بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 333

بارانهاي تند بر آن ببارد و محصولي دو چندان بدهد. و اگر باران بسيار نيايد و اندك اندك ببارد، باز هم به ثمر مي‌رسد.[1]ارزش هر عمل خيري، هر چند بهترين آنها باشد تنها به نيت الهي آنهاست . اعمال در گرو نيت انجام دهنده آنهاست، نيت است كه عمل را جهت مي‌دهد و باعث كمال نفس مي‌شود. رفتارهاي اخلاقي كه در آنها رشته كارها به خدا متصل نشود، نه تنها ارزشي ندارد بلكه راهزن است . ممكن است كساني دل به آن خوش دارند و در نتيجه از اقدام به عمل خير مورد پسند خدا باز مانند.

جايگاه نظام اخلاقي اسلام

مفاهيم اخلاقي در اسلام تابعي از نظام ديني هستند. ميان مفاهيم اخلاقي و مسائل اجتماعي، سياسي و اقتصادي پيوند عميقي وجود دارد. نمي توان اخلاق را از سياست و اقتصاد و مسائل اجتماعي جدا كرد. همه مسلماني به اين است كه تمام دستورات دين رعايت شود، هر كدام از آن دستورات در هر بخشي جايگاه خود را دارند و نبود آن در جاي خود نقص است و موجب مي‌شود بقيه از تأثير گذاري باز مانند. به عنوان مثال تزكيه[2]كه به معناي تهذيب و اصلاح نفس است، در برخي از آيه هاي مكي قرآن همراه با انفاق مال و تقوا آمده است .[3]در سوره هاي مدني نيز غالبا زكات در كنار نماز مطرح شده است . كاربرد اين واژه در قرآن شايد براي اين باشد كه انفاق مال بايد امري اخلاقي و به قصد پيراستن خود باشد و يا اين كه اثر چنين كاري بايد پاك شدن نفس از رذايل اخلاقي مثل بخل و حسد باشد و باعث رشد فضايل اخلاقي شود. مفهوم اصلي زكات كه رشد و نمو و پاكسازي است، با اين عمل حاصل مي‌شود. (خذ من أموالهم صدقة تطهرهم و
[1]سوره بقره (2)، آيه 265.
[2]سوره اعلي (87)، آيه 14) ; سوره شمس (91)، آيه 9 .
[3]سوره ليل (92)، آيات 17) و 18) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :333

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 334

تزكيهم بها)[1]"[اي رسول !] تو از مؤمنان صدقات را دريافت كن تا به اين وسيله نفوس آنان را [از پليدي و حب دنيا] پاك گرداني ." مجموعه توصيه هاي اخلاقي و اعتقادات و فروع و احكام عملي، همگي با هم از صفات ابرار شمرده شده اند، و اين نشان مي‌دهد كه امور اخلاقي در اسلام مبتني بر ايمان است و از پشتوانه و ضمانت ايمان برخوردارند. دين بدون اخلاق كارساز نيست، و هر جا كه ايمان و ضمانت آن باشد اخلاق هم كارآيي پيدا مي‌كند. هر جا كه ايمان مذهبي رو به ضعف نهاده فضائل اخلاقي نيز سست شده ; و بر عكس هر جا عقيده مذهبي اوج گرفته، اخلاق نيز شكوفا شده است . يك نظام اخلاقي وقتي مي‌تواند به موفقيت برسد كه مبتني بر ايمان باشد; چرا كه اخلاق در درجه اول، مبارزه با اميال سركش است . فائق آمدن بر هواهاي نفساني به پشتوانه اي قوي نياز دارد، و تنها نيرويي كه مي‌تواند انسان را بر هواهاي نفساني غالب كند ايمان و باور ديني است . ايمان به خداست كه تا اعماق جان انسان نفوذ مي‌كند و انسان را تنها تسليم خدا مي‌سازد. هيچ امر ديگري از قبيل وجدان يا نوع دوستي چنين كارآيي را ندارد. اخلاق بدون پايگاه مذهبي و ايمان ديني از ثبات و استحكام بي بهره است . الگوهاي معرفي شده اسلام براي اخلاق كساني اند كه اخلاق را همراه با عمل و عقيده و عبادت خدا داشته اند نه جدا از هم . امور اخلاقي هم مانند ساير دستورات ديني الزامي اند. مثلا وفاي به عهد[2]و اداي امانت[4]و پرهيز از غيبت[3]در الزام آور بودن با اوامر شرعي، حقوقي و فقهي تفاوتي ندارند; گرچه برخي از اين امور مي‌توانند هم اخلاقي و هم فقهي و حقوقي باشند. دستورهاي اخلاقي، سازنده جان و روح انسان و كمال بخش و تعالي دهنده هستند. كساني كه طالب كمال و رشد مي‌باشند بايد به آنها تن بدهند و آنها را به دقت عمل كنند.
[1]سوره توبه (9)، آيه 103) .
[2]سوره اسراء (17)، آيه 34 .
[3]سوره بقره (2)، آيه 283 .
[4]سوره حجرات (49)، آيه 12) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :334

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 335

اخلاق فردي

با توجه به آنچه گفته شد بايد اين تصور كه اخلاق صرفا جنبه اجتماعي دارد و تمامي سفارشهاي اخلاقي به نحوه رفتار با ديگران مربوط است تعديل شده باشد. اخلاق هم جنبه هاي فردي و هم جنبه هاي جمعي دارد. دستورهاي اخلاقي نشان مي‌دهد كه اخلاق جمعي به تنهايي براي اين كه انسان شخصيتي اخلاقي شود كافي نيست ; بلكه دستورالعمل هاي اخلاقي علاوه بر اين كه براي تنظيم رفتار با ديگران است، اين جنبه را نيز با خود دارد كه انسان را به خدا نزديك مي‌كند. بنابراين صرف تنظيم رفتار اخلاقي مناسب با ديگران، براي اخلاقي بودن كافي نيست . برخي از رفتارهاي جمعي ممكن است خوب بوده و براي زندگي اجتماعي بسيار مفيد و كارساز باشد ولي از نظر دين امر قابل قبولي نباشد. كمك هاي مالي به نيازمندان و احترام به انسانها و دستگيري از محتاجان، اموري بسيار مطلوب به حساب مي‌آيند; اما از نظر دين اين قبيل كارها وقتي درست است كه در آنها قصد تقرب و اخلاص بوده و رياكاري در آنها راه نداشته باشد. اگر انسان همه كارهاي خوب را بدون قصد تقرب انجام دهد، او را به كمال و تعالي نمي رساند. اخلاق بايد علاوه بر رفتار مناسب با بندگان خدا، انسان را به خدا نزديك نمايد. پاك نگه داشتن خود از آلودگي ها، نيت در عمل هاي فردي و جمعي، اخلاص در عمل، خشوع قلب، ذكر، آداب خوردن و آشاميدن و خوابيدن، قناعت، دنياطلبي، جاه طلبي، عجب، حالت هاي قلب، حريص بودن، شكر، صبر، خوف و رجا، زهد، توكل، راضي بون به قضا، از جمله مسائلي است كه در اخلاق فردي مطرح هستند. از مرور بر دستورات اخلاقي اسلام اين حقيقت به دست مي‌آيد كه براي رسيدن به تعالي و رشد بايد برنامه داشت . بدون برنامه و بدون عمل به آن نمي توان طي طريق كرد و سلوك معنوي ورزيد. براي همه اوقات شبانه روز سفارشهايي وجود


صفحه 336

دارد كه حاكي از همين نكته است و به منزله برنامه روزانه است . اين توصيه ها و سفارشها فقط جنبه جمعي ندارد و براي لحظات تنهايي انسان نيز منظور شده اند.

رفتارهاي شخصي

يكي از دستورهاي اخلاقي اسلام، داشتن برنامه و آينده نگري است . انسان مؤمن رفتارهاي شخصي خويش را نيز مطابق با دستورهاي اخلاقي ديني تنظيم مي‌نمايد. در خلوت و پنهان هيچ گاه خدا را از ياد نمي برد. همواره در انديشه بوده و از عقل و فكر خود به خوبي بهره برداري مي‌نمايد. از امام رضا(ع) نقل شده است كه عبادت به كثرت نماز و روزه نيست، بلكه انديشه در امر خداوند است .[1]انسان مؤمن بايد تلاش كند تا ايمان خود را به خداي تعالي تقويت نمايد و به حد يقين برسد. در اين صورت است كه در مي‌يابد خداوند همه كاره عالم است و خواست و مشيت اوست كه همه حوادث را رقم مي‌زند. انسان در اين صورت در همه كارها بر او توكل مي‌كند، و به قضاي او راضي مي‌شود. به امام صادق (ع) عرض شد مؤمن به چه چيزي شناخته مي‌شود؟ فرمود: "با تسليم شدن به خدا و رضايت از آنچه بر او وارد مي‌شود; از خوشحالي يا ناراحتي ."[2]با توجه به حقيقت ياد شده است كه در انسان خوف ايجاد مي‌شود كه مبادا عملي را انجام دهد كه مورد غضب خداوند قرار بگيرد و مهر خداوند از او قطع شود و توفيق از او دريغ گردد. از سوي ديگر چون خداوند ارحم الراحمين است و بندگان خود را همواره مورد لطف و رحمت فراوان قرار مي‌دهد، چه بسا با اين انديشه از انجام تكاليف بندگي غفلت نمايد و به اميد رحمت گسترده الهي كوتاهي كند. پيدا شدن حالت اميد بدون ترس و ترس بدون اميد، ممكن است انسان را از وظايف خود دور كند و يا در او يأس ايجاد نمايد; كه هر دو با روح توحيدي ناسازگار
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 55، حديث 4 .
[2]همان، ص 63، حديث 12) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :336

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 337

است . انسان مؤمن بايد همواره ميان خوف و رجا و نگراني و اميدواري به فضل خدا به سر ببرد. از امام صادق (ع) سؤال شد كه در وصيت لقمان به فرزندش چه بود؟ امام پاسخ داد: در آن چيزهايي عجيب بود; و عجيب ترينش اين بود كه به پسرش گفت : "از خدا بترس به گونه اي كه اگر خوبي هاي همه انس و جن را انجام دهي، بترسي از اين كه تو را عذاب كند; و به خدا اميدوار باش به گونه اي كه اگر گناهان انس و جن را داشته باشي، اميدوار باشي به تو رحم نمايد."[1]انسان مؤمن وقت خود را عبث و بيهوده نمي گذراند. او همواره به ياد خدا و ذكر او مي‌پردازد و او را عبادت مي‌كند. او در عين اين كه به كارهاي روزمره خود مي‌پردازد و زندگي خود و خانواده اش را آبرومندانه و متناسب اداره مي‌كند، هيچ گاه از ياد خدا غافل نمي شود. تلاش او براي زندگي نيز به نيت انجام وظيفه و اطاعت از فرمان خداست ; بنابراين امور مباح و مسائل زندگي را هم براي خدا به انجام مي‌رساند و به اين ترتيب به خدا تقرب پيدا مي‌كند. در طول زندگي روزمره ممكن است انسان در برخورد با مشكلات و تلخي ها و شيريني ها غفلت نمايد و از مسير الهي دور شود و يا بلغزد و در دام شيطان گرفتار شود. براي پرهيز از چنين خطرهايي لازم است انسان روزانه برنامه اي براي محاسبه خود داشته باشد. اگر خطا و گناهي يافت از آن توبه كند و عزم خود را جزم كند كه ديگر بار به گناه آلوده نشود; و اگر به كارهاي خير مبادرت كرد، بايد خدا را براي توفيقي كه به آن دست يافته شكرگزاري كند. امام كاظم (ع) فرموده است : "ليس منا من لم يحاسب نفسه في كل يوم فان عمل حسنا استزاد الله و ان عمل سيئا استغفر الله منه و تاب اليه".[2]"از ما نيست كسي كه هر روز به حساب خود نرسد، پس اگر كار خوب انجام داده از خدا طلب زياده كند، و اگر كار بد انجام داده استغفار و توبه كند." و اگر در انجام كارهاي خير هم كوتاهي شده و يا نقصي در آنها وجود داشته،
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 67، حديث 1) .
[2]همان، ص 453، حديث 2 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :337

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 338

آنها را اصلاح نمايد. به علاوه براي اين كه بار ديگر به گناه و خطا و وسوسه نفس و شيطان گرفتار نشود، بايد از خود مراقبت بكند و همچون نگهباني هوشيار مدام مراقب رفتار و گفتار و كردار خود باشد تا مبادا از مسير الهي جدا شود. غفلت از چنين مهمي ممكن است انسان را از راه خدا دور نمايد. نشستن و برخاستن و راه رفتن و خوابيدن و امثال اينها هر يك آدابي دارد. در هر يك از اينها شايسته است همواره به ياد خدا بود و شكرگزار او. سفارش شده است كه هنگام غذا خوردن و آشاميدن، علاوه بر دقت در حلال بودن آنها بايد خوردن را با نام خدا آغاز كرد.[2]دست ها را شست .[1]به غذايي كه تناول مي‌شود راضي بود. لقمه را كوچك برداشت . غذا را با دست راست بر دهان گذاشت . خوردن را با حوصله انجام داد و در آن تعجيل نكرد. امام صادق (ع) فرمود: "نشستن بر سر سفره را طول دهيد، چرا كه آن مدت جزء عمر به حساب نمي آيد."[3]غذا را خوب بايد جويد. پس از اتمام تناول غذا شكر خدا را به جا آورد. در غذا خوردن بايد نيت خير داشت و قصد كرد كه با خوردن غذا براي تلاش در راه انجام وظيفه و تحقق خواست خداوند نيرو بگيرد. بايد كمتر از سيري غذا خورده شود و پرخوري نشود. امام باقر(ع) فرمود: "مبغوض ترين چيز در نزد خدا پرخوري است ."[4]شايسته نيست انسان به تنهايي غذا بخورد. سيره پيامبر6چنين بود كه هيچ گاه به تنهايي غذا تناول نمي كرد.[5]اگر در ميان جمع غذا خورده مي‌شود، نبايد به غذاي ديگران نگاه كرد. تا هنگامي كه افراد بزرگ تر و بافضيلت تر بر سر سفره اند و اقدام به غذا خوردن نكرده اند، شايسته نيست اقدام به خوردن كرد. و بايد با كساني كه غذا مي‌خورند
[1]كليني، كافي، باب التسمية والتحميد، ج 6، ص 292 .
[2]همان، باب الوضوء قبل الطعام، ص 290 .
[3]طبرسي، حسن بن فضل، مكارم الاخلاق، الفصل الثالث في آداب الاكل، ج 2، ص 305، حديث 3 .
[4]كليني، كافي، ج 6، ص 270، حديث 11) .
[5]طبرسي، مكارم الاخلاق، ص 32 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :338

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 339

همراهي نمود و حال آنها را مراعات كرد و از تعارفهاي بي جا پرهيز نمود و از حالت ساختگي اجتناب كرد. نبايد چشم در غذا و لقمه ديگران دوخت . همان گونه كه ملاحظه مي‌كنيد تنها درباره غذا خوردن، اين همه آداب و مستحبات و مكروهات وارد شده است ; رفتارهاي ديگر فردي نيز به همين صورت داراي آداب است و انسان مؤمن شايسته است تلاش نمايد رفتار شخصي خود را با اين آداب اخلاقي تنظيم نمايد.

اخلاص

اخلاص پاك كردن نيت و عمل از هر گونه شائبه غير توحيدي است . اخلاص سري از اسرار الهي است كه به بندگان محبوب خدا عطا مي‌شود. اين حالت اگرچه بايد در همه امور اعم از فردي و اجتماعي باشد، اما از آنجايي كه تنها در درون انسان جا دارد، حالتي كاملا فردي دارد. اخلاص از چنان جايگاهي در ميان تعاليم ديني برخوردار است كه اثربخشي آنها و گاهي صحت اعمال عبادي به آن بستگي دارند. و داراي چنان اثري است كه اگر بنده اي چهل شبانه روز خود را براي خدا خالص كند، چشمه هاي حكمت از قلب او بر زبانش جاري مي‌شوند.[1]همچنين باعث مي‌شود كه حتي ابليس نيز توان گمراهي انسان را نداشته باشد.[2]راه نجات به فرموده اميرمؤمنان (ع) در اخلاص است .[3]قبولي اعمال در پيشگاه خداوند، حتي اعمال خوب و پسنديده، مشروط به خالص بودن نيت انجام دهنده آن است . از امام صادق (ع) روايت است كه خداوند فرمود: "انا خير شريك ; من اشرك معي غيري في عمله لم اقبله الا ما كان لي خالصا"[4]"من بهترين شريكم ;
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 16، حديث 6 .
[2]سوره حجر (15)، آيه 40 .
[3]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 8، مقدمة العبادات، ج 1، ص 59، حديث 2 .
[4]همان، ص 61، حديث 9 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :339

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 340

هر كس كه ديگري را با من در كارش شريك كند، از او نمي پذيرم مگر آن كه خالص براي من باشد." بهترين عمل در صورتي كه فاقد نيت خالصانه باشد بي فايده است . حتي درباره كشته شدگان در معركه جنگ و جهاد در راه خدا آمده است : روز قيامت برخي كشته شدگان در جهاد بازخواست مي‌شوند; وقتي آنان ادعا مي‌كنند كه در راه خدا كشته شده اند، جواب داده مي‌شود: تو به اين قصد به جنگ رفتي تا بگويند شجاع هستي .[1]و چنين است كه ملاك قبولي عملي مانند جنگ در راه خدا، به نيت عامل آن بستگي دارد. در صورتي كه شركت كننده در جهاد في سبيل الله قصد الهي داشته باشد، جهاد او را به رتبه اي عالي مي‌رساند; و اگر نه حتي اگر خون شخص هم در اين راه ريخته شود، مقامي به دست نخواهد آورد. مولوي در مثنوي درباره مظهر كامل اخلاص، داستاني را اين گونه پرداخته است : sheerاز علي آموز اخلاص عمل ____ شير حق را دان منزه از دغلدر غزا بر پهلواني دست يافت ____ زود شمشيري برآورد و شتافتاو خدو انداخت در روي علي ____ افتخار هر نبي و هر وليآن خدو زد بر رخي كه روي ماه ____ سجده آرد پيش او در سجده گاهدر زمان انداخت شمشير آن علي ____ كرد او اندر غزا اش كاهليگشت حيران آن مبارز زين عمل ____ وز نمودن عفو و رحمت بي محلگفت : بر من تيغ تيز افراشتي ____ از چه افكندي، مرا بگذاشتي ؟آن چه ديدي بهتر از پيكار من ؟ ____ تا شدي تو سست در اشكار منآن چه ديدي كه چنين خشمت نشست ؟ ____ تا چنان برقي نمود و باز جست ؟در شجاعت شير ربانيستي ____ در مروت خود كه داند كيستي[2]psheer
[1]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 12، مقدمة العبادات، ج 1، ص 111، حديث 7 .
[2]مولوي، مثنوي، دفتر اول، ص 162، تصحيح نيكلسون ; و همچنين شرح استعلامي، بيت 3735، ص 175، با گزينش .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :340

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست