بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 336

دارد كه حاكي از همين نكته است و به منزله برنامه روزانه است . اين توصيه ها و سفارشها فقط جنبه جمعي ندارد و براي لحظات تنهايي انسان نيز منظور شده اند.

رفتارهاي شخصي

يكي از دستورهاي اخلاقي اسلام، داشتن برنامه و آينده نگري است . انسان مؤمن رفتارهاي شخصي خويش را نيز مطابق با دستورهاي اخلاقي ديني تنظيم مي‌نمايد. در خلوت و پنهان هيچ گاه خدا را از ياد نمي برد. همواره در انديشه بوده و از عقل و فكر خود به خوبي بهره برداري مي‌نمايد. از امام رضا(ع) نقل شده است كه عبادت به كثرت نماز و روزه نيست، بلكه انديشه در امر خداوند است .[1]انسان مؤمن بايد تلاش كند تا ايمان خود را به خداي تعالي تقويت نمايد و به حد يقين برسد. در اين صورت است كه در مي‌يابد خداوند همه كاره عالم است و خواست و مشيت اوست كه همه حوادث را رقم مي‌زند. انسان در اين صورت در همه كارها بر او توكل مي‌كند، و به قضاي او راضي مي‌شود. به امام صادق (ع) عرض شد مؤمن به چه چيزي شناخته مي‌شود؟ فرمود: "با تسليم شدن به خدا و رضايت از آنچه بر او وارد مي‌شود; از خوشحالي يا ناراحتي ."[2]با توجه به حقيقت ياد شده است كه در انسان خوف ايجاد مي‌شود كه مبادا عملي را انجام دهد كه مورد غضب خداوند قرار بگيرد و مهر خداوند از او قطع شود و توفيق از او دريغ گردد. از سوي ديگر چون خداوند ارحم الراحمين است و بندگان خود را همواره مورد لطف و رحمت فراوان قرار مي‌دهد، چه بسا با اين انديشه از انجام تكاليف بندگي غفلت نمايد و به اميد رحمت گسترده الهي كوتاهي كند. پيدا شدن حالت اميد بدون ترس و ترس بدون اميد، ممكن است انسان را از وظايف خود دور كند و يا در او يأس ايجاد نمايد; كه هر دو با روح توحيدي ناسازگار
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 55، حديث 4 .
[2]همان، ص 63، حديث 12) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :336

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 337

است . انسان مؤمن بايد همواره ميان خوف و رجا و نگراني و اميدواري به فضل خدا به سر ببرد. از امام صادق (ع) سؤال شد كه در وصيت لقمان به فرزندش چه بود؟ امام پاسخ داد: در آن چيزهايي عجيب بود; و عجيب ترينش اين بود كه به پسرش گفت : "از خدا بترس به گونه اي كه اگر خوبي هاي همه انس و جن را انجام دهي، بترسي از اين كه تو را عذاب كند; و به خدا اميدوار باش به گونه اي كه اگر گناهان انس و جن را داشته باشي، اميدوار باشي به تو رحم نمايد."[1]انسان مؤمن وقت خود را عبث و بيهوده نمي گذراند. او همواره به ياد خدا و ذكر او مي‌پردازد و او را عبادت مي‌كند. او در عين اين كه به كارهاي روزمره خود مي‌پردازد و زندگي خود و خانواده اش را آبرومندانه و متناسب اداره مي‌كند، هيچ گاه از ياد خدا غافل نمي شود. تلاش او براي زندگي نيز به نيت انجام وظيفه و اطاعت از فرمان خداست ; بنابراين امور مباح و مسائل زندگي را هم براي خدا به انجام مي‌رساند و به اين ترتيب به خدا تقرب پيدا مي‌كند. در طول زندگي روزمره ممكن است انسان در برخورد با مشكلات و تلخي ها و شيريني ها غفلت نمايد و از مسير الهي دور شود و يا بلغزد و در دام شيطان گرفتار شود. براي پرهيز از چنين خطرهايي لازم است انسان روزانه برنامه اي براي محاسبه خود داشته باشد. اگر خطا و گناهي يافت از آن توبه كند و عزم خود را جزم كند كه ديگر بار به گناه آلوده نشود; و اگر به كارهاي خير مبادرت كرد، بايد خدا را براي توفيقي كه به آن دست يافته شكرگزاري كند. امام كاظم (ع) فرموده است : "ليس منا من لم يحاسب نفسه في كل يوم فان عمل حسنا استزاد الله و ان عمل سيئا استغفر الله منه و تاب اليه".[2]"از ما نيست كسي كه هر روز به حساب خود نرسد، پس اگر كار خوب انجام داده از خدا طلب زياده كند، و اگر كار بد انجام داده استغفار و توبه كند." و اگر در انجام كارهاي خير هم كوتاهي شده و يا نقصي در آنها وجود داشته،
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 67، حديث 1) .
[2]همان، ص 453، حديث 2 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :337

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 338

آنها را اصلاح نمايد. به علاوه براي اين كه بار ديگر به گناه و خطا و وسوسه نفس و شيطان گرفتار نشود، بايد از خود مراقبت بكند و همچون نگهباني هوشيار مدام مراقب رفتار و گفتار و كردار خود باشد تا مبادا از مسير الهي جدا شود. غفلت از چنين مهمي ممكن است انسان را از راه خدا دور نمايد. نشستن و برخاستن و راه رفتن و خوابيدن و امثال اينها هر يك آدابي دارد. در هر يك از اينها شايسته است همواره به ياد خدا بود و شكرگزار او. سفارش شده است كه هنگام غذا خوردن و آشاميدن، علاوه بر دقت در حلال بودن آنها بايد خوردن را با نام خدا آغاز كرد.[2]دست ها را شست .[1]به غذايي كه تناول مي‌شود راضي بود. لقمه را كوچك برداشت . غذا را با دست راست بر دهان گذاشت . خوردن را با حوصله انجام داد و در آن تعجيل نكرد. امام صادق (ع) فرمود: "نشستن بر سر سفره را طول دهيد، چرا كه آن مدت جزء عمر به حساب نمي آيد."[3]غذا را خوب بايد جويد. پس از اتمام تناول غذا شكر خدا را به جا آورد. در غذا خوردن بايد نيت خير داشت و قصد كرد كه با خوردن غذا براي تلاش در راه انجام وظيفه و تحقق خواست خداوند نيرو بگيرد. بايد كمتر از سيري غذا خورده شود و پرخوري نشود. امام باقر(ع) فرمود: "مبغوض ترين چيز در نزد خدا پرخوري است ."[4]شايسته نيست انسان به تنهايي غذا بخورد. سيره پيامبر6چنين بود كه هيچ گاه به تنهايي غذا تناول نمي كرد.[5]اگر در ميان جمع غذا خورده مي‌شود، نبايد به غذاي ديگران نگاه كرد. تا هنگامي كه افراد بزرگ تر و بافضيلت تر بر سر سفره اند و اقدام به غذا خوردن نكرده اند، شايسته نيست اقدام به خوردن كرد. و بايد با كساني كه غذا مي‌خورند
[1]كليني، كافي، باب التسمية والتحميد، ج 6، ص 292 .
[2]همان، باب الوضوء قبل الطعام، ص 290 .
[3]طبرسي، حسن بن فضل، مكارم الاخلاق، الفصل الثالث في آداب الاكل، ج 2، ص 305، حديث 3 .
[4]كليني، كافي، ج 6، ص 270، حديث 11) .
[5]طبرسي، مكارم الاخلاق، ص 32 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :338

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 339

همراهي نمود و حال آنها را مراعات كرد و از تعارفهاي بي جا پرهيز نمود و از حالت ساختگي اجتناب كرد. نبايد چشم در غذا و لقمه ديگران دوخت . همان گونه كه ملاحظه مي‌كنيد تنها درباره غذا خوردن، اين همه آداب و مستحبات و مكروهات وارد شده است ; رفتارهاي ديگر فردي نيز به همين صورت داراي آداب است و انسان مؤمن شايسته است تلاش نمايد رفتار شخصي خود را با اين آداب اخلاقي تنظيم نمايد.

اخلاص

اخلاص پاك كردن نيت و عمل از هر گونه شائبه غير توحيدي است . اخلاص سري از اسرار الهي است كه به بندگان محبوب خدا عطا مي‌شود. اين حالت اگرچه بايد در همه امور اعم از فردي و اجتماعي باشد، اما از آنجايي كه تنها در درون انسان جا دارد، حالتي كاملا فردي دارد. اخلاص از چنان جايگاهي در ميان تعاليم ديني برخوردار است كه اثربخشي آنها و گاهي صحت اعمال عبادي به آن بستگي دارند. و داراي چنان اثري است كه اگر بنده اي چهل شبانه روز خود را براي خدا خالص كند، چشمه هاي حكمت از قلب او بر زبانش جاري مي‌شوند.[1]همچنين باعث مي‌شود كه حتي ابليس نيز توان گمراهي انسان را نداشته باشد.[2]راه نجات به فرموده اميرمؤمنان (ع) در اخلاص است .[3]قبولي اعمال در پيشگاه خداوند، حتي اعمال خوب و پسنديده، مشروط به خالص بودن نيت انجام دهنده آن است . از امام صادق (ع) روايت است كه خداوند فرمود: "انا خير شريك ; من اشرك معي غيري في عمله لم اقبله الا ما كان لي خالصا"[4]"من بهترين شريكم ;
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 16، حديث 6 .
[2]سوره حجر (15)، آيه 40 .
[3]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 8، مقدمة العبادات، ج 1، ص 59، حديث 2 .
[4]همان، ص 61، حديث 9 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :339

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 340

هر كس كه ديگري را با من در كارش شريك كند، از او نمي پذيرم مگر آن كه خالص براي من باشد." بهترين عمل در صورتي كه فاقد نيت خالصانه باشد بي فايده است . حتي درباره كشته شدگان در معركه جنگ و جهاد در راه خدا آمده است : روز قيامت برخي كشته شدگان در جهاد بازخواست مي‌شوند; وقتي آنان ادعا مي‌كنند كه در راه خدا كشته شده اند، جواب داده مي‌شود: تو به اين قصد به جنگ رفتي تا بگويند شجاع هستي .[1]و چنين است كه ملاك قبولي عملي مانند جنگ در راه خدا، به نيت عامل آن بستگي دارد. در صورتي كه شركت كننده در جهاد في سبيل الله قصد الهي داشته باشد، جهاد او را به رتبه اي عالي مي‌رساند; و اگر نه حتي اگر خون شخص هم در اين راه ريخته شود، مقامي به دست نخواهد آورد. مولوي در مثنوي درباره مظهر كامل اخلاص، داستاني را اين گونه پرداخته است : sheerاز علي آموز اخلاص عمل ____ شير حق را دان منزه از دغلدر غزا بر پهلواني دست يافت ____ زود شمشيري برآورد و شتافتاو خدو انداخت در روي علي ____ افتخار هر نبي و هر وليآن خدو زد بر رخي كه روي ماه ____ سجده آرد پيش او در سجده گاهدر زمان انداخت شمشير آن علي ____ كرد او اندر غزا اش كاهليگشت حيران آن مبارز زين عمل ____ وز نمودن عفو و رحمت بي محلگفت : بر من تيغ تيز افراشتي ____ از چه افكندي، مرا بگذاشتي ؟آن چه ديدي بهتر از پيكار من ؟ ____ تا شدي تو سست در اشكار منآن چه ديدي كه چنين خشمت نشست ؟ ____ تا چنان برقي نمود و باز جست ؟در شجاعت شير ربانيستي ____ در مروت خود كه داند كيستي[2]psheer
[1]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 12، مقدمة العبادات، ج 1، ص 111، حديث 7 .
[2]مولوي، مثنوي، دفتر اول، ص 162، تصحيح نيكلسون ; و همچنين شرح استعلامي، بيت 3735، ص 175، با گزينش .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :340

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 341

sheerگفت : من تيغ از پي حق مي‌زنم ____ بنده حقم نه مأمور تنمشير حقم نيستم شير هوا ____ فعل من بر دين من باشد گواكه نيم، كوهم ز حلم و صبر و داد ____ كوه را، كي در ربايد تندبادآن كه از بادي رود از جا خسي است ____ ز آنك باد ناموافق خود بسي استباد خشم و باد شهوت، باد آز ____ برد او را كه نبود اهل نمازخشم بر شاهان شه و ما را غلام ____ خشم را هم بسته ام زير لگام[1]psheer

عجب

"عجب" خوشايندي از خود يا خودپسندي است . كسي كه احساس برتري كند و از خويشتن خوشش آيد، مي‌گويند گرفتار عجب شده است . چنين حالتي باعث پيدا شدن كبر در انسان مي‌شود. خود را از ديگران برتر دانستن، اگر در عمل ظاهر شود، گاهي به حد كبر و گاهي به حد استكبار مي‌رسد و ممنوع است ; و اگر دروني باشد و انسان در درون از خود راضي شود، عجب است و باز هم ممنوع ; زيرا انسان با چنين حالي از كمال باز مي‌ماند. امام صادق (ع) فرمود: "من دخله العجب هلك"[2]"كسي كه خودپسندي در دلش وارد شود هلاك شده است ." امام باقر(ع) سه چيز را سبب هلاكت انسان معرفي كرده است : "بخل، هواپرستي و از خود راضي بودن ."[3]به علت خطر شديد عجب براي مؤمن بود كه رسول خدا6فرمود: "اگر گناه كردن بهتر از دچار عجب شدن نبود هرگز خداوند مؤمن را دچار گناه نمي كرد."[4]امام صادق (ع) نيز در روايتي به همين نكته تصريح كرده، مي‌فرمايد: "خداي تعالي مي‌دانست كه گناه براي مؤمن از عجب بهتر است، و اگر چنين نبود مؤمن را به گناه مبتلا نمي كرد."[5]
[1]همان، دفتر اول، ص 166، انتشارات بهزاد، با گزينش .
[2]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 23 از ابواب مقدمة العبادات، ج 1، ص 101، حديث 8 .
[3]همان، ص 103، حديث 13) .
[4]همان، ص 104، حديث 19) .
[5]همان، ص 100، حديث 7 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :341

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 342

عجب باعث مي‌شود كه شخص به غلط بپندارد كه انسان وارسته و خوبي است، و همين او را از مسير الهي دور مي‌كند. وجود اين حالت براي انسان باعث طمع شيطان نسبت به او مي‌شود و در نتيجه انسان به تدريج از خدا دور مي‌گردد و نسبت به ساير بندگان خدا هم بدبين مي‌شود; و اين البته تفاوت دارد با اين كه انسان از موفقيت در عبادت خداوند خشنود شود. جهل و بي توجهي انسان به خداي بزرگ و خالق هستي باعث مي‌شود انسان از خود راضي شود. زيبايي، تنومندي، سلامتي، درايت و هوش، زيركي، حسب، نسب، مال، اولاد، امكانات و گاهي خيالات انسان را از خود راضي مي‌سازد و او را به مرتع شيطان مي‌كشاند. اينجا بايد به هوش باشيم و غفلت را از خود دور كنيم .

جاه و شهرت طلبي

به دنبال آوازه و شهرت بودن و سر زبانها افتادن، از نهاد انسان سرچشمه مي‌گيرد; و اگر مهار نشود، پيامدهاي ناگواري براي انسان دارد. او را از هدف الهي بازمي دارد و در دام شيطان مي‌اندازد. انسان جاه طلب تلاش مي‌كند به هر قيمتي بر سر زبانها باشد، و به تدريج مي‌كوشد براي برآوردن اين خواست خود، بندگان خدا را برده و مطيع و فرمانبردار خود كند; ديگران را به قهر و زور به اطاعت از خود وادارد; و از همين جا طغيان و ظلم سر باز مي‌كند. شهرت و جاه اگر به صورت طبيعي و براي خدا باشد و زمينه اي فراهم باشد كه انسان بتواند از آن براي مقاصد الهي بهره بگيرد، منعي ندارد; در عين حال كسي مي‌تواند با داشتن جاه و شهرت، خود را از آفات آن بر حذر دارد كه ايماني قوي داشته باشد و مدد الهي هم او را همراهي كند. جاه و آوازه، دام ابليس است و بايد از آن برحذر بود. پيامبر خدا6فرمود: براي هر كسي همين شر كافي است كه انگشت نما بشود.[1]
[1]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 51 از ابواب جهاد النفس، ج 11، ص 387، حديث 17) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :342

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 343

آوازه و شهرت از آن رو كه انسان را در معرض آفات زياد قرار مي‌دهد، بايد از آن پرهيز كرد و گمنامي را بر آن ترجيح داد. در مناجاتي از امام سجاد(ع) آمده است : "خداوندا! مرا در ميان مردم درجه اي بالا مبر، مگر اين كه در درونم به همان مقدار مرا پايين بياوري ; و عزت ظاهري به من مده، مگر اين كه به همان اندازه پيش نفسم به من ذلت باطني داده باشي ."[1]در روايتي از پيامبر6آمده است : "مال و جاه دوستي موجب پيدايش نفاق در قلب مي‌شود."[2]امام صادق (ع) فرمود: "از رحمت خدا به دور است كسي كه رياست طلب باشد يا قصد رياست كند يا درباره آن با خودش سخن بگويد."[3]

دنيا و دنياطلبي

فضايي كه ما در آن زندگي مي‌كنيم و دنيا نام دارد، امكاناتي مادي است . امكانات، ابزار و وسائل زندگي انسانند و بدون آنها نمي توان به حيات ادامه داد. آنها همه نعمت خداي بزرگند كه مدتي در اختيار هر انسان قرار داده شده اند. نفس وجود آنها نه تنها مذموم نيست بلكه بسيار خوب و وجودشان ضروري است . در عين حال در تعاليم ديني، دنيا و در پي آن دويدن امري مذموم تلقي شده است . آنچه نكوهش شده و نبايد به دنبال آن بود، حرص به دنيا و هدف قرار دادن آن و وابستگي به آن است . انسان از ماده و جسم آفريده شده است و دل در گرو آن دارد. در پي دنيا بودن گاهي در وجود انسان چنان شعله مي‌كشد كه مانند راهزن و سد راه عمل مي‌كند و انسان را از تعالي و رشد باز مي‌دارد. اين حالت، تبديل شدن وسيله و ابزار به هدف است و امر مذمومي مي‌باشد. در چنين حالتي است كه دين مدام هشدار مي‌دهد كه مبادا انسانها در دام دنياطلبي گرفتار آيند. دنيا براي انسان لذيذ است . اين حلاوت و لذت باعث مي‌شود كه انسان به راحتي نتواند از آن دل بركند و
[1]صحيفه سجاديه، دعاي مكارم الاخلاق، رقم 20، ص 100) .
[2]شهيد ثاني، كشف الريبة عن احكام الغيبة، ص 93 .
[3]كليني، كافي، ج 2، ص 298، حديث 4 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :343

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست