فعلی ما بایستی منتظر فرصتهای مناسب برای ایجاد رابطه مناسب با ایران باشیم. نظریات من در این مورد
در نامه مورخ 24 سپتامبر 79 بر اساس توصیه ICA NEA به شکل زیر خلاصه می شود.
آمریکا حدود 50 سال است که از طریق انجمن ایران و آمریکا با ایران مشارکت دارد و جو تشنه جهت
آموزش زبان انگلیسی و همچنین شهرت این انجمن موقعیت بسیار خوبی را برای فعالیت در این زمینه
ایجاد کرد.
ضمن اینکه این مؤسسات جزء معدود پنجره های باز، جهت حضور ما در ایران است. نظر ما این است
که این مؤسسات را هرچه بیشتر توسعه دهیم و برنامه را به شکلی هدایت کنیم که به طرف منظورهای
خودمان پیش رود. این برنامه شامل توسعه کتابخانه انجمن ایران و آمریکا در تهران و اصفهان می باشد. ما
فعالیتهای پشت پرده ای را جهت دوباره زنده کردن انجمن ایران و آمریکا در شیراز آغاز کرده ایم.
کشف کردن امکاناتی جهت تعیین و پرورش متخصصین مذهب اسلام جهت پلهای رابطی بین NEAو
رهبری اسلامی به شکل مستقیم و همکاری با ICA و کارمندان وزارت امور خارجه آمریکا.
بررسی جهت تعیین و پرورش یک (R) (یک رمز است) تحت شکل متخصصین فرهنگی با تعیین
فردی که زمینه قبلی در زبان فارسی و فرهنگی ایران داشته باشند، تا تماسها را با رهبری و موسسات
فرهنگی تقویت کند.
استفاده از جشن سالگرد 1400 ساله هجرت با شکل ایجاد سمیناری که میزبان آن آمریکا برای
ایرانیان باشد و بعد از سمینار هم گردش در اطراف آمریکا. ما امیدواریم که این مسئله و رابطه باعث وسعت
روابط بشود.
شرکت ایرانیان در مجامع چند مذهبی بین المللی در صورت امکان.
کار کردن با VOA رادیوی صدای آمریکا جهت توسعه و دریافت مطالبی که به شکل خبر پخش
نمی شود و تأکید بر روی ابعادی مثل مطالعات اسلامی و آمریکا و مصاحبه با ایران شناسان آمریکایی و
ترتیب دادن یک رابطه مردمی.
ICA یا آژانس ارتباطات بین المللی آمریکا، مؤسسه فرهنگی گسترده ای است که در سراسر دنیا در
کشورهای زیر سلطه آمریکا به کار فرهنگی و اشاعه فرهنگ آمریکایی و غربی تحقیق و بررسی در مورد
مسایل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور مورد نظر و همچنین انجام انواع و اقسام عملیات ارتباط
فرهنگی نظیر کتابخانه، مؤسسات تدریس زبان مراکز مطالعات علمی طرحهای بررسی و تحقیق
مبادله دانشجو تشکیل انواع نمایشگاهها و نمایش فیلم و اسلاید و نشر روزنامه و مجلات در زمینه های
مختلف می نماید به عنوان فعالیتهای جنبی و فرهنگی سفارتخانه ها و هیئتهای سیاسی در آن کشور انجام
می شود.
این مؤسسه فرهنگی در ایران بیشتر به نام انجمن ایران و آمریکا شناخته شده است که در تهران شیراز
اصفهان مشهد و دیگر شهرها فعالیت دارد. این مرکز به عنوان تدریس زبان، نمایش فیلم و اسلاید،
کتابخانه و نشر مجله و دیگر ارتباطات فرهنگی عمل می کنند.
در دنیای امروز که چشمها خیره تمدن غرب به خصوص آمریکا است و کشورهای زیر سلطه همیشه
از نقطه نظر فرهنگی به آمریکا و غرب وابسته گردیده اند و آرمانهای اجتماعی و انسانی این ملل فقیر در
رسیدن به این تمدن خلاصه شده، فعالیت گسترده فرهنگی بهترین حربه برای گسترش این وابستگی و طرز
تلقی عمومی است. جلب افکار عمومی جهان سوم به نفع آمریکا در یک برنامه بلند مدت اقتصادی،
سیاسی و نظامی می تواند، زمینه اصلی و مجاز فعالیتهای فرهنگی آمریکا باشد، چه از همین طریق است،
که افراد شناسایی شده محیط اجتماعی، تحت انواع تحلیلها و گمانه های علمی قرار می گیرند و به طریق
شناخت عینی از محیط اجتماعی و سیاسی مردم و مسایل بومی و فرهنگی آن کشور می توانند طرحهای
سلطه گرانه اقتصادی سیاسی خود را گسترش دهند.
آمارگیری از عقاید مردم و اعتقادات آنها و میزان وابستگی آنها به جریانات سیاسی و فکری مختلف
می تواند در سیاست عمومی آمریکا تأثیر مستقیم داشته باشد.
در حقیقت ICA شبکه عصبی حساس آمریکا در کشورهای جهان سوم است که با گسترش آن
اطلاعات گسترده و مهمی برای این شیطان بزرگ جمع آوری می نماید، تا تحلیلگران ضد بشر آمریکایی
بتوانند بر اساس آنها سیاست غارت و چپاول و کشتار خود را تنظیم نمایند.
در ایران نیز این مؤسسه هدفی جز این شناسایی و اشاعه فرهنگ منحط غربی و آمریکایی ندارد. در
حقیقت در زمینه سیاستهای سلطه طلبانه آمریکا در ایران، این مؤسسه نیز به کار خود مشغول است؛ و حتی
در زمانی که بعد از انقلاب آمریکا دیگر نمی تواند به طور مستقیم در ایران عمل کند (به طریق نظامی و
اقتصادی و سیاسی) انجمن ایران و آمریکا تا آخرین لحظه به کار خود مشغول است و آمریکا ناچار
جاسوسان و تحلیلگران و بسیاری از عملیات دیگر بخشهای خود را به عهده این واحد زنده قرار می دهد
که جهت اسناد این را به خوبی نشان خواهد داد.
خلاصه اینکه (Ica) در ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب اسلامی ایران چشم و گوش و
اعصاب حساس امیرپالیسم آمریکا در ایران است، به طوری که برای آمریکا نقشی حیاتی ایفا می نماید.
کشف امکانات بازدید آمریکاییها در ایران به خصوص از مطالعات اسلامی آمریکا و سیاست خارجی
اقتصادی و کشاورزی.
ایجاد مؤسسات ارتباطی که شامل ایرانیان و مؤسسات ایرانی بشود.
(از Nea ار تی کوران به هارولد ساندرز)
4 اکتبر 1979 12 مهر 58)
با توجه به سند فوق سیاست بلند مدت آمریکا در ایران مشخص می شود. این سیاست از طریق یک
انجمن شناخته شده و جا افتاده فرهنگی انجام می پذیرد.
اتخاذ سیاست نفوذ فرهنگی و استفاده از یک پایگاه اجتماعی و فرهنگی برای رسیدن به مقاصد
سیاسی و اقتصادی و در آخر چپاول مردم دلیر ایران شیوه ای که با افشای اسناد در سفارت آمریکا بدان پی
می بریم.
در حقیقت انجمن ایران و آمریکا پوششی که در ظاهر در خدمت فرهنگ ایران و شناساندن فرهنگ به
اصطلاح متمدن آمریکایی به ایران است و در اصل مرکزی که به وسیله طرحهای مردم شناسانه اجتماعی
در جریانات سیاسی و اجتماعی انقلابمان نفوذ می کرده وجهت آنرا به طرف آمریکا منحرف می نموده اند.
کلاسهای زبان انگلیسی و جشن هجرت پیامبر مسایلی است که نظر ایران را نسبت به آمریکا خوشبین
نماید. همچنین داشتن افرادی به عنوان تبادل دانشجوی مذهبی در حوزه های علمیه و تعلیم دادن افراد
وارد به مسایل انقلابی ایران جهت ارتباط با رهبران ایران و هر گونه چراغ سبز به ایران از طرف آمریکا
شیوه هایی است، که نفوذ دوباره، وابسته کردن فرهنگی را به دنبال دارد.
بیهوده نیست، که آمریکا اشاره به طرح بلند مدت می نماید و در آخر هم می گوید که جهت اینها به طرف
منابع و منظور خودمان که در حقیقت همان چپاول دوباره مردم مستضعف ایران است، هدایت گردد.
حضور آمریکا در ایران که چیزی جز ادامه غارتگری و چپاول نیست؛ بنا به خود سند، تنها به وسیله
این مؤسسه به ظاهر بی آزار فرهنگی که تنها مشغول تدریس زبان و ادامه کتابخانه است، تأمین می گردد.
این مطلب نقش حیاتی حضور آمریکا در ایران و ایفاگری مؤثر و حساس این مؤسسه را به خوبی هویدا
می سازد.
«چگونه ما می توانیم اعمال عمومی ایرانیان را نسبت به آمریکا و همچنین برداشت آمریکا از ایران را
تقبیح کنیم؟ خصوصیت ضد آمریکایی بودن هنوز قوی است و به صورت نیروی بازدارنده ای در مناسبات
ما ادامه دارد. ایرانیان به سختی ناراحت و خشمگین از برداشت مغرضانه مطبوعات خارجی هستند و در
آن یک رد پای جاسوس صهیونیست و امپریالیست را می بینند. ظاهرا تغییر اوضاع بستگی به سختی و
تیرگی روابط دو طرف دارد و این حالات با تأکید روی حقوق بشر و تأیید انقلاب از طرف ما بهتر خواهد
شد.
الف: آژانس ارتباطات بین المللی آمریکا بیشترین سعی خود را برای هر چه بهتر شدن پیوند ایران و آمریکا
گسترش دهد.
به کار بردن صدای آمریکا VOA که پیامهای سیاسی را بدهند و اینکه زبان انگلیسی بیشتر یاد داده
شود و مجله منتشر کنند.
ب: گاه بیانات عمومی توسط مقامات و بزرگ رسمی برای اهمیت ایران و روابط خوب ایران و آمریکا بیان
شود.
ج: در همان زمینه های قبلی تأکید بیشتری شود.
د: اعمال آرامی با ایرانیان صورت گیرد که اعمالشان با خبرنگاران خارجی مهربانانه باشد.
ه:در یک تاریخ نزدیک یک میتینگ خصوصی ترتیب داده تا در آن با استفاده از ایرانیهای با تجربه، شکاف
بین روابط ایران و آمریکا علاج گردد.»
(از هارولد اچ. ساندرز به آقای نیوسام)
(تاریخ 5 سپتامبر 1979 14 شهریور 58)
در اینجا نیز نقش آژانس ارتباط بین المللی آمریکا ICA به عنوان یک حربه سیاسی بسیار قوی در
خدمت منافع آمریکا به خوبی روشن است.
تأکید روی صدای آمریکا که بلندگوی رسای امپریالیسم خونخوار آمریکا است، نقش این صدای
خائن و ضد بشری را در خدمت به منافع امپریالیستها به خوبی روشن می کند.
استفاده از خبرنگاران آمریکایی به عنوان جاسوسان سیا حربه ای کاملاً شناخته شده است و تأکید
آمریکا در مورد مهربانی خبرنگاران تحت پوشش ارتباط فرهنگی و خبری کاملاً مشخص است.
دادن میتینگ به نفع ایران و بیان کردن سخنرانیهای مهیج افراد مهم در مورد ایران در حقیقت تلاش
همه جانبه آمریکا را نشان می دهد که با چنگ و دندان کوشش می کند که خود را دوباره بر قلب مجروح
ایران تحمیل کرده و سلطه سیاسی اقتصادی خود را دوباره برقرار سازد.
در حقیقت جلوگیری از حرکت ضد آمریکایی در ایران و ایجاد تفاهم و دوستی بین ایران و آمریکا و
همچنین ایجاد وابستگی فرهنگی و سمپاشی نسبت به آمریکا در بین مردم و مقامات مملکتی هدفی است،
که آمریکا با طرحهای فرهنگی سیاسی خود دنبال می کرده است و در یک مجموعه هماهنگ به پیشروی
خود در انقلاب اسلامی ادامه می داده است.
«افرادی که روابط بین المللی آمریکا باید با آنها تماس بگیرد عبارتند از: 1 روحانیون؛ 2
سیاستمداران غیر روحانی که حکومت و سازمانهای مربوط به آن را اداره می کنند؛ 3 رهبران نیروی
نظامی طرفدار انقلاب؛ 4 رهبران کنونی ارتش 5 مدیران و متخصصان که در غرب آموزش دیده اند؛ 6
رهبران ملی و منطقه ای؛ 7 معلمین و شاگردان؛ 8 خبرنگاران و گزارشگران که تمام توده را تحت تاثیر
قرار می دهند؛ 9 و سرانجام توده های مردم که شامل توده هایی است که اشخاص مورد نظر در میان آنها
ظاهر می شوند و من هنوز معتقدم که از هم پاشیدگی کنونی ایران و ضعف مؤسسات به حدی است، که تمام
قدرت بر مبنای احساسات آنها بنا شده است. هیچ مؤسسه ای و یا روشی قادر نیست که این احساسات را
تقلیل دهد، هر چند که نامطمئن و غیر واقعی باشند.
عدم دسترسی به اشخاص مورد نظر:
از آنجا که آمریکا به طور اخص و غرب به طور اعم برای مسایل داخلی ایران سرزنش می شوند و لذا به
عنوان دشمن رسومات اسلامی و انقلاب تلقی می گردند.
به همین علت آژانس ارتباطی آمریکا قادر نیست که با افراد متنفذ فوق الذکر تماس بگیرد، و نمی توانیم
برای این تماسها راه حلی پیدا کنیم، چرا که ممکن است سوءظنهای خصمانه را نسبت به خود افزایش
دهیم. بسیاری از طرق که معمولاً به وسیله این آژانس برای برقراری تماس به کار می رود، بر مبنای مسئله
روابط متقابل بین دو کشور قرار می گیرد. تعداد طرفداران آمریکا در بین ایرانیان کم است. هنر و نشریات
غربی مخرب و ضد اسلام تلقی می شود و برنامه های ما با منافع این اشخاص منطبق نمی باشد.
برای مقامات برنامه ریز ما معمولاً معامله با ملاها و پاسداران و کردها و خرابکاران مناطق نفتی بسیار
مشکل است.»
(محرمانه از روابط عمومی سفارت در تهران به R.T. Curran و آژانس بین المللی ارتباطات بین المللی
واشنگتن 4 اکتبر 79 و مهر 58 شماره 20547)
تماس با افراد مؤثر در اداره کشور و افراد انقلاب اسلامی هدفی، است که آمریکا پی گیری می کند، تا با
ایجاد تفاهم و یا حداقل برخورد گفتگو نقطه نظرها را دریافت کرده و شاید در مواردی بتواند بعضی از آنها
را به خود نزدیک کند. مطابق این هدف، درست از کسانی نام برده می شود که شریان اصلی حکومت در
دست آنهاست.
حرکت تند ضد آمریکا در میان توده های مردم و جریانات ضد آمریکا که هر چند بار ایجاد می شود و
همچنین نظر خود افراد، به خصوص روحانیت متعهد عواملی است که جلوی اجرای این ملاقاتها را
می گیرد.
به هر صورت آمریکا می خواهد با ارتباط هر چه بیشتر که تحت پوشش ارتباط فرهنگی بیشتر بین
آمریکا و ایران است، جایی برای خود در ایران باز کند، تا بتواند به خوبی از آن پایگاه عملیات سیاسی
جاسوسی و اقتصادی خود را به نفع امپریالیسم جهانخوار اجرا کند.
اما آمریکا از پای نمی نشیند و با اندک امیدی هم که به پیروزی خائنانه خود دارد وارد عمل می شود.
«موفقیتهای آژانس ارتباطات بین المللی آمریکا: این مزاحمتهایی که قبلاً توضیح داده شد، نباید این
آژانس را ناامید سازد. ما مأیوس نیستیم و به رغم این مشکلات فرصتهای مناسبی حاصل شده است که ما
قادریم از آنها بدون توجه به کمبود منابع اطلاعاتی خود استفاده کنیم:
1 مثلاً در هفته های اخیر (4 اکتبر 1979 مطابق با 12/7/58 مهر 58) ما توانسته ایم برنامه های عملی
گزارشی در تلویزیون داشته باشیم.
2 حساب بانکی مدرسه بین المللی شیراز به ما واگذار شد. در اثر تلاشهای استاندار شیراز، ساختمان
مدرسه در اختیار ما قرار گرفت. گردانندگان مدرسه دوباره تعیین شده اند و طرحهایی برای شروع
آموزش زبان انگلیسی آغاز گشته است.
3 نسخه های ترجمه شده قانون اساسی آمریکا که به وسیله مجلس خبرگان درخواست شده بود در اختیار
آنها قرار گرفت که به عنوان یک سند مفید در مرحله تصویب قانون اساسی ایران مورد استفاده قرار
گیرد.
4 نشرهایی در مورد از سرگیری مجدد خدمات کنسولی که در اختیار ابواب ارتباط جمعی قرار گرفت و به
نوبه خود بی نظمی و شایعات زشت و عدم تفاهمات را کاهش داده و در نتیجه به نفع ما تمام شد. در ضمن
با نصب یک بلندگو، ما در مورد کارهای کنسولی مستقیما با جمعیت حاضر صحبت می کنیم.
5 طرحی تهیه کرده ایم که هفته های آینده باعث شروع کار مدرسه بین المللی تهران می شود و زمان افتتاح
هم زمان با اجرای برنامه هایی مثل نشان دادن فیلم، کنسرت، نمایشگاههای هنری و یک مهمانی جهت
اعضای مدرسه بین المللی، اصفهان نیز برنامه مشابهی را در دست اجرا دارد.
6 کتابهایی درباره حکومتهای محلی و ایالتی به معاون نخست وزیر.
7 در مورد اخراج روزنامه نگاران آمریکایی با سخنگو و وزیر ارشاد ملی گفتگو شد. علاوه بر موارد فوق
دوره های انگلیسی در انجمن ایران و آمریکا در اصفهان و تهران نظر هزاران شاگرد را بخود جلب کرده و
این رقم ممکن است به قبل از انقلاب برسد.
در حقیقت تمامی این قدمهای به ظاهر کوچک می تواند برای آمریکا قدمی باشد که سلطه دوباره او را
بر سرنوشت ملت ستم دیده ایران نوید دهد.
«در شامی که در منزل افسر روابط عمومی ترتیب یافت در نمایش زنده ای نحوه نشان دادن اخبار
مربوط به انقلاب ایران توسط تلویزیونهای آمریکا نشان داده شد. میهمانان اعضاء برجسته انجمن
خبرنگاران، مسئولین وزارت امور خارجه، یک نویسنده، یک هنرمند و یک عضو مدیریت مدرسه
بین المللی آمریکا در تهران که در دانشگاه تهران به تدریس حقوق مشغول است. کمک در ترتیب
مهمانیهای شبانه در منزل کاردار که در آن فیلمهای آمریکایی نمایش داده می شد و در یک مورد یک
پیانیست آمریکایی برنامه ای نیز اجرا کرد. مقامات دولتی، دکترها، وکیلها و استادان دانشگاه مهمانهای
کاردار را تشکیل می دادند.»
این شیوه یعنی دادن میهمانیهای مجلل و یا خصوصی متشکل از افراد مورد نظر برای جلب دوستی
همکاری و در اختیار گذاشتن اخبار و اطلاعات مورد استفاده قرار می گرفته است. بسیاری از گزارشهای
سفارت از این گونه میهمانیها سرچشمه می گیرد در حقیقت این میهمانیها تورهای امپریالیستی برای گرفتن
طعمه لذیذ و مورد استفاده است.
«من معتقدم که برای حفظ منافع خود ما باید علنا به نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کنیم. همچنین
باید در مقابل رهبرانی که ما را شاگردان صهیونیست و امپریالیست قلمداد می کنند و یا ما را به مداخله در
امور ایران متهم می نمایند، بشدت ایستادگی کنیم. در خاتمه باید اعتراض شدید خود را نسبت به اخراج
روزنامه نگار آمریکایی ابراز نماییم.»
همان سند (همان سند)
عجبا بر فرض محال نقض حقوق بشر در ایران بعد از انقلاب اسلامی! چه منافع انسانی از سنخ حقوق
بشر برای آمریکای جهانخوار و شیطان بزرگ وجود دارد که آنها را بر آن می دارد برای حفظ آن منافع، به
نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کنند؟ بنابراین مفهوم دقیق حقوق بشر آمریکایی در رابطه با سیاست
آمریکا به خوبی روشن می گردد. او این همه اصرار برای جلوگیری از اخراج خبرنگاران آمریکایی که نه به
ظاهر مقام دولتی هستند و نه مأموریت خاصی دارند برای چیست؟ غیر از این است که هدف مشخصی در
دنبال کار خبرنگاران نهفته است و آنها مأموران کارکشته CIA در ایران هستند که نقش جاسوسی و
خبرگیری را به عهده دارند.
«من معتقدم که در درازمدت ما به یک نتیجه عالی دست خواهیم یافت. بنابراین من توصیه می کنم که
آژانس روابط بین المللی آمریکا باید لوازم، افراد، نقشه ها و سازمان و روشها را بدون فوت وقت در اختیار
ما بگذارد تا بتوانیم حداکثر استفاده را از این موقعیت بنماییم.
این انقلاب و پیشامدهای آن وضعیت ما را نابود کرد، افراد ما را پراکنده ساخت و سازمان و روشهای با
ثبات ما را به هیچ و پوچ تبدیل کرد.»
(همان سند)
در اینجا به خوبی به تأثیر انقلاب اسلامی به درهم کوبیدن آمریکا پی می بریم و کوششهای آنها برای
سازمان دوباره ایرانیانی که بتوانند همانند قبل، که سالهای سال از روشها و سیستمهای مشخص آمریکا در
ایران پیروی می کردند نشان می دهد.
در حقیقت سیستم و روش آمریکا با جریان عظیم انقلاب اسلامی فرو ریخته و تمامی این کوششها،
دوباره سازی این آب از جوی رفته است.
«من به خصوص از طرحهای خانم مک آفی در مورد آگاهی از مشکلات محیط، وقایع احتمالی و
عقاید استقبال می کنم و پیشنهادهای بعدی که از معاون وزیر امور خارجه ساندرز و انجمن حفاظت ملی به
ما رسیده است نیز دارای اهمیت است. من به خصوص با طرح گسترش برنامه های فارسی صدای آمریکا
VOAو نمایش فیلم های آمریکایی از تلویزیون (مقصود تلویزیون ملی ایران است) که از طرفداران
بیشماری برخوردار است خرسندم.
علاوه بر اینها من اعتقاد دارم که باید سعی خود را برای برقراری تماس با روحانیون و چپگرایان بدون
در نظر گرفتن عواقب آن افزایش دهیم. البته درک می کنم که برای برقراری تماس با این گروهها آماده
نیستیم و آمریکایی هایی مثل جسی جکسون، آندرو یانگ که مورد تأیید این گروهها هستند، نمی توانند
معرف نظریات ما باشند.
ولی ملاها یا چپگرایان نمی توانند اهمیت خود را برای مدت مدیدی حفظ کنند. اگر ایران برای ما مهم
است، منافع شخصی ایجاب می کند که ما این ناراحتی را بپذیریم و راه مؤثری برای تماس با ملاها،
پاسداران و حتی فداییان خلق بیابیم و در عین حال مواظب باشیم که تماس با آنها و یا هر گروه سیاسی
دیگر آشکار نگردد.»
(همان سند)
در اینجا به خوبی نقش صدای آمریکا فریادهای شیطان بزرگ در سیاست آمریکا و نقش نفوذی او
کاملاً مشخص است.
همچنین نمایش فیلمهای آمریکایی که عمدتا فرهنگ و طرز تفکر آمریکایی را در ایران رواج می دهد
از طریق تلویزیون ایران مورد تأیید و خرسندی آمریکاییها است.
«این ارتباط، روابط دوجانبه ما را بیشتر خواهد کرد. در این زمان پیشرفت این برنامه بایستی بر پایه
اطمینان و احترام گذاشته شود.
در مراحل اساسی، دولتی و درک یکدیگر برای توسعه روابط لازم است. رشته هایی که امکان دارد
برای این موضوع انتخاب شود: ایرانولوژی، انسان شناسی، علوم فیزیکی، تدریس زبان انگلیسی
تمرینات ورزشی.
اگرچه هنوز جریانات ایران و آمریکا یک طرفه است، ولی این مأموریت در برنامه آقای فول برایت
خواهد بود. ایالات متحده باید کمکهای مالی را ادامه داده و از این کارها پشتیبانی کند؛ همان طوری که
رابطهای خصوصی و عمومی بین قشر مرکزی مؤسسات آموزشی ما بین دو کشور برقرار باشد. مشابها با
تشخیص صحیح، طرح مطالعه فعالیتهای مؤسسات آموزشی ایران و آمریکا بایستی ترویج داده شود.»
(محرمانه به آقای هارولد اچ ساندرز 26 سپتامبر 79)
زمینه فعالیتهای پوششی آمریکا که در اصل نفوذ و سلطه را به همراه دارد و هدف اصلی است، کاملاً
مشخص است، مطالعات علمی و فعالیتهای فرهنگی پوشش هدفهای آمریکا است.
طرح فولبرایت از جمله طرحهای فرهنگی و دانشگاهی آمریکای امپریالیست است، که در تمام
کشورهای تحت سلطه از جمله افریقا و آسیا مورد استفاده قرار می گیرد و افرادی از کشورهای تحت
سلطه را به وسیله این طرح به بورسهای دانشگاهی دعوت می کنند و همه گونه برنامه ریزی جاسوسی و
اطلاعاتی و نفوذ در ارگانهای مملکتی را به وسیله آنها انجام می دهند.
«با این پیشرفت عمومی و توصیه مسئول افسر روابط عمومی ما موردهای زیر را بررسی کرده که
مسئولین ایرانی باید آن را به روشنی بدانند که هدف ما از زیاد کردن روابط معامله ای دو طرفه است.
1 بازدید ایران به وسیله دانشجویان و چهره های عمومی هر زمان که امکان پذیر باشد. این بازدید به طور
خصوصی ترتیب خواهد یافت. بازدید کنندگان بایستی با اوضاع کنونی ایران وابستگی و اعتبار داشته
باشد.
2 دانشجویان مسلمان ایرانی و اگر امکان دارد شخصیتهای مذهبی ایران را در جشن سالگرد هجرت در
ایالت متحده تشویق به دعوت کنید. نمایندگان اسلامی جوامع دیگر در آنجا باشند که ماهیت چند ملیتی
بودن آن نشان داده شود و برنامه ها بایستی به صورت خصوصی ترتیب داده شود که کمیته سالگرد
هجرت نقش بزرگی اجرا کند.
3 بحث بر روی نهادهای (مراکز) خصوصی مثل شالوده و اساس جانسون (سازمان خیریه م.) یا
سمینارهای دانشگاهی که شامل غرب و شرق و مرکز (موضوعاتی در زمینه این نواحی) گردد، ترتیب
داده و گروهی از دانشجویان ایرانی به ایالت متحده آورده شوند تا در مورد موضوعات و عناوینی که
جدال انگیز و مباحثه انگیز نباشد، صحبت شود و ترجیح داده شود که میتینگ چند ملتی باشد. رشته های
امکانی از قبیل ادبیات، نوشتن خلاقانه یا خیلی روزمره تر، توسعه آزادی و علوم آزادی باشد.
4 با چند محصل خارجی که خیلی با دقت انتخاب شده اند و رؤسای گروه پذیرش به عنوان رابط در
دانشگاهها استفاده کرده تا با چشم و گوش باز محصلین اسلامی و ایرانی را زیر نظر داشته باشند که:
الف) ارزیابی شوند در طول مدت تغییرات در ایران که احتیاجات و رفتار محصلین ایرانی، ظهور کرده
به طوری که.
ب) تاریخ مناسب برای کنفرانس و مصاحبه آن شخص در ایالت متحده در نظر گرفته شود.
5 مؤسسات آموزشی آمریکا در رابطه و حمایت و مبادله تحصیلی با دانشگاههای کشورهای اسلامی
جهان سوم مثل دانشگاه نبراسکا در پاکستان بوده و امکان دعوت محصلین و دانشجویان ایرانی برای
شرکت در چنین سمینارها و طرح ها که تشویق به درک مصنوعی و تماسهای بیشتر آینده خواهد شد در
نظر گرفته شد.
6 جریان پیشرفت ICA را یادآور شده (در زمینه تدریس انگلیسی و فرهنگی). به طوری که مسئولین ادعا
کنند که خرابیها و اشکالات توسط مسئولین ایرانی تشخیص داده شده است.
7 به هوش باشید که ایرانیها را در هر فرصتی در برنامه های تنوعی چند مذهبی شرکت دهید، مخصوصا
گروه و توده متوسط را.
طرز برداشت: حوادث ایران خارج از چارچوب سیاست، یک سری موضوعات مطالعاتی اسلامی در