خداي مهربان براي انسانها توانايي هايي آفريده است كه آنها را از خارج شدن از محدوده انسانيت باز ميدارد. معمولا بر اثر نفس لوامه يك حالت توبه و انابه اي پيدا ميشود و قهرا وقتي كه انسان خود را براي كارهاي زشت ملامت كرد، اين حالت زمينه اي ميشود براي توجه انسان و جلوگيري از گناه . يك چنين آدمي زمينه در او پيدا ميشود كه در حال عادي گناه و طغيان نكند. پس نفس لوامه انسان را به سوي كمال سوق ميدهد و به همين جهت است كه خداوند تبارك و تعالي به آن قسم ياد كرده است .
نفس ملهمه
يكي ديگر از ويژگيهاي نفس با گرايش اخلاقي، الهام شدن و از درون يادآور شدن است . قرآن در اين باره ميفرمايد: (و نفس و ما سواها فألهمها فجورها و تقواها)[1]"قسم به نفس و آن كس كه آن را متناسب آفريد، پس زشتي ها و خوبي ها را به او الهام كرد." "نفس ملهمه" نفسي است كه اگر بيدار شود مورد توجه خدا قرار ميگيرد و درباره هركاري ميتواند قضاوت كند و اين كه چه كاري صحيح و چه كاري نادرست است . نفس ملهمه نفسي است كه يك نوع پيوندي به عالم غيب پيدا ميكند و ميتواند خوب و بد را تميز دهد.
نفس مطمئنه
نفس انساني بيدار ميشود و راه و روش خود را درمي يابد و به دنبال عمل و يقين ميرود. نفس وقتي به بالاترين مرحله خود و به اطمينان برسد و تزلزلي در او راه نيابد، "مطمئنه" ميشود. اين نفس متصل به حق است و به واسطه اين اتصال و
[1]سوره شمس (91)، آيات 7 - 8 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :316
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
ارتباط با خدا، داراي اطمينان و آرامش كامل شده است . (يا أيتها النفس المطمئنة ارجعي الي ربك راضية مرضية ...)[1]"اي نفسي كه به اطمينان و آرامش رسيده اي ! باز گرد به سوي پروردگارت در حالي كه از خدا خشنودي و خدا از تو خشنود است ... ." اين كه در برخي روايات آمده است آيه ياد شده در شأن حضرت سيدالشهداء(ع) نازل شده است[2]از باب معرفي يكي از بهترين مصداقهاست ; زيرا آن حضرت با رفتاري كه انجام داد و استقامتي كه در راه خدا كرد و در برابر ستمگريها ايستاد، به خوبي نشان داد كه داراي نفس مطمئن و شايسته خطاب خداي بزرگ ميباشد.
4 - اعتدال
يكي ديگر از ويژگيهاي آموزه هاي اخلاقي دعوت به اعتدال و ميانه روي در تأمين خواسته هاست . از او نمي خواهد غريزه ها را سركوب كند و به لذتهاي دنيايي بي توجه باشد، و از سوي ديگر نمي خواهد يكسره مشغول به آنها باشد; زيرا بزرگترين هدف دستورالعمل هاي اخلاقي اين است كه انسانها را از افراط و تفريط باز دارد و براي آنان اعتدال ايجاد نمايد. "افراط" تجاوز و گذشتن از حد، و "تفريط" تقصير و كوتاهي در انجام وظيفه است . در پي چيزي رفتن و بيش از حد معمول درباره آن خواستن "افراط"، و از حد اعتدال كمتر خواستن "تفريط" است . در صورتي كه انسان خشت بناي زندگي خود را بر افراط و يا تفريط بگذارد، به تدريج به تجاوزگري روي ميآورد و يا با عملكرد خود باعث تجاوزگري ديگران ميشود. چنين حالتي هم رفتار عمومي جامعه را دچار خطر ميكند و هم به شخصيت انسان آسيب ميزند. در اين صورت، انسان به تدريج مسخ ميشود. انسان مجموعه اي از غرايز، اميال، روحيات مختلف و شهوات است . از طرفي
[1]سوره فجر (89)، آيات 27 - 28 .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 24، ص 350، باب 67، حديث 62 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :317
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
قوه عاقله دارد و از سوي ديگر قوه غضب و قوه توهم و خيال . تمايلات نفس در انسان زياد است و حد و حصر ندارد. هر چه به خواهش هايش بيشتر نايل شود، باز هم سير نمي شود. اگر تمام دنيا را به او بدهند باز هم درخواست ميكند. اسلام براي جلوگيري از چنين خطري انسان را به رعايت ميانه روي سفارش كرده و براي آن ملاكهايي نيز قرار داده است . از مزاياي اسلام اين است كه دستورات و مقررات آن معتدل است، تا جايي كه امت اسلام "امت وسط" نام گرفته است . (و كذلك جعلناكم أمة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس )[1]"ما شما [مسلمانان ] را امت ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد." از نظر اسلام بندگان خاص خدا كساني اند كه ميانه رو و معتدل باشند. (و الذين اذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما)[2]"و [بندگان خدا] كساني اند كه هنگام انفاق، نه اسراف كرده و نه بخل ميورزند; بلكه ميان اين دو ميانه رو و معتدلند." خداوند متعال در همين رابطه به پيامبرش ميفرمايد: در انفاق دست خود را بسته نگه ندار و كاملا باز و گشاده نيز ندار، كه هر كدام باشد به نكوهش و حسرت خواهي نشست .[3]خداوند در دستور صريحي به پيامبر6او را از پيروي كساني كه دچار افراط و تفريط هستند نهي كرده است . (و لا تطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتبع هواه و كان أمره فرطا)[4]"هرگز از كساني كه دلهايشان را از ياد خود غافل كرده ايم و تابع هواي نفس خود شده اند و به افراطكاري پرداخته اند پيروي نكن ." اميرمؤمنان (ع) درباره افراط و تفريط فرموده است : "به رگ هاي انسان پاره گوشتي آويخته است كه شگفت آورترين چيزهايي است كه در او وجود دارد و آن دل است ; زيرا كه دل را ماده ها بود از حكمت و ضد آن . پس اگر در دل اميدي پديد آيد طمع او را خوار كند، واگر طمع به او هجوم آورد حرص او را نابود سازد، و اگر
[1]سوره بقره (2)، آيه 143) .
[2]سوره فرقان (25)، آيه 67 .
[3]سوره اسراء (17)، آيه 29 .
[4]سوره كهف (18)، آيه 28 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :318
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
نا اميدي بر او غالب گردد حسرت و تأسف او را بكشد، و اگر غضب شدت پيدا كند آرام نگيرد، و اگر سعادت و خرسندي نصيب وي شود زمام خويشتنداري را از دست ميدهد، و اگر ترس به ناگاه او را فرا گيرد پرهيز كردن او را مشغول دارد، و اگر گشايشي در كارش پديد آيد و در امن و امان باشد دچار غفلت ميشود، واگر مالي به چنگ آورد توانگري او را به سركشي وادارد، و اگر به فقر و نداري گرفتار شود به بلا دچار گردد، و اگر مصيبتي به او برسد نابردباري رسوايش سازد، و اگر گرسنگي بي طاقتش گرداند ناتواني وي را از پا در آورد، و اگر بيش از حد سير شود پر بودن شكم به او زيان رساند. پس هر تفريط و تقصير او را زيان رساند و هر افراط و از حد گذراندن موجب تباهي او ميشود."[1]افراط و تفريط هر دو رذيلت اخلاقي اند، و آنچه فضيلت است حد وسط اين دو ميباشد. افراط در شهوت انسان را به بي بند و باري ميكشاند، و تفريط در آن منجر به گوشه گيري و انقراض نسل ميشود. راه اعتدال تشكيل خانواده و ازدواج است . اگر شخصي كاملا به آرزوهاي خود بي اعتنا باشد، دچار حسرت و اندوه ميشود; و اگر همواره دنبال خواهش هاي نفساني و آرزوها باشد، طمعكار ميگردد. حد وسط اين دو پذيرفته است كه تلاش در جهت كسب روزي و قناعت به اندازه نياز ميباشد. اميرمؤمنان (ع) ميفرمايد: "لاتري الجاهل الا مفرطا او مفرطا"[2]"نادان را نمي بيني مگر اين كه كاري را از اندازه فراتر برد و يا بدانجا كه بايد نرساند." و همين طور ميفرمايد: "نتيجه تفريط پشيماني است ."[3]عدالت كه در آثار ديني روي آن تأكيد زيادي شده، همين داشتن حالت اعتدال و دور بودن از افراط و تفريط در امور زندگي است .
[1]كليني، كافي، خطبة الوسيلة، ج 8، ص 19) ; سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 108، ص 487 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 70 .
[3]همان، حكمت 181، ص 502 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :319
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
5 - پيوند اخلاق با عبادت
براي تحصيل فضايل اخلاقي و فاصله گرفتن از رذيلت ها، انسان از همان دوران كودكي بايد تحت تربيت قرار بگيرد. كودك استعداد هرگونه ساخته شدن را دارد. در اين دوران پدر و مادر و متوليان كودك بايد او را در مسير صحيح هدايت كنند، و آنگاه كه او به سن بزرگي و بلوغ ميرسد دستورالعمل هايي براي وي وجود دارد كه با رعايت آنها خود مراقب تربيت خويش ميشود. در اسلام عالي ترين برنامه هاي تربيتي و روشهاي تهذيب نفس در قالب عبادت و پرستش خداوند گنجانده شده است . اسلام براي مهار نفس نه تنها از راههاي غير متعارف و رياضت هاي طاقت فرسا استفاده نكرده بلكه آنها را ممنوع دانسته است . اسلام از طريق دستور به انجام عبادت و اطاعت كه امري فطري است، نفس را مهار ميكند. عمل به اين گونه دستورات، به صورت طبيعي و بدون تحميل بر نفس، به تعديل غرايز نفساني و كنترل آنها ميانجامد. نماز و روزه و ساير عبادات داراي نقشي بسيار سازنده اند. مثلا حج از همان آغاز، برنامه خودسازي و طهارت نفس است . براي حج بايد همه لباسها را از بدن بيرون آورد و لباس احرام پوشيد. بدن و احرام بايد پاك باشد و لباس احرام مباح بوده و هيچ حقي از هيچ كسي در آن نباشد. حتي از خيلي حلالها بايد پرهيز شود. حج بايد در وقت معيني به جا آورده شود، و به علاوه حركت هاي مخصوصي براي آن تعيين شده است . در عمل عبادي حج كنترل و تمرين به اوج خود ميرسد. در يك كلام ميتوان حج را برنامه خودسازي و تهذيب نفس دانست . اين تكليف، تمرين خودسازي است كه در قالب عبادت معيني ارائه شده است و به تدريج آثار عميقي بر روح انسان ميگذارد. خصلت كبر و خودخواهي را از بين ميبرد. در نتيجه انسان از خودخواهي به خداپرستي ميرسد. عبادت همچنين روحيه خيرخواهي و منفعت رساني به ديگران را در انسان تقويت ميكند.
روزه عمل عبادي ديگري است كه بر مكلفان واجب است يك ماه از سال را از اموري معين خودداري نمايند. شخصي كه آزاد بوده تا بخورد و بياشامد و يا اعمال مجاز را انجام دهد، بايد در ايام روزه داري به اختيار خود از ارتكاب آنها خودداري نمايد. آن هم در وقت معيني خودداري را شروع و در زمان معيني آن را به اتمام برساند. اين عمل اثر تربيتي و اخلاقي عميقي روي انسان ميگذارد. هم اثر فردي دارد و هم اثر اجتماعي . حس نوع دوستي و هم نوايي با ديگران را در انسان احيا ميكند. روزه انسان را به فكر فقرا و بينوايان مياندازد.
6 - تقوا به مثابه ركن اخلاق
قرآن كريم راه فلاح و رستگاري را در تهذيب نفس و پالايش آن از آلودگي ها ميداند: (قد أفلح من تزكي).[1]و عاقبت بي توجهي به تهذيب نفس و آلوده كردن آن را مايه بدبختي و خسران دانسته است : (و قد خاب من دساها).[2]آلودگي به رذايل اخلاقي چنان تأثير منفي در انسان دارد كه مانع معرفت و ايمان ميشود. خداوند درباره تكذيب كنندگان قرآن ميفرمايد: (كلا بل ران علي قلوبهم ما كانوا يكسبون )[3]"چنين نيست كه آنان گمان كرده اند، بلكه آنچه انجام ميداده اند بر دلهاي آنها زنگار بسته است ." پيامبران الهي پيش و بيش از هر چيزي به موضوع تهذيب روح و اخلاق پرداخته اند. در سوره اعراف پس از بيان سرگذشت انبيا و امت هاي آنان ميفرمايد: اگر مردم آباديها، ايمان و تقوا پيشه ميكردند، ما به طور حتم درهاي بركات خود را از آسمان و زمين بر آنان ميگشوديم ; ولي آنان به تكذيب انبيا پرداختند و در نتيجه ما آنان را به سبب بد كرداري گرفتار عذاب كرديم .[4]از سفارشهاي خداوند به تقوا،
[1]سوره اعلي (87)، آيه 14) ; "رستگار است كسي كه پاك باشد."
[2]سوره شمس (91)، آيه 10) .
[3]سوره مطففين (83)، آيه 14) .
[4]سوره اعراف (7)، آيه 96 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :321
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
ميتوان استفاده كرد كه تقوا عامل پايداري جوامع و سعادت دنيوي و اخروي آنان است، و پيمودن مسيري بر خلاف تقوا جز هلاكت و خسران ابدي فرجامي ندارد. "تقوا" در اصل "وقوي" به معناي نگهداري است . تقوا را حفظ كردن چيزي از چيزهاي آزار دهنده و زيان رسان معنا كرده اند.[1]تقوا بدين معناست كه انسان هنگام تمايلات نفساني و يا غضب بتواند خود را كنترل و تعديل نمايد. كمتر سوره اي در قرآن وجود دارد كه موضوع تقوا در آن نيامده باشد. از ديدگاه قرآن نيكي تنها در تقواپيشگي حاصل ميشود.[2]بهره مندي از معرفت و تمييز حق و باطل توسط تقوا حاصل ميشود.[3]در امان ماندن از وسوسه هاي شياطين به وسيله تقوا به دست ميآيد.[5]تقوا انسان را از نصرت الهي بهره مند ميكند.[4]همراهي و ياري پروردگار نصيب تقواپيشگان ميشود.[7]آرامش قلب با تقوا به دست ميآيد.[6]تقوا راه نجات است .[8]تقوا علاوه بر آثار اخروي، در زندگي دنيوي و گسترش رزق و روزي و رهايي از مشكلات نيز تأثير دارد.[9]در يك كلمه رستگاري از آن متقين است،[11]و آنان محبوب خداوند هستند.[10]خداوند به كرات به پرهيزگاري و رعايت تقواي الهي دعوت كرده است . تقوا سپر انسان در برابر همه مشكلات و دفاع از حريم هاي الهي است . تقوا عامل كرامت و بزرگواري نزد خداوند است . هيچ عاملي - اعم از مال، حسب، نسب، مقام و موقعيت - به جز تقوا نمي تواند فرد را از ديگران ممتاز نمايد. تقوا سرچشمه همه فضيلتهاست . (ان أكرمكم عندالله أتقاكم ).[12]
[1]راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 881 .
[2]سوره بقره (2)، آيه 189) .
[3]سوره انفال (8)، آيه 29 .
[4]سوره اعراف (7)، آيه 201 .
[5]سوره آل عمران (3)، آيات 120) و 125) .
[6]سوره بقره (2)، آيه 194) ; سوره نحل (16)، آيه 128) .
[7]سوره اعراف (7)، آيه 35 .
[8]سوره نمل (27)، آيه 53 ; سوره زمر (39)، آيه 61 ; سوره فصلت (41)، آيه 18) .
[9]سوره اعراف (7)، آيه 96 ; سوره طلاق (65)، آيات 2 و 4 ; سوره ليل (92)، آيات 5 - 7 .
[10]سوره نور (24)، آيه 52 .
[11]سوره آل عمران (3)، آيه 76 .
[12]سوره حجرات (49)، آيه 13) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :322
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
انسان متقي نه تنها هيچ حرامي را مرتكب نمي شود و واجبي را ترك نمي كند، بلكه در موارد مشتبه نيز كاملا احتياط را مراعات ميكند. اميرالمؤمنين (ع) فرموده است : "لا ورع كالوقوف عندالشبهة"[1]"هيچ پارسايي بالاتر از توقف در شبهات نيست ." تقوا فوق ايمان است .[2]از امام صادق (ع) نقل شده كه به مفضل بن عمر فرمود: "ان قليل العمل مع التقوي خير من كثير العمل بلاتقوي"; "عمل كم همراه با تقوا بهتر از عمل زياد بدون تقواست ." مفضل ميگويد عرض كردم : چگونه ميشود كه عمل زياد باشد ولي تقوا نباشد. فرمود: "آري مثلا شخصي اطعام ميكند، با همسايگان مدارا ميكند، منزل خود را براي پذيرايي از ديگران آماده ميكند، اما وقتي راه حرام براي او باز باشد وارد آن ميشود. اين كار بدون تقواست . اما شخص ديگري اين كارها را انجام نمي دهد ولي باب حرام كه بر او گشوده شود وارد آن نمي شود."[3]رسول اكرم6پس از پايان غزوه بدر بر سر كشتگان دشمن حاضر شد و در حالي كه ايستاده بود فرمود: آنچه خدا به ما از نصرت و امداد وعده داده بود تحقق يافت ; آيا عذابي كه به شما وعده داده بود محقق شد؟ عده اي از منافقان گفتند: محمد با مرده ها سخن ميگويد! حضرت نگاهي به آنان كرد و فرمود: "اگر به آنان اجازه داده شود كه سخن بگويند به طور حتم خواهند گفت : "و ان خير الزاد التقوي" بي گمان بهترين توشه تقواست ."[4]هر وقت رسول اكرم6با مؤمني وداع ميكرد، در حق او دعا ميكرد و چنين ميفرمود: "زودكم الله التقوي" خداوند زاد و توشه تقواي شما را زياد گرداند.[5]و حضرت علي (ع) در پاسخ به اين پرسش كه برترين عمل چيست، فرمود: تقوا.[6]
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 113، ص 488 .
[2]كليني، كافي، باب فضل الايمان علي الاسلام، ج 2، ص 51 .
[3]همان، ص 76، حديث 7 .
[4]صدوق، من لا يحضره الفقيه، باب التعزية، ج 1، ص 114، حديث 536 .
[5]حر عاملي، وسائل الشيعة، آداب السفر، باب 29، ج 11، ص 406، حديث 1) .
[6]صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 274، ح 9 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :323
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست