چند همسري
چند همسري يكي از واقعيت هاي جوامع و از مسائل مورد بحث در زمينه نظام خانواده از زمانهاي دور است . اسلام با توجه به اين واقعيت كه عده اي خواه ناخواه به يك همسر اكتفا نمي كنند و حتي ممكن است به صورت نامشروع به زن ديگري روي آورند، چند همسري را تشويق نكرده ولي آن را لغو هم نكرده است ; بلكه آن را محدود كرده است . يعني از سويي براي آن حداكثري قائل شده و از سوي ديگر براي آن قيود و شرايطي قرار داده و به هر كس اجازه نداده است كه همسران متعدد انتخاب كند. اسلام در حقيقت با اين قانون جانب زن را گرفته و با حق استفاده مشروط به عنوان همسر قانوني، تعهدي بر دوش مرد گذاشته است و مانع از هوسراني هاي سهل تر و بي دردسرتر مرد بدون عنوان ازدواج شده است . جهت آشنايي با فلسفه چند همسري، طرح چند نكته ضروري است :1 -چند همسري طبيعتا وقتي صورت ميگيرد كه اولا: تعداد زنان آماده ازدواج نسبت به مردان آماده ازدواج بيشتر باشد. ثانيا: به طور طبيعي موارد مقتضي از قبيل نازايي زنان يا مريضي و علل ديگر فراهم گردد. ثالثا: زناني وجود داشته باشند كه حاضر به ازدواج با مردان متأهل باشند، و اين اقدام را با ميل خود انجام دهند. بنابراين در صورت كمي تعداد زنان آماده به ازدواج نسبت به مردان، و عدم رضايت آنان به ازدواج با مرد متأهل، اين امر به خودي خود منتفي است .2 -اگر واقع بينانه نگاه كنيم، به متانت دستور جواز تعدد زوجات پي خواهيم برد. اين يك واقعيت است كه جواز چند همسري رسمي در مشرق زمين، مهمترين عامل بوده است كه تك همسري تقويت شود. در شرايطي كه موجبات تعدد زوجات پيدا ميشود و عدد زنان نيازمند به ازدواج از مردان فزوني ميگيرد، اگر حق تأهل اين زنان به رسميت شناخته نشود و به مرداني كه واجد شرايط اخلاقي، مالي و جسمي هستند اجازه چند همسري داده نشود، رفيق بازي و معشوقه گيري و به
طور كلي ارتباطهاي نامشروع ريشه ازدواجهاي رسمي را ميخشكاند. اين حكم با در نظر گرفتن مصلحت زنان و همچنين با در نظر گرفتن رسوم و عادات گذشته و حال به صورت زير تعديل شده است .
شرايط تعدد زوجات
تعدد زوجات با سه شرط تجويز شده است كه عبارتند از:1 -حفظ حقوق خانواده و اجتناب از تضييع حق همسر.2 -محدوديت در تعداد، و اين كه ازدواجها نبايد از چهار همسر تجاوز كند.3 -رعايت عدالت در رفتار با همسران . استفاده از اين امر مشروع، مشروط به اجراي عدالت كامل ميان همسران است، به گونه اي كه همسران بلاتكليف نمانند و از حقوق خود محروم نگردند. (فلا تميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة )[1]"يكباره به سوي يكي ميل نكنيد تا ديگري را سرگردان كرده باشيد." رعايت اين شرط مستلزم داشتن روحيه و امكانات خاصي در مردان است كه اگر فاقد آن باشند، نبايد بيش از يك همسر اختيار كنند; (فان خفتم ألا تعدلوا فواحدة )[2]"پس اگر ميترسيد كه نتوانيد عدالت را برقرار كنيد به يكي اكتفا كنيد." از نظر اسلام ترجيح يك همسر بر ساير همسران به هر صورت و به هر شكل كه موجب تبعيض عملي بين زنان شود، جايز نيست . از رسول اكرم6نقل شده : "هر كس دو همسر داشته باشد و در ميان آنها به عدالت رفتار نكند و به يكي از آنها بيشتر از ديگري رسيدگي نمايد، در روز قيامت در حالي كه به زنجير كشيده شده و يك طرف بدن خود را به زمين ميكشد محشور خواهد شد تا سرانجام داخل آتش شود."[3]و درباره عدالت آن حضرت ميان همسرانش از عايشه نقل شده است : "رسم پيامبر6اين بود كه هيچ يك از ما را بر ديگري ترجيح نمي داد. با همه به عدالت و
[1]سوره نساء (4)، آيه 129) .
[2]سوره نساء (4)، آيه 3 .
[3]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 4 از ابواب القسم والنشوز، ج 21، ص 342، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :524
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
تساوي كامل رفتار ميكرد. كمتر روزي اتفاق ميافتاد كه به همه زنان خود سر نزند و احوالپرسي و دلجويي نكند، ولي نوبت هر كس بود نسبت به ديگران به احوالپرسي قناعت ميكرد و شب را در خانه كسي به سر ميبرد كه نوبت او بود."[1]و نيز عايشه ميگويد: "اگر احيانا در وقتي كه نوبت زني بود ميخواست نزد زن ديگر برود اجازه ميگرفت . من شخصا اين طور بودم كه هر وقت از من اجازه ميخواست نمي پذيرفتم ."[2]به هر حال با توجه به اهداف اساسي زندگي، يعني آرامش خاطر اعضاي خانواده بر مبناي دوستي و مهرباني زن و شوهر به يكديگر، بهترين و مطمئن ترين شكل ازدواج در شرايط عادي همان شكل تك همسري است، و تنها در موارد استثنايي از تعدد زوجات آن هم با رعايت شرايط ياد شده ميتوان استفاده نمود.
طلاق
پيش از اين گذشت كه اسلام به ازدواج سفارش نموده و ازدواج سنت پيامبر6معرفي شده است . اساس ازدواج ميثاق و پيمان شديد بر اساس مهر و مودت و تقوا و خوشرفتاري است : (و أخذن منكم ميثاقا غليظا).[3]همچنين اسلام توصيه هاي فراواني درباره دقت در انتخاب همسر نموده و به هنگام بروز اختلاف، محكمه خانوادگي را جهت ايجاد صلح و آشتي پيش بيني كرده است،[4]و از سوي ديگر طلاق را مورد نكوهش و مذمت شديد قرار داده است . در روايت هاي بسياري طلاق ناپسندترين حلال در نزد خداوند معرفي شده است .[5]و لذا اسلام محدوديت هاي زيادي در شرايط و احكام طلاق قرار داده است تا كمتر تحقق يابد. در عين حال از آنجا كه ادامه زندگي و رابطه همسري ميان زن و شوهر گاهي موجب
[1]سنن ابي داود، ج 2، ص 243، حديث 2135 .
[2]همان، حديث 2136 .
[3]سوره نساء (4)، آيه 21 .
[4]سوره نساء (4)، آيه 35 .
[5]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 1) از ابواب طلاق، ج 22، ص 7 - 9 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :525
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
عسر و حرج و فشارهاي روحي و اختلافات شديد و غير قابل اصلاح ميشود كه نمي توان آن را ناديده گرفت، طلاق را مجاز دانسته است . با اين حال براي جلوگيري از وقوع طلاق، زمينه آشتي را با قراردادن دوران عده و مخارج زن بر عهده مرد (در طلاق رجعي) فراهم نموده تا چنانچه طلاق در اثر عصبانيت و با عجله و يا با بهانه هاي بي اساس صورت گرفته، مرد بتواند رجوع كند. نكته ديگر اين كه قرار دادن حق طلاق براي مرد به اين معنا نيست كه نتوان مرد را محدود كرد; بلكه ميتوان در هنگام ازدواج حق وكالت در طلاق را در موارد خاص براي زن گرفت .
محدوديت هاي وقوع طلاق
براي اين كه طلاق كمتر اتفاق بيفتد، محدويت هايي به شرح زير قرار داده شده است :1 -يكي از شرايط طلاق، حضور دو شاهد عادل است . اين شرط با اين كه در اصل ازدواج وجود ندارد، اما در طلاق لازم شمرده شده است . تحقق اين شرط باعث ميشود كه امر طلاق به سهولت واقع نشود، و چه بسا دو شاهد عادل موجب اصلاح بين زن و شوهر گردند.2 -به جز در موارد خاص[1]طلاق بايد در زماني واقع شود كه همسر در عادت ماهانه و يا نفاس نباشد، كه از نظر رواني بسيار حائز اهميت است .3 -پس از آخرين آميزش جنسي، يك بار عادت ماهيانه تحقق پيدا كند و از آن پاك گردد.4 -مهريه زن پرداخت گردد. در قرآن آمده است : (و ان أردتم استبدال زوج مكان زوج و آتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا)[2]"اگر خواستيد زني را رها كرده و
[1]ر.ك : توضيح المسائل، مسأله 2753 .
[2]سوره نساء (4)، آيه 20 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :526
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
زن ديگري به جاي وي اختيار كنيد و مال بسيار مهر او كرده ايد، به هيچ وجه نبايد چيزي از مهريه وي بازگيريد." البته پرداخت مهريه از شرايط صحت طلاق نيست و ميتواند با توافق زن آن را بعد از طلاق پرداخت كند.5 -طلاقي كه در آن رجوع و بازگشت باشد، به دو بار محدود شده است . (الطلا ق مرتان )[1]و براي كسي كه همسرش را سه بار طلاق داده، شرط شده كه پس از سه بار طلاق، تنها در صورتي مجددا ميتواند با زني كه طلاق داده ازدواج كند كه قبل از او فرد ديگري با آن زن ازدواج كرده و همبستر شود و سپس او را طلاق دهد، كه اصطلاحا او را "محلل" مينامند. اين حكم از آغاز براي پيشگيري از طلاق دادن هاي مكرر بوده است .6 -براي كاهش دادن طلاق، به زنان جز در مواردي خاص اجازه طلاق نداده است . چرا كه زنان نوعا داراي عواطف و احساسات فراواني هستند و ممكن است تحت تأثير عواطف و يا اغفال ديگران قرار بگيرند و به زندگي خود آسيب بزنند.
اقسام طلاق
الف - طلاق بائن
طلاقي كه پس از آن، مرد حق ندارد به زن خود رجوع كند و بدون عقد او را به همسري خود برگرداند "بائن" نام دارد. طلاق بائن شش قسم است :1 -طلاق دختري كه نه سال او تمام نشده است .2 -طلاق زني كه زمان حيض شدن او پايان يافته و يائسه شده باشد.3 -طلاق زني كه شوهرش بعد از عقد با او نزديكي نكرده است .4 -طلاق سوم زني كه همسرش او را سه بار طلاق داده است .5 و 6 -طلاق خلع و مبارات .
[1]سوره بقره (2)، آيه 229 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :527
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
"طلاق خلع" به طلاقي ميگويند كه زن به هر دليل حاضر به زندگي با شوهرش نيست . در اين صورت مهر يا مال ديگر خود را - چه بيشتر از مهر باشد يا كمتر - به شوهر ميبخشد تا در برابر آن او را طلاق دهد. "طلاق مبارات" طلاقي است كه زن و شوهر هيچ كدام يكديگر را نمي خواهند و زن مهر خود يا مال ديگري را به مرد ببخشد كه او را طلاق دهد. تفاوت طلاق خلع و مبارات در اين است كه در طلاق خلع زن تمايل به طلاق و جدايي دارد; ولي در مبارات هر دو تمايل به جدايي دارند. مالي كه شوهر در طلاق مبارات ميگيرد نبايد از مهر بيشتر باشد، بلكه احتياط اين است كه كمتر باشد; ولي در طلاق خلع اگر بيشتر هم باشد اشكالي ندارد.
ب - طلاق رجعي
به موارد ديگر طلاق غير از طلاق بائن، طلاق رجعي گفته ميشود. در طلاق رجعي مرد ميتواند در عده به همسر خود رجوع كند و به عقد جديد نيازي نيست . در طلاق رجعي مرد به دو صورت ميتواند به زن خود رجوع كند و از طلاق اعلام انصراف نمايد:1 -حرفي بزند كه معنايش اين باشد كه از طلاق منصرف شده و او را دوباره به همسري پذيرفته است .2 -به قصد رجوع كاري انجام دهد كه از آن، رجوع فهميده شود; مثلا با او تماسي برقرار كند كه گفته شود آنان همسر يكديگرند. مرد لازم نيست براي رجوع شاهد بگيرد يا به زن خبر بدهد; بلكه اگر بدون اين كه كسي بفهمد بگويد "به زنم رجوع كردم" صحيح است . بر زني كه طلاق رجعي داده شده در ايام عده احكام همسر شرعي جاري است، بنابراين نفقه و فطريه او بر شوهر واجب است و از يكديگر ارث ميبرند و شوهر حق ندارد در عده با خواهر او و يا زن پنجم ازدواج كند.
بر كسي كه همسرش را طلاق رجعي داده حرام است در روزهاي عده او را از خانه اي كه هنگام طلاق در آن زندگي ميكرده بيرون كند. اگر شوهر همسر خود را دوبار طلاق بدهد و پس از هر طلاق به او رجوع كند يا دوبار او را طلاق دهد و پس از هر طلاق و گذشت عده با او ازدواج كند، پس از طلاق سوم، آن زن بر او حرام ميشود و ازدواج مجدد منوط به محلل است، يعني مرد ديگري با آن زن ازدواج نمايد و همبستر شود و سپس او را طلاق دهد، كه در اين صورت مرد اول ميتواند با آن زن ازدواج نمايد; آن هم با شرايطي كه در توضيح المسائل بيان شده است .[1]
احكام عده
عده طلاق
پس از آن كه زن از شوهر خود جدا شد - خواه با اجراي صيغه طلاق باشد يا از موارد فسخ نكاح باشد يا با تمام شدن مدت و يا بخشيدن مدت توسط شوهر در عقد موقت - بايد مدتي را كه در شرع مقدس تعيين شده به عنوان عده صبر نمايد و در اين مدت از ازدواج با ديگري خودداري كند. عده طلاق براي زناني كه عده دارند سه نوبت پاكي از حيض است . يعني اگر زن پس از پاك شدن از حيض، طلاق داده شد و هنوز در پاكي به سر ميبرد، بايد صبر كند تا دوبار حيض و پاك شود و همين كه حيض سوم را ديد از عده خارج شده و ميتواند ازدواج نمايد. زني كه حيض نمي بيند و در سن زناني است كه حيض ميبينند، چنانچه شوهرش با او نزديكي كرده باشد و بخواهد او را طلاق دهد، بايد سه ماه با او نزديكي نكند و سپس او را طلاق دهد; و پس از طلاق، زن بايد تا سه ماه قمري به عنوان عده صبر كند. پايان عده زن آبستن به دنيا آمدن و يا سقط شدن جنين است ; ولي اگر از زنا آبستن شده باشد، بنابراحتياط واجب بايد علاوه بر اين، سه پاكي يا سه ماه از زمان طلاق او بگذرد.
[1]ر.ك : توضيح المسائل، مسأله 2779 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :529
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
زناني كه نياز به عده ندارند
1 -دختري كه پيش از تمام شدن نه سال به عقد كسي درآمده و پيش از نه سال از او جدا شود.2 -زني كه به عقد كسي درآمده و شوهر با او نزديكي نكرده باشد.3 -زني كه زمان حيض شدن او پايان يافته و يائسه شده باشد.
عده زن در ازدواج موقت
زني كه به عقد موقت درآمده و مدت آن تمام شده يا شوهر مدت آن را بخشيده است، از نظر عده يكي از صورتهاي زير را دارد:1 -اگر شوهرش با او نزديكي نكرده باشد عده ندارد.2 و 3 -اگر نه سال او تمام نشده يا يائسه باشد عده ندارد; هر چند شوهرش با او نزديكي كرده باشد.4 -اگر نه سال او تمام شده و يائسه نشده و شوهرش با او نزديكي كرده باشد، بايد به ترتيب زير عده نگه دارد:الف -چنانچه حيض ميبيند، بنابر احتياط واجب بايد به مقدار دو حيض يا دو پاكي - هر كدام كه بيشتر است - عده نگه دارد.ب -چنانچه حيض نمي بيند، بايد تا چهل و پنج روز عده نگه دارد.ج -اگر آبستن باشد و حيض نمي بيند، بنابر احتياط واجب به هر كدام از زاييدن يا چهل و پنج روز كه بيشتر است عده نگه دارد.
عده وفات
زني كه شوهرش از دنيا رفته بايد به ترتيب زير عده وفات نگه دارد:1 -اگر آبستن نباشد، بايد تا چهار ماه و ده روز عده نگه دارد، و از شوهر كردن