و ميتوان گفت - چنان كه صدرالمتألهين شيرازي 1 گفته - روح در عالم برزخ و عالم آخرت با بدن مثالي مشابه با بدن مادي به حيات خويش ادامه ميدهد و در عين حال اين هماني صادق است، نظير عالم خواب كه هرچند بدن مادي در رختخواب آرميده است ولي روح با بدن مثالي به فعاليت هاي خود ادامه ميدهد. و بالاخره اصل معاد جسماني امري است قطعي و قرآن كريم بر آن گواهي ميدهد; هرچند ما نتوانيم به همه خصوصيات آن واقف شويم . آنچه از ضروريات دين است و ايمان و اعتقاد به آن واجب و لازم است، اصل معاد جسماني است نه كيفيت و خصوصيات آن .
حسابرسي
مردگان با دميده شدن مجدد در صور احضار ميشوند و آنگاه به موقف حسابرسي برده ميشوند تا بازخواست و حسابرسي شوند. يكي از مواقف قيامت برپايي دادگاه و حسابرسي از بندگان است . حسابرسي در قيامت به دليل اين كه با علم بي پايان و واسع الهي صورت ميگيرد، روشن و بي ابهام است . اعمال هيچ كسي ذره اي ناديده گرفته نمي شود.[1]نامه اعمال بندگان آماده ميگردد. پيامبران و گواهان اعمال، حضور پيدا ميكنند و ميان مردم به حق داوري ميشود. انسانها هرچه در دنيا انجام داده اند، به طور كامل در كتاب و يا به تعبيري در نامه عملشان ثبت ميشود: (ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد)[2]"سخني نمي گويد مگر اين كه نزد او مراقبي مهيا حاضر است ." همه اعمال كوچك و بزرگ نوشته ميشود: (و كل صغير و كبير مستطر).[3]نامه عمل هر كسي در قيامت در مقابل ديدگانش قرار ميگيرد و به او گفته ميشود تا نامه اش را بخواند; و هر كس براي حسابگري خود كافي است .[4]
[1]سوره زلزله (99)، آيات 7 - 8 .
[2]سوره ق (50)، آيه 18) .
[3]سوره قمر (54)، آيه 53 .
[4]سوره اسراء (17)، آيات 13) - 14) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :295
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
در چنين موقفي است كه هر كسي بايد پاسخگوي اعمالش باشد. هر كس نيكي كرده و توشه اي اندوخته شادمان است و به اهلش برمي گردد: (و ينقلب الي أهله مسرورا)[1]و هر كس مرتكب خطا و گناه شده و به درگاه خداوند كفران نموده و حق بندگي را ادا نكرده، سخت به هراس ميافتد. (و وضع الكتاب فتري المجرمين مشفقين مما فيه و يقولون ياويلتنا مال هذا الكتاب لايغادر صغيرة و لاكبيرة الا احصاها و وجدوا ما عملوا حاضرا و لايظلم ربك أحدا)[2]"و كارنامه عمل در ميان نهاده ميشود، آنگاه مجرمان را از آنچه در آن [ثبت ] است بيمناك ميبيني ; و ميگويند: اي واي بر ما! اين چه نامه اي است كه هيچ كوچك و بزرگي را فرو نمي گذارد جز اين كه آن را به شمار آورده است . آنچه را كه مرتكب شدند حاضر يافتند; و پروردگار تو به هيچ كس ستم نمي كند." كوچك ترين عمل انسان، اگرچه در دل سنگ و يا در دوردست ترين نقطه عالم باشد، خداوند آن را خواهد آورد و حسابرسي خواهد كرد.[3]هر كسي مسؤول عمل خويش است و بار گناه ديگري را بر عهده نمي گيرد.[4]آري ! كساني كه موجب گمراهي بندگان خدا شده اند، علاوه بر گناه خود گناهي نيز به اندازه گناه گمراه شدگان بر دوش خواهند كشيد.[5]وقتي انسانها در چنان موقفي قرار ميگيرند، آرزو ميكنند اي كاش ميان آنان و گناهانشان فاصله زيادي ميافتاد.[6]در مقابل، به لطف و كرم الهي اعمال خوب پاداش مضاعف خواهد داشت . (من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها)[7]"هر كس حسنه اي به جا آورد، براي او ده برابر آن است ." در حالي كه كيفر گناه افزايش نمي يابد و به اندازه و تأثير گناه است : (و من جاء بالسيئة فلا يجزي الا مثلها)[8]"و هر كس گناهي به جا آورد، جزايي جز همانند آن نخواهد داشت ."
[1]سوره انشقاق (84)، آيه 9 .
[2]سوره كهف (18)، آيه 49 .
[3]سوره لقمان (31)، آيه 16) .
[4]سوره انعام (6)، آيه 164) .
[5]سوره نحل (16)، آيه 25 .
[6]سوره آل عمران (3)، آيه 30 .
[7]سوره انعام (6)، آيه 160) .
[8]سوره انعام (6)، آيه 160) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :296
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
آري ! گناهاني كه ذاتي انسان شده اند و رسوخ در جان گناهكار پيدا كرده اند، به تناسب آن كيفر خواهند داشت، و چه بسا ماندن و جاوداني شدن در عذاب از همين جهت باشد. از امام صادق (ع) روايت شده است كه ماندگاري گروهي از اهل جهنم در عذاب به اين جهت است كه آنان به اين ميانديشيده اند تا زماني كه در دنيا هستند به گناهان خود ادامه دهند.[1]حسابرسي اعمال بسته به عملكرد انسانها متفاوت خواهد بود. برخي حسابرسي آسان خواهند شد و نامه عملشان به دست راستشان داده خواهد شد;[2]و برخي ديگر نامه عمل خود را از پشت سر ميگيرند و فرياد واويلا و هلاكت سر ميدهند.[3]اينان آرزو ميكنند كه كاش نامه عملشان به آنها داده نمي شد.[4]بر كافران در آن موقف، چنان عرصه تنگ و فضاحت بار ميشود كه آرزو ميكنند اي كاش خاك بودند،[5]و اصلا خلق نشده بودند. از كافران هيچ فديه اي پذيرفته نيست و هيچ كسي در آن روز به كمك كافران نمي آيد،[6]مال و اولاد كه در دنيا كارسازند، در آنجا هيچ فايده اي ندارند،[7]مگر آن كه از آنها براي اندوختن توشه اخروي استفاده شده باشد. مجازات نتيجه قهري عمل و تجسم آن ميباشد. هيچ راه گريزي براي كسي وجود ندارد. همه چيز تحت سيطره بي چون و چراي خداوند است . حتي پشيماني هم سودي ندارد; چه اين كه وقت آن گذشته است . كسي كه پيام پيامبر دروني و بيروني را ناديده بگيرد و بر اسب شهوت و ظلم و باطل خواهي خود سوار شود و بر آن بتازد و گوش شنوايي براي هيچ سخن حقي نداشته باشد، چگونه ميتوان از او عذر و فديه پذيرفت و پشيماني اش را جدي گرفت ؟ براي رسيدگي به اعمال بندگان شاهداني حضور پيدا ميكنند: (و جأت كل نفس معها سائق و شهيد)[8]"و هركسي كه ميآيد با او سوق دهنده و
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 85، حديث 5 .
[2]سوره انشقاق (84)، آيات 7 - 8 .
[3]سوره انشقاق (84)، آيات 10) - 11) .
[4]سوره حاقه (69)، آيه 25 .
[5]سوره نباء (78)، آيه 40 .
[6]سوره آل عمران (3)، آيه 91 .
[7]سوره آل عمران (3)، آيه 10) ; سوره شعراء (26)، آيه 88 .
[8]سوره ق (50)، آيه 21 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :297
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
گواهي دهنده اي هست ." حضور گواهان در محكمه قيامت، و آمدن پيامبران و صالحان و صديقان، با توجه به اين كه خدا همه چيز را ميداند و فرشتگان رقيب و عتيد همه چيز را ثبت كرده اند، براي اين است كه به صورت ملموس و عيني وعده هاي داده شده را ببيند و به خوبي به او تفهيم شود كه چگونه حقايق را ناديده گرفته و به پيامهاي آسماني بي اعتنايي كرده است . گواهي بر اعمال بندگان نه تنها از ناحيه گواهان بيروني[3]كه از سوي اعضاي بدن[2]و حتي زمين نيز خواهد بود.[1]رسيدگي به اعمال همه بر اساس موازين عدل خواهد بود،[4]و به هيچ كسي در اين محاسبه ستم روا داشته نخواهد شد; (و ما ربك بظلام للعبيد)[5]"و پروردگارت ستمگر بندگان نيست ." عامل سعادت انسان ايمان و عمل صالح، و موجب شقاوت ابدي او كفر و شرك ورزيدن است . خداوند درباره مؤمنان داراي عمل صالح فرموده است : (و من يعمل من الصالحات من ذكر أو أنثي و هو مؤمن فاولئك يدخلون الجنة ).[6]"كساني از زن و مرد وارد بهشت ميشوند كه مؤمن بوده و عمل صالح انجام دهند." اما اگر كسي عمل صالح بدون ايمان داشته باشد، كفر و انكار او اثري از عمل صالح باقي نمي گذارد; چون قوام عمل و قبول شدنش به نيت عامل آن بستگي دارد. به عبارتي اعمالي ميتوانند اثر پايدار داشته باشند كه هم صالح باشند و هم عامل آنها از انجام آنها قصد خير و الهي داشته باشد; و اين براي شخص فاقد عقيده درست ممكن نيست . (مثل الذين كفروا بربهم أعمالهم كرماد اشتدت به الريح في يوم عاصف ...)[7]"مثل اعمال كساني كه به پروردگارشان كافر شدند، همانند خاكستري است كه در روز طوفاني باد سخت بر آن بوزد." در برابر، ايمان آن چنان تأثير گذار است كه نه تنها عمل صالح را اثر بخش ميكند، كه باعث ميشود برخي گناهان ناديده گرفته شود.[8]
[1]سوره نساء (4)، آيه 41 .
[2]سوره فصلت (41)، آيات 20 - 21 .
[3]سوره زلزله (99)، آيه 4 .
[4]سوره انبياء (21)، آيه 47 .
[5]سوره فصلت (41)، آيه 46 .
[6]سوره نساء (4)، آيه 124) .
[7]سوره ابراهيم (14)، آيه 18) .
[8]سوره نساء (4)، آيه 31 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :298
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
تجسم اعمال
فلاسفه و علماي اخلاق ميگويند كه انسان هر عملي را به صورت مدام و مكرر انجام بدهد، به تدريج در جان او اثر ميگذارد و راسخ و به عبارتي ملكه ميشود. اعمال چنان در جان آدمي رسوخ ميكند كه شخصيت انسان را رقم ميزند. ملكات نفساني در جايي كه همه چيز روشن و آشكار ميشود، بروز ميكند و خود را نمايان ميسازد. ميتوان كيفر و پاداش را ثمره همين ملكات و اعمال نقش بسته در جان دانست . sheerاي دريده پوستين يوسفان ____ گرگ برخيزي از اين خواب گراناين سخن هاي چو مار و كژدمت ____ مار و كژدم ميشود گيرد دمتpsheer حشر انسان در قيامت بر اساس صورت باطني و سيرت دروني اوست . كيفر و پاداشهاي اخروي همانند مجازاتهاي دنيايي نيست كه قراردادي باشد. بلكه شبيه امور تكويني است . حقيقت گناه در روز قيامت آشكار ميشود و همان كيفر است . گناه را ميتوان به چاقويي تشبيه كرد كه كسي در چشم خود فرو ميبرد كه در اين صورت نابينايي و از كار افتادن چشم، نه يك امر قراردادي بلكه امري تكويني است . كيفر گناه همانند محصول طبيعي كشت است . هر كسي هر چه بكارد، محصول همان را درو خواهد كرد. عمل كه در جان رسوخ ميكند و ذاتي او ميشود، همواره با انسان خواهد بود. اثر چنين عملي از آنجايي كه در جان ريشه دوانده و جزء ذات انسان شده، تداوم خواهد داشت و به زودي زايل شدني نيست . از امام علي (ع) نقل شده است كه در آخرين لحظه حيات انسان در دنيا، فرزند و مال و عمل در مقابل ديدگان انسان مجسم ميشود. او از هر يك ميپرسد كه برايش چه خواهند كرد، مال جواب ميدهد كفنت از من . فرزند اظهار ميدارد تو را به قبر ميرسانم . عمل ميگويد: من با تو در قبر و رستاخيز همدم خواهم بود. آنگاه آن حضرت ميفرمايد: اگر از اولياي خدا باشد عملش در خوش چهره ترين،
خوش بو ترين و خوش جامه ترين افراد نزدش حاضر شده و ميگويد: بشارت باد بر تو آسودگي از هر هم و غمي . آن ولي خدا ميپرسد: تو كيستي ؟ پاسخ ميدهد: من عمل صالح تو هستم . و اگر او از دشمنان خدا باشد، كسي نزد او ميآيد كه از بد لباس ترين و بدقيافه ترين و بد بوترين خلق خداست و به او وعده دوزخ ميدهد.[1]از رسول خدا6روايت شده است كه همانا تو را همدمي است كه همراه تو دفن ميشود و او زنده است و تو مرده . پس اگر آن همدم كريم باشد تو را تكريم خواهد كرد، و اگر لئيم و پست باشد تو را خوار ميكند. از تو فقط درباره او پرسيده ميشود. بنابراين تلاش كن او را صالح گرداني ; زيرا اگر او صالح بود مونس تو خواهد بود، و اگر فاسد بود از او وحشت خواهي داشت ; و او عمل تو است .[2]
شفاعت
شفاعت به معناي ضميمه كردن چيزي به چيزي براي كمك است ; و بيشتر درباره كسي استعمال ميشود كه داراي رتبه برتر است و در كنار پايين تر قرار داده ميشود تا او را كمك كند.[3]به رغم تأكيد قرآن كريم بر نبود هيچ گونه يار و شفيعي در قيامت براي انسان (ليس لهم من دونه ولي و لا شفيع )[4]"براي آنان جز خدا ولي و شفيعي نيست ." در آياتي به صراحت از شفاعت و تأثير آن در نجات انسان سخن گفته شده است . آنچه از شفاعت نفي شده است براي ظالمان[5]و كافران ميباشد.[6]مشركان و كافران و همه كساني كه حقايق دين را انكار ميكنند، مشمول شفاعت نخواهند شد. پيامبراكرم6فرمودند: "شفاعت من براي گناهكاران از
[1]كليني، كافي، ج 3، ص 231 و 232، حديث 1) .
[2]ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 128) .
[3]راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 457 و 458 .
[4]سوره انعام (6)، آيه 51 .
[5]سوره غافر (40)، آيه 18) .
