در ميان دنيا و آخرت، آخرت هدف اصلي دين است . انسانها بدون دين، راه كشف سعادت اخروي را به دست نمي آورند. ممكن است زندگي دنيايي شان را به گونه اي سپري كنند، اما راه آخرت براي آنها قابل كشف نيست . در عين حال معناي اين سخن اين نيست كه دين نسبت به دنيا بي توجه است، چرا كه راه سعادت آخرت از همين دنيا ميگذرد; و بدون تبيين روابط صحيح در دنيا، سعادت اخروي هم منتفي است . بي تفاوتي دين در قبال دنيا، كوتاه آمدن در ارائه راه سعادت آخرت است .
عقل و دين
عقل در اصل به معناي نگه داشتن (امساك) و بستن چيزي - مانند بستن پاي شتر با حلقه اي مخصوص (عقال) - است ;[1]و در اصطلاح آن را قوه اي دانسته اند كه با آن زشتي ها و خوبي ها تشخيص داده ميشود.[2]در متون اخلاقي از قواي سه گانه "شهويه"، "غضبيه" و "عقليه" سخن گفته شده است . تفاوت عقل كلاسيك كه همرديف شهوت و غضب است با عقل مدرن اين است كه عقل سنتي جنبه فردي و انفرادي دارد و همان است كه "عقل غريزي" ناميده ميشود; و عقل مدرن، عقل نقاد خودبنياد و مستقل است كه از طريق تبادل نظر و گفتگو خود را مينماياند. از اين رو عقل مستقل و نقاد و خرد جمعي نيز جايگاه ارجمندي دارد. عقل را چه قوه اي بدانيم كه صرفا اموري فطري در آن نقش بسته است (عقل غريزي) و چه حامل تجربيات و اندوخته هاي علمي فراوان، و چه در حوزه عمل (عقل عملي) نظر بدهد و چه در غير آن (عقل نظري)، از خود توانايي هاي بسياري بروز داده است . عقل در كنار وحي براي انسان معرفت ميآفريند. در واقع ميتوان گفت انسانها با دو نوع معرفت مواجه هستند كه يكي از طريق وحي به دست ميآيد و ديگري از طريق عقل .
[1]راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 578 .
[2]فيروزآبادي، القاموس المحيط، ج 4، ص 18) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :51
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
در منابع ديني از يك طرف با عقل به گونه ستايش آميزي برخورد شده است :1 -عقل حجت خداست . "الحجة فيما بين العباد و بين الله، العقل ."[1]خداوند در آيات متعددي در قرآن كساني را كه در آيات الهي و حقانيت انبيا نمي انديشند مورد سرزنش قرار داده است .[2]در آيات قرآن چهل و نه بار مشتقات عقل به كار رفته، شانزده بار از أولوا الالباب (صاحبان خرد ناب) ياد شده، و از قلب، فؤاد و فكر نيز مكررا سخن به ميان است .2 -عقل در مستقلات عقلي در كنار كتاب و سنت و اجماع از منابع مستقل احكام ديني به شمار آمده است . مانند اين كه عقل به صورت مستقل، خوبي عدل و زشتي ظلم را درك ميكند. اين عقل از جهاتي به آنچه امروز به نام عقل مستقل و خودبنياد شناخته ميشود يعني به عقل مدرن، مقرون و مشابه است . در رواياتي كه از رسول خدا6و پيشوايان معصوم (ع) نقل شده، از عقل به بهترين چيز ياد شده است : "ما قسم الله للعباد شيئا افضل من العقل ."[3]"خدا به بندگانش چيزي با فضيلت تر از عقل قسمت نكرده است ." و عالم ترين به امر خدا، دارندگان بهترين عقل ها معرفي شده اند: "اعلمهم بأمر الله احسنهم عقلا."[4]و كمال ايمان مؤمن به كمال عقل او معرفي گرديده است : "لا يكون المؤمن مؤمنا، حتي يكون كامل العقل ."[5]"مؤمن نمي تواند مؤمن باشد مگر اين كه در عقل كامل باشد." و از طرف ديگر عقل عنصري معرفي شده است كه هميشه و همه جا نمي تواند كنه و حقيقت دين را دريابد. در جزئيات احكام و امور قدسي به تعبير عرفايي نظير
[1]كليني، كافي، ج 1، ص 25، حديث 22 .
[2]سوره مائده (5)، آيه 75 ; سوره مؤمنون (23)، آيه 70 ; سوره عنكبوت (29)، آيه 63 .
[3]كليني، كافي، ج 1، ص 12، حديث 11) .
[4]همان، ص 16، حديث 12) .
[5]مجلسي، بحارالانوار، ج 1، ص 109، حديث 5 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :52
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
مولوي پاي عقل چوبين است : "ان دين الله لايصاب بالعقول الناقصة ."[1]حال اين پرسش مطرح است كه اين دو نظر چگونه با هم سازگارند؟ از طرفي عالم ترين ها به امر خدا عاقل ترين هايند و كمال ايمان مؤمن به كمال عقل اوست، و از طرف ديگر گفته شده كه دين خدا با عقل به دست نمي آيد. آري ! عقل بهترين است تا با آن، فرمان خدا و ملاك تكليف ارزيابي شود و حق و حقيقت به دست آيد. بدون آن انسان تكليفي ندارد. عقل راه استنباط احكام را ارائه ميكند; عقيده را سامان داده و قابل دفاع ميكند. عقل گاهي به منزله قرينه براي فهم درست قرآن و سنت است . استدلال عقلي قلب را براي پذيرش چيزي آماده ميكند. تعامل عقل و قلب، مفهوم ديني جهاني را ميسازد. دين به مدد عقل ميرود. امام علي (ع) در كلامي كه از آن حضرت نقل شده فرموده است : "و يثيروا لهم دفائن العقول"[2]"خداوند انبيا را فرستاد تا گنجينه هاي عقل ها را بيرون آورند." دين به عقل تعاليمي ميآموزد كه بدون دين هرگز فراگرفتن آنها براي عقل مقدور نيست . افزون بر اين، دين برانگيزاننده و تشويق كننده عقل به انديشه است . عقل انسانها با همه توانايي ها، بر اثر آميختگي با هواي نفس، خيالات و عادات و رسوم، آموخته هاي نادرست و از همه مهم تر در معرض خطا قرار داشتن، توان احاطه به همه حقايق را ندارد. از كشف سعادت واقعي براي بشر عاجز است . نمي توان اطمينان داشت كه آنچه عقل آدمي به دست آورده و يا ميآورد، همان است كه بايد باشد. تبيين نيازهاي اساسي روح و نيز دشواريهايي كه انسانها در پيش رو دارند، نيازمند عنصري مطمئن است و آن همانا دين و دستورهاي به دست آمده
[1]همان، ج 2، ص 303، حديث 41. لازم به ذكر است كه اين روايت توسط ابن عصام از كليني نقل شده، اما خود كليني آن را در كافي به صورتي نه در مذمت عقل آورده است (ج 1، ص 57). روايت بالا تنها روايت در مذمت عقول است و با قيودي چون ناقص و آراي باطل و قياس فاسد آمده است كه بسيار محتمل است ناظر به جريان فكري خاص در زمان امام سجاد(ع) باشد.
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 1، ص 43 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :53
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
از طريق وحي است . بگذريم از آنچه عقل به آن دسترسي ندارد و تا وحي صورت نگيرد نمي تواند آن را بفهمد; مثل عالم غيب، عالم ملائكه و عالم آخرت .
همگاني بودن فهم دين
منابع ديني - كتاب و سنت - بنا بر آنچه در خود آنها آمده، براي همگان قابل فهم است و در انحصار طبقه و قشر خاصي نيست ; هر كسي ميتواند از اين منابع استفاده كند. (و ما كان المؤمنون لينفروا كافة فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا في الدين ...)[1]"همه مؤمنان را نشايد كه كوچ كنند، پس چرا از هر فرقه از آنان گروهي رهسپار نمي شوند تا در دين تفقه كنند." (لقد أنزلنا اليكم كتابا فيه ذكركم أفلا تعقلون )[2]"ما تحقيقا براي شما كتابي فرستاديم [كه ] در آن [وسيله ] تذكر شماست، پس آيا نمي انديشيد؟" توصيه هاي مكرر و مؤكد براي انديشيدن در آيات الهي و همين طور آموختن علم و اين كه روي گردانان از فراگيري دين، اعرابي و بدوي هستند;[3]و كساني كه در آموختن دين تلاش نمي كنند، خداوند در قيامت به آنان نظر نخواهد داشت ;[4]به روشني نشان از امكان فهم دين از سوي مردم دارد. اما فهم دين به رغم همگاني بودن و منحصر در گروه خاصي نبودن، بي قاعده و بي ضابطه هم نيست . چنين نيست كه بدون توجه به اصول فهم بتوان حقيقت دين را به دست آورد. دين مجموعه اي از دستورها و سفارشهاست كه در طي دوره و زماني ابلاغ شده است . شرايط و مقتضيات زمان در تشريع آن لحاظ گرديده است . برخي از آن دستورات به صورت كلي است و برخي ديگر جزئي و موردي است . برخي نسخ شده اند و برخي ديگر پيش زمينه هايي دارند كه به دست آوردن آنها براي رسيدن به حقيقت لازم است . طول زمان براي نسل هاي بعدي و آميختگي
[1]سوره توبه (9)، آيه 122) .
[2]سوره انبياء (21)، آيه 10) .
[3]كليني، كافي، ج 1، ص 31، حديث 6 .
[4]همان، حديث 7 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :54
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
ذهن هاي مردم هر منطقه اي با آداب و فرهنگ خود، چه بسا تأثير خود را در فهم متفاوت از دين بر جا بگذارد. در طي زمان ممكن است تحريف ها و جعلياتي نيز رخ داده باشد. از اين رو لازم است كساني كه در زمينه دين به تحقيق ميپردازند، شرايط لازم را به دست آورند و آنگاه در دين اجتهاد كنند و نظر بدهند; همان گونه كه در ساير علوم نيز چنين است . متأسفانه اين هم از عوارض ناپسندي است كه در زمينه دين، با همه گستردگي و ابعاد آن، هر كسي بدون داشتن صلاحيت لازم نظر بدهد; در حالي كه در زمينه هاي ديگر معتقد به رأي صاحب نظر و صاحبان تخصص هستند. البته دين از اين جهت كه همگاني است و همگان به آن علاقه مند هستند و احساس تعلق دارند، با ساير امور تفاوت دارد; اما انتظار اين است كه در اظهارنظر درباره دين، اصول مسلم و ضوابط اجتهاد و فهم دين رعايت شود و به مقدمات فهم توجه گردد. و هيچ كس نبايد بدون داشتن زمينه ها و مقدمات و طي كردن مراحل هر علمي از جمله علم دين، توقع فهميدن و استنباط صحيحي از دين داشته باشد.
دخالت پيش فرضها در فهم دين
فهم دين علاوه بر قواعد و اصول لازم ممكن است با پيش فرضهايي همراه باشد و اين پيش فرضها، فهم را كاملا متمايز بنمايد. اين كه ذهنيت ها و پيش فرضها تا چه اندازه در فهم دين دخيل هستند و آيا با وجود آنها امكان دستيابي به حقيقت دين وجود دارد و يا خير، چيزهايي اند كه بايد در آنها دقت به عمل آيد. در طول تاريخ اجتهاد در دين، تفاوتهاي قابل توجهي ميان فقها و متكلمان ديني پديد آمده و نحله هاي گوناگوني شكل گرفته است . آيا به راستي همه اين فهم ها درست بوده اند و همه آنها دستاوردهايي ديني است ؟ بي شك كساني كه وحي و يا كلام اولياي دين را ميشنوند، در ذهن خود از آن مفاهيم تصوراتي دارند. حتي ممكن است درباره خدا، ملائكه، معاد و بهشت نيز اين تصورات وجود داشته باشد; و يا درباره عبادت، راز و نياز با خدا و كيفيت
ارتباط بندگان با معبود خود در ذهن ها براي آن شكل و صورتي وجود داشته باشد. بنابر آنچه از امام باقر(ع) نقل شده فرمود: "كل ما ميزتموه بأوهامكم في أدق معانيه مخلوق مصنوع مثلكم مردود اليكم و لعل النمل الصغار تتوهم ان لله تعالي زبانيتين"[1]"هر چه را كه شما با وهم هايتان تشخيص ميدهيد در دقيق ترين معناهايش ساخته ذهن شماست، و چه بسا مورچه كوچك هم خيال كند كه خداوند دو شاخك دارد." تحولاتي كه ممكن است در طول زمان در برخي مفاهيم پديد آيد، انتظاراتي كه گروههايي برحسب خواسته هايشان از دين داشته باشند، تحولات اجتماعي و رو به رشد جوامع، همه عواملي هستند كه ممكن است فهم دين را دچار تحول كنند و هر كسي از دين چيزي به دست آورد. آيا همه اينها دين است و روندگان آن، راه راست و درستي طي كرده اند؟ آيا چنين برداشت هايي تطبيق مفاهيم ديني با ذهنيت ها و خواست ها نيست ؟ تصورات و برداشت هاي افراد برحسب استعداد و ذهنيت ها بسيار فراوان است . به همين دليل ممكن است بدون رعايت قواعد فهم و برداشت، هر كسي برداشتي از انجام فرايض و اعمال ديني پيدا كند و بر همان اساس هم اعمال و تكاليف خود را انجام دهد. اگر برداشت ها و تفسيرها از دين مطابق با اصول و مباني نباشد، چنين تكاليفي ديگر ديني نخواهد بود، بلكه هواها و خواسته ها و ايده هاي خود افراد است . تفاوت تفسير و استنباط از دين درست است، اما نبايد نكته اي اساسي را در اين باره ناديده گرفت و يا از آن غفلت كرد. كساني كه دين را دريافته و به مردم ابلاغ ميكرده اند، از سويي به وحي متصل بوده اند و از سوي ديگر با مردم ارتباط داشته اند. آنان تلاش كرده اند مقصود وحي را با زبان مردم به آنان توضيح دهند و متدينان را به افق نزديكي در فهم دين برسانند. از جمله كارها و مأموريت هايي كه به عهده انبيا گذاشته شده بود تبيين دقيق دين براي مردم بود: (يا أهل الكتاب قد جاءكم
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 66، ص 292 و 293، حديث 23 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :56
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
رسولنا يبين لكم كثيرا مما كنتم تخفون من الكتاب ...)[1]"اي اهل كتاب ! فرستاده ما به سوي شما آمد تا بسياري از آنچه را كه از كتاب پنهان ميكرديد برايتان تبيين كند... ." (و ما أرسلنا من رسول الا بلسان قومه ليبين لهم )[2]"و ما هيچ پيامبري را نفرستاديم جز به زبان قومش تا اين كه براي آنان تبيين كند." (و أنزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم و لعلهم يتفكرون )[3]"و ما نازل كرديم براي تو ذكر [قرآن ] را تا براي مردم آنچه را كه براي آنان نازل شده است تبيين كني ; باشد كه بينديشند." وقتي كه آورندگان وحي نقش خود را در تبيين آيات الهي به درستي ايفا كردند، براي مردم و مخاطبانشان فهم جمعي پديد خواهد آمد; و با اين توصيف، فهم ها در مورد يك چيز به هم نزديك ميشوند و در مسائلي اتفاق نظر به وجود ميآيد; سيره متشرعان را ميسازد و به تدريج به نسل هاي بعدي منتقل ميشود. جانشينان پيامبران و به خصوص اوصياي پيامبر اسلام6نيز همين نقش مهم را عهده دار بوده اند. مدتي طولاني در ميان مردم حضور داشته اند و با بدعت ها و تحريف ها برخورد كرده اند و حقيقت دين را براي مردم بازگو نموده اند. متدينان را به رغم تفاوتها و اختلاف نظرها، به ديدگاهي نزديك كرده اند. اين تلاشها فهم عرفي و جمعي را پديد آورده و روشي را در ميان متشرعان ايجاد كرده است . در فهم دين و اجتهاد و استنباط بايد به اين مهم توجه شود; فهم جمعي از متون ديني با رعايت قواعد فهم . در اديان قبل از اسلام تغيير و تحولاتي رخ داده است كه از آن به تحريف و يا بدعت تعبير ميشود. اين واقعيت در قرآن نيز منعكس شده است : (فبما نقضهم ميثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسية يحرفون الكلم عن مواضعه و نسوا حظا مما ذكروا به )[4]"به خاطر عهدشكني آنها لعنتشان كرديم و دلهايشان را سخت نموديم . كلمات را از جايگاهشان تحريف ميكردند و فراموش كردند بخشي از آنچه را كه به ايشان پند داده شده بود."
[1]سوره مائده (5)، آيه 15) .
[2]سوره ابراهيم (14)، آيه 4 .
[3]سوره نحل (16)، آيه 44 .
[4]سوره مائده (5)، آيه 13) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :57
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
چنين برخوردهايي با دستورات ديني چه بسا به خاطر منفعت طلبي و چه بسا به جهت تحميل عقايد، ايده ها و ذوق خود بر تعاليم دين بوده كه حاصل آن قرار دادن دين در محاق است . اين روش را قرآن مجيد از برخورد برخي يهوديان با اسلام بازگو كرده است : (أفتطمعون أن يؤمنوا لكم و قد كان فريق منهم يسمعون كلا م الله ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه و هم يعلمون )[1]"آيا اميد داريد كه ايمان بياورند؟ در حالي كه گروهي از آنان كساني هستند كه كلام خدا را ميشنوند و آن را تحريف ميكنند پس از آن كه آن را ميفهمند، و آنان ميدانند." در قرآن علاوه بر تذكر نكته فوق آياتي نيز به اين حقيقت پرداخته است كه آنچه خداوند اراده كرده و فرستاده همان دين حقيقي است و ديگران حتي پيامبر حق ندارند بر آنها چيزي بيفزايند. (تنزيل من رب العالمين و لو تقول علينا بعض الاقاويل لا خذنا منه باليمين ثم لقطعنا منه الوتين )[2]"فرود آمده از جانب پروردگار عالميان است ; و اگر بر ما سخناني ميبست، دست راستش را ميگرفتيم سپس شاهرگش را ميبريديم ." ورود در مباحث ديني بدون رعايت ضوابط لازم، نگراني تحريف در دين را در پي دارد. و تحريف تنها منحصر در تحريف لفظي نيست، بلكه گاهي تحريف معنوي است . يعني پيامي ديني را به گونه اي استفاده كنيم كه مقصود دين نباشد. در كتاب اصول كافي بابي آمده است درباره بدعت و نظر دادن درباره دين و قياس در آن . در احاديث آن باب از آثار بدعت و بدعت گذاران سخن به ميان آمده است . در همان باب، احكام الهي تغيير ناپذير معرفي شده است : "حلال محمد حلال أبدا الي يوم القيامة و حرامه حرام أبدا الي يوم القيامة"[3]"حلال محمد6تا قيامت حلال و حرام او تا قيامت حرام است ."
[1]سوره بقره (2)، آيه 75 .
[2]سوره حاقه (69)، آيات 43 - 46 .
[3]كليني، كافي، ج 1، ص 58، حديث 19) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :58
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست