اقتصادي، سياسي، نظامي، امنيتي و قضايي در اين بخش قرار ميگيرند; ولي بعد اجتماعي اين احكام و نقش آن در قوام و ثبات سياسي مورد نظر است، نه پرداختن به ريز وظايف و حقوق افراد جامعه . اكنون با تفكيك كل مسائل به موارد عمده احكام سياسي و وظايف عمومي مسلمانان ميپردازيم .
1 - امور فرهنگي
مقصود از امور فرهنگي كارهايي است كه رويكرد صرفا فرهنگي آن بيشتر مورد نظر شارع بوده است، كه در اينجا به موارد مهم آن ميپردازيم :
الف - تعليم و تربيت عمومي
برنامه ريزي براي تعليم و تربيت افراد جامعه و رشد علمي و فرهنگي آنان از جمله وظايف دولت ها و زمامداران است . حكومت ديني مسؤوليت گسترش علم و دانش و رشد و ارشاد مسلمين را دارد و بايد حداكثر تدبير و توان خود را در اين راه به كار گيرد. "طلب العلم فريضة علي كل مسلم"[1]"در جستجوي دانش بودن بر هر مسلماني لازم است ." اين دستور تمامي زنان و مردان مسلمان را موظف به آموختن ميكند. وظيفه انبياي الهي و به دنبال ايشان وظيفه آناني كه در جايگاه انبيا قرار ميگيرند تعليم و تربيت عموم مردم است ; (و يعلمهم الكتاب و الحكمة ).[2]تأكيد دين بر لزوم يادگيري دانش حتي در دورترين مكانها مثل چين در زمان رسول خدا6: "اطلبوا العلم و لو بالصين"[3]و يا آموختن حكمت از نا اهل ترين انسانها: "خذ الحكمة و لو من اهل النفاق"[4]به اين علت است كه علم و دانش نوري
[1]كليني، كافي، ج 1، ص 30، حديث 1) .
[2]سوره جمعه (62)، آيه 2 .
[3]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 4 از ابواب صفات القاضي، ج 27، ص 27، حديث 20 ; مجلسي، بحارالانوار، ج 1، ص 177، حديث 55: "دانش را بجوييد، هرچند در چين باشد."
[4]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 80، ص 481: "حكمت را بياموزيد، هرچند از منافقان ."نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :647
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
است كه تاريكي هاي جهل را ميشكافد و زندگي را آسان ساخته و فرصت تدبير و تفكر را افزون ميسازد. پيشرفت هاي علمي و فني و نوآوري ها و باز شدن دريچه هاي بيشتر به اسرار هستي، استواري دين را افزون ساخته و قدرت لايزال خداوند را نمايان ميسازد و در نهايت عبوديت را عقلاني و هموار ميسازد. در برخي از روايات از علم به "نور" تعبير شده است : "ليس العلم بكثرة التعلم و انما هو نور يقذفه الله في قلب من يريد الله أن يهديه".[1]به اين دليل كه دانش بايد راهگشايي داشته باشد; و چه بسا علومي كه وسيله آزار و زحمت ديگران شود. از اين رو بايد به سمت علمي روي آورد كه براي فرد و جامعه، و دنيا و آخرت مفيد باشد. بنابراين زندگي مادي و آسايش و آرامش بشر را علم تأمين ميكند. كوشش جدي زمامداران در راه بسط علم و دانش سبب استحكام حكومت و ديانت است ; و هر گونه سهل انگاري و يا بي اعتنايي به علم و دانش و بي توجهي به دانشمندان، بي اعتباري و سستي حكومت و ديانت را در پي خواهد داشت . لازم است برنامه ريزي ها براي تربيت و تعليم به گونه اي باشد كه بالاترين اعتبار اجتماعي مخصوص علم و دانش و تحقيق و فن آوري باشد و جايگاه اجتماعي دانشمندان و كارشناسان و محققان جامعه برتر از زمامداران باشد، كه فرموده اند: "العلماء حكام علي الملوك"[2]"دانشمندان فرمان دهندگان بر حاكمان هستند."
ب - تبليغ دين
دين مجموعه اي از احكام و باورهاست كه در برخي موارد پذيرفتن جزئيات آن مشروط به فهميدن برخي ظرافت هاي علم و حكمت است، و برخي از احكام آن براي بازداشتن تجاوز به حقوق ديگران وضع شده است . هيچ كس در تبليغ متاع خود از نكات مبهم و پيچيده و دور از فهم و ذهن مخاطب بهره نمي گيرد; بلكه
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 1، ص 225، حديث 17) ; شهيد ثاني، منية المريد، ص 167) .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 1، ص 183، حديث 92 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :648
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
مطالب نزديك به فهم مخاطب و حتي امور رغبت برانگيز و تشويق كننده را براي جلب توجه اوليه ابراز ميكند تا انس و رغبت ايجاد شود و اندك اندك تمامي اجزا و شرايط متاع را معرفي ميكند. در تبليغ دين و شريعت اسلام بايد از مزاياي شريعت مصطفوي در برابر ساير شرايع آغاز كرد و وجوه مشترك را در جاي خود عرضه نمود. حقايق شرعي موقعي براي مردم قابل پذيرش است كه به عنوان قوانين گريزناپذير و قطعي تصوير زيبايي از يك جامعه متوازن اخلاقي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي را به نمايش بگذارد; ولي معرفي دين با احكام شديد كه براي ممانعت از ظلم و تجاوز وضع شده - و احيانا لازم هم هست - ممكن است قابل پذيرش مردم نباشد و ضد تبليغ به شمار آيد. قرآن كريم شريعت محمدي6را اين گونه معرفي ميكند: (الذين يتبعون الرسول النبي الامي الذي يجدونه مكتوبا عندهم في التوراة و الانجيل يأمرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنكر و يحل لهم الطيبات و يحرم عليهم الخبائث و يضع عنهم اصرهم و الاغلا ل التي كانت عليهم )[1]"آناني كه از فرستاده [ي ما]، آن پيامبر امي، كه وصف او را نزد خويش در تورات و انجيل نوشته مييابند پيروي ميكنند، او ايشان را به شايسته ها امر كرده و از ناشايسته ها نهي ميكند و پاكها را بر ايشان حلال كرده و آلوده ها را حرام ميكند و موانع و زنجيرهاي بسته شده به فكر و جسم ايشان را از آنان برمي دارد." در روايات تأكيد شده است : "رغبوا الناس في دينكم"[2]"مردم را به دين خود ترغيب كنيد." اگر به سبب تبليغ سوء دين و شريعت، مانع از هدايت كسي شده يا هدايت شده اي را از دين متنفر گردانيم، يكي از بزرگترين گناهان را مرتكب شده ايم . قرآن كريم در جمله اي كوتاه معيار صحيح و مناسب براي تبليغ دين و گرايش جذاب را بيان كرده است : (ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم
[1]سوره اعراف (7)، آيه 157) .
[2]صدوق، الخصال، باب السبعة، ص 355، حديث 35 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :649
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
بالتي هي أحسن )[1]"با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگار خود دعوت كن و با آنان به شيوه اي كه نيكوتر باشد مجادله نما." زمامداران كه معمولا امكانات مادي و معنوي فراواني در اختيار دارند، وظيفه دارند براي بسط فرهنگ دين و دينداري تبليغ كنند، و اولين و مهمترين كار تبليغي آنان عملكرد صحيح ايشان در مسؤوليت هاي اجتماعي و انجام وظايف قانوني است ; و اگر رفتار نامناسبي داشته باشند، بدترين ضربه را به دين و مذهب ميزنند. از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: "كونوا دعاة الناس بغير السنتكم"[2]"مردم را با رفتارتان به حق دعوت كنيد." حكومت به نام دين اين مسؤوليت ها را ظريف تر و توجهات ديگران را دقيق تر ميكند. امام صادق (ع) فرموده است : "ان الحسن من كل احد حسن و انه منك احسن لمكانك منا، و ان القبيح من كل احد قبيح و انه منك اقبح"[3]"به راستي كه نيكي از هر كس نيكو است و به سبب انتسابت به ما اگر از تو صادر شود نيكوتر است ; و زشتي از هر كس زشت است و به سبب انتسابت به ما اگر از تو صادر شود زشت تر است ." اين بيان نشان ميدهد كه حكومت ديني كاري بس دشوار در پيش رو دارد و كوچك ترين خطا ميتواند بزرگترين صدمات را به وجهه شريعت وارد آورد. استفاده از رسانه ها و امكانات ارتباطي گسترده دنياي امروز همراه با رفتار منطقي و معقول و مطابق تعهدات شرعي و قانوني داخلي و خارجي، وظيفه اي سنگين بر دوش حاكمان مسلمان قرار داده است ; و هر گونه هزينه از بيت المال در جهت تبليغ مثبت شريعت با توجه به اولويت هاي قانوني و منطقي، جايز و بلكه لازم است ; و بيش از همه، رفتار صحيح حاكمان است كه نقش اساسي را در تبليغ دارد، و به همين جهت نظارت و مراقبت از كار ايشان در مجموعه دولت و ملت ضروري است .
[1]سوره نحل (16)، آيه 125) .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 67، ص 309 .
[3]همان، ج 47، ص 349 و 350 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :650
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
ج - روابط فرهنگي بين المللي
روابط بين المللي در دنياي امروز تابعي از رفتار زمامداران كشورهاست . دوستي ها و دشمني هاي حاكمان سبب ايجاد يا قطع روابط شده و گاه ملت ها را با تمام وجود در برابر هم قرار ميدهد. در شريعت اسلام اين امر تابع منافع عمومي افراد جامعه اسلامي است، و اگر منافع ايشان مقتضي ارتباط باشد، بر حاكمان لازم است به ايجاد ارتباط اقدام كنند; و اگر داشتن رابطه ضررهاي بيشتري داشته باشد، بايد از ايجاد رابطه صرف نظر كنند. البته درنظر گرفتن منافع عمومي افراد جامعه اسلامي نبايد به گونه اي باشد كه به حقوق ساير ملت ها يا افراد انساني - هرچند مسلمان نباشند - لطمه وارد آورد. بايد توجه داشت كه از ديدگاه اسلام، همه انسان ها از حيث انسانيت و صرف نظر از عقيده و مرامي كه دارند، در اين دنيا محترم اند و حقوق ايشان بايد مراعات گردد. تبيين اين مسأله و استدلال نسبت به آن در جاي خود ذكر شده است .[1]در امور فرهنگي معمولا وجود ارتباط مفيد است ; و به جز در موارد بسيار نادر نبايد روابط فرهنگي مسلمانان با ساير ملت ها و دولت ها قطع شود. تبادل علم و فرهنگ از نظر شريعت محمدي6هميشه مطلوب است و جز هنگام ضرورت نمي توان جلوي آن را گرفت ; زيرا اسلام داراي منطقي قوي است و از مواجهه با برخي افكار ناصحيح واهمه اي ندارد. اطلاع يافتن مسلمانان از دانش ديگران و كسب علم و هنر از ايشان و رساندن كالاها و انديشه هاي علمي و هنري مسلمانان به ملت ها، از جمله وظايف اسلامي ملت و دولت است . و علوم بسياري در اختيار غيرمسلمانان است كه بايد با كسب
[1]ر.ك : رساله حقوق، ص 15) و 32 - 39 ; جزوه درس خارج مكاسب محرمه، ذيل عنوان "سب المؤمن"، تكميل : "حرمة سب الانسان بما هو انسان"، ص 5 - 7 ; ديدگاهها، ج 1، ص 109، 144، 145، 461، 462 و 576.نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :651
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
دانش از آنها فرا گرفته شود، و لذا فرموده اند: "اعلم الناس من جمع علم الناس الي علمه"[1]"برترين دانشمندان كسي است كه دانش ديگران را به علم خويش بيفزايد." اجزاي فرهنگ و تمدن بشري به تمامي قابل انتقال به مملكت اسلامي نيست، بلكه برخي آثار غيرمنقول - مثل بناها و سرزمين ها - بايد با مراجعه به مكانهاي خاص خويش در منظر مسلمانان قرار گيرد تا حقايق نهفته در دل آنان تجلي كند و از آنها درس گرفته شود. دستور قرآن به سير در زمين و توجه به عواقب كار امت هاي گذشته و ديدن آثار باقي مانده از آنان، كاري فرهنگي است كه جز با ارتباط فرهنگي مثبت امكان دست يابي به آن ممكن نيست و يا به دشواري صورت خواهد گرفت . زمامداران بايد از تجربيات ملت ها و دولت هاي جهان مطلع شوند و راههايي را كه ميتواند مسلمانان را به مقصود برساند يا از مقصود بازدارد شناسايي كنند و اين تجارب را به ملت مسلمان منتقل كنند تا عقب ماندگي هاي مسلمانان جبران شود.
د - كتاب و رسانه هاي جمعي
مسؤولان و دولتمردان در جامعه اسلامي براي رشد مسلمانان بايد امكانات لازم را فراهم سازند و زمينه هاي ارتقاي علمي و تبادل فرهنگي و نقد و انتقاد را به وجود آورند. و جز در موارد ضروري، از اطلاع رساني هر چه بيشتر و بهتر و سريع تر پشتيباني كنند. رسانه هاي عمومي و خصوصي و وسايل ارتباط جمعي و خصوصا آثاري كه قابليت رجوع مكرر و بهره مندي هاي مجدد را دارند (مثل آثار مكتوب يا فيلم ها و...) از لحاظ ميزان تأثيرات مثبت و منفي بايد مورد توجه قرار گيرد و تنها در صورتي كه ضرر آنها بيش از منافعشان باشد - به گونه اي كه اكثريت كارشناسان بهره گيري از آنها را مضر تشخيص دهند و هيچ راه حل جايگزيني نداشته باشد و اطمينان شود كه ضرر آنها بيش از نفعشان است - از انتشار آنها جلوگيري كرد.
[1]صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 282، حديث 836 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :652
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
اگر كارشناسان جامعه اسلامي در ميزان ضرر و نفع آنها دچار اختلاف نظر باشند، به گونه اي كه اطمينان به ترجيح ضرر بر نفع پيدا نشود، حكومت شرعا حق محروم كردن جامعه از آثار يا رسانه هاي دربردارنده آن آثار را ندارند و در اين صورت مسأله به وجدان فردي مسلمانان واگذار ميشود تا مطابق تكليف فردي از گناهان و آثار مضر اجتناب كرده و از اسباب و علل رشد و سعادت خويش كمال بهره را برگيرند. در صورتي ميتوان از نشر و پخش آثار مكتوب و يا صوتي و تصويري جلوگيري كرد كه دانشمندان و كارشناسان آگاه و متدين تشخيص دهند كه آنها مخلوطي از مطالب صحيح و باطل را ارائه كرده و مطالب دروغ و غيرمعقول با ظاهري معقول و صحيح و به قصد فريب و گمراهي جمع آوري شده است . ولي اگر مطالب به صورت علمي و با استدلال مطرح گردد و انتساب آن به صاحبان آثار به درستي انجام گيرد، به گونه اي كه مراجعه كننده بداند حقيقتا از آثار چه كساني بهره ميگيرد و فريب و خدعه اي در نحوه اطلاع رساني احراز نشود، عنوان آثار مضله بر آن صدق نمي كند و ممانعت از آن از سوي حكومت جايز نيست . دانشمندان و مردم و زمامداران مسلمان بايد بدانند كه بسياري از مشكلات مسلمين به خاطر تنگ نظري ها و عدم اطلاع كافي از ميزان نفع و ضرر وسايل و امكانات جديد صنعتي است ; و با توجه به اين كه اين امكانات قابليت هاي متفاوتي دارد و هرگونه بهره گيري مثبت و منفي از آن ممكن است، معمولا به ضررهاي آن توجه بيشتري ميكنند و از منافع بسيار و گاه برتر آن غافل ميشوند. اگر بي توجهي حاكمان اسلامي در اين گونه امور به عقب ماندگي جوامع اسلامي منجر شود و هميشه راه به ظاهر راحت منع مظاهر رشد و تمدن بشري در پيش گرفته شود، مسؤوليت گناه بزرگ دلسردي دانشمندان و خردمندان و بي اعتبار شدن اسلام و مسلمين بر عهده آنان است . نكته ديگري كه نبايد فراموش شود اين است كه گاهي ممكن است ممانعت از
انتشار يك كتاب و يا نوشته اي موجب رواج آن به صورت شبنامه و پنهاني شود و افراد با حرص و ولع بيشتري به سراغ آن بروند; خصوصا در شرايط كنوني كه صنعت چاپ و قدرت گسترده رسانه ها بسياري از ناممكن ها را ممكن ساخته است . در اين صورت ممانعت وهن به حق است ; چون مظلوم نمايي موجب ترويج بيشتر باطل ميگردد و منطق و استدلال را كور ميسازد. در اين موارد بهترين راه بالا بردن سطح افكار عمومي و مصونيت سازي از راه نقد و تبادل فكر و ارائه منطق و استدلال است .
2 - امور اقتصادي
تجربه بشري نشان داده كه دولت ها كارفرماي خوبي نيستند و نبايد به صورت مستقيم در امور اقتصادي دخالت چنداني داشته باشند; بلكه عمده ترين وظيفه آنان نظارت بر عملكردها و تنظيم قوانين و اجراي آن براي بهبود وضع اقتصادي مردم است . اصولا امور مالي بايد در رقابت سالم اقتصادي و نشاط داد و ستد طبيعي جريان يابد و مزاحمت هاي قدرتمندان و دولت ها مشكل آفرين است، مگر آن كه براي جلوگيري از فسادهاي مالي و رعايت امنيت شغلي و سرمايه اي مطابق رأي و نظر دانشمندان علوم اقتصادي و حقوقي عمل گردد و با وضع قوانين و با اجراي صحيح آن، اهداف صحيح و رونق بخش اقتصادي تأمين گردد. اسلام به عنوان دين فطري بر ضرورت نشاط طبيعي در توليد و توزيع و خدمات رساني تأكيد ميكند و زمامداران را به رعايت آثار طبيعي مسائل اقتصادي فرا ميخواند و از رفتارهاي حساب نشده پرهيز ميدهد. صرف نظر از داد و ستد طبيعي، برخي مسائل مالي بزرگ نيز بر عهده زمامداران است ; و در حقيقت بسياري از منابع طبيعي ثروت در اختيار حكومت اسلامي قرار داده شده است . براي اطلاع از چگونگي آن در حد اختصار به بحث درباره بخش هايي از منابع ثروت يا خدمات كه در اختيار دولت اسلامي است ميپردازيم :