عبوس از قيامت، براي هشدار به انسانهاست كه خود را براي چنين روزي آماده نمايند. چنين هشدارهايي نه صرفا براي قدرت نمايي خدا و ايجاد رعب و وحشت در دل بندگان، كه براي بيدارباش آنان و اعلام زنگ خطر است . طبيعت انسانها چنين است كه معمولا از خطر بيشتر هراس دارند و از آن بيشتر تأثير مي‌پذيرند. مشقت و رنج و دشواريهاي قيامت براي كساني خواهد بود كه ظرفيت و استعداد لازم را براي خود كسب نكرده باشند و دلشان در گرو خدا نباشد. هراسناكي قيامت براي انسانها، همانند رخدادهاي كوچك براي كودكان است كه افراد بزرگسال از آنها هراسي ندارند و يا آن را اصلا قابل ترس نمي دانند. كساني كه در دنيا براي خود ذخيره اندوختند و با خداي خود معامله كردند و همواره خدا را ناظر بر همه رفتارها و كردارها دانستند، مقصدي درست را براي خود انتخاب مي‌نمايند و در نتيجه ايمان به او و ذخيره هاي اندوخته خود از حوادث هولناك واهمه به خود راه نخواهند داد. از سوي ديگر خبر دارند آن روز برايشان سخت نخواهد بود، قلبي آرام خواهند داشت و به آساني وارد عرصه قيامت خواهند شد.
[1]سوره واقعه (56)، آيات 7 - 48 .
[2]سوره اسراء (17)، آيه 71 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :286

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 287

حشر و معاد

انسانها پس از مرگ نابود نمي شوند. روزي فرا مي‌رسد كه بار ديگر زنده مي‌شوند و حياتشان را به طريق ديگري ادامه مي‌دهند. تجديد حيات انسان، در ميان تعاليم ديني از جهتي و نيز در ميان مردم از جهتي ديگر، از اهميت بالايي برخوردار است . براي انسان معاد و مرگ و حيات هميشه امري رازآلود بوده است . انسانها همواره از خود مي‌پرسند: چرا به دنيا آمده اند و چرا بايد بميرند؟ و پس از مرگ چه به روزگار آنها خواهد آمد؟ اگر حاصل زندگي مرگ است، چرا بايد زنده مي‌شدند؟ آيا بهتر نبود به وجود نمي آمدند تا با همه سختي ها دست و پنجه نرم نمي كردند و آنگاه مجبور نبودند تا بميرند؟ يكي از رسالت هاي انبيا كشف اين راز و رمز براي بشر بوده است . پيامبران اين راز را براي مردم كشف كردند و اعلام نمودند كه انسانها پس از مرگ نابود نمي شوند و بلكه از جايي به جايي منتقل مي‌گردند. اين انتقال از طريق مرگ و جدا شدن روح از بدن ممكن مي‌شود. روح مي‌ماند و بدن به خاك باز مي‌گردد. ممكن است پس از آگاهي انسانها از واقعيت فوق، سؤال ديگري ذهن ها را به خود مشغول كند. چگونه ممكن است موجود زنده پيچيده اي مانند انسان بميرد و به حسب ظاهر نابود شود و آنگاه مجددا به شكل سابق برگردد؟ آيا ممكن است انساني پس از مرگ به خاك تبديل شود و با اشياي ديگري مخلوط گردد، و بار ديگر زنده شود؟ چه بسا مردگاني را طوفان و سيل نابود نمايد و يا هر ذره اي از آنها را به منطقه اي دوردست ببرد و يا درندگان و پرندگان و حشرات آن را طعمه خود كنند و هر كدام نيز خود طعمه حيوان ديگري شوند و يا خاك گردند و به گياه و سپس ميوه تبديل شوند و مواد غذايي شوند و انسانهايي آنها را بخورند و جزء بدنشان گردد; در اين صورت چگونه ممكن است اعضاي پراكنده دوباره در يك جا جمع آوري شده و انسان سابق ساخته شود؟ و اگر هم ممكن باشد، جزء كدام بدن به حساب


صفحه 288

خواهد آمد؟ شاهد زنده پيدا شدن اين سؤال در ذهن مردم، طرح آن در قرآن كريم است . خداوند در قرآن از كساني ياد كرده كه حيات مجدد چنين مردگاني را غير ممكن مي‌دانسته اند و بر آن قسم خورده اند: (و أقسموا بالله جهد أيمانهم لايبعث الله من يموت )[1]"و با سخت ترين سوگندهاشان قسم خوردند كه خدا كسي را كه مي‌ميرد برنخواهد انگيخت ." اين آيه و امثال آن نشان مي‌دهد كه معاد مسأله بشر بوده است و در طول تاريخ مردم با انبيا و مدعيان تحقق معاد بگو مگو داشته اند. براي انسانها اين امر غيبي امري عجيب بوده و خود را از ادراك آن عاجز مي‌دانسته اند و درباره آن مي‌پرسيده اند. (و قالوا أئذا كنا عظاما و رفاتا أئنا لمبعوثون خلقا جديدا)[2]"و گفتند: آيا هنگامي كه ما استخوان و پودر شديم، بار ديگر با آفرينشي تازه برانگيخته مي‌شويم ؟." چه آنان كه در گذشته چنين اظهارنظر كرده اند و چه كساني كه هنوز ممكن است آن سؤالات را در ذهن داشته باشند و يا سخناني را بر زبان برانند، دليلشان براي انكار معاد و يا شبهه و سؤالشان درباره آن اين بوده كه تحقق چنين امري محال و يا بعيد است ; امكان ندارد موجود زنده اي پس از مرگ و نابود شدن مجددا زنده شود و به حيات بازگردد. خداوند در مقابل اين ادعاها و انكارها و نفي ها و شبهه ها، تحقق آن را از اصل ايجاد دنيا سخت تر نمي داند و جواب مي‌دهد: كسي كه براي بار اول آفريد، به اندازه كافي قدرت دارد كه انسان مرده را دوباره بيافريند.[3]كسي كه مي‌تواند انسانها را كه نبوده اند بيافريند، مي‌تواند آنها را پس از مردن زنده كند. و تذكر مي‌دهد كه چنين پندار و استبعادي از غفلت ناشي شده است ; بنابراين يادآوري مي‌كند تا چنين افرادي را از غفلت بيرون بياورد: (أو لا يذكر الانسان أنا خلقناه من قبل و لم يك شيئا).[4]"آيا انسان به ياد نمي آورد كه ما او را از پيش آفريده ايم در حالي كه چيزي نبوده است ." انسانها اگر قبل از وجود عالم آفرينش
[1]سوره نحل (16)، آيه 38 .
[2]سوره اسراء (17)، آيه 49 .
[3]سوره يس (36)، آيات 78 - 79 .
[4]سوره مريم (19)، آيه 67 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :288

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 289

بودند و به آنها گفته مي‌شد كه جهاني با چنان عظمت ساخته خواهد شد، باورشان نمي شد و شايد استبعاد و انكارشان بيش از تحقق معاد بود. خداوند با قاطعيت و سوگند ياد مي‌كند كه به پروردگارت قسم آنها را زنده و گردآوري خواهيم كرد: (فو ربك لنحشرنهم ...)[1]و گوشزد مي‌نمايد كه آفريدن نخست و تجديد حيات در آخرت نيست مگر همانند آفريدن يك تن ;[2]و نيز مي‌فرمايد: خلق مجدد انسانها او را خسته و ناتوان نمي كند.[3]خداوند با قدرت فائق خود چنين مهمي را انجام خواهد داد. نمونه آن خلقت اوليه انسان است . انسانها مي‌پرسند آيا امكان دارد پس از مردن دوباره زنده شوند؟ آيا توجه ندارند كه قبلا نبوده اند و آفريده شده اند؟[4]آري ! خداوند مردگان را زنده خواهد كرد و او بر همه چيز توانا است . خداوند تجديد حيات مردگان را با همه بعيد بودنش در نظر انسان، كاري آسان و سهل ياد مي‌كند. (أو لم يروا كيف يبدء الله الخلق ثم يعيده ان ذلك علي الله يسير).[5]خدايي كه آن چنان قدرت دارد تا جهان با اين عظمت و بزرگي را خلق نمايد، چه استبعادي دارد كه به مردگان حيات دوباره ببخشد؟[6]و اجزاي پراكنده مردگان را از لابلاي خاك و هر كجاي ديگري كه باشد جمع آوري نمايد و به آنان زندگي بدهد. برخي از مشركان استخوان پوسيده اي را از قبرستاني برداشته و به سراغ پيامبر6آمدند و پرسيدند كه چه كسي اين استخوان پوسيده را دوباره زنده خواهد كرد؟ (قال من يحي العظام و هي رميم ). و خداوند به پيامبرش وحي كرد كه جواب بده : "همان كس كه اول بار او را آفريد زنده اش مي‌گرداند; و او به هر آفريده اي آگاه است ."[7]
[1]سوره مريم (19)، آيه 68 .
[2]سوره لقمان (31)، آيه 28 .
[3]سوره احقاف (46)، آيه 33 .
[4]سوره مريم (19)، آيه 67 .
[5]سوره عنكبوت (29)، آيه 19.
[6]سوره اسراء (17)، آيه 99 .
[7]سوره يس (36)، آيات 78 - 79 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :289

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 290

در قرآن كريم موارد متعددي از زنده شدن مردگان در همين دنيا را بيان كرده است . مثلا گروهي از بني اسرائيل از موسي (ع) درخواست كردند كه خدا را رؤيت نمايند و به موسي (ع) گفتند: هرگز به تو ايمان نمي آوريم مگر اين كه خدا را به چشم خود ببينيم . آنان كه تا آن زمان نشانه ها و معجزات بزرگ خداوند را ديده بودند، به خاطر اين اصرار نابجاي خود دچار صاعقه الهي شدند و همگي مردند. آنگاه خداوند دوباره همه آنها را زنده كرد.[1]عزير نبي (ع) از كنار قريه اي مي‌گذشت كه ويرانه شده بود و استخوانهاي مردگانش در كنار آن به چشم مي‌خورد. با تعجب پرسيد: چگونه خدا اين مردگان را زنده خواهد كرد؟ خداوند او را قبض روح كرد و مدت يكصد سال از مرگش گذشت و آنگاه زنده اش نمود و به او فرمود: به غذا و نوشيدني ات نگاه كن كه در طول اين مدت هيچ تغييري نكرده است ; و الاغت را ببين كه چگونه بر استخوانهايش گوشت مي‌رويد و زنده مي‌شود.[2]موارد ديگر ذكر شده در قرآن نيز همين گونه است . حضرت ابراهيم (ع) و كشتن و زنده شدن پرندگان[3]و قومي كه از ترس مرگ ديار خود را ترك كردند و به آن گرفتار آمدند و خداوند براي درس آموزي به آنها زنده شان كرد.[4]خداوند از تجديد حيات طبيعت و نو به نو شدن آن نيز براي اثبات تحقق معاد استفاده كرده و توجه مردم را به آن جلب كرده است .[5]حيات دوباره طبيعت پس از زمستان، دليل قاطع ديگري است بر اين كه حيات موجودات زنده و از جمله انسان مراحلي دارد و يا به عبارتي مرگ و حيات آنها نوعي تحول و دگرگوني است . شايد اين سؤال نيز براي كساني مطرح شود كه اصولا چه لزومي دارد كه دستگاه
[1]سوره بقره (2)، آيات 55 - 56 .
[2]سوره بقره (2)، آيه 259 .
[3]سوره بقره (2)، آيه 260 .
[4]سوره بقره (2)، آيه 243 .
[5]سوره روم (30)، آيات 19، 24، 25 و 27 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :290

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست