دروغ بزرگ و كوچك تفاوتي نيست . امام سجاد(ع) فرمود: "از دروغ اجتناب كنيد، اعم از بزرگ و كوچك آن و يا جدي و شوخي آن . هرگاه كسي جرأت كند كه دروغ كوچك بگويد، به خود جرأت خواهد داد كه دروغ بزرگ بگويد."[1]دروغ گفتن به قدري زشت است كه امير مؤمنان (ع) درباره آن فرموده است : "كسي مزه ايمان را نخواهد چشيد مگر اين كه دروغ را، اعم از جدي و شوخي آن، ترك نمايد."[2]
دشنام
فحاشي و دشنام دادن عمل ممنوعي است و كسي اجازه ندارد به هيچ بهانه و دليلي به ديگران دشنام بدهد. اين دستور به خصوص درباره مؤمنان شديدتر است، در حدي كه در روايت آمده است : "دشنام دادن به مؤمن، خود را در معرض هلاكت قرار دادن است ."[3]در روايت ديگري امام باقر(ع) از پيامبر اكرم6نقل فرموده است : "سباب المؤمن فسوق و قتاله كفر و اكل لحمه معصية و حرمة ماله كحرمة دمه"[4]"دشنام دادن به مؤمن فسق است و كشتن او كفر و غيبت كردنش گناه ; حرمت مال او همانند حرمت خون اوست ." دشنام موجب كينه و دشمني ميشود. امام باقر(ع) نقل كرده است : "مردي نزد پيامبر6آمد و از آن حضرت خواست كه وي را به امر خيري سفارش كند. پيامبر6به وي فرمود: "لاتسبوا الناس فتكتسبوا العداوة بينهم"[5]"به مردم دشنام ندهيد كه موجب دشمني آنان ميشويد." دشنام و ناسزاگويي به مؤمنان آثار وضعي ناگواري را در پي دارد. امام باقر(ع) فرمود: "هر كس رو در روي مؤمن به او طعن بزند، به بدترين وضع خواهد مرد."[6]
[1]همان، ص 338، حديث 2 .
[2]همان، ص 340، حديث 11) .
[3]همان، ص 359، حديث 1) .
[4]همان، ص 360، حديث 2 .
[5]همان، حديث 3 .
[6]همان، ص 361، حديث 9 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :382
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
تكبر
كبر حالتي نفساني است كه انسان با آن بر ديگران بزرگي ميكند. در رفتار اجتماعي، بزرگي كردن بر ديگران علاوه بر اين كه تعادل رفتار اجتماعي را بر هم ميزند، از جهت اخلاقي نيز باعث تحريك ديگران بر ضد متكبر ميشود و نيز شخص متكبر را از تعالي باز ميدارد. تكبر ثمره عجب است،[1]و از احساس كمبود شخصيت ناشي ميشود. از امام صادق (ع) نقل است : "هيچ كس تكبر نمي كند مگر در اثر حقارتي كه در خود احساس ميكند."[2]حضرت علي (ع) ميفرمايد: "اگر خداوند اجازه داده بود كه از بندگانش كسي تكبر كند، اين اجازه را به طور يقين به پيامبران برگزيده و دوستانش ميداد، ولي خداوند تكبر را براي آنان نپسنديد و تواضع را براي ايشان پسنديد; لذا انبيا از روي فروتني، صورتشان را روي زمين چسبانيدند و چهره هاي خود را به خاك ماليدند; و نيز در برابر مؤمنان فروتني نمودند و خود مردماني مستضعف بودند; خداوند آنان را به گرسنگي آزمايش و به سختي ها گرفتار كرد."[3]در قرآن كريم آمده است : (ان الله لا يحب من كان مختالا فخورا)[4]"خداوند متكبر فخرفروش را دوست ندارد." در مقابل اين خصلت، صفت تسليم، فروتني، خشوع و خضوع آمده است كه بيانگر حق پذيري و انقياد در برابر حق است . از امام صادق (ع) است : "از تكبر اجتناب كنيد; زيرا كبر مختص به خداوند بزرگ است، و كسي كه با خدا نزاع كند خداوند او را در هم ميشكند و روز قيامت ذليلش ميكند."[5]از رسول خدا6نقل است كه : "هر كس به اندازه دانه خردلي در دلش كبر و خودخواهي باشد، هرگز داخل بهشت نمي شود."[6]انسان زماني دچار كبر و خود بزرگ بيني ميشود كه از آغاز و فرجام خويش غافل باشد. از علي (ع) جمله اي
[1]راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 697 .
[2]كليني، كافي، ج 2، ص 312، حديث 17) .
[3]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 192، ص 290 .
[4]سوره نساء (4)، آيه 36 .
[5]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 58 از ابواب جهاد النفس، ج 15، ص 376، حديث 9 .
[6]مجلسي، بحارالانوار، ج 2، ص 141، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :383
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
عبرت آموز نقل شده است : "ما لا بن آدم و الفخر؟ اوله نطفة و آخره جيفة لايرزق نفسه و لايدفع حتفه"[1]"آدميزاد را با ناز و فخر چه كار، كه آغازش نطفه و فرجامش مرداري بيش نيست ; نه توانايي دارد كه روزي خود را تأمين كند و نه ميتواند از مرگ خود جلوگيري نمايد." و در جاي ديگري فرموده است : "فخر فروشي را رها كن و كبر را از خود دور كن و قبرت را به خاطر آور."[2]خداوند درباره بندگان ويژه خود ميفرمايد: (و عباد الرحمن الذين يمشون علي الارض هونا)[3]"بندگان خاص خدا آناني هستند كه در روي زمين با تواضع و فروتني راه ميروند." يكي از دلايل طرد ابليس از درگاه خداي بزرگ و لعن شدن او، كبرورزي او بود نسبت به آدم . شياطين فراواني در عالم وجود دارند.[4]خداوند سردمدار همه شياطين را كه بيش از همه تكبر و خودخواهي داشت ذكر كرده ; چنان كه عالم بي عمل و هواپرست بسيار است، اما از ميان همه آنها بلعم باعورا و علماي بي عمل يهود را مطرح ساخته است . sheerصد هزار ابليس و بلعم در جهان ____ همچنين بوده ست پيدا و نهاناين دو را مشهور گردانيد اله ____ تا كه باشند اين دو بر باقي گواهاين دو دزد آويخت بر دار بلند ____ ورنه اندر قهر بس دزدان بدنداين دو را پرچم به سوي شهر برد ____ كشتگان قهر را نتوان شمرد[5]psheer آنچه باعث اطاعت نكردن ابليس از فرمان خدا شد و براي آدم سجده نكرد، استكبار و تكبر وي بود;[7]و همين امر موجب سقوط و هبوط خود او نيز شد.[6]
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 454، ص 555 .
[2]همان، حكمت 398، ص 546 .
[3]سوره فرقان (25)، آيه 63 .
[4]سوره انعام (6)، آيه 112) .
[5]مولوي، مثنوي، دفتر اول، ص 157، بيت 3314، شرح دكتر محمد استعلامي .
[6]سوره بقره (2)، آيه 34 ; سوره ص (38)، آيه 74 .
[7]سوره اعراف (7)، آيه 13) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :384
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
اميرالمؤمنين (ع) در خطبه قاصعه فرموده است : "خداوند عمل طولاني شيطان و كوششهاي سخت او را در اثر يك ساعت تكبر ساقط نمود، پس چه كسي بعد از ابليس با داشتن گناهي مثل او ايمن از عذاب الهي ميباشد؟ "ما كان الله سبحانه ليدخل الجنة بشرا بأمر أخرج به منها ملكا." خدا داخل بهشت نخواهد برد بشري را با داشتن صفتي كه فرشته اي را به سبب آن از بهشت بيرون راند."[1]تكبر باعث ميشود انسان حقيقت را ناديده بگيرد و از عبادت خدا خودداري نمايد،[2]آيات خدا را تكذيب كند،[4]با انبيا مخالفت كند،[3]و در برابر حق لجاجت و تعصب به خرج دهد.[5]
حسد
حسد نوعي بيماري و شر است، كه بايد از آن به خدا پناه برد. (قل أعوذ برب الفلق من شر ما خلق ... و من شر حاسد اذا حسد)[6]"بگو: پناه ميبرم به پروردگار سپيده دم از شر آنچه خلق فرمود...، و از شر حسود آن وقتي كه حسد بورزد." برخي از مفسران گفته اند كه خداوند همه شرور را در اين سوره جمع كرده است و در پايان از حسد نام برده تا دانسته شود كه پست ترين و ناپسندترين خصلت ها خصلت حسد است .[7]حسد آتشي است كه پيوندهاي انساني را ميسوزاند و فتنه به پا ميكند. علت ديگر آن كه شيطان بر آدم سجده نكرد، حسادت او نسبت به مقام آدم بود و همين صفت ناپسند موجب گرديد كه امر خدا را ناديده بگيرد. او نتوانست ببيند كه موجودي خاكي به مقامي برسد كه علم به اسماء داشته باشد و مسجود فرشتگان واقع شود.
[1]سيد رضي، نهج البلاغة، خطبه 192) .
[2]سوره نساء (4)، آيات 172) - 173) .
[3]سوره اعراف (7)، آيات 36 و 40 .
[4]سوره اعراف (7)، آيات 75 و 76 و 88 ; سوره نوح (71)، آيه 7 .
[5]سوره احقاف (46)، آيه 10) .
[6]سوره فلق (113)، آيات 1) و 2 و 5 .
[7]طبرسي، مجمع البيان، ج 5، ص 569 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :385
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
sheerزين شود مرجوم شيطان رجيم ____ وز حسد او بطرقد گردد دو نيماو بكوشد تا گناهي پرورد ____ زآن گنه ما را به چاهي آوردچون ببيند كان گنه شد طاعتي ____ گردد او را نامبارك ساعتي[1]psheer آري حسد بود كه براي اولين بار در عالم خلقت سبب ريخته شدن خون انساني بي گناه شد. قابيل به برادرش هابيل حسد ورزيد و همان باعث كشتن او شد. خداوند متعال به پيامبرش فرمان ميدهد كه قصه اين دو برادر براي مردم تلاوت شود تا مردم بدانند حسد چه آفت بلاخيزي است و چه فسادهايي كه از آن برپا ميشود و حتي ممكن است سبب قتل برادر بشود: (و اتل عليهم نباء ابني آدم بالحق اذ قربا قربانا فتقبل من أحدهما و لم يتقبل من الاخر قال لا قتلنك ... فطوعت له نفسه قتل أخيه فقتله فأصبح من الخاسرين )[2]"بر آنان به راستي بخوان خبر پسران آدم [هابيل و قابيل ] را آن هنگام كه [به درگاه حق ] قرباني عرضه داشتند; پس از يكي [هابيل ] پذيرفته شد و از ديگري [قابيل ] پذيرفته نشد. [قابيل ] گفت : تو را خواهم كشت ... پس هواي نفسش او را به كشتن برادرش ترغيب كرد تا او را كشت و بدين سبب از زيانكاران گرديد." امام صادق (ع) فرمود: "همان طور كه آتش هيزم را ميسوزاند، حسد ايمان را ميخورد."[3]علي (ع) فرمود: "از سه خصلت دوري كن : حسد، حرص و دروغ ; كه اينها موجب وهن دين و هلاكت انسان است ."[4]
خشم
قوه غضب يا خشم از نعمتهاي بزرگ خداوند است . اين نيرو است كه انسان را براي دفاع از عقيده، جان، مال و ناموس آماده ميكند. انسان را به حركت وامي دارد
[1]مولوي، مثنوي، دفتر اول، ص 168، به تصحيح نيكلسون .
[2]سوره مائده (5)، آيات 27 و 30 .
[3]كليني، كافي، ج 2، ص 306، حديث 2 .
[4]نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، باب 55 جهاد النفس، ج 12، ص 23، حديث 17) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :386
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
و از كسالت و سستي و رخوت بيرون ميسازد. از سوي ديگر اگر اين نيرو مهار نشود و در جهت صحيح به كار گرفته نشود، سر از انتقام جويي، كينه و اختلاف درمي آورد. از امام باقر(ع) نقل شده است : "غضب شعله اي است از شيطان كه در قلب آدمي افروخته ميگردد."[1]بايد با خشمي كه براي منافع دنيا و در جهت خودكامگي باشد مبارزه كرد. بر ضعيفان و درماندگان خشمناك نشد; چون چنين غضبي ايمان را نابود ميكند و دوستي ها را تباه ميسازد. امام صادق (ع) از رسول خدا6نقل ميكند كه آن حضرت فرمود: "الغضب يفسد الايمان كما يفسد الخل العسل"[2]"غضب ايمان را تباه ميسازد، چنان كه سركه عسل را تباه ميكند." چه بسيار حق كشي ها، جنايت ها و خيانت ها كه منشاء آنها غضب بوده است . بي جهت نيست كه كظم غيظ و فرو بردن خشم از صفات بسيار خوب به حساب آمده و متقين را با آن صفت توصيف كرده اند. (و سارعوا الي مغفرة من ربكم و جنة عرضها السموات و الارض أعدت للمتقين الذين ينفقون في السراء و الضراء و الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس والله يحب المحسنين )[3]"شتاب كنيد به سوي آمرزش پروردگارتان و بهشتي كه وسعت آن آسمانها و زمين است و براي تقواپيشگان آماده شده، همانها كه در توانگري و تنگدستي انفاق ميكنند و خشم خود را فرو مينشانند و از مردم در ميگذرند، و خداوند دوستدار نيكوكاران است ." نقل شده است : "روزي كنيز امام زين العابدين (ع) آب ميريخت تا آن حضرت وضو بگيرد، در همين حال ظرف آب از دست كنيز روي صورت امام افتاد و صورت ايشان را مجروح كرد. امام سر خود را بالا كرد و نگاهي به او انداخت . كنيز فورا اين آيه را خواند: (والكاظمين الغيظ)، و بدين وسيله از آن حضرت خواست خطاي او را ناديده بگيرد; حضرت بدون هيچ ناراحتي فرمود: من هم خشم خود را فرو بردم . كنيز گفت : (والعافين عن الناس )، و
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 304 و 305، باب غضب، حديث 12) .
[2]همان، ج 2، ص 302، حديث 1) .
[3]سوره آل عمران (3) آيات 133) و 134) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :387
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
با اين جمله تقاضاي بخشش كرد; حضرت فرمود: خدا تو را ببخشد. كنيز گفت : (والله يحب المح سنين )، و با اين جمله تقاضاي احسان كرد; حضرت فرمود: برو كه تو را آزاد كردم ."[1]از امام محمدباقر(ع) نقل شده است : "مكتوب في التوراة ... يا موسي ! امسك غضبك عمن ملكتك عليه اكف عنك غضبي"[2]"در تورات نوشته شده است : ... اي موسي ! غضب خود را از كسي كه تو را بر او مسلط كردم نگاه دار، تا غضبم را از تو نگاه دارم ." امام صادق (ع) از قول پدر بزرگوارشان نقل كرده است : "روزي عرب بيابان نشيني به محضر رسول خدا6شرفياب شد و عرض كرد: من صحرا نشينم، سخن جامعي را به من تعليم بده . حضرت فرمود: سفارش ميكنم كه هيچ وقت غضب نكني . مرد اعرابي سه بار پرسش خود را تكرار كرد و حضرت همان پاسخ را تكرار فرمود."[3]امام صادق (ع) ميفرمايد: "پدرم ميفرمود: چه چيز سخت تر از غضب است ؟ به تحقيق مرد ممكن است غضب كند و مرتكب قتل كسي بشود كه خداوند خون او را حرام كرده و يا به زن شوهر داري افتراي زنا بزند."[4]از امام باقر(ع) نقل شده است براي جلوگيري از خشم : "فرد خشمگين اگر ايستاده است بنشيند; و اگر از خويشان خود خشمگين است، سعي كند به او نزديك شده و با او تماس برقرار كند; زيرا كه خويشاوند وقتي با خويش خود تماس برقرار كند، تسكين پيدا ميكند."[5]به هر جهت خوب است كه در اين هنگام انسان به كاري مشغول شود و فكر خود را از مورد خشم منصرف كند. ذكر خدا بگويد و تغيير حالت بدهد تا آتش خشم او فرو كش كند. امام علي (ع) فرموده است : "خشم خود را فرو ببر; زيرا من جرعه اي شيرين تر و گواراتر از فرو بردن خشم براي عاقبت
[1]محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 46، ص 68، حديث 36 .
[2]كليني، كافي، ج 2، ص 303، حديث 7 .
[3]حر عاملي، وسائل الشيعة، ج 15، ص 359، حديث 7 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 303، حديث 4 .
[5]همان، ص 302، حديث 2 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :388
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
كار نديده ام ."[1]و در جاي ديگري فرموده است : "از خشم بر حذر باش ; زيرا كه خشم لشگري بزرگ از سپاهيان شيطان است ."[2]
عصبيت
"عصبيت" از "عصبه" (خويشان پدري) به معناي حمايت كردن و دفاع از خويشاوندان و وابستگان است . جماعت به هم پيوسته و حامي يكديگر را عصبة ميگويند.[3]دفاع و حمايت از فردي به جهت يكسان بودن رنگ، زبان، نژاد، صنف و امثال اينها عصبيت است . شالوده عصبيت وجود نوعي ارتباط خويشاوندي، قبيله اي، خوني، صنفي و... است . بنابراين با عدالت و انصاف بيگانه است . عصبيت باعث ظلم هاي فاحشي ميگردد، در حالي كه رفتار و ارتباطات انساني بايد بر حقيقت و عدالت استوار باشد. عصبيت با اصول انساني و تعاليم ديني ناسازگار است و انسان مسلمان نبايد رفتار خود را بر عصبيت استوار كند. قرآن كريم ميفرمايد: "به حق گواهي بدهيد، هر چند عليه خود شما يا والدين و نزديكان شما باشد."[4]تعصب موجب ميشود انسان برخلاف عدالت عمل نمايد. از امام صادق (ع) نقل شده است : "من تعصب او تعصب له، فقد خلع ربقة الايمان من عنقه"[5]"هر كس تعصب ورزد يا براي وي عصبيت شود، بند ايمان را از گردنش باز نموده است ."
حلم
حلم نگاهداري نفس از هيجان غضب است . بعضي آن را به معناي عقل گرفته اند، از آن جهت كه ثمره عقل است . به بلوغ افراد تازه به بلوغ رسيده "حلم"
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 31، ص 403 .
[2]همان، نامه 69، ص 459 .
[3]راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 568 .
[4]سوره نساء (4)، آيه 135) .
[5]همان، ص 307، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :389
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست