بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 321

روزه عمل عبادي ديگري است كه بر مكلفان واجب است يك ماه از سال را از اموري معين خودداري نمايند. شخصي كه آزاد بوده تا بخورد و بياشامد و يا اعمال مجاز را انجام دهد، بايد در ايام روزه داري به اختيار خود از ارتكاب آنها خودداري نمايد. آن هم در وقت معيني خودداري را شروع و در زمان معيني آن را به اتمام برساند. اين عمل اثر تربيتي و اخلاقي عميقي روي انسان مي‌گذارد. هم اثر فردي دارد و هم اثر اجتماعي . حس نوع دوستي و هم نوايي با ديگران را در انسان احيا مي‌كند. روزه انسان را به فكر فقرا و بينوايان مي‌اندازد.

6 - تقوا به مثابه ركن اخلاق

قرآن كريم راه فلاح و رستگاري را در تهذيب نفس و پالايش آن از آلودگي ها مي‌داند: (قد أفلح من تزكي).[1]و عاقبت بي توجهي به تهذيب نفس و آلوده كردن آن را مايه بدبختي و خسران دانسته است : (و قد خاب من دساها).[2]آلودگي به رذايل اخلاقي چنان تأثير منفي در انسان دارد كه مانع معرفت و ايمان مي‌شود. خداوند درباره تكذيب كنندگان قرآن مي‌فرمايد: (كلا بل ران علي قلوبهم ما كانوا يكسبون )[3]"چنين نيست كه آنان گمان كرده اند، بلكه آنچه انجام مي‌داده اند بر دلهاي آنها زنگار بسته است ." پيامبران الهي پيش و بيش از هر چيزي به موضوع تهذيب روح و اخلاق پرداخته اند. در سوره اعراف پس از بيان سرگذشت انبيا و امت هاي آنان مي‌فرمايد: اگر مردم آباديها، ايمان و تقوا پيشه مي‌كردند، ما به طور حتم درهاي بركات خود را از آسمان و زمين بر آنان مي‌گشوديم ; ولي آنان به تكذيب انبيا پرداختند و در نتيجه ما آنان را به سبب بد كرداري گرفتار عذاب كرديم .[4]از سفارشهاي خداوند به تقوا،
[1]سوره اعلي (87)، آيه 14) ; "رستگار است كسي كه پاك باشد."
[2]سوره شمس (91)، آيه 10) .
[3]سوره مطففين (83)، آيه 14) .
[4]سوره اعراف (7)، آيه 96 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :321

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 322

مي‌توان استفاده كرد كه تقوا عامل پايداري جوامع و سعادت دنيوي و اخروي آنان است، و پيمودن مسيري بر خلاف تقوا جز هلاكت و خسران ابدي فرجامي ندارد. "تقوا" در اصل "وقوي" به معناي نگهداري است . تقوا را حفظ كردن چيزي از چيزهاي آزار دهنده و زيان رسان معنا كرده اند.[1]تقوا بدين معناست كه انسان هنگام تمايلات نفساني و يا غضب بتواند خود را كنترل و تعديل نمايد. كمتر سوره اي در قرآن وجود دارد كه موضوع تقوا در آن نيامده باشد. از ديدگاه قرآن نيكي تنها در تقواپيشگي حاصل مي‌شود.[2]بهره مندي از معرفت و تمييز حق و باطل توسط تقوا حاصل مي‌شود.[3]در امان ماندن از وسوسه هاي شياطين به وسيله تقوا به دست مي‌آيد.[5]تقوا انسان را از نصرت الهي بهره مند مي‌كند.[4]همراهي و ياري پروردگار نصيب تقواپيشگان مي‌شود.[7]آرامش قلب با تقوا به دست مي‌آيد.[6]تقوا راه نجات است .[8]تقوا علاوه بر آثار اخروي، در زندگي دنيوي و گسترش رزق و روزي و رهايي از مشكلات نيز تأثير دارد.[9]در يك كلمه رستگاري از آن متقين است،[11]و آنان محبوب خداوند هستند.[10]خداوند به كرات به پرهيزگاري و رعايت تقواي الهي دعوت كرده است . تقوا سپر انسان در برابر همه مشكلات و دفاع از حريم هاي الهي است . تقوا عامل كرامت و بزرگواري نزد خداوند است . هيچ عاملي - اعم از مال، حسب، نسب، مقام و موقعيت - به جز تقوا نمي تواند فرد را از ديگران ممتاز نمايد. تقوا سرچشمه همه فضيلتهاست . (ان أكرمكم عندالله أتقاكم ).[12]
[1]راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 881 .
[2]سوره بقره (2)، آيه 189) .
[3]سوره انفال (8)، آيه 29 .
[4]سوره اعراف (7)، آيه 201 .
[5]سوره آل عمران (3)، آيات 120) و 125) .
[6]سوره بقره (2)، آيه 194) ; سوره نحل (16)، آيه 128) .
[7]سوره اعراف (7)، آيه 35 .
[8]سوره نمل (27)، آيه 53 ; سوره زمر (39)، آيه 61 ; سوره فصلت (41)، آيه 18) .
[9]سوره اعراف (7)، آيه 96 ; سوره طلاق (65)، آيات 2 و 4 ; سوره ليل (92)، آيات 5 - 7 .
[10]سوره نور (24)، آيه 52 .
[11]سوره آل عمران (3)، آيه 76 .
[12]سوره حجرات (49)، آيه 13) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :322

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 323

انسان متقي نه تنها هيچ حرامي را مرتكب نمي شود و واجبي را ترك نمي كند، بلكه در موارد مشتبه نيز كاملا احتياط را مراعات مي‌كند. اميرالمؤمنين (ع) فرموده است : "لا ورع كالوقوف عندالشبهة"[1]"هيچ پارسايي بالاتر از توقف در شبهات نيست ." تقوا فوق ايمان است .[2]از امام صادق (ع) نقل شده كه به مفضل بن عمر فرمود: "ان قليل العمل مع التقوي خير من كثير العمل بلاتقوي"; "عمل كم همراه با تقوا بهتر از عمل زياد بدون تقواست ." مفضل مي‌گويد عرض كردم : چگونه مي‌شود كه عمل زياد باشد ولي تقوا نباشد. فرمود: "آري مثلا شخصي اطعام مي‌كند، با همسايگان مدارا مي‌كند، منزل خود را براي پذيرايي از ديگران آماده مي‌كند، اما وقتي راه حرام براي او باز باشد وارد آن مي‌شود. اين كار بدون تقواست . اما شخص ديگري اين كارها را انجام نمي دهد ولي باب حرام كه بر او گشوده شود وارد آن نمي شود."[3]رسول اكرم6پس از پايان غزوه بدر بر سر كشتگان دشمن حاضر شد و در حالي كه ايستاده بود فرمود: آنچه خدا به ما از نصرت و امداد وعده داده بود تحقق يافت ; آيا عذابي كه به شما وعده داده بود محقق شد؟ عده اي از منافقان گفتند: محمد با مرده ها سخن مي‌گويد! حضرت نگاهي به آنان كرد و فرمود: "اگر به آنان اجازه داده شود كه سخن بگويند به طور حتم خواهند گفت : "و ان خير الزاد التقوي" بي گمان بهترين توشه تقواست ."[4]هر وقت رسول اكرم6با مؤمني وداع مي‌كرد، در حق او دعا مي‌كرد و چنين مي‌فرمود: "زودكم الله التقوي" خداوند زاد و توشه تقواي شما را زياد گرداند.[5]و حضرت علي (ع) در پاسخ به اين پرسش كه برترين عمل چيست، فرمود: تقوا.[6]
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 113، ص 488 .
[2]كليني، كافي، باب فضل الايمان علي الاسلام، ج 2، ص 51 .
[3]همان، ص 76، حديث 7 .
[4]صدوق، من لا يحضره الفقيه، باب التعزية، ج 1، ص 114، حديث 536 .
[5]حر عاملي، وسائل الشيعة، آداب السفر، باب 29، ج 11، ص 406، حديث 1) .
[6]صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 274، ح 9 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :323

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 324

امام محمد باقر(ع) فرموده است : "همانا تقوا سفارش خدا به شما و به پيشينيان است . خداوند فرموده است : ما اهل كتاب را پيش از شما و شما را سفارش كرديم كه تقوا داشته باشيد."[1]با توجه به مطالب ياد شده اكنون اين جمله نوراني اميرمؤمنان (ع) بهتر قابل درك است كه فرمود: "التقي رئيس الاخلاق"[2]"تقوا سرآمد همه فضايل اخلاقي است ." چرا كه اگر كسي تقوا داشت، اين توانايي را دارد كه در همه جا و در همه شرايط خود را از گناه و آلودگي حفظ كند.

7 - عزت نفس

انسان ذاتا به گونه اي آفريده شده كه از ذلت گريزان است و در پي عزت تمام مي‌باشد.[3]اين خصلت در تمامي انسانها كاملا مشهود است . در نظام اخلاقي اسلام، داشتن اخلاق خوب مستلزم عزت نفس و ذليل و حقير نشدن در برابر ديگران است . هيچ مسلماني حق ندارد شخصيت خود را در برابر ديگران بشكند و تحقير نمايد. آبروي خود را حراج كند و مايه مسخره و بازيچه ديگران قرار بگيرد. كسي مجاز نيست خود را در نزد ديگران كوچك كند. متواضع بودن غير از ذلت و كرنش از روي ذلت است و غير از دريوزگي است . البته معناي اين سخن تكبر و فخرفروشي به ديگران نيست . اخلاق خوب داشتن، به معناي زير پاگذاشتن كرامت و عزت نفس خود نيست . خداوند متعال مي‌فرمايد: (و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين )[4]"عزت و بزرگواري و صلابت از آن خدا و رسول او و از آن مؤمنان است ." يك فرد مسلمان در برابر دشمن و در برابر عناصر دو رو، نيرنگ باز و دغل كار بايد سرافراز، مقتدر و بزرگوار زندگي كند. و در برخورد با مسائل جدي و استوار باشد; فردي سست عنصر، بي مايه و تأثير پذير نباشد و آلت دست ديگران واقع نشود.
[1]كليني، كافي، ج 3، ص 423، حديث 6 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 410، ص 548 .
[3]"عزت" در اصل به معناي زمين سخت است، و در انسان به حالتي گفته مي‌شود كه مانع از مغلوب شدن مي‌شود.
[4]سوره منافقون (63)، آيه 8 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :324

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 325

در حديثي وارد شده كه هر كس اختيار هر چيزي را دارد اما اختيار آبرويش را ندارد. حق ندارد بگويد اختيار خودم را دارم دلم مي‌خواهد آبرويم برود. مخصوصا كسي كه آبرويش را از راه دين و مذهب به دست آورده، حق ندارد آن را با هيچ چيز از بين ببرد و يا با بهايي اندك نابود نمايد. امام صادق (ع) در حديثي مي‌فرمايد: "و لاتكن فظا غليظا يكره الناس قربك و لاتكن واهنا يحقرك من عرفك"[1]"نه چنان تندخو باش كه مردم خوش نداشته باشند به تو نزديك شوند، و نه چنان سست و بي حال كه هر كه تو را مي‌بيند تحقيرت كند." در حديث ديگري آمده است : "ان اعظم الناس قدرا من لايري الدنيا لنفسه خطرا"[2]"ارجمندترين مردم كسي است كه براي دنيا در برابر نفس خود ارزش قائل نيست ." اميرالمؤمنين (ع) در وصيت به فرزند بزرگوارش امام مجتبي (ع) فرمود: "اكرم نفسك عن كل دنية و ان ساقتك الي الرغائب فانك لن تعتاض بما تبذل من نفسك عوضا، و لاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا"[3]"نفس خود را از هر كار فرومايه و پستي بالاتر بدار; هر چند كه نفس، تو را به سوي آنچه خواهي برساند. زيرا هر چيزي را كه از دست بدهي مي‌تواني عوض آن را به دست بياوري، مگر آن مقدار از خودت را كه نمي تواني عوضي براي آن به چنگ آوري . بنده غير خودت نباش، زيرا خداوند تو را آزاد خلق كرده است ." تملق گويي، منت كشي و دريوزگي به نزد هر شخصي بردن، در شأن يك مسلمان نيست . امام صادق (ع) فرمود: "ان الحر حر علي جميع احواله"[4]"انسان آزاده در هر شرايطي آزاده است ." قرآن كريم تعدادي از مسلمانان را كه به اصحاب صفه شهرت يافته اند ستوده و
[1]حراني، تحف العقول، ص 304 .
[2]كليني، كافي، ج 1، ص 19) ; حراني، تحف العقول، ص 389 .
[3]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 31، ص 401 ; نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 33 از ابواب صدقه، ج 7، ص 231 و 232 ; حديث 7 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 89، حديث 6 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :325

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 326

آنها را چنين معرفي مي‌كند: آنان از چنان عزت نفس و مناعت طبعي برخوردار بودند كه در عين فقر و تنگدستي و در عين بي خانماني و نداري، انسان ناوارد و ناشناس وقتي آنان را مي‌ديد تصور مي‌كرد كه آنان غني هستند. در عين ناداري هرگز حاضر نبودند كه دست تكدي به نزد ديگران دراز كنند.[1]از علي (ع) نقل است كه فرمود: "رضي بالذل من كشف عن ضره"[2]"هر كه راز مشكلات خود را براي كسي بگشايد، خود را خوار و ذليل كرده است ." از امام صادق (ع) نقل شده است : "از اخلاق مؤمن نيست كه تملق ديگران را بگويد و حسد بورزد مگر در طلب علم";[3]كه در آن صورت تملق، احترام به استاد و حسد، غبطه ديگران خوردن است .

8 - داشتن الگوي تربيتي

از مزاياي اديان آسماني به ويژه در مسائل تربيتي، ارائه الگوهاي عملي براي تعاليم اخلاقي و رفتاري است . الگو و اسوه يعني چيزي و كسي كه به عنوان راهنما و مقتدا انتخاب مي‌شود. اقتدا كردن به كسي، يعني حركت و دنباله روي در عقيده و گفتار و كردار آن كس . وجود الگوي عملي در اخلاق، از آن جهت ضرورت دارد كه ممكن است انسان نتواند چارچوبهاي كلي تعيين شده را به درستي تشخيص بدهد و تطبيق نمايد و يا ممكن است در عمل دچار افراط و تفريط شود. ممكن است براي كسب معنويت كه بسيار مطلوب است، به رياضت هاي خارج از روال شايسته و گاه غير شرعي و مشقت آور كشيده شود. در چنين اموري كه خطر خروج از اعتدال وجود دارد و يا امكان شناخت درستي از مسائل و تطبيق آنها نيست، وجود الگويي كه با اقتداي به او رفتار شود، كمك مي‌كند كه يا به كلي آفتي نداشته باشد و
[1]سوره بقره (2)، آيه 273 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 2، ص 469 .
[3]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 119) از احكام عشرة، ج 9، ص 81، حديث 4 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :326

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 327

انسان به بيراهه نرود و يا كمترين آفت را داشته باشد. انبياي الهي پيشوايان برگزيده هدايت يافته و شايسته اي هستند كه خداوند متعال آنان را به عنوان نمونه هاي تربيت شده اي با آموزه ها و تعاليم آسماني خود به بشر عرضه و معرفي كرده است . قرآن كريم در سوره انعام پس از يادآوري سلسله انبيا و نام بردن تعدادي از آنان، خطاب به پيامبراكرم6مي‌فرمايد: (أولئك الذين هدي الله فبهديهم اقتده )[1]"پيامبران كساني اند كه خدا آنان را هدايت كرد، تو نيز به هدايتشان اقتدا كن ." نكته بسيار مهم در آيه اين است كه خداوند براي دعوت به پيروي از انبيا نفرموده است : "فبهم اقتده"، به آنان اقتدا كن ; بلكه امر كرده است كه به هدايت آنان اقتدا شود: (فبهديهم اقتده)، و امتياز آنان را هدايت شدن از جانب خدا دانسته است ; و همين جنبه است كه بايد در الگوگيري مورد نظر باشد. كساني را بايد الگو قرار داد كه نقطه اتكا و مثبتي در آنها باشد. پيروي و الگوگيري بايد از سر آگاهي و به قصد استفاده معنوي و پيشرفت باشد. همه انبياي الهي پيشوا و الگوي انسانها در ابعاد مختلف ديني، اخلاقي و اجتماعي هستند; ولي در قرآن از ميان آنان دو پيامبر عظيم الشأن به ويژه به عنوان سرمشق و الگو معرفي شده اند. يكي ابراهيم خليل الله (ع) است كه خداوند درباره آن حضرت مي‌فرمايد: (قد كانت لكم أسوة حسنة في ابراهيم والذين معه )[2]"بي ترديد براي شما مؤمنان الگويي شايسته در ابراهيم و پيروانش وجود دارد." و ديگري وجود مقدس پيامبر خاتم6است كه درباره آن حضرت مي‌فرمايد: (لقد كان لكم في رسول الله أسوة حسنة لمن كان يرجو الله واليوم الاخر و ذكر الله كثيرا)[3]"البته براي شما رسول خدا الگوي خوبي است، براي آن كس كه به خدا و روز قيامت اميدوار باشد و خدا را بسيار ياد كند."
[1]سوره انعام (6)، آيه 90 .
[2]سوره ممتحنه (60)، آيه 4 .
[3]سوره احزاب (33)، آيه 21 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :327

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 328

در قرآن كريم به جز انبيا سرگذشت انسانهاي شايسته ديگري نيز آمده است تا مقتداي مردم و سرمشق آنان باشند. در ميان اين گروه به خصوص نام دو بانوي نمونه و بزرگوار به چشم مي‌خورد: يكي آسيه همسر فرعون، و ديگري مريم مادر عيسي (ع): (و ضرب الله مثلا للذين آمنوا امرأة فرعون ... ‌ و مريم ابنت عمران )[1]"و خدا براي مؤمنان آسيه همسر فرعون را مثل آورد... و همچنين مريم دختر عمران را." آسيه همسر فرعون بود، مردي كه ادعاي الوهيت و ربوبيت داشت و كسي را برتر از خود نمي دانست و روحيه استكباري او اجازه نمي داد سخن حق را بشنود و درباره آن تأمل نمايد. كسي كه براي ادامه حكومت خود نوباوگان را در درون شكم مادرشان سر مي‌بريد كه مبادا در آينده كسي حكومت او را تهديد نمايد. او با پيامبر خدا موسي (ع) مقابله كرد و پيروان او را تحت آزار و اذيت قرار داد و سر انجام در پي تعقيب ياران موسي (ع) به كام دريا كشيده شد و جسدش از نشانه هاي قدرت خدا گرديد. آسيه همسر چنين حاكمي بود و در عين حال با گذشتن از همه امكانات شاهي، مؤمن به خدا بود و تحت تأثير همسر خود قرار نگرفت .[2]مريم بانوي پاكدامني است كه خداوند از او به عنوان برگزيده خود و انساني مطهر ياد كرده است .[3]او مادر پيامبري عظيم الشأن است كه با دميدن نفخه الهي به او باردار شد; و زني مطيع خدا بود.[4]طهارت اين دو بانوي بزرگ و دلدادگي آنها به خداي متعال، از آنان شخصيتي نمونه به وجود آورده كه خدا از آنان به مثل براي مؤمنان ياد كرده است .

9 - ثبات و انعطاف در امور اخلاقي

در نظام اخلاقي اسلام فضايل اخلاقي اموري ثابت اند و تابع جو و شرايط نيستند. چنين نيست كه هر كسي طبق مقتضاي محيطي كه در آن قرار دارد، رفتار
[1]سوره تحريم (66)، آيات 11) - 12) .
[2]سوره تحريم (66)، آيه 11) .
[3]سوره آل عمران (3)، آيه 42 .
[4]سوره تحريم (66)، آيه 12) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :328

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست