بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 351

طاعت، صبر از انجام گناه ." با توجه به حديث فوق، اين فرمايش امام صادق (ع) قابل درك است كه فرموده است : "الصبر من الايمان بمنزلة الرأس من الجسد"[1]"نسبت صبر با ايمان نسبت سر با بدن است ." هنگامي كه سر از بدن جدا شود، بدن از بين مي‌رود; و همين طور است صبر، كه اگر از ميان برود، ايمان از ميان مي‌رود. يكي از ياران امام صادق (ع) مي‌گويد: از آن حضرت شنيدم كه مي‌فرمود: "آزاد در همه حال آزاد است ; اگر برايش گرفتاري پيش بيايد صبر مي‌كند و موج ناملايمات او را نمي شكند... پس صبر كنيد و خود را براي آن آماده نماييد تا پاداش داده شويد."[3]صبر از خصلت انبياست .[2]خداوند در دستوري خطاب به رسول اكرم6مي‌فرمايد: (و اصبر حتي يحكم الله )[4]"صبر كن تا دستور خدا برسد." صبر پيشه ساختن با عرض شكايت به پيشگاه حضرت حق و تضرع به درگاه او منافاتي ندارد. چنان كه حضرت ايوب (ع) - با وجودي كه ضرب المثل صبر و بردباري است و خداوند درباره او فرموده است : "ما او را بنده اي شكيبا و خويشتن دار يافتيم، زيرا نيكو بنده اي بود كه دائما رجوعش به درگاه ما بود."[5]- به درگاه قدس الهي شكايت كرد و عرضه داشت : (أني مسني الشيطان بنصب و عذاب )[6]"شيطان مرا به رنج و عذاب مبتلا ساخته است ."

دعا و توسل

يكي از دستورهاي مؤكد در تعاليم اسلامي دعا كردن است . دعا، خواستن و تكرار كردن نيازهاست در نزد خالق قادر حكيم . نيازهايي كه بالاتر از زندگي معمولي، خواستن ايده هاي درست، اخلاق پسنديده و فضيلت هاست . دعا
[1]همان، ص 87، حديث 2 .
[2]همان، ص 89، حديث 6 .
[3]سوره انعام (6)، 34 ; سوره انبياء (21)، آيه 85 ; سوره ص (38)، آيه 44 .
[4]سوره يونس (10)، آيه 109) .
[5]سوره ص (38)، آيه 44 .
[6]سوره ص (38)، آيه 41 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :351

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 352

خواستن و تأكيد بر اموري است كه انسان آنها را ارزش مي‌داند و مطلوبيت آنها را بيان مي‌نمايد. دعا تعهد و جهت گيري انسان به سوي چيزهايي است كه در زندگي روزمره مادي و غريزه حيواني كمتر به آن سمت مي‌رود. زنده نگه داشتن درخواست هايي است كه فطرت آنها را مطلوب مي‌بيند، اما روح در بند ماده، آن را فراموش كرده و يا كمتر به آن توجه نشان داده است . دعا وسيله ارتباط روحي انسان با خداست . و آنچه در دعاها خواسته مي‌شود، اموري است كه وسيله سعادت براي فرد، خانواده و جامعه مي‌گردد. به همين دليل بايد دعا را ياد گرفت و مضامين و خواسته هاي معنوي را از كساني آموخت . از نظر روحي دعا در مضاميني كه به ما رسيده آهنگ و تأثير خاصي بر جاي مي‌گذارد و روح ما را با زيبايي هاي كلام و خواسته هاي بلند جلا مي‌دهد. در دعا روح انسان چنان تأثير مي‌پذيرد كه گويي خود را در برابر خداوند حاضر مي‌يابد و به او پناه مي‌آورد. در روايتي امام رضا(ع) از پيامبر خدا6نقل مي‌كند كه فرمود: "الدعاء سلاح المؤمن و عماد الدين و نور السموات و الارض"[1]"دعا سلاح مؤمن و پايه دين و نور آسمان و زمين است ." و در روايتي ديگر از امام صادق (ع) آمده است كه "دعا كليد هر رحمت و موفقيت در هر نياز است و هرگز كسي به آنچه در پيش خداست نمي رسد مگر به دعا."[2]در قرآن كريم در اهميت دعا آمده است : (و اذا سألك عبادي عني فاني قريب أجيب دعوة الداع اذا دعان فليستجيبوا لي و ليؤمنوا بي لعلهم يرشدون )[3]"چون بندگان من از تو درباره من بپرسند، [بگو:]من به شما نزديكم و دعاي طلب كننده را به هنگامي كه مرا بخواند اجابت مي‌كنم . پس آنان به اين دعوت پاسخ بگويند و به من ايمان آورند، باشد كه راه را بيابند."
[1]صدوق، عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 37، حديث 95 ; مجلسي، بحارالانوار، ج 90، ص 288، حديث 1) .
[2]طبرسي، حسن بن فضل، مكارم الاخلاق، الفصل الاول في فضل الدعاء، ج 2، ص 9 .
[3]سوره بقره (2)، آيه 186) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :352

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 353

بنابراين دعا، نيايش و ارتباط انسان با خدا با راهنمايي دين و توجه به ضوابط اعتقادي است ; به گونه اي كه با ياد دادن كلمات و مفاهيمي خاص، انسان خداجو را هدايت مي‌كند; و در قالب اعتقادات صحيح و لازم، شور و شوق و دلبستگي و تحرك و پويايي را به انسان مي‌بخشد. به اين جهت دعا و طلب كردن و خواندن، سنتي از سنت هاي خدا و حركتي در مسير تكامل انسان مي‌باشد و اجابت آن هم در همين مسير و بر وفق قاعده است . عميق ترين مضامين دعا در قرآن كريم و روايات اهل بيت (ع) رسيده است . در سوره حمد به ما ياد مي‌دهد كه همواره در پنج وقت از شبانه روز بخوانيم : (اهدنا الصراط المستقيم ‌ صراط الذين أنعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لا الضالين )[1]"ما را به راه راست هدايت فرما، راه آنان كه بر آنان انعام كرده اي نه راه مغضوبين و گمراهان ." و در سوره هاي ديگر اين درخواست ها متنوع مي‌شود، مثل بخشايش گناهان،[3]راهنمايي به نيكي ها،[2]تمناي وسيله زندگي در دنيا و توشه آخرت با هم،[5]رهايي از ستمكاران ;[4]چنان كه در ادعيه رسيده از اهل بيت (ع) مانند دعاي كميل، دعاي ابوحمزه ثمالي و دعاي مكارم الاخلاق، به وضوح خداشناسي، انسان شناسي، اصول اخلاقي، اصول اجتماعي و حقوق افراد نسبت به هم و بيان ايده ها و آرزوهاي انساني نشان داده مي‌شود و والايي خواسته هاي معنوي در دعا مشخص مي‌گردد. البته نبايد گمان كنيم دعا فرار از مسؤوليت و دور شدن از خطرها و جانشين انديشيدن و فعاليت و تلاش است . دعا خواندن به اين معناست كه در كنار كوشش و فكر، كاستي ها و ترديدهاي خود را جبران كنيم و با اتكا به قدرت خداي رحيم و رحمان، او را در موفقيت راه و كسب فضائل بخوانيم . پيامبر اسلام و اهل بيت او كه
[1]سوره فاتحه (1) آيات 5 - 7 .
[2]سوره آل عمران (3)، آيات 16) - 17) .
[3]سوره بقره (2)، آيه 128) .
[4]سوره بقره (2)، آيات 200 - 202 .
[5]سوره نساء (4)، آيه 75 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :353

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 354

اين دعاها را به ما ياد داده اند از دعا به جاي كار و كوشش و مسؤوليت اجتماعي و بهره گيري از مقدمات استفاده نكرده اند. آنها تمام مقدمات و اسباب كار را فراهم مي‌كرده اند، برنامه ريزي و بهره گيري از امكانات را مد نظر قرار مي‌داده اند، اما با اتكاي به خداوند و درخواست امداد از او كارها را انجام مي‌داده اند. از سوي ديگر توسل جستن و واسطه قرار دادن انسانهاي بزرگ چون پيامبران و اوليا برخلاف توحيد نيست . زيرا توسل به آنان به اين معناست كه ما از آنها كمك مي‌خواهيم تا ما را در ارتباط با خدا ياري رسانند. اين بهره گرفتن از وسيله اي است كه در قرآن فرموده است : (يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيلة )[1]"اي كساني كه ايمان آورده ايد از خدا پروا كنيد و به سوي او وسيله بجوييد." چنان كه قرآن از سنتي خبر مي‌دهد كه مردم هر گاه خطا و گناهي انجام مي‌دادند نزد پيامبر مي‌آمدند و از خدا آمرزش مي‌خواستند و پيامبر نيز براي آنان استغفار مي‌كرد.[2]و به همين دليل فرزندان يعقوب (ع) نزد پدر آمدند و گفتند: (يا أبانا استغفر لنا ذنوبنا انا كنا خاطئين )[3]"اي پدر براي گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم ." براي دعا خواندن آداب و دستوراتي رسيده است . از مهم ترين آنها اين است كه : دعا را با تضرع و پنهاني بخوانيم، بدون آن كه آواز بلند كنيم و براي ديگران مزاحمت ايجاد شود يا تظاهر به دعا و هياهو بشود، دعا در صبح و شام انجام گيرد: (و اذكر ربك في نفسك تضرعا و خيفة و دون الجهر من القول بالغدو والاصال )[4]"و در دل خويش پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس بي صداي بلند ياد كن ." چنان كه اين تأكيد در جاي ديگر قرآن آمده است : (ادعوا ربكم تضرعا و خفية )[5]"پروردگار خود را به زاري و نهاني بخوانيد."
[1]سوره مائده (5)، آيه 35 .
[2]سوره نساء (4)، آيه 64 .
[3]سوره يوسف (12)، آيه 97 .
[4]سوره اعراف (7)، آيه 205 .
[5]سوره اعراف (7)، آيه 55 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :354

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 355

اخلاق خانوادگي

يكي از ابعاد اخلاق، وارستگي و نيك نفسي در خانواده و رفتار خوب داشتن با يكايك افراد خانواده، زن نسبت به شوهر و مرد نسبت به زن، و پدر و مادر نسبت به فرزندان و فرزندان نسبت به والدين است . خانواده كانون تربيت و شكل گيري شخصيت انسان است . در اين كانون است كه انديشه و فكر و دين انسان شكل مي‌گيرد. به دليل اهميت فراوان تأثير كانون خانواده در انسان، اسلام به آن توجه خاصي مبذول داشته است . برخي از دستورات فقهي و حقوقي است كه ما در جاي خود در اين كتاب آورده ايم و برخي ديگر تعاليم اخلاقي است . تك تك اعضاي خانواده از حقوقي برخوردارند كه بايد همه اعضا آنها را محترم بشمارند. همدلي و همراهي و مساعدت اعضاي خانواده است كه باعث رشد و تعالي مي‌شود. بي توجهي به اين مهم و يا ناهماهنگي اعضاي خانواده به آنها اجازه نمي دهد در امور مادي و معنوي پيشرفت كنند. در صورتي كه افراد خانواده حرمت همديگر را رعايت نكنند، همه استعداد و توانشان صرف خنثي كردن همديگر خواهد شد. پدر، مادر، فرزندان و خويشاوندان دور و نزديك، هر يك در اين كانون داراي جايگاهي هستند و از طرف ديگر داراي وظيفه و مسؤوليت نسبت به هم . هيچ يك از اعضاي خانواده اجازه ندارد نقش و جايگاه ساير اعضاي خانواده را ناديده بگيرد و يا به وظيفه خود درباره آنها بي توجه باشد. خويشاوندي علاوه بر رابطه انساني مسؤوليت آور است . كساني كه با يكديگر ارتباط خويشي دارند، نمي توانند از هم چشم بپوشند و با يكديگر مانند بيگانگان رفتار نمايند. خويشان بايد در شادي و غم همديگر شريك باشند. هرمسلماني در حدي از توان خود نسبت به وضع زندگي و معيشت خويشان خود مسؤول است . اسلام براي حفظ ارتباطات خويشاوندي توصيه ها و احكامي را تشريع كرده است و انسان مسلمان ملزم به رعايت آنهاست .


صفحه 356

زن و شوهر

زن و شوهر بنياد خانواده را تشكيل مي‌دهند. همان گونه كه يك خانواده با زن و شوهر تأسيس مي‌شود، خلق و خوي اعضا، رفتارشان، و آگاهي و اعتقاداتشان نيز بسته به آن دو است . آن دو همان گونه كه در رفتار و فكر و عقيده يكديگر تأثير دارند، عقيده و رفتار و انديشه و فرهنگ فرزندان را هم مي‌سازند; بنابراين بايد در رفتار و گفتار و برخوردهايشان دقت كافي به عمل آورند. هر چه زن و شوهر بتوانند به درستي و سلامت نفس زندگي كنند، براي آينده خود و فرزندانشان مفيد است . سليقه هاي زن و مرد در موضوعات مختلف با هم متفاوت است . زن و مردي كه با هم ازدواج مي‌كنند هر يك ممكن است حامل فكر، فرهنگ و آداب و رسوم خاصي باشند. زمينه هاي اختلاف ميان زن و شوهر كم نيست ; ولي بر اثر پيوند زناشويي ميان زن و مرد محبتي به وجود مي‌آيد، و باعث چشم پوشي آنان از بسياري اختلافات مي‌شود. تا جايي كه قرآن كريم ايجاد مودت و رحمت ميان زن ومرد را كه هيچ ارتباطي با يكديگر نداشته اند و بر اثر پيوند زناشويي با يكديگر ايجاد شده، از آيات خدا شمرده است : (و من آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة ورحمة ان في ذلك لا يات لقوم يتفكرون )[1]"از نشانه هاي قدرت و لطف پروردگار به شما اين است كه از جنس خودتان براي شما جفتي بيافريد كه در پناه وي آرامش يابيد و ميان شما دوستي و مهرباني برقرار كرد، و در اين امر براي مردم اهل فكر آيات حق آشكار است ." با اين همه، احتمال بروز اختلاف ميان زن و شوهر وجود دارد، به خصوص در اوايل تشكيل خانواده كه هنوز كاملا به اخلاق و روحيات يكديگر آشنا نشده و به
[1]سوره روم (30)، آيه 21 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :356

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 357

تفاهم نرسيده اند. اختلاف ميان زن و شوهر و ناسازگاري و بدخلقي آنان، در صورتي كه چاره اي نشود و ادامه يابد، اثرش محدود به خود آنان نيست ; بلكه آثار زيانبار آن دامنگير فرزندان و ساير خويشاوندان و حتي جامعه نيز مي‌شود. فرزندي كه در محيط خانواده اي پرهياهو و آشفته، زندگي حساس دوران كودكي را بگذراند و كودكي كه با روح لطيف خود هر روز شاهد كشمكش والدين خود باشد، از نظر روحي وضع خوبي نخواهد داشت و انساني غير متعادل خواهد شد. نگراني و اضطراب و پريشاني بر او غالب خواهد شد و مانع از بروز استعدادهايش مي‌شود. فشار روز افزون ناراحتي روحي و بي توجهي به خواسته هاي مشروع او، به عقده هاي رواني منجر مي‌شود و چنين فردي وقتي پا به جواني و بزرگسالي گذاشت و وارد اجتماع شد، عقده هاي فروخورده خود را به شكل بدي بروز خواهد داد و ناسازگاري با ديگران و احيانا روي آوردن به جنايتكاري و ماجراجويي، حداقل زيانهايي است كه از اين ناحيه بر جامعه وارد مي‌شود. بسياري از رفتارهاي بد اجتماعي ريشه در رفتار بزرگترهاي خانواده دارد. كساني كه در خانه رفتار مناسبي از خود بروز نداده اند تا كودكان نيز از آنان ياد بگيرند، مسؤول رفتار بد فرزندان خود هستند. اگر اعضاي بزرگتر خانواده رفتار متناسب با شأن يك مسلمان ندارند و گناه و سوء اخلاق در خانواده رايج است، ثمره آن چيزي جز تحويل دادن فرزندان ناسالم به جامعه نيست . با توجه به اهميت خانواده و تأثير جو سالم و بدون تشنج آن بر تربيت فرزندان، و نقش غير قابل انكار سلامت خانواده بر جامعه است كه قرآن كريم نهايت اهميت را به اصلاح امور خانوادگي و حل اختلافات زن و شوهر داده است . خداوند در قرآن توصيه مي‌كند كه اختلافات خانوادگي تا جاي ممكن به بيرون راه پيدا نكند و خود زن و شوهر با تدبير و مصلحت انديشي گره هاي زندگي را باز كنند و نگذارند حريم خانواده شكسته و اسرار آنان فاش شود; "و اگر زني ترس داشت كه شوهرش با وي بد خلقي كند يا از وي دوري گزيند، بجاست كه آن دو به راه صلح و سازش


صفحه 358

برگردند، كه آشتي به هر حال بهتر است . نفوس را بخل و حرص فرا گرفته [كه به آزار و اذيت هم مي‌كوشند]; و اگر درباره يكديگر احسان كنيد و پرهيزگار باشيد، [به پاداش نيكي خود خواهيد رسيد كه ] خدا به هر چه مي‌كنيد آگاه است ."[1]از آيه استفاده مي‌شود كه بخل و حرص از عوامل ايجاد بحران در خانواده و نزاع ميان افراد است، و آنچه مي‌تواند نابساماني هاي خانوادگي را بهبود بخشد، احسان و تقواي الهي است . و اگر زن و شوهر، خود موفق به حل اختلافشان نشدند، بايد با واسطه قرار دادن بزرگان از خويشاوندان خود اختلافشان را حل نمايند. (و ان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكما من أهله و حكما من أهلها ان يريدا اصلا حا يوفق الله بينهما...)[2]"چنانچه بيم آن داريد كه جدايي بين زن و شوهر پديد آيد، داوري از جانب خانواده مرد و داوري از طرف خانواده زن برگزينيد، اگر آن دو قصد اصلاح دارند خداوند ميان آن دو وفاق ايجاد مي‌كند." اساس زندگي خانوادگي بايد بر تفاهم و سازگاري باشد. فداكاري و كنار گذاشتن خودخواهي ها، بيش و پيش از هر جا بايد در كانون خانواده وجود داشته باشد. قرآن از اعضاي خانواده به "خود" تعبير كرده است . (فاذا دخلتم بيوتا فسلموا علي أنفسكم تحية من عندالله مباركة طيبة )[3]"هر گاه به خانه اي وارد شديد، بر خودتان سلام كنيد كه اين تحيت و سلام بركتي نيكو از جانب خداست ." به جاي اين كه بگويد بعضي بر بعضي سلام كنيد، فرموده است : بر خودتان سلام كنيد. يعني آن اشخاص كه در خانه هستند به منزله خود شمايند. پدر، مادر، همسر، فرزند، برادر، خواهر، يكي از خويشاوندان و يا هر عضوي از اعضاي خانواده از خود شماست و بيگانه نيست .
[1]سوره نساء (4)، آيه 128) .
[2]سوره نساء (4)، آيه 35 .
[3]سوره نور (24)، آيه 61 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :358

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست