بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 616

رفع مي‌كند. دليل اين امر اين است كه تسلط حاكمان بر اموال عمومي و قدرت عمومي در كنار نفس سركش انساني، امكان سوءاستفاده را براي او و اطرافيانش هميشه فراهم مي‌آورد; و صاحبان اصلي اموال و قدرت، يعني مردم، دائما دغدغه تسلط هواي نفس بر متوليان حكومت را دارند و لازم است كه مستمرا اين دغدغه با عملكرد صحيح و اطمينان بخش متوليان بر طرف گردد. البته معناي اين سخن اين نيست كه همه مشكلات با عدالت بر طرف مي‌شود و با شرط عدالت مي‌توان به استبداد و سوءاستفاده از قدرت خاتمه داد. عدالت در بخش نظارتهاي دروني كارساز است و بايد در تشكيلات حكومت نظارتهاي بيروني را هم مورد توجه قرار داد.

و - حسن خلق

شرط اخلاقي اگرچه از نظر قراردادها و قوانين مدون چندان مشخص و شفاف نيست، ولي تأثير آن غيرقابل انكار و در تمامي جوامع بشري مورد توجه است . حتي در بعضي از جوامع، حاكمان فاقد برخي شرايط، با حسن خلق و رفتار پسنديده انساني توانسته اند سالها در مناصب قدرت باقي بمانند و الگويي براي همانندان خويش شمرده شوند.

چگونه بايد حكومت كرد؟

ضروري ترين مسأله در باب حكومت ديني نحوه سلوك و رفتار حكومت با مردم است . حكومتي كه همه قدرت و توان خويش را به صورت طبيعي از طرف مردم كسب كرده و دين مبين بر اين تبادل و تعاطي مهر تأييد زده است، در اولين قدم بايد راهكاري عملي براي رسيدن به اهداف بشري و ديني از حكومت را ترسيم كند. در يك كلام مي‌توان تفاوت عمده حكومت ديني با حكومت غير ديني را بر اساس مدارا، الفت و آرامش و احترام به شخصيت انسانها و احساس مسؤوليت


صفحه 617

نسبت به جامعه معرفي كرد. در روايتي از امام صادق (ع) تفاوت حكومت بني اميه و اهل بيت (ع) در مقايسه ميان اين دو نوع حكومت اين گونه بيان شده است : "اما علمت ان امارة بني امية كانت بالسيف و العسف و الجور، و ان امامتنا بالرفق و التألف و الوقار و التقية و حسن الخلطة و الورع و الاجتهاد; فرغبوا الناس في دينكم و في ما انتم عليه"[1]"آيا ندانستي كه حكومت بني اميه با شمشير و خشونت و ستم بود و رهبري و امامت ما با مدارا و الفت و آرامش و سر نگهداري و رفتار خوب و احتياط و تلاش و گفتگو است . پس مردم را به دين و مرام خود با اين روشها جذب و علاقه مند كنيد." وقتي انسان براي زندگي فردي خود محتاج نظم و برنامه است و بدون آن توفيق حتي تقوا و دينداري صحيح را نمي يابد، در زندگي اجتماعي به مراتب بيشتر محتاج نظم و برنامه است و تهيه برنامه مناسب سخت تر و دشوارتر است . از همين روست كه اميرالمؤمنين (ع) خطاب به امام حسن (ع) و امام حسين (ع) فرمود: "اوصيكما و جميع ولدي و اهلي و من بلغه كتابي بتقوي الله و نظم امركم"[2]"وصيت مي‌كنم به شما و تمام فرزندان و خانواده و كساني كه نامه من به آنان مي‌رسد كه پرواي خدا و نظم در كارها داشته باشيد." اين سخن امام (ع) نشان مي‌دهد كه آن حضرت به يقين مي‌دانست كه جز با نظم و برنامه نمي توان جامعه اي مبتني بر تقوا را بنيان گذاشت، و هيچ بي تقوايي اجتماعي بدتر از بي نظمي اجتماعي نيست . زيرا هرج و مرج منشاء گناه و نابساماني هاي بسياري است . به همين جهت حضور حاكم فاجر را بر هرج و مرج ترجيح مي‌دهد.[3]نظم اجتماعي بايد بر مبناي اصول و اهداف منطقي شكل بگيرد تا استواري و قوام پيدا كند. برخي از اين اهداف را مورد بررسي قرار مي‌دهيم تا معلوم گردد كه دين چگونه رفتاري را از حاكمان ديني انتظار دارد.
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 14) از ابواب امر و نهي، ج 16، ص 165، حديث 9 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 47، ص 421 .
[3]آمدي، غررالحكم، ص 464، حديث 10672) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :617

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 618

الف - حفظ آزادي هاي فردي و اجتماعي

از آنجايي كه فلسفه وجود حكومت ساماندهي به امور اجتماعي مردم است، از اين رو حكومت فقط در اموري حق مداخله و تصدي دارد كه متصدي مشخصي نداشته و از امور اجتماعي باشد. ولي در امور شخصي افراد و يا امور اجتماعي كه متولي غير حكومتي دارد و سرپرستي آن به عهده ديگران گذاشته شده است، حق دخالت و تصدي ندارد; مگر اين كه با ضرورتهاي اجتماعي حكومتي در تعارض قرار گيرد و لزوم تصدي حكومت با دلايل منطقي و مشروع به اثبات برسد. بنابراين در اموري مانند زراعت، صنعت، تجارت، مسكن، پوشاك، خانواده، آموزش، مسافرت، اجتماعات، احزاب، نشريات، رسانه ها و... بايد مردم آزاد باشند; مگر اين كه ضرورتي براي دخالت دولت احساس شود. مصالح اجتماعي و فردي اقتضا مي‌كند كه مردم در امور زندگي خويش آزاد باشند و حكومت در جهت كمك به آنان و مراقبت از ايشان اقدام نمايد. در غير اين صورت روح ابتكار و توليد و نشاط اجتماعي از بين مي‌رود. البته در مقام ضرورت و در صورتي كه اعمال حقوق فردي موجب مزاحمت و درگيري است و به حال اجتماع ضرر دارد، حكومت بايد راههاي رفع مزاحمت و آرامش اجتماعي را در پيش گيرد و مانع از ضرر رساندن و تزاحم گردد.[1]پس دخالت دولت در اين قبيل امور اضطراري است، و "الضرورات تتقدر بقدرها"; "به اندازه رفع نياز ضروري مي‌توان از ضرورتها بهره برد." هر گونه اجبار و جلوگيري از حقوق مردم و آزاديهاي فردي و اجتماعي ايشان برخلاف گرايشهاي طبيعي انسان و مخالف با مذاق شرع مقدس است كه دين را منطبق با فطرت بشري تشريع كرده است . در روايت معتبري از امام صادق (ع) نقل
[1]براي آشنايي بيشتر مراجعه شود به كتاب دراسات في ولاية الفقيه، ج 2، ص 25 - 30 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :618

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 619

شده است : "كسي كه از حق مؤمني جلوگيري كند خداوند او را در روز قيامت به مدت پانصد سال روي پاهايش نگه مي‌دارد تا از عرق يا خون او سيل به راه مي‌افتد و منادي از جانب خدا اعلام مي‌كند: اين ستمگري است كه حق خدا را منع كرده است ; پس از آن چهل روز توبيخ مي‌شود و سرانجام امر مي‌شود كه او را در آتش اندازند."[1]اين عذاب شديد خداوند براي ممانعت از حقوق بندگان خداست، و طبيعي است كه اهميت احترام حقوق مردم تا حدي است كه جز با دلايل متقن و قطعي نمي توان آنها را از ايشان سلب كرد. به همين جهت است كه در روايت صحيح از امام صادق (ع) نقل شده است : "المؤمن اعظم حرمة من الكعبة";[2]مؤمن احترامش بيشتر از كعبه است .

ب - تساوي همگان در برابر قانون

يكي از آفات حكومت و علل انحطاط و سقوط آن، تبعيض و تمايز در اجراي قوانين بين افراد جامعه است . معمولا قدرتمندان و حاكمان از شمول قوانين استثنا مي‌شوند و بستگان و دوستان ايشان با ارفاقهايي روبرو مي‌گردند كه براي ساير مردم در نظر گرفته نمي شود. اين رفتار سبب بي اعتمادي مردم به حكومت و فروپاشي آن مي‌گردد. از پيامبر گرامي اسلام6نقل شده است كه فرمود: "ايها الناس ! انما اهلك الذين قبلكم انهم كانوا اذا سرق فيهم الشريف تركوه و اذا سرق فيهم الضعيف اقاموا عليه الحد; و ايم الله، لو ان فاطمة بنت محمد سرقت لقطعت يدها"[3]"اي مردم، همانا به هلاكت رسانيد پيشينيان شما را تفاوت رفتارشان ! اگر صاحب ثروت و مقامي دزدي مي‌كرد او را مجازات نمي كردند و اگر فرد ضعيفي كه فاقد مال و مقام بود دزدي مي‌كرد او را مجازات مي‌كردند. قسم به خدا اگر فاطمه دختر محمد دزدي كند هر آينه دست او را قطع مي‌كنم ."
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 367، حديث 2 .
[2]صدوق، الخصال، باب الواحد، ص 27، حديث 95 .
[3]صحيح مسلم، كتاب الحدود، حد السرقة، ج 11، ص 186) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :619

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 620

از علي بن ابيطالب (ع) خطاب به يكي از كارگزاران خود نقل شده است : "والله لو ان الحسن والحسين فعلا مثل الذي فعلت ما كانت لهما عندي هوادة و لا ظفرا مني بارادة ، حتي آخذ الحق منهما و ازيل الباطل عن مظلمتهما"[1]"قسم به خدا اگر حسن و حسين همين كاري را مي‌كردند كه تو كردي بر آنان سخت مي‌گرفتم و نمي توانستند از تصميم من در امان بمانند، تا وقتي كه حق را از آنها باز مي‌ستاندم و نتايج نامطلوب كارشان را جبران مي‌كردم ." سياست الهي تبعيض بردار نيست و قدرتمند و بي قدرت در برابر قوانين الهي بايد به طور مساوي ديده شوند. در عهدنامه حضرت امير(ع) به مالك اشتر روايتي از پيامبر گرامي اسلام6نقل فرموده است كه از نظر كثرت نقل آن در كتب روايي فريقين به حد تواتر (لااقل تواتر اجمالي) رسيده است و امام علي (ع) نيز به بازگويي مكرر از سوي پيامبر اسلام6شهادت مي‌دهد: "فاني سمعت رسول الله6يقول في غير موطن : لن تقدس امة لا يؤخذ للضعيف فيها حقه من القوي غير متتعتع"[2]"من بارها شنيدم كه رسول خدا6مي‌فرمود: هرگز جامعه اي و امتي مقدس و ارزشمند نيست كه حق ضعيفش از قدرتمند بدون لكنت زبان گرفته نشود." بي ارزش بودن يك امت و جامعه به معناي بي ارزش بودن نظام اجتماعي آن است ; و مقصود آن است كه اگر ظلم و تبعيض در جامعه باشد، يعني افراد ضعيف احساس نا امني كنند يا نتوانند مطالبات قانوني و حقوق انساني خود را به دست آورند، اين جامعه فاقد ارزش ديني و انساني است و چنين جامعه اي ارزشمند و مقدس نيست . رفتار حكومت بايد به گونه اي باشد كه احساس امنيت و عدالت اجتماعي، تمامي زواياي جامعه انساني را در بر گيرد، و هر فردي كه احساس بكند حقي دارد بتواند بدون ترس از عواقب آن، ادعاي خويش را مطرح كند و احتمال رسيدن به حق خود را بدهد.
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 41، ص 414 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 53، ص 439 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :620

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 621

ج - نظارت همگاني بر مسؤولان

نظام اجتماعي نيازمند نظارت متقابل مسؤولان و شهروندان بر رفتار يكديگر است ; يعني افزون بر اطلاع يافتن از آرا و نظريات يكديگر، بايد در مورد عملكردها و اولويت ها نظارت مستمر و همه جانبه داشته و بر اجراي درست قانون پافشاري كنند. در دوراني كه ارتباطات بسيار محدود و وسايل ارتباطي و رسانه ها بسيار اندك و نظارت غير همگاني بوده و جز از طريق نامه يا گماردن مأموران خاص يا مسافراني كه شاهد برخي وقايع در ساير بلاد بودند هيچ گونه مبادله خبر و يا اطلاع رساني ديگري صورت نمي گرفت، باز دستور به نظارت و حق بازخواست از سوي مردم رسيده و حق متقابلي تعيين گرديده است . اكنون در عصري زندگي مي‌كنيم كه عصر ارتباطات است و مناسبات زندگي بشر تحت تأثير مستقيم و جدي وسايل ارتباط جمعي دچار تحولي عظيم شده است . امكان حضور افراد و نظارت ايشان بهتر فراهم آمده و در كمترين زمان ممكن مي‌توان از دورترين نقطه عالم و وقايع و حوادث آن مطلع شد و يا آن حوادث را مشاهده كرد و يا درباره آنها اظهار نظر نمود. از اين رو سالم ترين اين رسانه ها در بعد نظارتي رسانه هاي جمعي است . رسانه هايي كه ممكن است آفت هايي هم داشته باشند و گاهي خلاف عقل و عرف و شرع از آنها بهره برداري شود، ولي منافع آنها چنان مهم است كه نمي توان از آنها چشم پوشي كرد و بهره برداري از آنها را ناديده گرفت . يكي از اين رسانه ها مطبوعات و نشريات است كه بيشترين نقش را در ثبات و اصلاح حكومت ها و نظام هاي سياسي - اجتماعي خويش بر عهده دارند. راديو و تلويزيون و ساير شبكه هاي ارتباطي همچون ماهواره، اينترنت، تلفن و فاكس، و رسانه هايي چون سينما و تئاتر و محصولات فرهنگي و هنري نيز از جمله راههاي انتقال اطلاعاتند; و علاوه بر اين، سرعت فوق العاده حمل و نقل نسبت به


صفحه 622

گذشته ها نيز يكي ديگر از امكانات ارتباطي قوي و نظارت دقيق تر است . هر چه امكان نظارت همگاني بر مسؤولان امور اجتماعي بيشتر شود، راه تخلف و ستم مسدود و رفتارهاي قانوني و پسنديده زيادتر مي‌گردد; و هر چه نظارت كم رنگ تر شود، تخلفات و طغيانگري ها بيشتر خواهد بود و امكان سوءاستفاده از قدرت افزونتر خواهد شد. اسلام در عصر نزول وحي بيشترين ترغيب و تشويق را نسبت به بهره گيري از تجربه هاي پيشينيان كرده است تا در تمامي عرصه هاي فكري و علمي شاهد شكل گيري امت وسط و جامعه الگو (لتكونوا شهداء علي الناس )[1]باشد. شاهد بر اين مطلب بيان قصص پيامبران است . خداوند در قرآن ضمن ذكر تاريخ و داستان امت هاي گذشته، مسلمانان را به تفكر و تدبر در تاريخ آنها و عبرت آموزي از سرگذشت آنها فرامي خواند. در سوره حشر ضمن ذكر سرگذشت يهود مدينه كه از وطن خود اخراج شدند مي‌فرمايد: (فاعتبروا يا أولي الابصار)[2]"اي صاحبان بصيرت از سرگذشت آنها عبرت بگيريد." و در جاي ديگر مي‌فرمايد: (قل سيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبة الذين من قبل )[3]"در زمين گردش كنيد و نگاه كنيد كه چه سرنوشتي براي پيشينيان رقم خورده است ." درباره لزوم بيداري و شناخت مسائل اجتماعي نيز در بيانات معصومين (ع) تأكيدات مكرري ديده مي‌شود. حضرت امام حسين (ع) خطاب به علماي دين - كه چرا سكوت كرده اند و نسبت به حاكمان نقد و انتقادي ندارند - مي‌فرمايد: "و قد ترون عهود الله منقوضة فلا تفزعون و انتم لبعض ذمم آبائكم تفزعون"[4]"مي بينيد كه عهد و پيمانهاي خدا نقض شده است و هيچ نگران نمي شويد، در حالي كه براي برخي از پيمانهاي خانوادگي تان نگران مي‌شويد."
[1]سوره بقره (2)، آيه 143) .
[2]سوره حشر (59)، آيه 2 .
[3]سوره روم (30)، آيه 42 .
[4]حراني، تحف العقول، ص 238 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :622

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 623

در صدر همين خطبه پس از يادآوري بيان قرآن درباره احبار و رهبان مي‌فرمايد: بني اسرائيل به خاطر انجام ندادن وظيفه علماي دينشان مورد لعنت قرار گرفتند: "و انما عاب الله ذلك عليهم لا نهم كانوا يرون من الظلمة الذين بين اظهرهم المنكر و الفساد فلا ينهونهم عن ذلك"[1]"عيب گيري خداوند بر احبار و رهبان به آن خاطر بود كه مي‌ديدند ستمگران در پيش روي ايشان به اعمال ناپسند و فساد روي آورده اند و آنها را نهي نمي كردند." آگاهي و اطلاع داشتن از ستم ها و انحراف ها سبب توبيخ شديدي است كه در سراسر اين خطبه از طرف امام حسين (ع) ابراز مي‌گردد و ضمن آن بسياري از وقايع و اطلاعات جامعه اسلامي به عنوان مطلعي امين به علماي دين انتقال مي‌يابد تا مسؤوليت آنان را در قبال مسائل اجتماعي دين برانگيزد. اميرالمؤمنين (ع) در خطبه اي طولاني به نام "قاصعه" مي‌فرمايد: "بپرهيزيد از آنچه براي پيشينيان شما پيش آمد كه نتيجه رفتار ناپسند آنان بود. به ياد آوريد حالات نيك و بد آنان را و بپرهيزيد از اين كه همچون آنان باشيد. وقتي درباره رفتار آنان انديشه كرديد، هر چيزي را كه سبب عزت، قدرت، عافيت و آرامش، نعمت و آسايش و كرامت ايشان بوده است به كار بنديد كه سبب همبستگي و همدلي مي‌شود; و از هر چيزي كه اجتماعشان را پراكنده و اهدافشان را پست و سست كرده و سبب كينه ها در دل و دوري گزيدن هاي افراد و تفرقه گرديده است دوري كنيد. نگاه كنيد و بينديشيد كه در چه حالي بودند وقتي كه آرزوهاي يكسان و خواسته هاي واحد و قلب هاي آرام و معتدل و دست هاي متحد و شمشيرهاي حامي يكديگر و چشم هاي باز و بينا و تصميم هاي يكسان داشتند. آيا سروراني نبودند در مناطق مختلف زمين و قدرتمنداني نبودند كه مسلط بر قدرتهاي حاكم زمين شدند؟ پس نگاه كنيد و بينديشيد كه چه سرنوشتي پيدا كردند، وقتي كه
[1]همان، ص 237 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :623

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست