سيزدهم و چهاردهم -اعمال منا در روزهاي يازدهم، دوازدهم و براي بعضي سيزدهم ذي حجة كه عبارت است از:الف -بيتوته در منا; يعني ماندن شب در آنجا.ب -رمي جمرات سه گانه (اولي ، وسطي و عقبه); و در هر روز بايد به هر يك از جمرات سه گانه هفت ريگ بزند.
عمره مفرده
از جمله مستحبات مؤكد كه در روايات از آن به "حج اصغر" تعبير شده "عمره مفرده" است ; و در همه اوقات سال ميتوان آن را به جا آورد و نسبت به عمره ماه رجب تأكيد بسيار شده است . واجبات عمره مفرده كه بايد در آنها قصد قربت داشته باشد عبارت است از: "نيت"، "احرام"، "طواف خانه خدا"، "نماز طواف"، "سعي بين صفا و مروه"، "تراشيدن سر يا تقصير"، "طواف نساء" و "نماز طواف نساء".
زيارت قبور پيامبر6و اهل بيت (ع)
يكي از ويژگي هاي پيروان اهل بيت (ع) اهتمام به زيارت قبور پيامبراكرم6و ائمه معصومين (ع) است . ريشه اين اهتمام تأكيدهاي فراواني است كه از آنان رسيده است . در برخي روايات اهل سنت درباره پيامبراكرم6آمده است : "من حج البيت و لم يزرني فقد جفاني"[1]"كسي كه اعمال و مناسك حج را انجام دهد و به زيارت من در مدينه نيايد، به من جفا كرده است ." در منابع شيعي نيز روايات فراواني
[1]در اين باره ر.ك : الجزري، عبدالرحمن، الفقه علي المذاهب الاربعة، كتاب الحج، باب زيارة قبر النبي، ج 1، ص 711 - 715 ; متقي هندي، كنز العمال، ج 5، ص 135) و 136، حديث 12368) - 12373، حديث 42582 - 42584 ; و ج 15) ص 651 و 652 ; و قريب به اين مضمون در وسائل الشيعة، باب 3 از ابواب المزار، ج 14، ص 333، حديث 3 رسيده است .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :494
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
نسبت به زيارت پيامبر و اهل بيت رسيده است . اين مراكز محل استجابت دعا و توجه به خدا و استغفار و بخشايش گناهان است . در روايتي آمده است : "براي هر امامي بر گردن پيروان و مواليانش عهدي ميباشد و تأكيد بر وفاي بر عهد و اداي آن به زيارت قبور آنان ميباشد."[1]از اين گذشته در زيارت قبور آثار و فوايد اجتماعي و معنوي بسيار است . در زيارت قبور تقويت پيوند و حب اهل بيت، تجديد معنويت و توجه به اخلاق و تأثير آنان در روح و روان است . زيارتها همراه با تجمع مؤمنان و ايجاد الفت و آشنايي با ديگران و برانگيخته شدن روح برادري و مساوات و آمادگي براي انقياد در قبال اوامر الهي و انقطاع از هواهاي نفساني است . در ادعيه اي كه به مناسبت اين زيارتها رسيده اين معاني و تأكيد بر وارستگي و تشويق به انجام خوبي ها آمده است، در حالي كه حقيقت توحيد و اعتراف به قدسيت اسلام و رسالت پيامبر و انجام وظايف هر مسلمان در برابر حق تعالي و خضوع نسبت به دستورات و پرهيز از نواهي و گناهان مورد تأكيد قرار گرفته است .[2]بلكه در برخي از اين زيارتها مانند زيارت "امين الله" در بليغ ترين صورت وحدانيت خدا و خضوع و تسليم كامل آمده است يا در اوصاف آنان وصف عبوديت خدا و اخلاص و اقامه فرائض ذكر شده است . يا در آداب پس از نماز زيارت آمده است : "اللهم اني لك صليت و لك ركعت و لك سجدت وحدك لا شريك لك، فانه لا تجوز الصلاة و الركوع و السجود الا لك لا نك انت الله الذي لا اله الا انت . اللهم صل علي محمد و آل محمد... ."[3]
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 2 از ابواب المزار، ج 14، ص 322، حديث 5 .
[2]به عنوان نمونه ر.ك : ابن قولويه، كامل الزيارات، ص 250 .
[3]مفاتيح الجنان، زيارت هفتم از زيارات امام حسين (ع)، زيارت وارث، دعاي پس از زيارت : "خداوندا! من تنها براي تو نماز به جا ميآورم، و تنها براي تو ركوع و سجده ميكنم ; سجده براي تو خداي واحدي كه هيچ شريكي براي تو نيست . به درستي كه نماز و ركوع و سجود براي هيچ كس جز تو سزاوار نيست ; زيرا تو خدايي هستي كه هيچ خدايي جز تو وجود ندارد. خداوندا! بر محمد و خاندان او رحمت فرست ...".نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :495
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
به اين جهت در زيارت ائمه اطهار(ع) بايد با توجه و اخلاص و عنايت به توحيد و ربوبيت الهي، به پيامبر6و ائمه اطهار(ع) توسل جست و آنها را وسيله تقرب به خداوند متعال قرار داد و تعاليم و سيره آنان را براي بندگي خداوند در نظر گرفت .
نذر، عهد و قسم
وفاي به عهد از عالي ترين فضايل اخلاقي است و نشانه پاكي سرشت و سلامتي طبع است . اسلام براي وفاي به عهد اهميت كم نظيري قائل شده است . خداوند درباره آن فرموده است : (و أوفوا بالعهد ان العهد كان مسئولا)[1]"و به عهد وفا كنيد، زيرا كه عهد مورد سؤال است ." نظام اجتماعي بدون متعهد بودن به عهد سامان نمي يابد. وفاي به عهد، عامل اطمينان مردم به يكديگر ميشود و قول و قرارها بي آن ارزش و اعتباري ندارد. بايد به همه تعهدات طبق آيه فوق عمل شود; و آنگاه كه تعهدي با ذكر نام خداوند انجام گرفت، چه به صورت قسم يا نذر و يا عهد، تخلف از آن علاوه بر اين كه از نظر اخلاقي زشت و گناه است كفاره نيز دارد. خداوند درباره عهدها و نذرها و قسم ها در چند آيه فرموده است : (و ما أنفقتم من نفقة أو نذرتم من نذر فان الله يعلمه )[2]"آنچه را كه انفاق ميكنيد و يا نذر كرده ايد، خداوند آن را ميداند." در جاي ديگر ميفرمايد: (و أوفوا بعهد الله اذا عاهدتم و لا تنقضوا الايمان بعد توكيدها و قد جعلتم الله عليكم كفيلا ان الله يعلم ما تفعلون و لا تكونوا كالتي نقضت غزلها من بعد قوة أنكاثا تتخذون أيمانكم دخلا بينكم أن تكون أمة هي أربي من أمة انما يبلوكم الله به ...)[3]"و چون با خدا [و يا با مردم به نام خدا] عهد بستيد،
[1]سوره اسراء (17)، آيه 34 .
[2]سوره بقره (2)، آيه 270 .
[3]سوره نحل (16)، آيات 91 - 92 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :496
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
به عهد و پيمان خود وفادار باشيد و سوگندهاي خود را پس از تأكيد نشكنيد در حالي كه خدا را كفيل و ضامن بر [سوگند] خود قرار داده ايد; به يقين خدا به آنچه انجام ميدهيد دانا و آگاه است، و مانند زني نباشيد كه رشته نخ خود را پس از تابيدن محكم، از هم باز ميكرد. مبادا عهد و پيمان محكم خود را براي فريب يكديگر به كار بريد تا گروهي بر گروه ديگر برتري يابند; زيرا خدا شما را با اين عهد و قسم ها ميآزمايد." به هر حال نوع ديگري از رابطه انسان با خدا به اين شكل است كه انسان با نذر و عهد و قسم، انجام يا ترك كاري را براي خدا بر خود واجب كند. نذر بر چند قسم است :1 -"نذر بر"; نذري است كه براي شكر نعمت دنيوي يا اخروي باشد; مثلا بگويد: "از براي خداست بر من كه اگر مرا توفيق حج داد فلان كار خير را انجام دهم ." يا براي شكر ترك گناه يا رفع بلا يا بيماري و يا ساير مشكلات صورت بگيرد; به عنوان مثال بگويد: "از براي خداست بر من كه اگر بيمارم شفا يافت، فلان عمل خير را انجام دهم ."2 -"نذر زجر"; نذري كه براي بازداشتن خود از عمل حرام يا مكروه انجام ميگيرد. مثلا ميگويد: "از براي خداست بر من كه اگر عمدا غيبت كردم يك روز روزه بگيرم ."3 -"نذر تبرعي"; نذري است كه مطلق بوده و مشروط و معلق بر چيزي نباشد. به عنوان مثال بگويد: "براي خداست بر من كه فردا را روزه بگيرم ." نذر در مورد كارهايي صحيح است كه شرعا مطلوب باشد. بنابراين اگر نذر كند كار حرام يا مكروهي را انجام دهد يا كار واجب يا مستحبي را ترك كند، نذر او صحيح نيست . و حتي اگر نذر كند كار مباحي را انجام دهد يا ترك نمايد، چنانچه انجام و ترك آن از هر جهت مساوي باشد، باز هم نذر صحيح نيست .
در نذر و عهد، مجرد نيت و قصد كافي نيست و بايد صيغه خوانده شود و نام خدا بر زبان جاري شود; ولي خواندن به عربي لازم نيست . و عبارت "براي خدا" به هر زبان كه باشد بايد در صيغه نذر گفته شود; مثلا بگويد: "براي خداست بر من كه اگر بيمارم بهبود يافت فلان كار را انجام دهم ." اگر نذر كند تا وقت معيني كاري را ترك كند، بعد از گذشتن آن وقت ميتواند آن كار را انجام دهد; و اگر پيش از گذشتن وقت از روي اختيار آن را انجام دهد، بايد كفاره بدهد. اگر براي تخلف نذر يا قسم يا عهد خود كفاره معين كند، به عنوان مثال بگويد: با خدا عهد كردم كه ديگر سيگار نكشم و اگر كشيدم صد تومان صدقه بدهم، در صورت تخلف بايد تنها آنچه را كه معين نموده انجام دهد و كفاره ديگري واجب نيست .
خانواده
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
جايگاه و اهميت خانواده
خداوند زن و مرد را براي آرامش يكديگر آفريد و به منظور برخورداري از تفاهم هر چه بيشتر ميان آنان رشته هاي پيوند و دوستي برقرار ساخت : (و من آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة )[1]"و از نشانه هاي [لطف ] الهي آن است كه براي شما از جنس خودتان جفت هايي بيافريد تا بدانها آرام گيريد، و ميانتان دوستي و رحمت نهاد." نكته مهم، تأثير كانون خانواده در پرورش استعدادها، رشد جامعه و توسعه معنوي بشريت است . خانواده به امنيت اجتماعي و اخلاقي كمك ميكند و در شكل گيري اقتصاد سالم و متوازن مؤثر است . از آيات و روايات بسياري اهميت كانون خانواده و نقش آن در ايجاد آرامش و محبت و پرورش عواطف انساني استفاده ميشود. در نسبت ميان زن و مرد قرآن ميگويد: (هن لباس لكم و أنتم لباس لهن )[2]"آنان جامه عفاف و پوشش شما هستند و شما نيز لباس عفت آنان هستيد." در جامعه هايي كه كانون خانواده برقرار است، پايداري، آرامش، صميميت و سلامتي خاص حاكم است و خانواده به خوبي نقش خود را در پيشگيري از جرم، تربيت فرزندان و سلامت جامعه ايفا ميكند. از اين رو بايد حفظ و استواري خانواده را در دستور كار جوامع قرار داد و هنگامي كه حفظ و استواري خانواده با فعاليت هاي اجتماعي در تضاد باشد، به دليل اهميت و حساسيت خانواده برنامه زندگي را بايد به گونه اي تنظيم نمود تا اين كانون آسيب نبيند.
[1]سوره روم (30)، آيه 21 .
[2]سوره بقره (2)، آيه 187) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :501
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست