بپذیرد هنوز یک سؤال اساسی وجود دارد و آن اینکه آیا او می تواند تسلط خود را بر علیه اطرافیانش در
قم که حتما از او خیلی لجوج تر می باشند برقرار کند.
6 جواب ساده این است که یک روش سخت در پیش است و نیروهای میانه رو را کنار خواهد زد و
بازرگان را نیز مثل نزیه در شرکت ملی نفت ایران کنار خواهد زد.
7 من آنقدر مطمئن نیستم. من کمتر از ماه قبل امیدوارم اما خمینی اصلاً از لحاظ سیاسی احمق نیست
و ممکن است برای اطمینان از پایداری سیاسی و تفوق اسلام در زمینه سیاسی اجتماعی آینده ایران از
میانه روها (که بازرگان به طور ضعیف ولی اصلی نمایانگر آنان است استقبال کند.)
8 شما ممکن است آقای یزدی را خوب آزمایش کنید و ببینید که او آینده این منطقه را چگونه می بیند
او یک آدم عمیقا معتقدی است و یک انقلابی است که از همه افراد موجود در دولت موقت (PGOT) به
خمینی نزدیک تر است. اما او ممکن است از احتیاج به موازنه کردن عقاید ایده آل خود و واقعیت استقبال
کند. این را با من صحبت کرده است و من تقریبا از او باور کرده ام. صحبت شما با او که به عنوان اولین تماس
بالایی که ما با رهبریت دولت انقلابی داشته ایم محسوب می شود، و یک اقدام قاطع در جهت منظورهای ما
در اینجاست برای تصدیق کردن او (یزدی) که ما واقعیت را در ایران قبول کرده ایم و در واقع پیشرفت ایران
را در نهادهای جدید دولتی می خواهیم. یزدی نیز باید بداند که رؤیت یک سرسختی و عدم رؤیت جنبه
انسانی در انقلاب ما را نگران کرده و این دیدگاه جایی برای حقوق افرادی میانه رو در ایران امروز ندارد.
خمینی به اینکه ایران در آمریکا چه وجهه ای دارد اهمیت نمی دهد ولی افراد دیگر مثل یزدی هستند که به
این موضوع اهمیت می دهند.
از کوران به ساندرز
درباره انجمن ایران و آمریکا در شهرهای شیراز اصفهان و تهران و وضعیت های مختلف ایران
درباره انجمن ایران و آمریکا در شهرهای شیراز اصفهان و تهران و وضعیت های مختلف ایران.
4 اکتبر 1979 12/7/58
نظر اخیر ICA (آژانس ارتباطات بین المللی) از قول آقای مک آفی براساس ملاقاتی که اخیرا از ایران
(تهران و شیراز) داشته است جهت اطلاع سفارت تهران حاکی از آن است که تسلط مذهبی تا آینده قابل
پیش بینی بر ایران حاکم خواهد بود و در مورد دولت بایستی گفت که بزودی متخصصین از کارگران با
دولت گلایه خواهند داشت. برخوردهای مک آفی (MC AFEE) گویای آن است که خمینی در حال
برگشت به عقب است(1)و در حقیقت از حمایت اکثریت مردم فقیر ایران برخوردار است.
امور عادی در ایران می گذرد و بازارها در فعالیت می باشند.
نکته ای که به خصوص برای من جالب بود اظهارات مردم در تائید خمینی مبنی بر تغییر ارزشهای غربی
است آیت اللّه خمینی ارزشهای غرب را رد می کند و با ارزشهای غیر اسلامی مخالف است. خمینی مصمم
است که به طرف یک پان اسلامیک برود و طوری رفتار می کند که خود را قانون گذار جهان می داند در
کوتاه مدت بهبود روابط ایران و آمریکا مشکل به نظر می رسد تحت شرایط فعلی تمام سعی دیپلماتها
بایستی متمرکز در ایجاد روابط در بلند مدت باشد.(2)
در موقعیت فعلی ما بایستی منتظر فرصتهای مناسب برای ایجاد رابطه مناسب با ایران باشیم. نظریات من
در این مورد در نا مه ای مورخ 24 سپتامبر 79 و به براساس توصیه ICA/NEA شکل زیر خلاصه شده
است.
انجمن ایران و آمریکا در تهران، اصفهان، شیراز، آمریکا حدود 50 سال است که از طریق انجمن ایران و
آمریکا با ایران مشارکت دارد. جو تشنه جهت آموزش زبان انگلیسی و هم چنین شهرت این انجمن
موقعیت بسیار خوبی را برای فعالیت در این زمینه ایجاد کرد. ضمن اینکه مؤسسات پنجره های باز جهت
حضور ما در ایران است. نظر ما این است که این مؤسسات را هر چه بیشتر توسعه دهیم و برنامه را به شکلی
هدایت کنیم که به طرف منظورهای خودمان پیش رود. این برنامه شامل توسعه کتابخانه انجمن ایران و
آمریکا در تهران، اصفهان می باشد. ما فعالیتهای پشت پرده ای را جهت دوباره زنده کردن انجمن ایران و
1- برگشت به عقب یا ارتجاع مورد ادعای آ مریکا چیست حرکتی است که از حمایت اکثریت مردم فقیر ایران برخوردار است. با این دید جاهلانه تمام حرکتها و نهضتهای انبیاء که مورد تائید اکثریت توده های فقیر و محروم و باصطلاح مستکبرین اراذل و اوباش زمان خود بود نیز ارتجاعی است. آنها نفی ارزشهای غربی و تأکید بر ارزشهای اسلامی و حرکت به دست پان اسلامیک را ارتجاع می نامند و به همین خاطر است که امام در پیام نوروزی خود می فرماید: همه آنها که روحانیت را ارتجاع می دانند در نهایت در خط شاه و آمریکا عمل می کنند. 2- تحت شرایط فعلی تمام سعی دیپلماتها بایستی متمرکز رابطه بلند مدت باشد ”اکنون که با اوجگیری شور ضد آمریکایی ملت مسلمان ٬ آمریکا مجبور شده است که این جزیره ثبات و آرامش را رها کند در فکر برنامه ای دراز مدت برای تسلط مجدد خویش می باشد و یا فرونشاندن تدریجی و نفرت و حساسیت مردم ما نسبت به جهانخواران خیال بازگشت مجدد را دارد. و در این راه چون انجمن ایران و آمریکا وکلاسهای آموزش انگلیسی پنجره های باز حضور آمریکا در ایران است ”امپریالیسم را از در که بیرون کنی از پنجره داخل می شود.“ با توجه به گفته امام که آمریکا را شیطان بزرگ می نامد بدیهی است که هر عمل ظاهر الصلاح آنها حتماً شیطنت است و اعمال نظام هر اسلام پناهانه هم جز عوام فریبی و رسوائی بر حیله گران حاصلی ندارد. باز باید به خاطر داشته باشیم که هر مجلسی و هر مهمانی آمریکایی نیتی جز توسعه روابط سلطه آمریکا با ایران هدف دیگری را دنبال نمی کند.
آمریکا در شیراز آغاز کرده ایم.
اکتشاف امکاناتی جهت تعیین و پرورش متخصص مذهب اسلام جهت پل های رابطی بین NEA و
رهبری اسلامی به شکلی مستقیم و همکاری با ICA و کارمندان وزارت امور خارجه آمریکا.
بررسی جهت تعیین و پرورش یک «R» (مترجم: به همین شکل و به طور رمزی آمده است) تحت شکل
متخصص فرهنگی یا تعیین فردی که زمینه قبلی در زبان فارسی و فرهنگی ایران داشته باشد تا تماسها را با
رهبری و مؤسسات فرهنگی تقویت کند.
استفاده از جشن سالگرد 1400 ساله هجرت(1)با شکل ایجاد سمیناری که میزبان آن آمریکا برای
ایرانیان باشد و بعد از سمینار هم گردشی در اطراف آمریکا. ما امیدواریم که این مسئله و روابط باعث
وسعت روابط ما بشود.
کار کردن با VOA صدای آمریکا جهت توسعه و دریافت مطالبی که به شکل خبر پخش نمی شود و
تأکید بر روی ابعادی مانند مطالعات اسلامی آمریکا و مصاحبه با ایران شناسان آمریکایی و ترتیب دادن
یک رابطه مردمی.
کشف امکانات بازدید آمریکایی ها از ایران به خصوص از مطالعات اسلامی آمریکا، سیاست خارجی
اقتصادی و کشاورزی.
ایجاد مؤسسات ارتباطی (نه لزوما دو طرفه) که شامل ایرانیان و مؤسسات ایرانی بشود.
تظاهرات ضد آمریکایی
1- البته با اشغال جاسوسخانه آمریکا در ایران ٬ این قبیل برنامه ها با شکست رو به رو شد و منتفی گردید. لابد یانکی ها مردم ایران را با امثال ضیاءالحق ها اشتباه گرفته اند که درصدد بودند با ادا و اطوارهای اسلام آمریکایی! مردم را فریب دهند.
jظاهرات ضد آمریکایی
11 آبان 58
معرفی
سند 54
این سند مربوط است به تظاهراتی که در روز چهارم خرداد توسط دانشجویان و کارگران مسلمان به
مناسبت اعتراض به گفته های یک سناتورصهیونیست آمریکایی انجام گرفت. این سناتور نسبت به اعدام
انقلابی یک سرمایه دار صهیونیست توسط دادگاه انقلاب اعتراض کرده بود.
موضوع: تظاهرات ضد آمریکایی
1 ازامروز ظهرجمعه اطراف سفارت آرام است. شواهدی مبنی بر تکرارتظاهرات دیروزوجود ندارد
و پلیس به تعداد معمولی وجود دارد.
2 جمعیتی که بعد از ظهر گذشته استادیوم ورزشی واقع در خیابان روزولت را ترک می کردند ٬
شعارهای پر سر و صدایی بر ضد ما می دادند ٬ مسئله حادی پیش نیامد.
3دیوارهای خارجی سفارت کاملاًباپلاکاردهای جدیدازتظاهرات دیروزپوشیده شده است. نعمت
قوطی های رنگ روی سفارت مشخص است.
شعارهای مختلف ولی از یک ”تم“ برخوردار است.
مرگ بر امپریالیسم آمریکا و اسرائیل
آمریکا و اسرائیل دشمنان ما هستند
خمینی رهبر ماست ٬ آمریکا دشمن ماست
قراردادهای نظامی و تجاری با آمریکا باید لغو شود
سفارت آمریکا ٬ لانه جاسوسان تعطیل باید گردد
مستشاران نظامی آمریکایی باید ایران را ترک گویند
مرگ بر آمریکا ٬ دشمن ملتهای مستضعف
4 بر روی در واقع در خیابان روزولت پرچمهای بزرگی قرار داده شده که می گوید تمام مشکلات
جهان از آمریکاست. نابود باد کارتر و مرگ بر صهیونیزم ٬ فرزند نامشروع آمریکا برداشتن پلاکاردها ٬
احتیاج به مذاکره ومخفی کاری دارد.دیروزدر نتیجه تلاش ما برای برداشتن این پلاکاردها گروهی تظاهر
کننده به ما برخوردند و تهدید کردند که اگر پلاکارد را سر جایش نگذاریم. داخل سفارت می شوند. ما
غرور خودمان را پوشاندیم و تصمیم داریم مقاومت کنیم.
5 (مترجم: رادیوتلویزیون) ٬ ادعامی کند 3میلیون نفر درتظاهرات که توسط حزب جمهوری اسلامی
در 1 نوامبر در تهران برپا شده است ٬ شرکت کردند و میلیونها نفر دیگر در استانهای دیگر ٬ این ارقام بدون
شک غلط است اما فیلمبرداری تلویزیونی جمعیت زیادی را در تهران نشان می دهد.
آیه الله منتظری که سخنران تهران بوده ٬ به طور واضح دقیقاً بین مردم و دولت آمریکا فرق گذاشت و
آمریکا را محکوم کرد.
معرفی سند شماره 57
معرفی سند شماره 57
این سند مربوط به تظاهرات عید قربان (3 روز قبل از اشغال لانه جاسوسی) می باشد و نشان دهنده
وحشت شدید آمریکا حتی از تظاهرات ضد آمریکایی است زیرا آمریکا به خوبی دریافته است که وقتی
مردم فریاد می آوردند یعنی که باید خواستشان (برچیده شدن بساط سلطه آمریکا در ایران) حتما به اجرا
درآید. اینجاست که اهمیت نقش مردم در شرکت در امور کشور به وضوح عیان می شود زیرا آنچه که
ابرقدرتها را به وحشت می اندازد تنها انرژی بیکران مردم است. مردمی که با تظاهرات خود واشنگتن را به
نگرانی وامی دارند و مردمی که مشت های گره کرده شان جاسوسان آمریکایی را به پنهان شدن وامی دارد.
از: بروس لینگن
تهران، ایران ...1 نوامبر / 1979
دوستان عزیز10/8/58
امروز هم یکی از آن روزهای مخصوص در ایران بود... روزی که همه را نگران کرد ولی بالاخره معلوم
شد که زیاد هم بد نبود.
امروز عید قربان بود، یک تعطیلی اسلامی که قربانی کردن را جشن می گیرند و مراسم جشن و دعا و
نماز عظیم در اینجا و اکثر شهرهای ایران برقرار شد خوب این مسئله ای نبود، ولی امروز همزمان ن بود با
موج عظیم انتقادات تحریک کننده دولتی و مذهبی علیه آمریکا برای پذیرفتن شاه در آمریکا به عنوان
معالجات در نیویورک. و بنابراین جشن عید تبدیل به یک هیجان عمومی عظیمی نیز علیه ما شد. اینجا در
تهران اعلام شده بود که بعد از یک اجتماع بزرگ در جنوب شهر جمعیت دسته دسته به طرف سفارت
آمریکا حرکت خواهند کرد و در آنجا سخنرانیهائی علیه آمریکا خواهد شد و شعارهائی داده خواهد شد.
بنابراین ما خود را آماده کردیم که حدود یک میلیون تظاهر کننده در اطراف سفارت داشته باشیم. یعنی
تمام اعضای غیر لازم سفارت را بیرون بردیم، تفنگداران دریائی همگی برای حفاظت از دفترخانه در
داخل آن متمرکز شدند، و آن تعداد از ما که در دفترخانه به وجودمان در موقع حمله احتمالی نیاز بود در
دفترخانه ماندیم تا اسناد و گزارشات و دستگاهها ارتباطی را نابود کنیم و در تماس دائم تلفنی و با بی سیم
با واشنگتن باشیم و همین طور در تماس دائم با مقامات دولت ایران باشیم تا مطمئن باشیم که نوعی کمک
از جانب آنها برای ما می رسد. البته تفنگداران دریائی لباسهای رزم پوشیده بودند و مشتاق دفاع از
سفارت بودند. ولی خوشبختانه بالاخره معلوم شد که هیچ یک از این کارها لازم نبود، اواخر شب گذشته
رادیو اعلام کرد که دسته تا سفارت نخواهد رفت اما در عوض تا یک میدانی که حدود یک مایلی جنوب
سفارت است خواهد رفت و در آنجا سخنرانیها و شعارهای علیه ما ایراد خواهد شد. دلیل این کار این بود
که فاصله زیاد بود و بعلاوه تعطیل عید بود و مردم به وقت زیادی برای دعا و نیایش و ملاقات با فامیلها
احتیاج داشتند. به هر حال ما طرح خود را برای مواقع احتمالی اجرا کردیم و حدود 9 صبح تظاهرکنندگان
آمدند، اما خیلی کمتر از تعداد پیش بینی شده، این گروه که احتمالاً به وسیله کمونیستها سازمان یافته
بودند، از حدود 50 نفر شروع کردند و به حدود 4000 نفر رسیدند. به نظر می آمد که تاکتیک آنها این بوده
که تمام روز ما را خارج از حالت عادی و در نگرانی نگهدارند زیرا تا ساعت چهار بعد از ظهر با ما بودند و
دور بر سفارت می رفتند و می آمدند و در همه حال مشتهایشان را گره می کردند و علیه ما شعار می دادند (ما
تصمیم گرفته ایم که از حالا برای یک هفته هرکس اینجا آمد و از کنسولگری درخواست ویزا کرد، چنانچه
گلویش درد می کرد بلافاصله او را بیرون کنیم.) در میان جمعیت زنانی با چادر و حتی بچه هائی در کالسکه
هم بود آنها به هیچ وجه سعی نکردند که از روی دیوار داخل شوند ولی آنها موفق شدند که رنگهای زیادی
روی دیوار ما بریزند، با وجود اینکه از تظاهرات های قبلی آثار زیادی بر روی دیوار ما باقی مانده بود. ما
در تمام وقت با تلفن واشنگتن نگران را از نگرانی در می آوردیم. تنها مشکل اساسی ما اواخر بعد از ظهر به
وجود آمد و آن هم وقتی که تظاهرات در حال پایان یافتن بود. یکی از افسران حفاظتی ما تصمیم گرفت که
یک شعار پارچه ای بزرگ را که به نرده های درب آهنی مخصوص ورود رسمی نصب شده بود پایین بکشد
روی این پارچه یک چیز خفت باری علیه کارتر نوشته بود و از خمینی ستایش کرده بود. خوب، چند نفر از
آخرین نفرات تظاهر کننده این برنامه را دیدند و هیچ خوششان نیامد... در حقیقت جمعیت بسیار عصبانی
شد و در این عصبانیت نیروهای امنیتی پلیس هم با آنها متحد شدند (حدود 45 50 نفر امروز از سفارت
حفاظت می کردند، غیر مسلح، و در حرکت دادن مردم و جلوگیری از توقفشان بد نبودند)، و همگی
خواستار شدند که شعار پارچه ای سر جایش دوباره نصب شود. ما گفتیم بسیار خوب، به شرط ی که جای
دیگری نصب شود. آنها موافقت نکردند و گفتند که اگر همکاری نکنید از دیوارها داخل سفارت می شویم.
خوب در آنجا ما تصمیم گرفتیم که اگر مقاومت ما منجر شود به اینکه پلیس هم علیه ما وارد عمل شود ما
ترجیح می دهیم که غرورمان را بشکنیم. بنابراین شعار دوباره رفت سر جایش (با وجود شرمساری
تفنگداران ما) و بعد باز هم حدود یک ساعت شعارهای عصبانی علیه ما... ولی بدون خشونت...
خوب تمامش همین بود، ضمنا یک دستپاچگی مختصر هم امروز غروب پیش آمد و آن هم به خاطر
این بود که جمعیت زیادی که از یک استادیوم ورزشی نزدیک سفارت بیرون آمدند از جلو ما گذشتند و
شعارهایی با عصبانیت علیه ما دادند. دوباره ما همگی در دفترخانه پناه گرفتیم، ولی تظاهرات مختصر بود
و در پانزده دقیقه تمام شد.
ممکن است شما گیج شده باشید که چه چیزی این مسایل را باعث شد، گر چه فکر کنم شما بدانید، مثل
اینکه در بالا هم گفتم، در این مورد هیجان افزاینده ای وجود دارد و اگر شاه برای معالجات بیشتر بر مبنای
بیماری (ohah - out patient basis) در آمریکا بماند ما دردسرهائی خواهیم داشت. ما اینجا به بالاترین
مقامها غیر از خود آیت اللّه تأکید کرده ایم که قبول کردن شاه فقط براساس انسانیت بوده، ما او را به عنوان
یک شخص بدون هیچ مقام سیاسی در ایران، می پذیریم، ما با دولت فعلی معامله می کنیم (کار می کنیم)، ما
به استقلال و تمامیت ارضی ایران احترام می گذاریم و از آن حمایت می کنیم. ما به نماینده شاه (حزب شاه)
(shahs paety) یادآور شده ایم که او تا زمانی که در آمریکا است نمی تواند فعالیتهای سیاسی داشته باشد و
غیره ولی این مطالب نه دولت را متقاعد کرده و نه مطبوعات، را، و این قصد دیگری را در مورد کارتر که ما
انجام داده ایم می بینند، و شاه را به عنوان پایه و اساس جنایتکاران می بینند و می خواهند او برای محاکمه به
ایران بیاید.
هنوز روشن نیست این مسایل به کجا ختم می شود، ولی من در حال حاضر می ترسم که ما برای مدتی
آب و هوای سنگینی داشته باشیم به خصوص اگر او برای معالجات بیشتری در آمریکا بماند. جای تأسف
است، زیرا ما آرام آرام در حال کسب اعتماد به نفس در این مبارزه دشوار بودیم.
اما همه چیز اینجا دردسر نبوده، ما سعی کرده ایم که مواقعی که می توانیم زندگی معمولی خود را در حد
معقول ادامه دهیم، جامعه یک دوره مسابقات دوره ای والیبال ترتیب داده بنام سری مسابقات والیبال
دعوتی لینگن، ما بازی های تنیس خود را به سفارتهای ایتالیا و بریتانیا باختیم، و یک مراسم بسیار جالب
رقص هالووین داشتیم که به وسیله جوانهای اداره وابسته نظامی ترتیب داده شده بود. هوا هم خوب بود، و
ما توانستیم میزها را در تراس بچینیم و بنابراین موفق شدیم که حدود 250 نفر را برای شام بسیار خوبی
که آشپز عالی ایتالیائی ما ترتیب داده بود جمع کنیم و بعد از شام تا سه صبح رقصیدیم آنها مسابقه رقص
ترتیب دادند و همین طور دیسکو، والتز، پولکا و رقص آرام و به همه بسیار خوش گذشت. در حقیقت ما در
جامعه دیپلماتیک اینجا به خاطر پارتیهای این سفارت داریم مشهور می شویم. (مترجم: منظور جامعه
سفارتخانه های خارجی در ایران است).
هیچوقت نمی ترسیم، چون مجزا هستیم، یعنی این محل (محل رقص) به اندازه کافی از خیابانها دور
هست که ما اسلامیهای اصولی را ناراحت نکنیم... چند ایرانی هم می آیند، البته معمولاً یک جمع
دیپلماتیک و خصوصی است، که اینها (منظور ایرانیها) بی رودربایستی تشنه این جور سرگرمیهای
طاغوتی هستند (در سند به زبان انگلیسی کلمه طاغوتی آمده و لینگن آن را به انگلیسی به فارسی ترجمه
کرده). زیرا هیچ سرگرمی از این نوع در شهر وجود ندارد، البته این دورو برها شایع شده که بعضی مواقع در
رستوران (روی بام هتل آریامهر مراسم رقص برپا است، چند هتل خوب اینجا هست که اکثر آنها فقط 10
تا 20 درصد پر شده زیرا تمام توریستها رفته اند، و بعضی از هتلها هم به وسیله دانشجویانی که از عدم
وجود خوابگاه ناله می کنند اشغال شده... بیچاره این دولت، مشکلات زیادی روی دست مانده و در
ناراحت کردن دانشجویان هم که بهر حال نقش بزرگی در بیرون راندن شاه داشته اند کمال خونسردی را
نشان می دهد. در مورد انتصاب یک سفیر جدید در اینجا هیچ پیشرفتی حاصل نشده، با وجود مسئله شاه
هنوز زمان برای این کار مناسب نیست و من در حال حاضر آن تسلط لازم را بر مسایل ندارم. اخیرا از من
خواسته شده که به عنوان سرکنسول مأمورین را در اورشلیم قبول کنم ولی من درخواست کرده ام که مرا از
لیست افراد مورد نظر خارج کنند. (این قسمت دقیقا مشخص نیست) به نظر می آید که فعالیتهای اصلی در
خاورمیانه ترجیح دارد، چه اینکه سفارتهای ما در تل آویو، قاهره و عمان بسیار فعالند، البته نباید
بازیگران دیگر مانند استراوس و بقیه بازیگران را فراموش کرد، ممکن است که آنجا جای خوبی برای
زندگی باشد ولی برای مدرسه رفتن جیم ممکن است آنقدرها هم خوب نباشد، در این زندگی پرنقل و
انتقالی که ما داریم برای خدمات خارجی ایالات متحده مسئله تحصیلات جیم اولین مسئله مورد بررسی
برای تصمیم در مورد جای بعدی است که ما خواهیم رفت...دوستدار شما بروسی
در زیر دست نویسی می آید که در انتهای نامه است که اشکالاتی دارد باید دوباره بررسی شود.
P.S ما هفته پیش از یکی از رهبران مذهبی (ملاهای پیش تاز) در مجلس سنا درخواست ملاقات
کردیم مذاکرات جالبی بود، مردی که عمیقا به ما ظنین بود ولی ظاهرا حاضر بود حرفهای ما را بشنود،
البته با به رسمیت شناختن این مسئله که ایران مشکلات دارد که به ما مربوط نیست. اما شاید جالبترین
قسمت این گفتگو مربوط به دختر 14 12 ساله ای بود که لیموزین چایل سیاه ما را دید که بیرون منتظر بود
و از افسر امنیتی من پرسید این ماشین مال کیست، وقتی جواب شنید که متعلق به کارمند آمریکایی است او
گفت: ولی من فکر کرده بودم که تمام آمریکایی ها از اینجا رفته اند. ما آنها را بیرون خواهیم کرد. او به عنوان
یک نمونه نیست ولی حرفی که او زد مقداری از تأثیر تبلیغات در اکثر مطبوعات را نشان می دهد، تبلیغاتی
که بعضی اش برای بیان حقیقت است بعضی اش برای تأثیرگذاری عنوان می شوند.تمام
از: تهران ایران
به طور کلی نامه حاوی نکات برجسته و مشکوک ولی مبهم است و می تواند در بازجوئی مورد استفاده
قرار گیرد.
از کاردار به حداقل 9 نفر عینا کپی شده تحت عناوین مختلف با ماجرای تظاهرات عید قربان مردم
آغاز کند و تغییر مسیر راهپیمایی ولی تظاهراتی بالاخره در مقابل در سفارت انجام می شود. آماده باش
کامل گارد سفارت برای مقابله. کندن یکی از پلاکاردهای علیه کارتر به نفع امام به وسیله یکی از گاردهای
سفارت و اعتراض و خشم مردم و نصب دوباره آن بعد تحلیل می کند که علت خشم مردم حضور شاه به
بهانه بیماری در آمریکا است و توضیحات این سفارت به مقامات ایرانی راجع به منع فعالیت سیاسی شاه
قانع کننده نبوده است.
سپس می افزاید که با تمام این حرفها و خطرات ما به زندگی عادی و راحتمان ادامه می دهیم و چند
نمونه می آورد از مسابقات ورزشی و مجالس رقص و عیاشی که بعضی ایرانیها «طاغوتی» هم هستند
(عین لغت طاغوت را ذکر می کند).
از مأموریت داده شده از طرف دولت آمریکا به وی در اسرائیل به عنوان (سرکنسول) می نویسد که
می خواهد برود به قاهره و عمان نیز اشاره می کند (اوضاع خاورمیانه).
در قسمت دستوریش از ملاقاتش با یکی از ملاهای در کاخ سنا حرف می زند که مبهم است.