میل دولت تأسیس شده بوده است. ایشان چندین بار توسط افراد نالایقی از کمیته ها دستگیر و بازجویی
شدند ولی بالاخره شخص فهمیده ای از ایشان بازجویی کرد و اعلام کرد که گزارشات تجاری روزمره ای
که او به لندن می فرستاده، کاری خلاف نبوده است.
نکته اساسی در این است که لابه لای خطوط نامه فوق با خط نامرئی این جمله نوشته شده: «حالا زمانی
است که انسانهای خوب برای کمک به کشورشان برگردند»!
در تاریخ سند توجه شود که حتی پس از انقلاب هم دست از توطئه برنمی داشته اند.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
امام خمینی
کمیته مرکزی انقلاب
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
بخش اقتصادی با
بودجه 200 میلیون
ریال
آیت اللّه لاهوتی
بخش نظامی
بخش سیاسی
رهبری
رئیس ستاد
مرکز و واحد تعلیم و
تربیت علی آباد
3000 نفر پرسنل
فرماندهیهای
دیگر از قبیل
حفظ حدود و
ثغور
فرماندهی
لجستیکی
20000 نفر
پرسنل
فرماندهی مرکزی
سلطنت آباد
تهران 4000 نفر
پرسنل
آیت اللّه هاشمی رفسنجانی
(غلامعلی افروز)
سرّی
تشکیلات
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
دارای سه گارد محافظ
دوازده نفر
30000 نفر
اطلاعیه افشاگری شماره 6
مقدمه افشاگری شماره 6
ان الشیطان للانسان عدو مبین، .... ان کید الشیطان کان ضعیفا. همانا شیطان دشمن آشکار و واضح
انسان است ... لکن ... کیدها و حیله هایش ضعیف و سست است.
آمریکا، این حیله گر و روباه پیر مکار و دشمن انسانیت و اسلام و انقلاب، که به حق شیطان بزرگ نام
گرفت، برای دستیابی به منافع بیشتر و حفظ اموال به غارت برده ملت ها و تداوم بخشیدن به سلطه جابرانه
و ظالمانه خویش، همیشه در کید کردن و مرگ زدن بر ملت ها، از وجود نظریه پردازان و تحلیل گران
کهنه کار سود برده است. این تحلیل ها و نظریات از سوی این کارآزمودگان نقد شده و مرکزیتی جمع و بر
اساس آنها تصمیم خواهند گرفت. لیکن از آنجا که سنت خدا تحقق یافتنی است و امر الهی برپا شدنی و
انقلاب اسلامی مشیت خداوندی است، در این حیله گری مکر و حیله خواهد خورد که: و مکروا و مکراللّه
واللّه خیرالماکرین.
کتاب حاضر حاوی تحلیلها و نظراتی از این عوامل استعمار و مزدوران رژیم ظلم و سلطه گری است که
قبل یا بعد از انقلاب تهیه شده است، به اطلاع مردم عزیز و بزرگوار خواهد رسید تا با شیوه های برخورد و
طرق اندیشه آنها نسبت به انقلاب و امام و راههای حیله گری و فتنه پردازی این دشمن آشکار، آشنایی
یافته و از سیرت هزار چهره او آگاهی یابیم تا در قطع ریشه هایش در تفکر متمایل به آن در درون ملت،
همت کنیم و به یاری خدا پیروزی نزدیک است.
لازم به ذکر است که این مطلب تحلیل ها و نظرات و شیوه های برخورد دشمن است که خالی و مبرای از
اشتباه نمی تواند باشد؛ لیکن به خاطر امانت داری و آشنایی عموم از این نظریات، از هر گونه اظهار نظر کلی
و تحلیلی در مورد آنها خودداری شده است که قضاوت با ملت عزیز و شرافتمند اسلامی باشد.
والسلام علیکم و رحمه اللّه
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
* * *
در خاتمه تشکرات خالصانه خود را از برادران، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که موافقت نمودند
این اسناد از جانب دفتر انتشارات جامعه مدرسین به صورت یک جلد منتشر شود، اعلام نموده؛ ضمنا
مجلدات بعدی این اسناد نیز در آینده نزدیکی در اختیار ملت شریف و مبارز ایران قرار خواهد
گرفت.انشاءاللّه
دفتر انتشارات اسلامی
وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
اطلاعیه افشاگری شماره 6
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ملت مسلمان ایران
اکنون که انقلاب اسلامی ما به رهبری خمینی بزرگ اوج گرفته، اسناد به دست آمده از سفارت سابق
آمریکا می تواند خطوط سیاست جاسوسی و دخالت در امور ایران را روشن تر کند.
آمریکا در کشورهای زیر سلطه و همچنین ایران از همه امکانات سیاسی، نظامی، اقتصادی و انسانی
در جهت حفظ منافع خود و دوام حکومت چپاولگر شاه خائن و کنترل منطقه به وسیله ایران و دولتهای
مرتجع عرب استفاده می نموده است.
طرح مورد بحث، طرح امنیتی است به نام IBEX (آی بکس) که به وسیله C.E.O سازمان ارتباطات و
الکترونیک ارتش آمریکا در ایران طرح ریزی شده است. طرحی که با پول ایران و با سرمایه ملی و نیروی
انسانی ایران تهیه شده است. هدف آن کنترل الکترونیکی منطقه از فعل و انفعالات شوروی و حرکتهای
انقلابی و حفظ امنیت داخلی ایران در جهت تحکیم قدرت شاه خائن و ادامه چپاول امپریالیسم
آمریکاست. در اینجا به خوبی می بینیم که آمریکا با سلطه سیاسی اقتصادی خود در ایران توانسته است
نیروهای نظامی، انسانی و اقتصادی مملکت را در جهت منافع خود به استخدام درآورد.
در مورد اصل طرح، اطلاعاتی را که به طور ناقص به دست آمده، در اختیار می گذاریم:
طرح IBEX در اوائل سال 1970 توسط C.E.O سازمان ارتباطات و الکترونیک ارتش آمریکا در ایران
ارائه شد و هدف آن جمع آوری اطلاعات از برون مرزها، سیستم خبرگیری، سیستم جمع آوری و ارسال
علائم، کنترل مرزها و کنترل و خبردهی سریع از تجاوز به مرزهاست، و بالاخره استفاده از تمامی مسایل
اطلاعاتی که بشود به طریق الکترونیکی متمرکز نموده و در یک کانال اطلاعاتی مستقیم مورد بهره برداری
قرار داد. در این طرح به وسیله پایگاههای اطلاعاتی الکترونیکی، دریایی، هوایی و زمینی و هواپیماهای
«رادار پرنده» نظیر آواکس و هواپیماهای عکاس، اطلاعات رد و بدل می شود. طرح IBEX در چهار
مرحله طرح ریزی شده است و هزینه پروژه در بلند مدت که مقداری از آن ساخته شده است 3/1 بیلیون
دلار است که رژیم ضد خلقی شاه رأسا از دسترنج رنجبران ملت ایران باید در حلقوم کثیف غول
امپریالیسم می ریخت.اجرای طرح و همچنین هدایت و کنترل آن تماما به وسیله مستشاران آمریکایی بوده
است.
قسمتهایی از این طرح در دوران شاه خائن اجرا شده و پول آن نیز پرداخت گردیده ولی بخشهای دیگرش
در آمریکا تأمین شده اما در زمان انقلاب طرح متوقف می گردد. دولت آمریکا به وسیله مزدورانش در
ایران درصدد جلب نظر مقامات نظامی و سیاسی ایران برمی آیند تا بتوانند این طرح را دوباره بر ملت ما
تحمیل کنند. همچنین تقاضای تصفیه حساب کرده اند که موفق به گرفتن پول نمی گردند.
مسئول این طرح در قبل از انقلاب ژنرال هوایی، گُست، است که از مزدوران خائن ارتش آمریکا در
ایران و اجراکننده بسیاری از طرحهای امنیتی و ضد خلقی آمریکا در ایران و منطقه بوده است. این پروژه به
وسیله چند کمپانی آمریکایی طرح و اجرا شده است که عبارتند از:
شرکتهای راک ول ((Rockwell، پان آم ((PANAM، فورد ((Ford، واکینگ تامسون (Walking-
Tomson)، ای سیستم (E-System)، آی تک(ITeek)، سیلتچ (Syltech)، کوست (Quest)، تاچ راس
(Touch - Russ). در این شرایط آنها تقاضای پرداخت بقیه صورتحسابهای خود و نیز تعیین تکلیف طرح
را دارند و دولت آمریکا به وسیله ژنرال گُست بعد از انقلاب کوشیده است با مقامات ایرانی راجع به این
طرح به توافق برسد که موفق نمی شود. بعد از انقلاب تهدیدهایی توسط سایروس ونس به دولت ایران
می شود که در صورت عدم پرداخت هزینه ها و عدم تعیین تکلیف طرح، آمریکا دو هواپیمای خریداری
شده 707 و نیز سیستمهای کامپیوتری هواپیماهای 707 را نخواهد داد. همچنین در ملاقاتهایی که با
دولت ایران بعد از انقلاب از طرف وزارت دفاع آمریکا شده است، آمریکاییها پیش بینی نموده بودند که
مقامات ایرانی حتما خواهند پرسید که ارتباط IBEXبا CIA چیست و به مستشاران گفته بودند: «شما
بگویید که هیچ ارتباطی ندارد.» گفتگوی فوق به خوبی رد CIAرا در IBEXروشن می کند.
به احتمال قوی دو پایگاه الکترونیکی کبکان خراسان و پایگاه الکترونیکی بهشهر در ارتباط با این
طرح است. این دو پایگاه که مستقیما زیر نفوذ CIA و پنتاگون آمریکا بوده است همه نوع علائم و اطلاعات
راجع به موشکهای شوروی و همچنین اطلاعاتی از فعل و انفعالات در منطقه را در نظر داشته است.
بعد از انقلاب یک هیئت پنج نفره به سرپرستی سرهنگ چارلز دبلیو اسکات به ایران می آیند که به
عنوان هیئت مستشاری آمریکا در ایران فعالیت کنند. این پنج نفر ظاهرا مأمور دفتر دفاعی آمریکا که
مسئول برآورد و تهیه قطعات یدکی است بوده اند، ولی طبق نوشته های به دست آمده سرهنگ اسکات
مسئول امنیتی و به احتمال قوی تعیین تکلیف و برآورد وضع IBEX بوده است. وی و چهار دستیار او اکنون
جزو گروگانها هستند.
با توجه به اطلاعات فوق، واضح است که آمریکا ما را وسیله به کرسی نشاندن مقاصد خود در منطقه کرده
و هزینه این سیستم جاسوسی قوی را خلق محروم ما که زیر پنجه های خونین رژیم سفاک پهلوی جان
می باخت پرداخته است و این در شرایطی بود که ملت مسلمان از ابتدایی ترین شرایطی زندگی محروم
بوده اند.
نتیجتا تنها در سایه مبارزه استقلال طلبانه مردم مسلمان ایران است که می توان با پیروی از رهبری
قاطع انقلابمان، خمینی رهبر، مستضعفین کشور را از اسارت ابرقدرتهای خونخوار و در رأس آن
آمریکای جنایتکار نجات داد.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
اطلاعیه افشاگری شماره 7
اطلاعیه افشاگری شماره 7
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ملت مبارز و شریف ایران، خلقهای مستضعف جهان
امام خمینی پرچمدار کبیر انقلاب ایران در آخرین سخنرانیهای خود آمریکا را شیطان بزرگ نام
نهاده اند. براستی که امپریالیسم از مصادیق شیطان و آمریکا «شیطان بزرگ» است. هر چند که از یک طرف
کلام را احتیاج به حجت و سند نیست و از دیگر سو عملکرد وحشیانه آمریکا در ایران و پشتیبانی بی دریغ
او از شاه خائن و همکاری همه جانبه اش در سرکوب و کشتار خلق قهرمان ما بر هر انسان آزاده ای روشن
است، اسنادی به دست ما افتاده است که به سادگی خطوط شیطانی عملکرد دولت آمریکا و سفارت آن را
در ایران روشن می کند. زبان اسناد بسی گویاست. سند زیر، حبیب اللهی یک افسر عالیرتبه خائن ایرانی را
رسوا می کند که ماهها بعد از انقلاب یعنی در تیرماه با پاسپورت جعلی از کشور فرار کرده است. از آن مهمتر
اربابان آمریکاییش، خصوصا آقای ونس، درصدد جلب او به آمریکا برآمده است. همین جاست که
سخت هشدار می دهیم که باید هر چه زودتر جلو فرار این خائنان ضد انقلاب را گرفت تا نتوانند به
آسودگی در بیرون مرزها به توطئه مشغول شوند.
ترجمه سند مذکور: تاریخ: 21 جولای 1979 (پنجشنبه 31/4/58)
از: وزارت امور خارجه آمریکا به سفارت ایران
موضوع: متقاضی برای گذرنامه
NIV: دریاسالار کمال حبیب اللهی
1 (C. متن داخلی)
2 حبیب اللهی که فرمانده دریایی ایران در طول دو سه سال آخر رژیم شاه بوده است اخیرا با استفاده از
یک پاسپورت ایرانی با نام مستعار از کشور خارج شده و هم اکنون در فرانکفورت به سر می برد.
3 اطلاع یافتیم که حبیب اللهی فرم درخواست ویزای NIV را در کنسول آمریکا با استفاده از نام
مستعارش در پاسپورت پر کرده است (ادریس اصمدی گادجین Edriss - Asmdigadjin) و قصد دارد به
خانواده اش در ویرجینیا بپیوندد و ترجیح می دهد که ویزا را با نام اصلی خود دریافت کند. به هر صورت
از طریق یک دریاسالار نیروی دریایی ایالات متحده با او تماس گرفته ایم و از او خواسته ایم که در
ملاقات آتی با کنسولگری آمریکا کاملاً مشخص کند که نام حقیقیش چیست و کدام نام را ترجیح
می دهد.
4 دریاسالار حبیب اللهی از جانب بسیاری از مقامات رسمی دولت ایالات متحده که در طول این چند
سال با وی کار می کرده اند، به خوبی شناخته شده است و مورد علاقه است.
5 اگر مسئله ای در مورد صدور ویزا و یا چگونگی مدارک مورد نیاز برای ویزا وجود دارد، به ما گزارش
دهید.ونس
هدف از انتشار این سند نشان دادن دخالت مستقیم سفارت آمریکا در امور ایران و حمایت از ضد
انقلابیون است. براستی مسئولیت ضدیت با انقلاب ایران، توطئه و جاسوسی را ملت آمریکا چگونه
می پذیرد. دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
اطلاعیه افشاگری شماره 8
بسم اللّه الرحمن الرحیم 21/8/58
سلطه نظامی آمریکا بر کشورهای مستضعف جهان به عنوان پشتوانه مستحکم امپریالیسم برای کنترل
کشور و جلوگیری از انقلابات و حرکتهای آزادی بخش است. وابسته کردن ارتشها به اسلحه و جنگ افزار
آمریکایی و استقرار سیستمی که فقط کارشناسان آمریکایی می توانند آن را اراده کنند و همچنین تطمیع
ژنرالهای ارتش از ابتدایی ترین سیاستهای امپریالیسم در کشورهای در بند جهان سوم است.
در ایران نیز آمریکای جنایتکار چنین عمل کرده بود. شاه خائن توسط مستشاران نظامی آمریکایی
ارتش را در جهت منافع آمریکا طرح ریزی نموده و اکثر امرای ارتش را تطمیع نموده و بسیاری از
سیستمهای اطلاعاتی وسیع را در آن پیاده کرده بود. از آن خطرناکتر آنکه با ایجاد مستشاری، مستقیما
ارتش را زیر آموزش و کنترل خود داشته است. آمریکا در حقیقت ارتشی ساخته بود که به جای دفاع از
منافع خلق مسلمان ایران و به جای دفاع از استقلال و اسلامیت ایران برای دفاع از منافع او در منطقه و در
مقابل انقلابیون عمل می کرد.
در حقیقت ارتش ایران در زمان شاه خائن جزئی از نیروی آمریکا بود که مجهز به آخرین جنگ
افزارهای آمریکایی مثل هواپیماهای F-14 و F-15بود که حتی بعضی از آنها تنها در ارتش آمریکا یافت
می شود. منطق حکم می کند که قدرت چپاولگری مثل آمریکا هرگز نمی تواند به فکر منافع ملت ایران
باشد. اسلحه های آمریکایی، آموزش و استقرار سیستمهای اطلاعاتی وسیع در ارتش صرفا در جهت
منابع مستقیم آمریکا بوده است. اینک به جهت روشن تر کردن خطوطی که حکومت مستقیم آمریکا را در
ارتش سابق ایران ثابت می کند به ارائه اطلاعات و اسناد ذیل مبادرت می ورزیم.
1 ایجاد مستشاری: در این باره دو سند ارائه می گردد.
سند الف: به نام مأموریت ارتش آمریکا و فعالیتهاست که در آن هدف آمریکا از ایجاد مستشاری را
صریحا حضور نظامی آمریکا در ایران برای دفاع از منافع آمریکا می خواند.
سند ب: یک مستشار نمونه را معرفی می کند که چگونه در سراسر انقلاب سعی در جاسوسی در ارتش،
کنترل آن و بالاخره حمایت مستقیم و ماهرانه در مأموریت های نظامی تهران داشته است.
سند الف: مأموریت ارتش آمریکا و فعالیتها
مستشاری مهمترین حضور نظامی آمریکا در ایران است. هدفش بالا بردن کارآیی نیروهای نظامی
ایران به منظور مقاومت در مقابل تجاوز و ادامه حفظ منافع آمریکا در ایران است.
این ارتش در 1941 به وجود آمد و در 1943 و 1947 تجدید سازمان یافت (قرارداد آمریکا و ارتش
ایران). توافق اساسی بین حکومت آمریکا و دولت ایران این بود که نظارت و کمک ارتش آمریکا به ارتش
ایران (زمینی، دریایی، هوایی) ادامه یابد. از 1950 قرار داد کمک دفاعی مشترک بین دولت ایران و دولت
آمریکا در سه زمینه منعقد گردید.
این توافق که با توافق ارتشی ARMISH متفاوت بود، در زمینه کمک اداری و سازماندهی بود.
در 1942 اولین کمک بزرگ به ارتش ایران تحویل گردید.
در 1958 نزدیکتر شدند ARMISH و MAAG.
در 1965 فروش نظامی خارجی و برنامه های اعتباری آغاز شد. موفقیت این برنامه موجب قطع
کمکهای بلاعوض در 1972 بود. MAAG از Major - Gonraدستور می گیرد و هدف این مستشاری با
مشاوره روزانه به بالاترین افراد ارتش ایران می باشد و این کار با در جریان گذاشتن شاه انجام می شود.
کارمندان ARMISH - MAAG بر کار فرماندهان ستاد ارتش شاهنشاهی مشاوره کامل می نمایند.
هر عضو ایرانی که فرمانده عملیات اطلاعات تجسسی لجستیک (پشتیبانی) نقشه ها و برنامه هاست،
یک نفر راهنمای خارجی دارد که معمولاً یک سرهنگ است.
مسئول مدرنیزه کردن ارتش شاهنشاهی ایران در رابطه با برنامه 1972 می باشد. ایران سفارش
وسائل و خدمات به ارزش کمی بیش از ده میلیارد دلار که شامل خدمات است به آمریکا داده است.
سند ب مأموریت مستشاری دریایی
ناخدا (کاپیتان) هالینگ ورث در طول دوره منتهی به انقلاب، وابسته دریایی سفارت آمریکا در تهران
بوده است. وی در طول ماههایی که این انقلاب نضج می گرفت به دقت تغییرات رخ داده در نیروی دریایی
ایران را گزارش می نمود. خوش مشربی و مهارت او در برقراری دوستی منتج به گزارشهای اطلاعاتی قابل
اطمینان و بموقع می شده است. در کمتر از چند هفته با بسیاری از وابسته های خارجی تماسهای نزدیک
گرفته و گفتگوهای تقریبا مفید متقابل ترتیب داده است. او کشش ها و شکافهایی را که در نیروی دریایی
ایران خود شاهد بروزشان بود به طور بحرانی گزارش می نمود. او در آخرین هفته های قبل از انقلاب ایران
با شرایط تحت فشار متعددی مواجه شد، عکس العمل او تقریبا در تمام این موارد که شامل اقدام به
آدمکشی هم می شد (ممکن بود بشود) نمونه وار با آرامش، قاطعیت، و اندیشه منطقی همراه بود. هنگامی
که موقعیت محلی بشدت وخیم گشته و به اخراج آمریکاییها کشید ناخدا هالینگ ورث، رل مؤثری در
طرح نقشه به تناسب مراحل و فازهای عملیات این تخلیه (فرار) بزرگ به عهده داشت. خبرگی و درک
مسئولیت و اقدام بموقع او، سلامتی و حرکت به موقع هزاران آمریکایی و خارجی دیگر را هنگام خروج از
کشور تضمین نمود. کوششهای خستگی ناپذیر و بدون خودخواهی وی کمک بی حدی در چنین فرار
موفقیت آمیزی نمود. بارها در غیبت وابسته دفاع وظایف محوله را انجام داد. در این سطح، او هم اکنون
مسئولیت و تأثیر بسزایی را به عنوان وابسته نظامی قبول کرده است.
ناخدا هالینگ ورث افسری عالی دست در میان همقطارانش و یک حرفه ای واقعی و وابسته (A.T.T)
بسیار شایسته می باشد.
رفتار شخصی وی طبعا با توجه به استاندارد تحمل، عملکرد و ادب و تواضعی که این افسر را برجسته
می کند نمونه است.
حمایت مستقیم و ماهرانه این افسر وی را در مأموریت های نظامی در تهران به طور قابل توجهی اثر
کلی دفتر وابسته دفاع را افزایش داده است.
2 ایجاد یک سیستم اطلاعاتی وسیع: در افشاگری شماره 6 از طرح IBEX صحبت شد. در اینجا سندی
ارائه می گردد که مستشاران آمریکایی بسیاری از اطلاعات دقیق را به ایرانیان نیز نمی داده اند. در اینجا این
سؤال پیش می آید که یک دولت خارجی چه اطلاعات سرّی و مهمی در کشور ما می تواند داشته باشد که
دولت آن کشور صلاحیت داشتن آن را ندارد؟ به راستی چه کسی حکومت می کند؟
سند: محرمانه
از: وزارت امور دفاعی واشنگتن
به : ARMISH-MAAG تهران
موضوع: راهنما برای حد افشای اطلاعات در ایران
راهنمای فعلی مصوب 1979/12 مارچ به ترتیب زیر است: مطابق با 21 اسفند
افشای اطلاعات محرمانه نظامی برای ایران
که به ترتیبی که در زیر گفته می شود تغییر می کند:
زمینه:
الف: بحران سیاسی و نظامی که در این تاریخ جریان دارد و انتظار می رود که برای مدتی ادامه داشته
باشد سؤالی را برای ما در رابطه با توانایی دولت موقت ایران برای حفظ اسرار محرمانه نظامی دولت
آمریکا مطرح می کند.
ب: این احتمال می رود که اطلاعات محرمانه نظامی که قبلاً برای دولت ایران آشکار بود مورد مخاطره
قرار گرفته باشد. دولت ایالات متحده ادامه این مخاطره را به هیچ وجه در زمان حاضر نمی تواند قبول کند.
ج: در موقعیت فعلی حداقل اطلاعات ممکنه می بایست به دولت ایران داده شود.
خطوط کلی راهنما برای افشای اسرار:
الف: هیچ گونه اسامی رمز جدیدی که باعث افشای اسرار به دولت ایران بشود بدون تأیید کمیته سیاست
افشاگری مستقر در واشنگتن نباید استفاده کرد.
ب: مسایل زیر فورا باید عمل شود:
قابلیت دولت ایران برای دریافت اطلاعات در موارد زیر مردود شناخته شد.
به طریقی که در ضمیمه الف کتاب اول کمیته سیاست افشاگری نوشته شده است:
فصل اول: تشکیلات تعلیم دهی و کارمندان نیروهای انتظامی
فصل دوم: تدارکات و مهمات نظامی
فصل چهارم: تولید اطلاعات
فصل پنجم: عملیات نظامی مختلط برنامه ریزی و آمادگی
فصل هشتم: اطلاعات نظامی
این ممنوعیت تا وقتی مؤثر باقی می ماند که یکی از موارد زیر پیش آید:
1 کمیته ملی سیاست افشا کردنها بتواند تصمیم بگیرد که آیا دولت ایران به طور مناسبی قادر است که
اسرار محرمانه نظامی آمریکا را حفظ کند.
2 دولت ایران ظاهرا توافق نامه بین دو کشور راجع به امنیت عمومی اطلاعات را که در تاریخ 6 ژوئن
74 بسته شده تحکیم کرده باشد.
این ممنوعیت فاش کردن اطلاعات بجز در مورد ج که در پایین ذکر می شود در همه موارد ذکر شده
می باید اعمال گردد. هم در مورد مسایل قبل هم در مواردی که در آینده پیش می آید.
این ممنوعیت شامل موارد زیر نمی شود:
برای افشای سمعی یا بصری مطالب برای کارمندان ایرانی که تعلیم می بینند مگر اینکه مقامات صلاح
ببینند که این گونه افشاگریها به صلاح آمریکا نباشد.
این راهنماییها شامل مطالب محرمانه ای که از طریق پیمان سنتو ممکن است به ایران برسد نیز می شود.
خود این مطالب هم قابل افشا برای دولت ایران نمی باشد.
3 وابسته کردن امرای بلندمرتبه ارتش: در افشاگریهای قبل خصوصا در سند افشاگری شماره 7
نمونه هایی را ارائه دادیم.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
اطلاعیه افشاگری شماره 8
اطلاعیه افشاگری شماره 8
بسم اللّه الرحمن الرحیم 21/8/58
سلطه نظامی آمریکا بر کشورهای مستضعف جهان به عنوان پشتوانه مستحکم امپریالیسم برای کنترل
کشور و جلوگیری از انقلابات و حرکتهای آزادی بخش است. وابسته کردن ارتشها به اسلحه و جنگ افزار
آمریکایی و استقرار سیستمی که فقط کارشناسان آمریکایی می توانند آن را اراده کنند و همچنین تطمیع
ژنرالهای ارتش از ابتدایی ترین سیاستهای امپریالیسم در کشورهای در بند جهان سوم است.
در ایران نیز آمریکای جنایتکار چنین عمل کرده بود. شاه خائن توسط مستشاران نظامی آمریکایی
ارتش را در جهت منافع آمریکا طرح ریزی نموده و اکثر امرای ارتش را تطمیع نموده و بسیاری از
سیستمهای اطلاعاتی وسیع را در آن پیاده کرده بود. از آن خطرناکتر آنکه با ایجاد مستشاری، مستقیما
ارتش را زیر آموزش و کنترل خود داشته است. آمریکا در حقیقت ارتشی ساخته بود که به جای دفاع از
منافع خلق مسلمان ایران و به جای دفاع از استقلال و اسلامیت ایران برای دفاع از منافع او در منطقه و در
مقابل انقلابیون عمل می کرد.
در حقیقت ارتش ایران در زمان شاه خائن جزئی از نیروی آمریکا بود که مجهز به آخرین جنگ
افزارهای آمریکایی مثل هواپیماهای F-14 و F-15بود که حتی بعضی از آنها تنها در ارتش آمریکا یافت
می شود. منطق حکم می کند که قدرت چپاولگری مثل آمریکا هرگز نمی تواند به فکر منافع ملت ایران
باشد. اسلحه های آمریکایی، آموزش و استقرار سیستمهای اطلاعاتی وسیع در ارتش صرفا در جهت
منابع مستقیم آمریکا بوده است. اینک به جهت روشن تر کردن خطوطی که حکومت مستقیم آمریکا را در
ارتش سابق ایران ثابت می کند به ارائه اطلاعات و اسناد ذیل مبادرت می ورزیم.
1 ایجاد مستشاری: در این باره دو سند ارائه می گردد.
سند الف: به نام مأموریت ارتش آمریکا و فعالیتهاست که در آن هدف آمریکا از ایجاد مستشاری را
صریحا حضور نظامی آمریکا در ایران برای دفاع از منافع آمریکا می خواند.
سند ب: یک مستشار نمونه را معرفی می کند که چگونه در سراسر انقلاب سعی در جاسوسی در ارتش،
کنترل آن و بالاخره حمایت مستقیم و ماهرانه در مأموریت های نظامی تهران داشته است.
سند الف: مأموریت ارتش آمریکا و فعالیتها
مستشاری مهمترین حضور نظامی آمریکا در ایران است. هدفش بالا بردن کارآیی نیروهای نظامی
ایران به منظور مقاومت در مقابل تجاوز و ادامه حفظ منافع آمریکا در ایران است.
این ارتش در 1941 به وجود آمد و در 1943 و 1947 تجدید سازمان یافت (قرارداد آمریکا و ارتش
ایران). توافق اساسی بین حکومت آمریکا و دولت ایران این بود که نظارت و کمک ارتش آمریکا به ارتش
ایران (زمینی، دریایی، هوایی) ادامه یابد. از 1950 قرار داد کمک دفاعی مشترک بین دولت ایران و دولت
آمریکا در سه زمینه منعقد گردید.
این توافق که با توافق ارتشی ARMISH متفاوت بود، در زمینه کمک اداری و سازماندهی بود.
در 1942 اولین کمک بزرگ به ارتش ایران تحویل گردید.
در 1958 نزدیکتر شدند ARMISH و MAAG.
در 1965 فروش نظامی خارجی و برنامه های اعتباری آغاز شد. موفقیت این برنامه موجب قطع
کمکهای بلاعوض در 1972 بود. MAAG از Major - Gonraدستور می گیرد و هدف این مستشاری با
مشاوره روزانه به بالاترین افراد ارتش ایران می باشد و این کار با در جریان گذاشتن شاه انجام می شود.
کارمندان ARMISH - MAAG بر کار فرماندهان ستاد ارتش شاهنشاهی مشاوره کامل می نمایند.
هر عضو ایرانی که فرمانده عملیات اطلاعات تجسسی لجستیک (پشتیبانی) نقشه ها و برنامه هاست،
یک نفر راهنمای خارجی دارد که معمولاً یک سرهنگ است.
مسئول مدرنیزه کردن ارتش شاهنشاهی ایران در رابطه با برنامه 1972 می باشد. ایران سفارش
وسائل و خدمات به ارزش کمی بیش از ده میلیارد دلار که شامل خدمات است به آمریکا داده است.
سند ب مأموریت مستشاری دریایی
ناخدا (کاپیتان) هالینگ ورث در طول دوره منتهی به انقلاب، وابسته دریایی سفارت آمریکا در تهران
بوده است. وی در طول ماههایی که این انقلاب نضج می گرفت به دقت تغییرات رخ داده در نیروی دریایی
ایران را گزارش می نمود. خوش مشربی و مهارت او در برقراری دوستی منتج به گزارشهای اطلاعاتی قابل
اطمینان و بموقع می شده است. در کمتر از چند هفته با بسیاری از وابسته های خارجی تماسهای نزدیک
گرفته و گفتگوهای تقریبا مفید متقابل ترتیب داده است. او کشش ها و شکافهایی را که در نیروی دریایی
ایران خود شاهد بروزشان بود به طور بحرانی گزارش می نمود. او در آخرین هفته های قبل از انقلاب ایران
با شرایط تحت فشار متعددی مواجه شد، عکس العمل او تقریبا در تمام این موارد که شامل اقدام به
آدمکشی هم می شد (ممکن بود بشود) نمونه وار با آرامش، قاطعیت، و اندیشه منطقی همراه بود. هنگامی
که موقعیت محلی بشدت وخیم گشته و به اخراج آمریکاییها کشید ناخدا هالینگ ورث، رل مؤثری در
طرح نقشه به تناسب مراحل و فازهای عملیات این تخلیه (فرار) بزرگ به عهده داشت. خبرگی و درک
مسئولیت و اقدام بموقع او، سلامتی و حرکت به موقع هزاران آمریکایی و خارجی دیگر را هنگام خروج از
کشور تضمین نمود. کوششهای خستگی ناپذیر و بدون خودخواهی وی کمک بی حدی در چنین فرار
موفقیت آمیزی نمود. بارها در غیبت وابسته دفاع وظایف محوله را انجام داد. در این سطح، او هم اکنون
مسئولیت و تأثیر بسزایی را به عنوان وابسته نظامی قبول کرده است.
ناخدا هالینگ ورث افسری عالی دست در میان همقطارانش و یک حرفه ای واقعی و وابسته (A.T.T)
بسیار شایسته می باشد.
رفتار شخصی وی طبعا با توجه به استاندارد تحمل، عملکرد و ادب و تواضعی که این افسر را برجسته
می کند نمونه است.
حمایت مستقیم و ماهرانه این افسر وی را در مأموریت های نظامی در تهران به طور قابل توجهی اثر
کلی دفتر وابسته دفاع را افزایش داده است.
2 ایجاد یک سیستم اطلاعاتی وسیع: در افشاگری شماره 6 از طرح IBEX صحبت شد. در اینجا سندی
ارائه می گردد که مستشاران آمریکایی بسیاری از اطلاعات دقیق را به ایرانیان نیز نمی داده اند. در اینجا این
سؤال پیش می آید که یک دولت خارجی چه اطلاعات سرّی و مهمی در کشور ما می تواند داشته باشد که
دولت آن کشور صلاحیت داشتن آن را ندارد؟ به راستی چه کسی حکومت می کند؟
سند: محرمانه
از: وزارت امور دفاعی واشنگتن
به : ARMISH-MAAG تهران
موضوع: راهنما برای حد افشای اطلاعات در ایران
راهنمای فعلی مصوب 1979/12 مارچ به ترتیب زیر است: مطابق با 21 اسفند
افشای اطلاعات محرمانه نظامی برای ایران
که به ترتیبی که در زیر گفته می شود تغییر می کند:
زمینه:
الف: بحران سیاسی و نظامی که در این تاریخ جریان دارد و انتظار می رود که برای مدتی ادامه داشته
باشد سؤالی را برای ما در رابطه با توانایی دولت موقت ایران برای حفظ اسرار محرمانه نظامی دولت
آمریکا مطرح می کند.
ب: این احتمال می رود که اطلاعات محرمانه نظامی که قبلاً برای دولت ایران آشکار بود مورد مخاطره
قرار گرفته باشد. دولت ایالات متحده ادامه این مخاطره را به هیچ وجه در زمان حاضر نمی تواند قبول کند.
ج: در موقعیت فعلی حداقل اطلاعات ممکنه می بایست به دولت ایران داده شود.
خطوط کلی راهنما برای افشای اسرار:
الف: هیچ گونه اسامی رمز جدیدی که باعث افشای اسرار به دولت ایران بشود بدون تأیید کمیته سیاست
افشاگری مستقر در واشنگتن نباید استفاده کرد.
ب: مسایل زیر فورا باید عمل شود:
قابلیت دولت ایران برای دریافت اطلاعات در موارد زیر مردود شناخته شد.
به طریقی که در ضمیمه الف کتاب اول کمیته سیاست افشاگری نوشته شده است:
فصل اول: تشکیلات تعلیم دهی و کارمندان نیروهای انتظامی
فصل دوم: تدارکات و مهمات نظامی
فصل چهارم: تولید اطلاعات
فصل پنجم: عملیات نظامی مختلط برنامه ریزی و آمادگی
فصل هشتم: اطلاعات نظامی
این ممنوعیت تا وقتی مؤثر باقی می ماند که یکی از موارد زیر پیش آید:
1 کمیته ملی سیاست افشا کردنها بتواند تصمیم بگیرد که آیا دولت ایران به طور مناسبی قادر است که
اسرار محرمانه نظامی آمریکا را حفظ کند.
2 دولت ایران ظاهرا توافق نامه بین دو کشور راجع به امنیت عمومی اطلاعات را که در تاریخ 6 ژوئن
74 بسته شده تحکیم کرده باشد.
این ممنوعیت فاش کردن اطلاعات بجز در مورد ج که در پایین ذکر می شود در همه موارد ذکر شده
می باید اعمال گردد. هم در مورد مسایل قبل هم در مواردی که در آینده پیش می آید.
این ممنوعیت شامل موارد زیر نمی شود:
برای افشای سمعی یا بصری مطالب برای کارمندان ایرانی که تعلیم می بینند مگر اینکه مقامات صلاح