كه فاصله طبقاتي شديد ايجاد شود، و يا عده اي را از اوج اقتدار مالي به زير كشيده و هستي آنان را تباه كند. اسلام هر چند با انباشت ثروت و فاصله طبقاتي مخالف است، ولي برخي ضرورت هاي اجتماعي مانع از محدوديت ها ميشود. در نظام اسلامي به اين جهت مسأله عدالت اجتماعي مطرح شده است كه جامع نگري و توازن در تصميمات اجتماعي به عنوان يك اصل اساسي مدنظر مديران قرار بگيرد. بايد مجموعه تصميمات و اقدامات عملي دولت مورد مطالعه و بررسي كارشناسان و انديشمندان جامعه قرار بگيرد تا معلوم شود كه در جهت عدالت اجتماعي و بهره مندي عموم افراد جامعه اقدام شده يا به تبعيض و عدم انصاف روي آورده شده است . آيا توزيع ثروت هاي عمومي و سرمايه گذاري هاي دولتي به گونه اي بوده كه منافع عمومي را تأمين كند، و آيا واقعيت زندگي جامعه حركت به طرف توازن و تعادل اجتماعي بوده و شاخص ها در اين جهت حركت كرده است، و يا منافع گروهي و فردي بعضي از افراد در نظر بوده و به تبعيض بيشتر منجر شده است . مديريت توزيع درآمدها و امكانات عمومي در جهت تأمين نيازهاي امروز و فرداي جامعه اسلامي امري است دقيق كه به تدبير صحيح مديران نيازمند است و در اين راه رضايت عمومي را بر رضايت خواص بايد ترجيح داد. تفاوت هاي طبيعي و توانايي ها و استعدادهاي متفاوت و گوناگون و اولويت ها كه هم معقول است و هم فطري و منطبق با عدل و انصاف، بايد مراعات شود. مقصود از عدالت اجتماعي يكسان ديدن استعدادها و ناديده گرفتن تفاوت هاي طبيعي نيست ; ولي بايد دقت شود كه تحت اين عناوين صحيح، اميال و تصميمات ناعادلانه بر جامعه تحميل نگردد. ميتوان با آمارگيري دقيق و به كارگيري محاسبات صحيح، نتايج تصميمات و اقدامات سياسي، اقتصادي و فرهنگي را اندازه گيري كرد و انطباق يا عدم انطباق آن با خواسته هاي مشروع و اهداف مورد نظر را سنجيد. يك تصميم صحيح تأثير
مثبت در روند حركت اجتماع ميگذارد، و كمترين اشتباه تأثير منفي اش را آشكار ميسازد. بايد از امكانات موجود براي سنجش عملكردها و تصميمات اقتصادي زمامداران بهره گرفت و از خسارت هاي هنگفت ناشي از استمرار تصميمات غلط پيشگيري كرد. در روايتي صحيح در كتاب هاي كافي و تهذيب از امام صادق (ع) و در كتاب من لايحضره الفقيه از امام باقر(ع) نقل شده است كه : "ما اوسع العدل ، ان الناس يستغنون اذا عدل فيهم و تنزل السماء رزقها و تخرج الارض بركتها باذن الله تعالي"[1]"چقدر گسترده است عدالت ! همانا اگر در ميان مردم به عدالت رفتار شود مردم بي نياز ميشوند و آسمان روزي را نازل ميكند و زمين بركاتش را با اذن خداي تعالي خارج ميگرداند." يادآوري اين نكته لازم است كه در جوامع اسلامي دوره هايي از تبعيض و ستم سپري شده است كه منشاء تفاوتهاي فاحش طبقاتي و فاصله هولناك بين فقرا و اغنيا گرديده است . زمامداران عادل نمي توانند بدون توجه به گذشته، مدعي اجراي عدالت گردند. اجراي عدالت در زماني كه همه گونه تبعيض در يك جامعه نهادينه شده و فاصله هاي عميق طبقاتي پديد آمده، بايد با ريشه يابي و جبران گذشته همراه باشد; و گاهي بايد امكانات عمومي را به مناطقي گسيل داشت كه مردم در فقر و محروميت شديد به سر برده اند. البته بايد دقت كافي را به عمل آورد و مصلحت عمومي را در نظر گرفت تا به ناحق تحت عنوان برگرداندن حق، اقدامي نادرست صورت نگيرد; و در صورت طولاني بودن مدت تبعيض و عدم امكان دستيابي به صاحبان اصلي اموال، بايد به رفع محروميت از طريق توجه بيشتر در اختصاص منابع عمومي به محرومين اقدام كرد.
[1]صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 29، حديث 104; كليني، كافي، ج 3، ص 568، حديث 6; طوسي، تهذيب الاحكام، ج 4، ص 136، حديث 380 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :662
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
اميرمؤمنان علي (ع) به مالك ميفرمايد: "ثم الله الله في الطبقة السفلي من الذين لاحيلة لهم من المساكين و المحتاجين و اهل البؤسي و الزمني ... و اجعل لهم قسما من بيت مالك و قسما من غلا ت صوافي الاسلام في كل بلد فان للا قصي منهم مثل الذي للا دني ..."[1]"رضايت خدا را درباره طبقه پايين جامعه در نظر بگير; آنان كه راه گريزي از محروميت نيافته و محتاج و درمانده اند و در سختي به سر برده و زمينگير شده اند... سهمي از بيت المال را براي آنان قرار ده و سهمي از غلات به دست آمده از زمين هاي در اختيار دولت اسلامي را نيز در هر شهري به ايشان اختصاص ده ; چرا كه محتاجان در دورترين و نزديك ترين شهرها بايد يكسان ديده شوند." بر دولت هاست كه علاوه بر برنامه ريزي براي عموم مردم و اداره كشور، افرادي را كه ناتوانند و يا به دليلي زندگي آنها تأمين نمي شود، تحت نظر داشته باشند و به آنها عنايت بيشتري كنند. "و تفقد امور من لايصل اليك منهم ممن تقتحمه العيون و تحقره الرجال ففرغ لا ولئك ثقتك من اهل الخشية و التواضع"[2]"و دلجويي كن از كساني كه به تو دسترسي ندارند، كساني كه چشم ها آنها را خوار ميبينند و مردم آنها را كوچك ميشمارند. پس اختصاص بده براي آنها افراد خداترس و متواضع و فروتن را كه مورد اطمينان تو هستند." "ثم اعمل فيهم بالاعذار الي الله يوم تلقاه"[3]"عمل تو درباره فقرا به گونه اي باشد كه روز قيامت پيش خدا بتواني عذر بياوري ." بگويي خدايا من آن اندازه اي كه توانستم مأمور قرار دادم و تحقيق كردم . به من گزارش دادند من هم آن خدمتي كه بايد نسبت به فقيران انجام بدهم انجام دادم . و در جاي ديگر ميفرمايد: "ان السلطان لا مين الله في الارض و مقيم العدل في البلاد و العباد و وزعته في الارض"[4]"حكومت و دولت، امانتدار خدا در زمين و برپادارنده عدالت در شهرها و بين بندگان خدا و توزيع كننده و نگهبان نعمت هاي او در زمين است ."
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 53 .
[2]همان .
[3]همان .
[4]آمدي، غررالحكم، ص 341، حديث 7797 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :663
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
3 - امور سياسي
الف - وحدت و اخوت اسلامي
قرآن كريم با تأكيد بسيار به وحدت و يكپارچگي امت اسلامي دستور ميدهد: (و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا)[1]"همگان به ريسمان الهي چنگ بزنيد و پراكنده نشويد." در اين آيه هم به وحدت امر ميكند و هم از تفرقه نهي مينمايد. معمولا در احكام شرعي يا امر ميشود و يا نهي ; و لوازم آن را به عهده مكلف ميگذارد. يعني مكلف ميداند كه امر به كاري به مفهوم پرهيز از خلاف آن است . ولي در خصوص وحدت، كه ضد آن تفرقه است، به هر دو تصريح ميكند و واجب بودن وحدت را با حرام بودن تفرقه در كنار هم صريحا بيان ميكند. شايد اين تأكيد براي جلوگيري از بهانه جويي هاي مختلف و تمسك به انواع حيله ها و عذرها براي فرار از وحدت است . توجه به واقعيت موجود ميان مسلمانان و تفرقه شديدي كه بيش از چهارده قرن است خسارتي چندين برابر خسارتهاي ناشي از درگيري با مخالفان اسلام پديد آورده است، ميتواند آن همه تأكيد خداي متعال را تفسير كند. به عبارت ديگر با اين همه تصريح قرآن به امر وحدت ميان تمام طوائف مسلمين و نهي از تفرقه و جدايي، همچنان شعله اختلاف سوزان است و كساني به بهانه هاي مختلف زمينه هاي اختلاف و درگيري را فراهم ميسازند; بلكه عده اي بر اين روش تأكيد ورزيده و با رضايت براي ادامه آن بنيان مرصوص بنا نهاده اند. حال اگر با تأكيد و صراحت تفرقه نفي نمي گرديد و به وحدت فرا خوانده نمي شد، چه حاصلي به دست ميآمد؟!
ب - گفتگو با اديان
قرآن كريم پيامبر خدا را مأمور ميكند كه از اهل كتاب بخواهد تا پيرامون توحيد عبادي جمع شوند: (قل يا أهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم ألا نعبد الا
[1]سوره آل عمران (3)، آيه 103) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :664
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا أربابا من دون الله )[1]"بگو: اي اهل كتاب ! بياييد به سوي كلمه اي كه تمسك به آن بر ما و شما لازم است ; و آن اين است كه جز خدا را نپرستيم و هيچ چيز را شريك او نگيريم و اين كه هيچ يك از ما ديگري را در جايگاه ربوبيت و اطاعت مطلق قرار ندهد." در اين فرمان نامي از پذيرش پيامبري رسول خدا6به ميان نمي آورد تا كلمه اختلاف، هر چقدر كه مهم و قطعي باشد، به ميان نيايد و وحدت مورد نظر در اولين گام با شكست روبرو نگردد. بنابراين بر همه مسلمانان لازم است با دامن نزدن به اختلافات و احيانا بدگماني، كلمه "سواء" را مبناي وحدت خويش قرار دهند و از هرگفتار يا كرداري كه سبب ايجاد يا تشديد تفرقه ميان آنان گردد پرهيز نمايند. همكاري جوامع اسلامي با يكديگر و نيز با ساير جوامع در زمينه هاي مختلف لازم است و بايد كارشناسان راههاي عملي اين مهم را جستجو كرده و آن را در اختيار متصديان و مسؤولان قرار دهند. بايد با سعه صدر و روش كريمانه راههاي صحيح بهبود مناسبات تمامي كشورهاي اسلامي با يكديگر و با كشورهاي غيراسلامي را شناخت و در آن مسير حركت كرد. البته وظيفه نهادهاي غيردولتي مثل احزاب و گروههاي صنفي و سياسي و مذهبي و مراكز فرهنگي و آموزشي و اقتصادي كمتر از دولت ها نيست، و شايسته است حركتي عمومي و همه جانبه در مسير وحدت و برادري ميان همه ملل و اقوام انجام گيرد تا خسارتهاي گذشته جبران گردد. مهم ترين راه عملي وحدت، به رسميت شناختن اختلاف نظرها و سليقه ها و دوري جستن از اهانت نسبت به يكديگر و معتقدات ديگران و تأكيد بر مشتركات است . البته دانشمندان همه فرقه ها و اديان، حق بحث و طرح نظريات گوناگون را دارند; ولي بهتر است مسائل اختلافي را در محيطهاي علمي، با مباحثه و مناظره به وفاق و اتفاق نظر نزديك كنند و سپس آن را در ساير مجامع مطرح كنند; و در صورت بقاي اختلاف نظر، هر كس تابع دليل و استدلال خويش بماند.
[1]سوره آل عمران (3)، آيه 64 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :665
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
ج - همزيستي مسالمت آميز
وظيفه زمامدار اسلامي حفظ آرامش و همزيستي مسالمت آميز و پرهيز از تشنج و درگيري و عدالت و احسان نسبت به همه پيروان اديان بلكه همه انسانهاست . قرآن كريم با صراحت ميفرمايد: (لاينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم في الدين و لم يخرجوكم من دياركم أن تبروهم و تقسطوا اليهم ان الله يحب المقسطين )[1]"خدا شما را از نيكي كردن و دادگري نسبت به كساني كه در دين با شما كارزار نكرده اند و شما را از خانه هايتان بيرون نرانده اند، باز نمي دارد. به درستي كه خدا عدالت پيشگان را دوست ميدارد." و در آيه اي ديگر در باره دشمنان اسلام خطاب به پيامبراكرم6ميفرمايد: (و ان جنحوا للسلم فاجنح لها و توكل علي الله )[2]"و اگر [دشمنان ] تمايل به صلح و مسالمت داشتند آن را بپذير و بر خدا توكل كن ." در روايت معتبر از امام صادق (ع) وارد شده است : "و افش السلام في العالم"[3]"مسالمت و صلح را در جهان گسترش بده ." بر اين اساس تمام گفتار و رفتار حاكمان اسلامي بايد با دقت در پيامدهاي جهاني آن بيان شود و يا انجام گيرد، و نبايد به گونه اي سخن بگويند كه زمينه جنگ و دشمني و يا فشار بر مسلمانان را - به ويژه در مناطقي كه در اقليت هستند - پديد آورند. و براي حفظ آرامش و رفع سوء تفاهم از برخي عملكردها و گفته ها، توضيح منطقي و معقول داده شود. اگر بي توجهي در گفتار و كردار سبب تحريك و تحريص مذاهب و اديان گردد، به گونه اي كه موجب خسارتهاي مادي و معنوي شود، مسؤوليت شرعي آن بر عهده زمامداران است و حتي موجب ضمان ميشود. اميرالمؤمنين (ع) ميفرمايد: "كل انسان مؤاخذ بجناية لسانه و يده"[4]"هر انساني به
[1]سوره ممتحنه (60)، آيه 8 .
[2]سوره انفال (8)، آيه 61 .
[3]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 34 از ابواب جهاد النفس، ج 15، ص 284، حديث 7 .
[4]آمدي، غررالحكم، ص 213، حديث 4157 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :666
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
خاطر جنايات دست و زبانش مورد مؤاخذه قرار ميگيرد." در جاي ديگر ميفرمايد: "رب فتنة اثارها قول"[1]"بسا آشوب كه با يك گفته به پا گرديده است ." كساني كه مشاغل مهم حكومتي را بر عهده ميگيرند بايد انسانهايي باشند كه بر گفته هاي خود كنترل دقيق داشته باشند، و اگر خطايي از ايشان سر زد در سريع ترين زمان آن را جبران كنند. معمولا خودخواهي ها و نژادپرستي ها منشاء عمده درگيري در جهان بشريت بوده است و اسلام هر دوي اين انگيزه ها را شديدا منع كرده و خودخواهان و متكبران و نژادپرستان را شديدا نكوهش كرده است . دعوت پيامبر گرامي اسلام6از اديان توحيدي براي وحدت، بزرگترين مدرك بر لزوم همزيستي مسالمت آميز بشري است كه همچنان آن دعوت به قوت خود باقي است و پيروان او بايد در اين جهت همت خود را به كار گيرند. همزيستي مسالمت آميز يعني به رسميت شناختن يكديگر و احترام متقابل ; و وجود تفاوتها در انسانها تنها براي شناخت يكديگر است .[2]بنابراين ميتوان با وجود تفاوت نيز همزيستي مسالمت آميز داشت . اين كه در برخي جوامع اسلامي تصويري از دين خدا ارائه ميشود كه جز جنگ و خونريزي پيامي ندارد، قطعا با اهداف دين خدا ناسازگار است و مبناي علمي و منطقي ندارد. بنابر آنچه گفته شد و ادله فراواني كه لزوم عدل و انصاف درباره تمامي مردم جهان را تأكيد كرده است، هر گونه اقدامي در جهت بر هم زدن زندگي مسالمت جويانه بشري خلاف عقل و شرع است ; و تاكساني اقدام به رفتار غيرمنطقي و ستيزه جويانه نكرده اند، مسلمانان حق گفتار يا رفتار ستيزه جويانه را ندارند و تنها حق دارند نظريات خويش را براي دعوت به حق بازگو كنند.
[1]همان، حديث 4152 .
[2]سوره حجرات (49)، آيه 13) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :667
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
د - معاهدات بين المللي
انعقاد عهدنامه ها و قراردادها ميان مسلمانان و ساير دولت ها براي كسب منافع مشترك جايز بلكه در شرايطي لازم است ; همان گونه كه رسول خدا6با مشركان و سايرين رفتار كرد. از اهداف حكومت، ايجاد امنيت و امكان تجارت بين المللي و حفظ منافع ملت ها در معاهدات و تعامل بين ملت ها بوده و اسلام نيز آن را به رسميت شناخته است . دولت ها موظف اند منافع ملت خود را در ضمن رعايت منافع مشترك خود تأمين كنند و از پذيرش قراردادهايي كه به ضرر ملتشان است و يك جانبه منافع بيگانگان را تأمين ميكند يا نسبت تأمين منافع در آن غيرمنطقي است پرهيز كنند. البته ممكن است واقعيت ها به گونه اي باشد كه چاره اي جز اكتفا به حداقل منافع ملي نباشد; ولي بايد توجه داشت كه موارد استثنايي در حد رفع ضرورت باشد، و جهت اصلي بايد تأمين عادلانه منافع طرفين يا اطراف قرارداد باشد. حفظ حيثيت اجتماعي و عزت مسلمين در قراردادهاي سياسي اجتماعي وظيفه زمامداران است، و قراردادها نبايد به گونه اي باشد كه خدشه اي به عزت مسلمانان وارد شود. قرآن كريم ميفرمايد: (و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين )[1]"عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است ." هيچ مؤمني حق خوار كردن خود را ندارد. امام صادق (ع) فرموده است : "ان الله تبارك و تعالي فوض الي المؤمن كل شئ الا اذلال نفسه"[2]"خداوند متعال هر چيزي را به خود مؤمن واگذار كرده است جز خوار كردن خودش را." بنابراين بايد در معاهدات بين المللي به گونه اي رفتار كرد كه نه تنها منجر به ذلت و خواري مسلمانان نگردد، بلكه عزت بيشتر ايشان را تأمين كند. نكته ديگر - چنان كه پيشتر نيز بيان گرديد - رعايت حقوق همه انسان ها، صرف نظر
[1]سوره منافقون (63)، آيه 8 .
[2]كليني، كافي، ج 5، ص 63، حديث 3 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :668
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست