هر كس كه ديگري را با من در كارش شريك كند، از او نمي پذيرم مگر آن كه خالص براي من باشد." بهترين عمل در صورتي كه فاقد نيت خالصانه باشد بي فايده است . حتي درباره كشته شدگان در معركه جنگ و جهاد در راه خدا آمده است : روز قيامت برخي كشته شدگان در جهاد بازخواست ميشوند; وقتي آنان ادعا ميكنند كه در راه خدا كشته شده اند، جواب داده ميشود: تو به اين قصد به جنگ رفتي تا بگويند شجاع هستي .[1]و چنين است كه ملاك قبولي عملي مانند جنگ در راه خدا، به نيت عامل آن بستگي دارد. در صورتي كه شركت كننده در جهاد في سبيل الله قصد الهي داشته باشد، جهاد او را به رتبه اي عالي ميرساند; و اگر نه حتي اگر خون شخص هم در اين راه ريخته شود، مقامي به دست نخواهد آورد. مولوي در مثنوي درباره مظهر كامل اخلاص، داستاني را اين گونه پرداخته است : sheerاز علي آموز اخلاص عمل ____ شير حق را دان منزه از دغلدر غزا بر پهلواني دست يافت ____ زود شمشيري برآورد و شتافتاو خدو انداخت در روي علي ____ افتخار هر نبي و هر وليآن خدو زد بر رخي كه روي ماه ____ سجده آرد پيش او در سجده گاهدر زمان انداخت شمشير آن علي ____ كرد او اندر غزا اش كاهليگشت حيران آن مبارز زين عمل ____ وز نمودن عفو و رحمت بي محلگفت : بر من تيغ تيز افراشتي ____ از چه افكندي، مرا بگذاشتي ؟آن چه ديدي بهتر از پيكار من ؟ ____ تا شدي تو سست در اشكار منآن چه ديدي كه چنين خشمت نشست ؟ ____ تا چنان برقي نمود و باز جست ؟در شجاعت شير ربانيستي ____ در مروت خود كه داند كيستي[2]psheer
[1]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 12، مقدمة العبادات، ج 1، ص 111، حديث 7 .
[2]مولوي، مثنوي، دفتر اول، ص 162، تصحيح نيكلسون ; و همچنين شرح استعلامي، بيت 3735، ص 175، با گزينش .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :340
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
sheerگفت : من تيغ از پي حق ميزنم ____ بنده حقم نه مأمور تنمشير حقم نيستم شير هوا ____ فعل من بر دين من باشد گواكه نيم، كوهم ز حلم و صبر و داد ____ كوه را، كي در ربايد تندبادآن كه از بادي رود از جا خسي است ____ ز آنك باد ناموافق خود بسي استباد خشم و باد شهوت، باد آز ____ برد او را كه نبود اهل نمازخشم بر شاهان شه و ما را غلام ____ خشم را هم بسته ام زير لگام[1]psheer
عجب
"عجب" خوشايندي از خود يا خودپسندي است . كسي كه احساس برتري كند و از خويشتن خوشش آيد، ميگويند گرفتار عجب شده است . چنين حالتي باعث پيدا شدن كبر در انسان ميشود. خود را از ديگران برتر دانستن، اگر در عمل ظاهر شود، گاهي به حد كبر و گاهي به حد استكبار ميرسد و ممنوع است ; و اگر دروني باشد و انسان در درون از خود راضي شود، عجب است و باز هم ممنوع ; زيرا انسان با چنين حالي از كمال باز ميماند. امام صادق (ع) فرمود: "من دخله العجب هلك"[2]"كسي كه خودپسندي در دلش وارد شود هلاك شده است ." امام باقر(ع) سه چيز را سبب هلاكت انسان معرفي كرده است : "بخل، هواپرستي و از خود راضي بودن ."[3]به علت خطر شديد عجب براي مؤمن بود كه رسول خدا6فرمود: "اگر گناه كردن بهتر از دچار عجب شدن نبود هرگز خداوند مؤمن را دچار گناه نمي كرد."[4]امام صادق (ع) نيز در روايتي به همين نكته تصريح كرده، ميفرمايد: "خداي تعالي ميدانست كه گناه براي مؤمن از عجب بهتر است، و اگر چنين نبود مؤمن را به گناه مبتلا نمي كرد."[5]
[1]همان، دفتر اول، ص 166، انتشارات بهزاد، با گزينش .
[2]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 23 از ابواب مقدمة العبادات، ج 1، ص 101، حديث 8 .
[3]همان، ص 103، حديث 13) .
[4]همان، ص 104، حديث 19) .
[5]همان، ص 100، حديث 7 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :341
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
عجب باعث ميشود كه شخص به غلط بپندارد كه انسان وارسته و خوبي است، و همين او را از مسير الهي دور ميكند. وجود اين حالت براي انسان باعث طمع شيطان نسبت به او ميشود و در نتيجه انسان به تدريج از خدا دور ميگردد و نسبت به ساير بندگان خدا هم بدبين ميشود; و اين البته تفاوت دارد با اين كه انسان از موفقيت در عبادت خداوند خشنود شود. جهل و بي توجهي انسان به خداي بزرگ و خالق هستي باعث ميشود انسان از خود راضي شود. زيبايي، تنومندي، سلامتي، درايت و هوش، زيركي، حسب، نسب، مال، اولاد، امكانات و گاهي خيالات انسان را از خود راضي ميسازد و او را به مرتع شيطان ميكشاند. اينجا بايد به هوش باشيم و غفلت را از خود دور كنيم .
جاه و شهرت طلبي
به دنبال آوازه و شهرت بودن و سر زبانها افتادن، از نهاد انسان سرچشمه ميگيرد; و اگر مهار نشود، پيامدهاي ناگواري براي انسان دارد. او را از هدف الهي بازمي دارد و در دام شيطان مياندازد. انسان جاه طلب تلاش ميكند به هر قيمتي بر سر زبانها باشد، و به تدريج ميكوشد براي برآوردن اين خواست خود، بندگان خدا را برده و مطيع و فرمانبردار خود كند; ديگران را به قهر و زور به اطاعت از خود وادارد; و از همين جا طغيان و ظلم سر باز ميكند. شهرت و جاه اگر به صورت طبيعي و براي خدا باشد و زمينه اي فراهم باشد كه انسان بتواند از آن براي مقاصد الهي بهره بگيرد، منعي ندارد; در عين حال كسي ميتواند با داشتن جاه و شهرت، خود را از آفات آن بر حذر دارد كه ايماني قوي داشته باشد و مدد الهي هم او را همراهي كند. جاه و آوازه، دام ابليس است و بايد از آن برحذر بود. پيامبر خدا6فرمود: براي هر كسي همين شر كافي است كه انگشت نما بشود.[1]
[1]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 51 از ابواب جهاد النفس، ج 11، ص 387، حديث 17) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :342
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
آوازه و شهرت از آن رو كه انسان را در معرض آفات زياد قرار ميدهد، بايد از آن پرهيز كرد و گمنامي را بر آن ترجيح داد. در مناجاتي از امام سجاد(ع) آمده است : "خداوندا! مرا در ميان مردم درجه اي بالا مبر، مگر اين كه در درونم به همان مقدار مرا پايين بياوري ; و عزت ظاهري به من مده، مگر اين كه به همان اندازه پيش نفسم به من ذلت باطني داده باشي ."[1]در روايتي از پيامبر6آمده است : "مال و جاه دوستي موجب پيدايش نفاق در قلب ميشود."[2]امام صادق (ع) فرمود: "از رحمت خدا به دور است كسي كه رياست طلب باشد يا قصد رياست كند يا درباره آن با خودش سخن بگويد."[3]
دنيا و دنياطلبي
فضايي كه ما در آن زندگي ميكنيم و دنيا نام دارد، امكاناتي مادي است . امكانات، ابزار و وسائل زندگي انسانند و بدون آنها نمي توان به حيات ادامه داد. آنها همه نعمت خداي بزرگند كه مدتي در اختيار هر انسان قرار داده شده اند. نفس وجود آنها نه تنها مذموم نيست بلكه بسيار خوب و وجودشان ضروري است . در عين حال در تعاليم ديني، دنيا و در پي آن دويدن امري مذموم تلقي شده است . آنچه نكوهش شده و نبايد به دنبال آن بود، حرص به دنيا و هدف قرار دادن آن و وابستگي به آن است . انسان از ماده و جسم آفريده شده است و دل در گرو آن دارد. در پي دنيا بودن گاهي در وجود انسان چنان شعله ميكشد كه مانند راهزن و سد راه عمل ميكند و انسان را از تعالي و رشد باز ميدارد. اين حالت، تبديل شدن وسيله و ابزار به هدف است و امر مذمومي ميباشد. در چنين حالتي است كه دين مدام هشدار ميدهد كه مبادا انسانها در دام دنياطلبي گرفتار آيند. دنيا براي انسان لذيذ است . اين حلاوت و لذت باعث ميشود كه انسان به راحتي نتواند از آن دل بركند و
[1]صحيفه سجاديه، دعاي مكارم الاخلاق، رقم 20، ص 100) .
[2]شهيد ثاني، كشف الريبة عن احكام الغيبة، ص 93 .
[3]كليني، كافي، ج 2، ص 298، حديث 4 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :343
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
خود را براي خروج از آن آماده نمايد. طالب دنيا بودن انسان را در معرض لغزش قرار ميدهد. دلبستگي به دنيا آدمي را از اهداف عالي انساني باز ميدارد. عيسي (ع) در كلامي فرموده است : "انسان دنياطلب همانند كسي است كه از آب دريا براي رفع تشنگي ميخورد و هر چه بيشتر ميخورد (به دليل شوري) بيشتر تشنه ميشود و سرانجام او را ميكشد."[1]ممكن است براي كساني اين سؤال مطرح شود كه آيا واقعا دنيا بي ارزش است ؟ و اين همه مذمت نسبت به آن و سفارش براي دوري گزيدن از آن براي چيست ؟ ميتوان گفت دنيا به دو معناست : "دنيا، امكانات خدادادي" و "دنيا، دلبستگي به آن". اكنون به توضيح هر كدام از اين دو ميپردازيم :1 -اگر منظور از دنيا مخلوقات اين عالم و نعمت هاي الهي است كه انسان از آنها استفاده ميكند و لذت ميبرد، كه بد نيستند. دنيا محل زندگي، جايگاه تعليم و تربيت، محلي براي پرستش خدا و رسيدن به كمالات است . چنين چيزي نه تنها بد نيست بلكه اگر دنيا به اين معنا وجود نداشت، ايمان، تقوا، به كمال رسيدن و آخرت هم معنايي نداشت . به گفته مولوي : sheerچيست دنيا از خدا غافل شدن ____ ني طلا و نقره و فرزند و زنمال را كز بهر دين باشي حمول نعم ____ مال صالح گفت آن رسول[2]psheer امير مؤمنان (ع) شنيد شخصي دنيا را نكوهش ميكند; فرمود: "اي كسي كه دنيا را مذمت ميكني ! به نيرنگش فريفته شده اي و به نادرستي هايش گول ميخوري ! آيا به دنيا فريب ميخوري و آن را سرزنش ميكني ؟ آيا دنيا بر تو ادعاي جرم ميكند و يا تو بر دنيا؟!. چه وقت دنيا تو را ربوده و فريب داده است ؟" و آنگاه فرمود: "به تحقيق
[1]ورام بن ابي فراس، مجموعه ورام، ج 1، ص 149) .
[2]مولوي، مثنوي، دفتر اول، ص 61، چاپ نيكلسون .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :344
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
دنيا خانه راستي است براي كسي كه به آن راست بگويد، و سراي راحتي است براي كسي كه آن را باور دارد، و خانه بي نيازي است براي كسي كه از آن توشه اندوزد. محل عبادت و بندگي دوستان خدا و محل نمازگزاردن ملائكه، فرود آمدن وحي و محل تجارت دوستان خداست كه در آن رحمت را به دست ميآورند و سودشان بهشت است ."[1]از امام صادق (ع) نقل است كه : "دنيا بهترين يار براي تحصيل آخرت است ."[2]و نيز فرموده است : "از ما نيست كسي كه دنيا را براي آخرتش و آخرتش را براي دنيا ترك نمايد."[3]2 -اگر منظور از دنيا دلبستگي و تعلق خاطر به زر و زيور آن، خوردني ها و نوشيدني ها و مال و جاه آن باشد، به طوري كه شخص اينها را هدف خود قرار بدهد، مذموم است و بايد از آن اجتناب كرد; زيرا چنين دلبستگي هايي باعث ميشود انسان از ياد خدا غافل شود و از هدف اصلي كه رسيدن به كمال و ساختن آخرت است باز ماند. به عبارت ديگر اگر به دنيا به ديده مقدمه و وسيله نگاه شود و مزرعه آخرت قرار گيرد، مذمت ندارد و ارزشمند است ; ولي كسي كه دنيا را هدف خود قرار دهد، همانند مسافري است كه در بين راه خود را سرگرم منظره اي زيبا بكند و از رسيدن به مقصد باز ماند و يا به قدري خود را سرگرم منزلگاههاي راه نمايد كه گويا مسافر نيست و منزلگاهش همان جاست . بنابراين مذمت هايي كه از دنيا شده به لحاظ هدف قرار دادن آن در مقايسه با آخرت است . اميرالمؤمنين (ع) فرمود: "من ابصر بها
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 131، ص 492 .
[2]صدوق، من لا يحضره الفقيه، باب المعايش، ج 3، ص 94، حديث 2 .
[3]همان، حديث 3 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :345
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
بصرته و من ابصر اليها اعمته"[1]"آن كس كه دنيا را وسيله ديدن قرار دهد بينا شود، و هر كس كه به آن [به عنوان هدف ] چشم دوزد نابينا گردد." بنابراين استفاده از دنيا در اين راستا و بهره مندي از خوبي ها و زيبايي هايش نه تنها منع نشده كه ترغيب هم شده است ; چنان كه خداوند ميفرمايد: (قل من حرم زينة الله التي أخرج لعباده و الطيبات من الرزق ، قل هي للذين آمنوا في الحيوة الدنيا خالصة يوم القيامة)[2]"بگو چه كسي زينت هاي خدا را كه براي بندگان خود آفريد حرام كرده و از روزي حلال و پاكيزه منع كرده است ؟ بگو اين نعمت ها در دنيا براي اهل ايمان است و خالص اين نعمت ها نيز [بدون هيچ ناراحتي و محنتي و بهتر از اينجا] در آخرت براي آنان است ."
زهد
"زهد" بي رغبتي به دنياست و درباره آن سفارشهاي فراواني رسيده است . پيامبر اكرم6فرمود: "اگر ميخواهي خدا تو را دوست داشته باشد زاهد باش ."[3]امام صادق (ع) فرموده است : "من زهد في الدنيا، اثبت الله الحكمة في قلبه"[4]"هر كس در دنيا زهد بورزد، خداوند حكمت را در قلبش وارد ميكند." زهد مقامي عالي است كه انسان را به درجاتي بلند از معنويت ميرساند. امام علي (ع) فرموده است : "زهد دارايي انسان است ."[5]حقيقت زهد روي گرداني از چيزي به سوي امر بهتر است . و بنابراين روي گرداني از هر چيزي زهد نيست . زهد شوريدگي و ژنده پوشي نيست . خود را شبيه درويشان و گدايان كردن و مريض و بي حال نماياندن زهد نيست . زهد رغبت نداشتن و دل نبستن به دنياست . انسان زاهد كسي است كه در همين دنيا زندگي ميكند و از مواهب آن استفاده مينمايد، اما خود را همانند مسافري ميداند كه مدت سفرش محدود است و بايد خودش را آماده نمايد تا به سوي مقصد حركت كند. انسان زاهد در اين دنيا و با امكانات آن زندگي ميكند، بي آن كه چنان شيفته آن شود كه از هدف باز بماند. در روايتي از امام معصوم (ع) نقل شده است كه : "اعمل لدنياك كانك تعيش ابدا واعمل
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 82، ص 106) .
[2]سوره اعراف (7)، آيه 32 .
[3]"ازهد في الدنيا يحبك الله"، سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1374، حديث 4102 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 128، حديث 1) .
[5]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 4، ص 469 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :346
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
لا خرتك كانك تموت غدا";[1]"چنان براي دنيايت عمل كن كه گويا براي هميشه هستي، و براي آخرتت چنان باش كه گويا همين فردا ميميري ." مؤمن ميان رفتن از اين دنيا و ماندن در آن را چنان با هم جمع ميكند كه هم آماده رفتن است و هم مانند كسي است كه ساليان درازي ميخواهد بماند. او دل در گرو دنيا ندارد. زهد با رهبانيت تفاوت اساسي دارد. رهبانيت محكوم است و بدعت . "كساني به حسب ظاهر آن را براي رضا و خشنودي خدا ساخته و پرداخته اند، در حالي كه خدا از آنان نخواسته بود و به رغم اين، باز چنان كه شايسته بود آن را مراعات نكردند."[2]رهبانيت اجتناب از تمامي موهبت هاي مادي الهي است . اسلام استفاده از زينت و روزي پاك و پاكيزه را نه تنها نهي نكرده، بلكه استفاده بجا از آن را تشويق هم كرده است .[3]اگر سرگرمي به دنيا و نعمت هاي آن سد راه تعالي شود، مخالف با زهد خواهد بود. "اي مؤمنان ! مبادا سرگرمي به مال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل كند، و هر كس چنين باشد بدون ترديد زيانكار است ."[4]نقل شده است : "روزي رسول خدا6مردم را موعظه كرد و از اوصاف قيامت سخن گفت . حاضران در جلسه منقلب شده و گريه كردند. ده نفر از ميان آن جمع در خانه عثمان بن مظعون گرد آمده و تصميم گرفتند كه روزها را روزه گرفته و شب ها را بيدار مانده و به عبادت بپردازند و در رختخواب نيارامند، گوشت نخورند و با همسرانشان همبستر نشوند، از عطر استفاده نكنند و لباسهاي خشن بپوشند، دنيا را رها كنند و از جامعه دوري گزينند. برخي از آنان تصميم گرفتند خود را اخته كنند. اين خبر به رسول خدا6رسيد. آن حضرت به منزل عثمان بن مظعون تشريف برد و از همسر وي پرسيد: آيا آنچه از شوهرش نقل شده درست است ؟ همسر عثمان
[1]نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، باب 25 از ابواب طهارت، ج 1، ص 146، حديث 1) ; صدوق، من لا يحضره الفقيه، باب المعايش، ج 3، ص 94، حديث 4 .
[2]سوره حديد (57)، آيه 27.
[3]سوره اعراف (7)، آيه 32 .
[4]سوره منافقون (63)، آيه 9 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :347
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست