بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 69

محدوديت و انسداد باب معرفت مي‌شود; و اين خواست شارع نيست . وادار شدن به تحصيل معرفت دين، موجب كسب ايمان و يا افزايش آن مي‌شود. و اگر چنين نباشد غبار كهنگي و زوال بر چهره دين خواهد نشست و ممكن است به تدريج از ذهنها و دلها رخت بربندد.7 -آخرين كتاب آسماني و اوصياي پيامبر6و دانشمنداني دين شناس نقش خود را در طول زمان ايفا مي‌كنند و آن گونه كه لازم است ذهن ها را آماده مي‌سازند و از همين طريق مسائل لازم براي نسل هاي بعد منتقل مي‌شود. اديان آسماني گذشته مانند درجات كلاسهاي دانشگاهي است، و دين اسلام همچون آخرين كلاس است كه در آن شاگرد به حدي از درك و فهم و دانش و اجتهاد مي‌رسد كه ديگر به استاد و راهنماي جديد نياز ندارد و خود به تفكر و تحقيق مي‌پردازد.

دين و تحولات

اديان گذشته برحسب تحصيل تجربه جديد از سوي بشر و تغيير شرايط و مقتضيات تغيير مي‌يافته اند و دين جديدي از جانب خداوند تشريع مي‌شده است . يعني تقريبا در آن بخش هايي كه تحول لازم بوده، همپاي تحولات عصري، در پاره اي امور، شريعت سابق نسخ مي‌شده و شريعت جديد جاي آن را مي‌گرفته است . اين جابجايي ادامه يافته تا اين كه عصر ختم نبوت فرارسيده است . در دوران تشريع آخرين شريعت آسماني (اسلام) نيز كم و بيش بر حسب شرايط و آماده سازي مردم، برخي از احكام به تدريج تشريع شده و برخي ديگر پس از مدتي نسخ گرديده است . خداوند خود، از اين واقعيت چنين خبر داده است : (ما ننسخ من آية أو ننسها نأت بخير منها أو مثلها...)[1]"هر چه را كه نسخ كنيم از آيه اي و يا آن را از يادها ببريم، بهتر از آن و يا مثل آن را مي‌آوريم ... ."
[1]سوره بقره (2)، آيه 106) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :69

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 70

وقتي كه تشريع همه ابعاد آخرين دين به پايان رسيد ختم نبوت اعلام شد، و آنچه تشريع شد ديگر اصول و كليات آن تغيير يافتني نيست ; و تا وقوع قيامت دين اسلام ثابت است و باقي خواهد ماند. تحولات فزاينده و رو به رشدي از سوي انسانها در حال انجام است . انسانها توانسته اند به صورت حيرت انگيزي طبيعت را تسخير كنند و در خدمت خود درآورند. تغييراتي در انسانها، حيوانات، موجودات گياهي و طبيعي براي استفاده هرچه بهتر و بيشتر صورت مي‌گيرد. برخي از اين تغيير و تحولها با دستورهاي دين سازگار نيست، به نحوي كه گاهي بايد از يكي به نفع ديگري چشم پوشي كرد. تغيير جنسيت، اصلاح نژاد، تلقيح مصنوعي، كنترل جمعيت با تغييراتي در بدن و پيوند اعضا، نمونه هايي از اين تغييرها مي‌باشند. حال سؤال اين است كه اصولا دين با چنين تحولاتي موافق است يا خير؟ اگر آري، ناسازگاريها چگونه قابل حل اند؟ به عبارتي آخرين دين چگونه مي‌تواند خود را همپاي تحولات فزاينده تطبيق كند؟ تحولاتي كه از سوي انسانها پديد مي‌آيد هم مي‌تواند منفي باشد و هم مثبت . تحولات منفي را دين نه همراهي مي‌كند و نه بايد انتظار همراهي از آن داشت . مراد از تحولات منفي آن دسته تغييراتي است كه مصالح انسانها در آنها رعايت نشده است، اگرچه به ظاهر از نوع تحولات مثبت باشد. چه اين كه هر چه رخ مي‌دهد و جديد است مساوي با خير و رشد نيست . اما تحولاتي كه در راستاي كمك به زندگي انسانهاست و با اصول انساني، عقل و تجربه بشري سازگار است، دين نظر منفي به آنها ندارد و كيفيت سازگاري آن را با تحولات مي‌توان چنين تشريح كرد: انسانها جنبه هاي ثابتي دارند كه تحولات هيچ تأثيري در آنها ندارد. در اين بخش، دين نيز ثابت است و همان خواسته هاي ثابت را پاسخگو است . دين حاوي امور اعتقادي، اخلاقي و عملي است . امور اعتقادي و اخلاقي مربوط به همان جنبه هاي ثابت است و تغيير در آنها منطقي نيست . آري ممكن است برخي دستاوردهاي علمي درباره جهان و يا تفسير علمي جهان، نگرش برخي انسانها را


صفحه 71

درباره عالم و رابطه آن با مبدأ هستي دگرگون كند. تأثير خدا و نيروهاي غير مادي را كم رنگ و گاه بي رنگ جلوه دهد; با اين همه، اعتقادات، به تكوين و هستي عالم و ارتباط انسانها با آن واقعيت ها مربوط است . پيشرفت ها و تحولات هرچه باشند واقعيت عالم را دگرگون نمي سازند. ممكن است امور جزئي را تغيير دهند اما ساخت كلي عالم را بر هم نمي زنند; عليت را بي نقش نمي كنند، نمي توانند آغاز و پايان جهان را ناديده بگيرند، نمي توانند قوانين حاكم بر عالم هستي را از بين ببرند و يا متحول سازند. ثبات و واقعيت عالم، موضوع اعتقادات است . اعتقادات مبتني بر واقعيت هستي است و اين كه انسانها بايد بر اساس آنچه هست باور و ايمان داشته باشند، آن واقعيت ثابت، اعتقادات ثابت و غير متحول را در پي دارد. از اين روست كه در اديان پيشين هم هرچه تغيير كرده، اين بخش ثابت و خدشه ناپذير مانده است . توصيه ها و رهنمودهاي اخلاقي نيز رابطه اي مستحكم با اصول و منش انساني دارند. بسياري از توصيه هاي اخلاقي در دين از باب ارشاد به حكم عقل و يا فطرت بشري است . انسانها بدون دستور ديني هم به اين بخش از امور اخلاقي توجه دارند. بنابراين اين قبيل رهنمودها ريشه در خود انسانها دارد و همانند مورد قبل ثابت و از نيازهاي اساسي بشر است . بشر هر چه در زمينه هاي اجتماعي، علمي، صنعتي و عقلاني رشد كند، نمي تواند آنها را ناديده بگيرد. آنها در هر حال اموري انساني اند، بشر در حال رشد باشد و يا عقب مانده . مهمترين بخشي كه بحث تحولات درباره آنها امكان طرح دارد، دستورالعمل هايي است كه درصدد تنظيم روابط اجتماعي، بهره برداري از طبيعت و مقررات فردي و جمعي است . بخشي از اين دستورات به كيفيت عبادت و بندگي خدا مربوط است . اين دستورها نيز كمتر دستخوش دگرگوني مي‌شوند; چرا كه اين مقررات هرچه هم ابتدايي باشد، كشف درستي و يا نادرستي آنها براي انسانها امكان پذير نيست . تحولات رو به رشد نمي تواند ملاك صحت و يا نادرستي آنها را ارائه نمايد. مثلا


صفحه 72

اين كه بندگان در برابر خداوند به صورت پاك به عبادت بايستند و طهارت با چه چيزي حاصل مي‌شود و حقيقتش چيست، عبادت را چگونه انجام دهند و با حضور در پيشگاه خداوند چه حالتي داشته باشند، چيزهايي نيستند كه بتوان با تجربه درباره درستي و يا نادرستي آنها نظر داد. جز اين كه دين، صحت و يا عدم صحت آنها را بيان كند. اين دسته هم مصالحي ثابت دارند و ثابت باقي خواهند ماند. اما آن بخش كه درصدد تنظيم روابط اجتماعي است، ممكن است در مواردي با تحولات ناسازگار باشد. بخش هاي عمده اي تابع اصول تغييرناپذير انساني مثل عدالت، تعاون، حقوق انسانها، حسن معاشرت و امثال اينهاست . و در صورت ناسازگاري با اصول ياد شده از اعتبار ساقط مي‌شوند. خداي متعال در قرآن كريم فرموده است : (لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط)[1]"همانا ما رسولان خود را همراه با دلايل آشكار فرستاديم و همراه آنان كتاب و ترازو فرود آورديم تا مردمان به دادگري برخيزند." در مصاف تحولات با مقررات دين همواره بايد به اين مهم توجه داشت كه اهداف كلي دين ناديده گرفته نشود. به گونه اي عمل و يا موضع گيري نشود كه منجر به لغويت حكم ديني بشود. زيرا احكام و مقررات قطعي دين تابع مصالح است و آن مصالح تابع شرايط و اقتضائات واقعي است . در كتاب فقه الرضا(ع) آمده است : "خداوند هيچ خوردني و آشاميدني را مباح و روا ندانسته مگر اين كه در آن سود و مصلحت باشد، و چيزي را حرام نكرده است مگر به جهت ضرر و تباهي و فساد."[2]با اين همه در خود مقررات ديني اهرمهاي مناسب جهت تطبيق با شرايط و مقتضيات در جاهاي لازم نهاده شده است .
[1]سوره حديد (57)، آيه 25 .
[2]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 1) از ابواب اطعمه محرمة، ج 16، ص 65، حديث 5. لازم به ذكر است مضمون اين كلام در نقل روايتي به مناسبت حرمت خمر از امام باقر(ع) رسيده است . ر.ك : صدوق، علل الشرايع، باب 237، ج 2، ص 196، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :72

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 73

در قرآن مجيد آياتي وجود دارد كه دلالت مي‌كند بر اين كه برخي دستورالعمل ها به رغم همه قداستي كه دارند انعطاف پذير بوده و در شرايط خاصي قابل تغييرند و يا تعطيل بردارند. مثل برداشته شدن حرمت مردار و گوشت خوك و... و يابرداشته شدن كيفر آنها در حال اضطرار[3]و همين طور در مسائل روزه،[2]طهارت،[1]مسائل خانوادگي مانند تعدد زوجات،[6]حرمت ماههاي حرام[5]و حج .[4]در اين موارد و امثال آنها تكليف مكلفان در صورت طاقت فرسا بودن دگرگون مي‌شود. اينها، گوياي اين حقيقت اند كه آن دسته از احكام و دستورها كه تابع مقتضيات و شرايطند، وجودشان دائر مدار آنهاست و با انتفاي آنها منتفي خواهند بود. احكامي وجود دارد كه بر اساس بناي عقلا بنياد گذاشته شده و به امضاي شرع رسيده است . چنين تأييدي از سوي شارع نشان مي‌دهد كه بخشي از ره آوردهاي بشري در تنظيم روابط اجتماعي پذيرفته شده است ; بنابراين در صورتي كه نصي وجود نداشته باشد، با تصميم خود انسانها اعتبار دارد و نيازي به حكم شارع وجود ندارد. دايره مباحات به قدري وسيع است كه انسانها كمتر با مشكل مواجه مي‌شوند. با اين همه، باز بودن راه اجتهاد در احكام ديني خود بسي راه گشاست ; و فقيه جامع الشرايط با تكيه بر اصول و مباني، در تطبيق احكام بر موضوعات و يا تغيير موضوعات و كاربرد آنها اجتهاد خواهد كرد. اجتهادي كه از سوي خود دين مورد تأييد واقع شده و راه را براي سازگار كردن دين با تحولات هر عصري هموار ساخته است . امام صادق (ع) فرموده است : "انما علينا أن نلقي اليكم الاصول و عليكم ان تفرعوا"[7]"بر ماست كه اصول را براي شما بيان كنيم و بر شماست كه فروعات را
[1]سوره بقره (2)، آيه 173) .
[2]سوره بقره (2)، آيه 185) .
[3]سوره نساء (4)، آيه 43 .
[4]سوره نساء (4)، آيه 3 .
[5]سوره بقره (2)، آيه 194) .
[6]سوره بقره (2)، آيه 196) .
[7]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 6 از ابواب صفات قاضي، ج 27، ص 61 - 62، حديث 51 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :73

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 74

استنباط نماييد." و از امام رضا(ع) نقل شده كه فرمود: "علينا القاء الاصول و عليكم التفريع"[1]"بر ماست القاي اصول و بر شماست استنباط فروع ." به طور كلي در همه احكام عملي اسلام مي‌توان گفت : يا مجتهد و اسلام شناس آگاه به زمان، ملاك قطعي حكم شرعي را به دست مي‌آورد، و يا آن را كشف نمي كند; در صورتي كه ملاك قطعي حكم را به دست آورد، آن ملاك يا ثابت و غير قابل تغيير است و يا در اثر تحولات و شرايط گوناگون قابل تحول و دگرگوني مي‌باشد. در صورت اخير، اسلام شناس بصير نسبت به متغير بودن آن حكم و تطبيق آن با تحولات زمانه نظر خواهد داد. و بسياري از احكام سياسي و اجتماعي اسلام از اين قبيل اند.

اسلام

"اسلام"، از ريشه "سلم" و به معناي تسليم بودن است . و اين نامي است كه خداوند در قرآن كريم براي دين خود برگزيده است : (ان الدين عندالله الاسلام)[2]"دين خداپسند همانا اسلام است ." و در آيه ديگري كامل و جامع بودن آن را تصريح كرده است : (اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلا م دينا)[3]"امروز براي شما كامل كردم دينتان را و تمام نمودم بر شما نعمتم را و قرار دادم برايتان اسلام را به عنوان دين ." و پيامبر اين دين حضرت محمدبن عبدالله6مي‌باشد، كه حدود ششصد سال پس از ميلاد حضرت مسيح (ع) در مكه مكرمه از سوي خداوند برگزيده شد تا دين خدا را به صورت كامل به مردم عرضه كند و نقطه پاياني باشد بر تجديد نبوتها و شرايع آسماني . دين اسلام ادامه شرايع آسماني پيشين و كامل كننده آنهاست . اسلام دين معنويت و دنياست . در اين دين رهبانيت منع شده و در عين حال زهد امري ستوده است . اسلام در عين سفارش به استفاده صحيح از نعمت هاي الهي، دنياگرايي
[1]همان، ص 62، حديث 52 .
[2]سوره آل عمران (3)، آيه 19) .
[3]سوره مائده (5)، آيه 3 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :74

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 75

افراطي را منع كرده است . (قل من حرم زينة الله التي أخرج لعباده و الطيبات من الرزق ...)[1]"بگو چه كسي زينت هاي خدا را كه براي بندگانش ايجاد نموده و روزي هاي پاك را حرام كرده است ؟." اسلام از سه بخش "اعتقادات"، "اخلاقيات" و "فقه" تشكيل شده است . منشاء اين تقسيم بندي را به مراحل وجود انسان تشبيه كرده اند. مرحله عالي انسان، عقل و فكر است ; كه جهان بيني و اعتقادات مربوط به آن است . مرحله دوم مرحله متوسط مي‌باشد كه غرايز و عواطف و احساسات است و بايد كنترل گردد، و اخلاقيات چنين نقشي را بر عهده دارد. مرحله سوم وجود نازل انسان است كه اعضا و جوارح را تشكيل مي‌دهد و وظايفشان در فقه بحث مي‌شود. و بر اين اساس كتاب حاضر - به نام "اسلام دين فطرت" - به سه بخش تقسيم شده است : اعتقادات، اخلاق، تكاليف و مسؤوليتها.

شيعه

مسلمانان به فرقه هاي مختلفي مانند زيدي، حنبلي، شافعي، مالكي، حنفي، شيعه اثني عشري، اسماعيلي و فرق ديگر تقسيم شده اند; اما اعتقاد به اصول اساسي اسلام مانند توحيد، نبوت، معاد و كتاب خدا در ميان همه آنها مشترك و مورد توافق است و نسبت به امام علي (ع) و حضرت فاطمه (س) نيز احترام قائل هستند. مذاهب چهارگانه اهل سنت و مذهب شيعه، پنج مذهب و فرقه اصلي و مهم اسلامي هستند. تفاوت عمده آنها در اين است كه شيعه براي امام علي (ع) و حضرت زهرا(س) و يازده امام و پيشواي ديگر قائل به عصمت است . بنابراين "شيعه" در اصطلاح به پيروان امام علي بن ابي طالب (ع)، حضرت فاطمه (س) و امامان معصوم (ع) اطلاق مي‌شود; كساني كه معتقدند امر خلافت و امامت پس از پيامبر6بلافاصله از آن امام علي (ع) است . اين عقيده بنا بر نص
[1]سوره اعراف (7)، آيه 32 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :75

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 76

متواتري است كه در آن آمده است : "حضرت علي (ع) در روز هجدهم ذيحجه به سال دهم هجري در غدير خم از ناحيه خدا توسط پيامبر6به منصب ولايت و امامت پس از پيامبر6برگزيده شد." اصطلاح "شيعه" در زمان خود رسول الله6و از سوي آن حضرت درباره پيروان امام علي (ع) به كار رفته است . جابربن عبدالله انصاري نقل كرده كه روزي در نزد رسول خدا6بودم، علي (ع) از دور نمايان شد، پيامبر6فرمود: قسم به كسي كه جانم در دست اوست اين شخص و شيعيانش در قيامت رستگار خواهند بود.[1]ابن عباس گفته است : "وقتي كه آيه (ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات أولئك هم خير البرية )[2]نازل شد، پيامبر6به علي (ع) فرمود: مراد از آن، تو و شيعيان تو است ."[3]شيخ مفيد نقل كرده است كه امام باقر(ع) از قول ام سلمه آورده است : از پيامبر6شنيدم كه مي‌فرمود: "بي گمان علي و شيعيان او رستگارند."[4]بدون شك مفهوم اين روايات چنين نيست كه هر كس در اعتقاد شيعه بود، به صرف شيعه بودن عقيدتي رستگار است و گناهان او مطلقا ناديده گرفته مي‌شود; و هر كس در اعتقاد شيعه نبود - هرچند جحد و عنادي نداشته باشد - نجات نمي يابد. اين واژه در عصر پيامبر6به قدري رايج بود كه جمعي از صحابه آن حضرت مانند سلمان و ابوذر و مقداد و عمار ياسر (رضوان الله عليهم) به عنوان شيعه شهرت داشتند.[5]
[1]سيوطي، الدرالمنثور، ج 8، ص 538، ذيل آيه آخر سوره بينه .
[2]سوره بينه (98) آيه 7: "كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده اند، اينان بهترين آفريدگانند" .
[3]بحراني، سيدهاشم، البرهان في تفسيرالقرآن، ج 8، ص 351، حديث 13) ; ابن شهرآشوب، المناقب، ج 3، ص 68 .
[4]مفيد، الارشاد، ج 1، ص 42 - 43 ; مجلسي، بحارالانوار، ج 65، ص 7، حديث 1) ; ص 9، حديث 5 ; ص 22، حديث 39 .
[5]سعدبن عبدالله اشعري قمي، المقالات و الفرق، ص 15، رقم 50 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :76

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست