بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 123

انقلابی به سوی یک اقتصاد خودکفا حرکت کند؟ شناخت وضعیت ایران در هر صورت می تواند موقعیت

نشانه روی آمریکا را در مورد اقتصاد ایران و استفاده از وابستگی اقتصاد ایران به غرب جهت نفوذ و سلطه

دوباره برای آمریکا روشن کنند.

دوم، تکیه زیاد آمریکا بر روی مسئله نفت است که شریان حیاتی اقتصاد آمریکا و ماشین صنعتی

اوست؛ چه دیگر اقمار چپاولگر آمریکا نظیر ژاپن و کشورهای اروپایی نیز از این ماده حیاتی برای

چرخش صنایع خود استفاده می کنند. چنانچه در تحلیلهای قبلی هم روشن شد، یکی از اهداف حضور

آمریکا در ایران استفاده از نفت و در دست داشتن آن و مطمئن بودن از صدور آن به آمریکا است. این است

که بسیاری از فعالیتهای سفارت در بخش اقتصادی و حتی جاسوسی پیدا کردن اطلاعات دقیق از

وضعیت نفت در ایران است. استفاده از شبکه های جاسوسی در شرکت نفت و خبرگیری از همه جریانات

آن برای آمریکا حائز اهمیت است.

«چگونه می توانیم از ادامه تهیه نفت از ایران مطمئن باشم.

هیچ نشانه ای از اینکه دولت موقت مخالفت خود را با قرار داد سال 1980 که در دسامبر امضاء شد

آشکار کند، در دست نیست؛ اما این تصمیمات امکان دارد با توسعه سیاست منفی تغییر کند. ما تقریبا به

اندازه سال قبل نفت خام دریافت می کنیم (حالا 000/750 بشکه، پارسال 000/900 بشکه) اگر چه کل

صادرات نفت ایران در حال حاضر 31 پایین آمده است.

توصیه: موقع بحران انرژی ما می توانیم مذاکراتی با ایرانیان مهم و سرشناس در مد نظر داشته باشیم.

آقای دیک کاپر می تواند ملاقاتی در آینده نزدیک داشته باشد.»

(از سفارت آمریکا در ایران به دبیر سفارتخانه توسط نیوسام به وزارت از طرف

هارولد اچ ساندرز 14 شهریور 58 از تحلیل سیاست خارجه آمریکا درباره ایران)

از وزارت امور خارجه به سفارت تهران محرمانه

موضوع: قدردانی

لطفا تشکر ما را به اندی سنس برای کار چشمگیرش در رابطه با فروش نفت به ایران و نزدیک شدن او

به شرکت ملی نفت ایران و گزارشات آگاهانه اش که برای ما بی اندازه با ارزش است ابلاغ کنید.»

ونس سپتامبر 79 شهریور 58

این قدردانی در رابطه با فروش نفت سوخت سفید (نفت چراغ) به ایران است که در شهریور 58 انجام

گرفته و سنس، رئیس بخش اقتصادی سفارت توانسته است این معامله را انجام داده و خود را به شرکت

نفت نزدیک کرده و در رابطه با این نزدیکی اطلاعات و توصیه های مهمی به ونس وزیر امور خارجه نموده

است، که مورد تشویق قرار می گیرد.

«در پاسخ یادداشت شما در مورد موضوع بالا (خطاب به آقای روزن)

تحلیل ما از خواستهای درآمد ایران در بودجه سال 79/80 یک نقطه آغاز است. این بودجه شامل 42

بیلیون دلار هزینه است که 25 بیلیون آن برای اقلام حساب جاری و 17 بلیون دیگری جهت

سرمایه گذاری است. 130 بیلیون فقط برای دستمزدها و پرداختها است، که شامل اضافات اخیر نمی شود.


صفحه 124

به دلایل برنامه ریزی خرج تسلیحات سنگین جدید نبوده، برای نیروگاه های اتمی ادامه طرحهای

بزرگ و هیچ خرجی برای طرحهای پتروشیمی در نظر نیست.

مخارج مستمر خدمات اجتماعی، (در سطح 79/78) برای آب، خانه ارزان، توسعه روستایی، و وضع

دستمزدها و حقوق.

80/1979----79/1978

18-----------13 پرسنل

5-----------12 هزینه جاری

5-----------17 سرمایه

28----------42 جمع کل

مؤلفه پرسنل توسط 5 بیلیون دلار خورده شده که در سال مالی جدید تأثیر خواهد داشت. مشکل

بیکاری 5/3 میلیون (یک به ده) و تحت استخراج به ملیون است که هر کاری در ادامه آن ممکن است با بالا

رفتن دستمزدها، رادیکالیزه کردن کارگر ظاهر خواهد شد.

هزینه های جاری در مدلها شامل بالا نرفتن مخارج امور عادی، مخارج دفاعی (تا 2 بیلیون دلار ترقی

مناسب امور اجتماعی و اقتصادی (آب کشاورزی، مسکن) و ادامه دادن برخی از طرحهای صنعتی و

حذف بقیه است. هزینه های اصلی محتوی اغلب بنیه بودجه در حدود 70% می باشد.

از جهت درآمدها نقصان انعطاف مالی شاید مهمتر است. در سال مالی 79/78 دریافتی ایران از سه

منبع بود: (نفت 22 بیلیون دلار، مالیات 9 و وام 6 بیلیون دلار) در سال مالی اخیر ایران قریب 8 بیلیون از

بخش نفتی را از دست داد و شک در مورد تولید درآمد مالیاتی و عوارض گمرکی نیز هست.

جدول زیر پیش بینی درآمد ما برای سال 79/80 است.

80/1979-------79/1978

5-----------------9 مالیاتها

1-----------------6 وامها (قرضیه ها)

22---------------22 نفت

28---------------37 جمع کل

درآمد نفتی سهم عمده بودجه را دارد و به دست آوردن 22 بیلیون دلار قرض بزرگی است. با قیمت هر

بشکه 15 دلار ایران بایستی 4 میلیون بشکه صادره از 7/48/4 تولید نفت داشته باشد. با قیمت 18 دلار

نیز رقم 3/3 ملیون بشکه صادرات برای 22 بیلیون دلار ضرورت دارد. اگر درآمد مالیاتی و وامها از حد

طرح، خارج شود ایران راهی جز باز کردن شیرها ندارد. مقیاس انعطافی در سیستم وجود دارد. کسری

بودجه چیز تازه ای نیست و ایران تکیه بر مبادلات ارزی دارد، که با رسیدن تابستان محو می شود.

ایران می تواند تجدید ارزش کند، ولی آثار تورم خرج دارد؛ یعنی می شود چند درصدی به نرخ برای

رسیدن به 50% در نیمه سال نزدیک شد.

قرض امکان دیگری است که با وضع اعتباری متزلزل ایران شدیدا احتیاج به از بین بردن آن پیش از

قرض از بانکها دارد. پاسخ بدیهی سختگیری قانونی است که منجر به انضباط قابل ملاحظه مالی می گردد،

که هنوز ظاهر نشده است.


صفحه 125

(اینک برنامه ریزان دولت به راحتی ماه به ماه بررسی می کنند) همچنین به مفهوم سخت کوشی مردم به

درستی با غلط که انتظار بهتر کردن اوضاع در زمان خمینی هستند. این سناریو می گوید که در حقیقت

می تواند رو به زوال برود.»

28 مارس 79 محرمانه، م جانسون

«سفارت امسال قادر نخواهد بود اخبار مورد نیاز (425Cerp ) را فراهم آورد. آمارهای مهم را

نمی توان به دست آورد (در بعضی موارد، گردآوری اخبار متوقف شده است و در اکثر موارد دیگر در طول

6 ماه انقلاب قطع شده است). از زمان انقلاب منابع صنعتی (منابع خبری) از ملاقات با مأمور سفارت

خودداری کرده اند. دولت جدید و مدیریت جدید شرکت ملی نفت ایران» Nigc و Npc در اکثر موارد تصمیم

نگرفته اند کجا و چگونه پروژه های بزرگ را تمام کنند (یا شروع کنند). آن مقدار اطلاعات کمی هم که ما

داریم برای یک گزارش طبقه بندی نشده نامناسب است. در زمان انقلاب تعداد گزارش درباره نفت و گاز و

پتروشیمی تهیه کرده ایم. از جمله A-11-RFتهران به تاریخ 79/10/6 خط مشی صدور نفت و گاز 6963

تهران 7519 تهران به تاریخ 79/19/7 تحت عنوان «گزارش وضعیت نفت.»

لینگن

(ژوئیه 79 از سفارت آمریکا در تهران به وزارت امور خارجه آمریکا) شماره 07839 تهران»

با توجه به اسناد فوق آمریکا کاملاً درصدد است، هر گونه فعل و انفعال در بودجه تولید و توزیع و

مدیریت اقتصاد ایران را در وضعیت انقلابی جدید دریابد و نقطه ضعفها و نقطه قدرت آن را پیدا کند. طبیعی

است که برای نقطه ضعفها از شیوه های نفوذ و استفاده سلطه طلبانه استفاده خواهد نمود و نقاط قدرت را در

هم خواهد ریخت. سیاست آمریکا نفوذ و سلطه دوباره بر اقتصاد و سیاست ایران است. ولی حرکت انقلابی

ملت مسلمان به رهبری آگاهانه امام خمینی است، که همه این توطئه را در یک جریان بلند مدت در هم

خواهد شکست و مبارزات ضد آمریکایی ملت ایران را پیروز خواهد نمود.

در ضمن آمریکا تکیه زیادی بر روی مسایل مالی و بانکی دارد. بعد از انقلاب نیز فعالیتهای فراوانی

جهت شناخت وضع بانکها به خصوص بانک مرکزی به عمل آمده است که اسنادی در این موارد در

سفارت موجود است و همچنین کوشش فراوان برای شناخت دقیق همه مهره های اصلی بانکها به عمل

آمده و بیوگرافی همه آنها در اسناد سفارت موجود است به دلیل مهم بودن و مسئله بانکها و دقیق بودن آنها

می بایست کار دقیق تری بر روی آنها شود که شاید در آینده ارایه گردد.

آمریکا سعی دارد جهت بانکها و اعتبارات را با سیاست خود هماهنگ نماید.

موضوع

ابتدا در مورد پروژه گفته که:

1 شرایط سیاسی ممکن است اجازه ندهد تمام پیشنهاداتی را که گفته است بتوان پیاده و عمل کرد.


صفحه 126

2 هدف CAP تهیه کردن خطوط راهنمایی برای تیمی است که در آینده وارد ایران می شوند.

3 در محل (تهران) می شود تغییراتی در پروژه داد. چون در واشنگتن که ما این طرح را ریخته ایم ممکن

است اطلاعات ما محدود بوده باشد و تغییراتی پدید آید.

قسمت اول: تحلیل و دوره ای از اوضاع Commerical Aclion Program (CAP)

قسمت اول: تحلیل و دوره ای از اوضاع Commerical Aclion Program (CAP)

ایران همیشه یکی از بزرگترین بازارهای مصرفی برای محصولات آمریکایی بوده است. در سال

1978 واردات غیر نظامی ایران از آمریکا رقم 6/3 میلیارد دلار را تشکیل می داد. مشکلات سیاسی

1978 و 1979 باعث سقوط منحنی واردات ایران و در نتیجه صادرات آمریکا می شود.

بحران سیاسی ایران باعث اعتصابات گسترده کارگری، آسیب و زیانهای قابل ملاحظه به کارخانجات

و املاک، و فلج سرویس و خدمات زنده و متحرک کشور گردیده است. صادرات نفت که اصلی ترین منبع

معاملات خارجی ایران می باشد، در اکتبر 1978 سقوط کرد و در دسامبر همان سال کاملاً متوقف گردید و

تا مارس 1979 از سرگرفته نشد. در این مدت ایران در حدود 7 میلیارد دلار درآمد از دست داد.

منظره سال 1979 دیدگاه جالبی به دست نمی دهد. بیکاری و افزایش قیمتها به حد بحرانی رسیده

است، برنامه ریزیهای کشور احتیاج به اعتماد به نفس پیدا کردن دارند و دوباره منظم کردن اولویتها و

پایه ریزی چارچوب رشد آینده اقتصادی که البته در شرایط سیاسی کنونی رسیدن به این اهداف مشکل به

نظر می رسد. با بررسی آینده پس از این بحران امیدواری بیشتری پیش می آید نفت کشور باعث درآمد؛

قابل توجهی می باشد. در سطح کنونی قیمتهای نفت ایران احتمالاً در حدود 18 الی 20 میلیارد دلار در

سال مالی آینده درآمد خواهد داشت؛ علاوه بر آن ذخیره های ارزی حدود 10 میلیارد دلار دیگر را تأمین

می کند.

کلید هرگونه رشد و پیشرفت پول نخواهد بود، بلکه مدیریت مؤثر و آگاهانه می باشد.

مهمترین عمل بازرگانی برای آمریکا در ایران کمک به مؤسسات آمریکایی برای دوباره سازی یک

بازار قوی برای محصولات خود می باشد، و دنبال کردن موقعیتهایی که انتظار می رود به خاطر پروژه Fy80

پیش آید.

در پروژه راجع به مسایل زیر صحبت و برنامه ریزی زمان بندی شده و دقیق شده است.

1 کشاورزی و بازرگانی کشاورزی (با اولویت سوم)

2 سیستمهای خانه سازی و صنایع وابسته (با اولویت چهارم).

و رهنمودهایی در رابطه با طرز رخنه در مسایل زیر داده است:

1 سرویسهای بازرگانی (اولویت اول).

2 پروژه های بزرگ (اولویت دوم).

3 محافظت و آماده کردن تسهیلات برای سرمایه گذاری (اولویت پنجم).

4 لیست بازرگانان معامله کننده با خارج (اولویت ششم).

5 گزارش موقعیتهای معامله (اولویت هفتم).

6 برنامه ریزی برای ارتفاع پیش بینی حوادث تجارتی (اولویت هشتم).

ضمنا قابل توجه است این طرح، که در زمینه های اقتصادی مختلفی می باشد. هر سال برای ایران


صفحه 127

برنامه ریزی از قبل می شده است، به ترتیبی که برنامه از هم اکنون در دست تهیه است، ولی کامل نشده است

و پروژه های Fy 79CAP و Fy 78CAP به دلیل انقلاب ایران کاملاً اعمال نشد.»

(از لیون لامبرت به روبرت دی مارک جانسون جوزف هاری)

(میکی اسمیت دان رایان چارلز جان دریو)

(اول ژوئن 1972، 13 خرداد 58)»

سند فوق حاکی از برنامه ریزی بلند مدت آمریکا بر روی بازار فروش و حساب پولی است که به عنوان

نفت ایران ظاهرا دریافت می نماید. زیرا آمریکا نمی خواهد که این پول در مجرایی خرج شود که خارج از

بازار فروش و حیطه نفوذ اقتصادی و مالی آمریکا باشد و سود حاصل از سرمایه گذاری تولید و حتی

گردش آن به جیب آمریکا نرود.

طرحی است که طی آن می خواهد طرح وابستگی اقتصادی ایران را در آینده طبق معادلات سیاسی که

برای خود فرض می کند (حرکت انقلابی ایران است که تمامی این معادلات را درهم می کوبد کما اینکه تا به

حال بسیاری از معادلات سیاسی ابرقدرتها را درهم ریخته است) طراحی نماید و با استفاده از وابستگی

مالی و اقتصادی به غرب ایران را وادار کند که بازار فروش مهمی برای محصولات آمریکا گردد.

هدف این سند اجرای یک برنامه و نقشه مدیریت و اولویتها است، که باعث یک بازگشت به وضعیت

معمولی و نرمال سیاسی و اقتصادی بشود. در این برنامه رهنمودهایی به بازرگانیهای آمریکایی که از ایران

بازدید می کنند، می دهد و گزارشهای آگاه کننده ای راجع به پروژه های بزرگ در اختیار آنها گذاشته

می شود. این قسمتها توسط دولت (ایران به عنوان مسایل با اولویتهای بالا شناخته شده است. برنامه فقط

حول تصمیمات وزارت بازرگانی نمی گردد، بلکه مشتق از تماسها و اطلاعات و اخبار گوناگون می باشد.

همچنان که شرایط تغییر می کنند، بازنگرش و تصمیم دوباره راجع به اهداف و اولویتها و اعمال ممکن است

لازم باشد. این سند آغازگر یک چارچوب برای مذاکره راجع به طرح بازرگانی مذکور بین وزارت

کشاورزی و بازرگانی و پست در آمریکا در فاصله های چهارماهه می باشد. گزارش این مذاکرات یک

زمینه مناسب برای کار کارمندان دولت آمریکا در رابطه با زیاد کردن صادرات آمریکا به ایران و برای در

دست گرفتن کنترل بازار محصولات در حوادث آینده می باشد.

«1 ما معتقدیم که لازم است مذاکره ای با مقامات عالی اقتصادی دولت جدید ایران درباره روابط جدید

اقتصادی ایران آمریکا (برمبنای خواستهای دولت جدید) داشته باشیم؛ این کار به شرکتهای آمریکایی

کمک خواهد کرد تا دوباره فعالیتهای خود را در ایران شروع کنند و بهبود اقتصاد ایران را تسریع بخشند.

2 ما پیشنهاد می کنیم که شروع مذاکره با رضا صدر وزیر بازرگانی باشد زیرا ناظران سیاسی معتقدند که او

مورد اطمینان و از نزدیکان خمینی می باشد. صدر مدتها در آمریکا (در هوستون) به سر برده و روی این

حساب برقراری روابط بازرگانی بین دو کشور را تأیید خواهد کرد. او قبلاً در سفارت ایران و در آمریکا

یکی از کسانی بود که شورای موقت سرپرستی را به وجود آورد و در سالهای گذشته او عضو حزب مردم

بوده است.

3 شما باید نکات زیر را در تماس با رضا صدر و یا در تماسهای تلفنی با او در میان بگذارید.


صفحه 128

شرکتهای آمریکایی اصولاً به ایران به عنوان یک بازار مهم نگاه می کنند. آنها ادامه رابطه اقتصادی

ایران به آمریکا را بسیار اهمیت می دهند.

این شرکتها می خواهند روابط تجاری به نفع دو کشور داشته باشند. آنها خواهان امتیازات ویژه ای

نیستند، بلکه فقط خواهان قرار داد منصفانه تجاری با شرکتهای ایرانی هستند.

ما معتقدیم که شرکتهای آمریکایی در زمینه تکنولوژی، ایجاد شغل و سرمایه گذاری می توانند

کمکهای مفیدی به ایران بکنند، اما امیدواریم که این شرکتهای آمریکایی فقط کارهای تجاری انجام

خواهند داد و در کار دیگری (جاسوسی سیاسی) دخالت نخواهند کرد و شرایط ویژه ایران امروز را در

نظر خواهند گرفت.

بعضی از شرکتهای آمریکایی با مشکلاتی در زمینه پرداختها، تنظیم قرار دادها و پیشبرد برنامه ها در

ایران روبرو شده اند؛ این مشکلات، ناشی از نبودن ارتباط کافی و صحیح بین مقامات ایرانی و این شرکتها

بوده، نه ناشی از تعمد این شرکتها برای ایجاد اشکال و رعایت نکردن قراردادهای قبلی، اکنون این شرکتها

هر گونه توصیه مقامات ایرانی را در مورد نحوه فعالیت آنها پذیرا هستند. به نظر ما یک موافقت غیر رسمی

برای حل مشکلات موجود بین ایران و شرکتهای آمریکایی بهتر از اقدامات قانونی از جانب دو طرف

خواهند بود. دولت آمریکا حاضر است هر گونه تسهیلاتی را برای برقراری روابط مجدد بین مقامات

ایرانی و شرکتهای آمریکایی فراهم کند.

تشکیل یک مجتمع کارشناسان آمریکایی در ایران فعلاً قابل پیش بینی نیست. در عین حال امیدواریم

که شرایط سیاسی و امنیتی آماده شود تا دوباره شخصیتی آمریکایی به ایران برگردد. البته درخواست برای

ارسال متخصصین از طرف ایران باید صورت گیرد و ما نمی خواهیم چیزی را به ایران تحمیل کنیم.

اگر در مواردی، به ویژه در زمینه فعالیت شرکتهای خصوصی آمریکایی دولت آمریکا بتواند راهنمایی

و کمکی به ایران بکند، با کمال میل خواهد کرد، در حال حاضر ما فکر می کنیم شرکتهایی که در زمینه تولید

مواد غذایی و توسعه کشاورزی فعالیت می کنند، برای ایران سودمند خواهد بود در عین حال خواست ایران

را در مورد اینکه چه شرکتی در ایران فعالیت کند در درجه اول قرار خواهیم داد.

بحث شما با مقامات ایرانی باید زمینه را برای برقراری مجدد روابط بین ایران و آمریکا فراهم کند.

البته ما نمی خواهیم آنها احساس کنند که می خواهیم فشار وارد کنیم، بلکه فعلاً می خواهیم مشخص کنیم

که روابط ما در چه مرحله ای می تواند قرار گیرد.

از وزارت امور خارجه آمریکا به سفارت آمریکا در تهران

فوری محرمانه گزارشگر سایروس ونس، 22 اپریل 79 شماره 780

سند فوق حاکی از شیوه برخورد آمریکا با ایران و چراغ سبز شرکتها در رابطه با حضور دوباره در

روابط تجاری ایران به خوبی نقش حیاتی تجارت با ایران را نشان می دهد. اما این مسئله در حقیقت نتیجه

بسیاری از فعالیت های سیاسی آمریکا است، که بتواند در سایه آن شرکتهای آمریکا در ایران فعالیت

اقتصادی داشته باشند و در نهایت بتوانند سلطه اقتصادی خود را اعمال نمایند.

در سند فوق عقب نشینی آمریکا و امتیاز دادنش به ایران کاملاً مشهود است و این به سبب آوانس است

که آمریکا به خاطر به خطر افتادن منافع تجاری عظیمی است که سالها از ایران به دست می آورده است. این


صفحه 129

اهمیت قضیه را نشان می دهد، که این توصیه های سیاستمدارانه را ونس وزیر امور خارجه در رابطه با

شرکتهای آمریکا می نماید.

ایران با یک فشار شدید تورمی رو به روست: بیکاری 2 تا 3 میلیون از نیروهای کارآمد 20% آنها و

کاهش در GNP (درآمد سرانه ناخالص ملی) به طور واقعی 20% اما هنوز اقتصاد ایران یک مقدار فعالیت و

پیشرفت شاید به طور موقت از خود نشان می دهد. بانکها در حال کار هستند، درآمد نفت بیش 60 تا 70

میلیون دلار در روز است و شخم گندم و برنج هم ظاهرا رضایت بخش است. ولی نگرش اوضاع در دراز

مدت تشویق کننده نیست. هیچ چیز در افق اقتصادی وجود ندارد که جای خود را با سلاح نفت عوض

کند، مادامی که تولید نفت خام در سالهای 1980 به بعد به تدریج کم می شود. دولت بازرگان کماکان وارث

اقتصادی است که مبتلا به یک دوقلوی لعنتی است: یک میراث از پرستیژ برنامه هایی که در خلال قطع نفت

شروع شد و خرابکاریهای تلافی جویانه ای که به وسیله خود انقلاب به وجود آمد. امکان داشت که یک

پوشش نقره ای داشته باشد.

طراحان انقلاب یک فرصت نایابی داشتند که از عهده این تخت سنگ برآیند (اقتصاد) ولخرجیهای

گذشته را از بین ببرند و اقتصاد معقولی به وجود آورند. در حال حاضر وضعیت سیاسی با پیشرفتها

هماهنگ نیست و بیشتر از همه آینده نامطمئن است که باعث جدایی افراد ماهر برای برطرف کردن

مشکلات اقتصادی در ایران می شود.

از تحلیل (موقعیت جاری ایران) 15 اکتبر 1979 محرمانه

از تحلیل (موقعیت جاری ایران) 15 اکتبر 1979 محرمانه

«ایران بعضی از صورتحسابها را به طور محدود شروع به پرداخت کرده است و بعضی از قراردادها را

دوباره به کار گرفته است. 50 میلیون دلار برای گندم داده و پروژه پالایشگاه اصفهان در حال تمام شدن

است و همچنین AMC 20 میلیون دلار برای شروع بهره برداری از ماشینهای جیپ دریافت کرده است.

بحثها به طور ثابتی باقی است و ضمیمه مالی و درآمد ایران هم رد به تهدید است GTE و شرکت بل در حال

بحث و مذاکره با شریکهای فعال ما هستند.

توصیه

توصیه:

الف: به اتاق بازرگانی خصوصی ایران آمریکا توصیه شود که در جهت مسایل به ما کمک کند شاید

هم یک هیئت تبلیغی فعال برای این موضوع به تهران ارسال شود.

ب : به شرکتهای آمریکایی اطمینان دهیم که کمک ما به آنها فقط در رابطه با ایرانیان و موفقیت خود

ماست که شروع می شود.»

(از سفارت آمریکا در ایران به دبیر سفارت توسط پ. نیوسام به وزارت خارجه از طرف هارولد اچ

ساندرز 14 شهریور 58 از تحلیل سیاست آمریکا درباره ایران).

«در ماههای گذشته آمریکا قدمهای محدودی برای یک روابط جدید برداشته است. واگذاری قطعات

یدکی لوله های نفتی ما، آماده باشید که خرید قطعات یدکی از جانب ایران از سرگرفته شود، زیرا ایرانیها در

تحویل گرفتن خیلی کند بوده اند. فروش نفت چراغ و نفت گرم کننده، کوشش شود به وسیله اداره ایالتی


صفحه 130

قراردادهای تجاری حل و فصل گردد، کوشش صبورانه ای برای بستن برنامه F.M.S(خریدهای ارتش)

ارایه شود در وضعی که نشانگر حمایت ایران و نقطه نظر آمریکا باشد).

(از تحلیل قوه ابتکارات سیاسی از نیوسام به وزارت خارجه آمریکا)

21 مهر اکتبر 79 محرمانه، شماره 20313

«ما آماده هر گونه برنامه جدیدی برای همکاری بیشتر هستیم... برای مثال تبادل خبری، توسعه

کشاورزی، کنترل مواد مخدر، به وجود آوردن کار و استخدام، مدیریت منابع نفتی ... که هر چیزی را که

امکان دارد ایران تقاضا کند آماده هستیم.

(نامه ای از هنری پرشت واشنگتن D.C به لینگن)

13 سپتامبر 1979 محرمانه

«موضوع: بانک صادرات و واردات بانک آمریکا در ایران

گرفتن یک روز بهره اضافی از دیر کرد پرداخت سلاحهای خریداری شده به وسیله ایران توسط بانک

صادرات واردات آمریکا. مبلغ دیر کرد عبارت است از 33/11196712 دلار. سفارت پیشنهاد می کند

که اگر این بهره سرخود و غیر قانونی تعیین شده است بلافاصله لغو شود چرا که این برنامه با سر و صدای

زیادی در ایران روبرو خواهد شد.» گزارشگر ناس تیلور.

(محرمانه می 79 از سفارت آمریکا در ایران به

وزارت امور خارجه آمریکا واشنگتن D.C، شماره 5570 تهران)

حال با توجه به سیاست کلی آمریکا که نفوذ و سلطه سیاسی اقتصادی دوباره است و با در نظر گرفتن

شیوه مسالمت آمیز کمک و تأیید ظاهری برای تحمیل خود و جا باز نمودن در ارگانهای تعیین کننده و

وابسته کردن ایران به آمریکا، سیاست اقتصادی آمریکا را در خدمت این اهداف می بینیم، یعنی فروش

قطعات یدکی نفتی و نظامی فروش نفت چراغ و چراغ سبز، نشان دادن برای کمکهای بیشتر اقتصادی

همه و همه در خدمت همان سیاست اصولی است که در بالا ذکر نمودیم.

در حقیقت آمریکا می داند که در ایران انقلابی مردمی اتفاق افتاده است و جهت آن هم در نفی آمریکا

است ولی امید دارد که بتواند جهت این حرکت را به طرف خود بگرداند، با مذاکره تهدید و نشان دادن

واقعیت های سوق الجیشی و امپریالیستی می خواهد این امر را تحقق دهد، ولی در عین حال آینده برایش

نامشخص است و ایران را نمی تواند در سالهای آینده به خوبی ارزیابی نماید. لذا هر گونه حرکت اقتصادی

آمریکا در ایران یک ریسک سیاسی است. برای نفوذ و سلطه خود در حقیقت آمریکا با فروش قطعات

یدکی که آن هم با محدودیت خاصی اعمال می شود (غیر حساس و کمتر از 5 میلیون دلار) و سوق دادن به

خرید وسایل نظامی از ایتالیا دست به یک ریسک حساب شده می زند، که اگر چه موفقیتهایی برایش

حاصل نموده، ولی نمی تواند به آینده اش صددرصد مطمئن باشید. این است که با توجه به شناخت دقیقی

که از اوضاع سیاسی ایران و تیپ بندی های اجتماعی سیاسی و ایدئولوژیکی ایران دارد و با توجه به

اطلاعاتی که از وضعیت اقتصادی ایران حاصل نموده است سعی دارد با توجه به شناخت خود راه حل هایی

ارائه دهد که مورد پذیرش قرار گیرد و حتی زمینه پذیرش در انقلاب باشد. نظیر حل مسئله استخدام و