نمي آورد و كسي را كه عذري داشت سرزنش نمي كرد تا عذرش را بشنود. از درد شكايت نمي كرد مگر به هنگام بهبودي . آنچه را كه انجام ميداد ميگفت، و آنچه را انجام نمي داد نمي گفت . اگر در گفتار مغلوب ميشد در سكوت كسي بر او غلبه نمي يافت . بر شنيدن حريص تر بود تا بر گفتن، و گاهي كه دو كار پيش ميآمد نگاه ميكرد كدام يك به خواهش نفس نزديك تر است تا برخلاف آن اقدام كند. بر شما باد به چنين خصلت هايي، و براي به دست آوردنش با يكديگر به مسابقه بپردازيد; و اگر نتوانستيد، بدانيد كه مقدار كمي از آن را به دست آوردن بهتر است از رها كردن همه آن ."[1]
با چه كساني دوست نشويم
امام علي (ع) به فرزندش امام حسن مجتبي (ع) ميفرمايد: "فرزندم ! از دوستي با اين افراد دوري بجوي : 1 - نادان ; چرا كه ميخواهد به تو سود برساند ولي زيان ميرساند. 2 - بخيل ; زيرا او هنگامي كه به چيزي سخت نيازمندي، آن را از تو دريغ ميدارد. 3 - فاجر; زيرا او تو را به چيز اندكي ميفروشد. 4 - دروغگو; چرا كه او همانند سراب است، دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دور مينماياند."[2]در جاي ديگري آن حضرت ميفرمايد: "از دوستي با افراد سست رأي و كج انديش و زشت كار بر حذر باش ; چرا كه فرد را با دوستانش ميسنجند."[3]و نيز ميفرمايد: "با دشمن دوستت دوست نباش ; تا دوستت را دشمن نباشي ."[4]"و كسي كه با نادان مجالست كند عاقل نيست ."[5]و نيز فرموده است : "كسي كه با نادان نشست و برخاست كند، خود را آماده بگومگوها درباره خود بكند."[6]و از آن حضرت است : "همنشيني با اهل هوا، باعث فراموشي ايمان و حضور شيطان ميشود."[7]
[1]همان، حكمت 289، ص 526 .
[2]همان، حكمت 38، ص 475 .
[3]همان، نامه 69، ص 459 .
[4]همان، نامه 31، ص 403 .
[5]آمدي، غررالحكم، ص 432، حديث 9871 .
[6]همان، حديث 9870 .
[7]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 86، ص 117) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :373
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
با چه كساني دوست شويم
از پيامبراكرم6نقل شده است : "حواريون عيسي از ايشان پرسيدند با چه كسي همنشين باشيم ؟ فرمود: با كسي مصاحبت كنيد كه ديدنش شما را به ياد خدا بيندازد، منطق و گفتار او بر علم شما بيفزايد و كردارش شما را به آخرت تشويق كند."[1]امام علي (ع) به فرزندش محمد حنفيه (رضوان الله عليه) فرمود: "از بهترين بهره منديهاي يك شخص، همدم شايسته است ; با خوبان مجالست كن تا جزء آنان باشي، و از بدان و آنان كه تو را با حرفهاي باطل، بي فايده و پوچ از ياد خدا و مرگ باز ميدارند دوري بجوي تا از آنان جدا باشي ."[2]و به ابوذر (رضوان الله عليه) فرمود: "جالس المساكين و عدهم اذا مرضوا و صل عليهم اذا ماتوا و اجعل ذلك مخلصا"[3]"با فقيران نشست و برخاست كن، و هرگاه بيمار شدند به عيادتشان برو، و موقع مرگشان بر آنان نماز بخوان، و اين [كارها] را راه نجات خودت قرار بده ."
سخن گفتن
سخن گفتن هم وسيله اظهار منويات درون است و هم راه ارتباط با ديگران . بيان نظر و خواست خويش و شنيدن نظر و خواست ديگري موجب ميشود كه باب مراوده باز شود و انسانها با يكديگر ارتباط برقرار كنند. در صورتي كه استفاده از زبان در بيان خواسته ها و نيز بازگويي حقايق به درستي انجام شود، رابطه ها بر صداقت و درستي استوار ميشود; و در صورتي كه از زبان براي خدعه و نادرستي استفاده شود، راه حيله و نيرنگ باز ميشود و ارتباطها از سلامت و صحت برخوردار نخواهد بود. اين نعمت بزرگ اگر در خدمت انسان و اهداف الهي در آيد، باعث رشد و كمال او ميشود; و اگر نه انسان را به زمين ميزند و او را هلاك ميكند.
[1]كليني، كافي، ج 1، ص 39، حديث 3 .
[2]صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 275 و 276 .
[3]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 6 از ابواب احتضار، ج 2، ص 78، حديث 17) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :374
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
پيامبراكرم6فرمودند: "هر كس از شر سه چيز در امان بماند از تمام شرور نجات يافته است : شكم، شهوت جنسي و زبان ."[1]و نيز آن حضرت ميفرمايند: "چيزي مردم را به رو در آتش جهنم نمي افكند جز حاصل زبان آنها."[2]پيامبر خدا6بيشترين گناه و خطاي انسان را در زبان دانسته است . شخصيت هر كس در گفتار و رفتارش بروز ميكند. سخن گفتن بازتاب و انعكاسي از هويت افراد است، تا جايي كه گفته شده : "سخن همانا در دل است و زبان نشانه آن است".[3]از حضرت علي (ع) نقل شده : "كلام الرجل ميزان عقله"[4]"سخن هر شخصي ترازوي عقل اوست ." از طريق سخن ميتوان عقل شخص را سنجيد. در بيان ديگري آمده است : "آنچه بر زبان هر شخصي جاري ميشود، از عقل او خبر ميدهد."[5]بجا و به موقع سخن گفتن از نشانه هاي خردمندي است . از اميرمؤمنان (ع) نقل شده است : "لسان العاقل وراء قلبه"[6]"زبان عاقل پشت دلش قرار دارد." يعني اول فكر ميكند و بعد لب به سخن ميگشايد. به عكس نادان "كه قلبش پشت زبانش قرار دارد."[7]آن حضرت در جاي ديگري ميفرمايد: "التروي في القول يؤمن الزلل"[8]"تأمل و انديشيدن در گفتار، انسان را از خطا مصون ميدارد." سخن گفتن مانند هر چيز ديگري بايد به اندازه باشد و مقتضاي حال و مقام مراعات شود. گفتار چون دارو است كه مقدار اندك آن سودمند و زياد آن كشنده است . "كم گويي نشانه كمال عقل است ."[9]كم گويي، كم خوري و كم خوابي از اموري است كه خداوند به برخي از بندگانش كه صلاح بداند عطا ميكند.[10]
[1]ديلمي، ارشاد القلوب، ج 1، ص 103) .
[2]همان .
[3]"ان الكلام لفي الفؤاد و انما جعل اللسان علي الفؤاد دليلا" .
[4]آمدي، غررالحكم، ص 209، حديث 4032 .
[5]همان، حديث 4035 .
[6]همان، حديث 4079 .
[7]همان، حديث 4077 .
[8]همان، حديث 4072 .
[9]همان، حديث 4083 .
[10]همان، حديث 4084 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :375
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
"زبان چون درنده اي است كه اگر رها شود ديگران را ميدرد."[1]"چه جنگ ها كه با يك كلمه حرف شروع شده است ."[2]عاقل را كسي معرفي كرده اند كه بتواند زبانش را مهار كند: "العاقل من عقل لسانه ."[3]گفتار انسان جزئي از اعمال وي است ; و هر كس در برابر گفته هاي خود نيز مسؤوليت دارد. گفته هاي ما همانند ساير اعمال ثبت و ضبط ميشود و روزي بايد پاسخگوي آنها باشيم . (ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد)[4]"هيچ سخني بر زبان نمي آورد مگر اين كه دو فرشته مراقب در نزد او براي نوشتن آنها آماده اند." همچنين قرآن كريم در آيات بسياري بر پاكيزگي گفتار و رعايت ادب در سخن گفتن با ديگران تأكيد ورزيده است : "به بندگانم بگو كه هميشه سخن بهتر را بر زبان آوريد، كه شيطان [چه بسيار كه به يك كلمه زشت ] ميان شما شر و فساد برپا ميكند."[5]از جمله راههايي كه شيطان براي ايجاد حسادت، كينه، تفرقه و دشمني ميان افراد انتخاب ميكند، وسوسه آنان به انتخاب كلمات نيش دار و زهر آگين است . به نيكي سخن گفتن، از جمله پيمانهايي است كه خداوند از بني اسرائيل گرفته است : (و قولوا للناس حسنا).[6]در برخورد با فقيران نيز سفارش به گفتار نيكو شده و از سخن رنجش آور پرهيز داده شده است .[7]در روايتي از امام علي (ع) نرمش در گفتار عبادت محسوب شده است .[8]يكي از راههاي سلامت انسان نگه داشتن زبان از گفتن بي جهت است : "من سره ان يسلم فليلزم السكوت".[9]سكوت راه غلبه بر شيطان است . گناهاني از زبان سر ميزند كه شايد عضوي از بدن نتواند چنين ابعادي از گناه را در خود جمع كند. دروغ، سخن چيني، فحاشي، جدل، اذيت ديگران، غيبت، نفاق، هتك حرمت،
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 60، ص 479 .
[2]آمدي، غررالحكم، ص 213، حديث 4155 .
[3]همان، ص 215، حديث 4220 .
[4]سوره ق (50)، آيه 18) .
[5]سوره اسراء (17)، آيه 53 .
[6]سوره بقره (2)، آيه 83 .
[7]سوره بقره (2)، آيه 263 ; سوره اسراء (17)، آيه 28 .
[8]آمدي، غررالحكم، ص 215، حديث 4210 .
[9]ورام بن ابي فراس، مجموعه ورام، ج 1، ص 105) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :376
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
افترا، فتنه گري، هجو، مدح ظالم، شايعه سازي درباره ديگران، كتمان كردن چيزي كه بايد گفته شود، اشاعه فحشا، رواج باطل، غنا، افشاگري بر ضد مؤمنان، تمسخر انسانها و... از جمله گناهان زباني است .
سخن چيني
گفته هاي اين و آن را به اينجا و آنجا بردن و با آن فتنه به پا كردن، سخن چيني است و عملي بسيار مذموم است . امام محمد باقر(ع) فرمود: "محرمة الجنة علي القتاتين المشائين بالنميمة"[1]"بهشت بر فتنه گران و سخن چين هايي كه كارشان سخن چيني است حرام گرديده است ." سخن چين با انتقال سخنان افراد به يكديگر، موجب كدورت و دشمني بين آنها ميشود. قرآن كريم در دستوري اكيد به پيامبر فرمان داده است : "گوش نكن به سخن كساني كه زياد سوگند ميخورند و فراوان عيب جويي و سخن چيني ميكنند."[2]امام علي (ع) فرمود: "از سخن چين پرهيز كن كه آن تخم كينه را ميكارد و انسان را از خدا و مردم دور ميسازد."[3]
غيبت
انسان در صورتي كه پشت سر كسي به گونه اي حرفي بزند كه اگر بشنود ميرنجد - هرچند سخن گفته شده راست باشد - غيبت او را كرده است ; و اگر دروغ باشد تهمت است .[4]و نيز ياد كردن از كسي به قصد تنقيص و سرزنش به چيزهايي كه از نسبت آنها به خود خوشايندش نيست و آن امور در بين مردم نقص حساب ميشود، غيبت است .[5]مرحوم شيخ انصاري پس از نقل كلمات اهل لغت و احاديث و سخنان بزرگان ميفرمايد: اين اخبار صراحت دارد بر اين كه غيبت در
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 369، حديث 2 .
[2]سوره قلم (68)، آيات 10) - 11) .
[3]آمدي، غررالحكم، ص 222، حديث 4454 .
[4]جوهري، صحاح اللغة، ج 1، ص 196) .
[5]شهيد ثاني، كشف الريبة عن احكام الغيبة، ص 51 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :377
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
جايي است كه عيب طرف ظاهر نباشد.[1]بهترين تعريف را براي غيبت ميتوان تعريفي دانست كه از رسول خدا6نقل شده كه فرمود: "ذكرك اخاك بما يكرهه"[2]"ياد كني برادر ديني ات را به چيزي كه اگر بشنود ناراحت شود." راوي ميگويد عرض كردم اگر آنچه درباره وي گفته شده در او باشد، غيبت است ؟ فرمود: "اگر باشد غيبت است، و اگر نباشد تهمت است ." غيبت از جمله گناهاني است كه در قرآن كريم صريحا از آن نهي شده است : "اي گروه مؤمنان ! غيبت يكديگر را روا مداريد; آيا هيچ يك از شما دوست دارد كه از گوشت برادر مرده خود بخورد؟ حتما شما از اين امر كراهت داريد."[3]همان گونه كه طبع شما از خوردن گوشت مرده برادرش كراهت دارد، بايد از غيبت كردن كراهت داشته باشد. امام صادق (ع) از رسول خدا6نقل كرده است : "غيبت سريع تر از مرض خوره [كه بدن را فاسد ميكند] دين مسلمان را از بين ميبرد."[4]براساس روايتي روزي رسول خدا6بر شخصي به سبب ارتكاب عمل زنا حد رجم جاري كرد. يكي از حاضران با اشاره به مرد حد خورده به رفيقش گفت : اين شخص مثل سگ در جايگاه خود كشته شد. پس از آن پيامبراكرم6با آن دو نفر از كنار مرداري عبور ميكردند، به آنان فرمود: "با دندانهاي خود از گوشت اين مردار بكنيد." عرض كردند اي رسول خدا! از گوشت مردار بخوريم ؟! فرمود: "آنچه از برادرتان نصيب شما شد گندش بيش از اين است ."[5]حضرت علي (ع) ضمن مواعظش به نوف بكالي فرمودند: "از غيبت اجتناب كن ; زيرا آن خورش سگ هاي جهنم است ."[6]
[1]انصاري، شيخ مرتضي، المكاسب المحرمة، ص 41 .
[2]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 152) از احكام العشرة، ج 12، ص 281، حديث 9 .
[3]سوره حجرات (49)، آيه 12) .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 356، حديث 1) .
[5]فيض كاشاني، محجة البيضاء، ج 5، ص 253 .
[6]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 152) از احكام العشرة، ج 12، ص 283، حديث 16) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :378
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
انس ميگويد: رسول خدا6فرمود: "در شب معراج بر قومي گذشتم كه صورتهاي خود را با پنجه هايشان خراش ميدادند. از جبرئيل پرسيدم اينها چه كساني هستند؟ گفت : اينها كساني اند كه از مردم غيبت ميكردند و به آبروي آنها لطمه وارد ميكردند."[1]غيبت علامت بيماري و آشفتگي رواني غيبت كننده است . شخصي كه به غيبت ديگران ميپردازد از كمبود شخصيت رنج ميبرد و به اين وسيله ميخواهد كمبود شخصيت خود را جبران كند. از امام علي (ع) نقل شده : "الغيبة جهد العاجز"[2]"پشت سر ديگران حرف زدن كار انسان ناتوان است ." و نيز از ايشان نقل شده است : "طوبي لمن شغله عيبه عن عيوب الناس"[3]"خوشا به حال آن كسي كه عيب خودش او را از عيب جويي ديگران باز دارد." امام جعفر صادق (ع) از پيامبراكرم6نقل كرده كه آن حضرت فرمودند: "اي جماعتي كه به زبان اسلام آورده و ايمان به دلتان وارد نشده است، مسلمانان را سرزنش نكنيد و از عيب هاي مخفي آنان جستجو نكنيد; زيرا كسي كه زشتي هاي مسلمانان را جستجو كند، خداوند زشتي هاي او را جستجو ميكند; و كسي كه خداوند عيوبش را جستجو كند، او را رسوا ميسازد، اگر چه در خانه اش باشد."[4]و نيز از رسول خدا6نقل شده است : "كل المسلم علي المسلم حرام دمه و ماله و عرضه"[5]"بر هر مسلماني خون و مال و آبروي مسلمان ديگر حرام است ." ارتكاب گناه غيبت در همه افراد يكسان نيست ; برخي از روي كينه توزي و با قصد كوچك كردن ديگران دست به اين عمل ميزنند، و عده اي از روي ناآگاهي و غفلت از عواقب دنيوي و اخروي غيبت مرتكب آن ميشوند; در اين بين جمعي هستند كه به گناه خود واقف اند، ولي سعي ميكنند با توجيهات بي اساس حرام
[1]فيض كاشاني، محجة البيضاء، ج 5، ص 251 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 461، ص 556 .
[3]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 176، ص 243 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 354، حديث 2 .
[5]شهيد ثاني، كشف الريبة عن احكام الغيبة، ص 52 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :379
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
الهي را براي خود حلال كنند. لذا ممكن است به جاي ارتكاب يك گناه چند گناه به جا آورند. مثلا ميگويند فلاني كه غيبت ندارد و يا روبروي خود او هم ميگويم، يا فلاني فاسق است بنابراين غيبت او جايز و شايد بگويند واجب است . مرحوم شهيد ثاني در كتاب كشف الريبة مينويسد: "زشت ترين غيبت ها غيبتي است كه بعضي از افراد اهل علم انجام ميدهند; زيرا اين گروه گاهي طوري وانمود ميكنند كه از غيبت پرهيز ميكنند و بدين وسيله به ديگري طعنه ميزنند. هم از ديگري غيبت كرده اند و هم رياكاري ."[1]به راستي چرا گناه غيبت اين قدر بزرگ شمرده شده است ؟ بزرگي گناه غيبت به اين جهت است كه غيبت كننده ايمان و معنويت جامعه را به مخاطره مياندازد و در ميان انسانها كينه و اختلاف به وجود ميآورد; لذا هم متعرض حق الله شده و هم متعرض حق الناس ; و غيبت كننده از اين طريق با آبروي يك انسان بازي ميكند. غيبت از گناهاني است كه كفاره آن طلب بخشايش از شخص غيبت شده است . زيرا به فرد غيبت شده ظلم شده است و بايد به طريقي اين ستم جبران گردد. از امام صادق (ع) روايت شده است : "كفاره غيبت به اين است كه هر وقت به ياد آن شخص افتادي كه او را غيبت كرده اي، براي وي استغفار كني ."[2]
نفاق و دورويي
نفاق يا دورويي آن است كه گفتار و كردار ظاهري انسان با باطنش بر خلاف هم باشند. به زبان كسي را مدح كردن و در دل او را دشمن داشتن، و رو در رو تملق گفتن اما پشت سر غيبت كردن، نفاق است . منافق شخصيتي دوگانه و سرگردان دارد. امام صادق (ع) فرموده است : "هر كس با مسلمانان دورويي كند و با آنان با دو زبان برخورد نمايد، خداوند در قيامت او را با دو زبان آتشين محشور خواهد كرد."[3]
[1]همان، ص 62 .
[2]كليني، كافي، ج 2، ص 357، حديث 4 .
[3]همان، ص 343، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :380
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست