بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 505

را از ديدن نامحرم باز مي‌دارد و براي عفت قلعه محكمي است ; و كسي كه نتواند ازدواج كند، براي كنترل شهوت خويش روزه بگيرد; چون روزه بازدارنده از شهوت است ."[1]2 -ايجاد آرامش در مرد و زن . (هو الذي خلقكم من نفس واحدة و جعل منها زوجها ليسكن اليها)[2]"اوست كسي كه شما را از يك نفس آفريد; و همسر او را از [جنس ] او قرار داد تا بدان آرام گيرد." روابط زن و شوهر طبق اين آيه قرآن - و نيز آيه 21 از سوره روم كه پيشتر بيان شد -[3]فراتر از كامجويي جنسي است و به آرامش، سكونت و دوستي همراه با دلسوزي و خيرخواهي نسبت به يكديگر مي‌رسد.3 -استمرار نسل بشر و تربيت فرزندان با ايمان و نيكوكار. (جعل لكم من أنفسكم أزواجا... يذرؤكم فيه )[4]"براي شما از جنس خودتان همسراني آفريد... تا بر شمار شما بيفزايد." در روايات نيز روي اين نكته تأكيد شده است كه همسري را انتخاب كنيد كه فرزند بياورد و عقيم نباشد. در روايت معروفي از پيامبراكرم6نقل است كه فرمود: "با يكديگر ازدواج كنيد و نسل هاي نو آوريد تا بر شمار شما افزوده شود."[5]

انتخاب همسر

يكي از حساسترين مسائل مربوط به ازدواج و تشكيل خانواده، مسأله انتخاب همسر است . در اين زمينه چند مسأله بايد مورد توجه قرار گيرد:1 -آزادي در انتخاب همسر;2 -معيارهاي گزينش همسر;3 -كساني كه نمي توانند همسر يكديگر شوند.
[1]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 3 از ابواب صوم مندوب، ج 7، ص 506 و 507، حديث 1) .
[2]سوره اعراف (7)، 189) .
[3](و من آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ); "از نشانه هاي او اين است كه برايتان از خود شما همسراني آفريد تا در كنار آنها آرام گيريد و ميان شما دوستي و رحمت به وجود آورد".
[4]سوره شوري (42)، آيه 11) .
[5]سبزواري، جامع الاخبار، ص 272، حديث 738 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :505

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 506

1 - آزادي در انتخاب همسر

زندگي زناشويي و مشترك، هنگامي مايه آرامش خاطر خواهد بود كه ميان دو همسر توافق فكري و تناسب روحي و اخلاقي وجود داشته باشد. اين هماهنگي وقتي كامل و قابل اعتماد است كه انتخاب همسر با دقت و آزادي و اختيار كامل طرفين انجام گيرد و زن و شوهر درباره انتخاب همسر - كه شريك زندگي مي‌باشد - هيچ گونه اجبار و اكراهي نداشته باشند. اولين شرط صحت عقد ازدواج اين است كه در بستن اين قرارداد، زن در "ايجاب" يعني در پيشنهاد ازدواج به همسر مورد علاقه خود، و شوهر در "قبول" يعني پذيرش اين پيشنهاد، رضايت و اختيار كامل داشته باشند. جواني به امام صادق (ع) مراجعه كرد و اظهار داشت كه پدر و مادرش مي‌خواهند او را به قبول عقد ازدواج با دختري وادار كنند كه مورد علاقه اش نيست و خود علاقه دارد با دختر ديگري ازدواج كند. امام فرمود: "ازدواج با همسري را بپذير كه مورد علاقه تو است ."[1]در روايت ديگري نقل شده است : "دختري نزد پيامبر6آمد در حالي كه پدرش در سن كودكي او را به كسي شوهر داده بود، و بيان كرد خود او حالا كه به تشخيص و رشد رسيده به آن راضي نيست و آن را به صلاح خود نمي داند. پيغمبر وقتي ديد او از اين كار ناراضي است، قبول و رد آن را به عهده دختر واگذار كرد."[2]

اجازه پدر براي ازدواج دختر

در تعاليم اسلام توصيه شده كه دختران با اجازه پدر ازدواج كنند. در اين زمينه لازم است به نكات زير توجه شود:
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 13) از ابواب عقد النكاح و اولياء العقد، حديث 1، ج 20، ص 293 .
[2]شهيد ثاني، مسالك الافهام، ج 7، ص 123) ; سنن ابن ماجه، ج 1، ص 602 و 603، حديث 1874) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :506

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 507

1 -از آنجا كه ازدواج منشاء ارتباط اجتماعي در خانواده زن و شوهر است، به پسران و دختران هر دو توصيه مي‌شود كه در انتخاب همسر از پدر و مادر خود نظرخواهي و با آنها مشورت كنند. اين نظرخواهي هم نوعي احترام و محبت به پدر و مادر و سپاسگزاري از زحماتي است كه براي بزرگ كردن و تربيت فرزندان مي‌كشند، و هم راهي مناسب براي استفاده از تجارب شخصي و اجتماعي آنهاست كه بهترين دلسوزان و راهنمايان در انتخاب همسر مي‌باشند.2 -كساني كه اجازه پدر را شرط لازم دانسته اند، اين شرط را فقط در مورد دوشيزگان پذيرفته اند. روشن است كه اين اقدام براي اين گروه كه در اين امر هيچ گونه تجربه اي ندارند اهميت فراواني دارد، و دخالت دادن نظر پدر مي‌تواند براي آنها راهگشا باشد.3 -شرط اجازه تا وقتي است كه پدر در راه تأمين مصالح فرزندش بكوشد، نه در راه تحميل نظر و خواسته خود بر او. هرجا تشخيص داده شود كه پدر برخلاف مصلحت فرزند و به زيان او دنبال تحقق بخشيدن به خواسته هاي خويش است، دختر مي‌تواند با تشخيص خود و در صورت تناسب و هم كفو بودن خواستگارش اقدام به ازدواج نمايد.

2 - معيارهاي گزينش همسر

هر يك از زن و مرد كه قصد ازدواج دارند، بايد به اندازه كافي درباره يكديگر شناخت داشته و معيارهاي لازم را مدنظر داشته باشند و هر گونه سهل انگاري و تصميم عجولانه در اين مورد چه بسا موجب پشيماني هاي بعدي گردد. از جمله نكاتي كه بايد در انتخاب همسر مدنظر باشد عبارت است از:1 -ايمان . در بحث هاي گذشته گفتيم كه از ديدگاه اسلام هدف از ازدواج صرفا كامجويي جنسي نيست، بلكه تشكيل خانواده است تا با الفت و صميميت و ايجاد محيط مناسب بتوانند اعضاي مفيدي براي جامعه اسلامي تربيت كنند. شرط اول


صفحه 508

رسيدن به اين اهداف اين است كه هر دو به اسلام مؤمن و پايبند باشند. بنابراين طبق آيه قرآن، ازدواج مسلمان با كساني كه ايمان به خدا ندارند (مشركان) صحيح نيست .[1]گاهي ديده مي‌شود كساني به اين نظر گرايش دارند كه اختلاف در مذهب، نبايد مانع ازدواج زن و مرد باشد. معمولا اين گونه تفكر از آنجا ناشي مي‌شود كه برداشت صحيحي از دين و ازدواج وجود ندارد. اگر مذهب همان طور كه از خود اين كلمه فهميده مي‌شود راه و روش و آيين زندگي باشد، و اگر ازدواج به راستي پيوند روحي و قلبي دو همسر و سازنده محيطي صميمي و هماهنگ براي يكديگر است، چگونه مي‌توان بين دو انسان يكي مؤمن و ديگري بي ايمان و يا معتقد به مسلك و مذهبي ديگر، چنين پيوندي و چنان كانون گرمي را ايجاد كرد؟ آيا در يك خانواده با دو ايده كاملا متفاوت بلكه متضاد مي‌توان آرامش در محيط خانواده و رشد صحيح فرزندان معتقد و مؤمن را انتظار داشت ؟ تجربه عملي نشان داده كه اين نوع ازدواجها يا به سست شدن تدريجي هر دو يا لااقل يكي از آنها از مذهب مي‌انجامد و يا به ناسازگاري منجر مي‌شود.2 -درستي، پاكدامني و فضايل اخلاقي . يكي از ياران امام جواد(ع) مي‌گويد: درباره ازدواج به امام نامه اي نوشتم، پاسخي به خط آن حضرت به دستم رسيد كه : پيغمبراكرم6فرمودند: "وقتي خواستگاري نزدتان آمد كه دين داري و اخلاق او برايتان رضايت بخش است، با ازدواج او موافقت كنيد; وگرنه فتنه و فساد بزرگي زمين را فرا خواهد گرفت ."[2]از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمودند: "همسر مناسب كسي است كه پاكدامن و بر تأمين زندگي توانا باشد."[3]انتخاب شوهر بدخلق، كج فهم، گناهكار و
[1]سوره بقره (2)، آيه 221 .
[2]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 28 از ابواب مقدمات النكاح، ج 20، ص 77، حديث 2 .
[3]همان، ص 78، حديث 4 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :508

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 509

آلوده، اگر چه داراي ثروت و مقام ظاهري نيز باشد، روا نيست . چنان كه در حديث آمده است : "كسي كه همسر مشروب خواري را براي دخترش در نظر بگيرد، نسل آن زن را قطع نموده است ."[1]

3 - كساني كه نمي توانند همسر يكديگر شوند (محارم)

چند دسته افراد هستند كه از جهت نسب، يا از جهت رابطه سببي يا به خاطر هم شير بودن، ازدواج آنان با يكديگر جايز نيست .[2]آنان عبارتند از:1 -محارم نسبي ; يعني خويشاونداني كه از راه همخوني و اشتراك در نسب، به انسان محرم هستند و ازدواج با آنان حرام است ; براي مردان : مادر، مادربزرگ، دختر، نوه و نتيجه (هرچه پايين روند)، خواهر، دختر برادر و نوادگان او، دختر خواهر و نوادگان او، عمه و خاله (شامل عمه ها و خاله هاي پدر و مادر، هرچه بالا روند) و براي زنان : پدر، پدربزرگ، پسر، نوه و نتيجه (هرچه پايين روند)، برادر، پسر برادر و نوادگان او، پسر خواهر و نوادگان او، عمو و دايي (شامل عموها و دايي هاي پدر و مادر، هرچه بالا روند) حرامند.2 -محارم سببي ; يعني خويشاونداني كه از طريق پيوند زناشويي با آنها نسبت سببي پيدا مي‌شود و نمي توان با آنها ازدواج كرد. براي مردان : زن پدر و پدربزرگ، مادر و مادر بزرگ زن كه نسبت به داماد حرام هميشگي مي‌شود، دختر زن (نادختري) و نوادگانش (در صورتي كه مرد با همسر خود آميزش جنسي كرده باشد، نه به صرف اجراي عقد)، زن پسر (عروس) و خواهر زن (تا زماني كه روابط همسري با آن زن وجود دارد). و براي زنان : پدر و پدربزرگ شوهر، پسر شوهر (ناپسري)، شوهر مادر (ناپدري)، شوهر دختر (داماد)، و شوهر خواهر (تا زماني كه شوهر خواهر اوست) حرامند.
[1]همان، باب 29، ص 79، حديث 1) .
[2]ر.ك : سوره نساء (4)، آيه 22 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :509

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 510

3 -محارم رضاعي . اگر يكي از نسبت هاي بالا از راه شير دادن - با شرايطي كه براي آن گفته شده -[1]حاصل شود، موجب محرم شدن و در نتيجه حرمت ازدواج خواهد بود. همچنين افزون بر مواردي كه ذكر شد، ازدواج با اين زنها نيز حرام است : 1 - زني كه در عده ديگري است . 2 - زن شوهرداري كه با او عقد بسته است . 3 - زن شوهرداري كه با او زنا كرده است بنابراحتياط واجب . 4 - دختر خاله و بنابراحتياط واجب دختر عمه در صورت زنا با مادر آنها. 5 - دختر و مادر زني كه با او زنا كرده است بنابراحتياط واجب . 6 - مادر و خواهر و دختر كسي كه با او لواط كرده است . 7 - زني كه در حال احرام با او عقد بسته است . 8 - همسري كه سه مرتبه طلاقش داده است (مگر پس از ازدواج محلل با او با شرايطي كه در توضيح المسائل گفته شده است[2]). 9 - دختر خواهر و دختر برادر همسر بدون اجازه همسر. 10 - دختر نابالغي كه با او ازدواج و نزديكي كرده است بنابراحتياط واجب . 11 - زنان كافر غير اهل كتاب (و ازدواج دائم با زنان كافر اهل كتاب و غير اهل كتاب). 12 - زني كه با او لعان كرده است . تفصيل احكام هر يك از اين موارد در توضيح المسائل بيان شده است .[3]

عقد ازدواج

وقتي دو نفر براي زندگي مشترك با يكديگر به تفاهم رسيدند، براي اين كه اراده قلبي و آمادگي خود را ابراز نمايند و موضوع همسري آنان قطعيت پيدا كند، بايد با گفتن كلماتي كه حاكي از نيت جدي آنان است اين قرارداد را منعقد سازند و اراده خود را نسبت به آن با تمام شرايط و تكاليفي كه در بر دارد اعلام نمايند. در ابتدا زن به قصد ايجاد قرارداد همسري، خطاب به مرد مي‌گويد: "انكحتك نفسي علي
[1]ر.ك : توضيح المسائل، مسائل 2696 - 2701 .
[2]ر.ك : همان، مسأله 2779.
[3]ر.ك : همان، مسائل 2640 - 2669 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :510

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 511

الصداق المعلوم" يا "زوجتك نفسي علي الصداق المعلوم ." يعني : خودم را به ازدواج دائمي تو درآوردم با مهريه معين (طبق قرارداد و شرايط مورد توافق); و پس از آن مرد نيز بلافاصله اعلام مي‌كند و مي‌گويد: "قبلت النكاح علي الصداق المعلوم" يا "قبلت التزويج علي الصداق المعلوم". يعني : قبول كردم ازدواج را به مهري كه معين شده است . طبق مقررات اسلامي، زن و مرد خودشان مي‌توانند عقد را بدون دخالت ديگران اجرا نمايند، و در صورت نياز و عدم توانايي طرفين براي اجراي عقد مي‌توانند وكيل بگيرند. ضمنا احتياط واجب آن است كه صيغه عقد در صورت توانايي به زبان عربي صحيح خوانده شود; ولي اگر نتوانند به عربي بخوانند مي‌توانند آن را به فارسي يا هر زبان ديگر بخوانند; ولي بايد كلمه اي بگويند كه معناي "زوجت" و قبلت" را بفهماند.

وظايف زنان در حفظ عفت عمومي

چون ديدن مناظر شهوت انگيز سهم بزرگي در تحريك قواي شهواني دارد و غالبا زمينه انحراف در جوانان را به وجود مي‌آورد، زنان بايد به سهم خود در راه حفظ و تقويت عفت عمومي همكاري كنند و از كارهايي كه سبب ايجاد گناه در ديگران مي‌گردد خودداري نمايند. هيچ گاه خود را در معرض تماشاي اين و آن قرار ندهند، و بدانند كه نبايد وسيله اجراي گناه و فراهم شدن زمينه گناه در ديگران شوند. زنان نبايد به عنوان يك موجود سرگرم كننده و وسيله شهوتراني و عياشي مورد توجه مردان قرار گيرند. زنان بايد بدانند ارزش و شخصيت انساني و به ويژه مقام مادري آنان بسيار محترم است . بايد كوشش آنان اين باشد كه در دامن آنان شخصيت هاي ارزنده و بلند همتي تربيت گردد. در سوره نور درباره مراقبت زنان از خودشان در مورد آرايش براي غيرمحارم خود آمده است : "به زنان با ايمان بگو: نگاههاي خود را فرو گيرند، دامان عفت خود را حفظ كنند، و جز آن قسمت هايي از زينت خود را كه آشكار است ظاهر نسازند."[1]
[1]سوره نور (24)، آيه 31 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :511

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 512

مردان نيز مكلف اند نگاه شهوت آلود خود را به چهره و زينت زنان ندوزند و دامن عفت خود را به هيچ وجه آلوده نكنند.[1]

احكام نگاه و لمس و صدا

1 -نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم - گرچه به قصد لذت نباشد - حرام است . بلكه نگاه كردن عمدي به دست و صورت نامحرم بدون قصد لذت نيز محل اشكال است، مگر در صورت ضرورت كه اشكال ندارد.2 -نگاه كردن به صورت، دست و موي زناني كه عمدا حجاب را مراعات نمي كنند و نيز جاهايي از بدن زنهاي غير مسلمان كه معمولا آن را نمي پوشانند، در صورتي كه با قصد لذت و مقدمه گناه نباشد، اشكال ندارد.3 -گرفتن فيلم و عكس توسط مرد از زن نامحرم حرام نيست ; به شرط آن كه به واسطه آن مجبور نشود كار حرام ديگري را انجام دهد.4 -نگاه كردن به عكس و فيلم زن نامحرم، اگر آن زن بي پروا و يا ناشناس باشد اشكال ندارد; مشروط به آن كه اين نگاه كردن نتيجه مفسده آميزي نداشته باشد.5 -كسي كه مي‌خواهد ازدواج نمايد، فقط به مقدار متعارف براي پسنديدن جايز است به صورت و مو و دست هاي زن يا دختر مورد نظر نگاه كند; و چنانچه با نگاه اول غرض حاصل نشود، تكرار آن اشكال ندارد. ولي به هر حال نبايد قصد لذت داشته باشد، هر چند حصول لذت قهري اشكال ندارد.6 -اگر پزشك براي درمان ناچار شود به بدن نامحرم نگاه كند يا دست بزند و مراجعه به پزشك زن يا محرم مشكل باشد، اشكال ندارد; و در موردي كه تنها با نگاه كردن و يا با دست زدن مي‌تواند درمان بكند، بايد به همان اندازه ضرورت اكتفا نمايد; و در اين جهت اگر هيچ چاره اي نباشد، فرقي بين عورت و غير آن نيست .
[1]سوره نور (24)، آيه 30 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :512

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست