اهمیت قضیه را نشان می دهد، که این توصیه های سیاستمدارانه را ونس وزیر امور خارجه در رابطه با
شرکتهای آمریکا می نماید.
ایران با یک فشار شدید تورمی رو به روست: بیکاری 2 تا 3 میلیون از نیروهای کارآمد 20% آنها و
کاهش در GNP (درآمد سرانه ناخالص ملی) به طور واقعی 20% اما هنوز اقتصاد ایران یک مقدار فعالیت و
پیشرفت شاید به طور موقت از خود نشان می دهد. بانکها در حال کار هستند، درآمد نفت بیش 60 تا 70
میلیون دلار در روز است و شخم گندم و برنج هم ظاهرا رضایت بخش است. ولی نگرش اوضاع در دراز
مدت تشویق کننده نیست. هیچ چیز در افق اقتصادی وجود ندارد که جای خود را با سلاح نفت عوض
کند، مادامی که تولید نفت خام در سالهای 1980 به بعد به تدریج کم می شود. دولت بازرگان کماکان وارث
اقتصادی است که مبتلا به یک دوقلوی لعنتی است: یک میراث از پرستیژ برنامه هایی که در خلال قطع نفت
شروع شد و خرابکاریهای تلافی جویانه ای که به وسیله خود انقلاب به وجود آمد. امکان داشت که یک
پوشش نقره ای داشته باشد.
طراحان انقلاب یک فرصت نایابی داشتند که از عهده این تخت سنگ برآیند (اقتصاد) ولخرجیهای
گذشته را از بین ببرند و اقتصاد معقولی به وجود آورند. در حال حاضر وضعیت سیاسی با پیشرفتها
هماهنگ نیست و بیشتر از همه آینده نامطمئن است که باعث جدایی افراد ماهر برای برطرف کردن
مشکلات اقتصادی در ایران می شود.
از تحلیل (موقعیت جاری ایران) 15 اکتبر 1979 محرمانه
از تحلیل (موقعیت جاری ایران) 15 اکتبر 1979 محرمانه
«ایران بعضی از صورتحسابها را به طور محدود شروع به پرداخت کرده است و بعضی از قراردادها را
دوباره به کار گرفته است. 50 میلیون دلار برای گندم داده و پروژه پالایشگاه اصفهان در حال تمام شدن
است و همچنین AMC 20 میلیون دلار برای شروع بهره برداری از ماشینهای جیپ دریافت کرده است.
بحثها به طور ثابتی باقی است و ضمیمه مالی و درآمد ایران هم رد به تهدید است GTE و شرکت بل در حال
بحث و مذاکره با شریکهای فعال ما هستند.
توصیه
توصیه:
الف: به اتاق بازرگانی خصوصی ایران آمریکا توصیه شود که در جهت مسایل به ما کمک کند شاید
هم یک هیئت تبلیغی فعال برای این موضوع به تهران ارسال شود.
ب : به شرکتهای آمریکایی اطمینان دهیم که کمک ما به آنها فقط در رابطه با ایرانیان و موفقیت خود
ماست که شروع می شود.»
(از سفارت آمریکا در ایران به دبیر سفارت توسط پ. نیوسام به وزارت خارجه از طرف هارولد اچ
ساندرز 14 شهریور 58 از تحلیل سیاست آمریکا درباره ایران).
«در ماههای گذشته آمریکا قدمهای محدودی برای یک روابط جدید برداشته است. واگذاری قطعات
یدکی لوله های نفتی ما، آماده باشید که خرید قطعات یدکی از جانب ایران از سرگرفته شود، زیرا ایرانیها در
تحویل گرفتن خیلی کند بوده اند. فروش نفت چراغ و نفت گرم کننده، کوشش شود به وسیله اداره ایالتی
قراردادهای تجاری حل و فصل گردد، کوشش صبورانه ای برای بستن برنامه F.M.S(خریدهای ارتش)
ارایه شود در وضعی که نشانگر حمایت ایران و نقطه نظر آمریکا باشد).
(از تحلیل قوه ابتکارات سیاسی از نیوسام به وزارت خارجه آمریکا)
21 مهر اکتبر 79 محرمانه، شماره 20313
«ما آماده هر گونه برنامه جدیدی برای همکاری بیشتر هستیم... برای مثال تبادل خبری، توسعه
کشاورزی، کنترل مواد مخدر، به وجود آوردن کار و استخدام، مدیریت منابع نفتی ... که هر چیزی را که
امکان دارد ایران تقاضا کند آماده هستیم.
(نامه ای از هنری پرشت واشنگتن D.C به لینگن)
13 سپتامبر 1979 محرمانه
«موضوع: بانک صادرات و واردات بانک آمریکا در ایران
گرفتن یک روز بهره اضافی از دیر کرد پرداخت سلاحهای خریداری شده به وسیله ایران توسط بانک
صادرات واردات آمریکا. مبلغ دیر کرد عبارت است از 33/11196712 دلار. سفارت پیشنهاد می کند
که اگر این بهره سرخود و غیر قانونی تعیین شده است بلافاصله لغو شود چرا که این برنامه با سر و صدای
زیادی در ایران روبرو خواهد شد.» گزارشگر ناس تیلور.
(محرمانه می 79 از سفارت آمریکا در ایران به
وزارت امور خارجه آمریکا واشنگتن D.C، شماره 5570 تهران)
حال با توجه به سیاست کلی آمریکا که نفوذ و سلطه سیاسی اقتصادی دوباره است و با در نظر گرفتن
شیوه مسالمت آمیز کمک و تأیید ظاهری برای تحمیل خود و جا باز نمودن در ارگانهای تعیین کننده و
وابسته کردن ایران به آمریکا، سیاست اقتصادی آمریکا را در خدمت این اهداف می بینیم، یعنی فروش
قطعات یدکی نفتی و نظامی فروش نفت چراغ و چراغ سبز، نشان دادن برای کمکهای بیشتر اقتصادی
همه و همه در خدمت همان سیاست اصولی است که در بالا ذکر نمودیم.
در حقیقت آمریکا می داند که در ایران انقلابی مردمی اتفاق افتاده است و جهت آن هم در نفی آمریکا
است ولی امید دارد که بتواند جهت این حرکت را به طرف خود بگرداند، با مذاکره تهدید و نشان دادن
واقعیت های سوق الجیشی و امپریالیستی می خواهد این امر را تحقق دهد، ولی در عین حال آینده برایش
نامشخص است و ایران را نمی تواند در سالهای آینده به خوبی ارزیابی نماید. لذا هر گونه حرکت اقتصادی
آمریکا در ایران یک ریسک سیاسی است. برای نفوذ و سلطه خود در حقیقت آمریکا با فروش قطعات
یدکی که آن هم با محدودیت خاصی اعمال می شود (غیر حساس و کمتر از 5 میلیون دلار) و سوق دادن به
خرید وسایل نظامی از ایتالیا دست به یک ریسک حساب شده می زند، که اگر چه موفقیتهایی برایش
حاصل نموده، ولی نمی تواند به آینده اش صددرصد مطمئن باشید. این است که با توجه به شناخت دقیقی
که از اوضاع سیاسی ایران و تیپ بندی های اجتماعی سیاسی و ایدئولوژیکی ایران دارد و با توجه به
اطلاعاتی که از وضعیت اقتصادی ایران حاصل نموده است سعی دارد با توجه به شناخت خود راه حل هایی
ارائه دهد که مورد پذیرش قرار گیرد و حتی زمینه پذیرش در انقلاب باشد. نظیر حل مسئله استخدام و
بیکاری حل مسئله مواد مخدر و معتادین مسایل مربوط به کشاورزی قطعات یدکی و مواد اولیه صنعتی
و ... طبیعی است که اگر سیاست ایران و جهت انقلاب ایران متمایل به غرب و آمریکا گردد و آمریکا بتواند
متکی بر پایگاههای خود در ایران سلطه سیاسی خود را اعمال نماید، می تواند در سایه آن قدم به قدم در
اقتصاد ایران رابطه سلطه امپریالیستی خود را اعمال کند، که این به مراتب زیادتر و عمیقتر از وابستگی
اقتصادی است، که هم اکنون ایران به طریق اجتناب ناپذیر از ارث رژیم منحوس پهلوی دچار آن است
(مثل گندم، وسایل نظامی، وسایل صنعتی مواد اولیه صنعتی).
مقدمه کلی
بسم اللّه الرحمن الرحیم
مقدمه کلی
انقلاب پرشکوه اسلامی ایران به رهبری امام خمینی، بی گمان بزرگترین حادثه قرن و از نوادر انقلابات
تاریخ جهان است. انقلابی در حد نهضت های انبیاء الهی، با معیارها و ارزشهائی خدائی که طوفان خشمش
بساط ننگین یکی از دیکتاتورترین و خونخوارترین رژیم های جهان را در هم پیچید و دو هزار و پانصد
سال شاهنشاهی آلوده به شرک و کفر و ظلم را به زباله دان تاریخ فرستاد. هم چنین نسیم آزادیبخش،
چهره خشک و تکیده مستضعفین جهان را نوازش کرد و آنان را از خواب غفلت بیدار و روانه کارزار با
مستکبرین نمود.
چرا که آنان مرگ شیطان بزرگ و دیگر شیاطین و تعالی خود را در آینه این انقلاب دیده اند.
چنین انقلابی با این عظمت، چون صاعقه ای، قدرتهای شیطانی و در رأس آنها امپریالیسم آمریکا را
بشدت تکان داد. و به تعبیر «مناخم بگین» جانی، زلزله ای بود که امواجش اسرائیل غاصب را به لرزه
درآورد آمریکا با اطمینان دیده و می بیند که اگر این انقلاب مهار نشود، قیام ملتهای مسلمان منطقه در
عربستان، عراق، ترکیه، پاکستان و... و بالاتر قیام همه مستضعفین را و نهایتا نابودی موقعیت جهانی و
جهانخواری آمریکا را به دنبال خواهد داشت.
لذا بر آن است تا با تمام قدرت خویش، انقلاب اسلامی را نابود و یا حداقل آن را از روح ستیزنده و
رهائی بخشش تهی سازد. و بدین منظور او از شیوه هائی استفاده کرده است و می کند که در نهایت کمترین
زیان را برایش داشته باشد. آمریکا می داند که اگر حمله نظامی کند و یا یک کودتای خشن فرمایشی ترتیب
دهد، ملت ما یکپارچه برای دفاع از انقلاب و کشورش قیام خواهد کرد و در این صورت علاوه بر اینکه
آمریکا خود را در گردابی به مراتب هولناکتر از ویتنام اسیر می سازد، باعث می شود که منطقه خاورمیانه به
آشوب کشیده شود، تنگه هرمز شاهرگ حیاتی «آمریکا، غرب و ژاپن» نا امن گردد و ملتهای محروم منطقه
به قیام عمومی برخیزند که همه اینها مرگ زودرس امپریالیسم را به دنبال خواهد داشت. اسناد و مدارک و
تحلیلهای داخل لانه جاسوسی نیز صحت مدعای فوق را تأیید می کنند.
آنچه از تحلیلهای «کتاب حاضر» و سایر اسناد و مدارک لانه جاسوسی برمی آید، این است که: آمریکا
همواره در پی شیوه ای بوده است که بتواند به وسیله آن انقلاب ما را از درون دچار تضادها، برخوردها و
جدایی ها سازد و تخم بدبینی و یأس در دل ملت ما و سایر ملتهای به پا خاسته بپاشد تا نهایتا انقلاب
اسلامی متلاشی و یا حداقل از مسیر خویش منحرف گردد.
چنان که مشاهده خواهید کرد، اغلب تحلیلگران آمریکایی ایجاد «تفرقه و نفاق» در میان «نژادهای
مختلف»، «اقشار مختلف اجتماع» و میان دانش آموزان را جهت هرج و مرج و سقوط تدریجی انقلاب
پیشنهاد می کنند. و هم چنین نفوذ ایادی وابسته و یا عناصر سازشکار در ارگانهای مملکتی را مؤثر در
انحراف انقلاب می دانند.
ما در این کتاب، تحلیلهائی از تحلیلگران آمریکایی که در امور ایران صاحب نظر و اغلب آنها گروگان
ملت ایران هستند، را در معرض دید ملت مسلمان ایران قرار می دهیم تا ملت ما بداند که دشمن اصلیش در
مورد او و انقلابش و در مورد امامش چگونه می اندیشد، تا ملت رشید بداند که آمریکای جهانخوار به
اصالت انقلاب اسلامی بارها و بارها اعتراف کرده و می کند.
تا ملت بداند که شیطان بزرگ از فراگیر شدن و جهانی شدن و پیشتاز شدن انقلاب اسلامی کاملاً آگاه و
از آن در هراس است.
تا ملت بداند که آمریکا، امام را سرسخت ترین، سازش ناپذیرترین و بیدارترین دشمن خود می داند.
تا ملت شهید پرور بداند که آمریکا از اسلام و توده های مسلمان تا چه حد هراس دارد و بالاخره تا
ملت بداند که آمریکای توطئه گر همواره به توطئه و دسیسه چینی علیه انقلاب اسلامی مشغول می باشد....
باشد که با شناخت هر چه بیشتر توطئه های شیطان بزرگ، انقلاب اسلامیمان را به پیروزی نهایی برسانیم.
در اینجا ذکر مطالب و تذکراتی چند در مورد تحلیلهای موجود در این کتاب ضروری به نظر می رسد.
1 به طور کلی این تحلیلها (در بعضی موارد گزارشات)، حاوی نقطه نظرها و دیدگاههای تحلیلگران
آمریکایی، درباره انقلاب اسلامی، فرهنگ حاکم بر انقلاب، نیروهای سیاسی موجود در ایران... و هم
چنین بررسی مسایل اقتصادی کشورمان بر پایه اطلاعاتی که آنها کسب می کرده اند می باشد. و نیز در
اغلب تحلیلها، طرحها و پیشنهاداتی جهت انحراف و یا سقوط انقلاب ارائه شده است.
بدیهی است که در این تحلیلها، نارساییها و مطالبی چند خلاف واقع وجود دارد که اینها به طور کلی
معلول یکی از دو مسئله زیر و یا هر دوی آنها می تواند باشد:
* الف) این نارسائیها و مطالب خلاف واقع معلول اطلاعات ناصحیحی است که آنان از مجاری
مختلف به دست آورده اند.
* ب) معلول تفسیر و تحلیل غلط آنها از مسایل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و... کشور ما
می باشد.
* 2 در نظر داشته باشیم که این تحلیلها به وسیله کسانی نوشته شده است که اغلب از جاسوسیان سیا(
) و دشمنان انقلاب اسلامی ما می باشند و سالها در ایران و دیگر نقاط جهان جاسوسی می کرده اند.
لذا باید با دیده ای تیزبین به مطالعه این تحلیلها بپردازیم، چرا که ممکن است در آنها مطالبی خلاف واقع
باشد که از غرض و یا ناآگاهی تحلیلگر سرچشمه گرفته باشد.
و از این مطالب خلاف واقع در بعضی تحلیلها مشاهده خواهید نمود که سعی شده است تا حد ممکن در
پاورقی ها توضیح داده شود.
3 تمامی این تحلیلها و گزارشات، نهایتا به وزارت امور خارجه آمریکا در واشنگتن ارسال می شده تا
براساس اطلاعات و داده های آنها سیاستهای امپریالیستی آمریکای جنایتکار در قبال انقلاب اسلامی
ایران اتخاذ شود. لذا مطالعه دقیق اینها به ما کمک خواهد کرد تا شناخت کافی نسبت به توطئه و
دسیسه های ننگین شیطان بزرگ داشته باشیم. همچنین قابل ذکر است که تحلیلهای داخل لانه جاسوسی،
اساس نقشه های شوم آمریکای جنایتکار برای نابودی یا انحراف انقلاب اسلامی در مدت زمانی است که
از تسخیر لانه جاسوسی می گذرد. واضح تر بگوییم اگر لانه جاسوسی به دست فرزندان این ملت تسخیر
نمی شد امپریالیسم آمریکا با استفاده از مطالب و اطلاعات این تحلیلها به توطئه های خطرناک و حساب
شده ای علیه انقلاب اسلامی و ملت رشید ایران دست می زد و چه بسا تا کنون توانسته بود ضربات مهلکی
بر پیکر انقلاب اسلامی و ملت مسلمان وارد آورد.
4 در مطالعه تحلیلها توجه به تاریخ نوشته شدن و تحلیل مفید بوده و در ضمن پاورقی ها و تأکیدها از
طرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام می باشد.
امیدواریم که با آگاهی از ماهیت امپریالیسم جهانخوار و توطئه های ننگینش، مبارزه با آمریکا را تا
فتح نهایی که رهائی تمامی مستضعفین و نابودی همه مستکبرین است، ادامه دهیم. و این امید بعیدی
نیست، چرا که اکنون به فرمان «امام» دریای بیکران انسانها به پا خاسته اند تا کاخ جباران جهانخوار را
ویران و بر ویرانه ها دنیائی نو، لبریز از رهائی و تعالی بنا کنند.
آری آمریکا چه بخواهد و چه نخواهد آتش فروزان انقلاب اسلامی روشنگر طریق جهاد مستضعفین
و سوزنده بساط مستکبرین بود. و بر حیات ننگین ام الفساد قرن و سایر تجاوزگران جهان خوار مهر پایان
خواهد زد.انشاءاللّه
پیروز باد انقلاب پرشکوه اسلامی ایران. به رهبری امام خمینی هرچه گسترده تر باد قیام دلاورانه
مستضعفین علیه مستکبرین ننگ و نفرت بر جهانخواران خون آشام به سرکردگی آمریکای جنایتکار
نابود باد توطئه های ننگین امپریالیسم علیه انقلاب اسلامی ایران.
معرفی سند 4 اکتبر 1979
بنام خدا «معرفی سند» 4 اکتبر 1979
این سند حاوی مطالبی در رابطه با کارهائی است که به نظر تحلیل گر باید برای افزایش منافع آمریکا
در ایران، در آینده صورت پذیرد و بدین سبب از دو جنبه مفید است. اول آنکه می تواند نشان دهنده
برداشتهای آمریکا از ارگان های مختلف در ایران و به خصوص شیوه برخورد آمریکا با آنها باشد و دوم
آنکه می تواند به عنوان الگویی در برخوردهای آتی با سیاستهای آمریکا به کار گرفته شود.
وضوح و روشنی عوامل مؤثر در انقلاب از قبیل نقش رهبریت امام، نقش توده های مردم و برخی
زمینه های انقلاب از قبیل تبعیض ها و برتری، پایمال کردن فرهنگ مردم، غربی شدن آداب در مردم آن
چنان بوده است که تحلیل گر علیرغم میل باطنی خود مجبور به اعتراف به آنان شده است اما این اعتراف
سبب تن دادن یانکی ها به این واقعیت نبوده است بلکه سیستم سودپرستی آنان به گونه ای بوده است (و
می باشد) که جهت افزودن بر منافع غیر مشروع خود از هیچ کوششی دریغ نمی کنند و نکته جالب توجه در
این زمینه را می توان در این جمله از سند ذکر کرد که:
«ایران هنوز راه زیادی را می باید بپیماید تا با برنامه های (USICA) دفتر همکاریهای بین المللی
آمریکا منطبق گردد» و این یعنی که برنامه فرهنگ زدایی دفتر همکاریهای بین المللی ثابت است و
کوچکترین تغییری نخواهد یافت و ایران را باید به گونه ای ساخت که خود را با آن منطبق کند و این نکات
است که باید ما را به سوی جایگزینی هر چه سریع تر فرهنگ انقلابی اسلام به جای فرهنگ منحط غربی
رهنمون شود تا دیگر بار زمینه های رشد آنان فراهم نگردد زیرا آمریکا حتی اگر از روابط دیپلماتیک خود
با ایران نیز چشم پوشی کند به معنی سکوت و یا عدم مداخله اش در امور ایران نمی باشد و فقط بدین معنی
است که شیوه های دخالت پیچیده تر و گنگ تر خواهد شد.
سند در تحلیل خود از ساخت قدرت در ایران از فرماندهان پاسداران به عنوان دزدان دریایی یاد
می کند و پر واضح است که هر که بر راه منافع آمریکا در ایران و دیگر کشورهای زیر سلطه اش مانع ایجاد
کند از آنجا که این منافع تعلق به رژیم آمریکا دارد!! دزد دریایی است!
لحن سند در برخورد با حاشیه نشینان انقلاب (که به راستی هم از نظر عدم دخالت در انقلاب حاشیه
نشین بوده اند!) یعنی کسانی که تا وقتی اسلامی ها از حمایت توده برخوردارند قدرت و جرأت دم زدن
ندارند، به گونه ای است که گویی تحلیل گر از این ماجرا رنج می برد و این نشان دهنده اهمیت عملکرد این
نیروها برای آمریکا است و این نکته در قسمت بعدی نیز به فرمی واضح تر بیان می شود که: «مخالفین
خاموش بر روی عدم توانائی ملاها در اداره یک جامعه در دنیای قرن بیستم حساب می کنند» و این
مخالفین خاموش کسانی هستند از قبیل: فرماندهان در ارتش سنتی، مدیران غرب زده و تکنسین ها،
سیاستمداران دمکرات و لیبرال، رمانتیک های شبه نظامی و بالاخره کمونیست ها.
و این نکته ای اساسی است که در سند با صراحت تمام ذکر شده است و اینجاست که مسئولیت
روحانیت سنگین تر و سخت تر از همیشه جلوه گر می شود. نیروهای خاموش مترصد فرصتی هستند تا از
نقاط ضعف آنان استفاده کرده و راه را برای نفوذ خویش باز نمایند. اگر روحانیت به خود نیاید و نقاط
ضعف خویش را بر طرف نسازد. اگر روحانیت با اقشار مؤمن و متعهد انقلاب و به ویژه جوانان انقلابی
اتحاد اصولی برقرار نسازد، اگر روحانیت درصدد تصفیه عناصر ناشایسته در درون صف خود نپردازد، اگر
روحانیت با دقت و ظرافت در کارها عمل نکند، اگر روحانیت به مبارزه قاطع و بی امان توده های
مستضعف بر علیه جهان خواران به گونه ای انقلابی شکل ندهد، اگر روحانیت پشتیبانی توده ای را در اثر
اعمال سیاست های غیر انقلابی از دست بدهد، اگر... آنوقت است که زمینه برای رشد نیروهای
حاشیه نشین و خاموش آماده گشته و انقلاب اسلامی خلق دلاور ایران از راستای توحیدی خویش
منحرف گشته و خون هزاران شهید گلگون کفن انقلاب با دست فرصت طلبان و منفعت طلبان پایمال
خواهد شد. اوج برنامه ریزی تحلیل گر در جهت نابود کردن انقلاب اسلامی ایران در قسمت بعدی سند
ظاهر می شود. طرحهای پیش بینی شده در دو سناریو خلاصه شده است.
1 تحریک نیروهای تمرکز یافته از طریق تشدید نارضایتی های منطقه ای و قومی ایران در جهت ضربه
وارد کردن بر اقتصاد سنتی ایران و به خصوص تعطیل مناطق نفتی در صورتی که با آنها به اندازه کافی به
طرز غلطی رو به رو شدند. و نکته اصلی همینجاست.
شک نیست که دشمنان انقلاب هیچگاه از پای نخواهند نشست و درصد تشدید تضادهای قومی و
نژادی و غیره بر خواهند آمد، شک نیست که آنها که منافعشان در اثر انقلاب به خطر افتاده (مثلاً
سرمایه دارها، بورس بازها، دلالها، وارد انجمنهای عمده قاچاقچیان گردن کلفت و زمین دارها)، دست از
توطئه و تحریک بر نخواهند داشت، شک نیست که انتظار همگامی فرصت طلبان با انقلاب را نمی توان
داشت اما اینجا هیچیک نمی توانند به انقلاب ضربه زنند چرا که پایگاه مردمی ندارند و آنچه که به انقلاب
ضربه می زند برخورد غلط و ناصحیح با این اقشار است که ممکن است به جدایی رهبران مذهبی و توده ها
بینجامد و تنها دقت در شیوه ای برخورد است که می تواند موجب شکست این سناریو گردد.
2 نفاق در مدارس بین محصلین،معلمین که ممکن است به تعطیل های دراز مدت و یا خشونت های
افراطی منجر شود.
رمز پیروزی انقلاب اسلامی ایران که همانا ایمان و وحدت کلمه می باشد در این اسناد به خوبی
آشکار می گردد. تنها از طریق برقراری وحدت بین اقشار ملت است که می توان پوزه جهانخواران را بر
زمین بمالند و بس و آنها که به راستی خواهان مبارزه با امپریالیسم و مظاهر آن هستند اگر با تکیه بر روی
دگم های ذهنی خود و تلقین آن به دیگران بخواهند پیش روند که در نهایت به تفرقه بین طبقات مردم گردد
در دامی بزرگ فرو افتاده اند دامی که امپریالیسم، این شیطان بزرگ زمانه، پیش پایشان گسترده است.
سند برای موقعیت طرحهای دفتر همکاریهای بین المللی در مراجعه با روحانیون، سیاستمداران
لیبرال، رهبران ارتش، مدیران غربزده، رهبران قومی و منطقه ای، محصلین و معلمین و بالاخره چپ های
افراطی را هی را پیشنهاد می کند که جلب کننده احساسات توده مردم باشد چرا که انقلاب انقلاب مردم
است و هیچیک از این گروهها قادر به انجام کاری در برابر این توده های میلیونی نمی باشند.
مردمی که حتی حاضر به پذیرش منافع پایاپای آمریکا نیز نیستند و آنها که به گفته تحلیل گران آمریکا
را دشمن اسلام و انقلاب تلقی می کنند، مردمی که به طرد هنر آمریکایی نیز پرداخته اند و آن را ضد اسلامی
و فاسد می دانند و ایکاش آنان که به عنوان نمایندگان مردم در برخورد با این قبیل تشکیلات قرار می گیرند
نیز این گونه بودند. اما گویا دفتر همکاریهای بین المللی در زمینه خویش شانس هایی هم داشته است که در
ادامه سند آمده است از قبیل: شام خوردن با بعضی مقامات، تماس گرفتن با فرماندار شیراز جهت
بازگشایی انجمن در ایران و آمریکا، درخواست معاون نخست وزیر (امیر انتظام) برای کتابهائی در مورد
ایالات و حکومت ها که در جهت همکاریها می خواستند و بالاخره بازگشایی مجدد انجمن ایران و آمریکا