توده ها در دهات و شهرها جذب می کنند که پشتیبانی متعصبانه آنها بزرگترین منبع قدرت خمینی و
آیت اللّه ها می باشد.
ساخت نفوذ آهسته: در جامعه ای که دوران یک انقلاب را پشت سر گذاشته و هنوز هیچ فرم ثابت و
مشخصی به خود نگرفته و همچنین شامل حاشیه نشینان انقلاب می باشد که این حاشیه نشین هیچ کدام
انتظار نمی رود تا وقتی که این اسلامی ها از حمایت توده ها برخوردار هستند بتوانند حرکتی در جهت در
دست گرفتن قدرت بکنند. یک تحلیل خوب از ساخت تأثیری عبارت است از مخالفین خاموش که روی
عدم توانائی ملاها در اداره یک جامعه در دنیای قرن بیستم حساب می کنند که بتدریج شانس در دست
گرفتن قدرت را به آنان بدهد یا حداقل بتواند به صورت وزنه ای برای تصمیم گیری ها اثر بگذارد چون آنها
مهارت اینکه از پس مسایل اقتصادی یا فشارهای امنیتی بربیایند را دارند. جزو این گروه من فرماندهان را
در ارتش سنتی، مدیران غرب زده و تکنسین ها، سیاستمداران دمکرات و لیبرال، رمانتیک های شبه نظامی
و بالاخره چپی ها سرسخت از جمله کمونیست ها را جای می دهم. هیچ کدام از این گروهها نمی توانند
آشکارا (بدون ریسک نابودی در زیر دست های اسلامی ها که هم اکنون از حمایت بی دریغ توده ها
برخوردار هستند) برای به دست گرفتن قدرت حرکت کنند. سنت گرایان اسلامی با وجود این ضربه پذیر
هستند. من حداقل دو سناریو و برنامه را که می توانند منجر به هرج و مرج و سقوط تدریجی بینجامد را در
نظر دارم. یکی نیروهای تمرکز یافته که توسط نارضایتی های منطقه ای و قومی تحریک شده باشد و اگر با
اینها به اندازه کافی به طرز غلطی رو به رو شوند، ممکن است باعث تعطیل شدن و بسته شدن مناطق نفتی
گردند یا اقتصاد سنتی را از هم بپاشند یا جوری ملی گرائی را خراب کند که توده ها با رهبران مذهبی بی
عرضه خود مخالف شوند. نفاق در مدارس بین محصلین و بین کادرهای مدارس و هر دو می تواند باعث
بسته شدن مدارس برای مدت طولانی بشود و در نتیجه باعث نارضایتی عمومی گردد یا تبدیل به
خشونت های افراطی بشود و دوره های چهل روزه عزاداری را که نقش بزرگی در سقوط شاه داشت را از
سر شروع کنند (ایرانی ها یک علاقه شدید و غیر طبیعی برای عزاداری دارند و هم چنین مانند بقیه جهان
سوم در برابر خواسته های جوانانشان تسلیم هستند).
حضار مخالف که باید هدف قرار گیرند: اگر در تئوری و تحلیل قبل تصور صحیح و دقیقی از شکل نفوذ
در ایران پس از انقلاب باشد دفتر همکاریهای بین المللی آمریکا با افراد زیر مواجه است: روحانیون،
سیاستمداران غیر روحانی که اداره حکومت را به عهده دارند و تشکیلات شبه حکومتی را اداره می کنند.
رهبران گروههای شبه نظامی، رهبران ارتش، مدیران و تکنسین های غرب زده، سیاستمداران لیبرال،
رهبران چپی تندرو، رهبران قومی و منطقه ای، محصلین و معلمان، وسایل ارتباط جمعی که روی همه این
گروهها اثر می گذارند و بالاخره توده ها. بعلاوه توده ها ممکن است کج اندیشی ای در میان شنونده های
مبتدی ظاهر کنند ولی من معتقدم که در مورد ایران بعد از انقلاب گروهها بدین حد ضعیف می باشند قدرت
واقعی منوط به اعتماد و جلب احساسات توده مردم می باشد. هم اکنون هیچ گونه تشکیلات و گروهی که
بتوانند اعتماد و احساسات برانگیخته شده مردم را هر چقدر هم غیر واقعی باشد جلب کند وجود ندارد.
عدم دسترسی به افراد مخالف (افرادی که باید هدف قرار گیرند): به خاطر اینکه آمریکا خصوصا و
غرب عموما برای بیشتر مسایل که ایران را به ستوه آورده بودند مورد سرزنش قرار می گیرند و به عنوان
دشمن هر دو، هم اسلام سنتی و هم انقلاب، شناخته شده اند (USICA) دفتر همکاریهای فرهنگی
بین المللی آمریکا دست یابی خوبی به خیلی از مردم متنفذ ذکر شده در بالا را ندارد. و بجز با ریسک
برانگیختن عداوت و خصومت عملی ایرانی ها نمی توانیم ابتکارهائی به خرج داده و پیشقدم شویم. خیلی
از عواملی را که معمولاً (USICA) دفتر همکاریهای فرهنگی بین المللی آمریکا با عنوان کردن مسئله و
منافع دو طرف و استفاده های پایاپای در مورد مردم مورد نظر استفاده می کنند در ایران بعد از انقلاب غیر
عملی هستند.
در اینجا تعداد کمی ایرانی طرفدار آمریکا هستند: هنر و انتشارات غربی معمولاً به عنوان ضداسلامی
و فاسد نامبرده می شوند و برنامه های تبادلاتی ما نسبت به احتیاجات و توجه بیشتر مردم مورد نظر ما
تطبیق داده نشده اند. مقامات برنامه ریز با عادت به معامله با ملاها و پاسداران و کردها و خرابکاران مناطق
نفتی را ندارند.
پیروزیها و پیشرفتهای (USICA) دفتر همکاریهای فرهنگی بین المللی آمریکا: این لیست موانع نباید
باعث این برداشت نمود که (USICA) ناامیدانه از پا افتاده است ما نه افسرده و نا امید شده ایم و نه کمر ما خم
شده. برعکس موقعیتهای بیشتری برای عمل ظهور می کند و ما با منابع تحلیل رفته مان از پس این
موقعیت ها به آسانی برنمی آییم و فقط روی قسمتی از آنها عمل می کنیم. در هفته های اخیر دستیابی های
ما عبارت بودند از:
گزارشات عینی و علمی را در شبکه تلویزیون ملی جای دادیم.
به حساب بانکی انجمن ایران و آمریکا در شیراز دسترسی پیدا کردیم و از فرماندار شیراز برای باز پس
گرفتن ساختمان ایران و آمریکا در شیراز کمک گرفتیم.
کادر انجمن ایران و آمریکا را دوباره متشکل کردیم و برنامه هایمان فقط شروع تدریس انگلیسی
است.
با درخواست وزارت امور خارجه برای اطلاعات در مورد روابط کوبا با دیگر کشورهای آمریکای
لاتین پاسخ دادیم. این مطلب قسمتی از تلاش وزارت امور خارجه برای آماده شدن در کنفرانس
کشورهای غیرمتعهد در هاوانا بود.
کپی هایی از قانون اساسی آمریکا به فارسی و انگلیسی و در پاسخ به درخواست آن از طرف دفتر
مجلس خبرگان که مسئولیت جمع آوری اسناد قابل استفاده برای مجلس را که هم اکنون دست اندرکار
تهیه قانون اساسی برای ایران می باشد تهیه شد.
در چندین نوبت خبرهایی در رابطه با عمل کنسولگری که اخیرا دوباره باز شده به روزنامه های مهم
داده شد. امضاها و علاماتی برای عمل کنسولها اختراع کردیم که به کم شدن بی نظمی ها کمک کرد.
شایعات و سوءتفاهمات را توسط مصاحبه های طولانی یا ناشرین که داستانهای کمک کننده ای در این
رابطه نوشته خواباندیم. یک سیستم بلندگویی در خارج کنسولگری برای ارتباط مستقیم با جمعیت کار
گذاشتیم.
برنامه ای را برای بازگشایی دوباره انجمن ایران و آمریکا در تهران برای هفته های اخیر تدارک دیدم.
یک سری فیلم، یک کنسرت، نمایشگاههای نقاشی و یک گردهم آیی شبانه برای اعضاء انجمن ایران و
آمریکای اصفهان و نیز برنامه مشابهی را تدارک می بیند. و یک برنامه شام را در خانه مسئول روابط
عمومی مان تهیه دیدیم که در آن توسط تلویزیون ویدئو فیلمی به مهمانان نشان دادیم که تلویزیونهای
آمریکا چگونه انقلاب ایران را گزارش کرده اند. مهمانان عبارت بودند از اعضای برجسته روزنامه ها و
مقامات وزارت امور خارجه، یک نویسنده، یک نقاش و یک عضو کادر انجمن ایران و آمریکا در تهران که
همچنین یک استاد حقوق شناخته شده دانشگاه تهران نیز می باشد.
به تدارک مهمانی های شام در منزل کاردار کمک کردیم که در آن مهمانی های فیلم های آمریکایی
نشان می دادند و در یک مورد یک پیانیست آمریکایی پیانو زد. مهمان ها شامل مقامات بالای دولتی و
دکترها و وکلا و استادان دانشگاه می شوند.
کتابهایی در مورد ایالات و حکومتهای محلی به معاون نخست وزیر در مورد خواستش برای همکاری
دادیم.
با وزیر، سخنگوی وزارت ارشاد در مورد اخراج های اخیر خبرنگارهای آمریکایی صحبت کردیم
علاوه بر نکات بالا دوره های زبان انگلیسی در انجمن ایران و آمریکا در تهران، اصفهان هزاران ایرانی را
شامل می گردد و تعداد اشخاصی که نام نویسی کرده اند ممکن است در ترم دوم به حد قبل از انقلاب برسد.
محفوظاتی درباره رژیم: مطمئنا در مورد ایران بعد از انقلاب مطالب مشوش کننده بسیاری از نظر
آمریکا وجود دارد از جمله: زیر پا گذاشتن های حقوق بشر از جمله اعدام ها، اخراج خبرنگاران
آمریکایی، تعطیل کردن، خیلی از روزنامه های علمی، بدرفتاری با اقلیت ها مانند کردها و بهایی ها، اسم
بردن های مکرر از آمریکا به عنوان امپریالیست و حامی صهیونیسم، سیاستهای خارجی خصمانه و
مخالفت با منافع آمریکا به عنوان مزید بر علت باید بگوییم که ما قادر نیستیم که با خیلی از ایرانیها درباره
این موضوعات وارد بحث عمیق شویم. قابل ذکر است که برای منافع دراز مدت آمریکا بهتر است که ما
روابطمان را با ایران برای احتراز از حاد شدن سیاست ها و اعمالی که مخالف آرمانها و منافع، باشد محدود
کنیم.
پیشنهادات: من معتقدم که اگر ما عقیده مان را راجع به تجاوزاتی که در مورد حقوق بشر در ایران
می شود ابراز کنیم در درازمدت به نفع آمریکا خواهد بود. ما می بایست موضع مستحکمی نسبت به آن
دسته از رهبران ایرانی که ما را امپریالیست و پادوی صهیونیست می خوانند یا ما را متهم به دخالت در امور
داخلی ایران می کنند بگیریم. بالاخره ما مصرا می باید مخالفت خود را با اخراج خبرنگاران آمریکایی
ابراز داریم. از طرف دیگر من متقاعد شده ام که ایران امروز آنقدر سست و متزلزل است که هر اقدام
شتابزده یا هر بیانیه ایران را همانند بچه ای نشان می دهد، بنابراین از برخورد مستقیم می بایست احتراز
کرده و با هر حادثه یا بیانیه ای به صورت مخصوص و محدودی عکس العمل نشان دهیم متشابها ما
می بایست باهر موضوع و هر موقعیتی برای بحث و صحبت در حد شایستگی خود و موضوع بدون ربط
دادنش با مسایل دیگر برخورد کنیم. من متوجه این هستم که چنین موضعی از جانب ما نقشه ریزی و
مدیریت منابع را مشکل می سازد ولی این اطمینان را داریم که با چنین زمینه ای در دراز مدت به نفع ما تمام
خواهد شد. بنابراین من به (USICA) ایران پیشنهاد می کنم که اولویت خاصی به تجهیز وسایل، کارمند،
بصیرت، ساخت، تشکیلات و برنامه هایی بدهد که به ما این انعطاف و منابع را بدهید که از موقعیت ها
حداکثر استفاده را بکنیم. (انقلاب و پیامدهایش تمام قدرت فیزیکی ما را از بین برد، کارمندان ما را متفرق
کرد و تشکیلات قدیمی ما را و برنامه هایمان را خنثی و منسوخ نمود) به طور دقیقتر من با مسایل
پیشنهادی در مقاله msmcfee با عنوان ارتباطات با مشکلات محیط زیست و چشم اندازها و دورنما و
عقاید. به طور کلی موافقم و پس آیینه های پیشنهادی دفتر همکاریهای بین المللی آمریکا را برای ساندرز
معاون امنیتی و شورای امنیت ملی را قبول دارم.
من علی الخصوص با نقشه طولانی کردن برنامه فارسی رادیو صدای آمریکا و موفقیت اخیرمان در جا
دادن فیلم های آژانسی در تلویزیون ملی نظر مثبتی دارم. چون همان طور که قبلاً گفتم در این ارتباط توده
مردم از اولویت خاصی برخوردارند، بعلاوه من راضی شده ام که ما می بایست این کوشش را بکنیم و
ریسک آن را متحمل شویم که با روحانیون و چپی ها وارد مذاکره شویم.
من فکر می کنیم که ما وسایل کاملی برای تماس مؤثر با این 2 گروه را نداریم و آن نوع آمریکایی ها
(مثل جسی جکسون و اندی یانگ) که مورد قبول بیشتر آنها می باشند. از جانب دستگاه ما یک نماینده
نتوانند باشند. اما ملاها یا چپی ها به نظر می رسد که برای مدت طولانی حکمفرما باشند. اگر اثر آن از نظر
ما مهم باشد منافع خودی به ما می فهماند که مقدار زیادی ناراضی را تحمل کنیم و یاد بگیریم که به طور
مؤثری با ملاهای مجاهد، پاسداران و فداییان خلق تماس برقرار کنیم. البته با احتیاط برای احتراز از
شناخته شدن با آنها یا هر حزب و گروه دیگری برای آن موضوع.
با گرمترین سلامهاJahn Graves
کارمند روابط عمومی
مقدمه
برداشت هر انقلابی دقیقا به دیدگاه و نگرش به آن انقلاب وابسته است.
در دیدگاه اسلامی با وراثت مستضعفین، ملاک و معیار سنجش اصالت یک انقلاب در رضایت
محرومان و ( طبعا نارضایتی و مخالفت اقشار مرفه) می باشد واز دیدگاه مستکبرین (منجمله گزارشگر
آمریکایی) هدف رضایت اشراف و مفسدین تبهکار است به طوری که می بینیم برای تحقیق در کم و کیف
انقلاب، به سراغ اقشار مرفه جامه رفته و برای منافع این گروهها دل سوزانده است و افراد ناراضی را در
بین اطباء، مهندسین، تجار، وکلاء و... جستجو می کند.
و با توجه به یاوه های آنها اظهار می کند که تبریزیها هنوز تأثیر منافع یا مضرات سرنگونی شاه و
برنامه های حکومت جدید را هضم نکرده اند آیا ماهیت رؤسای مخالفت های افراطی و چپ نمایانه
اشراف و انقلابیون دو آتشه و دو روزه (بعد از پیروزی انقلاب) که با حرفهای پوچ خود به جنگ نور خدا
(پیروزی خون بر شمشیر) آمده اند آشکار نمی شود.
بخود آییم! این انقلاب شکوهمند به این دلیل اصیل است که هنوز از پشتیبانی توده های محروم و
میلیونی برخوردار است و اشراف چپ نمایانه مخالف و در کمین آن!
از: سفارت آمریکا تهران
به: وزارت امور خارجه واشنگتن DC
گزارشگر: کندی مت تامست
طبقه بندی: محرمانه
تبریز پس از 5 سال تأثیر انقلابی ایران
موضوع: تبریز پس از 5 سال تأثیر انقلابی ایران
1 (C تمام متن)
2 خلاصه: در سفر بین روزهای 17 تا 21 اکتبر به تبریز مأمور عمومی TDY فرصت تجدید دوستی های
سابق را یافته و عکس العملهایی را حتی بر علیه انقلاب یادآوری کرده است. ایشان در سال 72 تا 74 در
تبریز خدمت کرده و مقامهای خود را در سال 75 تا 77 طی ملاقاتهایی شخصی حفظ کرده و در سال 77
در حین اقامت در آنکارا.
تبریز عملاً تغییرات بزرگی کرده است بزرگترین ییلاق ایران بوده که شهر شده. انقلاب آرزوهای
اقتصادی توسط مردم را برآورده نکرده است و باعث امیدواری طبقه متوسط نشده است. توجه به حفاظت
شخصی زیاد شده و ترس از نیروهای اسلامی و کمیته برقرار است. از نقطه نظر روانشناسی از بین رفتن
ساواک و به دست آمدن آزادی بیان و خواسته ها باعث به وجود آمدن آزادطلبی های بیشتر برای مراقبت
از زیاده رویهای انقلابی شده است.
3 شاهراه بازرگان تبریز تهران از جاده های شلوغ ایران است در سال 77 حدود 600 تا 800 کامیون
حمل و نقل TIIZ روزانه مشغول حمل از طریق ترکیه ایران به تهران بوده اند. محاسبه رانندگان اولیه
بلغاری ترک رومانی اخیرا برای حمل و نقل به 200 تقلیل یافته است و هنوز هم صدای کامیونهای
داخلی حامل فولاد، پنبه، حبوبات، سیمان و غیره در جاده ها بگوش می رسد.
کارخانه سیمان آبیک نزدیک قزوین با صف انتظار 150 کامیونی در سال 74، در حال حاضر به یک
صف 50 و حتی کمتر کامیون تبدیل شده است.
4 تبریز از صورت یک روستای بزرگ رشد کرده و به شهری تبدیل شده است. ساختمانهای بیش از 4
طبقه نداشت (1974) که در حال حاضر ساختمانهای 12 تا 16 طبقه ساخته شده است. خیابان اصلی
شهر در اثر ترافیک با خیابانهای کمربندی و دیگر جاده های اصلی رقابت می کند.
طرحهای بزرگ ساختمانی در تبریز همانند تهران راکد است و طرحهای کوچک بیش از صدها است.
به خصوص در حاشیه جاده های کمربندی هرکسی با اجیر کردن 3 تا 5 نفر مشغول خانه سازی یا مغازه
است. در حالی که تولید تراکتور، موتورهای دیزلی، بال بلبرینگ و ابزار ماشین بحد 50% سقوط کرده
(سال 71) کسی اعدام نشده است و نرخهای دستمزد بالا رفته است.
5 یکی از علل تلقی روستائی تبریز بیهوده گردی صدها نفر مردم بی هدف در خیابانهای شهر است که از
سال 74 زیاد شده و در جریان انقلاب بی اندازه بوده است. صدها نفر مشغول به کسب درآمدهای کم از
راه فروش به علت عدم استخدام یا در جریان آن هستند. این افراد بی هدف به هزارها بالغ می شوند.
یک بازرگان دوست که اخیرا از بازار به وسط شهر نقل مکان کرده می گفت تراژدی اقتصادی دوران
پهلوی باعث سرگردانی روستاییان که جذب شهرها به علت دستمزدهای بالای ساختمانی شده اند
می باشد. بر اثر انقلاب دهقانان آموزش ندیده و بیکار، فاقد ملک، به راحتی گرایش به سوی آشوب طلبان
کمونیست پیدا و جای رهبران مذهبی را گرفته است.
6 مباحثات با دوستان تاجر اطلاع از توجه به پایین رفتن لحظه ای وضع اقتصادی است. خریدهای
اعتباری مصرف کنندگان تحمل پذیر نیست که قبل از انقلاب از سه طریق جریان داشت. بانک، بازار و
بازرگان اینک بکلی معاملات اعتباری قطع شده و نقدا عمل می شود. به طوری که یک دوست وکیل
می گفت: تمام قراردادها لازم الاجرا نبوده و دادگاهی، قاضی، وکیل بجز (حاکم شرع) وجود ندارند. که
مردم بایستی اختیار زندگی و محکومیت زندان را به حاکم شرع بدهند. هیچ تاجر یا وکیلی راضی به
بستن قرارداد در دادگاه شرع نیست و لذا همه نقد معامله می کنند. وکیلی می گفت مبلغ 300 هزار دلار
دستمزد مقروض دارد و به امید حکم حاکم شرع به انتظار نشسته است.
7 اکثر دوستان مأمور سفارت از طبقه متوسط در تبریز بودند: دکتر، وکیل، استاد دانشگاه، مدیر کارگاه،
بازرگان، مهندس و دفتر دار که هنوز اکثرا در تبریز هستند ولی جستجوی دوستان دکتر نشان داد که اکثر
مغزهای متفکر فرار کردند (4 تا 5 هزار از 13 هزار دکتر تا اواخر 78 ایران را ترک کرده اند).
دوستان طبقه متوسط اغلب در مورد مسایل ایران بحث می کنند، آنها به شخصه نسبت به عملیات
خمینی اتهام ارتجاعی، تعصب طلبی شدید می زدند و به هر طریق در امیدهای طبقه متوسط تهران سهیم
بودند که شریعتمداری می تواند تعادل و بهبودی تعصب گرائی را که به طور وضوح در خمینی منتظری
هست تعدیل کند، با توجه به بالا رفتن محبوبیت شریعت مداری اشاره کرده اند که حقیقت قابل ملاحظه این
است که تصاویر S-MS (شریعتمداری) در تبریز بزرگتر و بیشتر به نمایش آشکاری گذاشته می شوند (از
تصاویر خمینی) و نسبت را 10 به یک شمردند.
8 طرح گفتگوها با دوستان طبقه متوسط غالبا بر محور سه سؤال دور می زند:
الف در ایران چه اتفاق خواهد افتاد؟
ب آیا بمانیم یا برویم؟
ج چه تغییراتی در درگیری آمریکا با به قدرت رساندن خمینی به وجود آمده و حمایت کردن از او در
حالی که محبوبیت خود را از دست می دهد بایستی رخ دهد.
بحثهای جداگانه قابل ملاحظه درباره قدرت (مثلث آمریکایی یزدی، قطب زاده و چمران) وجود دارد
که آنها حکمران حقیقی ایران به نظر می رسند، روحانیت هر سه در حد بلوغ پذیرفته شده است و ضد
آمریکایی بودن یک تاکتیک لازم برای مهار کردن قدرت در ایران انقلابی شده است.
9 وقتی استادان دانشگاه برای من تشریح کردند که تصفیه های دمدمی بدون اساسی با برچسب طاغوتی،
ساواکی از دانشکده ها در جریان است، دوستان احساس امنیت بیشتر اخیرا نسبت به دو ماه پیش
احساس می کنند. در حالی که اغلب دوستان یا اقوامی در زندان دارند. عده کمی سابقه از اعدامها دارند.
حوادث برای دوستان با شوخی های ترسناکی از قبیل (در زدن کمیته در نیمه شب) و (جستجوی کمیته
برای مشروب) باعث آتش زدن مخفیانه مجله PLAYBOYهمراه است.
تبریزیها افسوس کمی ترس در مورد دخالت روسها در زمان انقلاب داشتند که حاضر بودند در
صورت لزوم به ترکیه بگریزند به خصوص در میان افراد با سن بیش از 40 سال خاطره پیشه وری هنوز
قوی است همان طوری که برخی از دوستان می گفتند. تمام موضوع برای اخراج 45 هزار آمریکایی این
بود که احتیاجی به آنان نبود در حالی که روسها به این آسانی خارج نمی شوند.
10 تبریزیها هنوز تأثیر منافع یا مضرات سرنگونی شاه و برنامه های حکومت جدید را هضم نکرده اند.
مأمور سفارت درک تجربه مخاطره آمیزی را کرد وقتی دوستان سؤال مشورتی کردند دایر بر اینک ایران
را ترک کنند و یا بمانند، به دولت ملحق شوند یا منزوی گردند هنوز برای همه شکستهای انقلاب یک نفع
آشکار وجود دارد و بجز این حقیقت که کسی جرأت نمی کند در معرض عمومی (یا حتی خیلی بلند در
محل خصوصی) حمایت از رژیم گذشته شاه بکند هر چند برای آزادی بیان حدود بسیار باور نکردنی
وجود دارد دوستان جرأت کردند در تلفن بگویند (... بر خمینی) و صریح درباره سیاست در اجتماعات
بزرگ صحبت کنند، در زمانی که اکثر انتقادات از روش آمریکا در ایران شکل می گیرد بدگوئیها و
توطئه ها در حقیقت، جابجا کردن ساواک در حال حاضر تحقیقا منافع سالمی را در دو جهت سیاست
داخلی و خارجی تجدید حیات می دهد.
نظر مترجم: به نظر می رسد از روی قرائن دوستان مأمور سفارت (بند 7) آقایان نزیه و مراغه ای و امثال
ایشان باشند.LAINGEN
نکات مطرح شده در سمینار
موضوع: نکات مطرح شده در سمینار
1-انقلاب
1 انقلابتاریخ: 3 یا 4/5/58 july
عوامل انقلاب، عبارت بودند از
عوامل انقلاب، عبارت بودند از:
1 فساد و تباهی و انحراف
فساد شاه
انحراف خانواده اش (شامل بنیاد پهلوی) (مترجم: شاید مقصود خاندان پهلوی است.)
انحراف (تباهی) وزیرهای شاه
انحراف دوستان شاه
انحراف در سازمانهای نظامی
2 تحولات بزرگ اقتصادی اجتماعی
بحران اقتصادی یک میلیارد دلاری
ارتش بزرگ مدرن، از تیرکمان تا وسایل مدرن
چهار برابر شدن قیمت نفت
فقدان اداره کننده (مدیر) تربیت شده تکنسین های ماهر
لطمه فرهنگی
اصلاح نکردن کشاورزی
همدستی و تشریک مساعی در ناحیه با آمریکا
3 دور بودن شاه از اوضاع و لذا، درک نکردن وضع مردم و اشتباه گرفتن سکوت با ثبات اوضاع
انقلاب در طبیعت خود یک انقلاب سیاسی است، نه اجتماعی، با توجه به اینکه فقط،3|1 از جمعیت ایران
در خانه فارسی صحبت می کند (یعنی از نظر اجتماعی، مردم با هم فرق می کنند و از هم دورند).
2 گروهها و دسته هایی که دخیل بودند
2 گروهها و دسته هایی که دخیل بودند
1 آیه اللّه ها کار رهبران سیاسی همیشه، این بوده است که از مردم معمولی در برابر فشارهای دولت (ظلم)
محافظت نمایند(1)و در تاریخ ایران هیچگاه مردم سهمی در دولت نداشتند. نفوذی که آیه اللّه ها بر روی
مردم معمولی دارند، خیلی بیشتر از نفوذی است که پاپها در قرون وسطی بر روی اروپایی ها داشتند.
2 بازار متفاوت با (51 سرمایه دار اصلی) که فرار کرده اند و یا اعدام شده اند، این تجار تیپ قدیم را دارند
و از ارزشهای غربی پرهیز می کنند. خیلی (عمیقا) مذهبی هستند و به مدرنیزه شدن مظنون می باشند. با
فساد دولت و افراد،مخالف و بد هستند پول مورد نیاز برای انقلاب از بازار فراهم می شد، جهت انقلاب
هم همین طور، مسلمانهای مذهبی همیشه خیرات می دهند و پولهای کلانی به دست مذهبیون میانه بین
مردم فقیر توزیع می شود، پول در دست آنها نمی ماند (صرف این امور می شود)، برخلاف دولت.
3 تکنوکراتها در حدود 12% مردم ایران،به روش غربی تربیت شده اند آنها عبارتند از سرمایه دارها،
دانشمندها و رؤسا خیلی از آنها، جوان و لیبرال هستند آنها مشاهده کردند که دار و دسته شاه پولدار
می شوند، در حالی که هر معامله پولی که اینها انجام می دهند بر اثر تورم از میان می رود، این گروه برای
اداره کشور ضروری هستند.
4 دانشگاهها شاید ممتازترین گروه قبل از انقلاب، دانشجویان و استادان جوان بودند که به وسیله
رهبران و گروههای زیرزمینی از رادیکال گرفته تا لیبرال، رهبری می شوند، یا مورد استفاده قرار
می گیرند. اینها پیروان عینی و سمعی انقلاب در تهران بودند.(2)
5 احزاب ناشناخته سیاسی، شامل گروههای اقلیت قومی (عربها و کردها) کمونیستها.
6 این اتحاد ناجور از راست و میانه و چپ به یک علت به هم متصل هستند و آن منزجر بودن از شاه است.
3 آگاهی دادن
1- امید که در آینده نیز روحانیت با بازسازی و توش و توان بیشتری اینچنین باشد. 2- جنبش دانشجویی نیز علیرغم نقش مؤثر در قبل از پیروزی انقلاب امروز دچار تشتت وناهماهنگی شدید گشته است که نیاز به تجدید نظر در فعالیتهای خود دارد و اگر چه دانشجویان هنوز هم چشم و گوش انقلاب هستند اما هنوز به بازوی سازنده انقلاب تبدیل نشده اند.