بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 300

خوش بو ترين و خوش جامه ترين افراد نزدش حاضر شده و مي‌گويد: بشارت باد بر تو آسودگي از هر هم و غمي . آن ولي خدا مي‌پرسد: تو كيستي ؟ پاسخ مي‌دهد: من عمل صالح تو هستم . و اگر او از دشمنان خدا باشد، كسي نزد او مي‌آيد كه از بد لباس ترين و بدقيافه ترين و بد بوترين خلق خداست و به او وعده دوزخ مي‌دهد.[1]از رسول خدا6روايت شده است كه همانا تو را همدمي است كه همراه تو دفن مي‌شود و او زنده است و تو مرده . پس اگر آن همدم كريم باشد تو را تكريم خواهد كرد، و اگر لئيم و پست باشد تو را خوار مي‌كند. از تو فقط درباره او پرسيده مي‌شود. بنابراين تلاش كن او را صالح گرداني ; زيرا اگر او صالح بود مونس تو خواهد بود، و اگر فاسد بود از او وحشت خواهي داشت ; و او عمل تو است .[2]

شفاعت

شفاعت به معناي ضميمه كردن چيزي به چيزي براي كمك است ; و بيشتر درباره كسي استعمال مي‌شود كه داراي رتبه برتر است و در كنار پايين تر قرار داده مي‌شود تا او را كمك كند.[3]به رغم تأكيد قرآن كريم بر نبود هيچ گونه يار و شفيعي در قيامت براي انسان (ليس لهم من دونه ولي و لا شفيع )[4]"براي آنان جز خدا ولي و شفيعي نيست ." در آياتي به صراحت از شفاعت و تأثير آن در نجات انسان سخن گفته شده است . آنچه از شفاعت نفي شده است براي ظالمان[5]و كافران مي‌باشد.[6]مشركان و كافران و همه كساني كه حقايق دين را انكار مي‌كنند، مشمول شفاعت نخواهند شد. پيامبراكرم6فرمودند: "شفاعت من براي گناهكاران از
[1]كليني، كافي، ج 3، ص 231 و 232، حديث 1) .
[2]ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 128) .
[3]راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 457 و 458 .
[4]سوره انعام (6)، آيه 51 .
[5]سوره غافر (40)، آيه 18) .
[6]سوره مدثر (74)، آيات 46 و 48 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :300

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 301

امت من است به جز گناه شرك و ظلم ."[1]مسلمانان بر اين امر اتفاق نظر دارند كه رسول خدا از مقام شفاعت برخوردار است . مقامي كه خداوند به او داده و آن حضرت را خشنود كرده است :[3](و لسوف يعطيك ربك فترضي).[2]و آن مقام را حاصل شب زنده داري و تهجد پيامبر دانسته است .[4]خداوند به كساني از برگزيدگان و بندگان خوب خود اذن شفاعت داده است . (و لا يشفعون الا لمن ارتضي)[5]"و آنها شفاعت نمي كنند جز براي كسي كه خدا رضايت دهد. مراد از مأذون و مرضي خدا، پيامبران، اوصيا، فرشتگان و برخي از مؤمنانند.[6]شفاعت كاري خارج از ضابطه نيست . شفاعت نوعي لطف و كرم از جانب خداوند به بندگاني است كه اعتقاد و عملشان درست بوده و به رغم اين كه انسان خوبي بوده اند احيانا در جايي لغزيده اند، گناهي مرتكب شده اند و موفق به توبه نگرديده اند. كساني كه پس از گناه موفق به توبه بشوند نيازي به شفاعت نخواهند داشت . در حديث آمده است : "لاشفيع انجح من التوبة"[7]"شفيعي مؤثرتر از توبه نيست ." اهل توحيد بودن و در صراط مستقيم الهي قرار داشتن، شرط لازم شفاعت است . شفاعت جبران كاستي و نقص است . شفاعت در واقع از ارتباط وثيق شفاعت كننده و شفاعت شونده حكايت دارد. چنين نيست كه هر كس مجاز باشد هر كار خلافي را كه مايل بود انجام بدهد و با شفاعت از هوسراني هاي او چشم پوشي شود. بنابراين شفاعت نه به كسي اجازه گناه مي‌دهد و نه با چنان شرايط كسي را جرأت به گناه مي‌دهد. شفاعت روح اميد را در دلها زنده نگه مي‌دارد و
[1]صدوق، الخصال، باب السبعة، ص 355، حديث 36 .
[2]طبرسي، مجمع البيان، ج 5، ص 505; آلوسي، روح المعاني، ج 28، ص 160) .
[3]سوره ضحي (93)، آيه 5 .
[4]سوره اسراء (17)، آيه 79 .
[5]سوره انبياء (21)، آيه 28 .
[6]صدوق، الاعتقادات، باب 21، ص 44 و 45 .
[7]صدوق، الامالي، مجلس 52، ص 399، حديث 9 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :301

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 302

انسانها را تشويق به انجام وظيفه مي‌كند; تكاليفي كه از بندگان خواسته شده و گاه دشوار است و اداي همه آنها سخت مي‌باشد، به خصوص با توجه به اين كه دنيا دار وسوسه و لغزش است . چنين افرادي را خداوند با شفاعت بنده اي از برگزيدگانش، از عذاب نجات مي‌دهد و يا به رتبه او مي‌افزايد.

صراط

در قيامت پلي وجود دارد به نام "صراط" كه باريك تر از مو و برنده تر از شمشير است . "الصراط ادق من الشعر و احد من السيف".[1]همه مردم پس از تجديد حيات در قيامت، بايد از چنين پلي عبور كنند تا به بهشت برين برسند. هر كسي به اندازه اتصالش به حقايق عالم، توان دارد با نور خود از آن عبور نمايد.[2]مؤمنان داراي عمل صالح، تقوا پيشگان، صالحان و اولياي الهي به راحتي از آن عبور مي‌كنند; و مشركان و فاسقان توان گذر از آن را نخواهند داشت و سقوط خواهند كرد.[3]برخي همانند اسب تيز رو از آن به راحتي مي‌گذرند و برخي لنگان لنگان[4]و كساني هم از آن مي‌افتند. در وضعيت وانفساي قيامت، ضعف بر اندام چيره مي‌شود. چشم از ديدن باز مي‌ماند و قلب به تپش مي‌افتد. اضطراب سراسر وجود انسان را فرا مي‌گيرد. وقتي چنين حالتي براي كسي پيش بيايد، راه رفتن در زمين صاف هم برايش دشوار مي‌گردد تا چه رسد به عبور از گذرگاهي باريك و خطرناك . راه عبور با موفقيت از اين گذرگاه، اتصال به عالم حق است . انسان با چنين اتصالي، نور راه و استواري در قدم به دست مي‌آورد. قلبش آرام مي‌گيرد و برايش توازن و اعتدال حاصل مي‌شود. البته اين همه با ذخيره هاي دنيايي امكان پذير است .
[1]كليني، كافي، ج 8، ص 312، حديث 486 ; مفيد، تصحيح الاعتقاد، مصنفات مفيد، ج 5، ص 109) .
[2]سوره حديد (57)، آيه 12) .
[3]سوره مؤمنون (23)، آيه 74 .
[4]كليني، كافي، ج 8، ص 312، حديث 486 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :302

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 303

اشاره به يك نكته خالي از لطف نيست كه ممكن است مراد از باريكي و تيزي پل صراط، حقايق توحيدي و عقايد حق و عمل صالح باشد كه واقعا ظريف و حساس و باريك تر از مو است ; و هر آن احتمال لغزش و انحراف وجود دارد. انسان بايد همواره هوشياري خود را درباره آنها حفظ نمايد و از خدا بخواهد كه هميشه در اين صراط قرار بگيرد و لحظه اي به خود واگذار نشود. و سرانجام پس از فرو كش كردن اهوال و شدت قيامت و رسيدگي به اعمال بندگان، هر كس به تناسب و فراخور عمل و عقيده اش جايگاهي پيدا مي‌كند و راهي آن مي‌شود. مؤمنان به بهشت برين مي‌روند و كافران و گناه پيشگان راهي دوزخ سوزان مي‌شوند.

جهنم

جهنم مظهر قهر خداوند و جايگاهي مملو از آتش شعله ور است . آتشگيره و سوخت آن، مردم و سنگ است : (وقودها الناس و الحجارة )[1]"آتشي كه سوختش مردمان و سنگ ها هستند." ملائكه اي سختگير بر آن مأمورند.[2]از پيامبر خدا6روايت شده است كه آتش دنيا جزئي از هفتاد جزء آتش جهنم است .[3]شراره هاي آتش آن به قدري سوزاننده است كه چيزي را باقي نمي گذارد.[4]غذاي اهل دوزخ، درخت زقوم است و چرك و خون .[5]آب آن همانند فلز مذاب صورت را بريان مي‌كند.[7]آتش آن در جان آدمي رخنه مي‌كند و در دل شعله مي‌كشد.[6]لباس اهل جهنم از آتش است و بر سر و صورت جهنميان مدام آب جوشان ريخته
[1]سوره بقره (2)، آيه 24 .
[2]سوره تحريم (66)، آيه 6 .
[3]علي بن ابراهيم، تفسير القمي، ج 1، ص 366 ; مجلسي، بحارالانوار، ج 8، ص 288، حديث 21 .
[4]سوره مدثر (74)، آيات 26 - 28 .
[5]سوره حاقه (69)، آيه 36 ; سوره واقعه (56)، آيه 52 .
[6]سوره كهف (18)، آيه 29 .
[7]سوره همزه (104)، آيه 7 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :303

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 304

مي‌شود.[2]گرزهاي آتشين در بالاي سر جهنميان، آماده است .[1]هيچ راه فراري از آن وجود ندارد.[3]پوست بدن اهل جهنم بر اثر شعله هاي فروزان آتش مدام در حال عوض شدن مي‌باشد. پوست ها مي‌سوزد و ذوب مي‌شود، اما تمام نمي شود و پوست ديگري جاي آن را مي‌گيرد. (كلما نضجت جلودهم بدلناهم جلودا غيرها ليذوقوا العذاب )[4]"در آن آتش هرچه پوستشان بريان گردد، پوست هاي ديگري بر جايش نهيم تا عذاب را بچشند." اهل جهنم مدام در عذاب هستند و كيفر مي‌شوند و درد جانكاهي همواره آنان را آزار مي‌دهد. (لا يموت فيها و لا يحيي).[5]در گردن جهنميان غل و به دست هايشان زنجير بسته است .[6]جهنميان همواره در حسرت و افسوس به سر مي‌برند كه چرا از فرصت زندگي دنيا استفاده نكردند. آرزو مي‌كنند كه اي كاش در دنيا دوستان خوبي داشتند و در صراط مستقيم حركت كرده بودند. به راستي آيا ارزش دارد كه براي چند صباح زودگذر دنيا، از خدا غافل شويم و به بندگان خدا ستم روا داريم ؟ تكاليف الهي و انساني خود را انجام ندهيم و به چنان خواري و ذلت گرفتار آييم ؟ آيات فراواني در قرآن و سخنان زيادي از پيامبر خدا6و معصومين (ع) درباره عالم آخرت و عذابهاي سخت آن وجود دارد. بي گمان اين همه پيام از جانب خدا و هشدارهاي انبيا و اوصياي الهي، براي بيدارباش است . انسان نبايد در استفاده از مواهب دنيايي آن چنان افراط كند كه تكاليفش را فراموش نمايد و آخرتش را در زير شعاع متاع دنيوي قرار دهد. استفاده از لذات دنيوي نبايد به حدي باشد كه عذاب اخروي در پي داشته باشد. عقل و منطق حكم مي‌كند كه به اين همه هشدارها اهميت بدهيم و آنها را جدي بگيريم . اين هشدارها نه براي گريز دادن از دنيا و مواهب آن است، بلكه براي ايجاد اعتدال در رفتار و ايجاد موازنه در تمايل به دنيا و حيات اخروي است .
[1]سوره حج (22)، آيه 19.
[2]سوره حج (22)، آيه 21 .
[3]سوره حج (22)، آيه 22 .
[4]سوره نساء (4)، آيه 56 .
[5]سوره طه (20)، آيه 74 .
[6]سوره غافر (40)، آيه 71 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :304

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 305

بهشت

گروه ديگري از انسانها پس از بررسي اعمال و اعتقاداتشان، به پاس ايمان و اعمال خوبشان به بهشت مي‌روند. بهشت جايگاه مؤمنان شب زنده دار و انفاق كننده است .[1]كساني كه براي گسترش تعاليم الهي مجاهدت كردند و جان و مال خود را نثار نمودند.[2]و در يك كلام همه كساني كه بندگي خدا را پيشه خود ساختند و حريم ساير انسانها را به خاطر خدا پاس داشتند و حقوق انسانها را مراعات نمودند و تكاليف خود را بي هيچ چشم داشتي انجام داده اند. زنان و مردان بهشتي در بهشت از انواع نعمت هاي خداوند بهره مند هستند و هر خوردني، نوشيدني و لذتي كه بخواهند برايشان فراهم است ;[3]و برتر از همه نعمت ها و لذايذ، رضوان پروردگار است .[4]در آنجا هيچ ناراحتي و غصه اي راه ندارد،[7]و دار سلام و سلامتي است ;[6]مرگ هيچ گاه به سراغ بهشتيان نمي آيد،[5]و در سايه رحمت پروردگار همواره او را سپاسگزارند. ياد بهشت اميد را در انسان زنده مي‌گرداند، او را به كارهاي نيك سوق مي‌دهد و از پليدي ها و گناهان باز مي‌دارد.[8]بنابر فرموده حضرت امير(ع) آدمي براي دنيا و ماندگاري در آن آفريده نشده، بلكه دنيا محل عبور و وسيله نيل او به سعادت و بهشت جاودان است .[9]"آيا آزاده اي نيست كه اين لقمه نيم خورده [دنيا] را به
[1]سوره سجده (32)، آيات 15) - 19) .
[2]سوره توبه (9)، آيه 111) .
[3](و فيها ما تشتهيه الانفس و تلذ الاعين); سوره زخرف (43)، آيه 71 .
[4](و رضوان من الله اكبر); سوره توبه (9)، آيه 72 .
[5](لا يمسهم فيها نصب و ما هم منها بمخرجين ); سوره حجر (15)، آيه 48 .
[6](والله يدعوا الي دارالسلام); سوره يونس (10)، آيه 25 .
[7](لا يذوقون فيها الموت الا الموته الاولي و وقيهم عذاب الجحيم); سوره دخان (44)، آيه 56 .
[8]سيدرضي، نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 31 .
[9]همان، خطبه 132) (صبحي صالح) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :305

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 306

اهلش واگذارد؟ همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست ; پس خويشتن را جز به آن مفروشيد."[1]هيچ خيري خير نيست اگر آتش دوزخ را به دنبال داشته باشد، و هيچ شري شر نيست اگر بهشت را در پيش رو داشته باشد. پس هر نعمتي در مقابل بهشت حقير است و هر بلايي در برابر دوزخ عافيت است .[2](لمثل هذا فليعمل العاملون ).[3](و سارعوا الي مغفرة من ربكم و جنة عرضها السموات والارض اعدت للمتقين )[4]"و بشتابيد به سوي آمرزشي از پروردگارتان و بهشتي كه وسعت آن [به اندازه وسعت ] آسمان ها و زمين است كه براي تقوا پيشه گان مهيا شده است ." به درستي كه چيزي را همچون بهشت نديدم كه جويندگانش در خواب باشند!.[5]
[1]همان، كلمات قصار، شماره 456 .
[2]همان، كلمات قصار، شماره 387 .
[3]سوره صافات (37)، آيه 61 .
[4]سوره آل عمران (13)، آيه 133) .
[5]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 28 (صبحي صالح) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :306

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 307

بخش دوم :اخلاق