بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 187

شماره 2/4171تاریخ: 9 آوریل 1979 (20 فروردین 1358)

از: اداره جاسوسی دفاعی آمریکاسرّی: غیرقابل رؤیت برای افراد با ملیت های خارجی

به: سرهنگ توماس شیفر دفتر وابسته نظامی آمریکا در تهران

سرهنگ شیفر عزیز (طبقه بندی نشده): لطفا به نامه ما به شماره 2749 (27 مارس 79) و جواب شما به

شماره 79100 (21 مارس 79) مراجعه کنید.

به خاطر جواب شما متشکریم و با روش پیشنهادی شما موافقت می شود (به نظر می آید بهتر باشد).

(سرّی: غیرقابل رؤیت برای خارجیها): همراه با این نامه یک پاکت باز می بینید که در آن یک چک و یک

نامه از سروان بهارمست به خواهر زنش موجود است. از شما درخواست می شود که روی پاکت نامه تمبر

ایران را الصاق کنید و آن را در خارج از محدوده سفارت پست کنید. لطفا در پاکت نامه را قبل از پست

کردن ببندید. (سرّی: غیرقابل رؤیت برای خارجیها): در این نامه اظهار شده که شما بعد از چند روز که نامه

را در تهران پست کردید از یک تلفن همگانی به خانم فاطمه داوری تلفن می زنید و از او (خانم داوری)

خواسته شده که طبق دستورالعملهای شما با شما ملاقات کند تا انتقال این وجه نقد انجام گیرد.

شماره تلفن خانم داوری 687388 می باشد. سرّی: اعمال بالا به این خاطر انجام می گیرد که ما فکر کردیم

ممکن است تلفنهای سفارت و پست محلی (در داخل سفارت) تحت کنترل و مراقبت باشد. طریقه

فرستادن پول نقد به سروان بهارمست طبق نظر شما خواهد بود. اگر کمکی از دست ما برمی آید حتما

بگویید. سرّی: ژنرال تیگ ( ) از کمک شما در این مورد متشکر است همان طوری که تمام افراد

دیگری که در این مسئله هستند از شما متشکرند. در مورد این کار و تمام کارهای سختی که الآن با آن

روبرو هستید برایتان آرزوی موفقیّت می کنم. امیدوارم که اوضاع آنجا رو به بهبود برود.

ارادتمند دان سی. وینر

سرهنگ نیروی هوایی ایالات متحده

رئیس روابط خارجی

گوشزد موضوعات (پیام)


صفحه 188

سند 6426

از: بخش ایالت واشنگتن تاریخ: 6/2/ 58

به: سفارت آمریکا در تهران (دارای تقدم)

موضوع: گوشزد موضوعات (پیام)

همان طوری که شما درخواست کردید و چون فرصتهای مناسب در هفته های آینده بیشتر خواهند

شد. این جا یک مقدار عنوانهایی وجود دارد که می تواند ما را در ادامه گرفتن اطلاعات و یا افزودن آن

یاری کند.

1 روابط سیاسی درون رهبری انقلابی.

(A) چه کسانی شخصیتهای مقتدری هستند، با داشتن یا بدون داشتن شغلهای رسمی (دولتی) چه کسانی

را برای آینده تحت نظر داشته باشیم؟ به زندگینامه احتیاج داریم.

(B) امیر انتظام و صباغیان چه پیوستگی سیاسی یا قدرت سیاسی دارند؟ ما اطلاعات نسبتا کمی در

مورد این دو داریم.

(C) یزدی در چه سلسله مراتبی قرار گرفته است. بعد از تغییر مکانش به (وزارت امور خارجه) آیا او

قدرت به دست آورده است یا اینکه از قدرت او کم شده است؟

عکس العمل کارکنان وزارت امور خارجه در برابر او چه بوده است و آیا هیچ اثر قابل پیش بینی در

سیاست به وجود آمده است؟

2 برداشت مردم از بازرگان چیست؟ گروههای مخالف چگونه او را تلقی می کنند؟ آیا او رقیبی دارد؟

3 ما اطلاعات جامعی درباره طالقانی و اطرافیان او در زمینه های مذهبی، غیر مذهبی نداریم.

4 ما باید به طریقه سیستماتیک درصدد شناخت روندهای جامعه باشیم و این پایه مشخص شدن

زمینه های خاص سیاسی و اقتصادی را در برداشته باشد، تا آنها را تحت نظر بداریم و به طور متناوب

گزارش کنیم.

از این زمره در مخابرات ما بسیار ذکر شده است:

«مردم آمریکا چگونه می بینند.»

5 چه عملها یا رخوتهایی (از طرف دولت) از اواسط فوریه به ما کمک کرده یا به ما صدمه زده است؟

چگونه ما می توانستیم بهتر عمل کنیم؟

6 گزارشات گفتگوهای نظامی خیلی مفید است. (گاهگاهی) خلاصه کردن آنها همراه با مشخص کردن

روندها در بخشی مفید خواهد بود. اطلاعاتی از پلیس و ژاندارمری نیز باارزش می باشد.

7 ما بی نهایت از گزارشات اقتصادی ارزشمند قدردانی می کنیم. ما می توانستیم از موارد رسمی بیمه،

قیمتهای بازار، فروش، کسریها (کمبودها) استخدام و فشارها استفاده کنیم. بیکاران چگونه زندگیشان

را تأمین می کنند؟

8 نقشه ها و فعالیتها و قدرت دمکراتهای لیبرال (متین دفتری)، جبهه ملی سنجابی (چریکهای چپی

«فداییها») گروههای مختلف مجاهدین، عناصر و افراد شاه چگونه بوده است؟

9 گذران روستاها و ایالات به چه نحو است؟ به خصوص از نظر فراهم بودن غذا و محصول.

10 وضعیت کوششها برای بستن یا فروختن و یا با کشتی پس فرستادن وسایل و اسباب و ادوات نظامی


صفحه 189

چگونه است؟

11 از دریافتهای سفارتخانه های مهم دیگر چه می توانید بگویید؟ (بگیرید)؟ شوروی مشغول چه کاری

است؟

12 وضعیت دانشگاهها، تلویزیون و دیگر وسایل ارتباط جمعی چگونه است؟

13 وضعیت نقشه ها و تصمیمهایی که برای قانون اساسی و انتخابات گرفته می شود چگونه است؟

14 خمینی، دولت موقت، چه کاری برای عفو عمومی ارتشیها، پلیسها و دیگران انجام داده اند؟

15 در میان جشن، چهارم جولای را فراموش نکنید.

نامه رال. پل برمر سرم، اسکوار


صفحه 190

سفارت ایالات متحده آمریکا

موضوع: نامه اداری محرمانه غیر رسمی

رال. پل برمر سرم، اسکوایتر

معاون دبیر اجرایی وزارت کشور

واشنگتن دی. سی.

جری (GERRY) عزیز

من این اواخر خیلی مشغول بوده ام و بدین جهت کمی تأخیر در مکاتبات به عمل آمده است. تصور

می کنم که تو هم گرفتاری زیادی در رابطه با پیدا کردن کار جدید و انتقال داشته ای. از نامه شارن

(SHARON)چنین استنباط می کنیم که دارد کارهایش را در میشیگان (MICHIGAN) ردیف می کند،

اگر او نتواند به زودی به اینجا می آید. سال آینده پس از تعطیل مدارس به واشنگتن خواهد رفت. این مطلب

را به او نگو، من از تو شنیدم.(1)

جریانات در تهران کاملاً مهیج می باشند. طبعا 85 درصد از وقت من صرف همکاری و کمک به تجار

آمریکایی می شود تا آنها بتوانند اختلاف بین شکل انقلاب الفاظی و اصل عادی شدن روابط تجاری را

تشخیص دهند. طرفداران خمینی جدا خواستار برگشت مردم به سر کار و شروع کارها می باشند. بدین

منظور حاضرند که اقدامات لازم را بنمایند (و در اصطلاح انقلابی سازشهای لازم را بنمایند) در صورتی

که آمریکاییها حاضر به اصلاح قراردادهای خود براساس تغییرات حاصله از انقلاب باشند. من در این

زمینه موفقیتهایی حاصل کرده ام و مشکل عمده ام اغلب اوقات این بوده که بعضی از بازیگران آمریکایی که

به منظور مذاکره با ایران می آیند متقاعد کنم به طوری که در اینجا سرشان به سنگ نخورد.

این امر موجب می شود که من به فعالیتهای سیاسی خود در ایران ادامه بدهم. آشکارا بگویم، من با موضع

آمریکا در ایران مبنی بر وجود یک حکومت دوگانه بازرگان و خمینی موافق نیستم. من تصور می کنم که

مفهوم حکومت دوگانه (یا دو حکومتی) بدین جهت مشهور شده است که حاکی از آن است که ما حداقل

می توانیم در بخشی از سیاستهای دستگاه نفوذ نماییم. اگر ادعا کنیم که خمینی تنها منبع قدرت است آن

وقت باید توضیح دهم که ما چگونه می توانیم منافع خود در ایران را صرفا از طریق ارتباط غیر مستقیم و به

وسیله یک شخص ثالثی که طبعا با ما، در بسیاری مسایل هم فکری ندارد حفظ نماییم (و تازه این امر خود

چندان مورد قبول مردم که اصل قضیه هستند نیست).

به نظر من حتی اگر یک حکومت دو گانه در ایران وجود داشته است، با آمدن خمینی به عنوان منبع

قدرت به سرعت عمر آن خاتمه داده شد. اقدامات شدید اخیر خمینی، برای ایجاد نظم و انضباط در رابطه

با کردها، حملات او به چپگراها، بی توجهی عینی او به روشنفکران منتقد و ظاهرا ایجاد محدودیتهای

موقتی برای مطبوعات در هفته های اخیر را من یک عکس العمل فوری و بی اساس که ناشی از خارج شدن

حوادث از کنترل خمینی باشد نمی دانم. بلکه آن را یک نوع استفاده اصولی از قدرت توسط مردی است که

علنا گفته است که او اشتباه کرنسکی (KERENSKY) را تکرار نخواهد کرد و بر خلاف او سلاح انقلاب را

بر علیه طرفداران راحت طلبی که از نهضت برای مقاصد خودشان می خواهد استفاده کنند به کار خواهد

برد، می دانم.

1- نفوذ سیستم های سرّی در خانواده اشان و دوستانشان هم!


صفحه 191

فکر می کنم در اینجا یک مسئله زمانی هم وجود دارد. خمینی می داند که مجلس خبرگان او که تحت

نفوذ ملاها می باشد، مشغول تکمیل کردن یک قانون اساسی دلخواه برای جمهوری اسلامی مورد نظر او

می باشد. در ظرف چند هفته آینده در عمل، انقلاب به عنوان یک موفقیت قطعی اعلام خواهد شد و

حکومت دائمی جدیدی به کار خواهد افتاد. به نظر من بهترین هدیه الهی خمینی به انقلاب ایران وجود

گروه مخالفی، خلع سلاح شده و دسته دسته شده و جمعیتی که نیاز به فرمان و اطاعت از حکومت دارد

می باشد.

به علاوه، در این لحظه از زمان، خمینی قادر است در عرض چند ساعت با یک فرمان نیم میلیون از

مردم را به خیابانها بکشاند. سپاه انقلاب او مشتاقانه خود را به سوی هر گروهی پرتاب خواهند کرد، چه

آن گروه بتواند از خود دفاع کند یا نه. در عرض شش ماه یا یک سال، مرحله رهایی از جادوگری ناگزیر

شروع خواهد شد، قدرت او در برابری با انتقادات کمتر خواهد شد و به تصور من در آن زمان ترجیح

خواهد داد که دولت جدید او اقدامات اصلاحی را در جهت آزادی و رهایی از قدرتمندی شروع نماید.

وقتی که خمینی حاضر به انجام این کار شود، آن وقت انتقادات را پذیرفته و دیگر نخواهد توانست آنها را

به دور بریزد.

و اما نتایج این جریانات برای آمریکا چه خواهد بود؟ چنانچه خمینی قادر به تحمل دوران رهایی از

جادوگری باشد شما دورنمای آینده برای ثبات داخلی را به زودی بهبود بخشیده و زمینه را برای تمامیت

ارضی خدشه ناپذیری آماده کرده اید. به علاوه برای من روشن است که خمینی علاوه بر ایجاد نظم

خواستار آن است که مردم را هر چه زودتر سر کار برگردانده و برای آنان یک زندگی آبرومند و حتی

افزایش سطح زندگی آنان را براساس مقیاسهای محلی تأمین نماید. (به من گفته شده که یک حکومت

جمهوری اسلامی معتقد و جدی را نباید به عنوان یک حکومت بیهوده یا عقب افتاده تلقی کرد).

منافع ما در تداوم دسترسی ما به نفت ایران باید از طریق توانایی دولت در حفظ نظم و آرامش در مناطق

نفت خیز و نیاز آن به درآمد نفت تضمین گردد.(1)منافع، در زمینه پرداختهای ایران از بابت درآمد نفت به

آمریکا (از طریق خرید بیشتر توسط ایران) باید گسترده تر شود. (اگر با پاسخ ندادن به ابراز علاقه ها ضربه

نزنیم) افزایش منافع، در ایران باید از طریق انتقال دلار حاصله از نفت به فعالیتهایی که ایجاد کار می کنند،

انجام شود. این احتیاج به طور روزافزونی روشن می شود. برای این کار باید یا کالاهای معرفی را افزایش

داد و یا طرحهای متمرکزی که احتیاج به کارگر زیاد دارد تأسیس نمود و آنها را در جهت ایجاد صنایع

کارگرپذیر هدایت نمود. (فکر می کنم این امر خود نهایتا موجب افزایش تولید نفت نیز خواهد شد).(2)نهایت

امر اینکه خمینی مطمئن به خود با احاطه ای کامل بر اوضاع و احوال در داخل کشور و شک و بدگمانیهای

فراوانی نسبت به غرب و جریانات غربی برای ما مشکلات جدی زیادی در بسیاری از زمینه ها و روابط

چندجانبه ای (بین المللی) به وجود خواهد آورد. ما به خمینی در آینده نزدیک حداقل به همان اندازه

احتیاج داریم که او به ما احتیاج دارد. بدین ترتیب ما چیزی که با آن خمینی را تهدید کنیم نداریم. (به

عبارت دیگر ما دلیلی برای تهدید خمینی نداشته و این کار را نمی توانیم بکنیم) مخصوصا در سیاست

1- و لابد حالا هم که صدور نفت به آمریکا قطع شده است یعنی منافع نفتی آمریکا از بین رفته است شیوه آمریکا نیز تغییر یافته و انفجار و انهدام تأسیسات نفتی را مدنظر قرار داده اند. 2- آرزوهای امپریالیستی


صفحه 192

مربوط به خاورمیانه، خمینی نیرویی خواهد شد که ما ناچاریم آن را به حساب بیاوریم.

جری! تصادفا آرزو داشتم که می توانستم بگویم که تماسهای خوبی با ملاهای مهم که تمام این مطلب

را تأیید بکنند دارم. بدیهی است که چنین تماسی ندارم. من تماسهایی با بعضی از عوامل خمینی در جهان

تجارت دارم. با نیم جین از افراد نیمه اصلاح کرده (ته ریش دار) ولی نسبتا منطقی، جوان و از مردانی که بعد

از انقلاب در جریان کار قرار گرفته اند و نیز تنی چند از افراد قدیمی (اصطلاح «مردان جدید» در مورد این

گروه هم به کار برده شده و منظور افرادی که بعد از انقلاب مسئولیتی دارند می باشند) و منطقی تماس دارم.

معذالک بیشتر این مطالب نظریه شخصی و تعبیر آن است. علاوه بر من کارمند دیگری با من کار می کند و ما

دو نفر در یک دایره ای که قرار است چهار نفر کار بکنند، کار می کنیم. من احتیاج فراوانی مخصوصا به یک

اقتصاددان دارم. یک شخصی در دفتر ایران به نام مارک جانسون خودش را برای این کار داوطلب کرده

است او دو ماه اینجا بوده است آیا فرصتی وجود دارد که یکی از کارمندان ارشد را بخواهید و او را برای این

کار بفرستید؟ متأسفم از اینکه سخن به درازا کشید. با بهترین آرزوها.

ارادتمند. آندریو.دی.رسنز


صفحه 193

سفارت ایالات متحده

تاریخ 4 سپتامبر 1979 13/6/58

یادداشت برای قسمت سیاسی آقای لی مبرت

از قسمت اقتصادی آ دی سنز

عواقب و اثرات ترکیب سیاسی ایران به طوری که از تلگراف شما برمی آید کاملاً صحیح و مربوط به

نظر می رسند. به نظر من شما پا را فراتر نهاده و اثرات سقوط حکومت دوگانه ایران را روی منافع آمریکا

بیان کرده اید و یک (VIe) از من خواست تا نظریاتم را در این باره اعلام نموده شاید بتواند در تلگراف بعدی

شما تا حدی مفید واقع شوند.

این نظریات عبارتند از:

به نظر می رسد که حکومت دو گانه ای در ایران وجود داشته، با آمدن خمینی... الی آخر. (بقیه نامه عینا

از نامه قبلی به جری (JERRY) گرفته شده است.)(1)

خمینی غیرروحانی ها را از انقلاب خود طرد می کند

شماره سند 5930

از: سفارت تهرانتاریخ: 7 ژوئن 79 17/3/58

به: واشنگتن وزارت امور خارجه دارای حق تقدم

گزارشگر: تامست

طبقه بندی: استفاده محدود اداری

موضوع: خمینی غیرروحانی ها را از انقلاب خود طرد می کند.

ترجمه خلاصه مطالب مهم (در صورت خیلی مهم بودن ترجمه کامل)

1 (محرمانه تمام متن)

2 خلاصه: در گفتگوی 5 ژوئن ضمن یادآوری شانزدهمین سالگرد قیام سرکوب شده که برای خمینی

آغاز انقلاب بود، خمینی هر کسی را که خارج از اسلام ارتجاعی او بود منحرف خواند و به آنها انتخاب

تسلیم کلی یا انهدام را نمود. (پایان خلاصه)

3 پس از موفقیت انقلاب در فوریه 79، مقامات مسئول در ایران نگران تخفیف ماهیت خودرویانه سریع

آن بودند و همچنین در جستجوی ریشه های آن در وقایع تاریخی (و ادعای استمرار از چه جایی).

اغلب اعضای دولت ایران و اکثر گروههای غیرمذهبی مبدأ آن را به سال 1953 دوره مصدق ربط

می دادند. افراطیون چپ فداییان خلق آن را با تأسیس سازمان خویش در اواخر سالهای 1950 مرتبط

می دانستند.

روز یادبود (15 خرداد) عزای ملی در سخنرانی مخصوصی، آیت اللّه خمینی ادعا کرد که 5 ژوئن 1963 نه

تنها مبدأ انقلاب بود بلکه تأکید می کند که دیگر گروهها نیز در انقلابش مشارکت نداشتند.

5 ژوئن روز قیام، اتحادی از بازاریان، عناصر زمینه داران و مسلمانان متعصب به رهبری روحانیون

منجمله خمینی بر علیه انقلاب سفید شاه صورت گرفت. این برنامه تسلیم زمین و احیای حقوق زنان را

دربر داشت.

1- دنباله این سند در هیچیک از نسخ چاپ شده قبلی ترجمه نشده بود لذا برای حفظ امانت کلیشه سند عیناً آورده شد.


صفحه 194

4 بعد از شورشی که پس از سخنرانی خمینی صورت گرفت و به طور وحشیانه سرکوب شد و خمینی نیز

توقیف گردید، اعمال رهبران مذهبی مانع محاکمه و اعدام احتمالی او گردید. شهدای آن شورش نیز از

طبقه پایین بازاریان محافظه کار و محصلین مذهبی بودند.

5 خمینی اخیرا مواجه با تشدید انتقاد و اعتراض شده است. کم توجهی او به مصدق، نخست وزیر قبلی،

باعث انتقاد گروههای غیرمذهبی سیاسی شده است (منجمله بازرگان) گروه تروریستی فرقان مدعی

ایده «اسلام بدون آخوند» شد؛ رئیس کانون وکلا اعلام کرد که قوانین اسلامی برای قرن بیستم کافی

نیست؛ جبهه دمکراتیک ملی خمینی را دیکتاتور نامید.

6 قسمت انتخاب شده از سخنرانی امام: حادثه 5 ژوئن را که به وجود آورد؟ که آن را دنبال کرد؟ چه کسی

از این پس رهرو آن است؟... طبقات پایین... کشاورزان... کارگران... مسلمانان شاغل بازار. این طبقه از

مردم هستند که گفته می شود کشور را می گردانند، دیگری حقی ندارد... آنان که تصور می کنند جز اسلام

رژیم قبلی را چیزی ساقط کرد. آنان که با ما مخالفت می کنند... بایستی درست ارشاد شوند اگر ممکن

است... در غیر این صورت همان مردمی که رژیم را نابود کردند، این کانونها را منهدم خواهند کرد، نه

عوامل انحصارا اسلامی، ملتی که از غربزدگی رنج دیده... شما، قضات ما، کانون حقوق بشر ما، از این

قضات (غربی) تبعیت نکنید... این طبقاتی که انقلاب را به ثمر رساندند تحت عنوان حقوق بشرشان....

آنها که نظریات تفرقه طلبانه دارند، آنها که اسلام 1400 ساله را کهنه، غیرمقبول تلقی می کنند... اینها

باید موضعشان را از سایر ملت جدا کنند برادران من، آنچه شما در جستجوی آن هستید در اسلام نهفته

است. من به شما نصیحت می کنم از روحانیت جدا نشوید، اگر این نیرو از بین برود شما هیچ خواهید شد.

خدایا تو شاهد باش که من حمایت از روحانی نمی کنم به خاطر اینکه خودم ملبس هستم... این است...

آنچه مردم می خواهند. (پایان قسمت منتخب سخنرانی امام).(1)

7 به نظر برخی این تهدید صریح به نابودی علیه مخالفین چیزی جز تعهد بی تهدید ضمنی بروز جنگ

داخلی از طرف جبهه دمکراتیک ملی به خمینی طی نامه شان نیست و اینکه مسئله جدی گرفته

نمی شود، هر چند دیگران وحشت زده اند. به نظر آنها تشریح «انتخاب» از سوی خمینی آن چنان

خصوصیاتی دارد که گروههای غیرمذهبی اینک هیچ راهی جز انتخاب ائتلاف کلی (و کنار گذاشتن

اصول خود) یا باز کردن راه مخالفت ندارند. هنوز عده ای زیاد هستند که وضع خمینی را با بیان الهی

تلقی می کنند و ممکن است این سخن را به عنوان اجازه ای برای تشنج علیه هر گروه مخالفی به حساب

آورند.(2)

8 نظریه: در این مورد که خمینی در مورد نابودی منحرفین جدی است نشانه بارز شکاف مشخصی بین او

و منتقدین می باشد. تنها گروهی که خمینی حمله نکرده، دیگر آیات هستند که از او انتقاد کرده اند.

ترکیب یا همکاری آنها با گروههای غیرمذهبی این حمله را آرام می کند ولی امید منزوی کردن

1- آنها که از اسلام ارتجاعی خمینی حرف می زنند ٬ آنها که نظرات و دیدگاههای اسلام امام و روحانیت را ارتجاعی می دانند با ناس (از مزدوران درجه اول) هم عقیده اند. همان عقیده ای. که شاه نیز در مورد امام و روحانیت ابراز می کرده. چرا واقعیات ٬ خودباختگان به ابرقدرتها را به خود نمی آورد!؟ 2- به طور کلی می توان گفت: سند ٬ دلسوزاندن آمریکا برای طیف وسیع (از نظر نام فرقه ها و اختلافات) ضدانقلاب را نشان می دهد همان گروههایی که خواهناخواه ٬ از نغمه های شوم و از سخنانشان ٬ سنخیت آنها با مواضع و تفکر آمریکایی آشکار است.