[6]سوره مدثر (74)، آيات 46 و 48 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :300
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
امت من است به جز گناه شرك و ظلم ."[1]مسلمانان بر اين امر اتفاق نظر دارند كه رسول خدا از مقام شفاعت برخوردار است . مقامي كه خداوند به او داده و آن حضرت را خشنود كرده است :[3](و لسوف يعطيك ربك فترضي).[2]و آن مقام را حاصل شب زنده داري و تهجد پيامبر دانسته است .[4]خداوند به كساني از برگزيدگان و بندگان خوب خود اذن شفاعت داده است . (و لا يشفعون الا لمن ارتضي)[5]"و آنها شفاعت نمي كنند جز براي كسي كه خدا رضايت دهد. مراد از مأذون و مرضي خدا، پيامبران، اوصيا، فرشتگان و برخي از مؤمنانند.[6]شفاعت كاري خارج از ضابطه نيست . شفاعت نوعي لطف و كرم از جانب خداوند به بندگاني است كه اعتقاد و عملشان درست بوده و به رغم اين كه انسان خوبي بوده اند احيانا در جايي لغزيده اند، گناهي مرتكب شده اند و موفق به توبه نگرديده اند. كساني كه پس از گناه موفق به توبه بشوند نيازي به شفاعت نخواهند داشت . در حديث آمده است : "لاشفيع انجح من التوبة"[7]"شفيعي مؤثرتر از توبه نيست ." اهل توحيد بودن و در صراط مستقيم الهي قرار داشتن، شرط لازم شفاعت است . شفاعت جبران كاستي و نقص است . شفاعت در واقع از ارتباط وثيق شفاعت كننده و شفاعت شونده حكايت دارد. چنين نيست كه هر كس مجاز باشد هر كار خلافي را كه مايل بود انجام بدهد و با شفاعت از هوسراني هاي او چشم پوشي شود. بنابراين شفاعت نه به كسي اجازه گناه ميدهد و نه با چنان شرايط كسي را جرأت به گناه ميدهد. شفاعت روح اميد را در دلها زنده نگه ميدارد و
[1]صدوق، الخصال، باب السبعة، ص 355، حديث 36 .
[2]طبرسي، مجمع البيان، ج 5، ص 505; آلوسي، روح المعاني، ج 28، ص 160) .
[3]سوره ضحي (93)، آيه 5 .
[4]سوره اسراء (17)، آيه 79 .
[5]سوره انبياء (21)، آيه 28 .
[6]صدوق، الاعتقادات، باب 21، ص 44 و 45 .
[7]صدوق، الامالي، مجلس 52، ص 399، حديث 9 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :301
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
انسانها را تشويق به انجام وظيفه ميكند; تكاليفي كه از بندگان خواسته شده و گاه دشوار است و اداي همه آنها سخت ميباشد، به خصوص با توجه به اين كه دنيا دار وسوسه و لغزش است . چنين افرادي را خداوند با شفاعت بنده اي از برگزيدگانش، از عذاب نجات ميدهد و يا به رتبه او ميافزايد.
صراط
در قيامت پلي وجود دارد به نام "صراط" كه باريك تر از مو و برنده تر از شمشير است . "الصراط ادق من الشعر و احد من السيف".[1]همه مردم پس از تجديد حيات در قيامت، بايد از چنين پلي عبور كنند تا به بهشت برين برسند. هر كسي به اندازه اتصالش به حقايق عالم، توان دارد با نور خود از آن عبور نمايد.[2]مؤمنان داراي عمل صالح، تقوا پيشگان، صالحان و اولياي الهي به راحتي از آن عبور ميكنند; و مشركان و فاسقان توان گذر از آن را نخواهند داشت و سقوط خواهند كرد.[3]برخي همانند اسب تيز رو از آن به راحتي ميگذرند و برخي لنگان لنگان[4]و كساني هم از آن ميافتند. در وضعيت وانفساي قيامت، ضعف بر اندام چيره ميشود. چشم از ديدن باز ميماند و قلب به تپش ميافتد. اضطراب سراسر وجود انسان را فرا ميگيرد. وقتي چنين حالتي براي كسي پيش بيايد، راه رفتن در زمين صاف هم برايش دشوار ميگردد تا چه رسد به عبور از گذرگاهي باريك و خطرناك . راه عبور با موفقيت از اين گذرگاه، اتصال به عالم حق است . انسان با چنين اتصالي، نور راه و استواري در قدم به دست ميآورد. قلبش آرام ميگيرد و برايش توازن و اعتدال حاصل ميشود. البته اين همه با ذخيره هاي دنيايي امكان پذير است .
[1]كليني، كافي، ج 8، ص 312، حديث 486 ; مفيد، تصحيح الاعتقاد، مصنفات مفيد، ج 5، ص 109) .
[2]سوره حديد (57)، آيه 12) .
[3]سوره مؤمنون (23)، آيه 74 .
[4]كليني، كافي، ج 8، ص 312، حديث 486 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :302
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست