بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 33

دين چيست ؟

"دين" كلمه اي عربي است و به معناي جزا، آيين (قانون)، عادت، عبادت و طاعت آمده ;[1]و در قرآن كريم هم در همين معاني به كار رفته است : (مالك يوم الدين )[3]"(خداوند) مالك روز جزاست ." (ما كان ليأخذ أخاه في دين الملك )[2]"او نمي توانست بر اساس آيين پادشاه برادرش را بازداشت كند". (ألا لله الدين الخالص )[4]"آگاه باشيد اطاعت محض براي خداست ." دين در اصطلاح، به برخي امور مقدس گفته مي‌شود كه ارتباط تنگاتنگي با ذات انسان دارد، و خواست معنوي انسان را پاسخ مي‌دهد و او را سيراب مي‌كند. به نظر ما، چنين چيزي در صورتي حق است كه از جانب خداوند نازل شده باشد; تنها در اين صورت است كه حقيقتا مي‌توان نام دين بر آن گذاشت . در قرآن كريم به صراحت آمده است : (و من يبتغ غير الاسلا م دينا فلن يقبل منه )[5]"و هر كس غير از اسلام ديني جويد از او پذيرفته نشود."[6]كلمه دين گاهي در برابر شريعت استعمال مي‌شود و مراد اصول دين است ; و شريعت بخش هاي اخلاقي و فقهي را در بر مي‌گيرد.
[1]فيروزآبادي، القاموس المحيط، ج 4، ص 225 .
[2]سوره فاتحه (1)، آيه 4 .
[3]سوره يوسف (12)، آيه 76 .
[4]سوره زمر (39)، آيه 3 .
[5]سوره آل عمران (3)، آيه 85 .
[6]يادآوري مي‌شود اين كه چه ديني نزد خداوند پذيرفته است مقوله اي متفاوت از پاداش دادن به عمل صالح است . همان گونه كه در آيات ديگر قرآن ملاحظه مي‌شود پيروان ساير اديان نيز اگر ايمان به خدا داشته و عمل صالح انجام دهند مأجور خواهند بود.نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :33

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 34

فطري بودن دين

"فطر" به معناي شكافتن در طول است، و "فطرت" مصدر نوعي به معناي آفريدن و ابداع چيزي به گونه اي است كه از آن كار خاصي برآيد. فطرت همانند غريزه و طبيعت، خواسته و گرايشي ذاتي است ; يعني موجود داراي فطرت به گونه اي خلق شده است كه بدون آموزش و تجربه و به صورت ذاتي به چيزي گرايش دارد، مانند درك خوبي ها و بدي ها. چنين جاذبه و كشش ذاتي، امري مادي و قابل اندازه گيري نيست و با محاسبات مادي هم قابل سنجش و ارزيابي نمي باشد. امور فطري داراي ويژگي : همگاني، ذاتي، تغييرناپذير و غيرجسماني است . دقت در خواسته ها و رفتارهاي انسانها اين حقيقت را، كه انسانها گرايش ها و تمايلاتي باطني دارند، به خوبي روشن مي‌كند. انسانها عموما به زيبايي، رفتار اخلاقي، حقيقت طلبي، كنجكاوي و تعظيم در برابر موجودات ممتاز علاقه نشان مي‌دهند; همواره در پي يافتن اماكن و اشياي زيبا هستند; خود را به صورتي زيبا آرايش و اصلاح مي‌كنند; اموال بسياري براي به دست آوردن حقيقت هزينه مي‌كنند; از همان روزهاي نخست درك عقلاني، از خود رفتار اخلاقي بروز مي‌دهند. چرا؟ چون صداقت و درستي، جزء نهاد اوليه آنهاست، و دروغ و حيله و تزوير و امثال اينها اموري هستند كه به تدريج آموخته مي‌شوند و بر خلاف فطرت ذاتي بشرند. انسان در ذات خود نسبت به موجودات باعظمت سر تعظيم فرود مي‌آورد و در برابر آنها زانوي ادب بر زمين مي‌زند. در مرحله بالاتر آنها را مي‌پرستد. اين واقعيت را تاريخ بشر نيز به روشني گواهي مي‌دهد. پيدايش دين ها و پرستش هاي شگفت آور، راز و نياز با خدايان انتخاب شده از سوي انسان، قرباني كردن در پيشگاه آنان به منظور نرم ساختن دل آنها، استفاده از سحر براي نفوذ در قلب خدايان، وجود وردهاي مخصوص در ميان كاهنان، گزارشهايي حاكي از ذاتي بودن چنين گرايشي است .


صفحه 35

گذشته انسانها نشان مي‌دهد كه زندگي آنان آميخته با امور رازآلود است . عقيده به موجودات خارق العاده، اعتقاد به جهاني غير از جهان مادي، از جمله واقعيت هاي زندگي انسانهاست . پرستش مظاهر طبيعت و حتي بت پرستي، جلوه هايي از همين تمايل دروني است ; هرچند ممكن است در تطبيق، اشتباه و انحرافي از خواست اصلي رخ بدهد. ميل به پرستش، يكي از معاني فطري بودن دين است . قرآن كريم هم اين حقيقت را به صراحت آورده است : (فأقم وجهك للدين حنيفا فطرت الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم )[1]"پس پاكدلانه تمام توجهت را به سوي دين كن، اين فطرت الهي است كه خداوند انسان را بر آن آفريده است، تبديلي در خلقت خدا نيست ; اين همان دين استوار است ." فطري بودن دين، يعني اين كه دين همان چيزي را ارائه داده است كه انسانها ذاتا در پي آنند. وجهه ديگر فطري بودن دين اين است كه انسانها براي راه يافتن به سعادت خويش، در جستجوي قوانين و مقرراتي تلاش مي‌كنند اما دستاوردهايشان، آنان را قانع و راضي نمي كند و راه مطمئن و مورد اعتماد را طلب مي‌كنند. دين همان راه مطمئني است كه انسانها سخت در تكاپوي يافتن آنند. نكته سوم در فطري بودن دين به روحيه منفعت طلبي و كمال جويي انسان مربوط است . انسانها همواره در تلاش براي تأمين منافع خويش اند تا علاوه بر به دست آوردن آن به رتبه برتري راه يابند. يافتن راه مطمئن كمال و تحصيل منفعت بي زوال، براي انسانها امري حياتي است . دين و تعليمات ديني اين راه مطمئن را نيز به آنان مي‌آموزد. پس فطري بودن دين، پاسخگويي به حس پرستش، ارائه راه مورد اعتماد سعادت و دست يافتن به منافع انساني و كمال است .
[1]سوره روم (30)، آيه 30 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :35

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 36

فلسفه و كاركرد دين

كلام را با چند سؤال آغاز مي‌كنيم . به راستي اگر دين نبود چه اتفاقي رخ مي‌داد؟ آيا زندگي بدون دين ممكن نيست ؟ آيا عقل و تجربه بشر به تنهايي نمي توانست سرنوشت او را رقم بزند؟ اگرچه جوامع و تاريخ بشر بدون دين - به معناي امري كه با نهاد بشر سر و كار دارد - تجربه نشده است تا بتوان دقيق و واضح نقش نبود دين را بيان كرد، اما واقعيتي به ما مي‌گويد كه وجود دين تا چه اندازه ضرورت دارد و نبود آن براي بشر قابل تحقق نيست . وجود دين دائرمدار وجود انسان است . وجود انسان بدون هويت انساني ممكن نيست و جزء هويت او گرايش ذاتي اش به آداب و رسوم ديني است . به عبارتي دين پاسخ مناسب به نداي فطرت است . دين در درجه نخست چند وظيفه مهم را عهده دار است و به تبع آن كاركردهايي دارد و نقشي مي‌آفريند. نقش هاي اصلي دين علاوه بر آنچه گفته شد عبارتند از:

الف - آگاهي دادن

انسانها در طول زمان حيات خود براي اداره زندگي و برخورد متناسب با حوادث پيرامونشان تجربيات فراواني به دست آورده اند و به آن ادامه خواهند داد. آنچه براي حيات، دفاع و سلامتي خود نياز دارند مي‌آموزند و يا كشف مي‌كنند. با اين همه، حقايقي در عالم وجود دارد كه به تجربه نمي آيد و يا تجربه شدنشان مساوي با از دست دادن همه چيز است . آنچه براي بشر حتي از طريق حدس و گمان هم آموختني نيست وجود موجوداتي غير مادي در عالم، سرنوشت جهان، چگونگي تدبير و اداره آن، سرانجام هستي، تجديد حيات انسانها در عالمي ديگر و امثال اينهاست . در قرآن كريم خداوند از انبيايي سخن گفته است كه براي آموختن برانگيخته شده اند: (كما أرسلنا فيكم رسولا منكم يتلوا عليكم آياتنا و يزكيكم و


صفحه 37

يعلمكم الكتاب و الحكمة و يعلمكم ما لم تكونوا تعلمون )[1]"چنان كه در ميان شما پيامبري را از خودتان فرستاديم كه براي شما آيات ما را تلاوت مي‌كند و شما را تهذيب مي‌نمايد و به شما كتاب و حكمت مي‌آموزد، و تعليم مي‌دهد به شما آنچه را كه خود نمي دانسته ايد." در اين آيه از دو تعليم سخن گفته شده است . تعليم كتاب و حكمت و تعليم چيزهايي كه بشر بدون وحي و پيامبر نمي توانست آنها را بياموزد. تجربه برخي مسلك ها و مذاهب مانند بودا نشان مي‌دهد كه با وجود عدم اعتقاد آنها به ماوراءالطبيعة و با وجود آن كه اعتقاد به نبوت در كار نبوده است[2]اما به دليل اعتقاد به معنويت و دين معنويت، كاركردي اخلاقي شبيه اديان توحيدي داشته است . از اين رو به نظر مي‌رسد انسانهاي ديندار هم در بخش اعتقادات كه مربوط به حقايقي پنهان و پيدا در عالم است و هم در بخش رفتار فردي و جمعي خود، به وسيله وحي و دستورات ديني بهتر توانسته اند به آنچه شايسته است كه مورد توجه قرار بگيرد و به آن عمل شود برسند. نحوه رفتار فردي انسانها در رابطه شان با خدا، با ديگران و حتي با محيط و طبيعت پيرامون خود، از زمره آموزشهاي ديني است . كشف حقيقت اينها به هيچ وجه براي بشر ممكن نبود. البته روابطي وجود داشته و دارد و به تدريج بهتر و بهتر هم خواهد شد; اما واقعيت اين است كه معلوم نيست آنچه بشر بدون وحي به دست آورده و يا تجربه كرده، همان است كه بايد باشد. جنبش اصلاحي انبيا نشان مي‌دهد كه انبيا از هر نوع رابطه اي ميان بندگان و خدايشان خشنود نبودند و استقبال نمي كردند. گاه جان خود را براي اصلاح آيين ديني از دست مي‌دادند. هر نوع رابطه اي ميان بنده و خدا كه از آن به عبادت تعبير مي‌شود پذيرفته نيست . رابطه انسانها با يكديگر، زنان با مردان، همسايگان، همسران، فرزندان و والدين،
[1]سوره بقره (2)، آيه 151) .
[2]بر فرض آن كه بودا را پيامبر الهي و دين او را آسماني تلقي نكنيم و تنها به عنوان انساني كه به معنويت دعوت كرده بشناسيم .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :37

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 38

بيگانگان، هم دينان و... گاه مبتني بر تجربه و رعايت مصالح عمومي است . دين بسا مصلحت هاي معنوي و آخرتي را نيز ملزم مي‌داند كه با تجربه به دست آمدني نيستند. انسانها ممكن است خيري را شر بپندارند و شري را خير به حساب آورند;[1]در حالي كه در واقع چنين نيست : (و لا يحسبن الذين يبخلون بما آتاهم الله من فضله هو خيرا لهم بل هو شر لهم سيطوقون ما بخلوا به يوم القيامة ...)[2]"و كساني كه بخل مي‌ورزند به آنچه خداوند از فضلش به آنان داده است، گمان نبرند كه آن بخل برايشان خير است، بلكه براي آنان شر است . به زودي در روز قيامت آنچه به آن بخل ورزيده اند، طوق گردنشان مي‌شود."

ب - داوري

دين در موضع داور نهايي براي فصل خصومت ميان انسانها نيز نقش ايفا مي‌كند. منفعت طلبي انسانها، گاهي موجب نزاع و درگيري ميان آنان مي‌شود. بهترين داور در حل چنين منازعاتي آن است كه با رعايت همه جانبه منافع انسانها به داوري بنشيند و به مصلحت دنيا و آخرتشان قضاوت كند. (... فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و أنزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه ...)[3]"... پس خداوند پيامبران را به عنوان بشارت دهنده و هشدار دهنده برانگيخت و با آنان كتاب حق را فرستاد تا در ميان مردم در آنچه كه در آن اختلاف كردند حكم كند." با توجه به دو نكته گفته شده، يادآوري اين مهم لازم است كه دين، عقل انسانها را ياري مي‌دهد تا به حقايق مورد نياز دست بيابد; و نيز محكي است براي سنجيدن دستاوردهاي عقل و صحت و يا نادرستي آنها. عقل به رغم همه توانايي اش در يافتن خوبي ها، گاه اسير هواهاي نفساني مي‌شود و تخريبگر است و خود پيشتاز فساد و
[1](عسي ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم); سوره بقره (2)،آيه 216 .
[2]سوره آل عمران (3)، آيه 180) .
[3]سوره بقره (2)، آيه 213 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :38

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 39

خونريزي مي‌گردد. بسياري از جنگ ها و تخريب ها را عقل رهبري كرده است . با اين وصف بايد نيروي بازدارنده و هدايتگر ديگري در كار عقل دخالت كند.

ج - بيان مسؤوليت ها

دين ابلاغ تكاليف مردم و به عبارتي هدايت آنان را در سر لوحه كار خود قرار داده است . انسانها نسبت به هر آنچه با آن مواجه مي‌شوند تكاليف و مسؤوليتي دارند. اين مسؤوليت در صورتي به واقع نزديك مي‌شود كه از طريق وحي ابلاغ شده باشد. و نيز در اين صورت است كه اگر مورد سؤال و مؤاخذه قرار گرفتند، نمي توانند مدعي شوند كه تكاليفشان را نمي دانسته اند...: (انا أوحينا اليك كما أوحينا الي نوح والنبيين من بعده و أوحينا الي ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و الاسباط و عيسي و أيوب و يونس و هارون و سليمان و آتينا داوود زبورا ‌ و رسلا قد قصصناهم عليك من قبل و رسلا لم نقصصهم عليك و كلم الله موسي تكليما ‌ رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للناس علي الله حجة بعد الرسل و كان الله عزيزا حكيما)[1]"ما به تو وحي كرديم همان گونه كه به نوح و انبياي پس از او وحي كرديم ; و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط و عيسي و ايوب و يونس و هارون و سليمان وحي كرديم ; و به داوود زبور را داديم ; و فرستادگاني كه پيشتر داستان آنها را براي تو گفته ايم و فرستادگاني كه داستان آنها را براي تو نگفته ايم، و خداوند با موسي به گونه مخصوصي سخن گفت . فرستادگاني بشارت دهنده و هشدار دهنده ; تا پس از فرستادن آنان مردم را بر خدا حجتي نباشد، و خدا توانا و حكيم است ." آنچه دين به انسانها مي‌آموزد، چه در بخش اعتقادات و چه در بخش احكام، به منظور رساندن آنان به كمال و سعادت است . دو چيزي كه جزء خواسته هاي ذاتي انسانها است و چنين سعادت و كمالي منحصر در رشد مادي و دستاوردهاي رفاهي
[1]سوره نساء (4)، آيات 163) - 165) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :39

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 40

نيست . چرا كه بسا انسان با به دست آوردن آنها احساس نكند كه به سعادت و كمال رسيده است ; و افراد زيادي را مي‌بينيم كه پس از رسيدن به رفاه مادي، همچنان در تلاش هستند تا به سعادت برسند. در حالي كه خداوند در دستورات ديني، چيزهايي چون عبادت و جهاد و تقوا را مايه رستگاري و سعادت معرفي كرده است : (...اتقوا الله وابتغوا اليه الوسيلة و جاهدوا في سبيله لعلكم تفلحون )[1]"از خدا بترسيد; براي رسيدن به او وسيله فراهم كنيد و در راه او مجاهده كنيد، چه بسا رستگار شويد."

د - معرفت جهان

علاوه بر نكات گفته شده، دين در ذهن و دل مردم نقش و آثار ديگري را بر جاي مي‌گذارد. نقش و اثري را كه از فلسفه اصلي دين كمتر نيستند. دين به انسانها مي‌آموزد تا خود را با عالمي كه در آن زندگي مي‌كنند هماهنگ سازند. چرا كه بدون چنين هماهنگي ميان انسان و جهان پيرامونش، تداوم زندگي برايش دشوار مي‌شود و احساس پوچي و بيگانگي به او دست مي‌دهد. انسانها، اگر چه در ساختن عالمي كه در آن زندگي مي‌كنند نقشي نداشته اند، و يا ممكن است از آغاز و انجام آن اطلاع چنداني هم نداشته باشند، اما تفسير و تحليلي كه دين براي آنان از عالم ارائه مي‌كند بسياري از دغدغه ها و رنج هاي زندگي را هموار مي‌سازد. او را به آينده و زندگي اش اميدوار مي‌كند. از بحران روحي نجات مي‌بخشد و با مشكلات و سختي ها و نا گواري ها سازگار مي‌نمايد. از ظلمت توهمات و احساس پوچي و بي معنا بودن بيرون مي‌برد و در شرايط مساعد قرار مي‌دهد. (و لقد أرسلنا موسي بآياتنا أن أخرج قومك من الظلمات الي النور...)[2]"و ما موسي را با آيات مان فرستاديم كه قومت را از ظلمت ها نجات بده و به سوي نور ببر." انسان مؤمن و ديندار، خود را بنده خدا و عالم را مخلوق او مي‌داند. مخلوق
[1]سوره مائده (5)، آيه 35 .
[2]سوره ابراهيم (14)، آيه 5 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :40

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست