الوصية للوالدين و الاقربين بالمعروف حقا علي المتقين )[1]"بر شما نوشته شده است هنگامي كه مرگ يكي از شما فرا رسيد، اگر مالي دارد براي پدر و مادر خود و خويشاوندانش به طور شايسته وصيت كند. اين كار سزاوار كساني است كه اهل تقوا باشند." در انفاق به فقيران، پدر و مادر مقدم بر ديگران ميباشند. (قل ما أنفقتم من خير فللوالدين و الاقربين ).[2]"شخصي به حضور رسول اكرم6مشرف شد و عرض كرد اي رسول خدا! من خيلي علاقه مندم به جهاد بروم . حضرت فرمود: در راه خدا جهاد كن، اگر كشته شدي نزد خدا زنده خواهي بود و از رزق او بهره مند، و اگر در اين راه بميري پاداش تو بر خداست، و اگر به جهاد رفتي و زنده برگشتي همه گناهان تو آمرزيده ميشود; مثل آن روزي كه از مادر متولد شده اي . آن شخص عرض كرد: اي رسول خدا! من پدر و مادر سالخورده اي دارم كه به من مأنوسند و دوست ندارند من به جهاد بروم . حضرت فرمود: اگر چنين است نزد آنان بمان . سوگند به آن كه جانم در دست اوست، يك شبانه روز انس با پدر و مادر برتر از يك سال جهاد است ."[3]امام رضا(ع) فرموده است : "خداوند به اموري در كنار هم فرمان داده است . به نماز و زكات در كنار هم فرمان داده، و كسي كه نماز بخواند و زكات ندهد نمازش قبول نيست . به شكر و سپاس خود و پدر و مادر با هم دستور داده ; پس هر كس سپاسگزار پدر و مادرش نباشد، سپاس خدا را به جا نياورده است . و به تقوا و صله رحم نيز فرمان داده، و هر كه صله رحم به جا نياورد تقوا ندارد."[4]رسول خدا فرمود: "نگاه به پدر و مادر از روي محبت به آنان عبادت است ."[5]از طرف ديگر پدر و مادر نيز بايد حرمت فرزندان را نگه دارند و در رفع حاجات
[1]سوره بقره (2)، آيه 180) .
[2]سوره بقره (2)، آيه 215 .
[3]كليني، كافي، ج 2، ص 160، حديث 10) .
[4]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 3 از ابواب تحريم منع الزكاة، ج 9، ص 25، حديث 25 .
[5]مجلسي، بحارالانوار، ج 71، ص 84، حديث 59 و 60 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :361
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
شرعي آنان بكوشند. تعليم فرزندان به آداب ديني و اجتماعي لازم، اقدام به موقع براي ازدواج آنان و رفتار عادلانه در ميان فرزندان، از جمله مسؤوليت هاي پدر و مادر به شمار ميآيد.
خويشاوندان
خانواده مفهومي گسترده دارد و شامل همه خويشاوندان سببي و نسبي مي شود. همه وابستگان خوني و پيوندهاي خانوادگي، خويشان به حساب ميآيند; و زماني كه كسي خويشاوندي پيدا كرد، براي او حق ايجاد ميشود. البته رعايت اولويت در خويشاوندي، به ترتيب بستگان درجه اول و سپس خويشان دورتر لازم است . (و أولوا الارحام بعضهم أولي ببعض في كتاب الله )[1]"خويشاوندان [در حكم ارث ] برخي بر برخي ديگر اولويت دارند در كتاب خدا." خويشاوندي به حدي حق ايجاد ميكند كه خداوند درباره استفاده از غذاي آنان فرموده است : باكي نيست بر شما كه از خانه هاي خود، پدر، مادر، برادر، خواهر، عمو، عمه، دايي، خاله، دوست و كساني كه شما كليد منزل آنها را داريد چيزي را تناول كنيد.[2]
صله رحم
افراد يك خانواده بزرگ از ديدگاه اسلام انسانهاي غريبه اي نيستند كه هر يك در جايي و منطقه اي زندگي كنند و با هم رابطه اي نداشته باشند. اعضاي يك خانواده هر چقدر كه از هم دور باشند، عضو آن به حساب ميآيند; اگر چه از آن خانه و خانواده بيرون رفته باشند. آنان نسبت به يكديگر مسؤوليت دارند و بايد از همديگر با خبر شوند و از حال هم جويا گردند و در صورت نياز بايد به يكديگر كمك كنند. به همين جهت مسأله صله رحم در اسلام مطرح شده و به آن سفارش بسياري
[1]سوره انفال (8)، آيه 75 ; سوره احزاب (33)، آيه 6 .
[2]سوره نور (24)، آيه 61 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :362
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
شده است . اميرالمؤمنين (ع) فرمود: "صلوا ارحامكم و لو بالتسليم، يقول الله تبارك و تعالي : (و اتقوا الله الذي تسآءلون به و الارحام )[2]"[1]"صله رحم به جا آوريد ولو با سلام كردن . خداوند فرموده است : پروا كنيد از خدايي كه به نام او از همديگر تقاضا ميكنيد و از [بريدن ] خويشاوندي ها." و از آن حضرت نقل شده است : "صلوا ارحامكم و ان قطعوكم"[3]"با خويشاوندان خود رابطه و پيوند داشته باشيد، هرچند ايشان با شما قطع رابطه كرده باشند." از رسول خدا6نقل شده است : "بهترين افراد در دنيا و آخرت از نظر اخلاق كسي است كه ببخشد كسي را كه به او ستم كرده است، عطا كند به كسي كه او را محروم كرده، و با خويشاوندان و كساني كه با او قطع رابطه كرده اند رابطه برقرار كند."[4]امام علي (ع) ميفرمايد: "به خويشاوندان احترام كن براي اين كه آنها براي تو مانند بالي هستند كه با آن پرواز ميكني و ريشه تو به آنان باز ميگردد و همين ها دست تواناي تو هستند كه با كمك آنها ميتواني با دشمن خود مقابله كني ."[5]اهميت پيوند خانوادگي به گونه اي است كه در آخرت انسان تأثير دارد و موجب آساني حساب اعمال در قيامت است،[6]و در دنياي انسان تأثير دارد و عمر را زياد ميكند;[7]و بر عكس قطع پيوند خانوادگي باعث كاسته شدن از عمر انسان ميشود.[8]
اخلاق اجتماعي
اخلاق اجتماعي را ميتوان حسن معاشرت با ديگران دانست . بخش اعظم زندگي انسان را ارتباطات انساني تشكيل ميدهد. نحوه ارتباط با ديگران از دو
[1]سوره نساء (4)، آيه 1) .
[2]كليني، كافي، ج 2، ص 155، حديث 22 .
[3]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 14) از ابواب جهاد النفس، ج 15، ص 223، حديث 14) .
[4]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 96 از احكام العشرة، ج 9، ص 10، حديث 3 .
[5]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 31، ص 405 .
[6]طوسي، محمدبن حسن، تهذيب الاحكام، ج 9، ص 177، حديث 14) .
[7]كليني، كافي، ج 2، ص 150) تا 157.
[8]همان، باب قطيعة الرحم، ص 346 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :363
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
جهت حايز اهميت است : تأثيري كه ارتباطها بر انسان ميگذارد، و حقوقي كه انسانها به صورت اعم و مؤمنان به صورت اخص، برخوردارند. حفظ حرمت انسان، اعم از خود و ديگران، سرلوحه اخلاق است . انسان مجاز نيست خود و ديگران را بشكند. رفتارها بايد به صورتي تنظيم شود كه در آن، خواهش نفساني جايگاهي نداشته باشد. مثلا اگر انسان در معاشرت با ديگران درصدد اين باشد كه خودنمايي كند و كارهاي خوبش را به رخ ديگران بكشد، يا رفتارش متكبرانه باشد و بر ديگران فخر بفروشد، هواي نفس او را به كار ناروا وادار كرده و از تعالي باز داشته است . بخش ديگري از رفتارها ممكن است هم بر اساس خواهش نفس باشد و هم سبب تضييع حق اخلاقي انسانهاي ديگر گردد. اين نوع رفتارها غير اخلاقي اند و بايد از آنها پرهيز شود. ممكن است برخي رفتارها براي نفس هم خوشايند نباشد، اما موجب شكسته شدن شخصيت انسانها و از ميان رفتن حيثيت آنان بشود، كه بايد از آنها نيز خودداري كرد. اسلام انسانها را به رفت و آمد و ايجاد ارتباط متقابل دعوت كرده است . گويا اين كه مؤمنان هر يك به كار خود مشغول شوند و از ديگري بي خبر بمانند، امر مطلوبي نبوده و خدا چنين عملي را دوست ندارد. دستورالعمل هاي ديني به گونه اي تنظيم و تشريع شده اند كه انسان مؤمن بايد همواره با ديگران ارتباط داشته باشد و از حال آنان باخبر شود. گذشته از واجبات و تكاليف ديني - مانند نماز جماعت، حج، پرداخت واجبات مالي به نيازمندان و... - در باره حضور در ميدانهاي اجتماعي به ويژه ديدار از مؤمن سفارشهاي فراواني رسيده است . پيامبرخدا6فرمود: "هر كس مؤمني را در خانه اش زيارت كند، خداوند به او ميفرمايد: تو مهمان مني و زائر من ."[1]از امام صادق (ع) روايت شده است كه : "هر كس برادرش را به خاطر خدا زيارت كند، خداوند هفتاد هزار فرشته را بر او ميگمارد و آنان ندا در ميدهند: آگاه باش ! پاك شدي و بهشت برايت پاك شد."[2]
[1]همان، ص 176) و 177، حديث 6 .
[2]همان، ص 175، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :364
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
و در روايت ديگري از آن امام بزرگوار آمده است : "هر كس به خاطر خدا برادرش را زيارت نمايد، خداوند به او ميفرمايد: مرا زيارت كردي و ثوابت با من است، و به كمتر از بهشت برايت رضايت نمي دهم ."[1]
عزلت و يا اجتماعي بودن
عزلت و كناره گيري از جامعه، اگرچه ممكن است آثار مفيدي براي سلوك اخلاقي داشته باشد و از جمله زمينه بسياري از گناهان كه در جمع اتفاق ميافتد - مثل غيبت و ريا و تضييع حقوق ديگران - به وجود نيايد، اما انسان را از آثار مفيد اجتماع محروم ميسازد. آري ! اگر چنين امري تنها راه گريز از گناه باشد و انسان نتواند در جامعه مفيد باشد، و از مراودات اجتماعي تنها گناه را نصيب خود كند، بر او لازم است تا جاي ممكن از جامعه كناره بگيرد. انسان در روابط اجتماعي خود بسي چيزها ميآموزد. از تجربه ديگران بهره ميگيرد. دانش خود را به ديگران ميآموزد و از علم ديگران استفاده ميكند. ادب ميآموزد و به ديگران ادب ياد ميدهد. به انسانها سود ميرساند و از آنها استفاده ميبرد. كارهاي خير فراواني در جامعه وجود دارد كه ميتوان با انجام آنها به ثواب رسيد. دست بندگان خدا را گرفت و به آنها كمك كرد. با اين اوصاف است كه اسلام اجتماعي بودن را ترجيح داده و در عين حال توصيه كرده است كه مؤمنان بايد خود را از آفات اجتماع دور نگه دارند و تلاش نمايند تا در روابط اجتماعي آن آفات را برطرف نمايند. در عزلت آنچه هست براي كناره گيرنده از اجتماع است و بس، و ديگران از او سودي نمي برند. شايد كساني به خاطر چنين حالتي، مقامات معنوي خوبي را به دست آورند و خود را از دغدغه ها و مشكلات اجتماعي دور سازند، اما هيچ گاه از فضيلت مجاهدت در راه خدا و خدمت به جامعه برخوردار نخواهند بود و به سيره انبيا و اوليا و ائمه عمل نكرده اند; و اين كم فضيلتي نيست كه گوشه گيران از دست ميدهند.
[1]همان، ص 176، حديث 4 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :365
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
حسن خلق
روابط ميان انسانهايي كه در كنار يكديگر زندگي ميكنند بايد به گونه اي تنظيم شود كه اصول انساني خدشه دار نشود. زيستن در ميان مردم به گفته اميرمؤمنان (ع) بايد به گونه اي باشد كه اگر انسان مرد برايش گريه كنند و اگر زنده ماند به او مهربانانه روي آورند.[1]خداوند در توصيف پيامبر از آن حضرت به عنوان صاحب خلق عظيم ياد كرده است : (و انك لعلي خلق عظيم ).[2]در حديثي از رسول خدا6حسن خلق بهترين چيزي قلمداد شده كه به انسان عطا ميشود، و از عوامل بهشت رفتن انسان محسوب شده است .[3]طبق نقل امام سجاد(ع) از پيامبراكرم6هنگام سنجش اعمال در قيامت چيزي برتر و ارزشمندتر از حسن خلق نيست .[4]امام باقر(ع) فرموده است : "حسن خلق علامت كمال ايمان است ."[5]پيامد قطعي و ميوه شيرين حسن خلق، الفت ميان افراد است . از امام صادق (ع) درباره حسن خلق آمده است : "تلين جانبك و تطيب كلامك و تلقي اخاك ببشر حسن"[6]"برخوردت را نرم كن و سخنت را پاكيزه گردان و در هنگام رويارويي با برادران ديني ات گشاده رو باش ." نيز از آن حضرت روايت شده است كه حسن خلق از صفات انبياست .[7]
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 10، ص 470 .
[2]سوره قلم (68)، آيه 4 .
[3]فيض كاشاني، محجة البيضاء، ج 3، ص 284 .
[4]همان، ج 3، ص 289 ; ديلمي، ارشاد القلوب، ج 1، ص 133) .
[5]مجلسي، بحارالانوار، ج 68، ص 373، حديث 1) .
[6]صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 295، حديث 893 .
[7]مجلسي، بحارالانوار، ج 71، ص 394، حديث 17) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :366
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
ارتباط ايماني و برادري
اسلام مؤمنان را برادران يكديگر ميداند. ارتباط و حتي هم نشيني آنها با يكديگر از اهميت والايي برخوردار است و سفارش هاي فراواني نسبت به آن آمده است . از جمله سفارشها اين است كه بايد تلاش شود تا در ميان مؤمنان الفت ايجاد گردد و هر گونه كدورت و كينه اي برطرف شود. اميرمؤمنان (ع) فرمود: "دلهاي مردان وحشي است، هر كس با آنها الفت بگيرد با او خو ميگيرند."[1]الفت ميان مؤمنان نعمت الهي است كه خداوند آن را از امدادهاي خود به پيامبراكرم6ذكر كرده است . (لو أنفقت ما في الارض جميعا ما ألفت بين قلوبهم و لكن الله ألف بينهم )[2]"اگر همه دارايي هاي روي زمين را هزينه ميكردي تا در دلهاي مؤمنان الفت ايجاد كني نمي توانستي ; ولي خداوند ميان آنان انس و الفت ايجاد كرد." از مشخصه هاي يك مؤمن اين است كه با ديگران انس و الفت دارد، فردي منزوي و گوشه گير نيست، با ديگران ميجوشد، جاذبه دارد، ديگران را از خود نمي راند. رسول خدا6فرمود: "المؤمن آلف مألوف و لاخير في من لايألف و لا يؤلف"[3]"مؤمن كسي است كه هم با ديگران انس ميگيرد و هم ديگران به او گرايش و الفت دارند. آن كس كه چنين نباشد خيري در او نيست ." گوشه گيري و قطع رابطه يا كم كردن رابطه با برادران ديني، موجب پيدايش سوء ظن و بدگماني ميشود. از امام صادق (ع) و يا امام باقر(ع) نقل است : "گوشه گيري و دوري گزيدن از مردم دشمني ميآورد."[4]در مكتب اخلاقي اسلام، ايجاد الفت بين مؤمنان از راههاي گوناگون و به بهانه هاي مختلف تعقيب شده و اعتبار اخوت در ميان مؤمنان به همين منظور است : (انما المؤمنون اخوة ).[5]در روايتي از
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 50، ص 477 .
[2]سوره انفال (8)، آيه 63 .
[3]فيض كاشاني، محجة البيضاء، ج 3، ص 285 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 638، حديث 5 .
[5]سوره حجرات (49)، آيه 10) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :367
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
رسول خدا6نقل شده است : "مثل دو برادر ديني همانند دو دست است كه يكديگر را ميشويند; مؤمني با مؤمن ديگر ملاقات نمي كند مگر اين كه هر يك به ديگري بهره اي ميرساند."[1]رسول خدا6فرمود: "هر كس در راه خدا برادري كند، خداوند درجه او را در بهشت بالا ميبرد." و نيز از آن حضرت نقل است : "هر كس برادرش را در خانه اش زيارت كند، خداوند به او ميفرمايد: تو مهمان مني و بر من است وسايل پذيرايي تو، و بهشت را بر تو واجب كردم به خاطر دوستي ات با مؤمن ."[2]از امام صادق (ع) رسيده است : "يكديگر را زيارت كنيد كه زيارت شما مايه احياي قلبتان ميشود."[3]و پيامبر6فرمود: "هر كس مؤمني را خوشحال كند مرا خوشحال كرده است، و هر كس مرا خوشحال نمايد خدا را خوشحال كرده است ."[4]
برخورد با بديها
با رفتارهاي سوء اجتماعي كه گاهي سبب تضييع حق افراد جامعه ميشود، چگونه بايد برخورد كرد؟ از سويي ناديده گرفتن رفتارهاي سوء، بسا موجب جري شدن كساني براي ارتكاب مجدد آنها ميشود، و از طرف ديگر برخورد با آن ممكن است به رفتارهاي سوء ديگر منجر گردد و باعث كشمكش شود; در حالي كه از جدالهاي بيهوده به شدت نهي شده است . در برخورد با چنين رفتارهاي سوئي دو گونه دستورالعمل وجود دارد. از يك سو نبايد به افرادي كه طمع تجاوز به حريم ديگران و به هم زدن فضاي سالم جامعه را دارند، اجازه داده شود كه حق ديگران را ضايع كنند، آبروي مردم را ببرند و به حقوق مسلم آنان تجاوز نمايند. دستور ديگر اين است كه سعي شود از عمل بد ديگران گذشت شود. خداوند ميفرمايد: (ادفع بالتي هي أحسن السيئة )[5]"[اي
[1]فيض كاشاني، محجة البيضاء، ج 3، ص 285 .
[2]كليني، كافي، ج 2، ص 176، حديث 6 .
[3]همان، ج 2، ص 186، حديث 2 .
[4]همان، ج 2، ص 188، حديث 1) .
[5]سوره مؤمنون (23)، آيه 96 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :368
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست