طرحهای ایران در منطقه خلیج فارس و اقیانوس هند پشتیبانی کرده است.
روابط ایران و عراق
روابط ایران و عراق
دشمنی دراز مدت ایران و عراق به وسیله قرارداد دوجانبه سال 1975 الجزیره آرام گرفت. زمانی که
ایران موافقت کرد که از حمایت کردهای شورشی دست بردارد و در عوض عراق مرز صحیح بین دو کشور
را در منطقه استراتژیک نفتی شط العرب پذیرفت، روابط بهبود یافت و در حال حاضر به صورت آشکار با
یکدیگر دشمنی نمی کنند. اشغال نظامی جزایر تنب و ابوموسی درست بعد از بیرون رفتن انگلیسیها از این
جزایر بدون سکنه روابط ایران را با کشورهای عربی خلیج فارس در آغاز بسیار تیره نمود. معهذا روابط
تدریجا به خاطر چند عامل رو به بهبودی است از جمله :
الف لغو ادعای درازمدت ایران برای باز پس گرفتن بحرین.
ب همکاری ایران با کشورهای عضو سازمان اوپک مخصوصا با کشور عربستان سعودی.
ج بسته شدن قرارداد الجزایر بین ایران و عراق. از طرف دیگر ایران هزاران نفر سرباز و هواپیما به
کمک کشور عمان برای مقابله با شورشیان ظفار فرستاده است. بعد از سقوط هواپیمای فانتوم ایران توسط
یمن جنوبی، عربستان سعودی نقش میانجی را برای بازگرداندن لاشه هواپیما و خلبان و جنازه کمک
خلبان بازی کرده. نقش رهبری در مورد قیمت گذاری نفت برای ایران و عربستان مشکلاتی به وجود
آورده که به زودی به فراموشی سپرده خواهد شد.
موضع ایران در جنگ اعراب و اسرائیل
موضع ایران در جنگ اعراب و اسرائیل
ایران با وجودی که اعمال اسرائیلیها را در مقابل کشورهای دوست عرب خود (شاه اردن و مصر و ...)
محکوم می کند. روابط خصوصی خوبی با اسرائیل دارد و با اینکه تبادلات سفیر در بین دو کشور انجام
نشده است، ولی پیامهای جاسوسی و اطلاعاتی بین دو کشور به طور منظم رد و بدل می شود و تکنیسینهای
اسرائیلی در بیشتر پروژه های کشاورزی و غیره مربوط به حال و آینده حضور دارند. بیش از 50 درصد
نفت اسرائیل به وسیله ایران تأمین می شود.
روابط ایران و اروپای غربی
روابط ایران و اروپای غربی
روابط ایران با کشورهای بزرگ اروپای غربی تاریخ خیلی قدیمی دارد. به خاطر اینکه انگلستان
کنترل کشورهای همسایه اش را در دست داشته و در دو مرحله هم تمامیت ارضی ایران را اشغال نموده
است. بیشتر در گذشته به صورت یک کشور تهدید کننده به حساب می آمد تا یک دوست؛ معهذا شواهد
قابل توجهی در دست است که شاه انگلستان را دومین کشور در جهان سیاست به حساب می آورد و
تبادلات اقتصادی و نظامی خود را با این کشور برای برقراری روابطش ادامه می دهد. در مورد آلمان ایران
با این کشور از سالهای 1920 و 1930 روابط خوبی داشته چه کشورهای هم پیمان آلمان رضا شاه را
هم پیمان آلمان می دانستند و این موضوع باعث کنار رفتن او به سود پسرش در سال 1941 شد. در حال
حاضر آلمان غربی یک شریک مهم اقتصادی ایران می باشد. نفوذ فرانسه در ایران مثل دیگر کشورهای
جهان در قسمت فرهنگی است. زبان فرانسه در سیستم آموزشی ایران قبل از جنگ جهانی دوم ترجیح
داده می شد. چیزهایی که در قسمت فرهنگ فرانسه به وجود آمده، به وسیله طرحی که پیوندهای نزدیکی
با فرانسه دارد، تحسین شده است.
ژیسکار دستن، آخرین فرد برجسته غرب بود که در اکتبر 1976 از ایران دیدن کرد. روابط ایران با
دیگر کشورهای کوچک اروپایی مثل سوئیس و سوئد و هلند در مواقعی به خاطر بیانیه های حقوق بشر
تیره بوده است. حمله یک ایرانی تبعیدی به بیانیه کمیته ژنو ایران در سال 1976 و به دنبال آن اخراج یک
عضو این کمیته به خاطر عملیات جاسوسی باعث شد که شاه نه تنها یک دیپلمات سوئیسی را از تهران
اخراج کند، بلکه شاه از آن زمان به بعد برای اسکی سالانه اش به سوئیس عزیمت نکرد.
ایران و کشورهای کمونیستی
ایران و کشورهای کمونیستی
ایران روابط دیپلماتیک خود را با کوبا به خاطر ملاقات فیدل کاسترو با یک رهبر حزب توده ایران در
اروپا در سال 1976 قطع کرد. در سال گذشته روابط فرهنگی خیلی کمی با کشورهای اروپای شرقی
برقرار بوده است. معهذا روابط سیاسی ایران با این کشورها بیشتر به صورت حرف بوده تا عمل. روابط
تجارتی در سال گذشته با بلغارستان، چک اسلواکی، آلمان شرقی، لهستان و رومانی افزایش یافته، ولی کلاً
در مقایسه با تجارت با کشورهای اروپای غربی و آمریکا این مقدار در سطح خیلی پایینی قرار دارد. در
دسامبر سال 1976 بلغارستان یک ایستگاه رادیویی مخالف ایران را در آنجا بست، و این قرار که این
ایستگاه در لیبی شروع به کار کند، هرگز تحقق نیافت. این سؤال باقی می ماند که آیا این عمل بلغارستان به
دست خودش انجام گرفته و یا در جواب تقاضای شوروی بعد از برگشت خلبانهای شوروی از ایران به آن
کشور است؟
روابط ایران و سازمان ملل
روابط ایران و سازمان ملل
در موارد سیاسی ایران در سطح پایینی در این سازمان فعالیت دارد. اغلب در مورد مواضع شرق و
غرب در کنار آمریکاست. ایران بیشتر علاقه به فعالیت در زمینه مسایل اقتصادی شمال و جنوب دارد،
ولی همیشه در سازمانهای وابسته به سازمان ملل نبوده است. هنگامی که غرب شاه را به خاطر سیاستش و
یا مسئله نفت تحت فشار می گذارد، او علاقه خود را برای اجرای عدالت در کشورهای عقب افتاده، مطرح
می کند، به هر حال ایران نقش قابل ملاحظه ای در قسمتهای مختلف سازمان ملل دارد. در سال 1970
ایران یکی از داوطلبان ایجاد سپاه صلح سازمان ملل بود و علاقه دارد که ایران مرکز ستاد IFADشود.
قسمت ESCAP برای زنان و پیشرفت در فوریه سال 1977 در تهران تأسیس شد.
ایران و پیمان سنتو
ایران و پیمان سنتو
روش تردیدآمیز ایران نسبت به سنتو به خاطر نگرانی ایرانیان از احاطه شدن به وسیله رژیمهای تحت
نفوذ شوروی می باشد. در حالی که آگاه است که عضویت پیمان سنتو حرکتی در جهت خلاف هدف اصلی
آن، «استقلال ملی» است. ایران تشخیص داد که پیمان سنتو حداقل یک شکل رسمی به تعهدات غرب برای
حفظ امنیت ایران به وجود می آورد. بنابراین در ملأ عام زیاد به پیمان سنتو اشاره نشد. و حتی او (شاه)
گفت که پیمان سنتو وجود ندارد. شاه ظاهرا به این نتیجه رسیده است که منافع آن بیشتر از ضررهای آن
است. نخست وزیر پاکستان بوتو اغلب شاه را می بیند و دیگر اعضاء سنتو با یکدیگر ملاقات دارند.
ایران، پاکستان و ترکیه در همکاریهای پیشرفت منطقه ای هم پیمان بوده اند، که این باعث روابط نزدیک
اقتصادی و فرهنگی سه کشور است.
روابط ایران با آسیا و آفریقا
روابط ایران با آسیا و آفریقا
ایران نگرانیش بعد از اینکه افغانستان تحت نفوذ شوروی درآمده افزایش یافته؛ چه شاه نگران جنبش
جدایی طلب در بلوچستان می باشد. او نسبت به همدستی هندوستان در افغانستان شک دارد. از زمانی که
قیمت نفت چهار برابر شد، ایران روابط جدیدی با هندوستان برقرار کرده است و این روابط بهتر شده است.
بالاخره ایران توجه زیادی به درخواستهای کمک از جانب کشورهای آفریقایی جنوب صحرا می نماید؛
شاید این ایرانیها را خیلی بخشنده قلمداد کند. این بیان خیلی بی ربط است که اگر شاه فکر کند می تواند به
عنوان رهبر جهان سوم در مورد شرق و غرب عمل کند.
3 مخالفین و گروههای تروریستی
3 مخالفین و گروههای تروریستی
هیچ گونه تشکیلات مخالف رژیم در حال حاضر به طور منظم وجود ندارد و مخالفین که با شاه از زمان
مصدق نتوانسته اند کنار بیایند کشور را ترک کرده اند. روحانیت مرتجع، دیگر نفوذ سیاسی مهمی ندارد
ولی قدرت این را دارد که طرحهای دولتی را راکد سازد چون معتقد است که طرحها بر اساس تفکر صفوی
است. امکان مرگ شاه و یا یک فاجعه نظامی و یا یک آشفتگی همه جانبه می تواند طرفداران آنها را به
خیابان بکشاند. چون آنها در نظرشان دولت شاه وابسته به آمریکا می باشد. روحانیت همواره بر علیه
استعمار جنگیده است. اگر ملی گرایی مذهبی دوباره اوج گیرد، آمریکا تحت حملات شدید سیاسی قرار
خواهد گرفت. دانشجویان ناراضی خارج از کشور در رابطه با دانشجویان دیگر کشورها نقش مهمی در
لکه دار کردن رژیم شاه در خارج از کشور انجام می دهند. گروههای تروریستی گسترش بیشتری یافته اند
و کشته شدن 6 آمریکایی و ایرانیهای زیادی را باعث شده اند. این جنبش تروریستی به دو تشکیلات
بزرگ تقسیم می شود. یکی مجاهدین خلق و دیگر فداییان خلق، که احتمالاً از جانب منابع خارجی مثل
لیبی حمایت می شوند. از 2 سال پیش این دو گروه در حالی که دارای ایدئولوژیهای متفاوت هستند با هم،
همکاری نزدیکی را شروع کرده اند و ایدئولوژی مارکسیستی را پذیرفته اند. مجاهدین شاخه مسلح
مذهبی مخالف شاه هستند و از لحاظ تاریخی به شاخه مذهبی جبهه ملی برمی گردد. با اینکه رهبر
عملیاتی آنها بهرام آرام به قتل رسیده باز هم تهدید برای جان آمریکاییها وجود دارد.
چریکها (فداییان خلق) گروه مارکسیستی هستند که در شاخه قدیمی حزب توده کمونیست ریشه دارند.
این گروه با بیشتر دانشجویان و ایرانیها و گروههای خارج از کشور که رادیکال هستند، ارتباط دارند. اولین
گروه چریکی ایران بودند و ظاهرا در این اوان با گروه جرج حبش، رابطه برقرار کرده اند، که چریکهای
ایران را آموزش داده اند. چریکها توانایی عملیاتی زیادی دارند ولی دارای نفوذ سیاسی نیستند. (سرّی)
4 تشکیلات امنیتی (سرّی)
4 تشکیلات امنیتی (سرّی)
اگر چه عقاید مشهوری، ساواک را به عنوان یک سازمان پر قدرت امنیتی در ایران تلقی می کنند، ندرتا
این سازمان در درجه اول و یا در بین سازمانهای قدرتمند دیگر قرار می گیرد. مسئولیتهای امنیتی در بین
تعدادی سازمان مستقل دیگر که مستقیما از طرف مأموران خود به شاه گزارش می دهند، تقسیم شده است.
قضاوت در مورد سؤالات و فتوی به وسیله شاه بعد از مشاورت با سرپرستان صادر می شود. ساواک در
سال 1957 با این امر که مسئولیت اولیه اش یک سازمان امنیتی اطلاعاتی داخلی و خارجی برای کنترل
فعالیتهای ضد رژیم باشد، به وجود آمد. در حدود 6000 عضو دارد و راهنماییهایش را به کمیته مشترک
پلیس و ساواک (کمیته ضد خرابه کاری) می دهد که این کمیته بازوی دولت برای کنترل فعالیتهای
تروریستی است. ساواک می تواند مستقیما دستور دستگیری هر شخصی را که متهم به اتهامات امنیتی
است، صادر کند؛ اما در اغلب دستگیریها توسط پلیس شرکت می کند. ساواک پرونده های مربوط به امنیت
ملی را آماده می کند و با دادستان ارتش همکاری نزدیک داشته، حتی اداره بازرسی ارتش که موارد امنیتی
را زیر نظر دارد کنترل می کند. تیمسار نعمت اللّه نصیری رئیس ساواک می باشد.
پلیس ملی ایران با 26000 کارمند به کار تأمین نظم عمومی در مناطق تحقیقات جنایی و زیر نظر داشتن
فعالیت خارجیان اشتغال دارد. این قسمت به وسیله تیمسار صمد صمدیانپور سرپرستی می شود.
ژاندارمری شاهنشاهی ایران با 50000 نیرو مسئول اجرای قانون و نظم در نواحی دور افتاده ایران است.
مرزها را هم کنترل می کند و در مناطق ایلی به مشکلات رسیدگی می کند. تیمسار عباس کریم قره باغی
فرماندهی ژاندارمری را به عهده دارد.رکن 2 از ستاد مشترک ارتش مسئول اطلاعات و ضد اطلاعات
ارتش بوده و تمام موضوعات مربوط به ارتش را در اختیار دارد، و فرمانده آن تیمسار ناصر مقدم است
5 اعتیادات
5 اعتیادات
قسمت مواد (DEA) مخدر با پلیس همکاری نزدیک دارد. ایران کشوری است که در دام اعتیاد
می باشد. 160000 نفر جواز استفاده از مواد مخدر را دارند و 350000 نفر هم به طور غیر قانونی معتاد
هستند که در بین اینها کلاً 20 تا 40 هزار نفر هروئین مصرف می کنند. اعتیاد در میان آمریکاییهای مقیم
ایران فراوان است. روش بوروکراسی بین پلیس و ژاندارمری و گمرک باعث گسترش بیشتر آن شده است.
ما به دولت ایران پیشنهاد کرده ایم که به پاکستان در مورد کنترل مرزهایش فشار بیشتری بیاورد.
بخش سیاسی استمپل
بخش سیاسی استمپل
قسمت A/1
قسمت A/1
محرمانه
22 ژوئیه 1976
تصمیمات در ایران
تصمیمات در ایران
سفارت در مورد رهبری شاه در بیشتر سالها گزارشهای فراوانی را تفسیر کرده است. روشی که شاه
مملکت را به وسیله مشاورانش اداره می کرد، طی سالها او را مصمم و مجرب کرده است. سیاست مدرنیزه
کردن را به وسیله انقلاب شاه و مردم ارائه کرد. اشخاصی که در تصمیم گیری در ایران نقش مهمی دارند 15
نفر هستند که از این 15 نفر، 2 نفر زن می باشند که در امور تصمیم گیری مشاور شاه هستند. این دو نفر یکی
فرح و دیگری اشرف است. در این بین قسمتهای دیگر هم نقش عمده ای بازی می کنند که از جمله
قسمتهای امنیتی و نیروهای مسلح هستند. شورای عالی اقتصاد و کمیسیون شاهنشاهی هم تحت نظر شاه
فعالیت دارند. کابینه تحت نظر هویدا در این تصمیم گیریها نقش مهمی ندارد، ولی تعدادی از وزرا
توصیه های سیاسی خود را مستقیما به شاه می دهند. نقش سفیران و مستشاران خارجی هم برای دادن
اطلاعات و تغییر تصمیم گیریهای شاه دارای اهمیت است. در زمینه سیاسی اغلب، شاه بدون مشاورت با
وزیر امور خارجه، خلعتبری، خودش تصمیم می گیرد. تصمیم گیریها در رابطه با اجرای اهداف انقلاب شاه
و مردم است و با وجود نارسایی ها و بدیهای این تصمیم گیریها، ایران در زمینه سیاسی و اقتصادی پیشرفتی
چشمگیر داشته است.
تفرقه بینداز و حکومت کن
تفرقه بینداز و حکومت کن
به علت اینکه اهمیت مردم بیشتر از مؤسسات است، طرح رهبری شاه چنین ریخته شده که او افرادی
را انتخاب می کند که بر اساس همان سیاستی که او دنبال می کند، باشند. عامل مهم در این موضوع درجه
اطمینانی است که او می تواند در افراد بیابد. شاه به تعداد خیلی کمی از مقامات اطمینان دارد و او کنترل
خود را بر روی مقامات ایرانی با سیاست محتاطانه تفرقه بینداز و حکومت کن دنبال می کند. مثل روزولت
که چنین کارهایی انجام می داد. شاه اغلب مسئولیتهایی که به هم ارتباط دارند را بین مقامات تقسیم
می کند، به طوری که آنها جداگانه به او گزارش داده و او می تواند از کامل بودن و صحیح بودن گزارش
آگاهی یابد. وقتی که مقام به خصوصی به نظر می آید که بیش از آنچه که شاه می خواسته نفوذ پیدا کرده،
مقداری از مسئولیتهای او به دیگران محول می شود، یا به طور ساده به او مقام پایین تری داده می شود. دو
طریق بالا در مورد وزیر کشاورزی «ارسنجانی» در سال 1963 زمانی که او سرپرستی رفراندم زمینها را
به یک عامل نفوذ و قدرت سیاسی مبدل می کرد، به کار گرفته شد.
جزییات بیشتری راجع به ساواک
جزییات بیشتری راجع به ساواک
ساواک ترکیبی از سازمانهای سیا (CIA) و اف بی آی (FBI) و ان اس ای (NSE) و شورای امنیت ملی
است و مانند زمان داریوش به عنوان چشم و گوش شاه استفاده می شود. رئیس ساواک نعمت اللّه نصیری به
عنوان معاون نخست وزیر هم می باشد و مستقیما به شاه گزارش می دهد. ساواک برای پروژه هایش و
پروژه هایی که شاه بدهد بودجه نامحدودی دارد. ساواک به روزنامه ها در مورد مقالاتشان رهنمود
می دهد و در مورد افرادی که مقاماتی کسب می کنند تحقیق می کند. کسب مقام رسمی، مجلسین،
هماهنگی ملاقاتهای خارجی با شاه و بازرسی و تحقیق و محاکمه افراد ضد شاه و ضد امنیتی را در دست
دارد. نصیری یکی از محدود افرادی است که به شاه دسترسی فوری داشته و دارای نفوذ زیادی در بیشتر
تصمیم گیریها است.
نیروهای مسلح
نیروهای مسلح
به عنوان رئیس کل نیروهای مسلح، شاه علاقه زیادی به تمام جنبه های آمادگی نظامی ارتش دارد. او
تشخیص داده که ارتش را با جدیدترین تجهیزات نظامی مجهز کند، که یک حمله ناگهانی مثل حمله ای که
انگلیسیها در سال 1941 در خلیج فارس به نیروهای دریایی ایران کردند، نتواند آنها را از پای درآورد.
تمام تصمیمات مهم سیاسی در رابطه با ارتش توسط خود شاه گرفته می شود؛ به همین دلیل او برای این کار
نیاز به نمایندگان با مسئولیتی برای اجرای دستوراتش دارد که این کار در عمل به طور زیادی محدودیت
ایجاد می کند. در زمانهای مختلف در سالهای گذشته دولت ایران می بایستی از شاه برای رفتن هلیکوپترها
به مأموریت در داخل ایران اجازه می گرفت.
گزارشگر: ریچارد هلمز
15 نفری که در تصمیم گیریهای مملکتی از مشاوران نزدیک شاه بودند عبارتند از:
1 اسداللّه علم
2 نعمت اللّه نصیری
3 تیمسار غلامعلی اویسی: در سال 1974 (1353) از سمت خود به عنوان رئیس ژاندارمری به
رئیس نیروی زمینی برگزیده شد. او در سال (1317) 1938 عضوی از دادگاه نظامی برای محاکمه افسران
توده ای بوده است. او شغلهای دیگری به عنوان رئیس اداری گارد شاهنشاهی و بعد فرماندهی گارد
شاهنشاهی داشته است. او مسئول گزارشات کردستان برای شاه بوده.
4 امیر عباس هویدا: او در لبنان، لندن و پاریس تحصیل کرده است و بعد به عنوان افسر رابط ایران در
ارتش آمریکا کار کرده. پستهای دیپلماتیک در پاریس، اشتوتگارت و ژنو در سال های 1945 تا 1956
داشته و بعد طی دو سال عضو هیئت مدیره شرکت ملی نفت بوده است. در سال 1964 به عنوان وزیر
دارایی کابینه منصور بوده است.
5 تیمسار حسن طوفانیان: در فراهم آوردن تجهیزات نظامی نقش مهمی دارد. شاه به گزارشهای او
در مورد ارتش اطمینان دارد. او اطلاعات را در این زمینه یا خودش می دهد یا با کمک منابع آمریکایی این
کار را می کند. او اغلب از آمریکا دیدن می کند. 3 بچه او در دانشگاه آموزش پزشکی آمریکا تحصیل
می کنند. طوفانیان از تکنولوژی ارتش آمریکا ستایش می کند.
6 تیمسار حسین فردوست : او دارای دو شغل، رئیس شاخه اطلاعات ویژه دادگاهها و رئیس
بازرسی شاهنشاهی می باشد. او به عنوان (چشم و گوش شاه) خوانده می شود. او همکلاسی شاه در
سوئیس بوده است. او مدیریت گزارشهای روزانه آماده شده برای شاه را دارد. او در سالهای 1962 تا
1973 معاون ساواک بود ولی بعد از آن بنا به گزارشهایی در ساواک کار می کرد.
7 تیمسار غلامرضا ازهاری : او رئیس ستاد ارتش است و بعد از مرگ خاتم موقعیت پر اهمیتی دارد.
چرا که هیچ کس در ارتش به اندازه خاتم نفوذ شخصی در شاه نداشت.
8 نصرت اللّه معینیان : از سال 1966 رئیس دفتر خصوصی شاه بوده است. او کانال اطلاعاتی دفاتر
دولتی داخلی و خارجی است.
9 جمشید آموزگار : او هم به عنوان وزیر کشور و هم به عنوان نماینده ایران در سازمان اوپک است. او
بعد از تحصیلاتش در قسمت حقوق و مهندسی دانشگاه تهران به آمریکا رفت (سال 1944) و در دانشگاه
واشنگتن تحصیل کرد.
10 هوشنگ انصاری: وزیر اقتصاد و دارایی است. در انگلستان و توکیو تحصیل کرده است. شغلهای
قبلی او عبارتند از: کارمند سفارت ایران در قسمت اقتصادی در توکیو، معاون وزیر امور خارجه ایران،
سفیر ایران در پاکستان، وزیر اطلاعات و سفیر ایران در آمریکا ( که نقش مهمی در برقراری رابط تجاری
ایران و آمریکا در سال 1966 داشته است). از سال 1969 وزیر اقتصاد و دارایی است.
11 دکتر منوچهر اقبال : دو صفت اقبال، باوفایی شدید او به شاه و ضد کمونیست بودن او، نفوذ او را در
شاه زیاد کرده است. او رئیس شرکت ملی نفت ایران می باشد. او در فرانسه تحصیل کرده و دکترای پزشکی
گرفته است. سال 1926 دختر اقبال با پسر اشرف، شهریار، ازدواج کرده است.
12 جعفر شریف امامی : بعد از گذشت سیزده سال هنوز رئیس مجلس سنا می باشد. او شغلهای
متعددی داشته است. او برای آموزش در قسمت راه آهن در سال 1930 به آلمان و در سال 1935 به سوئد
رفته است. او از سال 1943 تا 1945 به عنوان طرفدار حزب نازی توسط متفقین زندانی بوده است.
13 فرح پهلوی
14 اشرف پهلوی
15 اردشیر زاهدی : در حال حاضر سفیر ایران در آمریکاست. در سالهای 1942 تا 1945 در
مدرسه آمریکاییهای بیروت تحصیل کرده و بعد به آمریکا رفته است. ستاره زاهدی بعد از کودتای شاه
درخشان گشت، چرا که پدرش تیمسار فضل اللّه زاهدی این کودتا را رهبری کرد. در سال 1957 اردشیر
زاهدی با دختر شاه، شهناز ازدواج کرد. او در سال 1964 شهناز را طلاق داد. تا سال 1971 وزیر امور
خارجه کابینه هویدا بود، ولی به علت اینکه به شاه مستقیما گزارش می کرد، هویدا از او ناراحت شد و
زاهدی در سال 1971 به آمریکا رفت و به شاه گفت: یا من یا هویدا. ولی هویدا در این بین برنده شد.
زاهدی گفت که دیگر به ایران برنمی گردد و از سال 1973 به عنوان سفیر ایران در آمریکا بوده است. او به
طور چشمگیری پارتی برگزار می کند و از اعضای برجسته واشنگتن و کنگره آمریکا دعوت به عمل
می آورد. ولخرجیهای او در مهمانیها برای ایران مشکلاتی به بار آورده است. اما شاه برای تماس داشتن با
او ارزش قایل می شود. او به دانشجویان ایرانی در آمریکا گفت: ببینید ایران چگونه برای ترقی جوانهایش
مناسب است و من به چنین پستی رسیده ام. یکی از دانشجویان گفت: بله ولی شاه فقط یک دختر دارد.
قسمتA/2
قسمت A/2
محرمانه
خانواده سلطنتی
خانواده سلطنتی
به طور کلی تصور می رود که اکثر اعضاء خانواده سلطنتی به درجات مختلف فاسد، غیراخلاقی و به
مقدار زیادی نسبت به ایران و ملت ایران بی علاقه هستند. زندگی های تجملاتی و گران قیمت آنان، پارتی
بازی و دخالت آنان در تجارتهای دولتی و خصوصی، باعث گسترش این نظریه در بین مردم شده که دو
پسر اشرف، شهریار و شهرام، عمیقا در سوءاستفاده های مالی در شرکتهای تجاری دست دارند.
تصمیمات سیاسی تا اندازه ای از طرف شاه گرفته می شود. اما احتمالاً تعدادی از اعضاء خانواده سلطنتی
در این امور نفوذ دارند. در کنفرانس رامسر سپتامبر سال 1975 فرح مؤدبانه اما در انظار عمومی،در مورد
حقوق اجتماعی و تحصیلات با شاه مخالفت کرد و از آن زمان او شروع به صحبت کرده و در طی دو سال،
نقش عمده ای در قدرتمند کردن رژیم ایفاء کرده است. فرح محبوب ترین عضو خانواده پهلوی در نزد
مردم است. ولیعهد رضا پهلوی در حال حاضر به سوی قدرت مرکزی در حرکت است، اما به نظر نمی رسد
آن موفقیتی را که در وجود شاه است، در او پیدا کرد. از او به عنوان محصلی در حد متوسط نام برده
می شود. در مورد تحصیلاتش شایعات زیادی وجود دارد، ولی شاه اصرار دارد که او حداقل تا پایان
تحصیلات دبیرستانی در ایران بماند. بجز فرح و اشرف، شاه به عضو دیگری از خانواده سلطنتی در امور
سیاسی اطمینان ندارد. دیگر کسان شاه، خواهرش شمس و فاطمه به او نزدیک هستند. برادرانش
غلامرضا و عبدالرضا از صحنه سیاسی به دور هستند. تعدادی از اعضاء خانواده سلطنتی تا اندازه ای
فاسد، فاقد اخلاق و بی علاقه به مردم تلقی می شوند و این بیشتر به خاطر زندگی اشرافی و مشاغلی که هم
در دولت و هم در بخش خصوصی دارند، می باشد.
صفت مشخصه و خصوصیات شاه
صفت مشخصه و خصوصیات شاه
اگر چه ظاهر شاه و کلیه تحصیلاتش به صورت غربی است، شاه نژاد و رفتارش ایرانی است و در
حقیقت موفقیت قابل توجه او در رهبری کشورش بیشتر به این واقعیت متکی است، که او یک سیاستمدار
کامل ایران است. اگر چه او با اقتدار در یک محیط غربی کار می کند اما واقعا یک ایرانی غرب زده در خانه
نبوده، بلکه از دو فرهنگ به طور مساوی استفاده کرده و هنر پذیرش اجتماعی را پیش برده است. در نتیجه
او اغلب تصمیمات و بیانیه های غربی را توسط مفاهیم ایرانی به کار گرفته و تفسیر نموده اگر چه او خود از
ارزشها و صفات غربی آگاهی دارد. برای اینکه شاه، ایران را به دنیای مدرن وارد کند او این صفت ممتاز را
که سلطنت از جانب خداوند بوده و با خصیصه ملی آن، که برای بیشتر ایرانیها منجمله طبقه تحصیلکرده
جذبه زیاد دارد، برای اداره مؤثر ملت به کار می برد. در واقع شاه بر این عقیده است که او را خداوند برای
رهبری ایران به طرف یک عصر طلایی فرستاده است. تشخیص فکری و فردی و ذکاوت او ایران را به
قدرتی رساند که از زمان صفویه به این طرف سابقه نداشته است و از این معنا می توان گفت که حکومت
سلطنتی هنوز برای ایران مناسب بوده و یک نیروی مؤثر برای وحدت و پیشرفت می باشد. این موضوع که
تصمیمات او غیرقابل تخلف و مقدس است، برای او این مشکل را ایجاد کرده که نمی تواند مشاوران کاملاً
مورد اعتماد پیدا کند و به طور معمول فرح و اشرف و علم می توانند بدون این که زیانی متوجه ایشان باشد،