بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 520

مخدر، خشونت و بيماريهاي خطرناك مبتلا سازد. از سوي ديگر بسا براي همه مردم ازدواج دائم نه به مصلحت است و نه مقدور، و راه حلي كه قرآن كريم پيشنهاد داده ازدواج موقت است .[1]بنابراين ممكن است هدف اصلي از ازدواج، غير از تشكيل خانواده، امور ديگري نيز باشد:1 -زن و مردي كه به جهاتي آمادگي براي پذيرش تمام شرايط همسري دائمي را ندارند و نمي خواهند و يا نمي توانند تمام مسؤوليت ها و تكاليف زوجيت دائمي را به عهده بگيرند صرفا براي اين كه بتوانند تماس و برخورد معمولي با يكديگر داشته باشند و يا قبل از ازدواج دائم بتوانند نسبت به يكديگر شناخت و اطمينان كامل پيدا كنند، براي مدت معيني با هم ازدواج مي‌كنند. در اين صورت اگر اطمينان كامل به يكديگر پيدا كردند، ازدواج را ادامه مي‌دهند، و اگر نه از هم جدا مي‌شوند.2 -مرداني كه مدت زمان قابل توجهي به همسر خود دسترسي ندارند يا همسرشان بر اثر بيماري و غير آن، توان جنسي خود را از دست داده است و يا كسي كه همسر خود را از دست داده و امكان يا قصد ازدواج مجدد دائم را ندارد.3 -جواناني كه به سن بلوغ رسيده اند و امكان تشكيل خانواده و ازدواج دائم براي آنان مقدور نيست . فشار غريزه جنسي و محروم بودن از همسري شايسته، استعدادهاي آنان را مشغول و هدر مي‌دهد و يا به معصيت آلوده مي‌كند و نتايج تلخي چه از نظر اجتماعي و چه از نظر فردي به بار مي‌آورد. در اين صورت دو راه بيشتر وجود ندارد، يا اين كه آنان به حال خود رها شوند و رابطه نامشروع داشته باشند و يا از طريق مشروع به غريزه خود پاسخ بدهند. و چون امكان ازدواج دائم برايشان فراهم نيست، ازدواج موقت بهترين راه حفظ آنان از گناه و تأمين غرايز جنسي است . بنابراين آن دسته از قانون گذاران مخالف ازدواج موقت كه ارتباط غيرقانوني و
[1]سوره نساء (4)، آيه 24 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :520

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 521

غيررسمي زن و مرد يعني زنا را جايز نمي شمارند، يا بايد ادعا كنند كه هيچ يك از مردان و زنان، خارج از ازدواج رسمي دائمي هيچ گونه رابطه جنسي با هيچ كس ديگر ندارند و يا اگر عملا مي‌بينند كه تا حدود قابل ملاحظه اي ارتباطهاي گوناگون آزاد بين زنان و مردان وجود دارد، بايد ضمن تجديدنظر در روابط قانوني ازدواج اعتراف كنند كه بي توجهي به بعضي از نيازها و ضرورتها موجب اين تخلفات و روابط نامشروع و ايجاد عقده ها و يا بي بند و باريها شده است و براي آن ناچار بايد تدبيري انديشيد. در اسلام كه خواسته هاي فطري و نيروهاي مختلف جسمي و رواني انسان از نظر دور نمانده است، با واقع بيني كامل براي اين گونه مشكلات اجتماعي راه حل هاي عاقلانه و به دور از افراط و تفريط ارائه و پيشنهاد شده است ; و براي حل اين معضل، بهترين راه ازدواج موقت معرفي شده است . در بعضي روايات آمده است كه اميرالمؤمنين (ع) و امام صادق (ع) فرموده اند: "اگر از ازدواج موقت جلوگيري نشده بود هيچ كس جز فرد شقي تن به زنا نمي داد."[1]ممكن است افرادي از اين قانون سوءاستفاده كنند و يا وسيله بوالهوسي عده اي شود، اما هر قانوني در مواردي خاص و جزئي مي‌تواند زمينه سوء استفاده واقع شود. مهم آن است كه از راههاي سوء استفاده جلوگيري شود.

احكام ازدواج موقت

افزون بر تصريح به مدت و مهريه، در عقد ازدواج غير دائمي احكامي مقرر شده كه بايد به آنها توجه شود. از جمله :1 -زن و مرد مي‌توانند در ازدواج موقت شرط كنند كه بهره برداري جنسي آنها محدود باشد و يا مثلا نزديكي صورت نگيرد، در اين صورت مرد مكلف است شروط مورد توافق در ضمن عقد را رعايت كند; مگر اين كه زن بعدا راضي شود.
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 1) از ابواب متعة، ج 21، ص 5 و 10) و 11، حديث 2 و 20 و 24 و 25 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :521

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 522

2 -در ازدواج دائم در هر صورت مرد بايد عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسكن و احتياجات ديگر زن از قبيل دارو و طبيب باشد; ولي در ازدواج موقت بستگي به قراري دارد كه ميان طرفين منعقد مي‌گردد. ممكن است مرد نخواهد يا نتواند متحمل اين مخارج بشود و يا زن نخواهد از پول مرد استفاده كند.3 -در ازدواج دائم مرد عنوان سرپرست خانواده را عهده دار است ; اما در ازدواج موقت به قراردادي كه ميان آنان بسته مي‌شود بستگي دارد.4 -در ازدواج دائم زوجين فقط با جلب نظر ديگري حق دارند از بچه دار شدن و توليد نسل جلوگيري كنند، ولي در ازدواج موقت جلب رضايت طرف ديگر ضرورت ندارد و مرد و يا زن مي‌تواند خود از بچه دار شدن جلوگيري كند.5 -اگر در اثر آميزش زن و مرد در اين نوع ازدواج كودكي متولد شد، مانند ازدواج دائمي مرد مسؤول اداره و تأمين زندگي اوست .6 -ممنوعيت ايجاد روابط جنسي زن با ديگران در مدت مورد توافق همانند ازدواج دائم است و تمام آن احكام را دارد.7 -پس از تمام شدن مدت تعيين شده، زن و شوهر خود به خود از هم جدا مي‌شوند و نياز به طلاق نيست ; ولي اگر آميزش صورت گرفته باشد، زن بايد عده نگه دارد تا اگر زن باردار است معلوم شود و مردي كه مسؤول اداره كودك است مشخص گردد. عده اين ازدواج در صورتي كه همبستر شده اند اگر عادت مي‌شود بنابراحتياط واجب گذشتن دوبار عادت ماهانه يا دو پاكي هركدام بيشتر است مي‌باشد، و اگر عادت نمي شود گذشتن چهل و پنج روز است . و اگر همبستر نشده اند يا زن يائسه است عده ندارد.8 -در اين نوع ازدواج حق توارث بين زن و شوهر نيست ; مگر درصورتي كه ارث بردن را در ضمن عقد شرط كرده باشند، كه در اين صورت بنابراحتياط با ساير ورثه مصالحه شود و ورثه او را راضي نمايند.


صفحه 523

چند همسري

چند همسري يكي از واقعيت هاي جوامع و از مسائل مورد بحث در زمينه نظام خانواده از زمانهاي دور است . اسلام با توجه به اين واقعيت كه عده اي خواه ناخواه به يك همسر اكتفا نمي كنند و حتي ممكن است به صورت نامشروع به زن ديگري روي آورند، چند همسري را تشويق نكرده ولي آن را لغو هم نكرده است ; بلكه آن را محدود كرده است . يعني از سويي براي آن حداكثري قائل شده و از سوي ديگر براي آن قيود و شرايطي قرار داده و به هر كس اجازه نداده است كه همسران متعدد انتخاب كند. اسلام در حقيقت با اين قانون جانب زن را گرفته و با حق استفاده مشروط به عنوان همسر قانوني، تعهدي بر دوش مرد گذاشته است و مانع از هوسراني هاي سهل تر و بي دردسرتر مرد بدون عنوان ازدواج شده است . جهت آشنايي با فلسفه چند همسري، طرح چند نكته ضروري است :1 -چند همسري طبيعتا وقتي صورت مي‌گيرد كه اولا: تعداد زنان آماده ازدواج نسبت به مردان آماده ازدواج بيشتر باشد. ثانيا: به طور طبيعي موارد مقتضي از قبيل نازايي زنان يا مريضي و علل ديگر فراهم گردد. ثالثا: زناني وجود داشته باشند كه حاضر به ازدواج با مردان متأهل باشند، و اين اقدام را با ميل خود انجام دهند. بنابراين در صورت كمي تعداد زنان آماده به ازدواج نسبت به مردان، و عدم رضايت آنان به ازدواج با مرد متأهل، اين امر به خودي خود منتفي است .2 -اگر واقع بينانه نگاه كنيم، به متانت دستور جواز تعدد زوجات پي خواهيم برد. اين يك واقعيت است كه جواز چند همسري رسمي در مشرق زمين، مهمترين عامل بوده است كه تك همسري تقويت شود. در شرايطي كه موجبات تعدد زوجات پيدا مي‌شود و عدد زنان نيازمند به ازدواج از مردان فزوني مي‌گيرد، اگر حق تأهل اين زنان به رسميت شناخته نشود و به مرداني كه واجد شرايط اخلاقي، مالي و جسمي هستند اجازه چند همسري داده نشود، رفيق بازي و معشوقه گيري و به


صفحه 524

طور كلي ارتباطهاي نامشروع ريشه ازدواجهاي رسمي را مي‌خشكاند. اين حكم با در نظر گرفتن مصلحت زنان و همچنين با در نظر گرفتن رسوم و عادات گذشته و حال به صورت زير تعديل شده است .

شرايط تعدد زوجات

تعدد زوجات با سه شرط تجويز شده است كه عبارتند از:1 -حفظ حقوق خانواده و اجتناب از تضييع حق همسر.2 -محدوديت در تعداد، و اين كه ازدواجها نبايد از چهار همسر تجاوز كند.3 -رعايت عدالت در رفتار با همسران . استفاده از اين امر مشروع، مشروط به اجراي عدالت كامل ميان همسران است، به گونه اي كه همسران بلاتكليف نمانند و از حقوق خود محروم نگردند. (فلا تميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة )[1]"يكباره به سوي يكي ميل نكنيد تا ديگري را سرگردان كرده باشيد." رعايت اين شرط مستلزم داشتن روحيه و امكانات خاصي در مردان است كه اگر فاقد آن باشند، نبايد بيش از يك همسر اختيار كنند; (فان خفتم ألا تعدلوا فواحدة )[2]"پس اگر مي‌ترسيد كه نتوانيد عدالت را برقرار كنيد به يكي اكتفا كنيد." از نظر اسلام ترجيح يك همسر بر ساير همسران به هر صورت و به هر شكل كه موجب تبعيض عملي بين زنان شود، جايز نيست . از رسول اكرم6نقل شده : "هر كس دو همسر داشته باشد و در ميان آنها به عدالت رفتار نكند و به يكي از آنها بيشتر از ديگري رسيدگي نمايد، در روز قيامت در حالي كه به زنجير كشيده شده و يك طرف بدن خود را به زمين مي‌كشد محشور خواهد شد تا سرانجام داخل آتش شود."[3]و درباره عدالت آن حضرت ميان همسرانش از عايشه نقل شده است : "رسم پيامبر6اين بود كه هيچ يك از ما را بر ديگري ترجيح نمي داد. با همه به عدالت و
[1]سوره نساء (4)، آيه 129) .
[2]سوره نساء (4)، آيه 3 .
[3]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 4 از ابواب القسم والنشوز، ج 21، ص 342، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :524

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 525

تساوي كامل رفتار مي‌كرد. كمتر روزي اتفاق مي‌افتاد كه به همه زنان خود سر نزند و احوالپرسي و دلجويي نكند، ولي نوبت هر كس بود نسبت به ديگران به احوالپرسي قناعت مي‌كرد و شب را در خانه كسي به سر مي‌برد كه نوبت او بود."[1]و نيز عايشه مي‌گويد: "اگر احيانا در وقتي كه نوبت زني بود مي‌خواست نزد زن ديگر برود اجازه مي‌گرفت . من شخصا اين طور بودم كه هر وقت از من اجازه مي‌خواست نمي پذيرفتم ."[2]به هر حال با توجه به اهداف اساسي زندگي، يعني آرامش خاطر اعضاي خانواده بر مبناي دوستي و مهرباني زن و شوهر به يكديگر، بهترين و مطمئن ترين شكل ازدواج در شرايط عادي همان شكل تك همسري است، و تنها در موارد استثنايي از تعدد زوجات آن هم با رعايت شرايط ياد شده مي‌توان استفاده نمود.

طلاق

پيش از اين گذشت كه اسلام به ازدواج سفارش نموده و ازدواج سنت پيامبر6معرفي شده است . اساس ازدواج ميثاق و پيمان شديد بر اساس مهر و مودت و تقوا و خوشرفتاري است : (و أخذن منكم ميثاقا غليظا).[3]همچنين اسلام توصيه هاي فراواني درباره دقت در انتخاب همسر نموده و به هنگام بروز اختلاف، محكمه خانوادگي را جهت ايجاد صلح و آشتي پيش بيني كرده است،[4]و از سوي ديگر طلاق را مورد نكوهش و مذمت شديد قرار داده است . در روايت هاي بسياري طلاق ناپسندترين حلال در نزد خداوند معرفي شده است .[5]و لذا اسلام محدوديت هاي زيادي در شرايط و احكام طلاق قرار داده است تا كمتر تحقق يابد. در عين حال از آنجا كه ادامه زندگي و رابطه همسري ميان زن و شوهر گاهي موجب
[1]سنن ابي داود، ج 2، ص 243، حديث 2135 .
[2]همان، حديث 2136 .
[3]سوره نساء (4)، آيه 21 .
[4]سوره نساء (4)، آيه 35 .
[5]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 1) از ابواب طلاق، ج 22، ص 7 - 9 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :525

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 526

عسر و حرج و فشارهاي روحي و اختلافات شديد و غير قابل اصلاح مي‌شود كه نمي توان آن را ناديده گرفت، طلاق را مجاز دانسته است . با اين حال براي جلوگيري از وقوع طلاق، زمينه آشتي را با قراردادن دوران عده و مخارج زن بر عهده مرد (در طلاق رجعي) فراهم نموده تا چنانچه طلاق در اثر عصبانيت و با عجله و يا با بهانه هاي بي اساس صورت گرفته، مرد بتواند رجوع كند. نكته ديگر اين كه قرار دادن حق طلاق براي مرد به اين معنا نيست كه نتوان مرد را محدود كرد; بلكه مي‌توان در هنگام ازدواج حق وكالت در طلاق را در موارد خاص براي زن گرفت .

محدوديت هاي وقوع طلاق

براي اين كه طلاق كمتر اتفاق بيفتد، محدويت هايي به شرح زير قرار داده شده است :1 -يكي از شرايط طلاق، حضور دو شاهد عادل است . اين شرط با اين كه در اصل ازدواج وجود ندارد، اما در طلاق لازم شمرده شده است . تحقق اين شرط باعث مي‌شود كه امر طلاق به سهولت واقع نشود، و چه بسا دو شاهد عادل موجب اصلاح بين زن و شوهر گردند.2 -به جز در موارد خاص[1]طلاق بايد در زماني واقع شود كه همسر در عادت ماهانه و يا نفاس نباشد، كه از نظر رواني بسيار حائز اهميت است .3 -پس از آخرين آميزش جنسي، يك بار عادت ماهيانه تحقق پيدا كند و از آن پاك گردد.4 -مهريه زن پرداخت گردد. در قرآن آمده است : (و ان أردتم استبدال زوج مكان زوج و آتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا)[2]"اگر خواستيد زني را رها كرده و
[1]ر.ك : توضيح المسائل، مسأله 2753 .
[2]سوره نساء (4)، آيه 20 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :526

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 527

زن ديگري به جاي وي اختيار كنيد و مال بسيار مهر او كرده ايد، به هيچ وجه نبايد چيزي از مهريه وي بازگيريد." البته پرداخت مهريه از شرايط صحت طلاق نيست و مي‌تواند با توافق زن آن را بعد از طلاق پرداخت كند.5 -طلاقي كه در آن رجوع و بازگشت باشد، به دو بار محدود شده است . (الطلا ق مرتان )[1]و براي كسي كه همسرش را سه بار طلاق داده، شرط شده كه پس از سه بار طلاق، تنها در صورتي مجددا مي‌تواند با زني كه طلاق داده ازدواج كند كه قبل از او فرد ديگري با آن زن ازدواج كرده و همبستر شود و سپس او را طلاق دهد، كه اصطلاحا او را "محلل" مي‌نامند. اين حكم از آغاز براي پيشگيري از طلاق دادن هاي مكرر بوده است .6 -براي كاهش دادن طلاق، به زنان جز در مواردي خاص اجازه طلاق نداده است . چرا كه زنان نوعا داراي عواطف و احساسات فراواني هستند و ممكن است تحت تأثير عواطف و يا اغفال ديگران قرار بگيرند و به زندگي خود آسيب بزنند.

اقسام طلاق

الف - طلاق بائن

طلاقي كه پس از آن، مرد حق ندارد به زن خود رجوع كند و بدون عقد او را به همسري خود برگرداند "بائن" نام دارد. طلاق بائن شش قسم است :1 -طلاق دختري كه نه سال او تمام نشده است .2 -طلاق زني كه زمان حيض شدن او پايان يافته و يائسه شده باشد.3 -طلاق زني كه شوهرش بعد از عقد با او نزديكي نكرده است .4 -طلاق سوم زني كه همسرش او را سه بار طلاق داده است .5 و 6 -طلاق خلع و مبارات .
[1]سوره بقره (2)، آيه 229 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :527

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست