شماره سند 552814
از: سفارت آمریکا در پاریسمحرمانه 12 اکتبر 1979 مطابق با 20 مهر 58
به: سفارت آمریکا در تهرانموضوع: واسطه ناشناس استانبول
1 تمام متن است.
2 فرد مورد نظر رسول کاظمیان در سرویس مخفی آمریکا در پاریس پرونده قبلی ندارد. لکن نمونه جعلی
اسکناس 50 دلاری و 100 دلاری که در تلکس شما تعریف شده است در پرونده تحت اعداد مشخصه
ضبط شده که اول بار در دمشق در جولای 1977 کشف گردیده است.
3 از آن زمان تاکنون اسکناسهایی از این نوع در خاورمیانه خیلی زیاد شده اند.
4 در مارس 1978 یک کارگاه که گفته می شد گروه مادری (هسته مرکزی) دلارها و فرانک سویس را
چاپ می کرده است در منطقه آسکودار) استانبول کشف گردیده و مسئول چاپ یعنی آیپک) دستگیر
شده است و یازده فرد دیگر را به عنوان همکار در عملیات معرفی کرده است. همچنین یک دستگاه
چاپ نگاتیو، صفحه چاپ، 1600 اسکناس جعلی 100 دلاری آمریکا و مقدار نامعینی پول قبرسی() به
دست آمده است.
5 در موقع بازجویی آیپک به چاپ پولهای جعلی اعتراف کرده و گفته که یک میلیون دلار آمریکایی به
سوریه فرستاده شده است که از آنجا در تمام دنیا پخش خواهد شد.
6 مشخص نیست که آیا تمام نگاتیوها و صفحه ها گرفته شده اند یا نه. احتمال می رود که یک عملیات
چاپ هنوز به کار خود مشغول باشد، ولی اسکناسهایی که کاظمیان به آنان اشاره کرده شاید
باقیمانده های محسوب نشده یک میلیون دلاری باشد که آیپک گزارش داده است.
7 سرویس مخفی آمریکا در پاریس می خواهد با کاظمیان ملاقات کند، ولی ملاقات بهتر است در ترکیه
باشد. محل، وقت و زمان مشخص را می توان توسط دفتر شما (تهران) با توافق بین کاظمیان و سرویس
مخفی آمریکا در پاریس تعیین کرد.
8 در مورد قاطی شدن کاظمیان در عملیات جعل پول، سرویس مخفی آمریکا در پاریس توصیه می کند که
او خودش را در اعمال غیر قانونی قاطی نکند.چنانچه او توسط مقامات محلی دستگیر شود سرویس
مخفی آمریکا نمی تواند کمک بکند.
9 اگر لازم باشد سرویس مخفی آمریکا مخارج رفت و آمد کاظمیان را برای یک ملاقات خارج از ایران
تأمین خواهد کرد.
10 در ملاقات، کاظمیان باید اطلاعات تحقیقاتی در مورد تمام مسایل و افراد اصلی در اختیار ما بگذارد
و همچنین نمونه هایی از اسکناسهای جعلی هر چه بیشتر همراه داشته باشد.
11 سیاست پاداش سرویس مخفی آمریکا برای اطلاعات کاملاً به نتایج تحقیقات بستگی دارد. این
تصمیم بعد از هر دستگیری و یا کشف اسکناسهای جعلی اتخاذ خواهد شد.
12 خواهشمندیم با کاظمیان با اطلاعاتی که داده شد ملاقات کنید و سرویس مخفی آمریکا در پاریس را
از تصمیمات او برای ملاقات با مأمور ما مطلع سازید.
13 از همکاری شما در این زمینه متشکریم.هارتمن
خروج ارز به شکل غیر قانونی از ایران توسط وابسته دفاعی آمریکا
مقدمه: خروج ارز به شکل غیر قانونی از ایران توسط وابسته دفاعی آمریکا
سران مزدور ارتش محمدرضا خان همه مهره های آمریکا بوده اند... عده ای از آنها به عدم فرستاده
شدند، عده ای فرار کردند ... و آنها که فرار کرده اند تحت حمایت اربابشان آمریکا ...
یکی از این غلامان حلقه به گوش آمریکاییان، وابسته دریایی ایران در آمریکا، سیروس بهارمست
می باشد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر رژیم محمدرضا خانی آمریکا، سیروس بهارمست در آمریکا
می ماند و در تلاش پناهندگی سیاسی ... اگر از آمریکا پناهندگی سیاسی نخواهد از که بخواهد، مگر نه
آنکه نوکر بزرگشان محمدرضا نیز به آمریکا رو آورد. سیروس بهارمست ضمن ترتیب پناهندگی و
درخواست پناهنده شدن دائمی در آمریکا از طریق سازمان اطلاعاتی وزارت دفاع آمریکا و توسط آقای
کلنل شیفر، وابسته دفاعی آمریکا در ایران سعی به خروج ارز به شکل غیر قانونی از ایران می نماید.
شیفر، این وابسته دفاعی و به تعبیری جاسوس و مزدور آمریکایی در تدارک انتقال اموال باقیمانده
جناب سیروس بهارمست از ایران می شود. اسناد به خوبی نشان دهنده این امر است.
به امید رسوایی هر چه بیشتر آمریکا در صحنه بین المللی.
همردیفان شما در واشنگتن فقط به کارمند کنترل تحویل دهید
شماره سند 2746
از: اداره جاسوسی دفاعی واشنگتن (D.C) سرلشگر آتکینسن
به: دفتر نظامی آمریکا ایرانسرّی 27 مارس 1979 7 فروردین 1358
موضوع: همردیفان شما در واشنگتن فقط به کارمند کنترل تحویل دهید
1 همان طوری که ممکن است شما انتظار داشته باشید ما نشانه های محکمی داریم که وابستگان نظامی
ایران در واشنگتن همه از دستور برگشت به ایران سرپیچی خواهند نمود. در حقیقت، وابسته نظامی
وابسته نظامی دریایی اینجا سرهنگ (سروان) سیروس بهارمست در حال دادن ترتیب اعلان
پناهندگی و درخواست پناهنده شدن دائمی در اینجاست. او از ما کمک خواسته است که این قضیه را
خاتمه بدهد.
2 در میان مشکلات مشخصی که فعلاً او با آن روبروست از دست دادن درآمد و توقیف اموال او در ایران
است. او قبلاً شروع کرده که داراییهای خود را در آنجا نقد کند و هر چه نقد باقی مانده نزد خواهر زن او
یعنی خانم فاطمه داوری است که وی قبلاً سعی کرده که مقداری نقد از طریق بانک بفرستد ولی هرگز
اینجا نرسیده است.
3 تحت اثرات گذشته، ما تصمیم گرفته ایم که بهترین منافع آمریکا در این است که به درخواست او پاسخ
مثبت داده و به او کمک کنیم که باقیمانده دارایی او که برابر با 97 هزار دلار می شود (شرایط تبدیل پول
در اینجا مشکل او است) از ایران خارج کنیم. مدیر و مشاور عمومی در مورد برنامه های زیر توافق
دارند: خانم داوری ترتیب خواهد داد که وجه را به سرهنگ شیفر بدهد که این وجه را از طریق بسته
کنترل شده از طریق پست سیاسی به سرهنگ دان سی وینر ارسال نمایید. سرهنگ وینر ترتیب
تحویل وجه را به بهارمست خواهد داد.
4 از شما درخواست می شود قبل از انجام برنامه فوق تأیید شخصی سفیر را بگیرید و ما را از طریق یک
کانال کنترل شده در مورد پیشرفت کارها راهنمایی کنید. توجه: اگر قبل از اینکه تماس اولیه با خانم
داوری گرفته شود موضوع منتفی شد، بدون در نظر گرفتن (نتیجه کار) ما را راهنمایی کنید. نظر سفیر و
مکاتبات را در کانال کنترل شده حفظ کنید، تا فقط به دست سرلشکر اتکینسون و سرهنگ وینر برسد.
طرف مقابل در واشنگتن
سند شماره 2766سرّی 31 مارچ 79 11 فروردین 1358
از: دفتر وابسته دفاعی آمریکا در تهران(این سند نباید در دسترس افراد غیر آمریکایی قرار گیرد)
به: ریاست، از سرهنگ شیفر به اداره جاسوسی دفاعی، فقط سرلشکر اتکینسون و سرهنگ وینر
موضوع: طرف مقابل در واشنگتن
عطف به: نامه سرّی شماره 2766 به تاریخ 27 مارچ 79
1 (سرّی) ما فکر می کنیم که کمک کردن به افراد مایل ما در آمریکا بیشترین نفع را برای آمریکا دارد.
اگر چه سفیر سولیوان، استفاده از پست سیاسی برای فرستادن پول را مناسب نمی داند، ولی پیشنهاد شده ما
در جستجوی طریق دیگری برای انجام انتقالات باشیم و ما هم همین کار را کرده ایم.
2 (سرّی) اگر تمام وجه در حدود 7 تا 9 هزار دلار باشد، ما می توانیم این انتقال را به صورت دیگری
انجام دهیم. پول را می توان به وابسته دفاعی به عنوان وجه خرید یک ماشین پرداخت کنیم.
سپس وجه به دلار تبدیل می شود و یک چک از پاریس برای وابسته دفاعی یا بانک او در آمریکا
فرستاده می شود. بزرگترین مزیت این روش این است که قیمت تبدیل رسمی دلار در تهران 74 ریال است
و این خیلی بیشتر به نفع ما است تا در آمریکا که 150 ریال به ازای هر دلار است.
شماره 2/4171تاریخ: 9 آوریل 1979 (20 فروردین 1358)
از: اداره جاسوسی دفاعی آمریکاسرّی: غیرقابل رؤیت برای افراد با ملیت های خارجی
به: سرهنگ توماس شیفر دفتر وابسته نظامی آمریکا در تهران
سرهنگ شیفر عزیز (طبقه بندی نشده): لطفا به نامه ما به شماره 2749 (27 مارس 79) و جواب شما به
شماره 79100 (21 مارس 79) مراجعه کنید.
به خاطر جواب شما متشکریم و با روش پیشنهادی شما موافقت می شود (به نظر می آید بهتر باشد).
(سرّی: غیرقابل رؤیت برای خارجیها): همراه با این نامه یک پاکت باز می بینید که در آن یک چک و یک
نامه از سروان بهارمست به خواهر زنش موجود است. از شما درخواست می شود که روی پاکت نامه تمبر
ایران را الصاق کنید و آن را در خارج از محدوده سفارت پست کنید. لطفا در پاکت نامه را قبل از پست
کردن ببندید. (سرّی: غیرقابل رؤیت برای خارجیها): در این نامه اظهار شده که شما بعد از چند روز که نامه
را در تهران پست کردید از یک تلفن همگانی به خانم فاطمه داوری تلفن می زنید و از او (خانم داوری)
خواسته شده که طبق دستورالعملهای شما با شما ملاقات کند تا انتقال این وجه نقد انجام گیرد.
شماره تلفن خانم داوری 687388 می باشد. سرّی: اعمال بالا به این خاطر انجام می گیرد که ما فکر کردیم
ممکن است تلفنهای سفارت و پست محلی (در داخل سفارت) تحت کنترل و مراقبت باشد. طریقه
فرستادن پول نقد به سروان بهارمست طبق نظر شما خواهد بود. اگر کمکی از دست ما برمی آید حتما
بگویید. سرّی: ژنرال تیگ ( ) از کمک شما در این مورد متشکر است همان طوری که تمام افراد
دیگری که در این مسئله هستند از شما متشکرند. در مورد این کار و تمام کارهای سختی که الآن با آن
روبرو هستید برایتان آرزوی موفقیّت می کنم. امیدوارم که اوضاع آنجا رو به بهبود برود.
ارادتمند دان سی. وینر
سرهنگ نیروی هوایی ایالات متحده
رئیس روابط خارجی
گوشزد موضوعات (پیام)
سند 6426
از: بخش ایالت واشنگتن تاریخ: 6/2/ 58
به: سفارت آمریکا در تهران (دارای تقدم)
موضوع: گوشزد موضوعات (پیام)
همان طوری که شما درخواست کردید و چون فرصتهای مناسب در هفته های آینده بیشتر خواهند
شد. این جا یک مقدار عنوانهایی وجود دارد که می تواند ما را در ادامه گرفتن اطلاعات و یا افزودن آن
یاری کند.
1 روابط سیاسی درون رهبری انقلابی.
(A) چه کسانی شخصیتهای مقتدری هستند، با داشتن یا بدون داشتن شغلهای رسمی (دولتی) چه کسانی
را برای آینده تحت نظر داشته باشیم؟ به زندگینامه احتیاج داریم.
(B) امیر انتظام و صباغیان چه پیوستگی سیاسی یا قدرت سیاسی دارند؟ ما اطلاعات نسبتا کمی در
مورد این دو داریم.
(C) یزدی در چه سلسله مراتبی قرار گرفته است. بعد از تغییر مکانش به (وزارت امور خارجه) آیا او
قدرت به دست آورده است یا اینکه از قدرت او کم شده است؟
عکس العمل کارکنان وزارت امور خارجه در برابر او چه بوده است و آیا هیچ اثر قابل پیش بینی در
سیاست به وجود آمده است؟
2 برداشت مردم از بازرگان چیست؟ گروههای مخالف چگونه او را تلقی می کنند؟ آیا او رقیبی دارد؟
3 ما اطلاعات جامعی درباره طالقانی و اطرافیان او در زمینه های مذهبی، غیر مذهبی نداریم.
4 ما باید به طریقه سیستماتیک درصدد شناخت روندهای جامعه باشیم و این پایه مشخص شدن
زمینه های خاص سیاسی و اقتصادی را در برداشته باشد، تا آنها را تحت نظر بداریم و به طور متناوب
گزارش کنیم.
از این زمره در مخابرات ما بسیار ذکر شده است:
«مردم آمریکا چگونه می بینند.»
5 چه عملها یا رخوتهایی (از طرف دولت) از اواسط فوریه به ما کمک کرده یا به ما صدمه زده است؟
چگونه ما می توانستیم بهتر عمل کنیم؟
6 گزارشات گفتگوهای نظامی خیلی مفید است. (گاهگاهی) خلاصه کردن آنها همراه با مشخص کردن
روندها در بخشی مفید خواهد بود. اطلاعاتی از پلیس و ژاندارمری نیز باارزش می باشد.
7 ما بی نهایت از گزارشات اقتصادی ارزشمند قدردانی می کنیم. ما می توانستیم از موارد رسمی بیمه،
قیمتهای بازار، فروش، کسریها (کمبودها) استخدام و فشارها استفاده کنیم. بیکاران چگونه زندگیشان
را تأمین می کنند؟
8 نقشه ها و فعالیتها و قدرت دمکراتهای لیبرال (متین دفتری)، جبهه ملی سنجابی (چریکهای چپی
«فداییها») گروههای مختلف مجاهدین، عناصر و افراد شاه چگونه بوده است؟
9 گذران روستاها و ایالات به چه نحو است؟ به خصوص از نظر فراهم بودن غذا و محصول.
10 وضعیت کوششها برای بستن یا فروختن و یا با کشتی پس فرستادن وسایل و اسباب و ادوات نظامی
چگونه است؟
11 از دریافتهای سفارتخانه های مهم دیگر چه می توانید بگویید؟ (بگیرید)؟ شوروی مشغول چه کاری
است؟
12 وضعیت دانشگاهها، تلویزیون و دیگر وسایل ارتباط جمعی چگونه است؟
13 وضعیت نقشه ها و تصمیمهایی که برای قانون اساسی و انتخابات گرفته می شود چگونه است؟
14 خمینی، دولت موقت، چه کاری برای عفو عمومی ارتشیها، پلیسها و دیگران انجام داده اند؟
15 در میان جشن، چهارم جولای را فراموش نکنید.
نامه رال. پل برمر سرم، اسکوار
سفارت ایالات متحده آمریکا
موضوع: نامه اداری محرمانه غیر رسمی
رال. پل برمر سرم، اسکوایتر
معاون دبیر اجرایی وزارت کشور
واشنگتن دی. سی.
جری (GERRY) عزیز
من این اواخر خیلی مشغول بوده ام و بدین جهت کمی تأخیر در مکاتبات به عمل آمده است. تصور
می کنم که تو هم گرفتاری زیادی در رابطه با پیدا کردن کار جدید و انتقال داشته ای. از نامه شارن
(SHARON)چنین استنباط می کنیم که دارد کارهایش را در میشیگان (MICHIGAN) ردیف می کند،
اگر او نتواند به زودی به اینجا می آید. سال آینده پس از تعطیل مدارس به واشنگتن خواهد رفت. این مطلب
را به او نگو، من از تو شنیدم.(1)
جریانات در تهران کاملاً مهیج می باشند. طبعا 85 درصد از وقت من صرف همکاری و کمک به تجار
آمریکایی می شود تا آنها بتوانند اختلاف بین شکل انقلاب الفاظی و اصل عادی شدن روابط تجاری را
تشخیص دهند. طرفداران خمینی جدا خواستار برگشت مردم به سر کار و شروع کارها می باشند. بدین
منظور حاضرند که اقدامات لازم را بنمایند (و در اصطلاح انقلابی سازشهای لازم را بنمایند) در صورتی
که آمریکاییها حاضر به اصلاح قراردادهای خود براساس تغییرات حاصله از انقلاب باشند. من در این
زمینه موفقیتهایی حاصل کرده ام و مشکل عمده ام اغلب اوقات این بوده که بعضی از بازیگران آمریکایی که
به منظور مذاکره با ایران می آیند متقاعد کنم به طوری که در اینجا سرشان به سنگ نخورد.
این امر موجب می شود که من به فعالیتهای سیاسی خود در ایران ادامه بدهم. آشکارا بگویم، من با موضع
آمریکا در ایران مبنی بر وجود یک حکومت دوگانه بازرگان و خمینی موافق نیستم. من تصور می کنم که
مفهوم حکومت دوگانه (یا دو حکومتی) بدین جهت مشهور شده است که حاکی از آن است که ما حداقل
می توانیم در بخشی از سیاستهای دستگاه نفوذ نماییم. اگر ادعا کنیم که خمینی تنها منبع قدرت است آن
وقت باید توضیح دهم که ما چگونه می توانیم منافع خود در ایران را صرفا از طریق ارتباط غیر مستقیم و به
وسیله یک شخص ثالثی که طبعا با ما، در بسیاری مسایل هم فکری ندارد حفظ نماییم (و تازه این امر خود
چندان مورد قبول مردم که اصل قضیه هستند نیست).
به نظر من حتی اگر یک حکومت دو گانه در ایران وجود داشته است، با آمدن خمینی به عنوان منبع
قدرت به سرعت عمر آن خاتمه داده شد. اقدامات شدید اخیر خمینی، برای ایجاد نظم و انضباط در رابطه
با کردها، حملات او به چپگراها، بی توجهی عینی او به روشنفکران منتقد و ظاهرا ایجاد محدودیتهای
موقتی برای مطبوعات در هفته های اخیر را من یک عکس العمل فوری و بی اساس که ناشی از خارج شدن
حوادث از کنترل خمینی باشد نمی دانم. بلکه آن را یک نوع استفاده اصولی از قدرت توسط مردی است که
علنا گفته است که او اشتباه کرنسکی (KERENSKY) را تکرار نخواهد کرد و بر خلاف او سلاح انقلاب را
بر علیه طرفداران راحت طلبی که از نهضت برای مقاصد خودشان می خواهد استفاده کنند به کار خواهد
برد، می دانم.
1- نفوذ سیستم های سرّی در خانواده اشان و دوستانشان هم!
فکر می کنم در اینجا یک مسئله زمانی هم وجود دارد. خمینی می داند که مجلس خبرگان او که تحت
نفوذ ملاها می باشد، مشغول تکمیل کردن یک قانون اساسی دلخواه برای جمهوری اسلامی مورد نظر او
می باشد. در ظرف چند هفته آینده در عمل، انقلاب به عنوان یک موفقیت قطعی اعلام خواهد شد و
حکومت دائمی جدیدی به کار خواهد افتاد. به نظر من بهترین هدیه الهی خمینی به انقلاب ایران وجود
گروه مخالفی، خلع سلاح شده و دسته دسته شده و جمعیتی که نیاز به فرمان و اطاعت از حکومت دارد
می باشد.
به علاوه، در این لحظه از زمان، خمینی قادر است در عرض چند ساعت با یک فرمان نیم میلیون از
مردم را به خیابانها بکشاند. سپاه انقلاب او مشتاقانه خود را به سوی هر گروهی پرتاب خواهند کرد، چه
آن گروه بتواند از خود دفاع کند یا نه. در عرض شش ماه یا یک سال، مرحله رهایی از جادوگری ناگزیر
شروع خواهد شد، قدرت او در برابری با انتقادات کمتر خواهد شد و به تصور من در آن زمان ترجیح
خواهد داد که دولت جدید او اقدامات اصلاحی را در جهت آزادی و رهایی از قدرتمندی شروع نماید.
وقتی که خمینی حاضر به انجام این کار شود، آن وقت انتقادات را پذیرفته و دیگر نخواهد توانست آنها را
به دور بریزد.
و اما نتایج این جریانات برای آمریکا چه خواهد بود؟ چنانچه خمینی قادر به تحمل دوران رهایی از
جادوگری باشد شما دورنمای آینده برای ثبات داخلی را به زودی بهبود بخشیده و زمینه را برای تمامیت
ارضی خدشه ناپذیری آماده کرده اید. به علاوه برای من روشن است که خمینی علاوه بر ایجاد نظم
خواستار آن است که مردم را هر چه زودتر سر کار برگردانده و برای آنان یک زندگی آبرومند و حتی
افزایش سطح زندگی آنان را براساس مقیاسهای محلی تأمین نماید. (به من گفته شده که یک حکومت
جمهوری اسلامی معتقد و جدی را نباید به عنوان یک حکومت بیهوده یا عقب افتاده تلقی کرد).
منافع ما در تداوم دسترسی ما به نفت ایران باید از طریق توانایی دولت در حفظ نظم و آرامش در مناطق
نفت خیز و نیاز آن به درآمد نفت تضمین گردد.(1)منافع، در زمینه پرداختهای ایران از بابت درآمد نفت به
آمریکا (از طریق خرید بیشتر توسط ایران) باید گسترده تر شود. (اگر با پاسخ ندادن به ابراز علاقه ها ضربه
نزنیم) افزایش منافع، در ایران باید از طریق انتقال دلار حاصله از نفت به فعالیتهایی که ایجاد کار می کنند،
انجام شود. این احتیاج به طور روزافزونی روشن می شود. برای این کار باید یا کالاهای معرفی را افزایش
داد و یا طرحهای متمرکزی که احتیاج به کارگر زیاد دارد تأسیس نمود و آنها را در جهت ایجاد صنایع
کارگرپذیر هدایت نمود. (فکر می کنم این امر خود نهایتا موجب افزایش تولید نفت نیز خواهد شد).(2)نهایت
امر اینکه خمینی مطمئن به خود با احاطه ای کامل بر اوضاع و احوال در داخل کشور و شک و بدگمانیهای
فراوانی نسبت به غرب و جریانات غربی برای ما مشکلات جدی زیادی در بسیاری از زمینه ها و روابط
چندجانبه ای (بین المللی) به وجود خواهد آورد. ما به خمینی در آینده نزدیک حداقل به همان اندازه
احتیاج داریم که او به ما احتیاج دارد. بدین ترتیب ما چیزی که با آن خمینی را تهدید کنیم نداریم. (به
عبارت دیگر ما دلیلی برای تهدید خمینی نداشته و این کار را نمی توانیم بکنیم) مخصوصا در سیاست
1- و لابد حالا هم که صدور نفت به آمریکا قطع شده است یعنی منافع نفتی آمریکا از بین رفته است شیوه آمریکا نیز تغییر یافته و انفجار و انهدام تأسیسات نفتی را مدنظر قرار داده اند. 2- آرزوهای امپریالیستی