بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 357

تفاهم نرسيده اند. اختلاف ميان زن و شوهر و ناسازگاري و بدخلقي آنان، در صورتي كه چاره اي نشود و ادامه يابد، اثرش محدود به خود آنان نيست ; بلكه آثار زيانبار آن دامنگير فرزندان و ساير خويشاوندان و حتي جامعه نيز مي‌شود. فرزندي كه در محيط خانواده اي پرهياهو و آشفته، زندگي حساس دوران كودكي را بگذراند و كودكي كه با روح لطيف خود هر روز شاهد كشمكش والدين خود باشد، از نظر روحي وضع خوبي نخواهد داشت و انساني غير متعادل خواهد شد. نگراني و اضطراب و پريشاني بر او غالب خواهد شد و مانع از بروز استعدادهايش مي‌شود. فشار روز افزون ناراحتي روحي و بي توجهي به خواسته هاي مشروع او، به عقده هاي رواني منجر مي‌شود و چنين فردي وقتي پا به جواني و بزرگسالي گذاشت و وارد اجتماع شد، عقده هاي فروخورده خود را به شكل بدي بروز خواهد داد و ناسازگاري با ديگران و احيانا روي آوردن به جنايتكاري و ماجراجويي، حداقل زيانهايي است كه از اين ناحيه بر جامعه وارد مي‌شود. بسياري از رفتارهاي بد اجتماعي ريشه در رفتار بزرگترهاي خانواده دارد. كساني كه در خانه رفتار مناسبي از خود بروز نداده اند تا كودكان نيز از آنان ياد بگيرند، مسؤول رفتار بد فرزندان خود هستند. اگر اعضاي بزرگتر خانواده رفتار متناسب با شأن يك مسلمان ندارند و گناه و سوء اخلاق در خانواده رايج است، ثمره آن چيزي جز تحويل دادن فرزندان ناسالم به جامعه نيست . با توجه به اهميت خانواده و تأثير جو سالم و بدون تشنج آن بر تربيت فرزندان، و نقش غير قابل انكار سلامت خانواده بر جامعه است كه قرآن كريم نهايت اهميت را به اصلاح امور خانوادگي و حل اختلافات زن و شوهر داده است . خداوند در قرآن توصيه مي‌كند كه اختلافات خانوادگي تا جاي ممكن به بيرون راه پيدا نكند و خود زن و شوهر با تدبير و مصلحت انديشي گره هاي زندگي را باز كنند و نگذارند حريم خانواده شكسته و اسرار آنان فاش شود; "و اگر زني ترس داشت كه شوهرش با وي بد خلقي كند يا از وي دوري گزيند، بجاست كه آن دو به راه صلح و سازش


صفحه 358

برگردند، كه آشتي به هر حال بهتر است . نفوس را بخل و حرص فرا گرفته [كه به آزار و اذيت هم مي‌كوشند]; و اگر درباره يكديگر احسان كنيد و پرهيزگار باشيد، [به پاداش نيكي خود خواهيد رسيد كه ] خدا به هر چه مي‌كنيد آگاه است ."[1]از آيه استفاده مي‌شود كه بخل و حرص از عوامل ايجاد بحران در خانواده و نزاع ميان افراد است، و آنچه مي‌تواند نابساماني هاي خانوادگي را بهبود بخشد، احسان و تقواي الهي است . و اگر زن و شوهر، خود موفق به حل اختلافشان نشدند، بايد با واسطه قرار دادن بزرگان از خويشاوندان خود اختلافشان را حل نمايند. (و ان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكما من أهله و حكما من أهلها ان يريدا اصلا حا يوفق الله بينهما...)[2]"چنانچه بيم آن داريد كه جدايي بين زن و شوهر پديد آيد، داوري از جانب خانواده مرد و داوري از طرف خانواده زن برگزينيد، اگر آن دو قصد اصلاح دارند خداوند ميان آن دو وفاق ايجاد مي‌كند." اساس زندگي خانوادگي بايد بر تفاهم و سازگاري باشد. فداكاري و كنار گذاشتن خودخواهي ها، بيش و پيش از هر جا بايد در كانون خانواده وجود داشته باشد. قرآن از اعضاي خانواده به "خود" تعبير كرده است . (فاذا دخلتم بيوتا فسلموا علي أنفسكم تحية من عندالله مباركة طيبة )[3]"هر گاه به خانه اي وارد شديد، بر خودتان سلام كنيد كه اين تحيت و سلام بركتي نيكو از جانب خداست ." به جاي اين كه بگويد بعضي بر بعضي سلام كنيد، فرموده است : بر خودتان سلام كنيد. يعني آن اشخاص كه در خانه هستند به منزله خود شمايند. پدر، مادر، همسر، فرزند، برادر، خواهر، يكي از خويشاوندان و يا هر عضوي از اعضاي خانواده از خود شماست و بيگانه نيست .
[1]سوره نساء (4)، آيه 128) .
[2]سوره نساء (4)، آيه 35 .
[3]سوره نور (24)، آيه 61 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :358

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 359

بر مرد لازم است حقوقي را كه خداوند براي اولاد و عيال تعيين كرده در اداي آنها كوتاهي نكند و به اندازه وسع خود براي برآوردن آنها تلاش نمايد. از حضرت امام صادق (ع) نقل است : براي مرد همين مقدار از گناه كافي است كه حقوق عيالش را ضايع كند.[1]نيز بر سرپرست خانواده است كه بر رفتار نادرستي كه ممكن است از اعضاي خانواده سر بزند صبر پيشه كند. علاوه بر رسيدگي به امور مالي آنان در تربيت صحيحشان بكوشد. خداوند از مرد در روز قيامت درباره خانواده اش سؤال خواهد كرد. در قرآن نيز دستور داده است كه : (يا أيها الذين آمنوا قوا أنفسكم و أهليكم نارا...)[2]"اي مؤمنان ! خود و خانواده تان را از آتش جهنم حفظ كنيد." زندگي با نوباوگان و نوجوانان و جوانان و بانوان نياز به روشي خاص دارد; هر زن يا مردي نوعا فرزنداني پيدا مي‌كند و با آنها زندگي مي‌نمايد. بايد بداند كه چگونه آنان را تربيت كند و آنچه را كه لازم است آموزش دهد. خواسته هاي آنان را برآورده كند و خواسته هاي نادرستشان را به گونه اي معقول هدايت و اصلاح نمايد. چه بسا ممكن است آرزوهاي آنان مضر و تأمين آنها او را از خدا باز دارد، و در چنين جاهايي است كه او علاوه بر اين كه بايد آنها را هدايت نمايد، نبايد به گونه اي باشد كه تحت تأثير خانواده دنيا و آخرت خود را خراب كند. و بالاخره سرپرست خانواده هم نان آور است و هم معلم و هم مديري كه بايد با درايت تمام جمعيتي را با خود همراه كند و به سرانجام خوبي برساند، و اينها براي وي پاداشي عظيم از سوي خدا دارد. بر مرد است كه حرمت همسر خويش را نگه دارد. از پيامبرخدا6نقل است كه فرمود: "خياركم ، خياركم لنسائه"[3]"بهترين شما كساني اند كه بهترين براي زنان خود باشند." و خود آن حضرت را مهربانترين مرد براي همسران خود ذكر كرده اند.
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، ج 17، ص 68، حديث 8 .
[2]سوره تحريم (66)، آيه 6 .
[3]مجلسي، بحارالانوار، ج 68، ص 389 و 390، حديث 47 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :359

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 360

والدين و فرزندان

حفظ حرمت پدر و مادر و احسان به آنان در ميان خويشان، در درجه اول اهميت قرار دارد. در قرآن كريم آمده است : (و وصينا الانسان بوالديه حسنا)[1]"ما انسان را درباره پدر و مادرشان به احسان سفارش كرديم ." احترام به پدر و مادر يك مسأله انساني است و در موارد متعددي به آن توصيه شده است .[2]در روايتي از حضرت رسول6آمده است : "نيكي به پدر و مادر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خدا برتر است ." اطاعت آنان بر فرزند واجب است مگر در جايي كه مستلزم معصيت خداوند باشد. اطاعت از والدين از جايگاه والايي برخوردار است ; به گونه اي كه حتي فرزند حق ندارد بدون اذن آنان برخي امور مستحبي را هم به جا آورد. رعايت حال پدر و مادر، به خصوص در دوران پيري، مورد توجه ويژه خداوند است : (اما يبلغن عندك الكبر أحدهما أو كلا هما فلا تقل لهما أف و لا تنهرهما و قل لهما قولا كريما)[3]"چنانچه هر دو و يا يكي از آنان سالخورده و پير شدند، مبادا سخني كه موجب رنجش خاطر آنان باشد بگويي، و با آنان درشتي مكن و محترمانه با آنان سخن بگو." در روايتي از امام جعفر صادق (ع) آمده است : "اگر چيزي كمتر از گفتن اف بود خداوند همان را نهي مي‌كرد. كمترين حد عاق والدين شدن به همين است كه كسي به والدين خود اف بگويد، و از اسباب عاق شدن اين است كه به پدر و مادر خود با تندي نگاه كند."[4]فرزند موظف است كه با پدر و مادر به بزرگي و احترام سخن بگويد. حتي در حال احتضار و انجام وصيت، در مرتبه اول بايد مقداري از مال خود را براي والدين قرار بدهد. (كتب عليكم اذا حضر أحدكم الموت ان ترك خيرا
[1]سوره عنكبوت (29)، آيه 8 .
[2]سوره بقره (2)، آيه 83 ; سوره نساء (4)، آيه 36 ; سوره انعام (6)، آيه 151) ; سوره اسراء (17)، آيه 23 ; سوره لقمان (31)، آيه 14) ; سوره احقاف (46)، آيه 15) .
[3]سوره اسراء (17)، آيه 23 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 349، حديث 7 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :360

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 361

الوصية للوالدين و الاقربين بالمعروف حقا علي المتقين )[1]"بر شما نوشته شده است هنگامي كه مرگ يكي از شما فرا رسيد، اگر مالي دارد براي پدر و مادر خود و خويشاوندانش به طور شايسته وصيت كند. اين كار سزاوار كساني است كه اهل تقوا باشند." در انفاق به فقيران، پدر و مادر مقدم بر ديگران مي‌باشند. (قل ما أنفقتم من خير فللوالدين و الاقربين ).[2]"شخصي به حضور رسول اكرم6مشرف شد و عرض كرد اي رسول خدا! من خيلي علاقه مندم به جهاد بروم . حضرت فرمود: در راه خدا جهاد كن، اگر كشته شدي نزد خدا زنده خواهي بود و از رزق او بهره مند، و اگر در اين راه بميري پاداش تو بر خداست، و اگر به جهاد رفتي و زنده برگشتي همه گناهان تو آمرزيده مي‌شود; مثل آن روزي كه از مادر متولد شده اي . آن شخص عرض كرد: اي رسول خدا! من پدر و مادر سالخورده اي دارم كه به من مأنوسند و دوست ندارند من به جهاد بروم . حضرت فرمود: اگر چنين است نزد آنان بمان . سوگند به آن كه جانم در دست اوست، يك شبانه روز انس با پدر و مادر برتر از يك سال جهاد است ."[3]امام رضا(ع) فرموده است : "خداوند به اموري در كنار هم فرمان داده است . به نماز و زكات در كنار هم فرمان داده، و كسي كه نماز بخواند و زكات ندهد نمازش قبول نيست . به شكر و سپاس خود و پدر و مادر با هم دستور داده ; پس هر كس سپاسگزار پدر و مادرش نباشد، سپاس خدا را به جا نياورده است . و به تقوا و صله رحم نيز فرمان داده، و هر كه صله رحم به جا نياورد تقوا ندارد."[4]رسول خدا فرمود: "نگاه به پدر و مادر از روي محبت به آنان عبادت است ."[5]از طرف ديگر پدر و مادر نيز بايد حرمت فرزندان را نگه دارند و در رفع حاجات
[1]سوره بقره (2)، آيه 180) .
[2]سوره بقره (2)، آيه 215 .
[3]كليني، كافي، ج 2، ص 160، حديث 10) .
[4]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 3 از ابواب تحريم منع الزكاة، ج 9، ص 25، حديث 25 .
[5]مجلسي، بحارالانوار، ج 71، ص 84، حديث 59 و 60 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :361

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 362

شرعي آنان بكوشند. تعليم فرزندان به آداب ديني و اجتماعي لازم، اقدام به موقع براي ازدواج آنان و رفتار عادلانه در ميان فرزندان، از جمله مسؤوليت هاي پدر و مادر به شمار مي‌آيد.

خويشاوندان

خانواده مفهومي گسترده دارد و شامل همه خويشاوندان سببي و نسبي مي شود. همه وابستگان خوني و پيوندهاي خانوادگي، خويشان به حساب مي‌آيند; و زماني كه كسي خويشاوندي پيدا كرد، براي او حق ايجاد مي‌شود. البته رعايت اولويت در خويشاوندي، به ترتيب بستگان درجه اول و سپس خويشان دورتر لازم است . (و أولوا الارحام بعضهم أولي ببعض في كتاب الله )[1]"خويشاوندان [در حكم ارث ] برخي بر برخي ديگر اولويت دارند در كتاب خدا." خويشاوندي به حدي حق ايجاد مي‌كند كه خداوند درباره استفاده از غذاي آنان فرموده است : باكي نيست بر شما كه از خانه هاي خود، پدر، مادر، برادر، خواهر، عمو، عمه، دايي، خاله، دوست و كساني كه شما كليد منزل آنها را داريد چيزي را تناول كنيد.[2]

صله رحم

افراد يك خانواده بزرگ از ديدگاه اسلام انسانهاي غريبه اي نيستند كه هر يك در جايي و منطقه اي زندگي كنند و با هم رابطه اي نداشته باشند. اعضاي يك خانواده هر چقدر كه از هم دور باشند، عضو آن به حساب مي‌آيند; اگر چه از آن خانه و خانواده بيرون رفته باشند. آنان نسبت به يكديگر مسؤوليت دارند و بايد از همديگر با خبر شوند و از حال هم جويا گردند و در صورت نياز بايد به يكديگر كمك كنند. به همين جهت مسأله صله رحم در اسلام مطرح شده و به آن سفارش بسياري
[1]سوره انفال (8)، آيه 75 ; سوره احزاب (33)، آيه 6 .
[2]سوره نور (24)، آيه 61 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :362

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 363

شده است . اميرالمؤمنين (ع) فرمود: "صلوا ارحامكم و لو بالتسليم، يقول الله تبارك و تعالي : (و اتقوا الله الذي تسآءلون به و الارحام )[2]"[1]"صله رحم به جا آوريد ولو با سلام كردن . خداوند فرموده است : پروا كنيد از خدايي كه به نام او از همديگر تقاضا مي‌كنيد و از [بريدن ] خويشاوندي ها." و از آن حضرت نقل شده است : "صلوا ارحامكم و ان قطعوكم"[3]"با خويشاوندان خود رابطه و پيوند داشته باشيد، هرچند ايشان با شما قطع رابطه كرده باشند." از رسول خدا6نقل شده است : "بهترين افراد در دنيا و آخرت از نظر اخلاق كسي است كه ببخشد كسي را كه به او ستم كرده است، عطا كند به كسي كه او را محروم كرده، و با خويشاوندان و كساني كه با او قطع رابطه كرده اند رابطه برقرار كند."[4]امام علي (ع) مي‌فرمايد: "به خويشاوندان احترام كن براي اين كه آنها براي تو مانند بالي هستند كه با آن پرواز مي‌كني و ريشه تو به آنان باز مي‌گردد و همين ها دست تواناي تو هستند كه با كمك آنها مي‌تواني با دشمن خود مقابله كني ."[5]اهميت پيوند خانوادگي به گونه اي است كه در آخرت انسان تأثير دارد و موجب آساني حساب اعمال در قيامت است،[6]و در دنياي انسان تأثير دارد و عمر را زياد مي‌كند;[7]و بر عكس قطع پيوند خانوادگي باعث كاسته شدن از عمر انسان مي‌شود.[8]

اخلاق اجتماعي

اخلاق اجتماعي را مي‌توان حسن معاشرت با ديگران دانست . بخش اعظم زندگي انسان را ارتباطات انساني تشكيل مي‌دهد. نحوه ارتباط با ديگران از دو
[1]سوره نساء (4)، آيه 1) .
[2]كليني، كافي، ج 2، ص 155، حديث 22 .
[3]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 14) از ابواب جهاد النفس، ج 15، ص 223، حديث 14) .
[4]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 96 از احكام العشرة، ج 9، ص 10، حديث 3 .
[5]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 31، ص 405 .
[6]طوسي، محمدبن حسن، تهذيب الاحكام، ج 9، ص 177، حديث 14) .
[7]كليني، كافي، ج 2، ص 150) تا 157.
[8]همان، باب قطيعة الرحم، ص 346 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :363

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 364

جهت حايز اهميت است : تأثيري كه ارتباطها بر انسان مي‌گذارد، و حقوقي كه انسانها به صورت اعم و مؤمنان به صورت اخص، برخوردارند. حفظ حرمت انسان، اعم از خود و ديگران، سرلوحه اخلاق است . انسان مجاز نيست خود و ديگران را بشكند. رفتارها بايد به صورتي تنظيم شود كه در آن، خواهش نفساني جايگاهي نداشته باشد. مثلا اگر انسان در معاشرت با ديگران درصدد اين باشد كه خودنمايي كند و كارهاي خوبش را به رخ ديگران بكشد، يا رفتارش متكبرانه باشد و بر ديگران فخر بفروشد، هواي نفس او را به كار ناروا وادار كرده و از تعالي باز داشته است . بخش ديگري از رفتارها ممكن است هم بر اساس خواهش نفس باشد و هم سبب تضييع حق اخلاقي انسانهاي ديگر گردد. اين نوع رفتارها غير اخلاقي اند و بايد از آنها پرهيز شود. ممكن است برخي رفتارها براي نفس هم خوشايند نباشد، اما موجب شكسته شدن شخصيت انسانها و از ميان رفتن حيثيت آنان بشود، كه بايد از آنها نيز خودداري كرد. اسلام انسانها را به رفت و آمد و ايجاد ارتباط متقابل دعوت كرده است . گويا اين كه مؤمنان هر يك به كار خود مشغول شوند و از ديگري بي خبر بمانند، امر مطلوبي نبوده و خدا چنين عملي را دوست ندارد. دستورالعمل هاي ديني به گونه اي تنظيم و تشريع شده اند كه انسان مؤمن بايد همواره با ديگران ارتباط داشته باشد و از حال آنان باخبر شود. گذشته از واجبات و تكاليف ديني - مانند نماز جماعت، حج، پرداخت واجبات مالي به نيازمندان و... - در باره حضور در ميدانهاي اجتماعي به ويژه ديدار از مؤمن سفارشهاي فراواني رسيده است . پيامبرخدا6فرمود: "هر كس مؤمني را در خانه اش زيارت كند، خداوند به او مي‌فرمايد: تو مهمان مني و زائر من ."[1]از امام صادق (ع) روايت شده است كه : "هر كس برادرش را به خاطر خدا زيارت كند، خداوند هفتاد هزار فرشته را بر او مي‌گمارد و آنان ندا در مي‌دهند: آگاه باش ! پاك شدي و بهشت برايت پاك شد."[2]
[1]همان، ص 176) و 177، حديث 6 .
[2]همان، ص 175، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :364

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست