بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 370

دوستي

انسان به گونه اي آفريده شده است كه دوست دارد با ديگران ارتباط و دوستي داشته باشد. احساس نياز به محبت يكي از عوامل مؤثر در زندگي جمعي است . اين واقعيت موجب قرار گرفتن انسانها در كنار يكديگر شده است . اين احساس نياز گاهي ممكن است به اندازه اي در زندگي انسان تأثير بگذارد كه مسير آن را به كلي دگرگون نمايد. متقابلا كينه و دشمني در ميان مردم امر زشتي است كه به علت وسوسه هاي مادي و يا وجود خصلت هاي شيطاني، در ميان انسانها بروز مي‌كند و منجر به تجاوز و خونريزي مي‌شود. اسلام مردم را توصيه به برقراري دوستي و اجتناب از حقد و كينه كرده است . پيامبر خدا6فرموده است : "رأس العقل بعد الدين، التودد الي الناس و اصطناع الخير الي كل بر و فاجر"[1]"سرآمد خردمندي محبت به مردم و خوبي كردن نسبت به نيكان و بدان است ." تأثير افراد بر يكديگر از جهت تربيتي و اخلاقي، حقيقتي غير قابل انكار است . از عوامل مهم تربيت، دوستان و همنشينان هستند. نقش دوستان در خلق و خو و رفتار انسان تا آنجا مهم است كه در حديث نبوي آمده است : "شخص بر دين دوستش مي‌باشد; بنابراين هر كس از شما دقت كند كه با چه كسي دوست مي‌شود."[2]انسان به قدري نياز عاطفي به دوست و دوستي دارد كه در روايات سفارش شده است براي خود دوستان و برادراني را فراهم كنيد. از امام علي (ع) نقل شده است : "عليكم بالاخوان فانهم عدة في الدنيا و الاخرة ; الاتسمع الي قول اهل النار فما لنا من شافعين و لاصديق حميم"[3]"بر شما باد به انتخاب دوستان ; چرا كه دوستان شما ذخيره اي براي شما در دنيا و آخرت هستند.
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 71، ص 392، حديث 12) .
[2]فيض كاشاني، محجة البيضاء، ج 3، ص 309 .
[3]همان، ج 3، ص 289 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :370

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 371

آيا نمي شنويد سخن اهل آتش را كه مي‌گويند: ما را نه شفيعاني هست و نه دوستان صميمي ." امام علي (ع) در در وصيتي به فرزندش امام حسن (ع) درباره دوستي فرموده است : "با اهل خير و خوبي در آميز تا از آنان شوي، و از اهل شر جدا شو تا از آنان بر كنار باشي ."[1]و نيز آن حضرت فرموده است : "ناتوانترين مردم كسي است كه نتواند براي خود دوستي بگيرد، و ناتوانتر از او كسي است كه دوست به دست آورده را از دست بدهد".[2]البته افراط در دوستي مذموم است، چنان كه افراط در دشمني هم سرزنش شده است . حضرت علي (ع) مي‌فرمايد: "دوست خود را به اندازه متعارف دوست بدار، بسا روزي دشمن تو گردد; و دشمنت را به اندازه متعارف دشمن بدار، بسا روزي دوست تو گردد."[3]در كلام ديگري از آن حضرت نقل است : "كساني كه ديگران را براي خدا دوست داشته باشند، در روز قيامت در زميني ياقوتي و سبز در سايه عرش پروردگار خواهند بود. صورتهاي آنها به شدت سفيد و از نور خورشيد درخشنده تر خواهد بود. همه ملائكه مقرب الهي و انبياي مرسل به جايگاه آنان غبطه مي‌خورند. مردم مي‌پرسند: اينهاكيانند؟ جواب داده مي‌شود: اينان كساني اند كه براي خدا همديگر را دوست داشته اند."[4]رفاقت و دوستي اگر بر اساس هوا و هوس و براي رفع نياز موقت باشد، پا برجا نخواهد بود. با اشخاصي بايد دوست شد كه مايه رشد و كمال انسان بوده و از نشست و برخاست با آنان بهره اي برده شود. "دوستي يك نوع خويشاوندي است ."[5]دوست بايد انسان عاقلي باشد و بايد از دوست نادان پرهيز كرد. امام صادق (ع) فرموده است : "اياك و مصادقة الاحمق"[6]"از دوستي با شخص نادان بپرهيز."
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 31، ص 403 .
[2]همان، حكمت 12، ص 470 .
[3]همان، حكمت 268، ص 522 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 126، حديث 7 .
[5]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 211، ص 506 .
[6]فيض كاشاني، محجة البيضاء، ج 3، ص 311 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :371

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 372

همين طور بايد از دوستي با شخص فاسق اجتناب كرد كه آثار زيانباري دارد. كسي كه از خدا نمي ترسد، انسان از شرش در امان نخواهد بود. اگر دوستي با كسي بر پايه ايمان و صداقت نباشد، مطمئنا پايدار نيست و آن شخص به هنگام نياز، انسان را تنها مي‌گذارد. مؤمن با كسي دوست مي‌شود كه سنخيتي با او داشته باشد. به فرموده لقمان همان گونه كه بين گرگ و قوچ هيچ دوستي نيست، ميان نيكوكار و بدكار هم رفاقتي نيست .[1]در قرآن آمده است : (فأعرض عن من تولي عن ذكرنا و لم يرد الا الحياة الدنيا)[2]"از كسي كه از ياد ما روي گردان شده و چيزي جز زندگي دنيا را نمي طلبد روي بگردان ." (و اتبع سبيل من أناب الي )[3]"راه آن كسي را پيروي كن كه به سوي من رجوع كرده است ." دوست انسان بايد با وي تناسب داشته باشد.[4]امام علي (ع) فرموده است : "لا يكون الصديق صديقا حتي يحفظ اخاه في ثلاث : في نكبته و غيبته و وفاته"[5]"دوست خوب كسي است كه در سه جا به كمك دوستش بشتابد و حافظ او باشد: در گرفتاريها، در غياب و پشت سرش [او را غيبت نكند و از او دفاع كند] و پس از مرگ [او را به نيكي ياد كند و اگر حقوق ادا نشده اي دارد آنها را ادا كند]." انسان مؤمن بايد دوستي همانند دوست اميرمؤمنان (ع) انتخاب كند كه آن حضرت در وصفش فرموده است : "در گذشته مرا برادري بود كه برادري اش با من در راه خدا بود. كوچكي دنيا در نظر او باعث بزرگي اش در ديده من شده بود. از سلطه شكم خارج بود. پس آنچه را نمي يافت آرزو نمي كرد و آنچه را مي‌يافت زياد استفاده نمي كرد. بيشتر اوقات ساكت بود. اگر سخن مي‌گفت، گويندگان را از سخن باز مي‌داشت و تشنگي سؤال كنندگان را فرو مي‌نشاند. افتاده بود، و در ديده ها ناتوان، اما هنگام كار مانند شير بيشه و مار بيابان بود. تا نزد قاضي نمي رفت حجت
[1]همان، ص 312 .
[2]سوره نجم (53)، آيه 29 .
[3]سوره لقمان (31)، آيه 15) .
[4]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 31، ص 403 .
[5]همان، حكمت 134، ص 494 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :372

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 373

نمي آورد و كسي را كه عذري داشت سرزنش نمي كرد تا عذرش را بشنود. از درد شكايت نمي كرد مگر به هنگام بهبودي . آنچه را كه انجام مي‌داد مي‌گفت، و آنچه را انجام نمي داد نمي گفت . اگر در گفتار مغلوب مي‌شد در سكوت كسي بر او غلبه نمي يافت . بر شنيدن حريص تر بود تا بر گفتن، و گاهي كه دو كار پيش مي‌آمد نگاه مي‌كرد كدام يك به خواهش نفس نزديك تر است تا برخلاف آن اقدام كند. بر شما باد به چنين خصلت هايي، و براي به دست آوردنش با يكديگر به مسابقه بپردازيد; و اگر نتوانستيد، بدانيد كه مقدار كمي از آن را به دست آوردن بهتر است از رها كردن همه آن ."[1]

با چه كساني دوست نشويم

امام علي (ع) به فرزندش امام حسن مجتبي (ع) مي‌فرمايد: "فرزندم ! از دوستي با اين افراد دوري بجوي : 1 - نادان ; چرا كه مي‌خواهد به تو سود برساند ولي زيان مي‌رساند. 2 - بخيل ; زيرا او هنگامي كه به چيزي سخت نيازمندي، آن را از تو دريغ مي‌دارد. 3 - فاجر; زيرا او تو را به چيز اندكي مي‌فروشد. 4 - دروغگو; چرا كه او همانند سراب است، دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دور مي‌نماياند."[2]در جاي ديگري آن حضرت مي‌فرمايد: "از دوستي با افراد سست رأي و كج انديش و زشت كار بر حذر باش ; چرا كه فرد را با دوستانش مي‌سنجند."[3]و نيز مي‌فرمايد: "با دشمن دوستت دوست نباش ; تا دوستت را دشمن نباشي ."[4]"و كسي كه با نادان مجالست كند عاقل نيست ."[5]و نيز فرموده است : "كسي كه با نادان نشست و برخاست كند، خود را آماده بگومگوها درباره خود بكند."[6]و از آن حضرت است : "همنشيني با اهل هوا، باعث فراموشي ايمان و حضور شيطان مي‌شود."[7]
[1]همان، حكمت 289، ص 526 .
[2]همان، حكمت 38، ص 475 .
[3]همان، نامه 69، ص 459 .
[4]همان، نامه 31، ص 403 .
[5]آمدي، غررالحكم، ص 432، حديث 9871 .
[6]همان، حديث 9870 .
[7]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 86، ص 117) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :373

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 374

با چه كساني دوست شويم

از پيامبراكرم6نقل شده است : "حواريون عيسي از ايشان پرسيدند با چه كسي همنشين باشيم ؟ فرمود: با كسي مصاحبت كنيد كه ديدنش شما را به ياد خدا بيندازد، منطق و گفتار او بر علم شما بيفزايد و كردارش شما را به آخرت تشويق كند."[1]امام علي (ع) به فرزندش محمد حنفيه (رضوان الله عليه) فرمود: "از بهترين بهره منديهاي يك شخص، همدم شايسته است ; با خوبان مجالست كن تا جزء آنان باشي، و از بدان و آنان كه تو را با حرفهاي باطل، بي فايده و پوچ از ياد خدا و مرگ باز مي‌دارند دوري بجوي تا از آنان جدا باشي ."[2]و به ابوذر (رضوان الله عليه) فرمود: "جالس المساكين و عدهم اذا مرضوا و صل عليهم اذا ماتوا و اجعل ذلك مخلصا"[3]"با فقيران نشست و برخاست كن، و هرگاه بيمار شدند به عيادتشان برو، و موقع مرگشان بر آنان نماز بخوان، و اين [كارها] را راه نجات خودت قرار بده ."

سخن گفتن

سخن گفتن هم وسيله اظهار منويات درون است و هم راه ارتباط با ديگران . بيان نظر و خواست خويش و شنيدن نظر و خواست ديگري موجب مي‌شود كه باب مراوده باز شود و انسانها با يكديگر ارتباط برقرار كنند. در صورتي كه استفاده از زبان در بيان خواسته ها و نيز بازگويي حقايق به درستي انجام شود، رابطه ها بر صداقت و درستي استوار مي‌شود; و در صورتي كه از زبان براي خدعه و نادرستي استفاده شود، راه حيله و نيرنگ باز مي‌شود و ارتباطها از سلامت و صحت برخوردار نخواهد بود. اين نعمت بزرگ اگر در خدمت انسان و اهداف الهي در آيد، باعث رشد و كمال او مي‌شود; و اگر نه انسان را به زمين مي‌زند و او را هلاك مي‌كند.
[1]كليني، كافي، ج 1، ص 39، حديث 3 .
[2]صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 275 و 276 .
[3]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 6 از ابواب احتضار، ج 2، ص 78، حديث 17) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :374

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 375

پيامبراكرم6فرمودند: "هر كس از شر سه چيز در امان بماند از تمام شرور نجات يافته است : شكم، شهوت جنسي و زبان ."[1]و نيز آن حضرت مي‌فرمايند: "چيزي مردم را به رو در آتش جهنم نمي افكند جز حاصل زبان آنها."[2]پيامبر خدا6بيشترين گناه و خطاي انسان را در زبان دانسته است . شخصيت هر كس در گفتار و رفتارش بروز مي‌كند. سخن گفتن بازتاب و انعكاسي از هويت افراد است، تا جايي كه گفته شده : "سخن همانا در دل است و زبان نشانه آن است".[3]از حضرت علي (ع) نقل شده : "كلام الرجل ميزان عقله"[4]"سخن هر شخصي ترازوي عقل اوست ." از طريق سخن مي‌توان عقل شخص را سنجيد. در بيان ديگري آمده است : "آنچه بر زبان هر شخصي جاري مي‌شود، از عقل او خبر مي‌دهد."[5]بجا و به موقع سخن گفتن از نشانه هاي خردمندي است . از اميرمؤمنان (ع) نقل شده است : "لسان العاقل وراء قلبه"[6]"زبان عاقل پشت دلش قرار دارد." يعني اول فكر مي‌كند و بعد لب به سخن مي‌گشايد. به عكس نادان "كه قلبش پشت زبانش قرار دارد."[7]آن حضرت در جاي ديگري مي‌فرمايد: "التروي في القول يؤمن الزلل"[8]"تأمل و انديشيدن در گفتار، انسان را از خطا مصون مي‌دارد." سخن گفتن مانند هر چيز ديگري بايد به اندازه باشد و مقتضاي حال و مقام مراعات شود. گفتار چون دارو است كه مقدار اندك آن سودمند و زياد آن كشنده است . "كم گويي نشانه كمال عقل است ."[9]كم گويي، كم خوري و كم خوابي از اموري است كه خداوند به برخي از بندگانش كه صلاح بداند عطا مي‌كند.[10]
[1]ديلمي، ارشاد القلوب، ج 1، ص 103) .
[2]همان .
[3]"ان الكلام لفي الفؤاد و انما جعل اللسان علي الفؤاد دليلا" .
[4]آمدي، غررالحكم، ص 209، حديث 4032 .
[5]همان، حديث 4035 .
[6]همان، حديث 4079 .
[7]همان، حديث 4077 .
[8]همان، حديث 4072 .
[9]همان، حديث 4083 .
[10]همان، حديث 4084 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :375

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 376

"زبان چون درنده اي است كه اگر رها شود ديگران را مي‌درد."[1]"چه جنگ ها كه با يك كلمه حرف شروع شده است ."[2]عاقل را كسي معرفي كرده اند كه بتواند زبانش را مهار كند: "العاقل من عقل لسانه ."[3]گفتار انسان جزئي از اعمال وي است ; و هر كس در برابر گفته هاي خود نيز مسؤوليت دارد. گفته هاي ما همانند ساير اعمال ثبت و ضبط مي‌شود و روزي بايد پاسخگوي آنها باشيم . (ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد)[4]"هيچ سخني بر زبان نمي آورد مگر اين كه دو فرشته مراقب در نزد او براي نوشتن آنها آماده اند." همچنين قرآن كريم در آيات بسياري بر پاكيزگي گفتار و رعايت ادب در سخن گفتن با ديگران تأكيد ورزيده است : "به بندگانم بگو كه هميشه سخن بهتر را بر زبان آوريد، كه شيطان [چه بسيار كه به يك كلمه زشت ] ميان شما شر و فساد برپا مي‌كند."[5]از جمله راههايي كه شيطان براي ايجاد حسادت، كينه، تفرقه و دشمني ميان افراد انتخاب مي‌كند، وسوسه آنان به انتخاب كلمات نيش دار و زهر آگين است . به نيكي سخن گفتن، از جمله پيمانهايي است كه خداوند از بني اسرائيل گرفته است : (و قولوا للناس حسنا).[6]در برخورد با فقيران نيز سفارش به گفتار نيكو شده و از سخن رنجش آور پرهيز داده شده است .[7]در روايتي از امام علي (ع) نرمش در گفتار عبادت محسوب شده است .[8]يكي از راههاي سلامت انسان نگه داشتن زبان از گفتن بي جهت است : "من سره ان يسلم فليلزم السكوت".[9]سكوت راه غلبه بر شيطان است . گناهاني از زبان سر مي‌زند كه شايد عضوي از بدن نتواند چنين ابعادي از گناه را در خود جمع كند. دروغ، سخن چيني، فحاشي، جدل، اذيت ديگران، غيبت، نفاق، هتك حرمت،
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 60، ص 479 .
[2]آمدي، غررالحكم، ص 213، حديث 4155 .
[3]همان، ص 215، حديث 4220 .
[4]سوره ق (50)، آيه 18) .
[5]سوره اسراء (17)، آيه 53 .
[6]سوره بقره (2)، آيه 83 .
[7]سوره بقره (2)، آيه 263 ; سوره اسراء (17)، آيه 28 .
[8]آمدي، غررالحكم، ص 215، حديث 4210 .
[9]ورام بن ابي فراس، مجموعه ورام، ج 1، ص 105) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :376

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 377

افترا، فتنه گري، هجو، مدح ظالم، شايعه سازي درباره ديگران، كتمان كردن چيزي كه بايد گفته شود، اشاعه فحشا، رواج باطل، غنا، افشاگري بر ضد مؤمنان، تمسخر انسانها و... از جمله گناهان زباني است .

سخن چيني

گفته هاي اين و آن را به اينجا و آنجا بردن و با آن فتنه به پا كردن، سخن چيني است و عملي بسيار مذموم است . امام محمد باقر(ع) فرمود: "محرمة الجنة علي القتاتين المشائين بالنميمة"[1]"بهشت بر فتنه گران و سخن چين هايي كه كارشان سخن چيني است حرام گرديده است ." سخن چين با انتقال سخنان افراد به يكديگر، موجب كدورت و دشمني بين آنها مي‌شود. قرآن كريم در دستوري اكيد به پيامبر فرمان داده است : "گوش نكن به سخن كساني كه زياد سوگند مي‌خورند و فراوان عيب جويي و سخن چيني مي‌كنند."[2]امام علي (ع) فرمود: "از سخن چين پرهيز كن كه آن تخم كينه را مي‌كارد و انسان را از خدا و مردم دور مي‌سازد."[3]

غيبت

انسان در صورتي كه پشت سر كسي به گونه اي حرفي بزند كه اگر بشنود مي‌رنجد - هرچند سخن گفته شده راست باشد - غيبت او را كرده است ; و اگر دروغ باشد تهمت است .[4]و نيز ياد كردن از كسي به قصد تنقيص و سرزنش به چيزهايي كه از نسبت آنها به خود خوشايندش نيست و آن امور در بين مردم نقص حساب مي‌شود، غيبت است .[5]مرحوم شيخ انصاري پس از نقل كلمات اهل لغت و احاديث و سخنان بزرگان مي‌فرمايد: اين اخبار صراحت دارد بر اين كه غيبت در
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 369، حديث 2 .
[2]سوره قلم (68)، آيات 10) - 11) .
[3]آمدي، غررالحكم، ص 222، حديث 4454 .
[4]جوهري، صحاح اللغة، ج 1، ص 196) .
[5]شهيد ثاني، كشف الريبة عن احكام الغيبة، ص 51 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :377

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست