بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 702

كنند و جز حق الناس كه مدعي خصوصي دارد بقيه موارد را ببخشند و روح عفو و رحمت اسلامي را در جوامع خويش بدمند. بلكه در موارد حق الناس نيز زمينه احقاق حقوق از دست رفته و در نتيجه آزادي زنداني را فراهم آورند.

احكام در خدمت اهداف

در روايات و اظهارات بزرگان دين، ضرورت نظم اجتماعي براي رسيدن به اهداف دين و حتي زندگي سالم مورد تأكيد قرار گرفته است، و تمام ادعاي اديان الهي اين است كه بي توجهي به دستورات ديني سبب سرگشتگي و دورماندن از اهداف حقيقي خلقت مي‌گردد. بنابراين شريعت راههاي بهتر و گاه منحصر به فردي براي رسيدن به مقصد را معرفي مي‌كند تا از گمراهي بشر پيشگيري نمايد. احكام شرعي راههايي به سوي مقصدند و نه اين كه خود هدف باشند. در هر عصر و زماني يكي از ملاكها براي كشف دقيق تر احكام اجتماعي اين است كه با مصالح زندگي اجتماعي انسان و كمال معنوي او متناسب باشد، كه اين خود از يك نظر به معناي فطري بودن كليات احكام الهي است . اصل در فروع احكام، انسجام هر حكمي با ساير احكام و باورهاي ديني و تناسب و هماهنگي آن در يك مجموعه منظم و با قاعده است ; و اگر به گونه اي باشد كه ساير احكام را مورد تعرض قرار داده و به تعارض و تناقض با ديگر باورها و احكام و اهداف دين منجر شود، خود دليل بر عدم انطباق آن با منظور شارع مقدس و غيرشرعي بودن آن حكم است .

الف - ضرورت هماهنگي و قاعده مند بودن احكام اجتماعي

در هر نظام اجتماعي محور نظم و آهنگ اجتماع، قوانين آن جامعه است ; و اگر قوانين خود دچار ناهماهنگي باشند، نظام اجتماعي را دچار اختلال و بي ثباتي و ناهماهنگي مي‌كنند.


صفحه 703

دين كه دستورات خود را مبتني بر فطرت ارائه كرده است، نمي تواند در درون خود ناهماهنگي داشته باشد; چرا كه بي نظمي و اختلال برخلاف فطرت است . امير مؤمنان (ع) از رسول خدا6نقل مي‌كند كه : "اذا اتاكم الحديث متجاوبا متفاوتا، فما يكذب بعضه بعضا، فليس مني و لم اقله و ان قيل قد قاله ، و اذا اتاكم الحديث يصدق بعضه بعضا فهو مني و أنا قلته"[1]"وقتي گفتاري متفاوت و متعارض پيش شما آوردند توجه كنيد، آنچه را كه متضاد و به گونه اي است كه برخي از آن بعضي ديگر را تكذيب مي‌كند از من نيست و من آن را نگفته ام، اگر چه گفته شود كه پيامبر گفته است ; و اگر بعضي از گفته ها ديگر گفته ها را تأييد و تصديق مي‌كرد از من است و من آن را گفته ام ." از امام رضا(ع) نيز نقل شده است كه : "... انا عن الله و عن رسوله نحدث و لانقول قال فلان و فلان فيتناقض كلامنا. ان كلام آخرنا مثل كلام اولنا و كلام اولنا مصدق لكلام آخرنا فاذا اتاكم من يحدثكم بخلاف ذلك فردوه عليه"[2]"... ما از خدا و رسول او نقل مي‌كنيم و نمي گوييم فلاني و فلاني چنين گفته اند تا گفتارمان متناقض باشد; همانا گفتار آخرين ما مثل گفتار اولين ماست، و كلام اولي تأييد كننده گفتار آخري ماست . پس اگر كسي چيزي برخلاف آن آورد و نقل كرد آن را نپذيريد." در قرآن كريم نيز آمده است كه : (و لو كان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلا فا كثيرا)[3]"اگر قرآن از جانب غير خدا مي‌بود، اختلاف و تناقض زيادي در آن پديدار مي‌شد." با توجه به اين امور، تشخيص ضرورت هماهنگي احكام شرع بايد مورد توجه قرار گيرد، و با اين ملاك محكم احكام فقهي و نظريات فقها و قوانين موجود بازنگري و تنظيم شود.
[1]الطبرسي، مشكاة الانوار، ص 153) .
[2]رجال كشي، زندگينامه مغيرة بن سعيد، ص 224 و 225، حديث 401 .
[3]سوره نساء (4)، آيه 82 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :703

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 704

ب - طريقيت احكام شرعي

قوانين وسيله اي براي رسيدن به اهداف هستند; خواه قوانين الهي باشند يا بشري . ولي گاهي اتفاق مي‌افتد كه راه رسيدن به يك هدف خاص منحصر به يك مورد مشخص مي‌گردد كه در اين صورت اهميت طريق به اندازه اهميت هدف جلوه مي‌كند. ظاهرا احكام عبادي از اين نوع است كه راه انحصاري براي رسيدن به هدف است، و اندكي تخلف از آن امكان رسيدن به هدف را به شدت تقليل مي‌دهد يا منتفي مي‌گرداند. اما احكام غيرعبادي تابع مصالح و مفاسد واقعي هستند و نوعا ملاك پنهاني كه غير قابل دسترس باشد ندارند; چرا كه براي بهبود زندگي بشر در دنيا وضع شده اند.[1]هرچند آثار و تبعات اخروي آن هم مورد نظر شارع است . دليل قاطعي در دست نيست كه تمامي احكام غيرعبادي اسلام احكامي ثابت اند و موضوعات آنها تأثيرناپذير از تغييرات و شرايط زمان و مكان مي‌باشند و به عنوان راههاي انحصاري رسيدن به مقصود و هدف تشريع شده اند، بلكه پذيرش برخي پديده هاي جديد مثل معاطات در عقود و معاملات يا اذعان به تغيير يافتن موضوعات برخي احكام مثل مجسمه سازي، تصوير و اتكا به بينه علمي و عرفي در كنار دلايل شرعي در كشف جرايم و امثال اين امور از سوي فقهاي عظام، نشان مي‌دهد كه موضوعات اين گونه احكام با تحولات اجتماعي و متغيرات زماني و مكاني دستخوش تغيير مي‌شوند و در نتيجه احكام آنها نيز متناسب با آنها تغيير مي‌كنند. به عبارت ديگر وقتي عقل را به عنوان يكي از ادله احكام شرعي پذيرفته ايم و سيره عقلا - كه ردع آن از سوي شارع احراز نشده باشد - را در همين جهت معتبر و حجت مي‌دانيم، هر روش عقلاني كه به نحو اطمينان بتواند مقصود شارع مقدس را برآورده سازد روشي شرعي نيز هست، و همه اين امور بر طريقيت (وسيله بودن)
[1]ر.ك : دراسات في ولاية الفقيه، ج 2، ص 438 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :704

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 705

احكام شرع مقدس در عموم امور غير عبادي دلالت مي‌كنند و نه موضوعيت (هدف بودن) آنها. اصولا عنوان و لفظ "شرع و شريعت" به معناي نهر يا راهي است كه از يك رودخانه بزرگتر يا بزرگ راهي جدا مي‌شود، به گونه اي كه مناطقي خاص از آن بهره مند مي‌شوند; و در اصطلاح نهر و راهي است كه از بزرگراه يا رودخانه عظيم دين خدا سرچشمه مي‌گيرد، و لذا در قرآن كريم آمده است : (لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجا)[1]"براي هر قوم از شما انسانها يك شريعت و راه قرار داديم ." تفاوت شرايع صرف نظر از خصوصيات زماني و مكاني، معلول كمال شرايع متأخر نسبت به شرايع متقدم است ; و لذا شريعت محمدي6از ساير شرايع كامل تر است . (اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلا م دينا)[2]"امروز دينتان را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام ساختم و اسلام را به عنوان دين شما پسنديدم ." خداوند در قرآن مي‌فرمايد: (قل فأتوا بكتاب من عند الله هو أهدي منهما أتبعه ان كنتم صادقين )[3]"بگو: كتاب و شريعتي برتر و هدايتگرتر از آن دو [قرآن و تورات ] بياوريد تا از آن پيروي كنم اگر راستگو هستيد." آيه فوق ظاهرا ضرورت پيروي از معقولترين و بهترين روشها را براي رسيدن به اهداف دين بيان مي‌كند. البته نبايد بدون دليل و برهان و تنها به خيال و توهم اين كه روشي برتر پيدا شده، دست از طرق و روشهاي شرعي برداشت ; بلكه به اصطلاح فقها بايد با منقح كردن مناط، آن هم از نوع قطعي آن، و يا مناط و ملاك مطمئن و منصوص، در خصوص رساندن به مقصود شرع به روش جديد و مورد تأييد و تجربه عقلا مراجعه شود.
[1]سوره مائده (5)، آيه 48 .
[2]سوره مائده (5)، آيه 3 .
[3]سوره قصص (26)، آيه 49 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :705

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 706

ج - اهداف نهايي احكام سياسي و اجتماعي اسلام

همان طور كه در آغاز بحث احكام سياسي گفته شد، هدف نهايي شارع مقدس اسلام، هدايت بشر به سوي زندگي سعادتمند در دنيا و آخرت است ; و زندگي سعادتمندانه عبارت است از زندگي تواءم با معنويت، امنيت، رفاه و رشد; و تنها راه كسب سعادت عدالت است . نظم و عدالت به امنيت عمومي و رفاه و رشد در دنيا و در آخرت منجر مي‌شود. ايمان به نظم كامل و عدالت مطلق خداوندي در روز حساب و قيامت و عمل صالح، امنيت از عذاب الهي را تأمين مي‌كند و رفاه كامل در بهشت برين را به ارمغان مي‌آورد; در دنيا نيز پاي بندي به قوانين منظم و عدالت در گفتار و رفتار باعث تحقق امنيت فكري و عملي در همه زمينه هاي زندگي مي‌شود و رفاه اجتماعي را تأمين مي‌كند و راه رشد معنوي و علمي بشر را مي‌گشايد. در بسياري از آيات قرآن پس از بيان احكام و دستورات، آثار و نتايج مثبت آن را مورد تذكر قرار داده است، كه بهترين دليل بر اهداف اصلي دين خدا از تبيين احكام اجتماعي است و مجموعه نتايج بر شمرده در قرآن، در ارتباط با يكي از چند اصل تقوا، خير، امنيت، عدالت، رفاه و رشد است . در قرآن كريم مي‌خوانيم : (فليعبدوا رب هذا البيت ‌ الذي أطعمهم من جوع و آمنهم من خوف )[1]"بايد بندگي كنند پروردگار اين خانه [كعبه ] را; خدايي كه آنان را از گرسنگي به سيري [و رفاه ]، و از ترس و نا امني به امنيت و آرامش رساند." و در بحث قضاوت مي‌فرمايد: (... و ان حكمت فاحكم بينهم بالقسط ان الله يحب المقسطين )[2]"اگر قضاوت كردي، داوري كن بر اساس عدالت ; همانا خداوند دادگران را دوست مي‌دارد."
[1]سوره قريش (106)، آيات 3 - 4 .
[2]سوره مائده (5)، آيه 42 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :706

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 707

آنچه در اين مجموعه بيان شده است، توضيح مختصري است پيرامون ابعاد مختلف دين مبين اسلام ; هرچند مطالب ارائه شده تفصيل بيشتري را مي‌طلبد، اما با توجه به فراخور سطح متوسط جامعه، به همين مقدار اكتفا مي‌گردد. اميد است دانشمندان و پژوهشگران اسلامي در معرفي دين اسلام به شكلي معقول و مرضي شارع مقدس كوشش نمايند و به جامعه در آشنايي با مسائل اعتقادي، اخلاقي و احكام اسلام متناسب با نيازهاي هر عصر ياري رسانند. از همه خوانندگان محترم در مواقع استجابت، ملتمس دعاي خير هستيم .و الحمد لله رب العالمينو صلي الله علي سيدنا محمد و آله الطاهرين


صفحه 708

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 709

فهرست منابع

-اثبات الهداة بالنصوص والمعجزات، محمد بن الحسن معروف به حر عاملي، با تعليقات ابوطالب التجليل التبريزي، مطبعه علميه، قم .-الاحتجاج، ابي منصور احمد بن علي طبرسي، تحقيق ابراهيم بهادري و شيخ محمدهادي به، انتشارات اسوه، دو جلد، طبع اول .-الاختصاص، أبي عبدالله محمد بن محمد بن النعمان معروف به شيخ مفيد، تحقيق علي اكبر غفاري، مؤسسه نشر اسلامي جامعه مدرسين، قم، يك جلد.-اختيار معرفة الرجال، معروف به رجال كشي، ابي جعفر محمد بن الحسن الطوسي، تصحيح حسن مصطفوي، دانشگاه مشهد، 1348 ش، يك جلد.-اخلاق ناصري، خواجه نصيرالدين طوسي، تصحيح مجتبي مينوي و عليرضا حيدري، تهران، شركت سهامي انتشارات خوارزمي، 1360 ش .-ارشاد القلوب، ابي محمد الحسن بن محمد الديلمي، انتشارات شريف رضي، قم، دو جلد در يك مجلد.-الارشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ابي عبدالله محمد بن محمد بن النعمان معروف به شيخ مفيد، مؤسسه آل البيت (ع)، قم، دو جلد.-اسد الغابة في معرفة الصحابة، عزالدين ابوالحسن علي بن الكرم، المشتهر بابن الاثير، تهران، ناصر خسرو، پاساژ مجيدي .-الاعتقادات، ابي جعفر محمدبن علي بن الحسين معروف به شيخ صدوق، تحقيق غلامرضا مازندراني، نشر محقق قم، يك جلد، 1412 ق .-اعلام الوري باعلام الهدي، امين الاسلام ابوعلي الفضل بن الحسن معروف به طبرسي، مؤسسه آل البيت (ع)، قم، طبع اول، دو جلد.