بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 262

دخالت زیادی در ترتیب دادن صدور اجازه فعالیت به شرکت «آیروفلوت» در ایران داشت. معامله ای که

ظاهرا منافع مالی برای وی در بر داشت.

اشرف با ابراز علاقه به فهرست طویلی از مردان جوان و جذاب، شهرت پرسروصدایی فراهم کرده

است. این فهرست شاید با نام اسداللّه علم در سال 1943 شروع شود.

اشرف و دیگر اعضای خاندان سلطنتی مورد نفرت مصدق بودند و در سال 1951 او (مصدق) شاه را

وادار کرد، آنها را از کشور خارج کند. اشرف تا دو سال و نیم یعنی تا اوایل 1954 برابر حدود 8 ماه پس از

کودتا علیه مصدق بازنگشت. شاه از اقامت هرچه بیشتر وی در خارج راضی بود، زیرا وی را از دومین

بازی یعنی نقشه چینی سیاسی برحذر می داشت. هرچند که دخالت سیاسی وی آشکارا تقلیل یافته است،

ولی علاقه وی به تجارت و فعالیتهای بازرگانی که اغلب در مرز تجاوز از قانون است، اگر چه کاملاً غیر

قانونی نباشد، همچنان شدید است. وی هرگز در استفاده از نفوذ خود در فراهم کردن قراردادهای دولتی

برای دوستان و آشنایان که بخواهند اجرتی بپردازند، تردید نکرده است. گفته می شود که در سالهای اخیر

وی از معامله گران، حق العمل طلب نمی کند، بلکه فقط اظهار می کند که خوشحال خواهد بود اگر بتواند

مواقعی که لازم است به آنها اطمینان کند. گزارشی در اوایل دهه 1950 اظهار می دارد که شاه فکر می کند

اقدامات تجاری اشرف تا زمانی که وی (شاه) نفوذ خود را برای پشتیبانی اشرف به کار نگیرد، مانعی ندارد.

در مقطعی دیگر، مدت مدیدی پس از آن، مدیر یکی از بانکهای ایران به یک کارمند سفارت گفت که وی

بعضی از اقدامات تجاری اشرف را که وی را (اشرف را) در موقعیت ناپسندیده ای قرار می داد به نظر شاه

رساند، شاه صرفا مسئله را بی اهمیت تلقی کرد. مدیر بانک به کارمند سفارت اظهار داشت که چنین

معاملات «برای اشخاص دیگر ده سال زندان در بر دارد». شهرام، فرزند ارشد اشرف، در بعضی موارد

جای پای مادرش را دنبال کرده است. وی به طور وسیع و نامطلوبی در تهران به عنوان یک معامله گر

زرنگ شهرت دارد و حدود 20 شرکت شامل ترابری، کلوپهای شبانه، ساختمانی و تبلیغات بخش عمده

داراییهای وی را در خود جای داده اند. برای ایرانیان صاحب اطلاع، فروش گنجینه ها و عتیقه های هنری

کشور از جمله ساخته های دستی مارلیک، که یک موضوع باستان شناسی ماقبل تاریخ و حائز اهمیت زیاد

است، بدنام ترین عمل حاکی از بی مسئولیتی وی می باشد.

شاهزاده شمس

شاهزاده شمس

شمس خواهر بزرگتر شاه است. وی همواره شهرتش از اشرف بهتر بوده است. اما از لحاظ سیاسی

اهمیتی ندارد. مانند بقیه خاندان سلطنتی وی منافع معتنابهی در تجارت دارد. شمس سالها وجوهات

سرمایه گذاری حبیب ثابت، برجسته ترین تاجر تهران را فراهم می کرد. جدیدترین طرح وی یک «شهر

نمونه» در غرب تهران است. وی در آنجا مشغول بنای یک قصر است. چندین شرکت ساختمانی که وی در

منفعت آنها شریک است بر روی این طرح کار می کنند. آخرین اظهار نظر درباره وی از شاهزاده سروناز،

دختر عبدالرضا برادر ناتنی وی است که وی را «دوست داشتنی، شیرین، بی آزار و احمق» وصف نمود.

غلامرضا

غلامرضا

غلامرضا، تنها فرزند رضا شاه از توران امیرسلیمانی، اینک یک سربار حرفه ای است و مقام سرتیپی


صفحه 263

دارد. وی در حال حاضر فرماندهی عالی بازرسی مخصوص ستاد مشترک را بر عهده دارد که بیش از آنکه

یک منصب کاری باشد، تشریفاتی است. غلامرضا را یک فرد بی تشخص، فاقد قوای شخصیت و روشنی

فکر وصف کرده اند. در اوایل 1959 تلاش مختصری توسط یک گروه غیر متجانس از سیاستمداران و

نظامیان انجام شد، که تا غلامرضا به مقام ولایتعهدی ترفیع یابد. این کار ظاهرا با این توقع انجام شد که شاه

ممکن است قریبا سقوط کند. با تولد ولایتعهد رضا سیروس، این امر مصداق عملی خود را از دست داد. (به

عنوان اطلاعات فرعی باید اظهار داشت که تقریبا تمام اعضای آن گروه با لژ گراند اورینت (خاور بزرگ)

مرتبط بودند. این تشکیلاتی بود که از قرار معلوم، انگلیسها برای تأمین منافع خود در ایران تأسیس کرده

بودند).

شاهزاده عبدالرضا

شاهزاده عبدالرضا

تنها برادر ناتنی شاه که زمانی امید می رفت چیزی غیر از انگل. فرزند اول رضا شاه از همسر چهارم

خود عصمت الملوک دولتشاهی بود. عموما در این موضوع که وی حائز بهترین تحصیلات و روشن ترین

فکر در خانواده سلطنتی است، اتفاق رأی وجود دارد. این واقعیتی است که زمانی سفارت معتقد بود فاصله

بین عبدالرضا و شاه را توجیه می کند، شاه به او بیش از بقیه برادران حسادت می ورزد، عمدتا به این دلیل

که شاه دوست دارد در هر زمینه ای سرآمد به نظر آید، ولی دریافته است که عبدالرضا از او در تحصیلات و

فرهنگ کلی برتر است. در همان زمان سفارت اظهار داشت که «بیشتر دانش او سطحی بوده و درست فهم

نشده است». (سفارت آمریکا در تهران 266 D 1954 سرّی) او مطمئنا هرگز فرصتی نیافت تا معلوم

کند آیا بی لیاقت بود یا اینکه صرفا تجربه اش کم بود. در اواخر دهه پنجاه، از عبدالرضا گزارش می شد که

اظهارات گزنده ای درباره شاه ابراز داشته است، که از میان ملایم ترین آنها این بود که خاندان سلطنتی

«کاملاً فاسد شده بود» و اینکه وی از عضویت در آن سرافکنده است، و اینکه شاه قادر نیست محیط خود را

با افراد سالم بیالاید و اعمالش کشور را به تباهی می کشاند. باید توجه داشت که این سنجشها منحصر به

عبدالرضا نبود؛ بلکه در آن زمان بسیاری از ایرانیان و غیر ایرانیان در آن سهیم بودند. سفارت در اظهار

نظر درباره رد و بدل کردن این صحبتها اشاره کرد که عبدالرضا بدون شک به جهت زندگی که باید در پیش

رو داشته باشد، یعنی یک زندگی عاری از معنا و مقصد، وجودش سرشار از یأس می باشد.

نظریه درباره منابع اسناد این کتاب

نظریه درباره منابع اسناد این کتاب

منابع زیادی چه طبقه بندی شده و چه بدون طبقه بندی برای تهیه این بررسی به کار گرفته شده است.

شاید یک دسته از اسناد، کتابها، رسالات تک موضوعی، مقالات و اوراق جاری در محافل خصوصی که

بدون طبقه بندی بودند، بیشترین استفاده را داشته اند. چند صد سند رسمی که مدت زمانی پیش از سه دهه

را در بر می گیرند، استفاده گردیده است؛ بیشتر آنها مقالات فرستاده شده خدمات خارجی در رابطه با

گزارشهای سازمان سیا و سندهای درجه دوم و سوم (از لحاظ اهمیت) ارتش می باشد. هیچ کدام از این

گزارشها البته برای احتیاج به مطالعه مثل چنین جزوه ای تهیه نشده است.

در خلال 30 سال همان طور که انتظار می رود گزارشها از نظر کمیت و کیفیت به طور زیادی تغییر کرده اند.

که نه تنها انعکاس دانش فرد فرد مأمورین بوده، بلکه مطالب بازگو نشده ای در رابطه با اهمیت ایران برای


صفحه 264

ایالات متحده می باشد.

برای گزارش گذشته باید از سفارتهای متعدد نام برد و تشکر کرد که هنوز هم ارزش خواندن را دارد.

یک سری گزارشها در مورد شاه بین سالهای 1951 و 1967 زمینه خوبی برای درک حکومت سلطنتی و

پیشرفتهایش فراهم کرده است. این گزارش خیلی خوب نوشته شده و خیلی خوب شاه و خانواده اش و

سیاست و رسومات اجتماعی را تشریح کرده است. اگر چه در این کتاب به محمد مصدق تنها اشاره ای شده

است، ولی او هنوز روی خیلی از ایرانیها نفوذ دارد؛ منجمله بعضیها که از اول به او پیوسته بودند. در کتاب

سال 1953 در مورد مصدق چیزهایی نوشته شده که اهمیت این کتاب بیشتر در این است که از زمینه های

دیگر ملی گرایی که هنوز هم ارزش دارد بحث می کند. در سال 1959 کنسول آمریکا در مشهد اسامی

حدود 120 نفر از این ناسیونالیستها را بررسی و گزارش کرد. در گزارشهای مربوط به بیوگرافی افراد یک

سری از گزارشهای سیا موجود است.

بخش دوم کتاب تشریح وضع کلی ایران


صفحه 265

سرّی

کتاب تشریح وضع کلی

ایران

کتاب تشریح وضع کلی ایران

قسمتهای مهم این کتاب کاملاً ترجمه شده و از سایر قسمتها نیز به واسطه حجم زیاد خلاصه ترجمه

جامعی به ضمیمه آمده است.

البته متن انگلیسی آن به طور کامل به چاپ رسیده است. این کتاب که یک گزارش جامع و همه جانبه

از اوضاع ایران در زمان رژیم شاه است، شامل بخشهای زیر است:

1 مقدمه که شامل معرفی آن قسمت از سفارت و کارمندان آن، که کتاب را تهیه کرده اند، می باشد.

قسمت امور داخلی خارجی روابط ایران با سایر کشورها و سازمانهای بین المللی و وضع گروههای

سیاسی داخلی و تشکیلات امنیتی است.

قسمت A که کلاً راجع به نحوه تصمیم گیری، در ایران سلطنتی است.

قسمت A/1 که وضعیت خانواده سلطنتی و روابط داخلی آن است.

قسمت A/2 چگونگی انتقال و تفویض قدرت.

قسمت A/3 ارزیابی از سلطنت مدرنیزه ایران.

قسمت A/4 حزب رستاخیز.

قسمت A/5 سیستم تک حزبی.

قسمت A/6 تحول اخیر قدرت در ایران.

قسمت A/7 نقش و شخصیت ارتش.

قسمت A/8 مواد مخدر.

قسمت A/9 لیست اعضاء کابینه هویدا و درجه تحصیلی آنها.

کتاب تشریح وضع کلی ایران سالهای 34 56 سالهای 1955 1977


صفحه 266

کتاب تشریح وضع کلی ایرانسالهای 34 56 سالهای 1955 1977

محرمانه

قسمت سیاسی و سیاسی نظامی سفارت

1 قسمت سیاسی: کار این قسمت ارزیابی پیشرفتهای اوضاع سیاسی است؛ همچنین دادن توصیه هایی

در مورد عملکرد و برنامه ها و سیاستهای ما می باشد.

مدیر کنسول سیاسی جورج لمبراکیس بوده که به عنوان مشاور امور سیاسی کاردار سفارت و دیگران

در سفارت می باشد. او در ارتباط با وزارت امور خارجه بوده و معمولاً گزارشهای نسبتا خوبی از روابط

خارجی ایران می فرستد.

جان استمپل، معاون شاخه سیاسی سفارت است که کارش بیشتر در رابطه با حوادث محلی و امور

مواد مخدر و گاهگاهی از روابط خارجی گزارش می دهد.

جونا مارتین که کارش در قسمت روابط خارجی است و بعضی از کارهایش صرف امور سیاست محلی و

گزارشهای بیوگرافی می شود.

هاوارد هارت، همچنین دستیار کنسول سیاسی در قسمت روابط خارجی مخصوصا در مورد اوضاع

خلیج فارس است.

5 سکرتر تمام وقت دیگر هم در این قسمت کار می کنند. به علاوه یک مشاور سیاسی محلی به نام

آقای جعفر بهوی و یک مترجم به نام آقای پطروسیان در استخدام این قسمت هستند.

2 قسمت سیاسی نظامی

این شاخه به وسیله کنسول سیاسی رابرت مارتین سرپرستی می شود. که در رابطه با بزرگترین برنامه های

فروش تسلیحات آمریکایی در جهان می باشد. این قسمت با قسمت مستشاری و 3 قسمت ارتش و

همچنین با تیمسار طوفانیان، معاون وزیر جنگ و دیگر افراد عالیرتبه ارتش روابط و همکاری نزدیک

دارد. جیمز هام، هم در این شاخه دارای مسئولیتهایی است. این قسمت دارای یک سکرتر است.

گزارشهای زیر توسط این قسمتها (شاخه سیاسی سیاسی نظامی) تهیه شده است.

قسمت A

قسمت A

1 امور داخلی

1 امور داخلی

الف) شاه رهبر بی چون و چرای ایران مدرن می باشد. تسلط تقریبا بدون رقیب او در صحنه سیاسی بر

روی رسوم 2500 ساله سلطنتی پا برجاست. او به پیشرفتهای قابل ملاحظه ای در دهه اخیر نایل آمده

است. که در جای خود مشکلاتی را هم به همراه داشته است. او موفق گردیده است که یک وجهه مؤثری در

صحنه بین المللی برای ایران کسب کند.

ب) در دوازده سال گذشته امیر عباس هویدا نخست وزیر ایران بوده است. او فرد با وفایی نسبت به شاه

می باشد. قدرت هویدا در توانایی او به انجام نقشش در کابینه و برآوردن آرزوهای شاه به طور مؤثر

می باشد. او سرپرست یک کابینه تکنوکرات می باشد و تعادل خود را با رقیبانش مثل دبیرکل حزب

رستاخیز جمشید آموزگار و وزیر اقتصاد و دارایی هوشنگ انصاری و دیگر وزیران کابینه حفظ


صفحه 267

کرده است. سیر تکامل سیاسی ایران به آهنگی پیشرفته است (مراجعه شود به A/4). برخلاف دوره های

سیاسی گذشته که دارای اهمیت خاصی بود، مجلسین ایران تقریبا به طور کامل زیر سلطه شاه در دهه

گذشته بوده است؛ اگر چه او با دقت مواد قانون اساسی را که تصویب مجلس لازم دارد، رعایت می کند.

کوشش شاه در 25 سال گذشته (که بیشتر موفقیت آمیز بوده است) این بود که قدرت سیاسی خود را به

وسیله یک مبارزه رادیکال (که بعضی از اثرات آن در گذشته در مجلس ظاهر شد) به وجود آورد. او این

کار را به وسیله حفظ تسلط سیاسیش و تحکیم وفاداری کامل ارتش و پلیس امنیتی ساواک انجام داده

است و در این راه مخالفتهای سیاسی سازمان داده شده، یا از بین رفته اند و یا به مقدار زیادی کاهش داده

شده اند. گروههای کوچک تروریستی که نظریات اسلامی تندرو و یا چپهای رادیکال را دارند یک آفت

مهم بوده و حالا یک عامل مهم در صحنه سیاسی ایران نیستند.

ج) کارگران و دیگر گروهها از زمان مصدق تاکنون عامل مهم سیاسی نبوده اند، ولی اعتصابات در 18

ماه گذشته تشکل و قدرت بیشتری یافته اند. شاه می پندارد که سیستم چند حزبی شیوه غلط غربی است. با

اعلان به وجود آمدن حزب رستاخیز از سوی شاه دو حزب ایران نوین و حزب مردم ایران منحل شد،

حزب رستاخیز به طور سنتی یک حزب دولتی نیست، ولی نقش گام به گام دولت و مجلس و نمایندگان را

زیر نظر دارد. در حال حاضر این حزب به دبیر کلی جمشید آموزگار و یک تیم جوان تکنوکرات که بیشتر

آنها در آمریکا تحصیل کرده اند، تشکیل گردیده است.

سپاهیان دانش بهداشت و ترویج شاه بر اساس الگوی سپاه صلح آمریکا تشکیل شده اند.

برنامه های سیاسی شاه بر پایه انقلاب شاه و مردم استوار است که در سال 1962 برنامه رفاهی آن که

شامل 17 نکته بود، آغاز شد. مقدار کمی سانسور در مطبوعات وجود دارد، اما نویسندگان بایستی

قوانین خاصی را زیر نظر داشته باشند؛ انتقاد از شاه و سلطنت و سیاستها و برنامه هایی که مستقیما به

وسیله شاه رهبری می شود، مجاز نمی باشد. اما از دولت و شکستهایش گاهی انتقاد می شود. سیستم

دادگستری در ایران مخلوطی از قوانین فرانسه و بریتانیا و قوانین اسلام سنتی می باشد اما اتهاماتی که بر

ضد امنیت ملی می باشد به وسیله دادگاههای نظامی بررسی می شود، که حقوق عادی را که توسط

دادگاههای مدنی رعایت می شود، رعایت نمی کنند. ایرانیان مواضع سختی در برابر انتقادات خارجیان از

وضع حقوق بشر ایران گرفته اند. جامعه ایران در حال تحول است، و پروژه ها و برنامه ریزی برای آینده

مشکل است، چرا که تعدادی مسلمانان ارتجاعی مخالفت می کنند، ولی تشکل سیاسی ندارند. بنیاد

اساسی سیاست ایران که بر پایه کشورهای غربی استوار است هنوز به وجود نیامده است. منافع آمریکا در

این است که روابط نزدیکی با ایران داشته باشد و عناصر علاقه مند به مدرنیزه کردن را تشویق کند.

مادامی که شاه بر ایران تسلط کامل دارد ما باید روابطمان را با دیگر گروههای جامعه ایران حفظ کنیم،

تا کسانی را که بعد از شاه ممکن است به قدرت برسند شناسایی کنیم.

درجه نفوذ آمریکا در زمینه تحصیلات در دولت جدید ایران به این وسیله مشخص می شود، که 60 درصد

کابینه در حال حاضر قسمتی یا تمام تحصیلاتشان را در آمریکا گذرانده اند.

2 امور خارجی

2 امور خارجی

شاه با اعتماد به نفسی که در وجود خود یافته است کمتر از گذشته به راهنماییهای کشورهای غربی


صفحه 268

خصوصا آمریکا توجه می کند. ولی به هر صورت این نادیده گرفتن تا حدودی می تواند پیش رود، چرا که

بقاء ملت ایران اساسا احتیاج به ادامه روابط با غرب دارد.

روابط ایران و آمریکا

روابط ایران و آمریکا

سیاست ایران که طرفدار غرب است، اساسا به خاطر روابط ایران و آمریکاست. که این روابط به طور

زیادی افزایش می یابد.

ایران به خاطر مبارزه با سلطه شوروی بر آمریکا به عنوان یک قدرت بزرگ تکیه داشته و این باعث

سرمایه گذاریهای کلان ایران در قسمت تسلیحات و تکنولوژی و قسمت اجتماعی گردیده است.

از طرف دیگر شاه اجازه داده است که یک تعداد از دستگاههای حساس جاسوسی اطلاعاتی آمریکا

نصب و به کار گرفته شود؛ چه او از روابط صمیمانه با قسمت اطلاعاتی آمریکا سود برده است. بخش

خصوصی و دولتی اقتصادی ایران احترام خاصی به تولیدات آمریکایی می گذارند و ایران بیش از هر کشور

دیگری با شرکتهای بلندپایه تجاری آمریکا در تماس بوده است و دانشجویانش برای دوره های تکنیکی و

دیگر مطالعات، ایران را ترک می کنند. تجارت با اروپا و روسیه شوروی و دیگر قسمتهای جهان به اندازه

آمریکا نمی باشد، و این تجارتهای ایران برای ما خوب است؛ چه ما بهتر می توانیم روابط ایران و آمریکا را

ارزیابی کنیم. ایران بعد از جنگ جهانی دوم بیش از یک دهه است که رُل رهبری را در منطقه به دست گرفته

است.

با توجه به امپراطوریهای باستانی ایران و دشمنی کشورهای دیگر، حکومت ایران در وضع موجود،

ایران برای رودررویی با رقیبان ناسیونالیست مثل عراق، در جستجوی تثبیت رهبری خود در منطقه با

پشتیبانی غرب مخصوصا آمریکا می باشد. دکترین نیکسون این بود که ایران قدرتی بتواند که می تواند در

منطقه ثبات را برای حصول منافع غرب برقرار کرده و مجهز به تسلیحات نظامی، که دیگر مداخله نظامی

مستقیم آمریکا مورد نیاز نباشد. در مورد مسئله حقوق بشر کارتر، شاه و مشاوران او نگران هستند که

اختلافات آنان در این زمینه با آمریکا موجب تضعیف ثبات و امنیت منطقه گردد.

روابط با شوروی

روابط با شوروی

در سال 1976 شوروی به ایران فشارهایی آورد که دولت ایران نسبت به این رفتار مظنون شد، که مبادا

شوروی از فعالیت مخالفین مخصوصا حزب توده به وسیله رسانه های خارجی پشتیبانی کند. روابط ایران

و شوروی با امضاء قرارداد ضد هواپیماربایی بهبود یافت. سفیر جدید شوروی ولادیمیر ویتوگرادوف

متخصص و خبره در زمینه مسایل خاورمیانه است.

روابط ایران و جمهوری خلق چین

روابط ایران و جمهوری خلق چین

در اوت 1971 بعد از بازدید اشرف از پکن، ایران جمهوری خلق چین را به عنوان یک دولت قانونی به

رسمیت شناخت؛ این عمل باعث شد که روابط ایران با چین ملی به صورت تعلیق درآید. تبادلات نظر و

کالاها انجام خواهد شد ولی در حال حاضر روابط اقتصادی و فرهنگی در سطح پایین می باشد. ایران و

جمهوری خلق چین روابط نزدیک خود را برای اتحاد بیشتر در مقابل شوروی برقرار کرده اند. چین از


صفحه 269

طرحهای ایران در منطقه خلیج فارس و اقیانوس هند پشتیبانی کرده است.

روابط ایران و عراق

روابط ایران و عراق

دشمنی دراز مدت ایران و عراق به وسیله قرارداد دوجانبه سال 1975 الجزیره آرام گرفت. زمانی که

ایران موافقت کرد که از حمایت کردهای شورشی دست بردارد و در عوض عراق مرز صحیح بین دو کشور

را در منطقه استراتژیک نفتی شط العرب پذیرفت، روابط بهبود یافت و در حال حاضر به صورت آشکار با

یکدیگر دشمنی نمی کنند. اشغال نظامی جزایر تنب و ابوموسی درست بعد از بیرون رفتن انگلیسیها از این

جزایر بدون سکنه روابط ایران را با کشورهای عربی خلیج فارس در آغاز بسیار تیره نمود. معهذا روابط

تدریجا به خاطر چند عامل رو به بهبودی است از جمله :

الف لغو ادعای درازمدت ایران برای باز پس گرفتن بحرین.

ب همکاری ایران با کشورهای عضو سازمان اوپک مخصوصا با کشور عربستان سعودی.

ج بسته شدن قرارداد الجزایر بین ایران و عراق. از طرف دیگر ایران هزاران نفر سرباز و هواپیما به

کمک کشور عمان برای مقابله با شورشیان ظفار فرستاده است. بعد از سقوط هواپیمای فانتوم ایران توسط

یمن جنوبی، عربستان سعودی نقش میانجی را برای بازگرداندن لاشه هواپیما و خلبان و جنازه کمک

خلبان بازی کرده. نقش رهبری در مورد قیمت گذاری نفت برای ایران و عربستان مشکلاتی به وجود

آورده که به زودی به فراموشی سپرده خواهد شد.

موضع ایران در جنگ اعراب و اسرائیل

موضع ایران در جنگ اعراب و اسرائیل

ایران با وجودی که اعمال اسرائیلیها را در مقابل کشورهای دوست عرب خود (شاه اردن و مصر و ...)

محکوم می کند. روابط خصوصی خوبی با اسرائیل دارد و با اینکه تبادلات سفیر در بین دو کشور انجام

نشده است، ولی پیامهای جاسوسی و اطلاعاتی بین دو کشور به طور منظم رد و بدل می شود و تکنیسینهای

اسرائیلی در بیشتر پروژه های کشاورزی و غیره مربوط به حال و آینده حضور دارند. بیش از 50 درصد

نفت اسرائیل به وسیله ایران تأمین می شود.

روابط ایران و اروپای غربی

روابط ایران و اروپای غربی

روابط ایران با کشورهای بزرگ اروپای غربی تاریخ خیلی قدیمی دارد. به خاطر اینکه انگلستان

کنترل کشورهای همسایه اش را در دست داشته و در دو مرحله هم تمامیت ارضی ایران را اشغال نموده

است. بیشتر در گذشته به صورت یک کشور تهدید کننده به حساب می آمد تا یک دوست؛ معهذا شواهد

قابل توجهی در دست است که شاه انگلستان را دومین کشور در جهان سیاست به حساب می آورد و

تبادلات اقتصادی و نظامی خود را با این کشور برای برقراری روابطش ادامه می دهد. در مورد آلمان ایران

با این کشور از سالهای 1920 و 1930 روابط خوبی داشته چه کشورهای هم پیمان آلمان رضا شاه را

هم پیمان آلمان می دانستند و این موضوع باعث کنار رفتن او به سود پسرش در سال 1941 شد. در حال

حاضر آلمان غربی یک شریک مهم اقتصادی ایران می باشد. نفوذ فرانسه در ایران مثل دیگر کشورهای

جهان در قسمت فرهنگی است. زبان فرانسه در سیستم آموزشی ایران قبل از جنگ جهانی دوم ترجیح