بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 326

آنها را چنين معرفي مي‌كند: آنان از چنان عزت نفس و مناعت طبعي برخوردار بودند كه در عين فقر و تنگدستي و در عين بي خانماني و نداري، انسان ناوارد و ناشناس وقتي آنان را مي‌ديد تصور مي‌كرد كه آنان غني هستند. در عين ناداري هرگز حاضر نبودند كه دست تكدي به نزد ديگران دراز كنند.[1]از علي (ع) نقل است كه فرمود: "رضي بالذل من كشف عن ضره"[2]"هر كه راز مشكلات خود را براي كسي بگشايد، خود را خوار و ذليل كرده است ." از امام صادق (ع) نقل شده است : "از اخلاق مؤمن نيست كه تملق ديگران را بگويد و حسد بورزد مگر در طلب علم";[3]كه در آن صورت تملق، احترام به استاد و حسد، غبطه ديگران خوردن است .

8 - داشتن الگوي تربيتي

از مزاياي اديان آسماني به ويژه در مسائل تربيتي، ارائه الگوهاي عملي براي تعاليم اخلاقي و رفتاري است . الگو و اسوه يعني چيزي و كسي كه به عنوان راهنما و مقتدا انتخاب مي‌شود. اقتدا كردن به كسي، يعني حركت و دنباله روي در عقيده و گفتار و كردار آن كس . وجود الگوي عملي در اخلاق، از آن جهت ضرورت دارد كه ممكن است انسان نتواند چارچوبهاي كلي تعيين شده را به درستي تشخيص بدهد و تطبيق نمايد و يا ممكن است در عمل دچار افراط و تفريط شود. ممكن است براي كسب معنويت كه بسيار مطلوب است، به رياضت هاي خارج از روال شايسته و گاه غير شرعي و مشقت آور كشيده شود. در چنين اموري كه خطر خروج از اعتدال وجود دارد و يا امكان شناخت درستي از مسائل و تطبيق آنها نيست، وجود الگويي كه با اقتداي به او رفتار شود، كمك مي‌كند كه يا به كلي آفتي نداشته باشد و
[1]سوره بقره (2)، آيه 273 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 2، ص 469 .
[3]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 119) از احكام عشرة، ج 9، ص 81، حديث 4 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :326

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 327

انسان به بيراهه نرود و يا كمترين آفت را داشته باشد. انبياي الهي پيشوايان برگزيده هدايت يافته و شايسته اي هستند كه خداوند متعال آنان را به عنوان نمونه هاي تربيت شده اي با آموزه ها و تعاليم آسماني خود به بشر عرضه و معرفي كرده است . قرآن كريم در سوره انعام پس از يادآوري سلسله انبيا و نام بردن تعدادي از آنان، خطاب به پيامبراكرم6مي‌فرمايد: (أولئك الذين هدي الله فبهديهم اقتده )[1]"پيامبران كساني اند كه خدا آنان را هدايت كرد، تو نيز به هدايتشان اقتدا كن ." نكته بسيار مهم در آيه اين است كه خداوند براي دعوت به پيروي از انبيا نفرموده است : "فبهم اقتده"، به آنان اقتدا كن ; بلكه امر كرده است كه به هدايت آنان اقتدا شود: (فبهديهم اقتده)، و امتياز آنان را هدايت شدن از جانب خدا دانسته است ; و همين جنبه است كه بايد در الگوگيري مورد نظر باشد. كساني را بايد الگو قرار داد كه نقطه اتكا و مثبتي در آنها باشد. پيروي و الگوگيري بايد از سر آگاهي و به قصد استفاده معنوي و پيشرفت باشد. همه انبياي الهي پيشوا و الگوي انسانها در ابعاد مختلف ديني، اخلاقي و اجتماعي هستند; ولي در قرآن از ميان آنان دو پيامبر عظيم الشأن به ويژه به عنوان سرمشق و الگو معرفي شده اند. يكي ابراهيم خليل الله (ع) است كه خداوند درباره آن حضرت مي‌فرمايد: (قد كانت لكم أسوة حسنة في ابراهيم والذين معه )[2]"بي ترديد براي شما مؤمنان الگويي شايسته در ابراهيم و پيروانش وجود دارد." و ديگري وجود مقدس پيامبر خاتم6است كه درباره آن حضرت مي‌فرمايد: (لقد كان لكم في رسول الله أسوة حسنة لمن كان يرجو الله واليوم الاخر و ذكر الله كثيرا)[3]"البته براي شما رسول خدا الگوي خوبي است، براي آن كس كه به خدا و روز قيامت اميدوار باشد و خدا را بسيار ياد كند."
[1]سوره انعام (6)، آيه 90 .
[2]سوره ممتحنه (60)، آيه 4 .
[3]سوره احزاب (33)، آيه 21 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :327

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 328

در قرآن كريم به جز انبيا سرگذشت انسانهاي شايسته ديگري نيز آمده است تا مقتداي مردم و سرمشق آنان باشند. در ميان اين گروه به خصوص نام دو بانوي نمونه و بزرگوار به چشم مي‌خورد: يكي آسيه همسر فرعون، و ديگري مريم مادر عيسي (ع): (و ضرب الله مثلا للذين آمنوا امرأة فرعون ... ‌ و مريم ابنت عمران )[1]"و خدا براي مؤمنان آسيه همسر فرعون را مثل آورد... و همچنين مريم دختر عمران را." آسيه همسر فرعون بود، مردي كه ادعاي الوهيت و ربوبيت داشت و كسي را برتر از خود نمي دانست و روحيه استكباري او اجازه نمي داد سخن حق را بشنود و درباره آن تأمل نمايد. كسي كه براي ادامه حكومت خود نوباوگان را در درون شكم مادرشان سر مي‌بريد كه مبادا در آينده كسي حكومت او را تهديد نمايد. او با پيامبر خدا موسي (ع) مقابله كرد و پيروان او را تحت آزار و اذيت قرار داد و سر انجام در پي تعقيب ياران موسي (ع) به كام دريا كشيده شد و جسدش از نشانه هاي قدرت خدا گرديد. آسيه همسر چنين حاكمي بود و در عين حال با گذشتن از همه امكانات شاهي، مؤمن به خدا بود و تحت تأثير همسر خود قرار نگرفت .[2]مريم بانوي پاكدامني است كه خداوند از او به عنوان برگزيده خود و انساني مطهر ياد كرده است .[3]او مادر پيامبري عظيم الشأن است كه با دميدن نفخه الهي به او باردار شد; و زني مطيع خدا بود.[4]طهارت اين دو بانوي بزرگ و دلدادگي آنها به خداي متعال، از آنان شخصيتي نمونه به وجود آورده كه خدا از آنان به مثل براي مؤمنان ياد كرده است .

9 - ثبات و انعطاف در امور اخلاقي

در نظام اخلاقي اسلام فضايل اخلاقي اموري ثابت اند و تابع جو و شرايط نيستند. چنين نيست كه هر كسي طبق مقتضاي محيطي كه در آن قرار دارد، رفتار
[1]سوره تحريم (66)، آيات 11) - 12) .
[2]سوره تحريم (66)، آيه 11) .
[3]سوره آل عمران (3)، آيه 42 .
[4]سوره تحريم (66)، آيه 12) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :328

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 329

اخلاقي اش را تنظيم نمايد. اگر در محيطي، لاابالي گري را مي‌پسندند لاابالي شود، و اگر نفاق لازم است منافق گردد، و اگر رفتار مؤمنانه هست رفتار مؤمنانه پيشه نمايد. اخلاق مربوط به انسان است و انسان در هر كجا كه باشد بايد رفتارهاي اخلاقي را بر اساس موازين انساني رعايت نمايد. امور اخلاقي براي تعالي انسان است و تعالي با عمل و شناخت ميسر مي‌گردد و نمي توان آن را تابعي از شرايط دانست . در عين حال برخي از توصيه هاي اخلاقي انعطاف پذير مي‌باشند، و با توجه به مصالح عام بايد رعايت شوند. به رغم ثابت بودن امور اخلاقي، گاهي اقتضائات اجتماعي موجب مي‌شود كه برخي رفتارهاي اخلاقي جايگزين بعضي ديگر شوند. مثلا راست گويي از مسائل بسيار مهم اخلاقي است، اما گاهي ممكن است مصلحت مهمتري باعث شود كه راست گويي ناديده شود. مثلا در صورتي كه جان محترم انساني در خطر باشد، مي‌توان راست نگفت ; بلكه نبايد راست گفت . در واقع مي‌توان براي آن دسته از امور اخلاقي كه جاي خود را در موارد استثنايي به ديگري مي‌دهد گفت : گاهي انسان براي انجام تكليف اخلاقي خود دو امر و دو دستور دارد كه در تقابل با يكديگر قرار مي‌گيرند. در چنين موقعيتي تكليف چيست ؟ با ارزيابي دقيق شرايط، آن امر اخلاقي مقدم است كه داراي مصالح عامتر و فوايد بيشتري باشد. بنابراين به عبارتي مي‌توان اظهار داشت كه تخلف اخلاقي هم صورت نگرفته و در تعارض دو امر، يكي بنا بر رعايت مصلحت مهمتري مقدم بر ديگري شده است . البته بايد در تمام چنين مواردي نهايت احتياط را رعايت كرد تا مبادا دستوري اخلاقي بي جهت تعطيل گردد و بي توجهي و غفلت باعث شود انسان به بيراهه كشيده شود.

10 - جامعيت نظام اخلاقي اسلام

نظام اخلاقي اسلام نظامي تك بعدي و يك جانبه نيست . توصيه هاي اخلاقي اسلام تنها دوري گزيدن از دنيا و مردم، و به عبادت پرداختن و زهد نيست . در اين


صفحه 330

نظام به همه ابعاد زندگي فردي و اجتماعي توجه شده است . علاوه بر پرداختن به تزكيه جان انسانها، مسؤوليت پذيري و احساس وظيفه در برابر نابساماني هاي اجتماعي مورد توجه قرار گرفته است . امام صادق (ع) و يا امام باقر(ع) نقل كرده اند: "اميرالمؤمنين (ع) بر مجلسي از قريش عبور كرد. گروهي از آنان را ديد با لباسهاي سفيد و تميز; خيلي خوشحال و خندان هر كس از برابرشان عبور مي‌كرد با انگشت خود به او اشاره مي‌كردند; سپس آن حضرت بر مجلسي از اوس و خزرج گذر كرد، ديد آدمهايي با بدنهاي فرتوت، گردنهاي باريك و رنگ هاي زرد با فروتني با همديگر صحبت مي‌كردند. چون هر دو گروه از مؤمنان بودند، اين دو ماجرا علي (ع) را شگفت زده كرد. بر رسول خدا6وارد شد و آنچه را كه ديده بود توصيف نمود و عرض كرد: اي رسول خدا! همه آنان از مؤمنان بودند، مرا از صفات مؤمن آگاه كن . پيامبراكرم6چند لحظه سرش را به زير انداخت و آنگاه فرمود: مؤمن بايد بيست خصلت داشته باشد و اگر آنها را نداشته باشد ايمانش كامل نيست ." بر اساس اين حديث، شركت در نماز جماعت، پرداخت به موقع زكات، اطعام به مساكين، نوازش يتيمان، پاكيزگي و طهارت، پاكدامني، صداقت در نقل حديث، وفاي به وعده، امانتداري، راستگويي، عبادت در شب، شجاعت در روز، روزه داري، شب زنده داري، آزار نرساندن به همسايه، فروتني در راه رفتن، سركشي به بيوه زنان و شركت در تشييع جنازه از نشانه هاي مؤمن است .[1]و چنين است كه اسلام در دستورات اخلاقي خود، تنها به يك جنبه، هر چند بسيار هم مهم باشد، توجه نكرده و همه جنبه هاي انساني را مورد توجه قرار داده است .
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 232، حديث 5 ; حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 4 از ابواب جهاد النفس، ج 15، ص 188، حديث 15) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :330

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 331

هدف نظام اخلاقي اسلام

هدف در نظام اخلاقي اسلام سعادت جاوداني است .[1]مرتبط شدن با جهان لايتناهي و آماده شدن براي سفري روحاني و معنوي و رفتن به سوي هدفهاي متعالي، مقصد نظام اخلاقي اسلام است . انسان به طور طبيعي خواهان لذت و كمال است . انتخاب كمال و لذت بستگي به بينش و جهان بيني دارد. كسي كه ديدگاه او محدود و محصور در عالم ماده و دنياي زودگذر است، كمالات و لذاتي در همين حد را طلب مي‌كند; و اگر بينشي فراتر از عالم ماده و طبيعت داشته باشد، كمال و لذتي فراتر از آن را تقاضا مي‌كند. اسلام حس كمال طلبي و سعادت خواهي انسان را جهت داده و با مقايسه و ارزيابي هدفهاي آني با هدفهاي باقي و سنجش لذات زودگذر دنيا با لذايذ فنا نشدني آخرت، انسان را به سمت هدفهاي متعالي متوجه كرده است .[2]

مباني نظام اخلاقي اسلام

يك سر رشته نظام اخلاقي اسلام متصل به مبدأ، و سر ديگر آن به معاد متصل است . توصيه هاي اخلاقي مربوط به اين دو است، هرچند بسياري از آنها به حسب ظاهر توصيه هايي اجتماعي اند. جهت گيري اصلي رفتارهاي اخلاقي بايد خدا و توحيد باشد، و گر نه انتظار تعالي آفريني از آنها بيجاست . البته توصيه هاي اخلاقي، نظام اجتماعي خوبي را نيز فراهم مي‌آورد; ولي تفاوت جدي نظام ديني با ساير نظامهاي اجتماعي در اين است كه در نظام ديني جهت گيري اصلي همه حركت ها خداست ولي در نظامهاي غير ديني چنين نيست .
[1]از نظر قرآن راه سعادت به بهشت جاويد و راه شقاوت به خلود در جهنم منتهي مي‌شود. سوره هود (11)، آيات 106) - 108) .
[2]سوره اعلي (87)، آيات 16) - 17) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :331

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 332

در نظام ديني، خدا تار و پود همه چيز را تشكيل مي‌دهد و بدون او چيزي ديني نمي شود، اگرچه همه به دستورات دين عمل كنند. انسان مؤمن بايد همه سلوك خويش را به خدا پيوند بزند. اين نوع جهان بيني سبب استحكام امور اخلاقي و جهت گيري صحيح آنها شده و موجب ايجاد انگيزه براي رفتن به دنبال ارزشهاي اخلاقي و ترك ضد ارزشها مي‌شود. خوب و بد بودن هر كاري نيز به لحاظ تأثيري است كه در ابعاد مختلف زندگي مي‌گذارد و به عبارت ديگر تأثير در سعادت و شقاوت فرد دارد. نظام اخلاقي نمي تواند جداي از نظام فكري و عقيدتي باشد. در اين نظام اخلاقي انگيزه كارهاي اخلاقي تنها بايد خشنودي خدا باشد، و اگر جز اين باشد ارزش اخلاقي آن در سطح نازلي خواهد بود و حتي گاهي ضد ارزش مي‌شود. مثلا انفاق كردن به نيازمندان به ظاهر يك عمل اخلاقي است، اما از نظر اسلام اين عمل در صورتي ارزشمند است كه با قصد ريا و خودنمايي و آزار و منت همراه نباشد; و اگر چنين بشود، ديگر ارزش اخلاقي ندارد. (يا أيها الذين آمنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمن و الاذي كالذي ينفق ماله رئاء الناس و لا يؤمن بالله واليوم الاخر فمثله كمثل صفوان عليه تراب فأصابه وابل فتركه صلدا لا يقدرون علي شئ مما كسبوا)[1]"هان اي مؤمنان ! صدقات خود را با منت و اذيت ضايع و باطل نكنيد. مانند كسي نباشيد كه مال خود را از روي ريا انفاق مي‌كند و به خدا و روز آخرت ايمان ندارد. مثل او مانند صخره اي است كه بر روي آن خاكي نشسته است و رگباري تند بر آن مي‌بارد و سنگ را سخت و صاف بر جا مي‌نهد. رياكاران نيز از آنچه به دست آورده اند بهره اي نمي برند." از اين آيه استفاده مي‌شود كه نيت خالص است كه عمل را ارزشمند مي‌كند و به آن رشد و بالندگي مي‌دهد. متقابلا مثل آنان كه مال خود را در راه خشنودي خدا و استواري دلهايشان انفاق كنند، همانند بوستاني است كه در محل مرتفعي باشد و
[1]سوره بقره (2)، آيه 264 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :332

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 333

بارانهاي تند بر آن ببارد و محصولي دو چندان بدهد. و اگر باران بسيار نيايد و اندك اندك ببارد، باز هم به ثمر مي‌رسد.[1]ارزش هر عمل خيري، هر چند بهترين آنها باشد تنها به نيت الهي آنهاست . اعمال در گرو نيت انجام دهنده آنهاست، نيت است كه عمل را جهت مي‌دهد و باعث كمال نفس مي‌شود. رفتارهاي اخلاقي كه در آنها رشته كارها به خدا متصل نشود، نه تنها ارزشي ندارد بلكه راهزن است . ممكن است كساني دل به آن خوش دارند و در نتيجه از اقدام به عمل خير مورد پسند خدا باز مانند.

جايگاه نظام اخلاقي اسلام

مفاهيم اخلاقي در اسلام تابعي از نظام ديني هستند. ميان مفاهيم اخلاقي و مسائل اجتماعي، سياسي و اقتصادي پيوند عميقي وجود دارد. نمي توان اخلاق را از سياست و اقتصاد و مسائل اجتماعي جدا كرد. همه مسلماني به اين است كه تمام دستورات دين رعايت شود، هر كدام از آن دستورات در هر بخشي جايگاه خود را دارند و نبود آن در جاي خود نقص است و موجب مي‌شود بقيه از تأثير گذاري باز مانند. به عنوان مثال تزكيه[2]كه به معناي تهذيب و اصلاح نفس است، در برخي از آيه هاي مكي قرآن همراه با انفاق مال و تقوا آمده است .[3]در سوره هاي مدني نيز غالبا زكات در كنار نماز مطرح شده است . كاربرد اين واژه در قرآن شايد براي اين باشد كه انفاق مال بايد امري اخلاقي و به قصد پيراستن خود باشد و يا اين كه اثر چنين كاري بايد پاك شدن نفس از رذايل اخلاقي مثل بخل و حسد باشد و باعث رشد فضايل اخلاقي شود. مفهوم اصلي زكات كه رشد و نمو و پاكسازي است، با اين عمل حاصل مي‌شود. (خذ من أموالهم صدقة تطهرهم و
[1]سوره بقره (2)، آيه 265.
[2]سوره اعلي (87)، آيه 14) ; سوره شمس (91)، آيه 9 .
[3]سوره ليل (92)، آيات 17) و 18) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :333

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست