انسان موجودي است داراي هوش، عقل، احساسات و نيازهاي مادي و معنوي . در انسان فطرت و غرايزي وجود دارد و بسياري از خواستهاي فطري و طبيعي در رفتار انسان تأثير دارند و به او هويت و شكل ميدهند. بي توجهي به هر يك از عناصر ياد شده ممكن است در امور اخلاقي و تربيتي، انسان را موجودي نامتعادل بار بياورد. همه عناصر وجودي انسان در دستورالعمل هاي اخلاقي ملاحظه شده اند. زيرا بدون لحاظ آنها توصيه هاي اخلاقي كارآيي لازم را نخواهند داشت .
نفس انسان و كاركردهاي آن
توجه اصلي نظام اخلاقي اسلام به رشد و تربيت روحي و عقلي انسان است، و امور اخلاقي بر اختيار و آگاهي و عقل مبتني است . انسان داراي نفس است و نفس داراي حيات ميباشد. نفس در وجود انسان كاركردهاي متفاوت و گوناگوني دارد. در انسان نفسي وجود دارد كه به او جهت ميدهد. خواهش ها و تمايلات، واقعيت هايي در وجود انسان هستند. اينها برخاسته از نفس آدمي اند. اين واقعيت در دستورهاي اخلاقي مد نظر بوده است . دستورهاي فراواني وجود دارد كه براي هدايت نفس بوده و در صدد تنظيم نقش و كاركرد درست نفس است، بي آن كه در صدد از كار انداختن آن باشند. به عنوان نمونه برخي از عملكردهاي نفس و دستورهاي اخلاقي مربوط به آن را برمي شماريم .
نفس اماره
در قرآن كريم از نفس تعبيرهايي گوناگون شده است . در جايي ميفرمايد: (ان النفس لا مارة بالسوء الا ما رحم ربي )[1]"همانا نفس، پيوسته انسان را به كارهاي زشت، بسيار امر ميكند مگر اين كه پروردگارم رحم نمايد." اين نفس را "اماره"
[1]سوره يوسف (12)، آيه 53 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :314
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
مينامند، و هوا و هوس آدمي به اين نفس مربوط است . اين نفس در پي بر آوردن خواهش ها و تمايلات خود ميباشد. اگر كنترل اعضا و جوارح انسان به دست نفس اماره باشد، آنها اسير ميشوند و هر چه را اين نفس دستور دهد انجام ميدهند. دست، چشم، پا و ساير اعضاي بدن مرتكب گناه ميشوند. نفس اماره زبان را به كارهاي زشت - مثل غيبت، تهمت، فحش و بدگويي - وادار ميكند. اين حالت در انسان بدترين حالت نفس است و او را به بيراهه سوق ميدهد. انسان را به تدريج به حيوان درنده و شكم پرست و شهوتران تبديل ميكند. ممكن است يك نفس سركش، دنيايي را به فساد بكشد. انسان اگر جلوي تمايلات نفساني اش را نگيرد و نفس اماره را رها كند، درنده تر از هر درنده اي خواهد بود.
نفس لوامه
براي نفس عملكرد ديگري وجود دارد كه كاركرد مثبت دارد و از آن به "نفس لوامه" تعبير شده است . (لا أقسم بيوم القيامة و لا أقسم بالنفس اللوامة )[1]"قسم به روز قيامت ; و قسم به نفس لوامه ." لوامه مثل اماره صيغه مبالغه است ; يعني بسيار ملامت كننده . نفس اگر به نقش ملامت گري خود بپردازد و در شعاع ساير امور قرار نگيرد، انسان را به كمال ميرساند. نفس لوامه انسان را به جهت كارهاي زشت مرتكب شده سرزنش ميكند. از نفس لوامه به "وجدان" نيز تعبير ميكنند. اگر انسان برحسب طغيان نفس، كار زشتي انجام بدهد، متوجه كار بد خودش ميشود و خود را ملامت ميكند. در عين حال ممكن است كساني هم وجود داشته باشند كه بر اثر تكرار كارهاي ناروا و حرام، نفس لوامه آنان به تدريج نقش خود را از دست بدهد و ديگر ملامت گري نكند.
[1]سوره قيامت (75)، آيات 1) - 2 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :315
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
خداي مهربان براي انسانها توانايي هايي آفريده است كه آنها را از خارج شدن از محدوده انسانيت باز ميدارد. معمولا بر اثر نفس لوامه يك حالت توبه و انابه اي پيدا ميشود و قهرا وقتي كه انسان خود را براي كارهاي زشت ملامت كرد، اين حالت زمينه اي ميشود براي توجه انسان و جلوگيري از گناه . يك چنين آدمي زمينه در او پيدا ميشود كه در حال عادي گناه و طغيان نكند. پس نفس لوامه انسان را به سوي كمال سوق ميدهد و به همين جهت است كه خداوند تبارك و تعالي به آن قسم ياد كرده است .
نفس ملهمه
يكي ديگر از ويژگيهاي نفس با گرايش اخلاقي، الهام شدن و از درون يادآور شدن است . قرآن در اين باره ميفرمايد: (و نفس و ما سواها فألهمها فجورها و تقواها)[1]"قسم به نفس و آن كس كه آن را متناسب آفريد، پس زشتي ها و خوبي ها را به او الهام كرد." "نفس ملهمه" نفسي است كه اگر بيدار شود مورد توجه خدا قرار ميگيرد و درباره هركاري ميتواند قضاوت كند و اين كه چه كاري صحيح و چه كاري نادرست است . نفس ملهمه نفسي است كه يك نوع پيوندي به عالم غيب پيدا ميكند و ميتواند خوب و بد را تميز دهد.
نفس مطمئنه
نفس انساني بيدار ميشود و راه و روش خود را درمي يابد و به دنبال عمل و يقين ميرود. نفس وقتي به بالاترين مرحله خود و به اطمينان برسد و تزلزلي در او راه نيابد، "مطمئنه" ميشود. اين نفس متصل به حق است و به واسطه اين اتصال و
[1]سوره شمس (91)، آيات 7 - 8 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :316
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
ارتباط با خدا، داراي اطمينان و آرامش كامل شده است . (يا أيتها النفس المطمئنة ارجعي الي ربك راضية مرضية ...)[1]"اي نفسي كه به اطمينان و آرامش رسيده اي ! باز گرد به سوي پروردگارت در حالي كه از خدا خشنودي و خدا از تو خشنود است ... ." اين كه در برخي روايات آمده است آيه ياد شده در شأن حضرت سيدالشهداء(ع) نازل شده است[2]از باب معرفي يكي از بهترين مصداقهاست ; زيرا آن حضرت با رفتاري كه انجام داد و استقامتي كه در راه خدا كرد و در برابر ستمگريها ايستاد، به خوبي نشان داد كه داراي نفس مطمئن و شايسته خطاب خداي بزرگ ميباشد.
4 - اعتدال
يكي ديگر از ويژگيهاي آموزه هاي اخلاقي دعوت به اعتدال و ميانه روي در تأمين خواسته هاست . از او نمي خواهد غريزه ها را سركوب كند و به لذتهاي دنيايي بي توجه باشد، و از سوي ديگر نمي خواهد يكسره مشغول به آنها باشد; زيرا بزرگترين هدف دستورالعمل هاي اخلاقي اين است كه انسانها را از افراط و تفريط باز دارد و براي آنان اعتدال ايجاد نمايد. "افراط" تجاوز و گذشتن از حد، و "تفريط" تقصير و كوتاهي در انجام وظيفه است . در پي چيزي رفتن و بيش از حد معمول درباره آن خواستن "افراط"، و از حد اعتدال كمتر خواستن "تفريط" است . در صورتي كه انسان خشت بناي زندگي خود را بر افراط و يا تفريط بگذارد، به تدريج به تجاوزگري روي ميآورد و يا با عملكرد خود باعث تجاوزگري ديگران ميشود. چنين حالتي هم رفتار عمومي جامعه را دچار خطر ميكند و هم به شخصيت انسان آسيب ميزند. در اين صورت، انسان به تدريج مسخ ميشود. انسان مجموعه اي از غرايز، اميال، روحيات مختلف و شهوات است . از طرفي
[1]سوره فجر (89)، آيات 27 - 28 .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 24، ص 350، باب 67، حديث 62 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :317
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
قوه عاقله دارد و از سوي ديگر قوه غضب و قوه توهم و خيال . تمايلات نفس در انسان زياد است و حد و حصر ندارد. هر چه به خواهش هايش بيشتر نايل شود، باز هم سير نمي شود. اگر تمام دنيا را به او بدهند باز هم درخواست ميكند. اسلام براي جلوگيري از چنين خطري انسان را به رعايت ميانه روي سفارش كرده و براي آن ملاكهايي نيز قرار داده است . از مزاياي اسلام اين است كه دستورات و مقررات آن معتدل است، تا جايي كه امت اسلام "امت وسط" نام گرفته است . (و كذلك جعلناكم أمة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس )[1]"ما شما [مسلمانان ] را امت ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد." از نظر اسلام بندگان خاص خدا كساني اند كه ميانه رو و معتدل باشند. (و الذين اذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما)[2]"و [بندگان خدا] كساني اند كه هنگام انفاق، نه اسراف كرده و نه بخل ميورزند; بلكه ميان اين دو ميانه رو و معتدلند." خداوند متعال در همين رابطه به پيامبرش ميفرمايد: در انفاق دست خود را بسته نگه ندار و كاملا باز و گشاده نيز ندار، كه هر كدام باشد به نكوهش و حسرت خواهي نشست .[3]خداوند در دستور صريحي به پيامبر6او را از پيروي كساني كه دچار افراط و تفريط هستند نهي كرده است . (و لا تطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتبع هواه و كان أمره فرطا)[4]"هرگز از كساني كه دلهايشان را از ياد خود غافل كرده ايم و تابع هواي نفس خود شده اند و به افراطكاري پرداخته اند پيروي نكن ." اميرمؤمنان (ع) درباره افراط و تفريط فرموده است : "به رگ هاي انسان پاره گوشتي آويخته است كه شگفت آورترين چيزهايي است كه در او وجود دارد و آن دل است ; زيرا كه دل را ماده ها بود از حكمت و ضد آن . پس اگر در دل اميدي پديد آيد طمع او را خوار كند، واگر طمع به او هجوم آورد حرص او را نابود سازد، و اگر
[1]سوره بقره (2)، آيه 143) .
[2]سوره فرقان (25)، آيه 67 .
[3]سوره اسراء (17)، آيه 29 .
[4]سوره كهف (18)، آيه 28 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :318
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
نا اميدي بر او غالب گردد حسرت و تأسف او را بكشد، و اگر غضب شدت پيدا كند آرام نگيرد، و اگر سعادت و خرسندي نصيب وي شود زمام خويشتنداري را از دست ميدهد، و اگر ترس به ناگاه او را فرا گيرد پرهيز كردن او را مشغول دارد، و اگر گشايشي در كارش پديد آيد و در امن و امان باشد دچار غفلت ميشود، واگر مالي به چنگ آورد توانگري او را به سركشي وادارد، و اگر به فقر و نداري گرفتار شود به بلا دچار گردد، و اگر مصيبتي به او برسد نابردباري رسوايش سازد، و اگر گرسنگي بي طاقتش گرداند ناتواني وي را از پا در آورد، و اگر بيش از حد سير شود پر بودن شكم به او زيان رساند. پس هر تفريط و تقصير او را زيان رساند و هر افراط و از حد گذراندن موجب تباهي او ميشود."[1]افراط و تفريط هر دو رذيلت اخلاقي اند، و آنچه فضيلت است حد وسط اين دو ميباشد. افراط در شهوت انسان را به بي بند و باري ميكشاند، و تفريط در آن منجر به گوشه گيري و انقراض نسل ميشود. راه اعتدال تشكيل خانواده و ازدواج است . اگر شخصي كاملا به آرزوهاي خود بي اعتنا باشد، دچار حسرت و اندوه ميشود; و اگر همواره دنبال خواهش هاي نفساني و آرزوها باشد، طمعكار ميگردد. حد وسط اين دو پذيرفته است كه تلاش در جهت كسب روزي و قناعت به اندازه نياز ميباشد. اميرمؤمنان (ع) ميفرمايد: "لاتري الجاهل الا مفرطا او مفرطا"[2]"نادان را نمي بيني مگر اين كه كاري را از اندازه فراتر برد و يا بدانجا كه بايد نرساند." و همين طور ميفرمايد: "نتيجه تفريط پشيماني است ."[3]عدالت كه در آثار ديني روي آن تأكيد زيادي شده، همين داشتن حالت اعتدال و دور بودن از افراط و تفريط در امور زندگي است .
[1]كليني، كافي، خطبة الوسيلة، ج 8، ص 19) ; سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 108، ص 487 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 70 .
[3]همان، حكمت 181، ص 502 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :319
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
5 - پيوند اخلاق با عبادت
براي تحصيل فضايل اخلاقي و فاصله گرفتن از رذيلت ها، انسان از همان دوران كودكي بايد تحت تربيت قرار بگيرد. كودك استعداد هرگونه ساخته شدن را دارد. در اين دوران پدر و مادر و متوليان كودك بايد او را در مسير صحيح هدايت كنند، و آنگاه كه او به سن بزرگي و بلوغ ميرسد دستورالعمل هايي براي وي وجود دارد كه با رعايت آنها خود مراقب تربيت خويش ميشود. در اسلام عالي ترين برنامه هاي تربيتي و روشهاي تهذيب نفس در قالب عبادت و پرستش خداوند گنجانده شده است . اسلام براي مهار نفس نه تنها از راههاي غير متعارف و رياضت هاي طاقت فرسا استفاده نكرده بلكه آنها را ممنوع دانسته است . اسلام از طريق دستور به انجام عبادت و اطاعت كه امري فطري است، نفس را مهار ميكند. عمل به اين گونه دستورات، به صورت طبيعي و بدون تحميل بر نفس، به تعديل غرايز نفساني و كنترل آنها ميانجامد. نماز و روزه و ساير عبادات داراي نقشي بسيار سازنده اند. مثلا حج از همان آغاز، برنامه خودسازي و طهارت نفس است . براي حج بايد همه لباسها را از بدن بيرون آورد و لباس احرام پوشيد. بدن و احرام بايد پاك باشد و لباس احرام مباح بوده و هيچ حقي از هيچ كسي در آن نباشد. حتي از خيلي حلالها بايد پرهيز شود. حج بايد در وقت معيني به جا آورده شود، و به علاوه حركت هاي مخصوصي براي آن تعيين شده است . در عمل عبادي حج كنترل و تمرين به اوج خود ميرسد. در يك كلام ميتوان حج را برنامه خودسازي و تهذيب نفس دانست . اين تكليف، تمرين خودسازي است كه در قالب عبادت معيني ارائه شده است و به تدريج آثار عميقي بر روح انسان ميگذارد. خصلت كبر و خودخواهي را از بين ميبرد. در نتيجه انسان از خودخواهي به خداپرستي ميرسد. عبادت همچنين روحيه خيرخواهي و منفعت رساني به ديگران را در انسان تقويت ميكند.
روزه عمل عبادي ديگري است كه بر مكلفان واجب است يك ماه از سال را از اموري معين خودداري نمايند. شخصي كه آزاد بوده تا بخورد و بياشامد و يا اعمال مجاز را انجام دهد، بايد در ايام روزه داري به اختيار خود از ارتكاب آنها خودداري نمايد. آن هم در وقت معيني خودداري را شروع و در زمان معيني آن را به اتمام برساند. اين عمل اثر تربيتي و اخلاقي عميقي روي انسان ميگذارد. هم اثر فردي دارد و هم اثر اجتماعي . حس نوع دوستي و هم نوايي با ديگران را در انسان احيا ميكند. روزه انسان را به فكر فقرا و بينوايان مياندازد.
6 - تقوا به مثابه ركن اخلاق
قرآن كريم راه فلاح و رستگاري را در تهذيب نفس و پالايش آن از آلودگي ها ميداند: (قد أفلح من تزكي).[1]و عاقبت بي توجهي به تهذيب نفس و آلوده كردن آن را مايه بدبختي و خسران دانسته است : (و قد خاب من دساها).[2]آلودگي به رذايل اخلاقي چنان تأثير منفي در انسان دارد كه مانع معرفت و ايمان ميشود. خداوند درباره تكذيب كنندگان قرآن ميفرمايد: (كلا بل ران علي قلوبهم ما كانوا يكسبون )[3]"چنين نيست كه آنان گمان كرده اند، بلكه آنچه انجام ميداده اند بر دلهاي آنها زنگار بسته است ." پيامبران الهي پيش و بيش از هر چيزي به موضوع تهذيب روح و اخلاق پرداخته اند. در سوره اعراف پس از بيان سرگذشت انبيا و امت هاي آنان ميفرمايد: اگر مردم آباديها، ايمان و تقوا پيشه ميكردند، ما به طور حتم درهاي بركات خود را از آسمان و زمين بر آنان ميگشوديم ; ولي آنان به تكذيب انبيا پرداختند و در نتيجه ما آنان را به سبب بد كرداري گرفتار عذاب كرديم .[4]از سفارشهاي خداوند به تقوا،
[1]سوره اعلي (87)، آيه 14) ; "رستگار است كسي كه پاك باشد."
[2]سوره شمس (91)، آيه 10) .
[3]سوره مطففين (83)، آيه 14) .
[4]سوره اعراف (7)، آيه 96 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :321
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست