بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 631

احتمالا اقدامات مشابه مي‌گردد[1]و ممكن است جامعه را به سوي درگيري و جنگ بكشاند، كه به طور حتم مورد رضايت شارع مقدس نيست . معمولا سبب اصلي نزاع ها و خونريزي ها، يا گفتار نامربوط برخي از قدرتمندان بوده و يا رفتار خلاف منطق ايشان است . در روايت آمده است : "رب فتنة اثارها قول"[2]"بسا آشوب و فتنه اي كه يك گفته آن را به پا كرده است ." و همچنين : "كم من دم سفكه فم"[3]"بسا خونهايي كه دهاني و سخني باعث ريختنش شده است ." اگر تلاش حاكمان جامعه اسلامي براي همزيستي مسالمت آميز و صلح جويانه باشد، به طور حتم از اين گونه امور ناپسند پرهيز مي‌كنند; و زمينه بروز تشنج و بحران را از بين مي‌برند.

ح - صرفه جويي در هزينه ها

اموال عمومي به صورت امانت در اختيار حاكمان است ; و داشتن حق تصرف، به معناي اختيار تام خارج از حدود تعهدات شرعي و قانوني نيست . فراهم كردن وسايل مورد نياز مردم مسؤوليت سنگيني است كه بر عهده مقامات حكومتي گذارده شده و به شدت مورد محاسبه دنيوي و اخروي قرار مي‌گيرد. بخل ورزيدن در هزينه كردن صحيح بيت المال، و برعكس بعضي دست و دل بازي هاي نابجا، صدمات غيرقابل جبراني براي جامعه ايجاد مي‌كند. امير مؤمنان (ع) در عهدنامه خود خطاب به مالك اشتر مي‌فرمايد: "بخيل را در مشورت كارهاي حكومتي دخالت مده كه تو را از فضل و كرم دور مي‌كند و باز مي‌دارد و ترس از فقر را به تو انتقال مي‌دهد، و ترسو را دخالت مده كه از اقدام به كارهاي ارزشمند باز مي‌دارد; و حريص را دخالت مده كه آزمندي ستمكارانه را
[1]چنان كه قرآن كريم در سوره انعام (آيه 108) يادآور مي‌شود به آناني كه به جز خدا را مي‌خوانند بد نگوييد تا آنان از روي ناداني و دشمني به خدا ناسزا بگويند.
[2]آمدي، غررالحكم، ص 213، حديث 4152 .
[3]همان، حديث 4158 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :631

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 632

برايت مي‌آرايد; پس بخل و ترس و حرص خصلت هايي جدا جدا هستند كه فراهم آورنده آنها بدگماني به خداي سبحان است ."[1]از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است كه : "حضرت مسيح (ع) فرمودند: همه گونه بيمار را با اذن خدا شفا دادم جز نادان را كه نتوانستم . پرسيده شد كه نادان كيست ؟ فرمود: كسي كه نظر و رأي خود و وجود خويش را از رأي و نظر و وجود سايرين برتر مي‌داند، كسي كه خود را صاحب تمام فضيلت ها مي‌داند و هيچ كس را برتر از خود و صاحب فضيلت نمي داند و تمام حقوق را به نفع خويش لازم مي‌شمارد و هيچ مسؤوليتي نسبت به حقوق ديگران احساس نمي كند. اين همان ناداني است كه هيچ چاره اي براي مداوايش نيست ."[2]مقصود از "سفهاء" در آيه شريفه : (و لا تؤتوا السفهاء أموالكم التي جعل الله لكم قياما)[3]چنين انسانهايي هستند كه اگر بر امور مالي و سياسي مسلط گردند، براي جامعه و مردم جز ايجاد خسارت و مشكل حاصلي ندارند و لذا بايد از دادن مسؤوليتهاي اجتماعي به اين افراد جلوگيري كرد. افرادي مي‌توانند نيازهاي اقتصادي مردم را به خوبي پاسخگو باشند كه قدرت برنامه ريزي و حسن تقدير داشته باشند; و حسن تقدير در معيشت از انسانهايي ساخته است كه به گفته امام باقر(ع) واجد فضايلي چون فهم در دين، صبر و استقامت در سختي ها و مشكلات و دانش برنامه ريزي اقتصادي باشند.[4]

ط - حفظ حقوق اقليت ها

يكي از دشوارترين كارها در مناسبات اجتماعي رعايت حقوق اقليت هاي قومي، مذهبي و سياسي است . آموزه هاي ديني به صراحت بر لزوم حفظ حقوق اقليت ها تأكيد مي‌ورزد و هر گونه بي توجهي به آن را موجب وهن و نشان عدم پاي بندي به دستورات شرع و وظايف انساني مي‌شمارد.[5]
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 53، ص 430 .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 69، ص 319 و 320 .
[3]سوره نساء (4)، آيه 5 .
[4]كليني، كافي، ج 1، ص 32، حديث 32 .
[5]براي تفصيل بيشتر به دراسات في ولاية الفقيه، ج 2، ص 20 و 21 مراجعه كنيد.نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :632

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 633

نفي برتري هاي قومي و تساوي آنان در بهره مندي هاي اقتصادي و سياسي و فرهنگي و جلوگيري از تفاخر عرب بر عجم و برعكس، از جمله افتخارات اسلام است ; تا جايي كه اميرالمؤمنين (ع) در آغاز حكومت خويش، برخي امتيازات اعطا شده در دوران خلفاي پيشين را لغو كرد و تساوي در بخشش را مجددا برقرار نمود. در باب حفظ حقوق اقليت هاي ديني، آثار مكتوب پيامبر گرامي اسلام6در قراردادهاي ايشان با مسيحيان و يهوديان بهترين گواه است ; و رفتار مسلمانان با آنها در اكثر زمانها رفتار انساني بوده كه بيانگر اهتمام اسلام به حقوق اهل كتاب است . در قرارداد پيامبراكرم6با مسيحيان نجران آمده است : "لا يغير ما كانوا عليه و لا يغير حق من حقوقهم و امثلتهم"[1]"پيامبر هيچ تغييري در زندگي آنان ايجاد نكند و هيچ حقي از حقوقشان را دگرگون نسازد و سنن و آداب ايشان را تغيير ندهد... ." همچنين در عهدنامه پيامبراسلام6با يهود مدينه آمده است : "يهوديان بني عوف، امتي هستند در كنار مسلمانان ; يهوديان دين خود را دارند و مسلمانان دين خويش را، هر يك دوستان و خويشان خود را خواهند داشت، مگر اين كه كسي ستم روا دارد و گناه كند."[2]اما در باب اقليت هاي سياسي كه در بين خود مسلمانان و با گرايش هاي سياسي متفاوت پديد مي‌آيد به دليل روشن بودن موضوع و يكساني در حقوق، بحث كمتري در ميان علماي دين صورت گرفته است ; ولي به طور قطع و از باب رعايت حق مسلمان و مؤمن بايد حقوق اقليت هاي سياسي و مذهبي مسلمان را رعايت كرد. رواياتي از معصومين (ع) وارد شده است كه رعايت حقوق مخالفان سياسي را ضروري مي‌شمارد و سيره معصومين (ع) نيز اين معنا را تأكيد مي‌كند. امير مؤمنان (ع) در نامه خود به مالك در رعايت حقوق مردم مي‌فرمايد: "فانهم صنفان، اما اخ لك في الدين و اما نظير لك في الخلق"[3]"اين مردم دو دسته هستند،
[1]بلاذري، فتوح البلدان، ص 76 .
[2]ابن هشام، السيرة النبوية، ج 2، ص 149) .
[3]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 53، ص 427 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :633

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 634

يا برادران ديني تو و يا همنوعان تو هستند." يعني چه موافق با تو باشند يا مخالف فكري و عقيده اي تو باشند، بايد حقوق آنان را رعايت كني . و اين به جز رواياتي است كه در مذمت اهانت به مردم[1]يا تصرف و مصادره كردن اموال آنان آمده است .[2]در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده است : خداي تبارك و تعالي عزم دارد كه خائن را در كنار خويش مأوي ندهد. راوي مي‌پرسد: خائن كيست ؟ حضرت جواب مي‌دهد: "من ادخر عن مؤمن درهما او حبس عنه شيئا من امر الدنيا"; "كسي كه درهمي را از مؤمني دريغ كند، يا چيزي از امور دنيوي را از او ممانعت كند." سپس فرمود: "خداوند تصميم گرفته است سه دسته را در بهشت جا ندهد: كسي كه خدا و احكام او را رد كند، يا امام و پيشواي هدايتگري را نپذيرد، و يا كسي كه از حق مؤمني ممانعت كند."[3]در حديث معتبر از امام صادق (ع) روايت شده است : در روز قيامت صدايي به گوش مي‌رسد كه مي‌گويد: "اين الصدود لا وليائي" كجايند آناني كه راه را بر دوستان من بستند. آنگاه آدمياني كه صورتشان كريه است برمي خيزند و همان صدا مي‌گويد: اينها كساني هستند كه مؤمنان را آزار داده و حقشان را انكار كرده و با آنان دشمني ورزيده و آنها را به خاطر دين و باورهايشان مورد ستم قرار داده اند; سپس آنها را راهي جهنم مي‌كنند. قسم به خدا عقايد ديني آنان يكسان بوده ولكن حقوق مخالفانشان را حبس كرده و اسرار آنان را فاش مي‌ساختند. "و لكنهم حبسوا حقوقهم و اذاعوا عليهم سرهم".[4]در روايت معتبر ديگري از امام صادق (ع) نقل شده است : "من حبس حق المؤمن اقامه الله عزوجل يوم القيامة خمسمأة عام علي رجليه حتي يسيل عرقه او دمه و ينادي مناد من عند الله : هذا الظالم الذي حبس عن الله حقه . قال : فيوبخ اربعين يوما ثم يؤمر به
[1]صدوق، معاني الاخبار، باب معني الغايات، ص 195) و 196، حديث 1) .
[2]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 1) از ابواب كتاب الغصب، ج 25، ص 385 .
[3]صدوق، الخصال، باب الثلاثة، ص 151، حديث 185) .
[4]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 145) از ابواب احكام العشرة، ج 12، ص 264 و 265، حديث 2 و 3 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :634

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 635

الي النار"[1]"كسي كه حق مؤمني را حبس كند خداي عزوجل روز قيامت او را پانصد سال روي پايش نگه مي‌دارد تا عرق يا خونش روان شود، و از جانب خدا ندا داده مي‌شود: اين ظالمي است كه حق خدا را منع كرده است . سپس چهل روز توبيخ مي‌شود و پس از آن دستور داده مي‌شود تا در آتش افكنده شود." صرف نظر از سيره اميرالمؤمنين (ع) درباره مخالفاني كه به مخالفت علني و تشكيلاتي با او پرداختند و او هيچ يك از حقوق و امكانات عمومي و سهميه بيت المال ايشان را قطع نكرد و آزادي رفتار و گفتارشان را از آنان نگرفت، از دلايل ديگر بر ضرورت حفظ حقوق اقليت ها بيان رساي ايشان در عهدنامه خويش با مالك اشتر است كه : "بارها از رسول خدا6شنيده ام كه فرمود: امتي كه حق ضعيف از قوي در آن بدون لكنت زبان گرفته نشود هرگز مقدس نيست ." اين روايت با سندهاي مختلف از طريق فريقين نقل شده است .[2]همين مضمون در روايتي با سند صحيح از امام صادق (ع) نيز نقل شده است كه فرمود: "ما قدست امة لم تأخذ لضعيفها من قويها بحقه غير متضع"[3]"امتي كه حق ضعيف را بدون تواضع كردن او در برابر قوي نگيرد مقدس نيست ." و در جاي خود به طور مستدل به چهارده حقوق براي مخالفان اشاره شده است ; اعم از اين كه مخالف عقيدتي يا سياسي باشند، و نيز اعم از اين كه اصل نظام و حاكميت ديني را قبول داشته يا نداشته باشند، يا ساختار سياسي نظام و يا صلاحيت حاكمان را پذيرفته يا نپذيرفته باشند. اين حقوق - كه برخي از آنها مشترك ميان موافق و مخالف است - عبارتند از:1 -حق آزادي بيان و اظهارنظر در عرصه هاي مختلف .2 -حق فعاليت تشكيلاتي و اقدام عملي .
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 367، حديث 2 .
[2]متقي هندي، كنز العمال، ج 3، احاديث 5544 - 5549، 5587، 5588، 5590، 5591، 5606 - 5611 .
[3]طوسي، تهذيب الاحكام، ج 6، ص 180، حديث 371 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :635

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 636

تنها محدوديت براي استيفاي اين دو حق، عدم تضييع حقوق ديگران است .3 -حق اطلاع از تصميم گيري هاي حاكميت و اسرار آنها، جز اسرار جنگ در همان زمان .4 -حق دستيابي به حقوق مشروع خويش ; حاكميت موظف است ترتيبي اتخاذ كند تا افراد ضعيف و دور از قدرت - اعم از موافق و مخالف - بتوانند به حق خويش دست يابند.5 -حق استيفاي حقوق مشروع و عدم تأخير و وقت گذراني از سوي حاكميت .6 -حق برخورد عادلانه و بدون تبعيض حاكميت با وي در آنچه حق است .7 -حق برخورداري از كرامت انساني و رعايت همه مصاديق آن از ناحيه حاكميت .8 -حق مصونيت جان، آبرو، مال و شغل وي از هرگونه تعرض .9 -حق مصونيت از تعرض قضايي به صرف مخالفت با حاكميت .10 -حق مستور ماندن عيوب وي و عدم افشاي آنها.11 -حق عفو و گذشت نسبت به لغزشها.12 -حق ديدار خصوصي و بدون حاجب با حاكمان .13 -حق برخورداري از حقوق اجتماعي و مدني ; و در اين جهت تفاوتي ميان مسلمان و غيرمسلمان و شيعه و غيرشيعه وجود ندارد. اين دسته از حقوق پس از قبول قواعد اجتماع توسط هر فرد و عضويت او در آن ثابت خواهد شد و سلب هر يك از آنها نيازمند دليل است .14 -حقوق مخالفان در رابطه با زندان و دادگاه ; هرچند زنداني نمودن مخالفان سياسي كه با شيوه هاي غيرمسلحانه عليه حاكميت فعاليت سياسي مي‌كنند، فاقد مشروعيت بوده و در زمان پيامبراكرم6و اميرالمؤمنين (ع) سابقه اي نداشته است .[1]
[1]براي تفصيل، ر.ك : ديدگاهها، ج 1، ص 478 - 498 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :636

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 637

احكام سياسي

دين اسلام واجد احكامي است كه زندگي سياسي و اجتماعي مسلمانان را مورد توجه قرار داده و براي بهبود مناسبات آنان دستورهايي را صادر كرده است، يا برخي رفتارهاي معقول را تشويق و ترويج كرده و يا از برخي رفتارهاي ناپسند جلوگيري كرده است . اين قسم از احكام در دو بعد "وظايف فردي" و "وظايف اجتماعي" است .

الف - وظايف سياسي - اجتماعي فردي مسلمانان

برخي از احكام سياسي اجتماعي اسلام از ديدگاه وظيفه فردي مورد توجه قرار گرفته و تحولات اجتماعي تأثير چنداني بر چگونگي انجام آن نمي گذارد. يعني هر فردي به صورت انفرادي موظف است كه كار خود را به درستي انجام دهد; خواه ديگران او را همراهي كنند و يا نكنند. و برخي احكام اگرچه ناظر به وظايف فردي است ولي متأثر از تحولات اجتماعي است و اقبال و ادبار مردم تأثير بسزايي در لزوم يا عدم لزوم انجام آن مي‌گذارد. در اين بخش عمدتا به احكامي توجه شده است كه در همه حال به عنوان وظيفه فردي متوجه مسلمانان است و وظيفه آنان مشروط به اقدام ديگران نيست .

نماز جماعت، جمعه و عيدين

عبادت ذاتا امري فردي است كه با قصد تقرب به معبود و نيت صحيح تحقق مي‌يابد و دستور به اجتماع امري سياسي است كه به خاطر زندگي اجتماعي و فوايد تجمع انسانها تشريع شده است . صرف نظر از تكليف عمومي مسلمانان به اجتماع و پرهيز از تفرقه، هر مسلماني موظف است روح اجتماع با ساير انسانها خصوصا هم فكران و هم كيشان را در خويش تقويت كند.


صفحه 638

لزوم شركت در نماز جمعه و عيدين به هنگام برگزاري آنها با رعايت تمام شرايط و حتي تأكيد بر شركت در نماز جماعت، وظيفه اي كاملا فردي است و تك تك افراد بايد خود را موظف به انجام آن بدانند و هر يك به ديگري واگذار نكند. در حقيقت هر حكم غير كفايي در اسلام شامل همه مسلمين مي‌شود; و حتي اگر وظيفه اي اجتماعي و سياسي باشد، جنبه فردي آن هم مورد توجه شارع مقدس بوده است ; و نمازهاي ياد شده از آن جمله است . از طرفي ضرورت پرداختن امام به مشكلات و نيازهاي مسلمانان در خطبه هاي نماز و جزء نماز قرار دادن خطبه ها، ترديدي باقي نمي گذارد كه نمازجمعه جنبه سياسي هم دارد. تأكيد بر ضرورت حضور افراد ساكن در فواصل معين، نشان از تأثير جدي اجتماعي اين حضور دارد و هيچ يك از اين وظايف مشروط به اقدام ديگران نشده است . در روايتي از حضرت رضا(ع) نقل شده است : "خداوند خطبه را از آن جهت در نماز قرار داده است كه امام راهي داشته باشد براي موعظه و ترغيب مردم به اطاعت از خدا و پرهيز از معصيت او و شناخت آنچه مصلحت مردم در دنيا و آخرتشان است و شناساندن آن مصلحت به مردم و اعلام آفت ها و روش هاي صحيح زندگي، كه شامل ضرر و نفع ايشان مي‌شود."[1]امام بايد مردم را از ستم برحذر بدارد و مانع از روحيه ظلم پذيري در آنان گردد و با شجاعت وظايف اجتماعي و فردي مسلمانان را به آنان گوشزد نمايد. اين اجتماع ضروري اگر با تمامي شرايط تحقق يابد، مي‌تواند مانع عظيمي در برابر حكام ستمگر و قدرت كم نظيري در حمايت از ستمديدگان باشد و حضور مستمر مردم را در زندگي اجتماعي تأمين كند.
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 25 از ابواب صلاة الجمعة، ج 7، ص 344، حديث 6 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :638

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست