نمايد و براي دين جايگزين بسازد. اين هشدار در متون ديني هم داده شده است . از امام سجاد(ع) نقل شده كه فرمود: "ان دين الله لايصاب بالعقول الناقصة"[1]"دين خدا با عقلهاي ناقص به دست نمي آيد." كه منظور از آن توسل محض به عقل - نه توسل به عقل محض - است ; خداوند نيز عقل محض را معتبر ميداند، اما آنچه گمراه كننده است اكتفاي محض به عقل است . امام صادق (ع) فرموده است : "واعلموا انه ليس من علم الله و لامن أمره أن يأخذ أحد من خلق الله في دينه بهوي و لا رأي و لا مقائيس"[2]"بدانيد كه از علم خدا و از دستور او نيست كه كسي از مخلوقاتش دين را تابع هوي و رأي و قياس بگيرد." در روايت ديگري اميرمؤمنان (ع) فرموده است : "ان المؤمن أخذ دينه عن ربه و لم يأخذه عن رأيه"[3]"مؤمن دينش را از خدا ميگيرد نه از رأي و نظرش ." البته چنين مواجهه اي ميان عقل و دين همواره از عقل گرايي مفرط نيست ; و چه بسا عدم توجيه دقيق و به كنه و حقيقت مفهومي از مفاهيم ديني نرسيدن، باعث تزلزل در ايمان بشود. توجيه عقلاني نشدن در ابعادي از دين ممكن است براي كساني سبب عكس العمل منفي عقل نسبت به دين باشد. بنابراين در عين رعايت همگامي عقل و احساسات انساني، بايد تلاش كرد تا آن دسته از مفاهيم را كه نياز به توجيه عقلاني دارند به درستي تبيين و تشريح كرد.ج -رفتار نامتناسب و غيرانساني و رياكارانه چهره هاي ديني و كساني كه به عنوان الگوهاي معنوي معرفي شده اند، در ناظران و يا دينداراني كه دين خود را از آنها گرفته اند ذهنيت منفي پديد ميآورد، و به تدريج رفتار متناقض الگوهاي ديني با دستورات دين، آثار سوء را در برخي افراد بر جا ميگذارد و چه بسا باعث خروج
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 2، ص 303، حديث 41 .
[2]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 6 از ابواب صفات قاضي، ج 27، ص 37، حديث 2 .
[3]همان، ص 45، حديث 21 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :46
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
آنان از دين بشود; و تأثير اين عامل ممكن است در برخي شرايط بيش از عوامل ديگر باشد.د -نيز مادي گرايي و به تعبيري همه امور را در قالب ماديات و محسوسات ارزيابي كردن، باعث ميشود كه مفاهيم ديني به دليل غير قابل سنجش بودن با ابزار ياد شده مورد ترديد و انكار قرار بگيرند و يا پاسخ مناسب و درخور پيدا نكنند و در نتيجه صاحبان چنين ديدگاههايي از دين جدا بشوند.ه -عوامل محيطي و تربيتي نيز از جمله عواملي است كه ممكن است انسانها را از همان ابتدا و يا به تدريج از امور معنوي و ديني باز دارد. كساني بنا به دلايل محيطي و تربيتي، با آداب و رسوم و فرهنگ خاصي پرورش يابند و همانها را به منزله دين و آيين خود تلقي كنند و دين حق را نپذيرند. البته با اين همه، شاكله افراد و اراده و تصميم آنها در تأثيرگذاري عوامل ياد شده دخيل است ; و آنها را نمي توان موجوداتي منفعل و تنها تحت تربيت عوامل بيروني دانست . با اين همه به نظر ميرسد آنچه آسيب جدي ميبيند، بيشتر نهادها و مظاهر ديني است و نه اصل دين ; كه خورشيد دين هرگز غروب نمي كند.
جامعيت دين
در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده است : "خداوند تبارك و تعالي در قرآن توضيح هر چيزي را نازل كرد. حتي - به خداوند قسم - خدا چيزي را فرو نگذاشت كه بندگان به آن نياز داشتند، تا اين كه كسي نتواند بگويد اي كاش اين در قرآن نازل ميشد. بدانيد! خداوند آن را در قرآن نازل كرده است ."[1]
[1]كليني، كافي، ج 1، ص 59، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :47
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
اين حديث به اضافه احاديث ديگر و نيز آياتي از قرآن دلالت ميكنند بر اين كه هر چه انسانها به آن نياز داشته اند در تعاليم دين ارائه شده و در دين همه چيز گفته شده است . قرآن مجيد از تعليمات جامع به (تفصيل كل شئ)[1]و (تبيانا لكل شئ)[2]تعبير كرده است . براي روشن شدن معناي جامعيت دين بايد توجه داشت كه جامعيت هر چيزي متناسب با خود آن و هدفي كه دارد سنجيده ميشود. هر چيزي اگر هر آنچه را كه لازم دارد، داشته باشد، جامع و كامل است . دين نيز از اين اصل مستثنا نيست . جامعيت و كمال دين، به داشتن رهنمودهايي در راستاي راهنمايي انسان به مقصد تعيين شده است، كه از آنها به هدايت تعبير ميشود. راز و رمز اصلي اين رهنمودها، ايجاد رابطه زيستي متناسب ميان انسان و عالم هستي است . مجموعه تعاليم ديني اين واقعيت را بازگو ميكند كه دين براي هدايت است . در همان آيات ياد شده پيش نيز پس از فرازهاي ياد شده، در هر دو آيه (هدي ) آمده است كه جهت گيري كلي را نشان ميدهد. مراد از اين سخن امام صادق (ع) كه : "خداوند چيزي را كه بندگان نياز داشتند فروگذار نكرد"[3]و نيز فرموده امام باقر(ع) كه : "خداوند چيزي را كه امت به آن نياز داشت فروگذار نكرد، مگر آن كه در كتابش نازل كرد و آن را براي پيامبرش بيان نمود"[4]همين است كه دين در راستاي دعوت مردم به خداوند و تبيين ارزشهاي معنوي، آنچه را كه انسانها بدون دين نمي توانستند به دست آورند، در بر دارد و از اين جهت هيچ كاستي ندارد. بر اين اساس توقع از دين براي برآوردن نيازهايي كه با عقل و خرد جمعي قابل تحصيل ميباشد، توقعي بي جا است .
[1]سوره يوسف (12)، آيه 111) .
[2]سوره نحل (16)، آيه 89 .
[3]كليني، كافي، ج 1، ص 59، حديث 1) .
[4]همان، حديث 2 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :48
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
قلمرو تعاليم دين
جهت گيري اصلي دين، دعوت مشفقانه مردم به خدا و اصلاح امور آنان به دست خودشان است . توجه انسان به خدا و او را در هر حال و امري حاضر و ناظر ديدن جوهره دينداري است . اگر اين را كه قبول دين امري اختياري و قلبي است بپذيريم، بايد به اين سؤال پاسخ بدهيم كه : اگر دين راهنماي مردم به سعادت است، در صورتي كه رهنمود لازم را ارائه كند و در كار مردم دخالت نداشته باشد، آنان را به حال خود رها كند و از آنان مسؤوليتي نخواهد تا در قيامت به حساب آنان رسيدگي شود، اگر خيل مردم به انحراف و گمراهي كشيده شوند و هدايت كننده و ناظري وجود نداشته باشد، آيا دين به هدف خود رسيده است ؟ به عبارت ديگر اگر مصلحان ديني با تشويق، ارشاد و موعظه موفق به اصلاح امور نشدند، و عوامل بيروني دستگاههاي تبليغي و وسوسه هاي دروني، مردم را منحرف ساختند، آيا مؤمنان موظف به ايجاد نهادهايي بر اساس باورهاي ديني نيستند تا با آنها از ارزشهاي ديني پاسداري كنند؟ پاسخ اين است كه هدف عمده دين، هدايت و ارائه راه است ; و خواستاران سعادت، خود بايد چنين راهي را انتخاب و آن را طي كنند. طي كردن چنين راهي اجبار بردار نيست . اجبار به اجراي دين، بيشتر به شبيه سازي ميماند تا دينداري . دين يك سلسله مفاهيم عقيدتي و مقررات است . بخش قابل توجه آن، اموري داوطلبانه است . تحقق دينداري با اقدام رضايتمندانه حاصل ميشود. اجبار در اين بخش، دينداري به وجود نمي آورد. آري ! مقرراتي وجود دارد كه هدف آنها تنظيم روابط اجتماعي و به سامان كردن امور است . هدف در اين امور، نفس به عمل در آمدن آنهاست . در اين بخش قصد و نيت شرط نيست . اين بخش همانند همه مقرراتي است كه در همه جاي عالم وجود دارد و الزام آور هم هست و حيات
جمعي بسته به اجراي آنهاست . در چنين اموري اگر دستور مستقيم هم نرسيده باشد، نفس امر به آن، دستور به ايجاد سازمان لازم براي آن است . مانند دستورات قضايي براي احقاق حقوق صاحبان حق . دين هيچ گاه در صدد ارائه شكل خاصي براي زندگي نيست . زندگي شهري يا روستايي، صحرانشيني و امثال اينها، توصيه دين نيستند. دين به انسانها، در هر كجا كه هستند، سفارش ميكند تا اموري را رعايت كنند. كيفيت و حدود زندگي در چارچوب خواسته هاي دين است . دين فراتر رفتن از محدوده هاي تعيين شده را روا نمي دارد; فردي باشد يا جمعي . دين، اصول و معيارهايي براي زندگي انسان نشان ميدهد; اما معمولا روش خاصي را براي حل مشكلات اجتماعي ارائه نمي دهد. مثلا به اصل عدالت اجتماعي حساسيت نشان ميدهد; چرا كه مشكلات اجتماعي چه بسا سدي در راه بندگي خدا و سعادت انسانها باشد. روشها، همواره در مناطق مختلف جغرافيايي بنا به دلايل جوي و محيطي و آب و هوايي، به ساكنان آنجا واگذار شده و الزامي به نوع رفتار و ساخت و ساز نداشته است . چه اين كه دخالت در چنين اموري دين را با مشكلات عديده اي مواجه خواهد ساخت و پيشرفت ها و تحولات، دين را به تدريج از زندگي مردم خارج ميكند، و دستورالعمل هاي آن جاي خود را به يافته هاي تجربي و علمي خواهد سپرد. در اين صورت، كارآمد نبودن دين در رونق امور و پيشرفت انسانها به رخ كشيده خواهد شد. در حالي كه دين با سفارش به رعايت اصول و ارزشها و قواعد، همواره نقش خود را ايفا ميكند. به همين جهت در تعاليم انبيا دستوراتي مشاهده ميشود كه تنظيم روابط عادلانه اجتماعي در آنها به خوبي قابل مشاهده است ; مثلا ميگويد: (و لا تنقصوا المكيال والميزان اني أراكم بخير...)[1]"از پيمانه ها و وزنها كم مگذاريد، من شما را در خير و نعمت ميبينم ." بنابراين دين درصدد تبيين اكتشاف، صنعت، كشاورزي، دامداري، شهرسازي و امثال اينها نيست، بلكه درصدد القاي اصول و ضوابط و دعوت به رعايت آنهاست .
[1]سوره هود (11)، آيه 84 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :50
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
در ميان دنيا و آخرت، آخرت هدف اصلي دين است . انسانها بدون دين، راه كشف سعادت اخروي را به دست نمي آورند. ممكن است زندگي دنيايي شان را به گونه اي سپري كنند، اما راه آخرت براي آنها قابل كشف نيست . در عين حال معناي اين سخن اين نيست كه دين نسبت به دنيا بي توجه است، چرا كه راه سعادت آخرت از همين دنيا ميگذرد; و بدون تبيين روابط صحيح در دنيا، سعادت اخروي هم منتفي است . بي تفاوتي دين در قبال دنيا، كوتاه آمدن در ارائه راه سعادت آخرت است .
عقل و دين
عقل در اصل به معناي نگه داشتن (امساك) و بستن چيزي - مانند بستن پاي شتر با حلقه اي مخصوص (عقال) - است ;[1]و در اصطلاح آن را قوه اي دانسته اند كه با آن زشتي ها و خوبي ها تشخيص داده ميشود.[2]در متون اخلاقي از قواي سه گانه "شهويه"، "غضبيه" و "عقليه" سخن گفته شده است . تفاوت عقل كلاسيك كه همرديف شهوت و غضب است با عقل مدرن اين است كه عقل سنتي جنبه فردي و انفرادي دارد و همان است كه "عقل غريزي" ناميده ميشود; و عقل مدرن، عقل نقاد خودبنياد و مستقل است كه از طريق تبادل نظر و گفتگو خود را مينماياند. از اين رو عقل مستقل و نقاد و خرد جمعي نيز جايگاه ارجمندي دارد. عقل را چه قوه اي بدانيم كه صرفا اموري فطري در آن نقش بسته است (عقل غريزي) و چه حامل تجربيات و اندوخته هاي علمي فراوان، و چه در حوزه عمل (عقل عملي) نظر بدهد و چه در غير آن (عقل نظري)، از خود توانايي هاي بسياري بروز داده است . عقل در كنار وحي براي انسان معرفت ميآفريند. در واقع ميتوان گفت انسانها با دو نوع معرفت مواجه هستند كه يكي از طريق وحي به دست ميآيد و ديگري از طريق عقل .
[1]راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 578 .
[2]فيروزآبادي، القاموس المحيط، ج 4، ص 18) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :51
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
در منابع ديني از يك طرف با عقل به گونه ستايش آميزي برخورد شده است :1 -عقل حجت خداست . "الحجة فيما بين العباد و بين الله، العقل ."[1]خداوند در آيات متعددي در قرآن كساني را كه در آيات الهي و حقانيت انبيا نمي انديشند مورد سرزنش قرار داده است .[2]در آيات قرآن چهل و نه بار مشتقات عقل به كار رفته، شانزده بار از أولوا الالباب (صاحبان خرد ناب) ياد شده، و از قلب، فؤاد و فكر نيز مكررا سخن به ميان است .2 -عقل در مستقلات عقلي در كنار كتاب و سنت و اجماع از منابع مستقل احكام ديني به شمار آمده است . مانند اين كه عقل به صورت مستقل، خوبي عدل و زشتي ظلم را درك ميكند. اين عقل از جهاتي به آنچه امروز به نام عقل مستقل و خودبنياد شناخته ميشود يعني به عقل مدرن، مقرون و مشابه است . در رواياتي كه از رسول خدا6و پيشوايان معصوم (ع) نقل شده، از عقل به بهترين چيز ياد شده است : "ما قسم الله للعباد شيئا افضل من العقل ."[3]"خدا به بندگانش چيزي با فضيلت تر از عقل قسمت نكرده است ." و عالم ترين به امر خدا، دارندگان بهترين عقل ها معرفي شده اند: "اعلمهم بأمر الله احسنهم عقلا."[4]و كمال ايمان مؤمن به كمال عقل او معرفي گرديده است : "لا يكون المؤمن مؤمنا، حتي يكون كامل العقل ."[5]"مؤمن نمي تواند مؤمن باشد مگر اين كه در عقل كامل باشد." و از طرف ديگر عقل عنصري معرفي شده است كه هميشه و همه جا نمي تواند كنه و حقيقت دين را دريابد. در جزئيات احكام و امور قدسي به تعبير عرفايي نظير
[1]كليني، كافي، ج 1، ص 25، حديث 22 .
[2]سوره مائده (5)، آيه 75 ; سوره مؤمنون (23)، آيه 70 ; سوره عنكبوت (29)، آيه 63 .
[3]كليني، كافي، ج 1، ص 12، حديث 11) .
[4]همان، ص 16، حديث 12) .
[5]مجلسي، بحارالانوار، ج 1، ص 109، حديث 5 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :52
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
مولوي پاي عقل چوبين است : "ان دين الله لايصاب بالعقول الناقصة ."[1]حال اين پرسش مطرح است كه اين دو نظر چگونه با هم سازگارند؟ از طرفي عالم ترين ها به امر خدا عاقل ترين هايند و كمال ايمان مؤمن به كمال عقل اوست، و از طرف ديگر گفته شده كه دين خدا با عقل به دست نمي آيد. آري ! عقل بهترين است تا با آن، فرمان خدا و ملاك تكليف ارزيابي شود و حق و حقيقت به دست آيد. بدون آن انسان تكليفي ندارد. عقل راه استنباط احكام را ارائه ميكند; عقيده را سامان داده و قابل دفاع ميكند. عقل گاهي به منزله قرينه براي فهم درست قرآن و سنت است . استدلال عقلي قلب را براي پذيرش چيزي آماده ميكند. تعامل عقل و قلب، مفهوم ديني جهاني را ميسازد. دين به مدد عقل ميرود. امام علي (ع) در كلامي كه از آن حضرت نقل شده فرموده است : "و يثيروا لهم دفائن العقول"[2]"خداوند انبيا را فرستاد تا گنجينه هاي عقل ها را بيرون آورند." دين به عقل تعاليمي ميآموزد كه بدون دين هرگز فراگرفتن آنها براي عقل مقدور نيست . افزون بر اين، دين برانگيزاننده و تشويق كننده عقل به انديشه است . عقل انسانها با همه توانايي ها، بر اثر آميختگي با هواي نفس، خيالات و عادات و رسوم، آموخته هاي نادرست و از همه مهم تر در معرض خطا قرار داشتن، توان احاطه به همه حقايق را ندارد. از كشف سعادت واقعي براي بشر عاجز است . نمي توان اطمينان داشت كه آنچه عقل آدمي به دست آورده و يا ميآورد، همان است كه بايد باشد. تبيين نيازهاي اساسي روح و نيز دشواريهايي كه انسانها در پيش رو دارند، نيازمند عنصري مطمئن است و آن همانا دين و دستورهاي به دست آمده
[1]همان، ج 2، ص 303، حديث 41. لازم به ذكر است كه اين روايت توسط ابن عصام از كليني نقل شده، اما خود كليني آن را در كافي به صورتي نه در مذمت عقل آورده است (ج 1، ص 57). روايت بالا تنها روايت در مذمت عقول است و با قيودي چون ناقص و آراي باطل و قياس فاسد آمده است كه بسيار محتمل است ناظر به جريان فكري خاص در زمان امام سجاد(ع) باشد.
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 1، ص 43 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :53
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست