حسن خلق
روابط ميان انسانهايي كه در كنار يكديگر زندگي ميكنند بايد به گونه اي تنظيم شود كه اصول انساني خدشه دار نشود. زيستن در ميان مردم به گفته اميرمؤمنان (ع) بايد به گونه اي باشد كه اگر انسان مرد برايش گريه كنند و اگر زنده ماند به او مهربانانه روي آورند.[1]خداوند در توصيف پيامبر از آن حضرت به عنوان صاحب خلق عظيم ياد كرده است : (و انك لعلي خلق عظيم ).[2]در حديثي از رسول خدا6حسن خلق بهترين چيزي قلمداد شده كه به انسان عطا ميشود، و از عوامل بهشت رفتن انسان محسوب شده است .[3]طبق نقل امام سجاد(ع) از پيامبراكرم6هنگام سنجش اعمال در قيامت چيزي برتر و ارزشمندتر از حسن خلق نيست .[4]امام باقر(ع) فرموده است : "حسن خلق علامت كمال ايمان است ."[5]پيامد قطعي و ميوه شيرين حسن خلق، الفت ميان افراد است . از امام صادق (ع) درباره حسن خلق آمده است : "تلين جانبك و تطيب كلامك و تلقي اخاك ببشر حسن"[6]"برخوردت را نرم كن و سخنت را پاكيزه گردان و در هنگام رويارويي با برادران ديني ات گشاده رو باش ." نيز از آن حضرت روايت شده است كه حسن خلق از صفات انبياست .[7]
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 10، ص 470 .
[2]سوره قلم (68)، آيه 4 .
[3]فيض كاشاني، محجة البيضاء، ج 3، ص 284 .
[4]همان، ج 3، ص 289 ; ديلمي، ارشاد القلوب، ج 1، ص 133) .
[5]مجلسي، بحارالانوار، ج 68، ص 373، حديث 1) .
[6]صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 295، حديث 893 .
[7]مجلسي، بحارالانوار، ج 71، ص 394، حديث 17) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :366
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
ارتباط ايماني و برادري
اسلام مؤمنان را برادران يكديگر ميداند. ارتباط و حتي هم نشيني آنها با يكديگر از اهميت والايي برخوردار است و سفارش هاي فراواني نسبت به آن آمده است . از جمله سفارشها اين است كه بايد تلاش شود تا در ميان مؤمنان الفت ايجاد گردد و هر گونه كدورت و كينه اي برطرف شود. اميرمؤمنان (ع) فرمود: "دلهاي مردان وحشي است، هر كس با آنها الفت بگيرد با او خو ميگيرند."[1]الفت ميان مؤمنان نعمت الهي است كه خداوند آن را از امدادهاي خود به پيامبراكرم6ذكر كرده است . (لو أنفقت ما في الارض جميعا ما ألفت بين قلوبهم و لكن الله ألف بينهم )[2]"اگر همه دارايي هاي روي زمين را هزينه ميكردي تا در دلهاي مؤمنان الفت ايجاد كني نمي توانستي ; ولي خداوند ميان آنان انس و الفت ايجاد كرد." از مشخصه هاي يك مؤمن اين است كه با ديگران انس و الفت دارد، فردي منزوي و گوشه گير نيست، با ديگران ميجوشد، جاذبه دارد، ديگران را از خود نمي راند. رسول خدا6فرمود: "المؤمن آلف مألوف و لاخير في من لايألف و لا يؤلف"[3]"مؤمن كسي است كه هم با ديگران انس ميگيرد و هم ديگران به او گرايش و الفت دارند. آن كس كه چنين نباشد خيري در او نيست ." گوشه گيري و قطع رابطه يا كم كردن رابطه با برادران ديني، موجب پيدايش سوء ظن و بدگماني ميشود. از امام صادق (ع) و يا امام باقر(ع) نقل است : "گوشه گيري و دوري گزيدن از مردم دشمني ميآورد."[4]در مكتب اخلاقي اسلام، ايجاد الفت بين مؤمنان از راههاي گوناگون و به بهانه هاي مختلف تعقيب شده و اعتبار اخوت در ميان مؤمنان به همين منظور است : (انما المؤمنون اخوة ).[5]در روايتي از
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 50، ص 477 .
[2]سوره انفال (8)، آيه 63 .
[3]فيض كاشاني، محجة البيضاء، ج 3، ص 285 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 638، حديث 5 .
[5]سوره حجرات (49)، آيه 10) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :367
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
رسول خدا6نقل شده است : "مثل دو برادر ديني همانند دو دست است كه يكديگر را ميشويند; مؤمني با مؤمن ديگر ملاقات نمي كند مگر اين كه هر يك به ديگري بهره اي ميرساند."[1]رسول خدا6فرمود: "هر كس در راه خدا برادري كند، خداوند درجه او را در بهشت بالا ميبرد." و نيز از آن حضرت نقل است : "هر كس برادرش را در خانه اش زيارت كند، خداوند به او ميفرمايد: تو مهمان مني و بر من است وسايل پذيرايي تو، و بهشت را بر تو واجب كردم به خاطر دوستي ات با مؤمن ."[2]از امام صادق (ع) رسيده است : "يكديگر را زيارت كنيد كه زيارت شما مايه احياي قلبتان ميشود."[3]و پيامبر6فرمود: "هر كس مؤمني را خوشحال كند مرا خوشحال كرده است، و هر كس مرا خوشحال نمايد خدا را خوشحال كرده است ."[4]
برخورد با بديها
با رفتارهاي سوء اجتماعي كه گاهي سبب تضييع حق افراد جامعه ميشود، چگونه بايد برخورد كرد؟ از سويي ناديده گرفتن رفتارهاي سوء، بسا موجب جري شدن كساني براي ارتكاب مجدد آنها ميشود، و از طرف ديگر برخورد با آن ممكن است به رفتارهاي سوء ديگر منجر گردد و باعث كشمكش شود; در حالي كه از جدالهاي بيهوده به شدت نهي شده است . در برخورد با چنين رفتارهاي سوئي دو گونه دستورالعمل وجود دارد. از يك سو نبايد به افرادي كه طمع تجاوز به حريم ديگران و به هم زدن فضاي سالم جامعه را دارند، اجازه داده شود كه حق ديگران را ضايع كنند، آبروي مردم را ببرند و به حقوق مسلم آنان تجاوز نمايند. دستور ديگر اين است كه سعي شود از عمل بد ديگران گذشت شود. خداوند ميفرمايد: (ادفع بالتي هي أحسن السيئة )[5]"[اي
[1]فيض كاشاني، محجة البيضاء، ج 3، ص 285 .
[2]كليني، كافي، ج 2، ص 176، حديث 6 .
[3]همان، ج 2، ص 186، حديث 2 .
[4]همان، ج 2، ص 188، حديث 1) .
[5]سوره مؤمنون (23)، آيه 96 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :368
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
رسول ما!] تو آزار و بديها را به آنچه نيكوتر است دفع كن ." و در آيه ديگري آمده است : (و لا تستوي الحسنة و لا السيئة ادفع بالتي هي أحسن فاذا الذي بينك و بينه عداوة كأنه ولي حميم )[1]"هرگز خوبي با بدي يكسان نيست . [اي پيامبر!] هميشه بدي را به بهترين عمل پاسخ بده تا آن كس كه با تو دشمن است دوست صميمي تو گردد." امام علي (ع) در سخن حكمت آموزي فرموده است : "عاتب اخاك بالاحسان اليه واردد شره بالا نعام عليه"[2]"برادرت را با احسان به او سرزنش كن، و با كمك به وي شرش را به خودش برگردان ." و در كلام ديگري فرموده است : "وقتي بر دشمنت چيره شدي از او گذشت كن، به خاطر سپاس بر پيروزي ات ."[3]اين دستور هم سازنده جامعه است و هم نقش مهمي در تزكيه نفس انسان دارد. اين كه انسان حاضر باشد در برابر بدي ديگران خوبي كند، كرامت نفس و بزرگواري ميخواهد. البته اين كه در چه جايي بايد موضع سختي گرفت و در چه جايي گذشت كرد، تا درست عمل شده باشد، به دقت نياز دارد. اصل در برخورد با بدي ديگران گذشت است، و تا جايي كه امكان دارد بايد گذشت كرد و فضاي محيط و جامعه را معنوي نمود و از انتقام گيري و لجاجت پرهيز كرد; و حتي اگر رفتار كسي در ظاهر جنبه منفي دارد، آن را با خوش بيني تفسير كرد. در روايت آمده است : "كار برادرت را بر خوبي حمل كن، مگر اين كه خلاف آن برايت ثابت شود; و به هيچ وجه درباره كاري كه از او سرزده و ميتوان آن را بر خوبي حمل كرد، گمان بد مبر."[4]در عين حال نبايد از ياد ببريم كه بي تفاوتي نسبت به كارهاي زشت اجتماعي قدرتمندان و گذشت از خصلت كبر و تجاوزگري آنان چه بسا موجب سوءاستفاده و جرأت آنان بر ظلم و گناه شود. در اين صورت بايد در برابر آنان در چارچوب موازين ايستاد.
[1]سوره فصلت (41)، آيه 34 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 158، ص 500 .
[3]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 11، ص 470 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 362، حديث 3 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :369
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
دوستي
انسان به گونه اي آفريده شده است كه دوست دارد با ديگران ارتباط و دوستي داشته باشد. احساس نياز به محبت يكي از عوامل مؤثر در زندگي جمعي است . اين واقعيت موجب قرار گرفتن انسانها در كنار يكديگر شده است . اين احساس نياز گاهي ممكن است به اندازه اي در زندگي انسان تأثير بگذارد كه مسير آن را به كلي دگرگون نمايد. متقابلا كينه و دشمني در ميان مردم امر زشتي است كه به علت وسوسه هاي مادي و يا وجود خصلت هاي شيطاني، در ميان انسانها بروز ميكند و منجر به تجاوز و خونريزي ميشود. اسلام مردم را توصيه به برقراري دوستي و اجتناب از حقد و كينه كرده است . پيامبر خدا6فرموده است : "رأس العقل بعد الدين، التودد الي الناس و اصطناع الخير الي كل بر و فاجر"[1]"سرآمد خردمندي محبت به مردم و خوبي كردن نسبت به نيكان و بدان است ." تأثير افراد بر يكديگر از جهت تربيتي و اخلاقي، حقيقتي غير قابل انكار است . از عوامل مهم تربيت، دوستان و همنشينان هستند. نقش دوستان در خلق و خو و رفتار انسان تا آنجا مهم است كه در حديث نبوي آمده است : "شخص بر دين دوستش ميباشد; بنابراين هر كس از شما دقت كند كه با چه كسي دوست ميشود."[2]انسان به قدري نياز عاطفي به دوست و دوستي دارد كه در روايات سفارش شده است براي خود دوستان و برادراني را فراهم كنيد. از امام علي (ع) نقل شده است : "عليكم بالاخوان فانهم عدة في الدنيا و الاخرة ; الاتسمع الي قول اهل النار فما لنا من شافعين و لاصديق حميم"[3]"بر شما باد به انتخاب دوستان ; چرا كه دوستان شما ذخيره اي براي شما در دنيا و آخرت هستند.
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 71، ص 392، حديث 12) .
[2]فيض كاشاني، محجة البيضاء، ج 3، ص 309 .
[3]همان، ج 3، ص 289 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :370
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
آيا نمي شنويد سخن اهل آتش را كه ميگويند: ما را نه شفيعاني هست و نه دوستان صميمي ." امام علي (ع) در در وصيتي به فرزندش امام حسن (ع) درباره دوستي فرموده است : "با اهل خير و خوبي در آميز تا از آنان شوي، و از اهل شر جدا شو تا از آنان بر كنار باشي ."[1]و نيز آن حضرت فرموده است : "ناتوانترين مردم كسي است كه نتواند براي خود دوستي بگيرد، و ناتوانتر از او كسي است كه دوست به دست آورده را از دست بدهد".[2]البته افراط در دوستي مذموم است، چنان كه افراط در دشمني هم سرزنش شده است . حضرت علي (ع) ميفرمايد: "دوست خود را به اندازه متعارف دوست بدار، بسا روزي دشمن تو گردد; و دشمنت را به اندازه متعارف دشمن بدار، بسا روزي دوست تو گردد."[3]در كلام ديگري از آن حضرت نقل است : "كساني كه ديگران را براي خدا دوست داشته باشند، در روز قيامت در زميني ياقوتي و سبز در سايه عرش پروردگار خواهند بود. صورتهاي آنها به شدت سفيد و از نور خورشيد درخشنده تر خواهد بود. همه ملائكه مقرب الهي و انبياي مرسل به جايگاه آنان غبطه ميخورند. مردم ميپرسند: اينهاكيانند؟ جواب داده ميشود: اينان كساني اند كه براي خدا همديگر را دوست داشته اند."[4]رفاقت و دوستي اگر بر اساس هوا و هوس و براي رفع نياز موقت باشد، پا برجا نخواهد بود. با اشخاصي بايد دوست شد كه مايه رشد و كمال انسان بوده و از نشست و برخاست با آنان بهره اي برده شود. "دوستي يك نوع خويشاوندي است ."[5]دوست بايد انسان عاقلي باشد و بايد از دوست نادان پرهيز كرد. امام صادق (ع) فرموده است : "اياك و مصادقة الاحمق"[6]"از دوستي با شخص نادان بپرهيز."
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 31، ص 403 .
[2]همان، حكمت 12، ص 470 .
[3]همان، حكمت 268، ص 522 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 126، حديث 7 .
[5]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 211، ص 506 .
[6]فيض كاشاني، محجة البيضاء، ج 3، ص 311 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :371
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
همين طور بايد از دوستي با شخص فاسق اجتناب كرد كه آثار زيانباري دارد. كسي كه از خدا نمي ترسد، انسان از شرش در امان نخواهد بود. اگر دوستي با كسي بر پايه ايمان و صداقت نباشد، مطمئنا پايدار نيست و آن شخص به هنگام نياز، انسان را تنها ميگذارد. مؤمن با كسي دوست ميشود كه سنخيتي با او داشته باشد. به فرموده لقمان همان گونه كه بين گرگ و قوچ هيچ دوستي نيست، ميان نيكوكار و بدكار هم رفاقتي نيست .[1]در قرآن آمده است : (فأعرض عن من تولي عن ذكرنا و لم يرد الا الحياة الدنيا)[2]"از كسي كه از ياد ما روي گردان شده و چيزي جز زندگي دنيا را نمي طلبد روي بگردان ." (و اتبع سبيل من أناب الي )[3]"راه آن كسي را پيروي كن كه به سوي من رجوع كرده است ." دوست انسان بايد با وي تناسب داشته باشد.[4]امام علي (ع) فرموده است : "لا يكون الصديق صديقا حتي يحفظ اخاه في ثلاث : في نكبته و غيبته و وفاته"[5]"دوست خوب كسي است كه در سه جا به كمك دوستش بشتابد و حافظ او باشد: در گرفتاريها، در غياب و پشت سرش [او را غيبت نكند و از او دفاع كند] و پس از مرگ [او را به نيكي ياد كند و اگر حقوق ادا نشده اي دارد آنها را ادا كند]." انسان مؤمن بايد دوستي همانند دوست اميرمؤمنان (ع) انتخاب كند كه آن حضرت در وصفش فرموده است : "در گذشته مرا برادري بود كه برادري اش با من در راه خدا بود. كوچكي دنيا در نظر او باعث بزرگي اش در ديده من شده بود. از سلطه شكم خارج بود. پس آنچه را نمي يافت آرزو نمي كرد و آنچه را مييافت زياد استفاده نمي كرد. بيشتر اوقات ساكت بود. اگر سخن ميگفت، گويندگان را از سخن باز ميداشت و تشنگي سؤال كنندگان را فرو مينشاند. افتاده بود، و در ديده ها ناتوان، اما هنگام كار مانند شير بيشه و مار بيابان بود. تا نزد قاضي نمي رفت حجت
[1]همان، ص 312 .
[2]سوره نجم (53)، آيه 29 .
[3]سوره لقمان (31)، آيه 15) .
[4]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 31، ص 403 .
[5]همان، حكمت 134، ص 494 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :372
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
نمي آورد و كسي را كه عذري داشت سرزنش نمي كرد تا عذرش را بشنود. از درد شكايت نمي كرد مگر به هنگام بهبودي . آنچه را كه انجام ميداد ميگفت، و آنچه را انجام نمي داد نمي گفت . اگر در گفتار مغلوب ميشد در سكوت كسي بر او غلبه نمي يافت . بر شنيدن حريص تر بود تا بر گفتن، و گاهي كه دو كار پيش ميآمد نگاه ميكرد كدام يك به خواهش نفس نزديك تر است تا برخلاف آن اقدام كند. بر شما باد به چنين خصلت هايي، و براي به دست آوردنش با يكديگر به مسابقه بپردازيد; و اگر نتوانستيد، بدانيد كه مقدار كمي از آن را به دست آوردن بهتر است از رها كردن همه آن ."[1]
با چه كساني دوست نشويم
امام علي (ع) به فرزندش امام حسن مجتبي (ع) ميفرمايد: "فرزندم ! از دوستي با اين افراد دوري بجوي : 1 - نادان ; چرا كه ميخواهد به تو سود برساند ولي زيان ميرساند. 2 - بخيل ; زيرا او هنگامي كه به چيزي سخت نيازمندي، آن را از تو دريغ ميدارد. 3 - فاجر; زيرا او تو را به چيز اندكي ميفروشد. 4 - دروغگو; چرا كه او همانند سراب است، دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دور مينماياند."[2]در جاي ديگري آن حضرت ميفرمايد: "از دوستي با افراد سست رأي و كج انديش و زشت كار بر حذر باش ; چرا كه فرد را با دوستانش ميسنجند."[3]و نيز ميفرمايد: "با دشمن دوستت دوست نباش ; تا دوستت را دشمن نباشي ."[4]"و كسي كه با نادان مجالست كند عاقل نيست ."[5]و نيز فرموده است : "كسي كه با نادان نشست و برخاست كند، خود را آماده بگومگوها درباره خود بكند."[6]و از آن حضرت است : "همنشيني با اهل هوا، باعث فراموشي ايمان و حضور شيطان ميشود."[7]
[1]همان، حكمت 289، ص 526 .
[2]همان، حكمت 38، ص 475 .
[3]همان، نامه 69، ص 459 .
[4]همان، نامه 31، ص 403 .
[5]آمدي، غررالحكم، ص 432، حديث 9871 .
[6]همان، حديث 9870 .
[7]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 86، ص 117) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :373
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست