انسان ضربت خورده و در بستر مرگ افتاده بود، به فرزندانش فرمود: "اگر ماندم صاحب اختيار خونم هستم، و اگر از دنيا رفتم مرگ وعده گاه من است . اگر قاتلم را ببخشم براي اطاعت و بندگي است و اگر شما او را ببخشيد كاري نيك كرده ايد; پس ببخشيد و عفو كنيد، آيا دوست نداريد خدا شما را عفو كند؟"[1]پيامبراكرم6با يارانش پس از فتح مكه به جنگ حنين آمدند و غنايم بسياري به دست آوردند. عده اي از اشراف مكه - مثل ابوسفيان و معاويه - نيز در اين غزوه شركت داشتند. پيغمبر6به عنوان تأليف قلوب و براي جلوگيري از كارشكني و توطئه، غنايم جنگي را در ميان اينها تقسيم كرد.[2]
5 - رازداري
حكومت بايد اسرار مردم را كه نوعا هم از آنها خبر دارد حفظ كند. حاكم حق ندارد به هر بهانه اي آبروي مردم را با اسناد و مداركي كه در دست دارد بريزد و اعتبار اجتماعي آنها را لكه دار نمايد. حتي با مأموراني كه درصددند تا عيوب مردم را جمع آوري كنند و براي آنها پرونده سازي نمايند، برخورد كند و اجازه ندهد به بهانه هاي مختلف راز مردم كشف شود و تبديل به سند گردد تا روزي از آنها استفاده شود. اميرمؤمنان (ع) به مالك مينويسد: "وليكن ابعد رعيتك منك و اشنؤهم عندك اطلبهم لمعايب الناس"[3]"ميان رعايا كسي را بيشتر از خود دور كن كه بيشتر سراغ عيب مردم ميرود و ميخواهد عيب مردم را به تو بگويد." چنين كسي خوبي هاي مردم را ناديده ميگيرد و دنبال زشتي هاي مردم است و ميخواهد جامعه را پيش تو زشت نشان دهد. مردم كه معصوم نيستند عيب هايي دارند، و حاكم بيش از همه بايد عيب ملت را بپوشاند. حاكم بايد براي ملت مثل پدر باشد و در حفظ اسرار آنها كوشا باشد.
[1]همان، نامه 23، ص 378 .
[2]ابن هشام، السيرة النبوية، ج 4، ص 139) .
[3]سيدرضي، نهج البلاغه، نامه 53 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :413
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
6 - پرهيز از خشم
همه موظف اند كه خشم بيجاي خود را كنترل كنند; در اين ميان پيشوايان و قدرتمندان وظيفه بيشتري دارند; زيرا هم بيشتر در معرض خشم هستند و هم قدرت كافي براي استفاده از آن برايشان وجود دارد; چون احساس ميكنند به راحتي ميتوانند منويات خود را عملي كنند. وقتي انسان در كنار اين غريزه از قدرت نيز برخوردار باشد، آتش خشم وي زودتر شعله ور ميشود. شخص مقتدر عطش اعمال قدرت دارد. تمايل دارد از مخالفان خود انتقام بگيرد. در روايات به صاحبان قدرت توصيه شده كه سعه صدر و تحمل داشته باشند.[1]علي (ع) به عبدالله بن عباس هنگامي كه او را در بصره به جاي خود گمارد، فرمود: "اياك والغضب فانه طيرة من الشيطان"[2]"برحذر باش از خشمناك شدن، كه آن نشانه سبك مغزي است و شيطان آن را راهبر است ." اميرمؤمنان (ع) در عهدنامه اش خطاب به مالك مينويسد: به سرعت عصباني نشو، عصبانيتي كه ميتواني از آن رهايي يابي ; جلوي عصبانيت خودت را بگير. چنان كه اگر تو به رعيت تندي كردي به اين بهانه باشد كه من حاكم و فرمانده ام، بالا دست هستم، اميرم و دستور ميدهم و اينها بايد اجرا كنند، و بخواهي فرماندهي خودت را به رخ اينها بكشي . نگو من فرمانده هستم و فرمان ميدهم بايد فرمان مرا گوش كنند و اگر اطاعت نكردند بايد به عنوان متمرد از فرمان حكومت مجازات شوند; چنين نباش . اگر چنين فكر و خيالي كردي تو مشغول فاسد كردن قلب خودت هستي . در اين وقت اين كبر و خودخواهي در تو زياد ميشود. غرور و نخوت تو را فرامي گيرد و اين موجب فاسد شدن قلب تو است . دين خودت را هم ضعيف ميكني . و خودت را به تغيير و تحولات در حكومتت نزديك ميكني . اگر
[1]آمدي، غررالحكم، ص 342، حديث 7825 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 76، ص 465 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :414
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
حكومتي بخواهد با ملتش با خشونت و سرسختي رفتار كند، زندان بيندازد، شكنجه كند و به هر بهانه اي به جان مردم بيفتد، اين حكومت دوام نمي آورد و در آن تغيير و تحول پيدا ميشود.
7 - پرهيز از تكبر
آفت ديگري كه براي صاحبان مقام و قدرت وجود دارد، خود بزرگ بيني و فخرفروشي است . طبع انسان به گونه اي است كه اگر تربيت و مهار نشود، با به دست آوردن اندك امكانات و قدرتي احساس بزرگي ميكند. قرآن ميگويد: (كلا ان الانسان ليطغي أن رآه استغني)[1]"انسان همين كه احساس بي نيازي كند سركشي ميكند." در حديثي وارد شده : "در سه موقعيت حالات انسان تغيير ميكند [يعني غالب انسانها در اين شرايط دگرگون ميشوند]: اول اين كه مسؤوليتي پيدا كند، دوم هنگام نزديك شدن به فرد صاحب مقام، و سوم در شرايطي كه وضع مالي وي بهبود يابد. اگر كسي در اين شرايط عوض نشد، داراي عقلي استوار و اخلاقي پايدار است ."[2]كبر و سركشي براي عموم مردم سرانجام خوبي ندارد و به خصوص براي حكومت كنندگان خطرناكتر است . اگر حاكمي به آخرت ايمان ندارد و براي آن تلاش نمي كند، به مصلحت حكومت دنيايي خودش نيز نيست كه با مردم متكبرانه برخورد نمايد و آنان را موجوداتي نادان فرض كند و خود را سرآمد عالميان بداند. زيرا چنين حكومتي براي مردم هيچ حسابي باز نمي كند و خود يكه تاز ميدان ميشود و هر آنچه را كه لازم بداند بي هيچ ملاحظه اي انجام ميدهد و خود را در معرض تندبادهاي خطر قرار ميدهد. از اميرمؤمنان علي (ع) نقل شده است : "آفة الرياسة ، الفخر"[3]"آفت رياست تفاخر است ." و نيز ميفرمايد: "هر چيزي زكاتي دارد و زكات قدرت، انصاف
[1]سوره علق (96) آيات 6 - 7 .
[2]خوانساري، جمال الدين، شرح غررالحكم، ج 2، ص 546، حديث 2133 .
[3]آمدي، غررالحكم، ص 346، حديث 7957 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :415
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
است ."[1]به هر حال يك زمامدار بايد بداند همان طور كه روزي آمده روزي هم خواهد رفت . حضرت علي (ع) در اين مورد ميفرمايد: "الدولة كما تقبل تدبر"[2]"دولت و رياست همان گونه كه رو ميكند پشت ميكند." و هر مسؤولي پيش از آن كه جانب ديگران را رعايت كند، بهتر است مواظب خودش باشد. "حق علي الملك ان يسوس نفسه قبل جنده"[3]"پادشاه قبل از اين كه سياستمدار ديگران باشد، بايد سياستمدار خودش باشد."
8 - سعه صدر
سعه صدر، داشتن توان مناسب براي تحمل است . سينه فراخ داشتن، ابزار حاكمان براي حكومت ميباشد. نمي توان بدون سعه صدر مسؤوليت هاي اجتماعي را به عهده گرفت ; چرا كه مشكلات عديده و بي شمار افراد اجتماع متوجه حاكمان است و اگر قدرت تحمل حاكمان كم باشد، در سختي ها و مشكلات از پاي در ميآيند و شجاعت لازم براي تصميم گيري و قدرت كافي براي انجام تصميمات را نخواهند داشت . متصديان و حاكمان در يك جامعه بايد همواره خود را آماده برخورد با مشكلات و سختي ها كنند و با اعتماد به نفس و ياري از خداوند به خدمت مردم همت گمارند; و لازمه چنين اخلاقي، تحمل انتقادها و حتي پرخاشهاي مردم است . به همين جهت اميرمؤمنان (ع) فرموده است : "آلة الرياسة سعة الصدر"[4]"ابزار رياست سعه صدر است ." حضرت موسي (ع) هم براي انجام درست رسالت خويش از خداوند درخواست كرد كه به او شرح صدر عطا نمايد: (رب اشرح لي صدري).[5]
[1]نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، ج 7، ص 46 .
[2]خوانساري، جمال الدين، شرح غررالحكم، ج 1، ص 321، حديث 1226) .
[3]آمدي، غررالحكم، ص 340، حديث 7786 .
[4]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 176، ص 501 .
[5]سوره طه (20)، آيه 25 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :416
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
9 - مدارا
يكي از وظايف اصلي حاكمان، داشتن روحيه مدارا و خلق و خويي است كه او را به نرمش و كنار آمدن با مردم وادار كند و از درگيري با مردم پرهيز دهد. در بيان امام صادق (ع) از قول پيامبر گرامي اسلام6آمده است : "سه چيز است كه اگر كسي آنها را نداشته باشد، عمل او تمام نمي شود: تقوايي كه او را از گناه بازدارد، خويي كه با آن با مردم مدارا نمايد، و حلمي كه ناداني جاهلان را با آن پاسخ گويد."[1]در بيان ديگري آمده است : "مداراة الناس نصف الايمان والرفق بهم نصف العيش"[2]"مدارا كردن با مردم نصف ايمان است و نرمي با ايشان نصف زندگي مطلوب است ." اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب (ع) ميفرمايد: "واعلم ان رأس العقل بعد الايمان بالله عزوجل ، مداراة الناس"[3]"بدان كه برترين درجه عقل پس از ايمان به خداي عزوجل مدارا كردن با مردم است ." در روايت صحيح از امام صادق (ع) نقل شده است كه پيامبر گرامي اسلام6فرمود: "امرني ربي بمداراة الناس كما امرني باداء الفرائض"[4]"پروردگارم به من دستور به مداراي با مردم داده است، همان گونه كه دستور به انجام فرائض داده است ." از نبي مكرم اسلام6نقل شده است كه : "موظف به مدارا كردن با مردم گرديده ام، همان گونه كه موظف به تبليغ رسالت شده ام ."[5]امام علي (ع) درباره لزوم مداراي حكومت از سوي حاكمان فرموده است : "رأس السياسة استعمال الرفق"[6]"مدارا اساس تدبير و سياست است ."
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 116، حديث 1) .
[2]همان، ص 117، حديث 5 .
[3]صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 277، حديث 830 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 117، حديث 4 .
[5]مجلسي، بحارالانوار، ج 74، ص 151، حديث 97 .
[6]آمدي، غررالحكم، ص 342، حديث 7830 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :417
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
10 - حلم و خويشتن داري
حاكمان بايد داراي خويشتن داري و گذشت در برخورد با خطاهاي مردمشان باشند. امام صادق (ع) از پدرش نقل كرده است كه "امامت و حكومت زيبنده كسي است كه اين سه خصلت را داشته باشد: تقوايي كه او را از حرامها نگه دارد، و حلمي كه با آن غضبش را مهار كند، و رفتار حكومتي نيكو كه همچون پدري مهربان براي مردم باشد."[1]در روايتي ديگر در شرايط امامت و حكومت پس از ذكر تقوا ميفرمايد: "حلم يرد به جهل الجاهل"[2]"حلمي كه ناداني نادان را تحمل كند و از آن بگذرد." و نيز امام علي (ع) در اهميت بردباري فرموده : "الحلم رأس الرياسة"[3]"اصل در رياست بردباري است".
11 - عدالت
عدالت از رسالتهاي اصلي تمام پيامبران الهي بوده و از آرمان هاي مردم در طول حياتشان است و انسانها همواره براي اجراي آن در طول تاريخ كوشيده اند. عدالت براي مردم به مثابه آب حيات بوده و براي آن جان خود را فدا كرده اند. امام صادق (ع) فرمود: "العدل احلي من الماء يصيبه الظمآن ما اوسع العدل اذا عدل فيه و ان قل"[4]"عدالت گواراتر از آب است كه به تشنه ميرسد; و چقدر گسترده است عدالت، هر چند كم به آن عمل شود." عدالت اگرچه از اموري است كه حسن ذاتي دارد و امري فطري است، اما همواره از سوي كساني مورد تعدي قرار گرفته است . آنان كه دستي بر قدرت پيدا
[1]صدوق، الخصال، باب الثلاثة، ص 116، حديث 97 .
[2]كليني، كافي، ج 2، ص 116، حديث 1) .
[3]آمدي، غررالحكم، ص 342، حديث 7814 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 146، حديث 11) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :418
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
كرده اند و امكاناتي به دست آورده اند، خود را گل سر سبد عالم هستي دانسته و با انواع حيله ها سعي كرده اند حقوق مردم را ناديده بگيرند. به بهانه هاي مختلف عدالت اسير ستم ياغيان و مستكبران شده است . عدالت از دل مشغولي هاي پيامبران خدا بوده و آنها از اهدافشان اين بوده است تا مردم را به اندازه اي رشد بدهند كه آنان خود قيام به عدل نمايند.[1]عدالت از جمله اموري است كه خوبي آن به وسيله عقل قابل تشخيص است و امري بشري است و آموختني هم نيست . به همين جهت بر هر چيزي مقدم است و اجراي آن تابع شرط و مصلحت نيست و خود بالاترين مصلحت هاست . به همين جهت است كه عدالت، دوست و دشمن و مؤمن و كافر نمي شناسد و همه را با يك ديد نگاه ميكند. اينجاست كه خداوند درباره آن ميفرمايد: "مبادا دشمني با قومي شما را وادارد كه از عدالت خارج شويد; به عدالت رفتار كنيد كه به تقوا نزديك تر است": (و لا يجرمنكم شنئان قوم علي ألا تعدلوا اعدلوا هو أقرب للتقوي).[2]عدالت پايه هاي جامعه را قوي ميكند و حكومت ها را پايدار ميسازد. عدالت اگرچه امري اجتماعي است، اما براي دولت ها از اهم واجبات است . رويگرداني دولت ها از عدالت، هم به خودآنان آسيب ميزند و هم به جامعه آنان . امام علي (ع) در عهدنامه خود به مالك اشتر (رضوان الله عليه) نوشته است : "و ان افضل قرة عين الولاة استقامة العدل في البلاد و ظهور مودة الرعية"; "بي گمان بهترين نور چشم حاكمان، پايداري عدل در سرزمين ها و پيدايش مهرباني در بين مردم است ." امام سجاد(ع) از پيامبرخدا6نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: "خوشا به حال كساني كه انصاف را رعايت ميكنند."[3]از امام صادق (ع) رسيده است كه بهترين اعمال سه چيز است : "انصاف با مردم در حدي كه راضي نشوي به چيزي
[1]سوره حديد (57)، آيه 25 .
[2]سوره مائده (5)، آيه 8 .
[3]كليني، كافي، ج 2، ص 144، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :419
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
براي خودت مگر اين كه همان چيز را براي ديگران راضي شوي، ياري برادر ديني ات با مال، و ذكر مداوم خدا."[1]در نقل ديگري آمده است : "پيامبر عازم غزوه اي بود، مردي اعرابي از راه رسيد و عرض كرد: اي رسول خدا! به من راهي نشان بده كه با آن وارد بهشت شوم . پيامبر6فرمود: هر كاري را كه دوست داري ديگران با تو انجام دهند با ديگران انجام بده ; و هر كاري را كه براي خودت نمي پسندي با ديگران انجام نده ."[2]امام علي (ع) فرموده است : "محبوبترين بندگان خدا كساني اند كه عدل را ملازم خود قرار داده اند."[3]و اولين مرحله عدالت آن است كه خواسته هواي نفس را از خود دور كرده حق را بيان كند و بر طبق آن عمل نمايد.
[1]همان، ص 144، حديث 3 .
[2]همان، ص 146، حديث 10) .
[3]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 87، ص 118) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :420
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست