چگونه است؟
11 از دریافتهای سفارتخانه های مهم دیگر چه می توانید بگویید؟ (بگیرید)؟ شوروی مشغول چه کاری
است؟
12 وضعیت دانشگاهها، تلویزیون و دیگر وسایل ارتباط جمعی چگونه است؟
13 وضعیت نقشه ها و تصمیمهایی که برای قانون اساسی و انتخابات گرفته می شود چگونه است؟
14 خمینی، دولت موقت، چه کاری برای عفو عمومی ارتشیها، پلیسها و دیگران انجام داده اند؟
15 در میان جشن، چهارم جولای را فراموش نکنید.
نامه رال. پل برمر سرم، اسکوار
سفارت ایالات متحده آمریکا
موضوع: نامه اداری محرمانه غیر رسمی
رال. پل برمر سرم، اسکوایتر
معاون دبیر اجرایی وزارت کشور
واشنگتن دی. سی.
جری (GERRY) عزیز
من این اواخر خیلی مشغول بوده ام و بدین جهت کمی تأخیر در مکاتبات به عمل آمده است. تصور
می کنم که تو هم گرفتاری زیادی در رابطه با پیدا کردن کار جدید و انتقال داشته ای. از نامه شارن
(SHARON)چنین استنباط می کنیم که دارد کارهایش را در میشیگان (MICHIGAN) ردیف می کند،
اگر او نتواند به زودی به اینجا می آید. سال آینده پس از تعطیل مدارس به واشنگتن خواهد رفت. این مطلب
را به او نگو، من از تو شنیدم.(1)
جریانات در تهران کاملاً مهیج می باشند. طبعا 85 درصد از وقت من صرف همکاری و کمک به تجار
آمریکایی می شود تا آنها بتوانند اختلاف بین شکل انقلاب الفاظی و اصل عادی شدن روابط تجاری را
تشخیص دهند. طرفداران خمینی جدا خواستار برگشت مردم به سر کار و شروع کارها می باشند. بدین
منظور حاضرند که اقدامات لازم را بنمایند (و در اصطلاح انقلابی سازشهای لازم را بنمایند) در صورتی
که آمریکاییها حاضر به اصلاح قراردادهای خود براساس تغییرات حاصله از انقلاب باشند. من در این
زمینه موفقیتهایی حاصل کرده ام و مشکل عمده ام اغلب اوقات این بوده که بعضی از بازیگران آمریکایی که
به منظور مذاکره با ایران می آیند متقاعد کنم به طوری که در اینجا سرشان به سنگ نخورد.
این امر موجب می شود که من به فعالیتهای سیاسی خود در ایران ادامه بدهم. آشکارا بگویم، من با موضع
آمریکا در ایران مبنی بر وجود یک حکومت دوگانه بازرگان و خمینی موافق نیستم. من تصور می کنم که
مفهوم حکومت دوگانه (یا دو حکومتی) بدین جهت مشهور شده است که حاکی از آن است که ما حداقل
می توانیم در بخشی از سیاستهای دستگاه نفوذ نماییم. اگر ادعا کنیم که خمینی تنها منبع قدرت است آن
وقت باید توضیح دهم که ما چگونه می توانیم منافع خود در ایران را صرفا از طریق ارتباط غیر مستقیم و به
وسیله یک شخص ثالثی که طبعا با ما، در بسیاری مسایل هم فکری ندارد حفظ نماییم (و تازه این امر خود
چندان مورد قبول مردم که اصل قضیه هستند نیست).
به نظر من حتی اگر یک حکومت دو گانه در ایران وجود داشته است، با آمدن خمینی به عنوان منبع
قدرت به سرعت عمر آن خاتمه داده شد. اقدامات شدید اخیر خمینی، برای ایجاد نظم و انضباط در رابطه
با کردها، حملات او به چپگراها، بی توجهی عینی او به روشنفکران منتقد و ظاهرا ایجاد محدودیتهای
موقتی برای مطبوعات در هفته های اخیر را من یک عکس العمل فوری و بی اساس که ناشی از خارج شدن
حوادث از کنترل خمینی باشد نمی دانم. بلکه آن را یک نوع استفاده اصولی از قدرت توسط مردی است که
علنا گفته است که او اشتباه کرنسکی (KERENSKY) را تکرار نخواهد کرد و بر خلاف او سلاح انقلاب را
بر علیه طرفداران راحت طلبی که از نهضت برای مقاصد خودشان می خواهد استفاده کنند به کار خواهد
برد، می دانم.
1- نفوذ سیستم های سرّی در خانواده اشان و دوستانشان هم!
فکر می کنم در اینجا یک مسئله زمانی هم وجود دارد. خمینی می داند که مجلس خبرگان او که تحت
نفوذ ملاها می باشد، مشغول تکمیل کردن یک قانون اساسی دلخواه برای جمهوری اسلامی مورد نظر او
می باشد. در ظرف چند هفته آینده در عمل، انقلاب به عنوان یک موفقیت قطعی اعلام خواهد شد و
حکومت دائمی جدیدی به کار خواهد افتاد. به نظر من بهترین هدیه الهی خمینی به انقلاب ایران وجود
گروه مخالفی، خلع سلاح شده و دسته دسته شده و جمعیتی که نیاز به فرمان و اطاعت از حکومت دارد
می باشد.
به علاوه، در این لحظه از زمان، خمینی قادر است در عرض چند ساعت با یک فرمان نیم میلیون از
مردم را به خیابانها بکشاند. سپاه انقلاب او مشتاقانه خود را به سوی هر گروهی پرتاب خواهند کرد، چه
آن گروه بتواند از خود دفاع کند یا نه. در عرض شش ماه یا یک سال، مرحله رهایی از جادوگری ناگزیر
شروع خواهد شد، قدرت او در برابری با انتقادات کمتر خواهد شد و به تصور من در آن زمان ترجیح
خواهد داد که دولت جدید او اقدامات اصلاحی را در جهت آزادی و رهایی از قدرتمندی شروع نماید.
وقتی که خمینی حاضر به انجام این کار شود، آن وقت انتقادات را پذیرفته و دیگر نخواهد توانست آنها را
به دور بریزد.
و اما نتایج این جریانات برای آمریکا چه خواهد بود؟ چنانچه خمینی قادر به تحمل دوران رهایی از
جادوگری باشد شما دورنمای آینده برای ثبات داخلی را به زودی بهبود بخشیده و زمینه را برای تمامیت
ارضی خدشه ناپذیری آماده کرده اید. به علاوه برای من روشن است که خمینی علاوه بر ایجاد نظم
خواستار آن است که مردم را هر چه زودتر سر کار برگردانده و برای آنان یک زندگی آبرومند و حتی
افزایش سطح زندگی آنان را براساس مقیاسهای محلی تأمین نماید. (به من گفته شده که یک حکومت
جمهوری اسلامی معتقد و جدی را نباید به عنوان یک حکومت بیهوده یا عقب افتاده تلقی کرد).
منافع ما در تداوم دسترسی ما به نفت ایران باید از طریق توانایی دولت در حفظ نظم و آرامش در مناطق
نفت خیز و نیاز آن به درآمد نفت تضمین گردد.(1)منافع، در زمینه پرداختهای ایران از بابت درآمد نفت به
آمریکا (از طریق خرید بیشتر توسط ایران) باید گسترده تر شود. (اگر با پاسخ ندادن به ابراز علاقه ها ضربه
نزنیم) افزایش منافع، در ایران باید از طریق انتقال دلار حاصله از نفت به فعالیتهایی که ایجاد کار می کنند،
انجام شود. این احتیاج به طور روزافزونی روشن می شود. برای این کار باید یا کالاهای معرفی را افزایش
داد و یا طرحهای متمرکزی که احتیاج به کارگر زیاد دارد تأسیس نمود و آنها را در جهت ایجاد صنایع
کارگرپذیر هدایت نمود. (فکر می کنم این امر خود نهایتا موجب افزایش تولید نفت نیز خواهد شد).(2)نهایت
امر اینکه خمینی مطمئن به خود با احاطه ای کامل بر اوضاع و احوال در داخل کشور و شک و بدگمانیهای
فراوانی نسبت به غرب و جریانات غربی برای ما مشکلات جدی زیادی در بسیاری از زمینه ها و روابط
چندجانبه ای (بین المللی) به وجود خواهد آورد. ما به خمینی در آینده نزدیک حداقل به همان اندازه
احتیاج داریم که او به ما احتیاج دارد. بدین ترتیب ما چیزی که با آن خمینی را تهدید کنیم نداریم. (به
عبارت دیگر ما دلیلی برای تهدید خمینی نداشته و این کار را نمی توانیم بکنیم) مخصوصا در سیاست
1- و لابد حالا هم که صدور نفت به آمریکا قطع شده است یعنی منافع نفتی آمریکا از بین رفته است شیوه آمریکا نیز تغییر یافته و انفجار و انهدام تأسیسات نفتی را مدنظر قرار داده اند. 2- آرزوهای امپریالیستی
مربوط به خاورمیانه، خمینی نیرویی خواهد شد که ما ناچاریم آن را به حساب بیاوریم.
جری! تصادفا آرزو داشتم که می توانستم بگویم که تماسهای خوبی با ملاهای مهم که تمام این مطلب
را تأیید بکنند دارم. بدیهی است که چنین تماسی ندارم. من تماسهایی با بعضی از عوامل خمینی در جهان
تجارت دارم. با نیم جین از افراد نیمه اصلاح کرده (ته ریش دار) ولی نسبتا منطقی، جوان و از مردانی که بعد
از انقلاب در جریان کار قرار گرفته اند و نیز تنی چند از افراد قدیمی (اصطلاح «مردان جدید» در مورد این
گروه هم به کار برده شده و منظور افرادی که بعد از انقلاب مسئولیتی دارند می باشند) و منطقی تماس دارم.
معذالک بیشتر این مطالب نظریه شخصی و تعبیر آن است. علاوه بر من کارمند دیگری با من کار می کند و ما
دو نفر در یک دایره ای که قرار است چهار نفر کار بکنند، کار می کنیم. من احتیاج فراوانی مخصوصا به یک
اقتصاددان دارم. یک شخصی در دفتر ایران به نام مارک جانسون خودش را برای این کار داوطلب کرده
است او دو ماه اینجا بوده است آیا فرصتی وجود دارد که یکی از کارمندان ارشد را بخواهید و او را برای این
کار بفرستید؟ متأسفم از اینکه سخن به درازا کشید. با بهترین آرزوها.
ارادتمند. آندریو.دی.رسنز
سفارت ایالات متحده
تاریخ 4 سپتامبر 1979 13/6/58
یادداشت برای قسمت سیاسی آقای لی مبرت
از قسمت اقتصادی آ دی سنز
عواقب و اثرات ترکیب سیاسی ایران به طوری که از تلگراف شما برمی آید کاملاً صحیح و مربوط به
نظر می رسند. به نظر من شما پا را فراتر نهاده و اثرات سقوط حکومت دوگانه ایران را روی منافع آمریکا
بیان کرده اید و یک (VIe) از من خواست تا نظریاتم را در این باره اعلام نموده شاید بتواند در تلگراف بعدی
شما تا حدی مفید واقع شوند.
این نظریات عبارتند از:
به نظر می رسد که حکومت دو گانه ای در ایران وجود داشته، با آمدن خمینی... الی آخر. (بقیه نامه عینا
از نامه قبلی به جری (JERRY) گرفته شده است.)(1)
خمینی غیرروحانی ها را از انقلاب خود طرد می کند
شماره سند 5930
از: سفارت تهرانتاریخ: 7 ژوئن 79 17/3/58
به: واشنگتن وزارت امور خارجه دارای حق تقدم
گزارشگر: تامست
طبقه بندی: استفاده محدود اداری
موضوع: خمینی غیرروحانی ها را از انقلاب خود طرد می کند.
ترجمه خلاصه مطالب مهم (در صورت خیلی مهم بودن ترجمه کامل)
1 (محرمانه تمام متن)
2 خلاصه: در گفتگوی 5 ژوئن ضمن یادآوری شانزدهمین سالگرد قیام سرکوب شده که برای خمینی
آغاز انقلاب بود، خمینی هر کسی را که خارج از اسلام ارتجاعی او بود منحرف خواند و به آنها انتخاب
تسلیم کلی یا انهدام را نمود. (پایان خلاصه)
3 پس از موفقیت انقلاب در فوریه 79، مقامات مسئول در ایران نگران تخفیف ماهیت خودرویانه سریع
آن بودند و همچنین در جستجوی ریشه های آن در وقایع تاریخی (و ادعای استمرار از چه جایی).
اغلب اعضای دولت ایران و اکثر گروههای غیرمذهبی مبدأ آن را به سال 1953 دوره مصدق ربط
می دادند. افراطیون چپ فداییان خلق آن را با تأسیس سازمان خویش در اواخر سالهای 1950 مرتبط
می دانستند.
روز یادبود (15 خرداد) عزای ملی در سخنرانی مخصوصی، آیت اللّه خمینی ادعا کرد که 5 ژوئن 1963 نه
تنها مبدأ انقلاب بود بلکه تأکید می کند که دیگر گروهها نیز در انقلابش مشارکت نداشتند.
5 ژوئن روز قیام، اتحادی از بازاریان، عناصر زمینه داران و مسلمانان متعصب به رهبری روحانیون
منجمله خمینی بر علیه انقلاب سفید شاه صورت گرفت. این برنامه تسلیم زمین و احیای حقوق زنان را
دربر داشت.
1- دنباله این سند در هیچیک از نسخ چاپ شده قبلی ترجمه نشده بود لذا برای حفظ امانت کلیشه سند عیناً آورده شد.
4 بعد از شورشی که پس از سخنرانی خمینی صورت گرفت و به طور وحشیانه سرکوب شد و خمینی نیز
توقیف گردید، اعمال رهبران مذهبی مانع محاکمه و اعدام احتمالی او گردید. شهدای آن شورش نیز از
طبقه پایین بازاریان محافظه کار و محصلین مذهبی بودند.
5 خمینی اخیرا مواجه با تشدید انتقاد و اعتراض شده است. کم توجهی او به مصدق، نخست وزیر قبلی،
باعث انتقاد گروههای غیرمذهبی سیاسی شده است (منجمله بازرگان) گروه تروریستی فرقان مدعی
ایده «اسلام بدون آخوند» شد؛ رئیس کانون وکلا اعلام کرد که قوانین اسلامی برای قرن بیستم کافی
نیست؛ جبهه دمکراتیک ملی خمینی را دیکتاتور نامید.
6 قسمت انتخاب شده از سخنرانی امام: حادثه 5 ژوئن را که به وجود آورد؟ که آن را دنبال کرد؟ چه کسی
از این پس رهرو آن است؟... طبقات پایین... کشاورزان... کارگران... مسلمانان شاغل بازار. این طبقه از
مردم هستند که گفته می شود کشور را می گردانند، دیگری حقی ندارد... آنان که تصور می کنند جز اسلام
رژیم قبلی را چیزی ساقط کرد. آنان که با ما مخالفت می کنند... بایستی درست ارشاد شوند اگر ممکن
است... در غیر این صورت همان مردمی که رژیم را نابود کردند، این کانونها را منهدم خواهند کرد، نه
عوامل انحصارا اسلامی، ملتی که از غربزدگی رنج دیده... شما، قضات ما، کانون حقوق بشر ما، از این
قضات (غربی) تبعیت نکنید... این طبقاتی که انقلاب را به ثمر رساندند تحت عنوان حقوق بشرشان....
آنها که نظریات تفرقه طلبانه دارند، آنها که اسلام 1400 ساله را کهنه، غیرمقبول تلقی می کنند... اینها
باید موضعشان را از سایر ملت جدا کنند برادران من، آنچه شما در جستجوی آن هستید در اسلام نهفته
است. من به شما نصیحت می کنم از روحانیت جدا نشوید، اگر این نیرو از بین برود شما هیچ خواهید شد.
خدایا تو شاهد باش که من حمایت از روحانی نمی کنم به خاطر اینکه خودم ملبس هستم... این است...
آنچه مردم می خواهند. (پایان قسمت منتخب سخنرانی امام).(1)
7 به نظر برخی این تهدید صریح به نابودی علیه مخالفین چیزی جز تعهد بی تهدید ضمنی بروز جنگ
داخلی از طرف جبهه دمکراتیک ملی به خمینی طی نامه شان نیست و اینکه مسئله جدی گرفته
نمی شود، هر چند دیگران وحشت زده اند. به نظر آنها تشریح «انتخاب» از سوی خمینی آن چنان
خصوصیاتی دارد که گروههای غیرمذهبی اینک هیچ راهی جز انتخاب ائتلاف کلی (و کنار گذاشتن
اصول خود) یا باز کردن راه مخالفت ندارند. هنوز عده ای زیاد هستند که وضع خمینی را با بیان الهی
تلقی می کنند و ممکن است این سخن را به عنوان اجازه ای برای تشنج علیه هر گروه مخالفی به حساب
آورند.(2)
8 نظریه: در این مورد که خمینی در مورد نابودی منحرفین جدی است نشانه بارز شکاف مشخصی بین او
و منتقدین می باشد. تنها گروهی که خمینی حمله نکرده، دیگر آیات هستند که از او انتقاد کرده اند.
ترکیب یا همکاری آنها با گروههای غیرمذهبی این حمله را آرام می کند ولی امید منزوی کردن
1- آنها که از اسلام ارتجاعی خمینی حرف می زنند ٬ آنها که نظرات و دیدگاههای اسلام امام و روحانیت را ارتجاعی می دانند با ناس (از مزدوران درجه اول) هم عقیده اند. همان عقیده ای. که شاه نیز در مورد امام و روحانیت ابراز می کرده. چرا واقعیات ٬ خودباختگان به ابرقدرتها را به خود نمی آورد!؟ 2- به طور کلی می توان گفت: سند ٬ دلسوزاندن آمریکا برای طیف وسیع (از نظر نام فرقه ها و اختلافات) ضدانقلاب را نشان می دهد همان گروههایی که خواهناخواه ٬ از نغمه های شوم و از سخنانشان ٬ سنخیت آنها با مواضع و تفکر آمریکایی آشکار است.
گروههای غیرمذهبی پیش از اینکه هر نوع تجمع نیروها حاصل بشود، وجود دارد. امکان بروز تشنج
پس از این سخنرانی زیاد شده ولی خمینی آشکارا نیروی برنده را بر علیه هر گروه منفرد غیرمذهبی
مخالف دارد، که ممکن است به صورت تهورآمیزی برای همکاری بین گروههای مختلف سیاسی و
همچنین بین ایشان و متنفذینِ روحانیِ خمینی، بکار رود.
انقلاب پس از دو ماه
سند شماره 4
گزارشگر: استمپلتاریخ: 28/1/58
طبقه بندی: محرمانهشماره: 01/4025
«انقلاب پس از دو ماه»
خلاصه: برنامه سیاسی اجرایی انقلاب اسلامی تا به حال در هم ریخته و آشفته بوده است. اسلوبهای
حکومتی مشابه مشکلاتی را سبب شده و تولید برخوردهایی می کنند. نقش فلسطینیها در انقلاب ممکن
است افزایش یابد. واکنش عمومی نسبت به عملکردهای انقلابی در هم ریخته و مغشوش می شود و هیچ
یکنواختی در شور انقلابی مردم پدیدار نشده است. برنامه اقتصادی مشکلات سیاسی فعلی و آینده را
تشدید می کند (پایان خلاصه).
3 در اثر یک سری مکالمات و چندین ملاقات با دوستان ما در جنوب و شرق تهران بخش سیاسی
مطالب زیر را در جهت آشکار ساختن چهره انقلاب اسلامی در دو ماه اخیر عرضه کرد.
4 برنامه های اجرایی حکومت علیرغم در نظر گرفتن مشکلات انقلابی به سوی تباهی ادامه یافته.
خیلیها از اینکه با وجود دخالتهای روزانه کمیته ها در کار دولت (اصلاً کارهایی انجام می پذیرد؟) متعجبند؛
گرچه این دخالت بیشتر در امور امنیتی آشکار می شود. در جایی که کمیته مردم را دستگیر کرده، محاکمه
کرده و بدون اطلاع حکومت فعلی ایران می کشد؛(1)این دوگانگی ساختمانی در دیگر ارگانها نیز به همین
حد آزاردهنده است. مسئولین در ادارات دولتی از تصمیم گیریها و تهیه مدارک و اسناد تا زمانی که کمیته
صلاحیت فرد را تصویب کند خودداری می کنند.
اوضاع که انتظار می رفت به نوعی بهبود یابد هیچ تغییر نکرده است. رشوه گیریهای مستقیم به طور قابل
توجهی کاهش یافته است.(2)بجز کسانی که این موقعیت را داشته اند که مدارک دولتی برای فروش زمین و
اجاره ساختمان و از این قبیل چیزها فراهم کنند. اینها احساس می کنند که مهارت ایرانیها در این است که
به سرعت راههای جدیدی در کنار اخلاق اسلامی بیابند. بخشش به مسجد مورد نظر افراد به نظر می رسد
که متداول ترین طریقه ای باشد که در حال حاضر جریان دارد. در بخش اقتصادی تصمیم گیریها هنوز
مغشوش و در هم است. اما از حالت وقفه ای و سستی که بعد از انقلاب پیش آمده بود و عملیات بانکی را
متوقف کرده بود، بیرون آمده است. تولیدات صنعتی ناجور و ناهموار است. گزارشات از شیراز رسیده
نشان می دهد که کلیه طرحها به کار افتاده اند، اما گزارشات تبریز به عکس است: اعتماد و اطمینان
1- یعنی اوایل پیروزی انقلاب نوشته شده است ٬ جریان دستگیری ٬ محاکمه و اعدام مربوط می شود به /1/ 1 از آنجا که این تحلیل در تاریخ 28 دستگیری مزدوران رژیم سابق از قبیل هویدا و نصیری و... و تضاد بین کمیته ها و دولت در این امر نیز در سخنان نخست وزیر وقت آمده بوده است. 2- با این حساب کاهش قابل توجه رشوهگیریها یعنی عدم بهبود در اوضاع از نظر آمریکا.
اقتصادی کم است و بیکاری مسئله ای است که در کمین سیاستهای اسلامی است و به آرامی آن را دنبال
می کند.
5 در فضای کاملاً سیاسی، رفراندوم پیروزی قالب بر محتوی بود و به طور گسترده ای حتی توسط
ساده ترین افراد نیز اینچنین شناخته شد. وزارت کشور که به طور معمول انتخابات را اداره می کند، تقریبا
به کلی در کنار خط بود. مسئولین وزارتخانه گفتند که کمیته خمینی به تنهایی کلیه کارهای انتخاباتی را
انجام دادند. تشکیلات اداری در کشور اتفاقی می نماید و از مخفی بودن ورقه رأی خبری نبود و شمارش
آرا در کلیه سطوح جامعه به یک چیز مسخره می نمود. از طرفی کلیه این مسایل سودمند بوده است و
انتظارات بیش از حدی را که از این حکومت می رفت مأیوس ساخته است. البته این مطلب هیچ نقشی در
بازگرداندن اعتبار حکومت نداشته است. حکومت فعلی ایران احتیاج دارد که حداقل خود را در مسایل
جاری خیلی مستحکم تر و محکم تر و قوی تر نشان دهد. خصوصا در مسایل اجرائی قابل رؤیتی مانند
ترافیک و تدارک خدمات.
6 علت بزرگ سیستمی ضعف اعتبار اجرائی، تشدید ساختهای حکومتی متشابه، یعنی دولت
بازرگان از یک طرف و کمیته های خمینی از طرف دیگر، می باشد. به جای از بین رفتن کمیته ها، آنها به
دخالتهایشان در امور اداری و دولتی ادامه می دهند و تأثیر منفی بر تواناییهای دولت فعلی (در جهت سر و
سامان بخشیدن به کارهای خود) وارد می کنند. استعفای وزیر خارجه، سنجابی، و شایعه استعفای وزیر
دادگستری، مبشری و حتی استعفای خود بازرگان نمایشگر این مسئله است و برنامه های ناجوری که
توسط کمیته های مختلف انجام شده است، انتقاد عموم را برانگیخته است. کمیته مرکزی وزارت کشور
هفته گذشته با صدر حاج سید جوادی وزیر کشور درگیر شد و این هنگامی بود که حاج سید جوادی از
مشورت در مورد انتصاب افراد ارشد امتناع کرد. در 11 آپریل کمیته فرمان، به کارمندان وزارت کشور
دستور اعتصاب داد.
طبق گفته دو مدیر کل در حدود 80% کارمندان به کار بازگشته اند اما اوضاع ناپایدار است. در حالی که
اوضاع در وزارتخانه های دیگر به این بدی نبوده است، ما مطلع شدیم که برخوردهایی بین کمیته ها و
وزارتخانه های دولتی در حداقل سه وزارتخانه دیگر (کار، آموزش و پرورش و دادگستری) و شاید دیگر
وزارتخانه هایی که اطلاعات ما در مورد آنها کافی نیست، اتفاق افتاده است.
تأثیر این درگیری داخلی بین عناصری که به ظاهر از حرکت اسلامی مشترکی هستند، توانسته امید را
در آنهایی که به تدریج شروع به رد کردن چیزهایی که حرکت اسلامی از آن طرفداری می کرده، زنده کند.
به جای حرکت به سمت مصالحه و میانه روی خمینی و کمیته های انقلابی... باقی مانده اند.(1)خصوصا در
رابطه با عناصر رژیم گذشته و جایگزین کردن ارزشهای اسلامی در جامعه.فداییان و احزاب مارکسیست
نیروهای تازه ای را به خود جذب کرده اند. در حالی که آنها نسبت به تشکیلات مسجدی اسلامیها ضعیف
باقی مانده اند، سعی و کوشش تشکیلاتی شدیدی را در زمینه های سیاسی و نظامی به خرج می دهند.
نشریاتشان به راحتی در تمام شهر قابل دسترسی است و پوسترهایی که چهره چه گوارا را نشان می دهد، به
چشم می خورد. مأمور گزارشگر ما با دو ایرانی صحبت کرده. یکی یک دوست قدیمی که در کلاس سیاسی
که از طرف فداییان در دو هفته گذشته تشکیل شده بود، شرکت کرده است. در این میهمانی شام نسبتا
1- گروههای اسلامی که در آن زمان (و این زمان هم) مخالفت خود را با دولت حفظ نموده اند.