اميرالمؤمنين (ع) ميفرمايد: "براي برادر ديني ات خون و مالت را، و براي دشمنت عدل و انصافت را هديه كن، و براي عموم مردم گشاده رويي و نيكوكاري ات را هديه نما."[1]
آداب معاشرت
بخشي از موفقيت انسان به جامعه و چگونگي ارتباط او با ساير انسانها وابسته است . اين مهم است كه ما چگونه با مردم برخورد كنيم و براي آنها ارزش قائل بوده، در قبال همه انسانها مسئوليت شناس باشيم و خود را از آنان جدا ندانيم . به همين جهت در تعاليم اسلامي پاره اي سفارشها رسيده كه تكميل كننده اخلاق و ياري رساننده به انسان در زندگي است و بر انسان مسلمان لازم است كه آنها را رعايت نمايد. هنگام مواجه شدن با كسي مناسب است كه به او سلام كند. "خود اين عمل مستحب است، ولي جواب آن واجب ."[2]امام صادق (ع) كسي را بخيل معرفي كرده است كه از سلام كردن بخل بورزد.[3]همچنين يكي از رفتارهاي اجتماعي گشاده رويي و خوش برخوردي است . امام صادق (ع) فرمود: "سه چيز است كه هر كس يكي از آن سه را به جا آورد، خداوند بهشت را بر او واجب ميكند: انفاق با تنگدستي، خوش رويي با همه و رعايت انصاف ."[4]دست دادن و مصافحه با يكديگر بسيار سفارش شده است . در روايتي آمده است كه امام باقر(ع) فرمود: "هرگاه مؤمنان با هم ملاقات نموده و مصافحه نمايند، خداوند دستش را در ميان دست آنان قرار ميدهد."[5]برخورد خوب و گرم و صميمي با ديگران موجب جلب رضايت خداوند و موفقيت انسان در زندگي ميشود.
[1]حراني، تحف العقول، ص 212 .
[2]كليني، كافي، ج 2، ص 644، حديث 1) .
[3]همان، ص 645، حديث 6 .
[4]همان، ص 103، حديث 2 .
[5]همان، ص 179، حديث 2 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :399
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
بايد با ديگران با صداقت رفتار كرد و از دروغ پرهيز كرد. امام صادق (ع) فرمود: "به طولاني بودن ركوع و سجده كسي نگاه نكنيد، زيرا چه بسا اين كاري است كه شخص ممكن است به آن عادت كرده و اگر ترك كند موجب وحشتش شود; وليكن به راستگويي و امانتداري او نگاه كنيد."[1]بايد در تمام امور با ديگران به انصاف رفتار كرد. هر چيزي را كه براي خود ميپسنديم براي ديگران نيز بپسنديم . از پيامبر خدا6نقل شده است : "بهترين اعمال، رعايت انصاف است و ياري برادران ديني و در هر حال به ياد خدا بودن ."[2]در عين اين كه انسان بايد به ديگران احسان و كمك كند، بايد خود را از ديگران بي نياز بداند و دست نياز به سوي آنان دراز ننمايد. امام باقر(ع) فرمود: "نا اميدي از آنچه در دست مردم است، مايه عزت مؤمن در دينش ميباشد."[3]و اين در حالي است كه بر انسان مؤمن است كه به امور مسلمانان اهتمام بورزد و از آنها كناره نگيرد. رسول خدا6فرمود: "هر كس صبح نمايد و به امور مسلمانان نپردازد مسلمان نيست ."[4]بايد براي رفع مشكلات مؤمنان اقدام كرد، به خصوص اگر اختلافي در ميان آنان وجود دارد برطرف ساخت و حل كرد. همچنين بايد از مجادله و كشمكش هاي بي فايده پرهيز كرد. چنين كارهايي موجب مرض قلب و پيدايش نفاق ميشود.[5]
اخلاق كارگزاران
يكي از ويژگي هاي تعاليم اسلامي، افزون بر نظارتهاي بيروني و تأكيد بر حق انتقاد و حق انتخاب، توصيه هاي اخلاقي در جهت نظارت دروني و خودسازي كارگزاران است .
[1]همان، ص 105، حديث 12) .
[2]همان، ص 145، حديث 7 .
[3]همان، ص 149، حديث 6 .
[4]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 18) از ابواب فعل المعروف، ج 16، ص 336، حديث 2 .
[5]كليني، كافي، باب المراء والخصومة، ج 2، ص 300 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :400
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
كارگزاران و صاحب منصبان، بايد در رفتارشان همواره دو چيز را مد نظر داشته باشند:اول :بايد خواهش هاي نفساني را مهار كنند و دقت كنند كاري را كه انجام ميدهند مطابق هواي نفس نباشد. در صورتي كه عملي بر اساس خواهش نفساني باشد ترك كنند. از امير مؤمنان (ع) نقل است كه فرمود: "اجل الامراء من لم يكن الهوي عليه اميرا"[1]"با عظمت ترين اميران كسي است كه هواهاي نفساني بر او امير نباشد."دوم :آنان به دليل قرار داشتن در جايگاهي تأثيرگذار، بايد علاوه بر پرهيز از تضييع حق مردم، مرتكب اعمالي نشوند كه - هرچند به صورت غيرمستقيم - در رفتار مردم تأثير منفي داشته باشد; مانند افزودن تشريفات در زندگي، بازگذاشتن دست افراد خانواده و وابستگان، استفاده از امكانات حكومت براي مقاصد شخصي و... . زيرا رفتار صاحبان قدرت در رفتار مردم عادي تأثير بسيار دارد. بنابراين از آنجايي كه حكومت كنندگان در معرض سوء استفاده از قدرت و منصب خود هستند و زمينه خشم بر مردم، زورگويي و اجحاف از ناحيه آنان بيش از ديگران احتمال ميرود، بايد بيش از ديگران مراقب عمل و رفتار خود باشند. "قلوب الرعية خزائن راعيها فما اودعها من عدل او جور وجده"[2]"دلهاي مردم خزينه و ظرف حاكمانند، هر چه از عدل و ظلم در آنها قرار دهند در آنها خواهند يافت ." آري به علت حساسيت جايگاه كارگزاران و تأثيري كه در مردم دارند و نيز به دليل اين كه در معرض سوء استفاده از موقعيت و لغزش قرار دارند، در تعاليم ديني علاوه بر دستورات عمومي كه براي همگان داده شده، براي آنها توصيه هاي خاصي نيز شده است . دستورالعمل هاي اخلاقي كه از ناحيه معصومين (ع) درباره زمامداران وارد شده، متناسب با آفت هايي است كه به طور معمول بيشتر دامنگير اين قشر است . حضرت علي (ع) در عهدنامه خود به مالك اشتر (رضوان الله عليه) قبل از اين كه
[1]آمدي، غررالحكم، ص 340، حديث 7782 .
[2]همان، ص 346، حديث 7982 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :401
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
دستوراتي درباره آيين كشورداري بدهد، دستوراتي درباره خودسازي داده است ; زيرا مسؤول حكومت بايد فردي خود ساخته باشد تا بتواند مردم را نيز تهذيب نمايد. بسياري از مردم از مسؤولان الگو ميگيرند. مادامي كه حاكم خودش را اصلاح نكند، نمي تواند ديگران را اصلاح كند. "من نصب نفسه للناس اماما فليبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره و ليكن تأديبه بسيرته قبل تأديبه بلسانه و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم"[1]"كسي كه خود را پيشواي جمعيتي قرار دهد، بايد پيش از تعليم ديگران خود را تعليم دهد و پيش از تأديب با زبان و گفتار، با اعمال و رفتار خويش مردم را ادب آموزد. و آن كس كه بتواند خودش را تعليم دهد و خويشتن را ادب كند، ارزشش زيادتر است از كسي كه به مردم آموزش ميدهد و آنان را ادب ميكند." امير مؤمنان (ع) فروپاشي نظامهاي سياسي را به چند چيز ميداند. "يستدل علي ادبار الدول باربعة : تضييع الاصول و التمسك بالغرور، و تقديم الاراذل و تأخير الافاضل"[2]"يك نظام حكومتي با چهار چيز رفتني ميشود: زير پا گذاشتن اصول، روي آوردن به غرور، سركار آوردن فرومايگان و كنار گذاشتن افراد با فضيلت ." در اينجا نكات و مطالب مهمي را كه لازم است زمامداران در رفتار و اخلاقشان مراعات كنند يادآور ميشوم .
1 - گذشت
زمامداران مردم و كارگزاران امر حكومت، در مصدر امورند; و به همين دليل انتظارات مردم از آنان زياد است . اگر مردم احساس كنند كه كارهايشان از سوي آنها به انجام نمي رسد و يا حقوقشان از ناحيه آنها تضييع ميشود، ممكن است بر
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 73، ص 480 .
[2]خوانساري، جمال الدين، شرح غررالحكم، ج 6، ص 450 و 451، حديث 10965) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :402
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
زمامداران خشم بگيرند و حتي به آنها ناسزا بگويند. زمامداران و متوليان امور بايد خطاي مردم را نسبت به حاكمان ناديده بگيرند و از آنان گذشت كنند. از جمله آفت هايي كه همواره زمامداران را تهديد ميكند تجاوز و سركشي و سختگيري و برخورد كينه جويانه با مردم است . امام علي (ع) ميفرمايد: "اقبح افعال المقتدر الانتقام"[1]"زشت ترين كارهاي صاحبان قدرت، انتقام كشي از ديگران است ." در سخن ديگري امام درباره اين كه گذشت از خطاي خطاكار امر پسنديده اي است، به كسي كه بر خطاكار دست مييابد ميفرمايد: "سزاوارترين مردم براي گذشت كسي است كه تواناترين مردم بر گرفتن انتقام و به كيفر رساندن است ."[3]و نيز ميفرمايد: "العفو زين القدرة"[2]"گذشت زينت قدرت است ." و در نامه به مالك اشتر ميفرمايد: "يفرط منهم الزلل و تعرض لهم العلل و يؤتي علي ايديهم في العمد والخطاء"[4]"مردم از خطا معصوم نيستند، گاهي لغزشي در آنان پيدا ميشود و مشكلاتي براي آنها پيش ميآيد. چيزي سبب نافرماني آنها ميشود. گناهاني به دست آنها از روي عمد يا خطا انجام ميشود." امام در ادامه كلامش ميفرمايد: به همان اندازه گذشت كن كه انتظار گذشت از خدا داري . "فاعطهم من عفوك وصفحك مثل الذي تحب أن يعطيك الله من عفوه و صفحه" "تو بايد نسبت به رعيت كه زير دست تو هستند گذشت داشته باشي، به همان اندازه اي كه دوست داري خداوند از تو گذشت كند." درست است كه تو حاكم بر مردم و فوق آنان هستي، اما كسي كه بر تو والي امر است فوق تو است و خدا فوق كسي است كه تو را والي قرار داده است . امام در فراز ديگري از فرمان خود به مالك اشتر (رضوان الله عليه) فرموده است : ظلم به رعيت جنگ با خداست . "و لاتنصبن نفسك لحرب الله" "تو خودت را در معرض
[1]آمدي، غررالحكم، ص 346، حديث 7952 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 52، ص 478 .
[3]آمدي، غررالحكم، ص 342، حديث 7815 .
[4]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 53 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :403
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
جنگ با خدا قرار مده ." اگر به مردم خصوصا به يك مسلمان ظلم كني، اين جنگ با خداست . ظلم به بندگان خدا جنگ با خداست . تو در برابر انتقام و غضب خدا نيرو و قوه اي نداري كه بتواني آن را از خودت دور كني، در نتيجه در مقابل غضب خدا خوار و اسير خواهي شد. هيچ وقت از بخشش و رحمت خدا بي نياز نيستي ; پس تو كه نيازمند عفو و رحمت خدا هستي بايد به رعيتي كه زير دست تو است با عفو و رحمت رفتار كني . وقتي كه گذشت كردي پشيمان نشو و هيچ وقت از عقوبت كردن مردم خوشحال نشو.[1]يكي از موارد مؤكد در دستورات ديني، گذشت از رفتارهاي جاهلان و آناني است كه حق حاكمان را پاس نمي دارند و گفتار و رفتارهاي توهين آميز دارند. در قرآن كريم خطاب به پيامبراكرم6آمده است : (خذ العفو وأمر بالعرف و أعرض عن الجاهلين )[2]"عفو را پيشه كن و دستور به امور پسنديده بده و از نادانان روي برگردان ." و در جاي ديگر ميفرمايد: (فاعف عنهم واستغفر لهم )[3]"از آنان در گذر و براي ايشان از خداي سبحان طلب بخشايش كن ." در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: "آيا نمي داني كه حكومت بني اميه با شمشير و سخت گيري و ستم برپا بود و حكومت مورد نظر ما با نرمي و آرامش و تقيه و نيكويي در روابط انساني و تقوا و كوشش همراه است، پس مردم را به دين و مذهب خود تشويق كنيد."[4]در روايت معتبر از امام صادق (ع) نقل شده است كه رسول خدا6در سخنان خود فرمود: "آيا شما را مطلع نسازم از برترين اخلاق در دنيا و آخرت ؟ بخشيدن كسي كه به تو ظلم كرده است و ارتباط مداوم با كسي كه با تو قطع رابطه كرده و نيكي
[1]سيدرضي، نهج البلاغه، نامه 53، ص 428 .
[2]سوره اعراف (7)، آيه 199) .
[3]سوره آل عمران (3)، آيه 159) .
[4]صدوق، الخصال، باب السبعة، ص 354 و 355، حديث 35 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :404
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
كردن به كسي كه به تو بدي كرده و اداي حق كسي كه تو را از حقت محروم كرده است ."[1]عمده ترين مانع عفو و بخشش، ترس از اصرار بر اشتباه از سوي خطاكار و مجرم است، و معمولا سبب ميگردد كه حاكمان از عفو خطاكاران چشم پوشي كنند. در روايت معتبر از امام باقر(ع) نقل شده است كه : "الندامة علي العفو افضل و ايسر من الندامة علي العقوبة"[2]"پشيماني در عفو و گذشت، بهتر و آسانتر از پشيماني در كيفر دادن است ." يعني اين كه حاكم در جايي پشيمان شود كه اي كاش اين مجرم را عفو نمي كردم، بهتر است از جايي كه حاكم پشيمان شود چرا خطاكاري را كيفر داده است و بهتر بوده كه او را عفو كند. برخي ديگر از اخلاق نيكو براي كارگزاران از قبيل تغافل و تجاهل آنان نسبت به تخلف هاي افراد در برابر حقوق حكومت است . و همچنين تواضع در مقابل مردم، و دوري از عجب و غرور و استبداد و امثال آن است .
2 - تهذيب نفس
تربيت نفس و مهار آن بر همگان لازم است . در اين ميان كساني كه در موقعيتي حساس قرار ميگيرند كه به گونه اي از اقبال عمومي برخوردارند و يا امكانات فراواني در اختيارشان قرار ميگيرد، چون بيشتر در معرض وسوسه هاي نفس و شيطان قرار دارند، تكليفشان براي تهذيب نفس بيشتر از ديگران است . همه انسانها هر لحظه در معرض خطرهاي نفساني اند. چنان كه گفته شد، از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده است : "اجل الامراء من لم يكن الهواء عليه اميرا"[3]"با عظمت ترين فرمانروا كسي است كه اسير هواي نفس خود نباشد." كساني كه مسؤوليت هاي اجتماعي را
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 107، حديث 1) .
[2]همان، ص 108، حديث 6 .
[3]آمدي، غررالحكم، ص 340، حديث 7782 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :405
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
قبول ميكنند، بايد با مراقبت و احتياط گام بردارند كه مبادا براي انجام وظايف اجتماعي دچار لغزش شوند و به جاي خدمت مرتكب خيانت يا خشونت گردند و آخرت خود را نيز تباه سازند. امام علي (ع) به مالك ميفرمايد: "و اذا احدث لك ما انت فيه من سلطانك ابهة او مخيلة فانظر الي عظم ملك الله فوقك"; "اگر ديدي كه حكومت ميخواهد در نفس تو ابهت و عظمت و كبر و غرور ايجاد كند، به ملك و عظمت خداوند نگاه كن ." و به ياد آور كه سلطنت خداوند فوق سلطنت تو است و تو در مقابل خدا هيچ چيزي نيستي، مخلوق خدا هستي و مرگ و حياتت در دست خداست، به عظمت ملك خدا نظر كن و همچنين به ياد داشته باش كه خدا بر اموري كه مربوط به تو است قدرتي دارد كه تو قدرتش را نداري . مرگ و سلامتي و همه چيز تو دست تو نيست، و هر چه داري مربوط به خداست . اگر به فكر عظمت خدا افتادي چموشي تو را پايين ميآورد و حالت نخوت و تكبر را از تو بر طرف ميكند، و تو را از آن قوت و تندي مياندازد. در زماني كه حالت كبر و نخوت و غرور در تو پيدا شد، به علت اين بود كه در آن زمان عقلت را از دست داده بودي ; چون آدم عاقل ميداند كه خودش هيچ چيز نيست و مخلوق خداست و عقل نمي گذارد كه انسان چموشي كند، ولي ياد و عظمت قدرت خداوند آنچه را كه از عقل تو پنهان مانده به تو بر ميگرداند. سپس فرمود: "اياك و مساماة الله في عظمته"; "مبادا خودت را در بزرگي برابر خدا بداني ." همان طوري كه خدا بزرگ است تو هم خدايگان بشوي . چنان كه فرعون گفت : (انا ربكم الاعلي ).[1]خودت را در جبروت و بلندمقامي شبيه خدا نكن . اگر اين حالت بزرگي در ذهنت پيدا شد، خدا ذليلت ميكند. "فان الله يذل كل جبار و يهين كل مختال"[2]"خداوند هر جبار ستمگري را ذليل ميكند و هر متكبر مغرور و بانخوتي را خوار ميسازد."
[1]سوره نازعات (79)، آيه 24 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغة، نامه 53، ص 428 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :406
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست