بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 527

زن ديگري به جاي وي اختيار كنيد و مال بسيار مهر او كرده ايد، به هيچ وجه نبايد چيزي از مهريه وي بازگيريد." البته پرداخت مهريه از شرايط صحت طلاق نيست و مي‌تواند با توافق زن آن را بعد از طلاق پرداخت كند.5 -طلاقي كه در آن رجوع و بازگشت باشد، به دو بار محدود شده است . (الطلا ق مرتان )[1]و براي كسي كه همسرش را سه بار طلاق داده، شرط شده كه پس از سه بار طلاق، تنها در صورتي مجددا مي‌تواند با زني كه طلاق داده ازدواج كند كه قبل از او فرد ديگري با آن زن ازدواج كرده و همبستر شود و سپس او را طلاق دهد، كه اصطلاحا او را "محلل" مي‌نامند. اين حكم از آغاز براي پيشگيري از طلاق دادن هاي مكرر بوده است .6 -براي كاهش دادن طلاق، به زنان جز در مواردي خاص اجازه طلاق نداده است . چرا كه زنان نوعا داراي عواطف و احساسات فراواني هستند و ممكن است تحت تأثير عواطف و يا اغفال ديگران قرار بگيرند و به زندگي خود آسيب بزنند.

اقسام طلاق

الف - طلاق بائن

طلاقي كه پس از آن، مرد حق ندارد به زن خود رجوع كند و بدون عقد او را به همسري خود برگرداند "بائن" نام دارد. طلاق بائن شش قسم است :1 -طلاق دختري كه نه سال او تمام نشده است .2 -طلاق زني كه زمان حيض شدن او پايان يافته و يائسه شده باشد.3 -طلاق زني كه شوهرش بعد از عقد با او نزديكي نكرده است .4 -طلاق سوم زني كه همسرش او را سه بار طلاق داده است .5 و 6 -طلاق خلع و مبارات .
[1]سوره بقره (2)، آيه 229 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :527

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 528

"طلاق خلع" به طلاقي مي‌گويند كه زن به هر دليل حاضر به زندگي با شوهرش نيست . در اين صورت مهر يا مال ديگر خود را - چه بيشتر از مهر باشد يا كمتر - به شوهر مي‌بخشد تا در برابر آن او را طلاق دهد. "طلاق مبارات" طلاقي است كه زن و شوهر هيچ كدام يكديگر را نمي خواهند و زن مهر خود يا مال ديگري را به مرد ببخشد كه او را طلاق دهد. تفاوت طلاق خلع و مبارات در اين است كه در طلاق خلع زن تمايل به طلاق و جدايي دارد; ولي در مبارات هر دو تمايل به جدايي دارند. مالي كه شوهر در طلاق مبارات مي‌گيرد نبايد از مهر بيشتر باشد، بلكه احتياط اين است كه كمتر باشد; ولي در طلاق خلع اگر بيشتر هم باشد اشكالي ندارد.

ب - طلاق رجعي

به موارد ديگر طلاق غير از طلاق بائن، طلاق رجعي گفته مي‌شود. در طلاق رجعي مرد مي‌تواند در عده به همسر خود رجوع كند و به عقد جديد نيازي نيست . در طلاق رجعي مرد به دو صورت مي‌تواند به زن خود رجوع كند و از طلاق اعلام انصراف نمايد:1 -حرفي بزند كه معنايش اين باشد كه از طلاق منصرف شده و او را دوباره به همسري پذيرفته است .2 -به قصد رجوع كاري انجام دهد كه از آن، رجوع فهميده شود; مثلا با او تماسي برقرار كند كه گفته شود آنان همسر يكديگرند. مرد لازم نيست براي رجوع شاهد بگيرد يا به زن خبر بدهد; بلكه اگر بدون اين كه كسي بفهمد بگويد "به زنم رجوع كردم" صحيح است . بر زني كه طلاق رجعي داده شده در ايام عده احكام همسر شرعي جاري است، بنابراين نفقه و فطريه او بر شوهر واجب است و از يكديگر ارث مي‌برند و شوهر حق ندارد در عده با خواهر او و يا زن پنجم ازدواج كند.


صفحه 529

بر كسي كه همسرش را طلاق رجعي داده حرام است در روزهاي عده او را از خانه اي كه هنگام طلاق در آن زندگي مي‌كرده بيرون كند. اگر شوهر همسر خود را دوبار طلاق بدهد و پس از هر طلاق به او رجوع كند يا دوبار او را طلاق دهد و پس از هر طلاق و گذشت عده با او ازدواج كند، پس از طلاق سوم، آن زن بر او حرام مي‌شود و ازدواج مجدد منوط به محلل است، يعني مرد ديگري با آن زن ازدواج نمايد و همبستر شود و سپس او را طلاق دهد، كه در اين صورت مرد اول مي‌تواند با آن زن ازدواج نمايد; آن هم با شرايطي كه در توضيح المسائل بيان شده است .[1]

احكام عده

عده طلاق

پس از آن كه زن از شوهر خود جدا شد - خواه با اجراي صيغه طلاق باشد يا از موارد فسخ نكاح باشد يا با تمام شدن مدت و يا بخشيدن مدت توسط شوهر در عقد موقت - بايد مدتي را كه در شرع مقدس تعيين شده به عنوان عده صبر نمايد و در اين مدت از ازدواج با ديگري خودداري كند. عده طلاق براي زناني كه عده دارند سه نوبت پاكي از حيض است . يعني اگر زن پس از پاك شدن از حيض، طلاق داده شد و هنوز در پاكي به سر مي‌برد، بايد صبر كند تا دوبار حيض و پاك شود و همين كه حيض سوم را ديد از عده خارج شده و مي‌تواند ازدواج نمايد. زني كه حيض نمي بيند و در سن زناني است كه حيض مي‌بينند، چنانچه شوهرش با او نزديكي كرده باشد و بخواهد او را طلاق دهد، بايد سه ماه با او نزديكي نكند و سپس او را طلاق دهد; و پس از طلاق، زن بايد تا سه ماه قمري به عنوان عده صبر كند. پايان عده زن آبستن به دنيا آمدن و يا سقط شدن جنين است ; ولي اگر از زنا آبستن شده باشد، بنابراحتياط واجب بايد علاوه بر اين، سه پاكي يا سه ماه از زمان طلاق او بگذرد.
[1]ر.ك : توضيح المسائل، مسأله 2779 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :529

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 530

زناني كه نياز به عده ندارند

1 -دختري كه پيش از تمام شدن نه سال به عقد كسي درآمده و پيش از نه سال از او جدا شود.2 -زني كه به عقد كسي درآمده و شوهر با او نزديكي نكرده باشد.3 -زني كه زمان حيض شدن او پايان يافته و يائسه شده باشد.

عده زن در ازدواج موقت

زني كه به عقد موقت درآمده و مدت آن تمام شده يا شوهر مدت آن را بخشيده است، از نظر عده يكي از صورتهاي زير را دارد:1 -اگر شوهرش با او نزديكي نكرده باشد عده ندارد.2 و 3 -اگر نه سال او تمام نشده يا يائسه باشد عده ندارد; هر چند شوهرش با او نزديكي كرده باشد.4 -اگر نه سال او تمام شده و يائسه نشده و شوهرش با او نزديكي كرده باشد، بايد به ترتيب زير عده نگه دارد:الف -چنانچه حيض مي‌بيند، بنابر احتياط واجب بايد به مقدار دو حيض يا دو پاكي - هر كدام كه بيشتر است - عده نگه دارد.ب -چنانچه حيض نمي بيند، بايد تا چهل و پنج روز عده نگه دارد.ج -اگر آبستن باشد و حيض نمي بيند، بنابر احتياط واجب به هر كدام از زاييدن يا چهل و پنج روز كه بيشتر است عده نگه دارد.

عده وفات

زني كه شوهرش از دنيا رفته بايد به ترتيب زير عده وفات نگه دارد:1 -اگر آبستن نباشد، بايد تا چهار ماه و ده روز عده نگه دارد، و از شوهر كردن


صفحه 531

خودداري نمايد; خواه شوهرش با او نزديكي كرده باشد يا نه، ازدواج دائم باشد يا موقت، كمتر از نه سال داشته باشد يا بيشتر، بلكه اگر يائسه باشد نيز بايد عده نگه دارد.2 -اگر آبستن باشد، بايد تا هنگام زايمان عده نگه دارد; ولي اگر پيش از چهار ماه و ده روز زايمان كند، بايد تا چهار ماه و ده روز پس از مرگ شوهرش صبر كند.

وظيفه زن در عده وفات

زن بايد در ايام عده وفات از انجام اين امور خودداري كند:1 -پوشيدن لباس رنگارنگ، در صورتي كه زينت محسوب شود.2 -سرمه كشيدن .3 -هر كاري كه زينت به حساب آيد، مانند آرايش . نظافت بدن و لباس، شانه كردن مو و سكونت در خانه تزيين شده، در ايام عده براي زن مانعي ندارد.

تغذيه

اسلام براي موضوع تغذيه كه در صدر نيازهاي مادي انسان است اهميت زيادي قائل شده و درباره آنها دستورهايي داده كه مواردي از آنها چنين است :

1 - مواد گوشتي

استفاده از گوشت به مقدار كم و مفيد، توصيه شده است . در قرآن كريم آمده است : "و خداوند چهارپايان را براي شما آفريد; در آنها [پوست و موي آنها] براي شما وسيله گرما و منافعي است، و از آنها مي‌خوريد."[1]
[1]سوره نحل (16)، آيه 5 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :531

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 532

الف - حيوانات حلال گوشت

استفاده از گوشت حيوانات اهلي يا وحشي به شرح ذيل منعي ندارد:1 -از حيوانات دريايي، ماهي فلس دار (پولك دار) و ميگو حلال است .2 -از چهارپايان اهلي، گوشت و مواد خوردني شتر، گاو و گوسفند حلال است ; و گوشت اسب، قاطر و الاغ كراهت دارد. البته اين كراهت در اسب كمتر است .3 -از چهارپايان وحشي، گوشت آهو، گوزن، گاو وحشي، قوچ، بزكوهي و گورخر حلال است .4 -از پرندگان، آن دسته كه داراي چنگال هستند و درنده مي‌باشند - مانند: عقاب، باز، كركس و شاهين - حرام است ; همچنين بنابر احتياط واجب گوشت انواع كلاغ نيز حرام مي‌باشد. ولي گوشت پرندگاني مانند: انواع كبوتر، كبك، تيهو، قطا، مرغ خانگي، مرغابي، بوقلمون و انواع گنجشك و پرستو حلال است ; و از خوردن گوشت هدهد (شانه به سر) بنابر احتياط پرهيز شود. همچنين تخم پرندگان حلال گوشت حلال است . معمولا پرندگان حلال گوشت از حرام گوشت به دو راه شناخته مي‌شوند:1 -اين كه هنگام پرواز، بال زدن آنها بيشتر از بال نزدن آنها باشد. دسته اي كه بال زدنشان بيشتر باشد حلال، و آن دسته كه بيشتر بال را نگه مي‌دارند حرام مي‌باشند.2 -آن دسته از پرندگان كه سنگدان يا چينه دان و يا انگشت جدايي مانند شست انسان دارند حلال، و آن دسته كه اينها را ندارند حرام مي‌باشند. از حيوانات حلال گوشت خوردن شانزده چيز حرام است : 1 - خون 2 - فضله (مدفوع) 3 - نري 4 - مادينگي 5 - بچه دان 6 - تخم (دنبلان) 7 - انواع غده ها 8 - غده اي در مغز كه به شكل نخود است . 9 - نخاع (مغز حرام) 10 - پي (كه در دو طرف تيره پشت است). 11 - زهره دان 12 - سپرز (طحال) 13 - مثانه 14 - مردمك (عدسي و سياهي چشم) 15 - دريچه هاي قلب 16 - چيزي كه ميان سم دست و پاي حيوان است .


صفحه 533

احكام ذبح و شرايط آن

اگر حيوان حلال گوشت را به دستوري كه مي‌آيد سر ببرند، گوشت آن حلال و بدن آن پاك است . سربريدن حيوان پنج شرط دارد:1 -كسي كه سر حيوان را مي‌برد مسلمان باشد و با اهل بيت پيامبر6اظهار دشمني نكند; و فرقي نمي كند كه به صورت دستي ذبح كند يا ماشيني .2 -سر حيوان را با چيزي ببرد كه از جنس آهن باشد; مگر آن كه آهن پيدا نشود و طوري باشد كه اگر سر حيوان را نبرند مي‌ميرد، كه در اين صورت مي‌توان با هر وسيله تيزي كه چهار رگ آن را جدا كند سر حيوان را بريد.3 و 4 -هنگام سر بريدن بايد جلوي بدن حيوان رو به قبله باشد و به نيت سر بريدن نام خدا را ببرد. و همين اندازه كه بگويد: "بسم الله" كافي است . و اگر از روي فراموشي نام خدا را نگويد اشكال ندارد.5 -حيوان پس از سر بريدن حركتي كند كه معلوم شود در هنگام سر بريدن زنده بوده است . در ذبح حيوان بايد راه غذا و راه نفس و دو رگ محيط به آنها از زير برآمدگي گلو بريده شود به گونه اي كه قسمتي از آنها در سر بماند. و براي كشتن شتر بايد علاوه بر پنج شرطي كه براي سربريدن حيوانات گفته شد، كارد يا چيز تيز ديگري را كه از جنس آهن باشد در گودي ميان گردن و سينه شتر فرو برند; و به آن "نحر" مي‌گويند. سر بريدن حيوان به وسيله دستگاه، در صورتي كه شرايط شرعي ذبح رعايت شود اشكال ندارد. و لازم نيست براي هريك "بسم الله" بگويد; بلكه اگر هنگام زدن دكمه و گفتن "بسم الله" ذبح چند حيوان را قصد كند همه آنها حلال مي‌شود، به شرط آن كه ذبح همه آنها عرفا در يك زمان باشد.


صفحه 534

شرايط شكار با اسلحه

اگر حيوان حلال گوشت وحشي را با اسلحه شكار كنند، با پنج شرط پاك و حلال مي‌شود:1 -اسلحه شكاري مانند "كارد و شمشير" برنده يا مثل "نيزه و تير" تيز باشد كه در اثر تيز بودن، بدن حيوان را پاره كند. پس اگر به وسيله دام، چوب، سنگ و مانند آن حيوان را شكار كنند و حيوان بميرد، پاك نمي شود و خوردن آن حرام است، مگر اين كه آن را زنده دريابند و ذبح كنند. و اگر حيواني را با تفنگ شكار كنند، چنانچه گلوله آن تيز باشد كه در بدن حيوان فرو رود و آن را پاره كند پاك و حلال است ; بلكه اگر گلوله تيز نباشد ولي با فشار در بدن حيوان فرو رود و آن را پاره كند و حيوان را بكشد نيز بنابر اقوي حلال و پاك است ; اما اگر به واسطه حرارتش بدن حيوان را بسوزاند و در اثر سوزاندن حيوان بميرد، پاك و حلال بودنش خالي از اشكال نيست .2 -شكار كننده مسلمان باشد و با اهل بيت پيامبر6اظهار دشمني نكند.3 -اسلحه را براي شكار حيوان به كار برد; پس اگر به جاي ديگر نشانه گيري كند و اتفاقا به حيوان بخورد و آن را بكشد، پاك و حلال نيست .4 -هنگام به كار بردن اسلحه "بسم الله" بگويد، مگر اين كه فراموش كند.5 -هنگامي كه انسان به حيوان مي‌رسد حيوان مرده باشد، و يا اگر زنده است به اندازه سر بريدن وقت نباشد; وگرنه بايد به دستوري كه براي سربريدن گفته شد عمل كند.

صيد ماهي

اگر ماهي فلس دار را زنده از آب بگيرند و بيرون آب جان بدهد، پاك و خوردن آن حلال است . و چنانچه در آب بميرد پاك، ولي خوردن آن حرام است ; و اگر تور ماهيگيري را در آب بيندازند و بعضي ماهي ها پس از افتادن به تور، در تور يا هنگام خارج كردن آنها از تور بميرند، بنابر اقوي پاك و حلال است . ضمنا تخم ماهي