بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 376

"زبان چون درنده اي است كه اگر رها شود ديگران را مي‌درد."[1]"چه جنگ ها كه با يك كلمه حرف شروع شده است ."[2]عاقل را كسي معرفي كرده اند كه بتواند زبانش را مهار كند: "العاقل من عقل لسانه ."[3]گفتار انسان جزئي از اعمال وي است ; و هر كس در برابر گفته هاي خود نيز مسؤوليت دارد. گفته هاي ما همانند ساير اعمال ثبت و ضبط مي‌شود و روزي بايد پاسخگوي آنها باشيم . (ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد)[4]"هيچ سخني بر زبان نمي آورد مگر اين كه دو فرشته مراقب در نزد او براي نوشتن آنها آماده اند." همچنين قرآن كريم در آيات بسياري بر پاكيزگي گفتار و رعايت ادب در سخن گفتن با ديگران تأكيد ورزيده است : "به بندگانم بگو كه هميشه سخن بهتر را بر زبان آوريد، كه شيطان [چه بسيار كه به يك كلمه زشت ] ميان شما شر و فساد برپا مي‌كند."[5]از جمله راههايي كه شيطان براي ايجاد حسادت، كينه، تفرقه و دشمني ميان افراد انتخاب مي‌كند، وسوسه آنان به انتخاب كلمات نيش دار و زهر آگين است . به نيكي سخن گفتن، از جمله پيمانهايي است كه خداوند از بني اسرائيل گرفته است : (و قولوا للناس حسنا).[6]در برخورد با فقيران نيز سفارش به گفتار نيكو شده و از سخن رنجش آور پرهيز داده شده است .[7]در روايتي از امام علي (ع) نرمش در گفتار عبادت محسوب شده است .[8]يكي از راههاي سلامت انسان نگه داشتن زبان از گفتن بي جهت است : "من سره ان يسلم فليلزم السكوت".[9]سكوت راه غلبه بر شيطان است . گناهاني از زبان سر مي‌زند كه شايد عضوي از بدن نتواند چنين ابعادي از گناه را در خود جمع كند. دروغ، سخن چيني، فحاشي، جدل، اذيت ديگران، غيبت، نفاق، هتك حرمت،
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 60، ص 479 .
[2]آمدي، غررالحكم، ص 213، حديث 4155 .
[3]همان، ص 215، حديث 4220 .
[4]سوره ق (50)، آيه 18) .
[5]سوره اسراء (17)، آيه 53 .
[6]سوره بقره (2)، آيه 83 .
[7]سوره بقره (2)، آيه 263 ; سوره اسراء (17)، آيه 28 .
[8]آمدي، غررالحكم، ص 215، حديث 4210 .
[9]ورام بن ابي فراس، مجموعه ورام، ج 1، ص 105) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :376

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 377

افترا، فتنه گري، هجو، مدح ظالم، شايعه سازي درباره ديگران، كتمان كردن چيزي كه بايد گفته شود، اشاعه فحشا، رواج باطل، غنا، افشاگري بر ضد مؤمنان، تمسخر انسانها و... از جمله گناهان زباني است .

سخن چيني

گفته هاي اين و آن را به اينجا و آنجا بردن و با آن فتنه به پا كردن، سخن چيني است و عملي بسيار مذموم است . امام محمد باقر(ع) فرمود: "محرمة الجنة علي القتاتين المشائين بالنميمة"[1]"بهشت بر فتنه گران و سخن چين هايي كه كارشان سخن چيني است حرام گرديده است ." سخن چين با انتقال سخنان افراد به يكديگر، موجب كدورت و دشمني بين آنها مي‌شود. قرآن كريم در دستوري اكيد به پيامبر فرمان داده است : "گوش نكن به سخن كساني كه زياد سوگند مي‌خورند و فراوان عيب جويي و سخن چيني مي‌كنند."[2]امام علي (ع) فرمود: "از سخن چين پرهيز كن كه آن تخم كينه را مي‌كارد و انسان را از خدا و مردم دور مي‌سازد."[3]

غيبت

انسان در صورتي كه پشت سر كسي به گونه اي حرفي بزند كه اگر بشنود مي‌رنجد - هرچند سخن گفته شده راست باشد - غيبت او را كرده است ; و اگر دروغ باشد تهمت است .[4]و نيز ياد كردن از كسي به قصد تنقيص و سرزنش به چيزهايي كه از نسبت آنها به خود خوشايندش نيست و آن امور در بين مردم نقص حساب مي‌شود، غيبت است .[5]مرحوم شيخ انصاري پس از نقل كلمات اهل لغت و احاديث و سخنان بزرگان مي‌فرمايد: اين اخبار صراحت دارد بر اين كه غيبت در
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 369، حديث 2 .
[2]سوره قلم (68)، آيات 10) - 11) .
[3]آمدي، غررالحكم، ص 222، حديث 4454 .
[4]جوهري، صحاح اللغة، ج 1، ص 196) .
[5]شهيد ثاني، كشف الريبة عن احكام الغيبة، ص 51 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :377

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 378

جايي است كه عيب طرف ظاهر نباشد.[1]بهترين تعريف را براي غيبت مي‌توان تعريفي دانست كه از رسول خدا6نقل شده كه فرمود: "ذكرك اخاك بما يكرهه"[2]"ياد كني برادر ديني ات را به چيزي كه اگر بشنود ناراحت شود." راوي مي‌گويد عرض كردم اگر آنچه درباره وي گفته شده در او باشد، غيبت است ؟ فرمود: "اگر باشد غيبت است، و اگر نباشد تهمت است ." غيبت از جمله گناهاني است كه در قرآن كريم صريحا از آن نهي شده است : "اي گروه مؤمنان ! غيبت يكديگر را روا مداريد; آيا هيچ يك از شما دوست دارد كه از گوشت برادر مرده خود بخورد؟ حتما شما از اين امر كراهت داريد."[3]همان گونه كه طبع شما از خوردن گوشت مرده برادرش كراهت دارد، بايد از غيبت كردن كراهت داشته باشد. امام صادق (ع) از رسول خدا6نقل كرده است : "غيبت سريع تر از مرض خوره [كه بدن را فاسد مي‌كند] دين مسلمان را از بين مي‌برد."[4]براساس روايتي روزي رسول خدا6بر شخصي به سبب ارتكاب عمل زنا حد رجم جاري كرد. يكي از حاضران با اشاره به مرد حد خورده به رفيقش گفت : اين شخص مثل سگ در جايگاه خود كشته شد. پس از آن پيامبراكرم6با آن دو نفر از كنار مرداري عبور مي‌كردند، به آنان فرمود: "با دندانهاي خود از گوشت اين مردار بكنيد." عرض كردند اي رسول خدا! از گوشت مردار بخوريم ؟! فرمود: "آنچه از برادرتان نصيب شما شد گندش بيش از اين است ."[5]حضرت علي (ع) ضمن مواعظش به نوف بكالي فرمودند: "از غيبت اجتناب كن ; زيرا آن خورش سگ هاي جهنم است ."[6]
[1]انصاري، شيخ مرتضي، المكاسب المحرمة، ص 41 .
[2]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 152) از احكام العشرة، ج 12، ص 281، حديث 9 .
[3]سوره حجرات (49)، آيه 12) .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 356، حديث 1) .
[5]فيض كاشاني، محجة البيضاء، ج 5، ص 253 .
[6]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 152) از احكام العشرة، ج 12، ص 283، حديث 16) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :378

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 379

انس مي‌گويد: رسول خدا6فرمود: "در شب معراج بر قومي گذشتم كه صورتهاي خود را با پنجه هايشان خراش مي‌دادند. از جبرئيل پرسيدم اينها چه كساني هستند؟ گفت : اينها كساني اند كه از مردم غيبت مي‌كردند و به آبروي آنها لطمه وارد مي‌كردند."[1]غيبت علامت بيماري و آشفتگي رواني غيبت كننده است . شخصي كه به غيبت ديگران مي‌پردازد از كمبود شخصيت رنج مي‌برد و به اين وسيله مي‌خواهد كمبود شخصيت خود را جبران كند. از امام علي (ع) نقل شده : "الغيبة جهد العاجز"[2]"پشت سر ديگران حرف زدن كار انسان ناتوان است ." و نيز از ايشان نقل شده است : "طوبي لمن شغله عيبه عن عيوب الناس"[3]"خوشا به حال آن كسي كه عيب خودش او را از عيب جويي ديگران باز دارد." امام جعفر صادق (ع) از پيامبراكرم6نقل كرده كه آن حضرت فرمودند: "اي جماعتي كه به زبان اسلام آورده و ايمان به دلتان وارد نشده است، مسلمانان را سرزنش نكنيد و از عيب هاي مخفي آنان جستجو نكنيد; زيرا كسي كه زشتي هاي مسلمانان را جستجو كند، خداوند زشتي هاي او را جستجو مي‌كند; و كسي كه خداوند عيوبش را جستجو كند، او را رسوا مي‌سازد، اگر چه در خانه اش باشد."[4]و نيز از رسول خدا6نقل شده است : "كل المسلم علي المسلم حرام دمه و ماله و عرضه"[5]"بر هر مسلماني خون و مال و آبروي مسلمان ديگر حرام است ." ارتكاب گناه غيبت در همه افراد يكسان نيست ; برخي از روي كينه توزي و با قصد كوچك كردن ديگران دست به اين عمل مي‌زنند، و عده اي از روي ناآگاهي و غفلت از عواقب دنيوي و اخروي غيبت مرتكب آن مي‌شوند; در اين بين جمعي هستند كه به گناه خود واقف اند، ولي سعي مي‌كنند با توجيهات بي اساس حرام
[1]فيض كاشاني، محجة البيضاء، ج 5، ص 251 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 461، ص 556 .
[3]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 176، ص 243 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 354، حديث 2 .
[5]شهيد ثاني، كشف الريبة عن احكام الغيبة، ص 52 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :379

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 380

الهي را براي خود حلال كنند. لذا ممكن است به جاي ارتكاب يك گناه چند گناه به جا آورند. مثلا مي‌گويند فلاني كه غيبت ندارد و يا روبروي خود او هم مي‌گويم، يا فلاني فاسق است بنابراين غيبت او جايز و شايد بگويند واجب است . مرحوم شهيد ثاني در كتاب كشف الريبة مي‌نويسد: "زشت ترين غيبت ها غيبتي است كه بعضي از افراد اهل علم انجام مي‌دهند; زيرا اين گروه گاهي طوري وانمود مي‌كنند كه از غيبت پرهيز مي‌كنند و بدين وسيله به ديگري طعنه مي‌زنند. هم از ديگري غيبت كرده اند و هم رياكاري ."[1]به راستي چرا گناه غيبت اين قدر بزرگ شمرده شده است ؟ بزرگي گناه غيبت به اين جهت است كه غيبت كننده ايمان و معنويت جامعه را به مخاطره مي‌اندازد و در ميان انسانها كينه و اختلاف به وجود مي‌آورد; لذا هم متعرض حق الله شده و هم متعرض حق الناس ; و غيبت كننده از اين طريق با آبروي يك انسان بازي مي‌كند. غيبت از گناهاني است كه كفاره آن طلب بخشايش از شخص غيبت شده است . زيرا به فرد غيبت شده ظلم شده است و بايد به طريقي اين ستم جبران گردد. از امام صادق (ع) روايت شده است : "كفاره غيبت به اين است كه هر وقت به ياد آن شخص افتادي كه او را غيبت كرده اي، براي وي استغفار كني ."[2]

نفاق و دورويي

نفاق يا دورويي آن است كه گفتار و كردار ظاهري انسان با باطنش بر خلاف هم باشند. به زبان كسي را مدح كردن و در دل او را دشمن داشتن، و رو در رو تملق گفتن اما پشت سر غيبت كردن، نفاق است . منافق شخصيتي دوگانه و سرگردان دارد. امام صادق (ع) فرموده است : "هر كس با مسلمانان دورويي كند و با آنان با دو زبان برخورد نمايد، خداوند در قيامت او را با دو زبان آتشين محشور خواهد كرد."[3]
[1]همان، ص 62 .
[2]كليني، كافي، ج 2، ص 357، حديث 4 .
[3]همان، ص 343، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :380

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 381

امام باقر(ع) فرمود: "بد بنده اي است انسان دو روي دو زبان ."[1]رياكاري، زهدنمايي، قيافه حق به جانب گرفتن، خود را جلوتر از همه دانستن، پرگويي و پرادعايي، سخن چيني و فتنه انگيزي، در ظاهر خود را دوست صميمي نشان دادن و در پشت سر دشمني كردن، فرصت طلبي، نان به نرخ روز خوردن و... از نشانه هاي بارز اهل نفاق است . نفاق صفت ناپسند شيطاني است . ابليس در لباس خيرخواهي نزد آدم و حوا آمد و گفت من دلسوز و خيرخواه شما هستم و با چرب زباني آنان را فريب داد; "شيطان براي آنها سوگند ياد كرد كه من قطعا خير خواه شما هستم"[2]با اين كه در باطن دشمن آنان بود. از پيامبر خدا6نقل است : "كه منافق مانند نخل كج است . صاحبش آن را به هر طرف سقف كه بگذارد جور در نمي آيد، ناچار بايد آن را بسوزاند."[3]انساني كه ايمان در دل او ريشه دوانده باشد، از نفاق اجتناب مي‌كند. نفاق نوعي بيماري است كه انسان را از حالت تعادل خارج مي‌كند. منافق با حالت نفاق، هم خود در رنج و سختي است و هم جامعه را از حالت يكدلي و شفاف بودن خارج مي‌كند و رفتارها را پيچيده مي‌نمايد.

دروغ گويي

از جمله آفت هاي زبان دروغ گويي و برخلاف حقيقت سخن گفتن است ; لذا از وظايف زبان اجتناب از دروغ گويي است . امام باقر(ع) فرموده است : "خدا براي بديها قفل هايي قرار داده است و كليد آنها شراب است، و دروغ از شراب بدتر است ."[5]و نيز فرموده است : "دروغ ويرانگر ايمان است ."[4]در اين دستور ميان
[1]همان، حديث 2 .
[2]سوره اعراف (7)، آيه 21 .
[3]كليني، كافي، ج 2، ص 396، حديث 5 .
[4]همان، ص 339، حديث 3 .
[5]همان، حديث 4 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :381

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 382

دروغ بزرگ و كوچك تفاوتي نيست . امام سجاد(ع) فرمود: "از دروغ اجتناب كنيد، اعم از بزرگ و كوچك آن و يا جدي و شوخي آن . هرگاه كسي جرأت كند كه دروغ كوچك بگويد، به خود جرأت خواهد داد كه دروغ بزرگ بگويد."[1]دروغ گفتن به قدري زشت است كه امير مؤمنان (ع) درباره آن فرموده است : "كسي مزه ايمان را نخواهد چشيد مگر اين كه دروغ را، اعم از جدي و شوخي آن، ترك نمايد."[2]

دشنام

فحاشي و دشنام دادن عمل ممنوعي است و كسي اجازه ندارد به هيچ بهانه و دليلي به ديگران دشنام بدهد. اين دستور به خصوص درباره مؤمنان شديدتر است، در حدي كه در روايت آمده است : "دشنام دادن به مؤمن، خود را در معرض هلاكت قرار دادن است ."[3]در روايت ديگري امام باقر(ع) از پيامبر اكرم6نقل فرموده است : "سباب المؤمن فسوق و قتاله كفر و اكل لحمه معصية و حرمة ماله كحرمة دمه"[4]"دشنام دادن به مؤمن فسق است و كشتن او كفر و غيبت كردنش گناه ; حرمت مال او همانند حرمت خون اوست ." دشنام موجب كينه و دشمني مي‌شود. امام باقر(ع) نقل كرده است : "مردي نزد پيامبر6آمد و از آن حضرت خواست كه وي را به امر خيري سفارش كند. پيامبر6به وي فرمود: "لاتسبوا الناس فتكتسبوا العداوة بينهم"[5]"به مردم دشنام ندهيد كه موجب دشمني آنان مي‌شويد." دشنام و ناسزاگويي به مؤمنان آثار وضعي ناگواري را در پي دارد. امام باقر(ع) فرمود: "هر كس رو در روي مؤمن به او طعن بزند، به بدترين وضع خواهد مرد."[6]
[1]همان، ص 338، حديث 2 .
[2]همان، ص 340، حديث 11) .
[3]همان، ص 359، حديث 1) .
[4]همان، ص 360، حديث 2 .
[5]همان، حديث 3 .
[6]همان، ص 361، حديث 9 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :382

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 383

تكبر

كبر حالتي نفساني است كه انسان با آن بر ديگران بزرگي مي‌كند. در رفتار اجتماعي، بزرگي كردن بر ديگران علاوه بر اين كه تعادل رفتار اجتماعي را بر هم مي‌زند، از جهت اخلاقي نيز باعث تحريك ديگران بر ضد متكبر مي‌شود و نيز شخص متكبر را از تعالي باز مي‌دارد. تكبر ثمره عجب است،[1]و از احساس كمبود شخصيت ناشي مي‌شود. از امام صادق (ع) نقل است : "هيچ كس تكبر نمي كند مگر در اثر حقارتي كه در خود احساس مي‌كند."[2]حضرت علي (ع) مي‌فرمايد: "اگر خداوند اجازه داده بود كه از بندگانش كسي تكبر كند، اين اجازه را به طور يقين به پيامبران برگزيده و دوستانش مي‌داد، ولي خداوند تكبر را براي آنان نپسنديد و تواضع را براي ايشان پسنديد; لذا انبيا از روي فروتني، صورتشان را روي زمين چسبانيدند و چهره هاي خود را به خاك ماليدند; و نيز در برابر مؤمنان فروتني نمودند و خود مردماني مستضعف بودند; خداوند آنان را به گرسنگي آزمايش و به سختي ها گرفتار كرد."[3]در قرآن كريم آمده است : (ان الله لا يحب من كان مختالا فخورا)[4]"خداوند متكبر فخرفروش را دوست ندارد." در مقابل اين خصلت، صفت تسليم، فروتني، خشوع و خضوع آمده است كه بيانگر حق پذيري و انقياد در برابر حق است . از امام صادق (ع) است : "از تكبر اجتناب كنيد; زيرا كبر مختص به خداوند بزرگ است، و كسي كه با خدا نزاع كند خداوند او را در هم مي‌شكند و روز قيامت ذليلش مي‌كند."[5]از رسول خدا6نقل است كه : "هر كس به اندازه دانه خردلي در دلش كبر و خودخواهي باشد، هرگز داخل بهشت نمي شود."[6]انسان زماني دچار كبر و خود بزرگ بيني مي‌شود كه از آغاز و فرجام خويش غافل باشد. از علي (ع) جمله اي
[1]راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 697 .
[2]كليني، كافي، ج 2، ص 312، حديث 17) .
[3]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 192، ص 290 .
[4]سوره نساء (4)، آيه 36 .
[5]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 58 از ابواب جهاد النفس، ج 15، ص 376، حديث 9 .
[6]مجلسي، بحارالانوار، ج 2، ص 141، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :383

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست