بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 276

قسمت A/2

محرمانه

خانواده سلطنتی

خانواده سلطنتی

به طور کلی تصور می رود که اکثر اعضاء خانواده سلطنتی به درجات مختلف فاسد، غیراخلاقی و به

مقدار زیادی نسبت به ایران و ملت ایران بی علاقه هستند. زندگی های تجملاتی و گران قیمت آنان، پارتی

بازی و دخالت آنان در تجارتهای دولتی و خصوصی، باعث گسترش این نظریه در بین مردم شده که دو

پسر اشرف، شهریار و شهرام، عمیقا در سوءاستفاده های مالی در شرکتهای تجاری دست دارند.

تصمیمات سیاسی تا اندازه ای از طرف شاه گرفته می شود. اما احتمالاً تعدادی از اعضاء خانواده سلطنتی

در این امور نفوذ دارند. در کنفرانس رامسر سپتامبر سال 1975 فرح مؤدبانه اما در انظار عمومی،در مورد

حقوق اجتماعی و تحصیلات با شاه مخالفت کرد و از آن زمان او شروع به صحبت کرده و در طی دو سال،

نقش عمده ای در قدرتمند کردن رژیم ایفاء کرده است. فرح محبوب ترین عضو خانواده پهلوی در نزد

مردم است. ولیعهد رضا پهلوی در حال حاضر به سوی قدرت مرکزی در حرکت است، اما به نظر نمی رسد

آن موفقیتی را که در وجود شاه است، در او پیدا کرد. از او به عنوان محصلی در حد متوسط نام برده

می شود. در مورد تحصیلاتش شایعات زیادی وجود دارد، ولی شاه اصرار دارد که او حداقل تا پایان

تحصیلات دبیرستانی در ایران بماند. بجز فرح و اشرف، شاه به عضو دیگری از خانواده سلطنتی در امور

سیاسی اطمینان ندارد. دیگر کسان شاه، خواهرش شمس و فاطمه به او نزدیک هستند. برادرانش

غلامرضا و عبدالرضا از صحنه سیاسی به دور هستند. تعدادی از اعضاء خانواده سلطنتی تا اندازه ای

فاسد، فاقد اخلاق و بی علاقه به مردم تلقی می شوند و این بیشتر به خاطر زندگی اشرافی و مشاغلی که هم

در دولت و هم در بخش خصوصی دارند، می باشد.

صفت مشخصه و خصوصیات شاه

صفت مشخصه و خصوصیات شاه

اگر چه ظاهر شاه و کلیه تحصیلاتش به صورت غربی است، شاه نژاد و رفتارش ایرانی است و در

حقیقت موفقیت قابل توجه او در رهبری کشورش بیشتر به این واقعیت متکی است، که او یک سیاستمدار

کامل ایران است. اگر چه او با اقتدار در یک محیط غربی کار می کند اما واقعا یک ایرانی غرب زده در خانه

نبوده، بلکه از دو فرهنگ به طور مساوی استفاده کرده و هنر پذیرش اجتماعی را پیش برده است. در نتیجه

او اغلب تصمیمات و بیانیه های غربی را توسط مفاهیم ایرانی به کار گرفته و تفسیر نموده اگر چه او خود از

ارزشها و صفات غربی آگاهی دارد. برای اینکه شاه، ایران را به دنیای مدرن وارد کند او این صفت ممتاز را

که سلطنت از جانب خداوند بوده و با خصیصه ملی آن، که برای بیشتر ایرانیها منجمله طبقه تحصیلکرده

جذبه زیاد دارد، برای اداره مؤثر ملت به کار می برد. در واقع شاه بر این عقیده است که او را خداوند برای

رهبری ایران به طرف یک عصر طلایی فرستاده است. تشخیص فکری و فردی و ذکاوت او ایران را به

قدرتی رساند که از زمان صفویه به این طرف سابقه نداشته است و از این معنا می توان گفت که حکومت

سلطنتی هنوز برای ایران مناسب بوده و یک نیروی مؤثر برای وحدت و پیشرفت می باشد. این موضوع که

تصمیمات او غیرقابل تخلف و مقدس است، برای او این مشکل را ایجاد کرده که نمی تواند مشاوران کاملاً

مورد اعتماد پیدا کند و به طور معمول فرح و اشرف و علم می توانند بدون این که زیانی متوجه ایشان باشد،


صفحه 277

با شاه مخالفت کنند. از طرف دیگر حداقل 6 نفر دیگر مستقیما به او گزارش می دهند و تعداد زیادی هم در

قسمتهای مختلف جامعه با او در تماس هستند

روابط شاه با آمریکا

روابط شاه با آمریکا

شاه از آمریکا و این حقیقت که ما قصد بهره برداری از ایران را نداشته ایم، متشکر است. از طرف دیگر

چون شاه اعتماد به نفس خود را باز یافته است و ایران به صورت قدرت منطقه ای درآمده، در حال حاضر

دسترسی ما به خیلی از بخشهای جامعه متمدن ایران که قبلاً از آنها استفاده می کردیم، مشکل شده است.

اما این نبایستی روابط ایران و آمریکا را تیره تر کند، چرا که روابط ما بر پایه منافع دوجانبه است. ما متوجه

شده ایم که اغلب مقامات و افراد بلند پایه تمایل به سکوت و خاموشی دارند که امکان دارد این موضوع

برای ترس از ساواک باشد، و بعضی از افراد هم نسبت به همکاری ما با رژیم نامطمئن هستند. اما در واقع

این طرز کار و تمایل نتیجه موفقیت سیاست 20 سال گذشته ما در ایران می باشد که در جستجوی راهی

برای کمک به ایران و رهبرش بوده که آن را قوی و متکی به خود کنند. وقتی که ایران از ایمنی و ثروت و

اطمینان برخوردار باشد، می تواند به اندازه کافی بین منافع خود و حامی خود فرق گذارد. ایرانیان دیگر به

خارجیها اجازه نمی دهند تا آنها بفهمند که موضوع آنها تا چه اندازه تظاهر و تا چه اندازه حقیقی است.

در ارتش هم شاه کوشش دارد که وابستگی آن را از آمریکا کمتر کند و برای این کار منابع خرید

تسلیحات را گوناگون کرده است. اما او پی برده است که بیشتر تسلیحات پیچیده که او خواستار آن است و

بیشتر مستشارانی که او برای آموزش پرسنل خود به آنها نیاز دارد، در هیچ کجای دیگر به جز آمریکا

وجود ندارد و در حال حاضر نفوذ آمریکا در بیشتر سطوح ارتش به طوری است که کم کردن تسلیحات در

یک قسمت و یا کم کردن سریع در قسمت دیگر در آمادگی جنگی ایران اثر منفی می گذارد و این روابط

ارتشی ایران و آمریکا در آینده نزدیک تغییری نخواهد کرد. شاه معتقد است که ارزش ایران برای آمریکا

آنقدر زیاد است که آمریکا چاره ای جز حمایت ایران و لذا آزاد گذاشتن او در تصمیم گیری ندارد. برخورد

ایرانیان در زمینه سیاست است که روابط حسنه را تا زمانی که منافع ایجاب می کند حفظ کنند، و از آن به

بعد روابط ارزشی ندارد.

طرح برای آینده

طرح برای آینده

ما اغلب گزارش کرده ایم که شاه عقلاً این را پذیرفته است که یک مقدار دمکراسی را وسعت بخشد.

البته این به آن معنا نیست که شاه دمکراسی نوع اروپایی یا آمریکایی می خواهد. چرا که این نوع دمکراسی

با احتیاجات جامعه ایران تطبیق نمی کند. دمکراسی ای مورد نیاز است که موجب دخالت بیشتر مردم در

امور ملی گردد. برای این کار او به دو جهت کشیده می شود. از یک طرف فردگرایی ایرانیها و عقیده شخص

شاه در مورد موهبت الهیِ حکومت سلطنتی ایجاب می کند یک رهبری قوی که قدرت مجلس را هم دارد

حکومت کند. زیرا او تجارب تلخی از بیشتر دمکراتیک شدن ایران در زمان مصدق دارد. شاه در سیاست

اعمال قدرت بر علیه مخالفانش سیاست دیرینه سازش با مخالفان را کنار گذاشته. از طرف دیگر به نظر

می رسد که او آگاه باشد که توسعه بیشتر خدمات دولتی حمایت مردم را تضمین نمی کند و بنابراین افزایش

شرکت همه جانبه مردم لازم است. این کار از طریق برگزاری انتخابات آزادتر، نوشتن مقالات انتقادی از


صفحه 278

انقلاب سفید او توسط استادان، روشنفکران و دیگران و به وجود آوردن انواع حکومتهای محلی و احزاب

سیاسی با چارچوبها و محدودیتهای تعیین شده، انجام می گیرد. ما بر این عقیده هستیم که شاه درصدد به

وجود آوردن راه حلی است که هم شرکت همه جانبه و هم کنترل در آن باشد و این همان مصالحه سنتی

ایرانی است.

ملکه فرح

ملکه فرح

هنوز بزرگترین یاور خانوادگی شاه در سلطنت پهلوی است. او یک زن جوان بدون اعتماد به نفس

بوده، سرپرست مسایل هنری و رفاه و آسایش و کودکان را به عهده داشته و در حال حاضر به یک شخص

معروف ملی تبدیل شده. او هنوز در امور سیاسی نفوذ و توانایی ندارد. او فعالیت خود را در 24 بنیاد خیریه

در مقابل رقیبش اشرف ادامه می دهد. شاه از برخورد گرم و صمیمی او استفاده کرده و او را به بازدید

مناطق دور افتاده و عقب مانده ای مثل بلوچستان و کردستان فرستاده است. او همچنین با قرار دادن فرح

به عنوان نایب السلطنه، اعتماد خود را به او ابراز داشت. در سالهای 1970 و 1972 شاه او را تنها به

شوروی و چین فرستاد، ولی فرح در سال 1973 در مقابل رقیب خود اشرف که شهرتش افزایش می یافت

نفوذی کسب نکرده بود. اما او در سال 1973 دوباره با سفرهایش به مناطق بیابانی ایران نفوذ و دخالت

خود در سیاست را نشان داد. همان طور که فرح وارد میدان سیاست می شد، بیشتر درک می کرد که رهبران

تنها هستند و دور آنها را چاپلوسان گرفته اند. نقش او زمانی که شاه او را به عنوان نایب السلطنه تا 18 ساله

شدن ولیعهد انتخاب کرد، افزایش یافت. محبوبیت او در بین مردم باعث خواهد شد که به هنگام جانشینی

بهتر با اشرف مبارزه کند.

اشرف

اشرف

از اوائل رژیم شاه، اشرف دارای قدرتی در صحنه بوده و با اراده ای قوی و بی پروا. او شخصا در اولین

سالهای نامطمئن برادرش به استوار نمودن او کمک کرد. توطئه های او با ملکه مادر برای 3 زن شاه و

نابرادریش عبدالرضا معروف است. اما از دهه 60 که شاه اطمینان خود را در سلطنت به دست آورد،

نفوذ سیاسی و شخصی اشرف و بیشتر کارهای او در مورد امور زنان و حقوق بشر بوده است. او نماینده

ایران در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل بوده و همچنین او در صحنه سیاسی نقش مهمی داشته است.

سفر او به چین و هندوستان باعث روابط خوب این دو کشور با ایران شد. مؤسسات خیریه اشرف، کارهای

کمی برای مردم ایران انجام داده اند. تا زمانی که شاه زنده است روش زندگی اشرف دارای اهمیت کمی

است و بجز شرمساری برای رژیم پهلوی چیزی در بر ندارد. ولی اگر شاه قبل از روی کار آمدن ولیعهد

بمیرد، اشرف وارد صحنه مبارزه با فرح می شود. کسانی که ممکن است از اشرف پشتیبانی کنند: هویدا،

شریف امامی، نصیری، کریم پاشا بهادری، رشیدی و علی رضایی خواهند بود. در این بین اسداللّه علم،

منوچهر اقبال، فریدون مهدوی و احتمالاً ارتش از فرح پشتیبانی خواهند کرد. تحلیل سفارت این است که

فرح بر اشرف پیروز می شود، چون بهتر می توان او را پشت پرده کنترل کرد تا اشرف سرسخت را.

ولیعهد


صفحه 279

ولیعهد

شاه آینده ایران یک پسر 14 ساله است که بر خلاف تحسین مقامات در مورد او به نظر می رسد که از

هوش متوسط و معمولی برخوردار باشد، از اوایل دوران جوانی در خانه خود و در محوطه کاخ سعدآباد،

جدا از والدین و برادرها و خواهرهایش و با حضور مراقبین زندگی کرده است. او اولین مرتبه در موقع

تاجگذاری شاه در سال 1976 و سپس در مانور دریایی خلیج فارس حضور یافت. نفوذ خارجی اولیه در

فلسفه و تحصیلات ولیعهد زبان فرانسه است؛ اگر چه او انگلیسی هم مطالعه می کند. بیشتر به خاطر دلایل

امنیتی شاه می خواهد که جانشینش تحصیلات خود را در ایران تکمیل کند.ولی تأکید دارد که آموزش

نظامی، اقتصادی را در خلال مسافرتهای خارجی به پایان برساند. ولیعهد چند باری به سوئیس و فرانسه

مسافرت کرده و در سال 1973 یک سفر یازده روزه به آمریکا داشت. شاه امیدوار است که ولیعهد از اول

زمامداریش با قدرت برای ایرانی با ثبات کار کند.

قسمت A/3 محرمانه

قسمت A/3 محرمانه

مشکلات جانشین

مشکلات جانشین

اگر در طول 5 یا 10 سال آینده ایران، شاه را از دست بدهد به دوگونه اثر خواهد داشت.

در کوتاه مدت : اگر شاه قبل از 20 ساله شدن ولیعهد بمیرد و یا کشته شود، بر طبق قانون اساسی، فرح

جانشین او خواهد بود که با همکاری شورای سلطنت کشور را اداره خواهد کرد. ارتش و نیروهای امنیتی

و طرفداران مدرنیزه شدن، از او پشتیبانی کرده و سیاست دولت به شکل قبلی باقی می ماند. ولی اگر

جانشین شاه رهبر قادری نباشد احتمالا دوره بحران به دنبال خواهد داشت و خرابکاریهایی از جانب

چپهای رادیکال و مسلمانان مرتجع صورت خواهد گرفت که ارتش و نیروهای امنیتی دخالت کرده و یا از

سلطنت پشتیبانی خواهند کرد و یا از یک مرد مقتدری مانند رضا شاه. امکان ضعیف تر است، که تحولی

باعث مرگ شاه و برکناری فرح و شورای سلطنت شود. تحت چنان شرایطی، یا سلسله جدیدی آغاز

خواهد شد و یا مردی تحت عنوان رئیس جمهوری روی کار خواهد آمد و ممکن است، به خاطر ملی گرایی

خارجیان را از کشور بیرون کند. در دراز مدت : اگر شاه در مدت 10 تا 15 سال از دست برود انتقال قدرت

به یک جانشین طرفدار شاه آسانتر خواهد بود و جنگ و رقابت بر سر قدرت کمتر خواهد شد.

مشکلات و دردسرها

مشکلات و دردسرها: موضوع مهم در این بازی قدرت که بعد از خروج شاه از صحنه خواهد بود، نفوذ

قدرتهای خارجی است. در حال حاضر به نظر می رسد که شوروی آمادگی برای ایفاء نقش دارد، ولی ما

امیدواریم که آمریکا با استفاده از نفوذش جلوی کوشش شوروی را گرفته و به میانه روهای داخل ایران

اجازه دهد که مسئولیتها را در دست بگیرند تا اینکه اوضاع به صورت عادی برگردد. با روی کار آمدن یک

حکومت جدید سؤالاتی در رابطه با ادامه استفاده از تجهیزات اطلاعاتی، دسترسی به بنادر ایران،

هماهنگی هوایی، گاز، نفت و روابط آتی ایران و آمریکا در امر تجارت مطرح خواهد گشت که به نظر ما

استفاده از این تجهیزات در دوران حکومت جدید به اندازه حال نخواهد بود.

مدرنیزه شدن رژیم سلطنتی ایران؛ یک ارزیابی سیاسی


صفحه 280

شماره سند : تهران 8776

از : سفارت آمریکا در تهران قسمت A/4

به : وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی تاریخ : 10/4/55

موضوع : مدرنیزه شدن رژیم سلطنتی ایران؛ یک ارزیابی سیاسی

گزارشگر : استمپل

1 سند زیر خلاصه ای از تهران 123 A می باشد که به قسمت پستی شما و آدرسهای دیگر ارسال

شده.

2 توسعه سریع اقتصادی ایران یک رشد پیوسته و ملازم را در مشارکت سیاسی به وجود نیاورده

است. بیشتر گروهها در حالی که مناسبات و روابط کافی با سیاسیون را برای منافع خود حفظ کرده اند، به

خاطر بدبینی و بدگمانی نسبت به سیستم سیاسی فعلی، از فعالیت سیاسی بیشتری خودداری کرده اند. شاه

به طور کامل بر سیاستهای حاضر در ایران تسلط و نفوذ دارد، ولی برای افزایش ثبات در ایران باید

گروههای موجود به طور موفقیت آمیزی در جریانات سیاسی دخیل باشند. ترکیب نخبگان ایران در حال

تغییر و تحول می باشد و بیشتر گروهها که در اصل پشتیبان رژیم هستند مانند تجار، افسران ارتش، مقامات

رسمی طبقه متوسط، و بیشتر روشنفکران ممکن است تهدید جدی نسبت به وفاداریهای خودشان

احساس کنند؛ مخصوصا در بحرانی که وحدت این افراد را بین دو مرکز قدرت تقسیم کند.

3 در حال حاضر مخالفت چندان آشکاری نسبت به دولت حاضر وجود ندارد. مذهبیون محافظه کار

بیشتر از جنبه های مدرنیزه کردن ناراضی و ناخشنود می باشند، ولی تاکنون فقط مشکل بالقوه ای بوده اند.

عملیات تروریستی نظرات مردم را جلب می کنند و تحریک جدی به شمار می روند، ولی فقط اثر

حاشیه ای بر قوه محرکه سیاسی ایران دارند. از این گذشته اخیرا دولت ایران با موفقیت آنها را شکار کرده

است. تعدادی از دانشجویان و روشنفکران به خصوص آنهایی که در خارج هستند با رژیم مخالفت

می کنند. ولی آنها طوری متشکل نشده اند که بتوانند از حمایت عمومی برخوردار باشند. تا زمانی که

وضعیت اقتصادی ایران نسبتا خوب باقی بماند و شاه و یا یک جانشین قانونی در قدرت باشد، این

مخالفتها احتمالاً اثر مهمی بر روی سیر تکاملی وضعیت سیاسی ایران نخواهند داشت.

4 هنوز سیاست ایران شدیدا به شخصیتها و نفوذ اقوام و دوستان وابسته است. علیرغم توسعه اخیر

اقتصادی گامهای کوچکی در جهت تشکیلاتی کردن کشور برداشته شده است. قدرت مجلس کاهش

یافته و حزب رستاخیز نوپا و جدید، هنوز به آن صورت سازمان یافته نیست که بتواند نقش مهمی را ایفا

کند؛ گرچه رهبران آن از طریق کار دفتری سیاسی، دارای نفوذ زیادی هستند. شیوه های تکنولوژی جامعه

مدرن با روشهای سنتی استبداد پدرانه ایران متضاد هستند. شاه، دولت و حزب می گویند که می خواهند

ارزشهای اجدادی و موروثی را با عدم تمرکز دولت و مدیریت حزب تغییر دهند، در صورتی که عوامل

بازدارنده کاری از پیش نمی برند. موفقیت این مرحله میزانی از توانایی سیستم سیاسی ایران برای تطبیق و

مدیریت یک اجتماع مدرنیزه می باشد.

5 ظاهرا ایران شروع به سعی در تأثیرگذاری روی محیط خارجی کرده و این بعد از مدت دهها سال

است که بر ایران نفوذ کرده اند و تأثیر گذاشته اند. اتحاد جماهیر شوروی هنوز به عنوان دشمن شماره یک

عمومی محسوب می شود و ایالات متحده آمریکا ابرقدرت پشتیبان اصلی ایران می باشد. به هر حال


صفحه 281

ناسیونالیسم رستاخیزی ایران، روابط دولت را با دوستان وخیم تر و بحرانی تر کرده است و مبادرت به

مقصر شناختن بی کفایتیهای خارجیان در توسعه صنعتی و اقتصادی در حال افزایش است.

6 گذشته از حوادث مهم پیش بینی نشده، مثل ترک ناگهانی شاه، ایران مشکلات مدیریت اقتصادی

فزاینده ای خواهد داشت و این به همراه دخالت بیشتر گروههای حزبی که دولت را بیشتر مورد انتقاد قرار

خواهند داد، خواهد بود. که این احتمالاً نتیجه اش باعث محدود شدن بعضی از فعالیتهای سیاسی و متقابلاً

انتقاد بیشتر از خارجیان خواهد بود. ایران مواضع لازم برای اداره یک جامعه در حال رشد را برای

اصلاحات به وجود خواهد آورد، اما این روش خیلی آسان نخواهد شد. سازش غیر مستقیم، نه

رودررویی مستقیم، روش سیاسی کامل ایران باقی خواهد ماند و در پنج الی ده سال آینده شاه یا خودش

در مسئولیت با دیگران شریک خواهد شد و یا وقتی اطرافیانش بازنشسته و یا بمیرند، او مجبور به این کار

خواهد شد. اگر یک بحران دنباله دار در حدود 6 الی 7 سال آینده اتفاق افتد، احتمالاً در ابتدا شورای

سلطنت حافظ سلطنت و کشور خواهد بود و اگر گروهها منافع خودشان را مهمتر از وحدت و ثبات بدانند،

مسابقه قدرت صورت خواهد گرفت.

7 با توجه به تحولی که احتمال آن در آینده می رود، منافع آمریکا در حفظ روابط نزدیک با ایران و

حمایت از توسعه و مدرنیزه ساختن آن می باشد. لازمه داشتن این روابط دیپلماتیک زیرکانه، صبر و تحمل

در برابر تندیها و آمادگی برای صحبت آشکار و صادقانه در جهت حل مشکلات می باشد، که این

مشکلات، موجودیت این تحول داخلی و خارجی که کلاً به نفع مصالح آمریکا است را تمدید

می کند.هلمز

قسمتA/5

قسمت A/5

محرمانه

حزب رستاخیز شروع به کار می کند

حزب رستاخیز شروع به کار می کند

خلاصه: با انتخاب دبیرکل و دیگر مقامات مقدماتی، حزب رستاخیز آماده افزایش فعالیتها و

تشکیلات خود می شود تا نقش بزرگتری در سیاست ایران بازی کند. دبیر کل جدید جمشید آموزگار

افراد وفادار به خود را در رتبه های حساس این حزب به کار گمارده است که این گروه جدید روحیه فعالتر

کردن و مدرنیزه تر کردن را دارند. بزرگترین مسئله که رهبری این حزب با آن رو به روست، برآوردن

خواست شاه در مورد شرکت همه جانبه حقیقی مردم می باشد. موفقیت این حزب در توانایی برای مقابله با

این سه مسئله است:

آ گسترش امکان شرکت فعالان علاقه مندی که به دلیل عدم گسترش سنتی حزب دلسرد شده اند.

ب تشکیل سازمانهای میانه رو برای کانالیزه کردن عقاید به رهبری ملی.

ث گسترش آرام قدرت حزب برای همکاری با دولت به طریقی که بتواند در تمام سطوح دولت را

کمک کرده ولی داخل دستگاه دولتی نشود و از طرفی نفوذ خود را نیز از دست ندهد.

قسمت A/6


صفحه 282

قسمت A/6

تک حزبی در ایران

از : سفارت آمریکا در تهران تاریخ : 10 جولای 1975

به : وزارت امور خارجهمحرمانه

موضوع : تک حزبی در ایران

خلاصه: این گزارش تحلیلی است از انگیزه ها و نتایج حاصل از تحول ایران به سیستم تک حزبی و

تشکیل حزب رستاخیز از جانب شاه در دوم مارس. ما معتقدیم این عمل عمدتا از تمایل شاه به تسلط

بیشتر و کم کردن انتقادهای داخلی برخاسته؛ اگر چه چنین اقدامی در دوران رشد ناسیونالیسم و اعتماد به

نفس ایران غیر ضروری به نظر می رسد. به علاوه او می خواست بعضی ایرانیان با کفایت را که به سبب

عضویت در احزاب مخالف، خود را کنار گذاشته می دیدند، در جریانات سیاسی وارد کند. این حرکت با

وضعی که شاه اغلب از دموکراسی سبک غربی دارد و آن را برای ایران با تجارب تاریخی و فرهنگی

مخصوصش، بی ثمر، نامتناسب و باز می داند، سازگاری دارد.

بسیاری از علایم حاکی از آنند که ایجاد حزب واحد در ایران اقدامی بود که شاه برای کاستن قدرت

روز افزون نخست وزیرش انجام داد. حال مقصود او هرچه بوده باشد، چنین نتیجه ای ظاهر شده است.

انتخابات 20 ژوئن حزب رستاخیز مردم ایران، باعث شرکت و توجه آنان که از شم سیاسی برخوردارند،

در انتخابات شد. اما در حال حاضر انتظار نمی رود که این مانور سیاسی شاه چندان تغییری در عوام ایجاد

کند و این مسئله برخلاف نظر شاه مبنی بر رشد دادن نهادها با عدم دخالت او در سطوح پایین می باشد. این

امر باعث می شود که نهادهای سیاسی نتوانند یاد بگیرند که چگونه بدون صدور راهنمایی از جانب او

فعالیت خود را ادامه دهند. (پایان خلاصه)

بررسی قضیه از جنبه مؤسسات و امنیت

بررسی قضیه از جنبه مؤسسات و امنیت

با هم به طور اجمالی اظهارات مکرر شاه و دولت را مبنی بر اینکه سیستم چند حزبی نتوانسته است، از

افراد با کفایت سیاسی استفاده کند قبول می کنیم. سیستم تک حزبی این مشکل را حل می کند. اگر چه هنوز

نتوانسته است که قابلیت خود را در جذب علاقه عموم به فعالیتهای خود نشان دهد. به علاوه ناراحتی شاه

از انتقادات هرچند محدودی که در سیستم چند حزبی مطرح می شد، عامل مهمی در تصمیم او به حذف

جناح مخالف، ولی رام ایران بود. اگر چه شاه آشکارا اعلام کرده بود که سیستم چند حزبی را ترجیح

می دهد، ولی در واقع وی از ترتیب دادن یک حزب جناح مخالف که برای او معقول یا مقبول باشد عاجز

بود. برخورد او با دو دبیر کل سابق حزب مردم علی نقی خانی و ناصر عامری مطمئنا او را قانع کرده

است که فضای سیاسی تحت کنترل ایران، یک حزب مخالف را تحمل نمی کند. موقعی که انتقادهای این دو

دبیر کل، باعث ناراحتی شاه یا هویدا شد به سادگی مرخص شدند. عامل مؤثر دیگر در تصمیم شاه ممکن

است همان نظر مشهورش درباره دموکراسی غربی باشد. او اعتقاد دارد که این دموکراسی حتی در همان

جوامعی که آن را پدید آوردند، نمی تواند آن چنان که انتظار می رود موفق باشد. او به دموکراسی به عنوان

پدیده ای بسیار مجزا از جو فرهنگی و سیاسی ایران می نگرد. به نظر او ایران تنها تحت حکومتهای بسیار

متمرکز و مستبد قادر بوده است به عظمت دست یابد. در این زمینه، حزب رستاخیز ملت ایران را می توان

قدمی دیگر به سوی افزایش تسلط بر این جامعه دانست. اخراج روزنامه نگاران دارای سوابق مشکوک،


صفحه 283

تعطیل اجباری روزنامه ها و مجلات کوچک، اتخاذ سیاست خشن نسبت به ناآرامی های سابقه دار

دانشجویی (که از آغاز دسامبر 1974 تا آخر مارس 1975 طول کشید) همگی نمودار اتخاذ سیاست

تندتر در مورد آنها که فعالیت در فضای سیاسی فعلی ایران را نمی پذیرند، می باشد. در واقع شاید مسئله

دانشجویان و توطئه 1973 روزنامه نگاران و روشنفکران بر ضد شاه باعث جلو انداختن اتخاذ چنین

تصمیمی از جانب شاه شده باشد. زیرا برنامه هایی برای ایجاد کمیته های حزب در هر دانشکده در دست

اجرا است. به هر صورت شاه نشان داده است که در بسط تسلط خود بر تمام زمینه های زندگی ایرانیان

می باشد، و تاکتیک قدیمی روشنفکران و دیگران را که یک ناظر آزاد و غیر متعهد در ظاهر نامیده است، به

هیچ می گیرد. حزب رستاخیز حائز مکانیسمی است که علاوه بر ایجاد امکان راه یابی در فعالیت سیاسی،

وسیله ای قانونی نیز برای شناسایی مخالفین نامطلوب می باشد. بنای حزب رستاخیز بر این نظریه شاه

است، که معترضان به برنامه او در ایران باید بین زندان، تبعید یا محو شدن، یکی را انتخاب کنند.

اینک حزب جدید چهار حزب موجود را در خود تلفیق کرده است. این امر همراه با انتقادهای جاری

روزنامه ها از احزاب قدیم به جهت خودخواهیشان و جارو جنجال های آنان بر سر مسایل تصنعی و یا به

خصوص حمله، حزب ایران نوین، به سبب عدم موفقیت آن در جلب مردم ممکن است باعث رانده شدن

بعضی سردمداران حزبی شود. به هر حال در حزب رستاخیز پستهایی برای چهره های سرشناس احزاب

دیگر در نظر گرفته شده است. بیشتر ساخت حزب جدید مبتنی است بر آنچه در حزب ایران نوین بوده

است؛ به این ترتیب کمتر کسی از اعضای فعال سابق بدون پست خواهند ماند. ایرانیان هم به عنوان اعضای

نهادهای گوناگون و هم به عنوان افراد مملکت برای پیوستن به حزب رستاخیز هجوم آورده اند تا اعتقاد

خود را به شعار جدید سیاسی ایران یعنی «سلطنت، مجلس، انقلاب شاه و مردم» به اثبات رسانند. هنوز ما

شک داریم که شاه حمایت آنان را صادقانه بداند و یا از حزب رستاخیز انتظار موفقیت بیشتر از اسلاف

خود، در جذب مردم به فعالیتهای سیاسی داشته باشد. به نظر می رسد که او آماده است به دنبال حرکت

سنتا ایرانی خود، بدون چندان توجهی به محتوی، به شکل تأکید ورزد.

گزارش مطبوعات برعکس است. اکثرا افراد مورد تماس سفارت اعلام سیاست جدید توسط شاه را با

بدبینی و حیرتی که هنوز هم باقی است می نگرند. نحوه اعلام آن نیز، حالت شکاکیتی را که ایرانیان نسبت

به سیاست دارند، تشدید کرد. در صحبتهایی که با ایرانیان عادی (عادی در برابر فعالین حزبی که قاعدتا

منافعشان را در ابراز عقاید خود در نظر می گیرند) از قبیل کتابفروش، تاجر جزئی، و دیگران شد، فهمیدیم

که به نظر آنان احزاب سیاسی قبلی وسیله خوبی برای اظهار نظرات سیاسی نبودند. به نظر می رسد آنان

درباره حزب جدید هم عقیده مشابه این را حفظ کرده اند. در سطح جهانی، مخصوصا بین آمریکاییها و

اروپاییها که قبلاً هم به رژیم شاه معترض بودند، عکس العمل منفی تر بوده است. اگر چه انحلال سیستم

چند حزبی انتقادات خارجیان را تشدید نموده است، ولی تردید داریم که شاه به آنها توجه کند. او موقعیت

خود و کشورش را به سبب نفت و سابقه رهبری موفق، چنان قوی یافته است که انتقادات به سیاست

داخلی خود را محکوم به محو یا بی نتیجه گی می بیند. در این مورد شاید او حق داشته باشد، ولی

عکس العمل بین المللی ممکن است بازگشت ایرانیان مقیم خارج را که می توانند به حل مسئله کمبود

نیروی انسانی ماهر کمک کنند به اشکال اندازد.

تنزل هویدا؟